فهرست مطالب

زنان مامائی و نازائی ایران - سال بیست و یکم شماره 4 (پیاپی 276، تیر 1397)
  • سال بیست و یکم شماره 4 (پیاپی 276، تیر 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/04/31
  • تعداد عناوین: 12
|
  • اصیل پژوهشی
  • لیلا پورعلی، صدیقه آیتی*، محمد تقی شاکری، عطیه وطنچی، شهره خاتمی صفحات 1-7
    مقدمه
    حاملگی در سنین پایین به عنوان حاملگی پرخطر در نظر گرفته می شود. با توجه به شیوع بارداری در سنین پایین، مطالعه حاضر با هدف بررسی نتایج بارداری در حاملگی های سنین نوجوانی انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه مقطعی از مهر ماه 1392 تا زمان تکمیل حجم نمونه حدودا به مدت یک سال در بیمارستان قائم شهر مقدس مشهد انجام گرفت. گروه مورد مطالعه شامل 100 خانم باردار نخست زا با سن 19-12 سال و نیز 200 خانم باردار نخست زا 35-20 ساله در زمان زایمان در همان مدت مورد مطالعه بودند. پرسش نامه بر اساس مشخصات فردی، سن حاملگی و سایر متغیرها (سابقه بیماری قبلی، وضعیت بیمار در حاملگی فعلی، وضعیت نوزاد) توسط پژوهشگر تکمیل شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 14) و آزمون های کای دو، فیشر و من ویتنی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    سن حاملگی در گروه نوجوانان 15/3±35/38 هفته و در گروه بالغین 08/3±2/37 هفته بود (05/0>p). بیماران دو گروه از لحاظ نتایج حاملگی تفاوت معنی داری نداشتند (05/0p). نتایج نوزادی مرتبط با وزن و آپگار نوزادان در گروه مادران نوجوان به طور معناداری بهتر بود (05/0>p)، اما از لحاظ سایر فاکتورهای مرتبط با نتایج نوزادی مانند ناهنجاری های مادرزادی، مرگ داخل رحمی و مرگ نوزادی تفاوت معناداری میان دو گروه مشاهده نشد (05/0
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطلوب بارداری در حاملگی سنین نوجوانی، به نظر می رسد توصیه به سریع تر باردار شدن زنان حتی در سنین نوجوانی می تواند منطقی باشد.
    کلیدواژگان: حاملگی نوجوانی، نتایج بارداری، نخست زا
  • سیدعلی حسینی، نسیبه کاظمی*، رضا نوری، محمدرضا کردی، مریم کسراییان صفحات 8-18
    مقدمه
    فعالیت بدنی، یکی از راهکارهای اساسی در کنترل و درمان دیابت می باشد، با این وجود هر نوع فعالیت بدنی دارای سازوکارهای متفاوتی در بیماران مبتلا به دیابت می باشد، لذا مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثر تمرینات آکوا و مقاومتی بر آدیپونکتین، نیمرخ لیپیدی، انسولین و گلوکز خون مبتلایان به دیابت بارداری انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در دی ماه سال 1394 بر روی 34 مادر مبتلا به دیابت بارداری مراجعه کننده به درمانگاه پریناتولوژی بیمارستان آموزشی- درمانی حافظ و درمانگاه مطهری انجام شد.افراد در سه گروه تمرین آکوا، تمرین مقاومتی و کنترل قرار گرفتند. گروه تمرینات آکوا و مقاومتی، به مدت 6 هفته، 3 جلسه در هفته و هر جلسه 45-30 دقیقه تمرین کردند. گروه کنترل در این مدت فقط فعالیت های روزانه خود را داشتند. جهت اندازه گیری متغیرهای تحقیق شامل آدیپونکتین، کلسترول تام، لیپوپروتئین پرچگال، تری گلیسرید، گلوکز ناشتا و انسولین مورد نیاز؛ نمونه خون در وضعیت ناشتا در پیش آزمون و پس آزمون به عمل آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و آزمون های تیوابسته، تحلیل کواریانس، آنالیز واریانس یک طرفه به همراه آزمون تعقیبی بنفرونی انجام گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    تمرین آکوا تاثیر معنی داری بر افزایش آدیپونکتین و کاهش کلسترول تام، تری گلیسرید و انسولین مورد نیاز داشت(05/0≥p). تمرین مقاومتی تاثیر معنی داری بر کاهش لیپوپروتئین پرچگال، انسولین مورد نیاز و گلوکز ناشتا داشت (05/0≥p). همچنین تمرین آکوا نسبت به تمرین مقاومتی اثر بیشتری بر کاهش تری گلیسیرید داشت(05/0≥p).
    نتیجهگیری
    به نظر میرسد، تمرینات آکوا نسبت به تمرینات مقاومتی تاثیرات مثبت بیشتری بر آدیپونکتین و نیمرخ لیپیدی زنان مبتلا به دیابت بارداری دارند.
    کلیدواژگان: آدیپونکتین، تمرین، دیابت رداری، شاخص های گلایسمیک، نیمرخ لیپیدی
  • مرضیه قاسمی، ترانه ارباب زاده، زهره برادران*، فاطمه سروی صفحات 19-24
    مقدمه
    سقط های سه ماهه دوم 15-10% تمام سقط های دنیا را به خود اختصاص می دهند و مسئول دو سوم عوارض مرتبط با سقط می باشند. برای ختم حاملگی در سه ماهه دوم بارداری، میزوپروستول به عنوان یک داروی قوی و موثر شناخته می شود. تاکنون مطالعات مختلفی در مورد دوز مناسب این دارو انجام شده و نتایج مختلفی به دست آمده است، اما هیچ گونه توافقی در مورد دوز مناسب تر دارو وجود ندارد، لذا مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثر دو دوز میزوپروستول واژینال جهت سقط سه ماهه دوم انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 1392 بر روی 100 زن باردار که جهت سقط سه ماهه دوم به بیمارستان دولتی علی بن ابیطالب زاهدان مراجعه و بستری شدند، انجام شد. در گروه 1 میزوپروستول واژینال 400 میکروگرم هر 3 ساعت و در گروه دوم میزوپروستول واژینال 600 میکروگرم هر 6 ساعت حداکثر تا 5 دوز واژینال تجویز شد. اطلاعات شامل دوز مصرفی، فاصله زمانی القاء تا ختم و عوارض در پرسشنامه درج گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 18) و آزمون های آماری کای اسکوئر و تی مستقل انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در مورد تعداد کل داروی مورد استفاده، در گروه 400 میکروگرم، مقدار داروی مورد استفاده به طور معنی داری کمتر بود (001/0>p). عوارض و فواصل زمانی القاء تا خروج جنین نیز با دوز 400 میکروگرم پایین تر بود، اما از نظر آماری اختلاف معناداری مشاهده نشد (108/0=p).
    نتیجه گیری
    هر دو دوز دارویی 400 و 600 میکروگرم دارای قدرت اثر برابر و میزان عوارض مشابه هستند، اما با دوز 400 میکروگرم، نیاز به دوز کلی دارو کمتر بوده و مدت زمان لازم برای دفع جنین نیز کمتر است.
    کلیدواژگان: حاملگی، سقط سه ماهه دوم بارداری، میزوپروستول
  • سیده زهرا معصومی، آرزو شایان، حسن احمدی نیا، ریحانه ابراهیمی، رویا احمدی نیاتابش، شیرین مرادخانی، مریم فرهادیان، فرزانه سلطانی * صفحات 25-33
    مقدمه
    دیسمنوره معمولا ماهیت کرامپی دارد و در قسمت پایین شکم متمرکز می شود و اختلال شایعی است که طی سیکل قاعدگی فرد تظاهر می کند و با فعالیت های روزمره افراد تداخل می کند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر دانه شنبلیله بر شدت دیسمنوره اولیه و مدت درد در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده با گروه کنترل در سال 1395 بر روی 100 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شد.
    افراد در دو گروه 50 نفره مداخله (دریافت کننده شنبلیله) و کنترل (دارونما) قرار گرفتند و به مدت 2 ماه داروها مصرف شد و پرسشنامه اطلاعات فردی، پرسشنامه درد مک گیل، مقیاس چند بعدی گفتاری قبل از مداخله و 1 و 2 ماه پس از مصرف دارو توسط افراد تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 19) و آزمون های آماری تی مستقل، تی زوجی و کای اسکوئر انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین مدت و شدت درد در گروه مصرف کننده دانه شنبلیله در پایان سیکل اول و دوم مداخله کاهش معناداری یافت (01/0p<). همچنین میانگین تعداد مسکن مصرفی در گروه مداخله در پایان سیکل اول و دوم مداخله نسبت به گروه کنترل کاهش و متوسط تعداد روزهای دارای خونریزی افزایش یافت که این اختلاف از نظر آماری معنادار بود (01/0p<).
    نتیجه گیری
    با توجه به تاثیر مثبت دانه شنبلیله در کاهش شدت و مدت علائم دیسمنوره اولیه و عوارض ناچیز آن نسبت به داروهای شیمیایی، مصرف آن در درمان این اختلال توصیه می شود.
    کلیدواژگان: درد، دیسمنوره اولیه، شنبلیله
  • نسرین سعادتی، محسن عنافچه، بهاره احمدزاده*، مصطفی آلبوکردی، مهین نجفیان صفحات 34-42
    مقدمه
    دیابت دوران بارداری به معنای هرگونه عدم تحمل گلوکز که شروع آن برای اولین بار در حاملگی است، تعریف می شود که می تواند خطراتی برای مادر و نوزاد به همراه داشته باشد. لذا بررسی دقیق عوامل خطر و مساعد کننده آن مورد توجه است. مطالعه حاضر با هدف شناسایی هرچه بیشتر عوامل خطر آن در شهر اهواز انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی تحلیلی و آینده نگر در سال 1393 بر روی 195 نفر از زنان باردار بستری در بیمارستان امام خمینی (ره) اهواز انجام شد. 65 فرد مبتلا به دیابت دوران بارداری در گروه بیماران و 130 نفر به عنوان گروه شاهد مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات مبتنی بر اهداف شامل گروه خونی، قد، تغییرات وزن، میزان قند خون و اطلاعات دموگرافیک، در پرسشنامه خودساخته توسط محقق گردآوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 19) و آزمون های کای اسکوئر، تی تست و رگرسیون لوجستیک انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    افراد مورد مطالعه در دو گروه مورد و شاهد از لحاظ متغیرهای گروه خونی و قد رابطه معنی داری نداشتند (05/0p>)، ولی برای افزایش وزن غیرطبیعی از زمان شروع حاملگی تا هفته 28-24 بارداری، ارتباط معنی داری مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    روند افزایش وزن مادران طی بارداری اهمیت زیادی دارد، لذا با شناسایی بهتر و دقیق تر عوامل مساعد کننده، می توان دیابت بارداری را زودتر تشخیص و عوارض و خطرات آن را کاهش داد.
    کلیدواژگان: اهواز، دیابت بارداری، دیابت ملیتوس، قد، گروه خون، وزن
  • سیمین زرآبادی پور، لیلا امینی*، سید مسعود نبوی، حمید حقانی صفحات 43-52
    مقدمه
    مولتیپل اسکلروزیس، شایع ترین بیماری خود ایمنی است که اغلب زنان سنین باروری را تحت تاثیر قرار می دهد. یکی از شکایات بالینی در زنان مبتلا، ابتلاء به انواعی از اختلالات قاعدگی است. مطالعه حاضر با هدف بررسی اختلالات قاعدگی و عوامل مرتبط با آن در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 96-1395 بر روی 172 زن مبتلا به MS مراجعه کننده به کلینیک خصوصی متخصص مغز و اعصاب واقع در شهر تهران انجام شد. ابزار مورد استفاده، شامل پرسشنامه مشخصات قاعدگی (شامل سوالات مربوط به سن اولین قاعدگی، طول مدت هر دوره قاعدگی، فواصل بین دو قاعدگی، میزان خونریزی، وجود و یا عدم وجود درد قاعدگی و نمره درد قاعدگی) و همچنین پرسشنامه مشخصات فردی و بیماری (سن، تحصیلات، شغل، وضعیت اقتصادی و مشخصات بیماری شامل: مدت زمان ابتلاء به بیماری، مدت زمان مصرف ویتامین D و نمره ناتوانی (EDSS)) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) و مدل رگرسیون لوجستیک چندگانه و آزمون های کای دو و ضریب همبستگی اسپیرمن انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    88 نفر (2/51%) از بیماران الگوی نامنظم قاعدگی را تجربه کردند. 116 نفر (5/67%) از بیماران، انواعی از اختلالات قاعدگی داشتند. شایع ترین اختلال در بین شرکت کنندگان، لکه بینی بین قاعدگی ها (5/17%) بود. نتایج مدل رگرسیون لوجستیک چندگانه نشان دهنده ارتباط معنادار نمره ناتوانی (001/0=p، 702/0=b)، میزان خونریزی قاعدگی متوسط (001/0p<، 561/2=b) و زیاد (001/0p<،730/2=b)، مدت زمان مصرف ویتامین D (048/0=p، 187/0- =b)، دیسمنوره (006/0=p، 246/1=b)، سن منارک (05/0=p، 298/0- =b) و الگوی قاعدگی (001/0p<، 912/1=b) با اختلال قاعدگی بود. نتیجه آزمون های همبستگی اسپیرمن و کای دو، نشان دهنده ارتباط معنی دار بین الگوی قاعدگی، دیسمنوره و میزان خونریزی با اختلال قاعدگی بود که این رابطه موید نتایج مدل رگرسیون نیز بود.
    نتیجه گیری
    اختلال قاعدگی در بین زنان مبتلا به MS از شیوع بالایی برخوردار است. همچنین عواملی نظیر مدت زمان مصرف ویتامین D، میزان خونریزی قاعدگی، سن منارک، الگوی قاعدگی، دیسمنوره و نمره ناتوانی بر اختلالات قاعدگی مبتلایان اثرگذار است.
    کلیدواژگان: اختلالات قاعدگی، الگوی قاعدگی، مولتیپل اسکلروزیس
  • مستانه صادقی، زهرا عباسپور *، فروغ نامجویان، بهمن چراغیان صفحات 53-61
    مقدمه
    آتروفی واژن، از شایع ترین عوارض بعد از یائسگی بوده و کیفیت زندگی زنان یائسه را تحت تاثیر قرار می دهد. استفاده از استروژن جهت بهبود این علائم اگرچه موثر بوده، ولی دارای عوارض است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر کرم واژینال شیرین بیان بر علائم ذهنی آتروفی واژن در زنان یائسه انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینیدوسوکور در سال 1396 بر روی 70 زن یائسه مراجعه کننده به مراکز بهداشت منتخب شهر ایذه انجام شد. زنان با تشخیص آتروفی واژن در دو گروه 35 نفره جهت دریافت کرم واژینال شیرین بیان 2% و دارونما به مدت 8 هفته قرار گرفتند. علائم آتروفی واژن شامل: سوزش، خارش، درد هنگام مقاربت و احساس خشکی واژن بر اساس مقیاس خودسنجی چهار درجه ای لیکرت قبل از مداخله و در هفته های 2، 4 و 8 بعد از درمان بررسی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) و آزمون های آنالیز واریانس یک طرفه و کای دو انجام گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    علائم آتروفی واژن در گروه درمانی کرم واژینال شیرین بیان در مقایسه با ابتدای مطالعه به صورت معنی داری بهبود یافت (001/0>p). کرم واژینال شیرین بیان باعث کاهش علائم ذهنی آتروفی شامل خارش، سوزش، دیسپارونی، خشکی واژن در زنان یائسه نسبت به دارونما گردید (001/0>p).
    نتیجه گیری
    استفاده از کرم واژینال شیرین بیان، علائم ذهنی آتروفی واژن (خارش، سوزش، دیسپارونی، خشکی واژن) را در زنان یائسه کاهش می دهد، لذا استفاده از آن در زنان مبتلا به آتروفی واژن، می تواند مفید واقع شود.
    کلیدواژگان: شیرین بیان، علائم آتروفی، کرم واژینال، یائسگی
  • مریم چنانه، پدیده جنتی عطایی*، ماهرخ دولتیان، فراز مجاب، ملیحه نصیری صفحات 62-71
    مقدمه
    پس درد یا انقباضات دردناک رحمی، یکی از مشکلات دوران پس از زایمان است که تسکین آن می تواند موجب بهبود شیردهی و تعامل بهتر مادر و نوزاد گردد. یکی از روش های کاهش درد، داروهای گیاهی هستند که عوارض کمتر و پذیرش بهتری نسبت به داروهای شیمیایی دارند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثر ترکیبی سیاهدانه و مفنامیک اسید با مفنامیک اسید به تنهایی بر شدت پس درد زایمانی در زنان چندزا انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور در سال 1396 بر روی 100 زن چندزا که زایمان طبیعی کرده و از پس درد متوسط تا شدید شکایت داشتند، انجام گرفت. افراد به طور تصادفی در دو گروه 50 نفری کپسول سیاهدانه- مفنامیک اسید و پلاسبو- مفنامیک اسید قرار گرفتند. شدت پس درد با استفاده از مقیاس سنجش بصری 2 ساعت پس از زایمان اندازه گیری شد و مادران در صورت داشتن نمره درد 4 و بیشتر وارد مطالعه شدند و به آنها یک کپسول مفنامیک اسید 250 میلی گرمی همراه با یک کپسول سیاهدانه 500 میلی گرمی (گروه مداخله) و یا کپسول پلاسبو (گروه کنترل) داده شد. شدت و مدت درد قبل و 1 ساعت بعد از هر بار مصرف دارو با خط کش درد اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) و آزمون های تی مستقل، تی زوجی، مربع کای و من ویتنی انجام گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در گروه سیاهدانه- مفنامیک اسید نه تنها کاهش شدت پس درد بیشتر از گروه پلاسبو- مفنامیک اسید بود، بلکه مدت لازم برای زمان تسکین درد نیز کوتاه تر بود (001/0>p).
    نتیجه گیری
    ترکیب سیاهدانه و مفنامیک اسید می تواند به عنوان یک داروی موثر بر درد، در زنانی که از پس درد زایمان شکایت دارند، مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: انقباضات رحمی، پس درد، سیاهدانه، مراقبت های بعد از زایمان، مفنامیک اسید
  • نگین نجاتی، ماهرخ دولتیان *، محمد کمالی نژاد، مهدی خباز خوب صفحات 72-78
    مقدمه
    خونریزی پس از زایمان یکی از علل مهم مرگ و میر مادران به خصوص در کشورهای در حال توسعه است. برخی مطالعات، نشان دهنده تاثیر مثبت مواد موثره بارهنگ بر خونریزی پس از زایمان می باشد، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر شربت خوراکی بارهنگ بر سطوح هموگلوبین و هماتوکریت بعد از زایمان در زنان کم خطر از نظر خونریزی پس از زایمان انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی شده دوسوکور در سال 1396 بر روی 100 نفر از زنان مراجعه کننده به زایشگاه بیمارستان گنجویان شهرستان دزفول انجام شد. افراد به صورت تصادفی در دو گروه 50 نفره مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله بلافاصله پس از خروج جفت، 100 سی سی شربت بارهنگ 20% و 20 واحد اکسی توسین در یک لیتر سرم رینگر داده شد و در گروه کنترل نیز 100 سی سی شربت دارونما به همراه 20 واحد اکسی توسین در یک لیتر سرم رینگر داده شد. میزان هموگلوبین و هماتوکریت در تمام بیماران 6 ساعت پس از زایمان اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 17) و آزمون های تی مستقل، فیشر دقیق، من ویتنی، کندال تائو، کای اسکوئر و آنالیز واریانس داده های تکراری انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    دو گروه از نظر افت میزان هموگلوبین و هماتوکریت اختلاف معنی داری داشتند (01/0=p). بر اساس نتایج مطالعه، قبل از مداخله میانگین هموگلوبین و هماتوکریت در گروه مداخله به ترتیب 8/3±60/12 گرم بر دسی لیتر و 3/3±69/36% و در گروه دارونما 1/1±25/12 گرم بر دسی لیتر و 4/3±06/38% بود (005/0
    نتیجه گیری
    شربت بارهنگ تاثیر معنی داری در کاهش میانگین افت هموگلوبین و هماتوکریت پس از زایمان دارد. احتمال می رود که استفاده از این شربت به پیشگیری عوارض کم خونی پس از زایمان کمک کند.
    کلیدواژگان: بارهنگ، خونریزی پس از زایمان، هماتوکریت، هموگلوبین
  • مروری
  • زینب نصیری لاری، فاطمه عطارزاده، پریسا سادات قریشی، آیدا حسین خانی، امیرمحمد جلادت * صفحات 79-86
    مقدمه
    رایحه درمانی در ایران، قدمتی به سابقه ایران باستان دارد. یافته های علمی اخیر موید اثربخشی رایحه های خوش بر رفتار جنسی و باروری انسان است. در طب ایرانی، مواد بودار به اشکال مختلف در درمان اختلالات جنسی و ناباروری وارد شده اند. مطالعه مروری حاضر با هدف بررسی شواهد مرتبط با کاربرد داروهای بودار در درمان اختلالات جنسی و ناباروری از منظر طب ایرانی صورت گرفت.
    روش کار
    در این مطالعه مروری جستجو در کتب طب ایرانی شامل قانون، الاغراض الطبیه، طب اکبری، شرح اسباب و علامات، اکسیر اعظم، مخزن الادویه، تحقه حکیم مومن و قرابادین صالحی با کلیدواژه های بوییدن، شمومات و بو صورت گرفت، سپس نام های علمی گیاهان از کتب تطبیقی استخراج و با جستجوی بانک های اطلاعاتی الکترونیک شامل Google Scholar و Medline یافته های اخیر در خصوص این گیاهان و همچنین مقالات مرتبط با رایحه درمانی و ناباروری و اختلالات جنسی به کمک کلید واژه های sexual disorder، infertilityو aromatherapy استخراج و مورد بحث قرار گرفت.
    یافته ها
    در طب ایرانی، مواد بودار به شکل های مختلف بوییدنی، موضعی، بخور و دود استفاده می شوند. بوهای گرم مانند مشک، یاس و نرگس تقویت کننده میل و توان جنسی و بوهای سرد مانند بوی نیلوفر، کافور و مورد (آس)، کاهش دهنده میل جنسی معرفی شده اند و تاکید ویژه ای نسبت به استفاده از مواد معطر مانند دارچین، سلیخه، هل، بسباسه و جوزبوا در درمان بیماری های رحمی به خصوص الیگومنوره شده است.
    نتیجه گیری
    توصیه های طب ایرانی مبنی بر استفاده از مواد بودار در اختلالات سیستم عصبی و تناسلی می توانند زمینه ساز مطالعات بالینی جدیدی در این عرصه باشند.
    کلیدواژگان: اختلالات جنسی، بو، رایحه درمانی، طب ایرانی، ناباروری
  • خدیجه سرایلو، رباب لطیف نژاد رودسری * صفحات 87-98
    مقدمه
    مطالعات کارآزمایی بالینی در حیطه یائسگی، به دلیل نقش بسیار حیاتی سلامت زنان در خانواده و جامعه، از جایگاه ویژه ای در تولید شواهد برخودار هستند. شرط استفاده از نتایج کارآزمایی های بالینی در پزشکی مبتنی بر شواهد، کیفیت مطلوب کارآزمایی بالینی و صحت متدولوژیک آن است. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقادانه کیفیت کارآزمایی های بالینی منتشر شده توسط پژوهشگران ایرانی، در زمینه تاثیر طب مکمل بر روی علائم یائسگی انجام شد.
    روش کار
    در این مطالعه توصیفی، مطالعات کارآزمایی بالینی منتشر شده در حیطه تاثیر طب مکمل بر روی علائم یائسگی در یک بازه زمانی (10 ساله) سال های 94-1384 در مجلات ایرانی نمایه شده در پایگاه های اطلاعاتی معتبر SID، Iranmedx، Irandoc، Magiran و Google scholar و با استفاده از کلید واژه های یائسگی، طب مکمل، ماساژ، طب فشاری، طب گیاهی و کارآزمایی بالینی مورد بررسی قرار گرفتند. از مجموع 238 مقاله بازیابی شده، تعداد 47 مقاله با استفاده از چک لیستConsort 2010 مورد ارزیابی نقادانه قرار گرفت. حداکثر و حداقل امتیازی که هر مقاله می توانست کسب کند به ترتیب 37 و صفر بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) صورت گرفت.
    یافته ها
    میانگین کیفیت کلی مقالات بررسی شده برابر با 94/3±93/23 از حداقل و حداکثر کسب شده 33-16 بود. به علاوه از 47 کارآزمایی بالینی منتشر شده، محاسبه حجم نمونه در 21 مورد (68/44%)، شیوه تصادفی سازی در 20 مورد (5/46%)، نوع کورسازی و چگونگی انجام آن در 19 مورد (42/40%) و روش مورد استفاده برای تولید توالی تخصیص در 35 مقاله (46/74%) ذکر شده بود. در 46 مقاله (87/97%) نیز به روش های آماری استفاده شده اشاره شده بود. در بین بخش های اصلی مقاله، قسمت «پیشینه و هدف» بیشترین و «روش کار» کمترین میانگین را در ارزیابی کیفی به خود اختصاص دادند.
    نتیجه گیری
    کارآزمایی های بالینی منتشر شده در مجلات علوم پزشکی ایران از طراحی و شیوه گزارشی در حد متوسط برخوردارند، بنابراین پیشنهاد می شود که سردبیران مجلات، داوران و پژوهشگران کارآزمایی های بالینی از یک دستورالعمل استاندارد به منظور طراحی و گزارش کارآزمایی ها استفاده نموده و آموزش های لازم در این خصوص در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: چک لیست CONSORT، طب سوزنی، طب فشاری، طب گیاهی، طب مکمل، کارآزمایی بالینی تصادفی، یائسگی
  • گزارش مورد
  • مهدیه وردی پور، فریبرز رضایی طلب، مونا اسدی، فریبا زمرشیدی * صفحات 99-102
    مقدمه
    کاتاتونی، یک اختلال عصبی- روان پزشکی است که مشخصه آن، وجود ترکیبی از علائم موتوری، رفتاری، هیجانی و نباتی می باشد که می تواند در زمینه اختلالات روان پزشکی و بیماری های طبی روی دهد. وقوع کاتاتونی بعد از زایمان نادر است. در این گزارش، یک مورد کاتاتونی در زمینه سایکوز بعد از زایمان و نحوه تشخیص و درمان آن معرفی می شود.
    معرفی بیمار: بیمار خانم 21 ساله 10 روز بعد از زایمان دچار موتیسم، عدم ارتباط با محیط اطراف و انعطاف پذیری مومی شکل و تب شده بود. ارزیابی های لازم جهت رد مننگوانسفالیت و سایر اختلالات طبی احتمالی زمینه ساز انجام شد که آبسه پری نفریک در سونوگرافی شکم یافت گردید. علی رغم تخلیه آبسه از راه پوست و تجویز آنتی بیوتیک مناسب و برطرف شدن تب، سایر علائم وی تداوم داشت. بیمار با تشخیص کاتاتونی تحت درمان با لورازپام قرار گرفت و بهبود چشمگیری در کاتاتونی وی ایجاد شد. با ظهور توهم و هذیان و افکار خودکشی در وی، با تشخیص سایکوز بعد از زایمان تحت درمان با داروهای آنتی سایکوتیک قرار گرفت و جهت تسریع روند بهبودی، بیمار کاندید دریافت الکتروشوک گردید و پاسخ درمانی دراماتیک پس از دریافت الکتروشوک حاصل گردید.
    نتیجه گیری
    کاتاتونی یک عارضه نادر اختلالات طبی یا روان پزشکی که می تواند در دوران نفاس روی دهد و تشخیص زودرس و درمان سریع آن می تواند در سلامت مادر و نوزاد نقش بسزایی داشته باشد.
    کلیدواژگان: دوره بعد از زایمان، سایکوز، کاتاتونی، موتیسم
|
  • Leyla Poorali, Sedigheh Ayati *, Mohammad Taghi Shakeri, Atieh Vatanchi, Shohreh Khatami Pages 1-7
    Introduction
    Pregnancy at a young age is considered high-risk, and the prevalence of teenage pregnancy has been reported to be on the rise. The present study aimed to evaluate the pregnancy outcomes in primigravid adolescents.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted at Ghaem Hospital in Mashhad, Iran during July 2012-2013. Sample population consisted of primigravid women aged 12-19 and 20-35 years at delivery. In total, 100 primigravid adolescents and 200 primigravid adults aged 20-35 years were enrolled in the study. A researcher-made questionnaire including the demographic characteristics, gestational age, and other variables (medical history, medical condition of the subjects at the current pregnancy, and neonatal status) was completed by the researcher for the subjects. Data analysis was performed in SPSS version 14 using Chi-square, Fisher’s exact test, and Mann-Whitney U test, and P-value of less than 0.05 was considered statistically significant.
    Results
    Mean gestational age in the adolescents and adults was 38.35±3.15 and 37.2±3.08 weeks, respectively (P0.05), and only preeclampsia was significantly more prevalent in the adults compared to the adolescents (P0.05). In addition, no significant differences were observed between the groups regarding intended/unwanted pregnancies and smoking habits (P>0.05).
    Conclusion
    Considering the favorable perinatal outcomes of teenage pregnancies, recommendations for early pregnancy may be rational, even in adolescent mothers.
    Keywords: Teenage Pregnancy, Pregnancy Outcomes, Primigravid
  • Seyed Ali Hosseini, Nasibeh Kazemi *, Reza Nouri, Mohammad Reza Kordi, Maryam Kasraian Pages 8-18
    Introduction
    Physical activity is one of basic solutions in the control and treatment of diabetes. Nevertheless, any kind of physical activity has different mechanisms in diabetic patients. Therefore, the aim of the present study was to compare the effect of aqua and resistance trainings on blood adiponectin, lipid profile, insulin, and glucose in patients with gestational diabetes mellitus (GDM).
    Methods
    This randomized clinical trial was conducted in January, 2015 on 34 women with gestational diabetes referred to Motahari Clinic and Primatology Clinic of Hafez Hospital. The subjects were divided in three groups of aqua and resistance trainings and control. During 6 weeks, aqua and resistance training groups trained three 30-45-min sessions per week. The participants in the control group had just their daily activity. The levels of adiponectin, total cholesterol,high-density lipoprotein, triglyceride, fasting blood sugar, and insulin requirement were measured. The blood samples were collected in fasting status at the pre- and post-intervention phases. Data analysis was performed using t-test, analysis of covariance, one-way analysis of variance, and Bonferroni post-hoc test. P≤0.05 was considered statistically significant.
    Results
    Aqua training had significant effect on increasing adiponectin and decreasing total cholesterol, triglyceride, and insulin requirement (P≤0.05). Resistance training had significant effect on the reduction of high-density lipoprotein, insulin requirement, and fasting blood sugar (P≤0.05). Additionally, aqua training rather had more effect on reduction of triglycerides in comparison to resistance training (P≤0.05).
    Conclusion
    Aqua training had more positive effect on adiponectin and lipid profile in women with gestational diabetes in comparison to resistance training.
    Keywords: Training, Adiponectin, Glycemic indices, Lipid profile, Gestational diabete
  • Marzieh Ghasemi, Taraneh Arbabzadeh, Zohreh Baradaran*, Fatemeh Sarvi Pages 19-24
    Introduction
    Globally,second-trimester abortion accounts for 10-15% of all abortions and is responsible for two-thirds of abortion-related complications. Misoprostol is known as a powerful and effective medication for the termination of pregnancy in the second trimester. Several studies with different results were carried out into the proper dosage of misoprostol; however, there is no consensus about its proper dosage. This study was performed to compare the efficacy of two doses of vaginal misoprostol for second-trimester abortion.
    Methods
    This randomized clinical trial was conducted among 100 pregnant women, who were hospitalized for second-trimester abortion. They were randomly assigned into two groups in the Department of Obstetrics and Gynecology, Ali ibn Abi Talib Hospital, Zahedan, Iran, 2013. The subjects in the first and second groups received vaginal misoprostol in the doses of 400 µg given every 3 hours and 600 µg given every 6 hours up to five doses, respectively. Data were collected using a form containing the received dose, abortion interval, and complications. Data analysis performed using Chi-squared and t-test. P
    Results
    The mean age of participants was 58.5±5.5 years old; and all the abortions were successful. In the first group, total administered dose was significantly lower than the other group (P
    Conclusion
    Both studied doses of misoprostol had similar effects and the rate of complication was the same. Nonetheless, the dose of 400 µg was preferred due to need to lower total dose and shorter abortion interval.
    Keywords: Misoprostol, Pregnancy, Second-trimester abortion
  • Seyedeh Zahra Masoumi, Arezoo Shayan, Hassan Ahmadinia, Reyhaneh Ebrahimi, Roya Ahmadi Niyatabesh, Shirin Moradkhani, Maryam Farhadian, Farzaneh Soltani * Pages 25-33
    Introduction
    Dysmenorrhea is a common disorder that manifests during the menstrual cycle, causing cramps in the lower abdomen. The discomfort interferes in the daily activities of the individual. The present study aimed to evaluate the effects of fenugreek seeds on the severity and duration of pain in primary dysmenorrhea in the students at Hamadan University of Medical Sciences, Iran.
    Methods
    This randomized, controlled clinical trial was conducted on 100 students at Hamadan University of Medical Sciences in 2016. The subjects were equally divided into two groups of intervention (Fenugreek seeds) and control (placebo). Medications were administered for two months. Data were collected using demographic questionnaires, McGill pain questionnaire, and multidimensional speech scale before the intervention and one and two months after the medication administration. Data analysis was performed in SPSS version 19 using independent and paired t-test and Chi-square at the significance level of
    Results
    In the group receiving Fenugreek seeds, mean duration and severity of primary dysmenorrhea pain decreased significantly at the end of the first and second cycle of the intervention (P
    Conclusion
    Considering the positive impact of fenugreek seeds on reducing the severity and duration of the symptoms of primary dysmenorrhea with fewer side-effects than chemical drugs, it is recommended that this herbal compound be used in the treatment of this disorder.
    Keywords: Pain, Primary Dysmenorrhea, Fenugreek Seeds
  • Nasrin Saadati, Mohsen Anafcheh, Bahareh Ahmadzadeh *, Mostafa Albookordi, Mahin Najafian Pages 34-42
    Introduction
    Gestational diabetes mellitus (GDM) is defined as glucose intolerance, which presents during pregnancy for the first time. It is important due to its complications for pregnant woman and fetus. The aim of this study was to identify the risk factors of GDM in Ahvaz, Iran.
    Methods
    This descriptive analytic, prospective, and case-control study was conducted on 195 pregnant mothers hospitalized in Imam Khomeini Hospital, Ahvaz, Iran, 2014. A total of 65 patients were assigned into the control group and 130 patients with GDM were selected. Data was collected by a researcher using a self-constructed questionnaire including blood group, height, weight changes, blood glucose, and demographic data. Data were analyzed using SPSS software, version 19, Chi-Squares, t-test, and logistic regression analysis.
    Results
    There was no significant difference between the case and control groups in terms of blood group and height variables. However, a significant relationship was observed between abnormal weight gains since the beginning of pregnancy until the gestational age of 24-28 weeks and GDM.
    Conclusion
    The weight gain of mothers during pregnancy is important. Therefore, early diagnosis of GDM and reducing its complications is possible by identifying the risk factors.
    Keywords: Gestational diabetes, Diabetes mellitus, Height, Blood group, Weight, Ahvaz
  • Simin Zarabadipour, Leila Amini *, Seyed Massood Nabavi, Hamid Haghani Pages 43-52
    Introduction
    Multiple sclerosis (MS) is the most common autoimmune disease that often affects women within the reproductive age. Among the common clinical complaints in these women is variety of menstrual disorders. Thus, we aimed to examine menstrual disordersand related factors in women with MS.
    Methods
    A descriptive cross-sectional study was performed among 172 women with MS who visited the Neurology Specialized Clinic in Tehran, Iran, during 2016-2017. The participants filled out a questionnaire consisting of demographic (e.g., age, educational level, economic status, disease duration, vitamin D consumption duration, and Expanded Disability Status Scale [EDSS]) and disease characteristics (age at menstruation, duration of each period, interval between two periods, the amount of bleeding, presence or lack of presence of pain, and menstruation pain score). Data were analyzed by using SPSS version 22 and multiple logistic regression model, Chi-square test, and Spearman correlation coefficient. P-value less than 0.05 was considered significant.
    Results
    Overall, 88 patients (51.2%) experienced irregular menstruation patterns, and 116 patients (67.5%) had some forms of menstruation disorders. Multiple logistic regression reflected statistically significant correlations between disability score (β=0.702, P=0.001), moderate (β=2.561, P
    Conclusion
    The results of the present study showed that menstrual disorders have high prevalence in women with MS. Our results also indicated that factors such as duration of vitamin D intake, menstrual bleeding, menarche, menstrual pattern, dysmenorrhea, and EDSS affect menstrual disorders.
    Keywords: Menstrual disorders, Menstrual pattern, Multiple sclerosis
  • Mastaneh Sadeghi, Zahra Abbaspoor *, Foroogh Namjouyan, Bahman Cheraghian Pages 53-61
    Introduction
    Vaginal atrophy is one of the most common postmenopausal symptoms affecting the quality of life among postmenopausal women. Although the use of estrogen is effective in the improvement of these symptoms, it is associated with various complications. Regarding this, the present study was conducted with the aim of examining the effect of Glycyrrhiza glabra (licorice) vaginal cream on the mental symptoms of vaginal atrophy in postmenopausal women.
    Methods
    This double-blind clinical trial was carried out on 70 postmenopausal women referring to the health centers of Izeh city in Khuzestan Province, Iran, in 2017. The women diagnosed with vaginal atrophy were randomly assigned into two groups of intervention and placebo (n=35 per group). The intervention group received licorice 2% vaginal cream for 8 weeks. The symptoms of vaginal atrophy, including irritation, itching, dyspareunia, and vaginal dryness, were examined using a self-assessment four-point Likert scale (none=0, mild=1, moderate=2, and severe=3) before and 2, 4, and 8 weeks after the intervention. The data were analyzed in SPSS (version 22) using one-way ANOVA and Chi-square test. P-value less than 0.05 was considered statistically significant.
    Results
    The results indicated that the licorice group experienced a significant improvement in the symptoms of vaginal atrophy after the intervention, compared to that before the intervention (P
    Conclusion
    The application of licorice vaginal cream led to a decrease in the mental symptoms of vaginal atrophy (i.e., itching, irritation, vaginal dryness, and dyspareunia). Therefore, the use of this cream can be helpful for the women suffering from vaginal atrophy.
    Keywords: Glycyrrhiza glabra (licorice), Symptoms of vaginal atrophy, Vaginal cream, Menopause
  • Maryam Chananeh, Padideh Janati Ataei *, Mahrokh Dolatian, Faraz Mojab, Malihe Nasiri Pages 62-71
    Introduction
    Postpartum pain or painful uterine contractions is an important postpartum problem, and its relief could improve breastfeeding and mother-infant interactions. Medicinal herbs could be used to relieve postpartum pain with fewer side-effects and better acceptability compared to chemical medications. The present study aimed to compare the effects of the combination of Nigella sativa (Kalonji) and mefenamic acid and mefenamic acid alone on postpartum pain in multiparous women.
    Materials And Methods
    This randomized double-blind clinical trial was conducted on 100 multiparous women with natural delivery, who complained of moderate-to-severe postpartum pain in 2017. The women were randomly assigned to two groups of Kalonji-mefenamic acid (n=50) and placebo-mefenamic acid (n=50). Severity of postpartum pain was measured using the visual analogue scale (VAS) two hours after delivery, and mothers with the pain score of ≥4 were enrolled in the study. Women in the intervention group received mefenamic acid capsules (250 mg) with a Kalonji capsule (500 mg), and the control group received mefenamic acid capsules (250 mg) with a placebo. Severity and duration of pain were measured before and one hour after each medication administration using the VAS. Data analysis was performed in SPSS version 22 using independent and paired t-test, Chi-square, and Mann-Whitney U test. P-value of less than 0.05 was considered statistically significant.
    Results
    Severity of postpartum pain reduced more rapidly and significantly in the Kalonji-mefenamic acid group compared to the placebo-mefenamic acid group (P
    Conclusion
    According to the results, combination of Kalonji and mefenamic acid could be used as an effective herbal remedy in the women with postpartum pain.
    Keywords: Postpartum Pain, Nigella Sativa (Kalonji), Mefenamic Acid, Uterine Contractions, Postpartum Care
  • Negin Nejati, Mahrokh Dolatian *, Mohammad Kamalinejad, Mehdi Khabazkhoob Pages 72-78
    Introduction
    Postpartum hemorrhage is one of the major causes of maternal mortality, especially in the developing countries. Some studies have shown the positive effects of Plantago on postpartum hemorrhage. We conducted this study to determine the effects of Plantago syrup on postpartum hemoglobin and hematocrit levels in low-risk women in terms of postpartum hemorrhage.
    Methods
    A double-blind, randomized, clinical trial was carried out on all the women who had gone through normal vaginal delivery in Ganjavian Maternity Clinic of Dezful, Iran, in 2017. The participants were randomly assigned to intervention and placebo group (n=50 per group). Immediately after placental expulsion, the intervention group received 100 cc of Plantago extract 20% and infusion of 20 U of oxytocin in 1 L of Ringer’s solution, and the control group was given 100 cc of placebo syrup and infusion of 20 U of oxytocin in 1 L of Ringer’s solution. Hemoglobin and hematocrit levels were measured in all the participants 6 h postpartum. To analyze the data, independent t-test, Fischer’s Exact test, Mann-Whitney U test, Kendall rank correlation coefficient, Chi-squared test, and repeated measures analysis of variance (ANOVA) were run in SPSS, version 17.
    Results
    There was a significant difference between the two groups in terms of hemoglobin and hematocrit reduction. Before the intervention, the mean levels of hemoglobin and hematocrit in the intervention group were 12.60±3.8 g/dl and 36.69±3.3%, respectively, and in the control group, they were 12.25±1.1 g/dl and 38.06±3.4%, respectively (P>0.005). After the intervention, the mean reduction in hemoglobin level in the intervention and control groups was 1.17±0.4 and 2.19±0.6 g/dl, respectively (P=0.001).
    Conclusion
    Oral Plantago syrup played a significant role in lowering the mean reduction in hemoglobin and hematocrit levels after delivery. The use of this syrup could help prevent the complications of postpartum anemia.
    Keywords: Postpartum hemorrhage, Plantago, Hemoglobin, Hematocrit
  • Zeinab Nasiri Lari, Fatemeh Atarzadeh, Parisa Sadat Ghoreishi, Aida Hosseinkhani, Amir Mohammad Jaldat * Pages 79-86
    Introduction
    Aromatherapy is a historical method in ancient Persia. Recent scientific findings have confirmed that herbal fragrances are affect human sexuality and fertility. According to the references of the Persian Traditional Medicine, odorous drugs are used in the treatment of sexual dysfunction and infertility in various forms. The present study aimed to review this therapeutic approach in the references of Persian Traditional Medicine in comparison with recent findings.
    Methods
    This review was conducted via searching in Persian Traditional Medicine references, including Avicenna Canon of Medicine, Al-Aghraz-al-Tibbiya, Tebe-Akbari, Sharhe Asbab va Alamat, Exir-e-Azam, Makhzan al-Adwiyah, Tohfe Hakim Momen, and Qarabadin-e-Salehi using keywords such as Booidan or Shomoomat (smell) and Bu (odor). In addition, the recent findings in this regard were obtained from electronic databases such as PubMed and Google Scholar through searching for scientific terms, as well as keywords such as aromatherapy, infertility, and sexual disorders.
    Results
    In Persian Traditional Medicine, odorous materials could be used via smelling, topical application, incense, and smoke for the treatment of sexual dysfunction. For instance, hot smells (musk, jasmine, and narcissus) could enhance sexual desires, whereas cold smells (Egyptian lotus, camphor, and myrtle) have been shown to reduce the libido. In this regard, special emphasis has been placed on the use of aromatic substances (cinnamon, cardamom, and nutmeg) in the treatment of uterine diseases, especially oligomenorrhea.
    Conclusion
    According to the results of the review, adherence to the recommendations of Persian Traditional Medicine regarding the use of odorous materials in the treatment of nervous disorders and improvement of the reproductive system could lay the groundwork for novel clinical trials.
    Keywords: Aromatherapy, Persian Traditional Medicine, Odor, Sexual Dysfunction, infertility
  • Khadijeh Sarayloo, Robab Latifnejad Roudsari * Pages 87-98
    Introduction
    Clinical trials in the field of menopause play a critical role in producing valid evidence due to the importance of women’s health in the family and society. The results of clinical trials could be used in the evidence-based medicine in case they have a good quality and precise methodology. Therefore, this study aimed to evaluate the quality of clinical trials published by Iranian authors regarding the effects of complementary medicine on menopausal symptoms.
    Materials And Methods
    This descriptive study assessed the clinical trials published during 2007-2016 concerning the impact of complementary medicine on menopausal symptoms. The articles of Iranian journals indexed in SID, Iranmedex, Irandoc, Magiran, and Google Scholar were selected. Several keywords were utilized for searching, including menopause, complementary medicine, massage therapy, acupressure, herbal medicine, and clinical trials. Finally, 47 out of 238 retrieved articles were critically appraised using the Consolidated Standards of Reporting Trials (CONSORT) checklist 2010. The maximum and minimum score that each article could obtain was 37 and zero, respectively. All the data were analyzed using descriptive statistics by SPSS version 16.
    Results
    The findings of present study demonstrated that the mean score of overall quality for the reviewed articles was 23.93±3.94 with the maximum and maximum scores of 16 and 33, respectively. It was revealed that among the 47 clinical trials, sample size calculation, randomization method, type and method of blinding, and the method for generating a random allocation sequence were mentioned in 21 (44.68%), 20 (46.5), 19 (40.42), and 35 (74.46%) studies, respectively. In addition, the used statistical methods were also noted in 46 (97.87%) studies. In the qualitative assessment, the highest mean score was obtained for the introduction and the least for the materials and methods parts.
    Conclusion
    According to the results of this study, the clinical trials published in Iranian medical journals are moderate in terms of study design and reporting method. Consequently, it is recommended that the editors, referees, and researchers of clinical trials, apply a standard guideline for designing and reporting the results of clinical trials. Moreover, the necessary steps for trainings in this regard should be considered.
    Keywords: Acupressure, Acupuncture, Complementary medicine, CONSORT, Herbal medicine, Menopause, Randomized controlled trial
  • Mahdiyeh Verdipour, Fariborz Rezaie Talab, Mona Asadi, Fariba Zemorshidi * Pages 99-102
    Introduction
    Catatonia is a neuro-psychological syndrome characterized by motor, behavioral, emotional, and vegetative symptoms. This phenomenon can occur in primary psychological disorders and in association with neurological and other general medical diseases. Postpartum catatonia is a rare condition. In this research, we reviewed the presentation, diagnosis, and treatment of a case of postpartum psychosis with catatonia.
    Case Presentation
    A 21-year-old woman was presented with mutism, waxy flexibility, unresponsiveness and fever 10 days after delivering a healthy neonate. Assessments were made to exclude meningoencephalitis and other possible underlying medical disorders. After the investigations, a perinephric abscess was found in abdominal sonography. Despite the percutaneous abscess drainage, antibiotic therapy and treatment of fever, other symptoms continued. After catatonia diagnosis, the patient was treated with oral lorazepam, which significantly improved the signs of this disease. However, appearance of psychotic signs (e.g., delusions, hallucinations, and suicide thoughts) led to the diagnosis of postpartum psychosis and treatment of the patient with antipsychotic medications. Furthermore, she was candidate of electroconvulsive therapy to accelerate the pace of recovery. The patient responded dramatically to electroconvulsive therapy.
    Conclusion
    Catatonia is a rare complication of medical and psychological disorders, which can be seen in postpartum period. Early diagnosis and treatment of postpartum catatonia is crucial for maternal and neonatal health.
    Keywords: Catatonia, Postpartum Period, Psychosis, Mutism