فهرست مطالب

دانش پیشگیری و مدیریت بحران - سال هشتم شماره 2 (تابستان 1397)
  • سال هشتم شماره 2 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/04/27
  • تعداد عناوین: 7
|
  • دکتر لیلا میرسعیدی*، مهندس آزاده شمسی صفحات 103-118
    زمینه و هدف
    آمادگی و شناخت نسبت به خطرات پیرامون و نحوه ی جلوگیری در برابر حوادث، یکی از الزامات مهم در طراحی و اجرای ساختمان ها، جهت تامین ایمنی ساختمان در برابر آتش سوزی است. عملیات نجات در ساختمان هایی با تعداد محدود نقاط دسترسی به سطح خیابان (از جمله ساختمان های آموزشی) امری مشکل است. تراکم بالای جمعیت نیز مشکلات کنترل شرایط را در هنگام وقوع بحران دو چندان می کند. فقدان قوانین و مقررات ایمنی و اجرا نشدن دقیق آن ها، عدم نظارت و کنترل نامناسب و معضلات دیگر در طراحی، ساخت و بهره برداری از مدارس، شرایط نامناسبی را فراهم آورده که می تواند موجب بروز تلفات جانی و مالی قابل توجه گردد. هدف این پژوهش بررسی و ارائه راهکارهای طراحی معماری در راستای افزایش سطح ایمنی مدارس در برابر آتش سوزی است.
    روش
    پژوهش از نوع مروری و به روش توصیفی-تحلیلی با بررسی و مطالعات کتابخانه ای و اسناد مکتوب صورت گرفته است.
    یافته ها
    با وجود این که ضوابط موجود در زمینه ی راه های ایمنی ساختمان ها در برابر آتش، هر چند رهنمودی مناسب برای معماران، در جهت طراحی ایمن ارائه می دهد، اما بررسی و کنکاش در پیشینه ی موضوع پروژه، جای خالی بررسی نتایج و کفایت ضوابط در هنگام استفاده کاربر را نشان می دهد. راهکارهای طراحی معماری در این خصوص در دو گروه راهکارهای مطرح در ضوابط و آیین نامه ها و راهکارهای فراتر از ضوابط، جمع بندی شده است.
    نتایج
    در این پژوهش به بررسی و معرفی قوانین و ضوابط مربوط به آتش سوزی در داخل و خارج کشور و آیین نامه های حفاظت در برابر آتش پرداخته شده است و راهکارهای طراحی معماری همراه با پیشنهادهایی برای طراحی ارائه گردیده است. در پروژه های بعدی می توان به کارایی ضوابط، براساس ویژگی های خاص کاربران فضا به صورت مفصل تر پرداخته شود.
    کلیدواژگان: راهکارها، طراحی معماری، ضوابط و مقررات، ایمنی، مدارس، آتش سوزی
  • مهندس فرشته اصلانی، دکتر کامبد امینی حسینی* صفحات 119-136
    زمینه و هدف
    سوانح طبیعی همواره برای جوامع شهری به عنوان چالشی بزرگ مطرح بوده است و سکونت گاه های انسانی، زیرساخت ها و سرمایه ها همواره در معرض تهدید بوده اند. طبق آمار، سوانح در گذر زمان افزایش یافته اند و همچنین آسیب پذیری جوامع شهری در برابر سوانح (به ویژه در کشورهای در حال توسعه) سیر صعودی داشته است. با افزایش تعداد و تنوع مخاطرات طبیعی در سکونت گاه های انسانی، معضلی در حیات جوامع بشری ایجاد شده است. بدین منظور، رویکرد رایج از تاکید بر مقوله کاهش آسیب پذیری و مقاوم سازی صرفا کالبدی، به تاب آوری در برابر سوانح تغییر یافته است.
    روش
    این پژوهش، بر اساس بررسی و مطالعه مروری است که در آن از منابع کتابخانه ای استفاده شده است و بر اساس مطالعه ی کتب، مقالات، رساله ها، اسناد، گزارش ها و همچنین سایتهای اینترنتی معتبر، به شناسایی و تبیین مفاهیم، شاخص ها، چارچوب ها و مدل های تاب آوری در برابر زلزله پرداخت. بر پایه مرور متون تخصصی و اسناد مکتوب در این حوزه، ضمن بررسی مبانی نظری تاب آوری، به ابعاد، مولفه ها، سنجه ها و معیارهای تاب آوری در برابر سانحه نیز پرداخته شد.
    یافته ها
    تاب آوری در ذات خود، دارای بعد اجتماعی است. در واقع تاب آوری در برابر سانحه، یک مفهوم زنده و پویا است و بیشتر، کنش جمعی و همکاری برای مقابله با بحران اجتماعی است. به بیان دیگر، جامعه را باید تاب آور نمود تا بتواند کالبد را استحکام بخشد. بنابراین، به نظر می رسد با توجه به ارتباطات و هم پیوندی ابعاد ملموس و ناملموس تاب آوری، پژوهشگران باید در این حوزه، رویکردی جامع نگر و همه شمول داشته باشند. به بیان دیگر، دیدگاه های تک بعدی در این حوزه، دیگر کارگشا نخواهد بود. در حوزه تاب آوری در برابر سانحه، آنچه بیش از پیش مورد نیاز است، پژوهش های میان رشته ای با رویکرد ترکیبی است که دستاورد آن ، مدل های ترکیبی و تعمیم پذیر با هدف ارتقای تاب آوری در برابر سوانح باشد.
    نتیجه گیری
    تاب آوری در برابر سانحه، مفهومی به نسبت جدید است و بیش از چند دهه از آن نمی گذرد. برای ادامه پژوهش ها در این حوزه، به کارگیری رویکرد ترکیبی، اجتناب ناپذیر است و با هدف ارتقای تاب آوری، باید روش های کمی و کیفی به گونه ای مناسب با هم ترکیب شوند تا به صورت عملیاتی به ارتقای تاب آوری در برابر زلزله منجر شود. افزون بر این، چارچوب معیشت پایدار، رویکرد محله محور در حوزه تاب آوری سانحه را در کشورهای در حال توسعه پیشنهاد می کند. محله، جدا از دارا بودن روابط اجتماعی پویا در یک محدوده جغرافیایی خاص، به واسطه وجود معیارهای ذهنی، بستر مناسبی در جهت بهبود زندگی جمعی و تاب آوری سانحه است.
    کلیدواژگان: تاب آوری، زلزله، شاخص، چارچوب، مدل
  • محمدرضا احسان دوست*، دکتر یاسر آریان پور صفحات 137-148
    زمینه و هدف
    وقوع حوادث در طبیعت امری طبیعی است، اما بحران های احتمالی را می توان با پیش بینی و مدیریت موثر کاهش داد. توجه به موقعیت جغرافیایی کشور ایران،همچنین شهرها در نقاط زلزله خیز، ضرورت پرداختن به این مسئله را مشخص می نماید. مدیریت بحران فرآیندی از برنامه ریزی ها و اقدام هایی که با مشاهده و تجزیه و تحلیل بحران به صورت یکپارچه، جامع و هماهنگ و با استفاده از ابزارهای موجود در جهت پیشگیری، آماده سازی، مقابله و بازسازی، تمهیداتی را برای مقابله با بحران های احتمالی آتی پیش بینی می نماید.
    روش
    براساس پژوهش های وزارت مسکن و شهرسازی در طرح کالبد ملی، 50 درصد جمعیت شهرنشین کشور در پهنه هایی زندگی می کنند که دارای بیشترین خطر زلزله خیزی است. با توجه به موقعیت آسیب پذیر کشور ایران در خصوص رخدادهای طبیعی(به ویژه زلزله) و نیز آسیب پذیری شهری کشور در برابر این رخدادها، هدف این پژوهش شناسایی روش های کاهش آسیب پذیری ناشی از زلزله با استفاده از فنون برنامه ریزی شهری با رویکرد مدیریت شهری است. این پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش معیاری- تحلیلی برای پهنه بندی آسیب پذیری کالبدی و AHP است.
    یافته ها
    تکنیک های تحلیل و همچنین سطوح تحلیل بر اساس ماهیت و نوع معیارها تعیین شد. معیارهای تحلیلی در سطح شهر، به تفکیک نواحی در قالب دو مولفه (تحلیل آسیب پذیری کالبدی و تحلیل آسیب پذیری اجتماعی -اقتصادی)مورد بررسی قرارگرفت.
    نتیجه
    در این پژوهش از تحلیل سلسله مراتبی اجتماعی- اقتصادی و نیز استفاده از تجارب دیگر کشورها و جامعه مورد مطالعه (شهرستان کازرون) استفاده شد. در این پژوهش برای تعیین ارزش هر یک از معیارها از روش وزن دهی صفر و یک بهره گرفته شده است.
    کلیدواژگان: مدیریت بحران، زلزله، آسیب پذیری، شهرستان کازرون
  • دکتر اصغر عابدینی*، رضا کریمی صفحات 149-160
    زمینه و هدف
    ضرورت کاهش خطرپذیری شهر در برابر زلزله، یکی از اهداف اصلی برنامه ریزی کالبدی و برنامه ریزی شهری محسوب می گردد. کاهش خطرپذیری شهرها در برابر زلزله زمانی رخ خواهد داد که اصول مدیریت بحران؛ و به تبع آن پدافند غیر عامل در همه سطوح برنامه ریزی (از آمایش سرزمین تا معماری)، مد نظر قرار گیرد. با این حال سطح میانی یعنی برنامه ریزی در مقیاس شهر و منطقه (شهرسازی) نقش کلیدی در کاهش خطرپذیری شهر ارومیه در برابر زلزله دارد. هدف این تحقیق شناسایی نقاط خطرپذیر شهر ارومیه در برابر زلزله است.
    روش
    برای رسیدن به این هدف ابتدا از میان عوامل مختلف موثر بر میزان خطرپذیری، تعداد 12 شاخص شامل مساحت قطعات، قدمت سازه، مقاومت سازه، تراکم واحد مسکونی، تراکم خانوار در واحد مسکونی، تراکم جمعیتی، فاصله از فضای سبز، فاصله از تاسیسات خطرناک، فاصله از دسترسی درجه 1، تعداد طبقات، فاصله از مراکز درمانی و آتش نشانی انتخاب شد. جهت اجرای تحلیل های کمی، شاخص ها وارد نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی شده سپس با در نظر گرفتن ارتباط بین شاخص ها با هدف پژوهش، نوع تابع فازی مشخص شده و به استانداردسازی لایه ها در نرم افزار ایدریسی اقدام شده است. در انتها نیز با تاثیر دادن وزن شاخص ها که با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی در نرم افزار اکسپرت چویس به دست آمده، به همپوشانی لایه ها در نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی اقدام شده است.
    یافته ها
    بیشترین ضریب اهمیت به دست آمده مربوط به شاخص تعداد طبقات و کمترین آن مربوط به شاخص خانوار در واحد مسکونی است.
    نتایج
    نتایج حاصله بیانگر آن است که میزان خطرپذیری در بخش شمال، شمال شرقی، شرقی و جنوبی ارومیه نسبت به سایر بخش های ارومیه کمتر است. از طرفی میزان خطرپذیری در بخش مرکزی شهر در حالت میانی قرار دارد و بخش های جنوب شرقی، غربی، شمال غربی و تا حدودی جنوب غربی بیانگر پتانسیل بالای خطرپذیری است.
    کلیدواژگان: خطر پذیری، ارومیه، زلزله، ایدریسی، فازی
  • دکتر علیرضا صالحی پور میلانی*، دکتر مجتبی یمانی صفحات 161-172
    زمینه و هدف
    امروزه وقوع حرکات دامنه ای خسارت هایی از قبیل کشتار انسان ها و احشام، از بین رفتن مناطق مسکونی، افزایش میزان فرسایش خاک، پر شدن مخازن سدها، از بین رفتن راه های ارتباطی و پل ها، کاهش حاصلخیزی زمین های کشاورزی و به تبع آن کاهش محصولات کشاورزی و افزایش میزان مهاجرت و مشکلات بسیار زیادی را نیز در بر می گیرد. بنابراین داشتن اطلاعات کافی در خصوص مناطقی که زمین لغزش در آن به وقوع پیوسته و بررسی، تجزیه و تحلیل و شناسایی عوامل موثر در وقوع این حرکات و همچنین مناطق مستعد این فرایندها بسیار الزامی است، تا با اتخاذ تصمیماتی از خسارت هایی که بر انسان و محیط و پیرامون آن تحمیل می کند، کاسته شود. در شمال کشور، استان گلستان با دارا بودن 200 حرکت دامنه ای ثبت شده جزو مناطق بسیار فعال از لحاظ زمین لغزش است و حوضه آبریز رامیان در این استان، نیز با دارا بودن 65 لغزش از استعداد پتانسیل بسیار بالایی برخوردار است. از این رو تحقیق حاضر با هدف شناسایی زمین لغزش ها و پهنه بندی خطر آن ها در این منطقه انجام گرفت.
    روش
    در این تحقیق با استفاده از مدل LNRF و ابزار GIS و RS نسبت به شناسایی زمین لغزش ها و پهنه بندی وقوع زمین لغزش ها اقدام شد. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان می دهد که روش قبلی جمع آوری اطلاعات، با وجود کارایی بسیار خوبی که دارد، اما حاوی اشکالاتی نیز می باشد. در این تحقیق با اصلاح این مدل و در نظر گرفتن ضرایب اصلاحی جدید پهنه بندی زمین لغزش در این حوضه انجام گرفت. به منظور پهنه بندی خطر زمین لغزش در این تحقیق پارامترهای موثر بر زمین لغزش شامل زمین شناسی، فاصله از گسل، شیب، جهت شیب و کاربری اراضی مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    بعد از تجزیه و تحلیل پارامترها با استفاده از ارزش وزن دهی شده، نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش در این حوضه و در 5 طبقه ترسیم گردید. در حدود 35 درصد این حوضه در طبقه پتانسیل بالای زمین لغزش قرار دارند و این در صورتی است که روستاهای ملچ آرام و ویرو در این منطقه با پتانسیل بالای خطر قرار گرفته اند.
    نتایج
    نتایج نشان می دهد، مناطق با پتانسیل بالای زمین لغزش در این حوضه که با استفاده از مدل LNRF به دست آمده است، با محل وقوع زمین لغزش های کنونی اتفاق افتاده، هم پوشانی بسیار خوبی دارد، و کارایی بالای این مدل را در پهنه بندی زمین لغزش نشان می دهد.
    کلیدواژگان: پهنه بندی خطر، زمین لغزش، LNRF، GIS، رامیان
  • عیسی خوشوقت سویری*، محمد قیصری صفحات 173-186
    زمینه و هدف
    یکی از راه حل های کارامد جهت کارکردهای پیش بینی، تشخیص و اعلام وقوع بحران و همچنین خودکار سازی اقدامات بعد از هریک از کارکردهای فوق، بهره گیری از سامانه های هشدار سریع است. هدف از این مقاله، بررسی قابلیت فناوری اینترنت اشیاء و معرفی مناسب ترین معماری کنونی از فناوری مذکور با نام «معماری مبتنی بر رایانش مه» به عنوان ابزاری جهت ایجاد و پشتیبانی از سامانه های هشدار و پاسخ سریع در حوزه زلزله نگاری است.
    روش
    در این پژوهش با بهره گیری از تجارب شخصی پژوهشگران، به واسطه فعالیت پنج ساله در حوزه اینترنت اشیاء در کشور و استفاده از روش کتابخانه ای و جستجو در بیش از 40 مقاله داخلی و خارجی و انتخاب 15 مورد از آنها، جهت نگارش این مقاله، و نیز تلفیق نتایج به دست آمده از مرور ادبیات موجود در مقالات انتخابی، تفسیر و درک جدیدی جهت یافتن پاسخ این سوال که آیا معماری اینترنت اشیاء مبتنی بر رایانش مه، پتانسیل کافی برای ایجاد و پشتیبانی از یک سامانه تشخیص، هشدار و پاسخ آنی زمین لرزه را دارد یا خیر، ایجاد شود. لذا حاصل این ذهنیت جدید در قالب ارائه مدلی بومی و مفهومی جهت طراحی، ایجاد و پیاده سازی یک سامانه هشدار سریع زلزله در بخش یافته های پژوهش ارائه شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از مرور این مقالات نشان داد که فناوری اینترنت اشیاء مبتنی بر رایانش مه، قابلیت ایجاد سامانه تشخیص، هشدار و پاسخ آنی در حوزه زلزله نگاری و ظرفیت پشتیبانی از چرخه فرایندی این سامانه را دارد. لذا با بهره گیری و الگو برداری از پروژه های موفق مطرح شده در کشورهایی نظیر ژاپن، مکزیک، آمریکا و غیره، و در راستای پاسخگویی به سوال و تامین اهداف تعیین شده در این پژوهش، معماری بومی پیشنهادی در سه لایه که مبتنی بر معماری اینترنت اشیاء ارائه شده توسط شرکت سیسکو است، مطرح و الگوی پیاده سازی آن تشریح شد.
    نتیجه گیری
    تقریبا می توان گفت که هیچ کدام از مناطق زلزله خیز کشور ایران، مجهز به سامانه تشخیص، هشدار و پاسخ آنی زلزله نبوده و در این رابطه تنها به تعدادی طرح دانشگاهی اکتفا شده است. همچنین با توجه به اینکه هشتاد درصد از شهرهای ایران در معرض خطر زلزله قرار دارند و حدود 28 درصد از جمعیت ایران در مناطق پر ریسک زلزله زندگی می کنند، ازاین رو طراحی، ایجاد و پشتیبانی از سامانه هشدار و پاسخ سریع زلزله با بهره گیری از ابزارهای منعطفی نظیر اینترنت اشیاء، جهت پشتیبانی از چرخه مدیریت بحران و آمادگی شهرها، به ویژه کلان شهرها به شدت احساس می شود، تا در آینده شاهد تلفات جبران ناپذیر جانی و مالی در حوادثی همچون زلزله رودبار، بم و کرمانشاه نباشیم.
    کلیدواژگان: مدیریت بحران، اینترنت اشیاء مبتنی بر رایانش مه، سامانه هشدار و پاسخ سریع زلزله
  • مهندس شهرام بذرافکن*، مهندس محمود آروین، مهندس الهه شاکری صفحات 187-197
    زمینه و هدف
    شهرها، نظام های پیچیده ای هستند که نسبت به تهدیدهای طبیعی یا انسانی آسیب پذیرند. نگاهی که تاکنون در مدیریت سوانح و مدیریت شهری وجود داشته، رویکرد کاهش مخاطرات بوده است. اما امروزه جوامع در تلاش برای دست یابی به شرایطی هستند که در صورت وقوع بحران، بازگشت سریع آن ها را به وضعیت پیش از بحران (اولیه و عادی) فراهم سازد. در این میان تاب آوری، مفهوم جدیدی است که بیشتر در مواجهه با ناشناخته ها و عدم قطعیت ها به کار می رود. هدف از این مطالعه، ارزیابی و سنجش ابعاد تاب آوری در محلات منطقه 9 شهر تهران معین شد.
    روش
    برای نیل به این هدف از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی مبتنی بر تحلیل پرسشنامه در بین کارشناسان حوزه های مختلف که مشرف بر وضع موجود محلات منطقه 9 بوده اند، بهره گرفته شد. برای سنجش محلات هشت گانه منطقه 9 تهران از لحاظ ابعاد تاب آوری، از تکنیک آنتروپی شانون و مدل تاپسیس استفاده شد.
    یافته ها
    اهمیت نسبی ابعاد در هشت محله منطقه 9 شهر تهران عبارت اند از: اجتماعی 31/0، ساختاری – کالبدی 22/0، زیرساختی 19/0، اقتصادی 14/0 و نهادی 13/0 می باشد. طبق محاسبات انجام شده با استفاده از مدل تاپسیس، محله دکتر هوشیار با مقدار 89/0، استاد معین با مقدار 73/0، امام زاده عبدالله 66/0، مهرآباد جنوبی 54/0، شهید دستغیب 38/0، سرآسیاب مهرآباد 33/0، فتح 32/0 و شمشیری 30/0 رتبه بندی شده اند. نتایج حاصل از تحلیل آماری نشان می دهد که بعد اجتماعی در محلات منطقه 9 با وزن 31/0 دارای اهمیت نسبی بیشتری است. در ادامه براساس تکنیک رتبه بندی تاپسیس، محلات منطقه 9 تهران، رتبه بندی شده اند که نتایج نشان می دهد محله دکتر هوشیار و استاد معین دارای وضعیت مناسب تری و محله فتح و شمشیری بدترین وضعیت را به لحاظ تاب آوری در مقابل سوانح دارند.
    نتیجه گیری
    در جهت افزایش تاب آوری در شهر تهران و منطقه 9، سرمایه گذاری های آتی فراتر از سرمایه گذاری های مادی و راه حل های فنی، نیازمند توسعه سرمایه های انسانی، اجتماعی، ظرفیت نهادی و همکاری بین سازمانی است.
    کلیدواژگان: تاب آوری، مدیریت سوانح، ابعاد و شاخص ها، محلات منطقه 9 تهران
|
  • Leila Mirsaeedie *, Azadeh Shamsi Pages 103-118
    Background And Objective
    Preparation and recognizing the risks in the environment and how to prevent incidents is one of the important necessities to design and implementation of buildings in order to provide safety against fire. Rescue operations in buildings with the limited number of street access points (including educational buildings) are difficult. The high density of the population also makes it more difficult to control the situation during the crisis. The lack of safety regulations, strict inadequate monitoring and control, and other problems in designing, construction of schools created inappropriate conditions that may lead to significant casualties and deaths. The purpose of this study is to review and provide architectural design solutions to increase the level of safety in schools against fire.
    Method
    This study is done through descriptive-analytical method with library studies and documents.
    Findings: Although the regulations on fire safety of buildings against fire are guidelines for architects to considering safety in design but study in projects backgrounds shows a blank spot in examining the results and quality of the regulations in using by users. In this regard architectural design solutions are categorized in two groups; the approaches to rules and regulations, and the solutions beyond the criteria.
    Results
    This study consider the rules and regulations regarding fire at home and abroad and fire protection regulations have been reviewed as well as architectural design solutions with suggestions for design have been presented. In the next projects, the performance of the criteria may be further elaborated on the basis of the specific features of space users.
    Keywords: Design Guidelines, Architectural Design, Standards, Fire Safety, Schools, Fire
  • Fereshteh Aslani, Kambod Amini Hosseini (Phd)* Pages 119-136
    Background And Objective
    Natural disasters have always been a major challenge for urban communities, and human settlements, infrastructures and capital have been threatened always. According to statistics, casualties have increased over time, and the vulnerability of urban communities has risen sharply against disasters (especially in developing countries). By increasing the numbers and varieties of natural hazards in human settlements, a problem has been created in the life of human societies. In this point, the current approach to focusing on the reduction of vulnerability and purely physical rehabilitation has changed to resilience against disasters.
    Method
    This paper is a review study using library resources, based on books, articles, thesis, reports, documents as well as valid internet sites, to identify and explain the concepts, indicators frames and models of earthquake resilience. Based on the review of specialized texts and written documents in this field, the study of theoretical foundations of the resilience, the dimensions, components and measures of anticipation are discussed.
    Findings: Resilience in its essence has a social dimension. In fact, resilience against a disaster is a living and dynamic concept and more is a collective action and cooperation to deal with the social crisis. In other words, society should be resilient to strengthen the body. Therefore, it seems that, regarding the connections and interconnectedness of the intangible and intangible dimensions of resilience, researchers should have a comprehensive and all-inclusive approach in this field. In other words, one-dimensional views in this area will no longer work. In fact, in the field of the resilience against a disaster, what is more and more needed is interdisciplinary researches with a compound approach whose achievement is a mixed and generalizable model with the goal of promoting resilience against disasters.
    Conclusion
    The resilience against disasters is a relatively new concept and does not go away for several decades. In order to continue researches in this field, the application of the compound approach is inevitable, and with the purpose of increasing the resilience, qualitative and methods should be appropriately combined to function in an operational manner to resilience against earthquake. In addition, the sustainable livelihood framework suggests a neighborhood-based approach to disaster mitigation in developing countries. Neighborhood, apart from the existence of dynamic social relationships in a specific geographical area, is due to the existence of subjective criteria, a suitable platform for improving collective life and disaster relief.
    Keywords: resilience, earthquake, indicator, framework, model
  • Yaser Aryanpour, Mohamad Reza Ehsan Doost * Pages 137-148
    Background And Objectives
    The natural incidents are common disasters, but possible crises may be reduced by efficient management. Regarding the situation of Iran and the way that cities are located in vulnerable places in terms of earthquakes, the necessity to consider this issue is obvious. Crisis management is a process of planning and actions which are integrated with comprehensive observation and analysis of crises by using appropriate tools in order to prevent, preparation, dealing with and reconstructing in future potential crises.
    Findings: According to the studies of the Ministry of Housing and Urban Planning, in the national body design, 50 percent of population of the country is living in areas that have the highest seismic risk. Considering the vulnerability of Iran in relation to natural disasters (especially earthquakes) as well as the urban vulnerability of the country against these incidents, the purpose of this research is to identify approaches to reduce earthquake vulnerability by using urban planning techniques with management approach.
    Method
    This study is an applied and analytic research method to physical vulnerability and AHP zoning.
    Conclusion
    In this study, socio-economic hierarchy analysis and the other countries experiences and the case study (Kazeroun town) were used. To identify the value of each standard the zero-one weighting method has been used.
    Keywords: Crisis management, earthquake, vulnerability, Kazeroun city
  • Asghar Abedini (Phd)*, Reza Karimi Pages 149-160
    Background And Objective
    The necessity of decreasing the risks in cities against earthquake consider as one of the main objectives in physical and urban planning. Decreasing the risk in cities against the earthquake will happen when the principles of crisis management and consequently passive defense planning are considered at all levels of planning (from spatial planning to architecture). However, the intermediate level, it means urban planning plays a key role in decreasing the risk of Urmia Against the earthquake. The objective of this study is to identify the risk zones in Urmia against earthquake.
    Method
    To achieve this goal, first, among the various factors affecting the risk level, 12 indicators including areas, structure age, structure resistance, density of residential unit, household density in residential unit, population density, distance from green space, distance from dangerous facilities, distance from grade one access, number of floors, distance from health centers and firewalls were choose. To implement quantitative analyzes, the indicators entered the GIS software. Then, considering the relationship between the indicators and the aim of the study, the type of fuzzy function has been specified and standardization of the layers has been done in IDRISI software. Finally, by influencing the weight of the indicators, obtained using the hierarchical analysis process method in Expert Choice software, the overlay of the layers in the GIS software has been done.
    Findings: The maximum important coefficient related to the number of floors and the minimum one is related to the household index in the residential unit.
    Results
    The results show that the risk level in the northern, northeastern, eastern and southern parts of Urmia is lower than the other parts of Urumieh. On the other hand, the risk level in the central part of the city is in the middle level, and the southeast, west, northwest, and somewhat southwest regions represent a high risk potential.
    Keywords: Risk, Urmia, Earthquake, Idrisi, FUZZY
  • Alireza Salehipour Milani (Phd)*, Modjtaba Yamani (Phd) Pages 161-172
    Background And Objective
    Nowadays the slide movements may cause damages such as killing people and animals, destroying residential areas, increasing the soil erosion, filling the dams’ reservoir, destroying roads and bridges, decreasing the soil fertility in farmlands and in consequence reducing the agricultural products and increasing the immigration to cities and many other problems. Therefore it is necessary to know the landslide zones and analyzing the effective elements on the movements to reduce the damages inflicted to people and environments. Golestan Provence, in north of Iran, with 200 registered slide movements, is one of the most active areas in terms of landslide and Ramian basin, with 65 movements, has a high potential. This study considers the landslides and hazard zoning in this area.
    Method
    This study is done by LNRF model and GIS and RS tool to identify landslides and movement zones. The results show some problems of the mentioned model despite of its efficiency, so modified and new factors considered in this basin. The effective parameters such as geology, distance from fault, slope, slope direction and land usage are considered in order to landslide hazard zoning.
    Finding: The parameters analyzed by using weighted values method and then landslide hazard zoning map drew in 5 categories. About 35% of this basin located in high potential category whereas Malach Aram and Virou Villages are located in very high potential category.
    Results
    The results show that landslide high potential zone in this basin, categorized by using LNRF model, and actual location of landslides are well overlap which shows efficiency of this model for landslide zoning.
    Keywords: Hazard Zoning, Landslide, Geographical information system, Landslide Numinal Risk factor, Gorchay Basin
  • Eisa Khoshvaght Soveyri *, Mohammad Gheysari Pages 173-186
    Purpose and context: One of the effective solutions to predict, detection and declaration of crisis as well as automated actions following each of the mentioned functions, is the use of rapid alert systems. The objective of this paper is to consider the Internet of Things technology and introducing the best current architecture of this technology called "Fog Computing Architecture" as a tool to install and supporting warning and immediate reaction systems in the field of seismography.
    Method
    This study is based on 5years experiences of researches in the field of internet of things as well as library-based methodology. More than 40 articles have been studied and 15 cases were selected in order to write the article. By compiling the results and studied papers make a new perceive in internet of things architecture based on fog computing to create and supporting the detection, warning and immediate response to earthquake. Thus, the result presented as a local and conceptual model in order to design, install and execute an immediate alert system of earthquake in findings.
    Findings: The results of studying the articles show that Internet of things technology based on Fog computing has the ability to create a system of detection, warning and immediate response in seismography and the system capacity to support different process cycles. Therefore the successful projects in countries such as Japan, Mexico, America, etc. were choose as a model in order to answer the questions and meet the objectives set out in this study, vernacular proposed architecture is provided in three layers based on Internet of things (IoT) architecture introduced by Cisco and its implementation pattern was discussed.
    Conclusion
    It is almost safe to say that none of earthquake zones in Iran, is equipped with a detection, warning or immediate response earthquake system and only a limited number of academic projects has been done in this regard. Considering the fact that 80 percent of Iranian cities are at risk of earthquakes and almost 28 percent of the population live in these high-risk areas, designing, developing and supporting of the earthquake early warning and response system with utilizing flexible tools, such as the Internet of Things, to support the cycle of crisis management and preparedness of cities, especially metropolises is felt; So that in the future irreparable human and financial losses by the disasters such as the earthquake in Rudbar, Bam and Kermanshah shall not be experienced again.
    Keywords: Crisis Management, Internet of Things based on Fog computing, Earthquake Early Warning, Respond Systems
  • Shahram Bazrafkan *, Mahmoud Arvin, Elahe Shakeri Pages 187-197
    Background And Objective
    Cities are complicated system which is very vulnerable against natural or human threats. The existing view to disasters management and urban management has been the risk reduction approach. But nowadays, societies try to achieve conditions that, in the case of a crisis, will bring them back to the pre-crisis (primary and normal) situation. Meanwhile, resilience is a new concept that is most used to face with unknowns and uncertainties. The purpose of this study is to evaluate and measure the resilience dimensions in district 9 of Tehran.
    Method
    In order to achieve this goal, a descriptive-analytic research method was used to analyze the questionnaire among experts in different fields that know well the actual conditions of neighborhoods in District 9. In order to measure the octahedral neighborhoods of Tehran's 9th District, Shannon Entropy Technique and Topsis Model were used for resilience dimensions.
    Findings: Relative important dimensions in 8 neighborhood of 9th District of Tehran are as followed: Social 0.31, Structural - physical 0.22, Infrastructure 0.19, Economical 0.14 and Institutional 0.13. According to calculations by using the Topsis model Doktor Hooshyar neighborhood with a value of 0.89, Ostad Moien with a value of 0.73, Imam-Zadeh Abdullah 0.66, south Mehrabad 0.54, Shahied Dastghieb 0.38, Sar-Absiab Mehrabad 0.33, Fatah 0.32 and a Shamshiri 0.34 have been ranked.The results of statistical analysis show that social dimension in neighborhoods of district 9 with the weight of 0.31 is more significant. According to the Topsis ranking technique, neighborhoods in Tehran's 9th district have been ranked that the results show the neighborhood of Dr. Hooshyar and Ostad Moien have a more appropriate condition and Fath and Shamshiri district have the worst conditions in terms of resilience against incidents.
    Result
    In order to increase the resilience in Tehran and the 9th district, future investments, beyond material investments and technical solutions, requires human and social developments, institutional capacity and inter-organizational cooperation.
    Keywords: resilience, disaster management, dimensions, indicators, District 9 neighborhoods of Tehran