فهرست مطالب

  • Volume:13 Issue:1, 2017
  • تاریخ انتشار: 1396/04/30
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فاطمه رضایی، امید اسدی نلیوان*، سارا ایوبی ایوبلو صفحه 1
    با توجه به افزایش روزافزون جمعیت، نیاز به منابع آب هر روز بیشتر می شود. منابع آب سطحی نیز کفاف تامین آب را نمی نماید. به دلیل همین محدودیت از دیر باز توجه به سوی منابع آب زیرزمینی جلب شده است. برای مطالعه آب های زیرزمینی بررسی های زمین شناسی به ویژه مطالعه لیتولوژی و تکتونیک سازندها که در ایجاد فضای خالی و ذخیره سازی آب نقش دارند اهمیت دارد.در این تحقیق تاثیر گسل (تعداد گسل، فاصله از گسل، طول گسل خوردگی و تراکم گسل) بر روی خصوصیات چشمه های شهرستان تربت جام مورد بررسی قرار گرفت. در این راستا از نرم افزارهای Excel و ARCGIS جهت پیش برد اهداف استفاده شد. نتایج نشان داد که عوامل تکتونیکی وجود گسل زیاد به تعداد (347 عدد)، فاصله از گسل در سه فاصله 1000، 3000 و 7000 متری به طوری که با فاصله گرفتن از گسل از تعداد چشمه ها کاسته می شد، تراکم گسل بالا (51/20 (km/km 2 و طول گسل خوردگی زیاد (716 کیلومتر) بر روی دبی چشمه ها و ظهور آن ها تاثیر مثبتی دارند. سازند Pgn (گنایس، موسکوویت، بیوتیت، کوارتز) دارای بیشترین دبی میانگین (67/8(m/s3 به خاطر تراکم گسل بالا و سازند Pvs (سنگ آهک، دولومیت شبیه به گنایس) بیشترین دبی کل (64/38(m/s3 به دلیل تراکم گسل بالا را دارا هستند. نتیجه کلی برتری تشکیل سفره آب زیرزمینی بر روی سازندهای ماسه سنگ و سنگ آهک و تاثیر گسل بر روی ظهور و دبی چشمه ها را نشان می دهد.
  • سیامک بهاروند*، جعفر رهنما راد، سلمان سوری صفحه 2
    تعیین محل دفن زباله های شهری به دلیل تاثیر فراوان بر اقتصاد، اکولوژی و محیط زیست هر منطقه، یک مساله مهم در فرآیند برنامه ریزی شهری می باشد. در فرآیند تعیین محل دفع زباله های شهری سعی بر آن است تا نقاطی با کم ترین خطرات برای محیط زیست و سلامت انسان مد نظر قرار گیرند. هدف از این مطالعه، بررسی زیست محیطی و تعیین محل مناسب جهت دفن زباله های شهری شهر خرم آباد با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی(Geographic Information System، GIS)و استفاده از روش ترکیب خطی وزن دار(Weighted Linear Combination، WLC) می باشد. بدین منظور، ابتدا محل دفن کنونی زباله ها مورد ارزیابی زیست محیطی قرار گرفت. نتایج به دست آمده از این ارزیابی نشان می دهد که فعالیت بیوشیمیایی و شیمیایی در محل مورد نظر بسیار بالا بوده، لذا لزوم توجه ویژه به اثرات زیست محیطی محل دفن کنونی بسیار حائز اهمیت می باشد. سپس بر اساس بررسی و ارزیابی 13 پارامتر فاصله از شهر، روستا، رودخانه، آب های زیرزمینی، گسل، جاده های اصلی و فرعی، فرودگاه، اماکن تاریخی، لیتولوژی، کاربری اراضی، شیب و ارتفاع؛ نقشه مکان یابی محل دفن زباله های شهر خرم آباد تهیه گردید. بر اساس نتایج به دست آمده از نقشه مکان یابی محل دفن زباله ها به ترتیب 03/10، 85/21، 38/28، 30/25 و 42/14 درصد از مساحت منطقه در پهنه های خیلی نامناسب، نامناسب، متوسط، مناسب و خیلی مناسب قرار گرفته است
  • ناصر عبادتی*، محمد ضربعلی زاده صفحه 3
    دشت آبادان یکی از زیر حوضه های هیدرو کربنی جنوب زاگرس در ایران بشمار می آید که از نظر زمین ساختی پایانه ی شمالی پلاتفرم صفحه عربی در نظر گرفته می شود. وجود تفاوت های اساسی در رسوب گذاری دشت آبادان از لحاظ زمین شناسی ساختمانی با ناحیه رسوبی زاگرس و فروافتادگی دزفول، ضرورت انجام مطالعات پتروفیزیکی را نشان می دهد . لذا به منظور تعیین تخلخل ، حجم شیل و اشباع آب سازندی از پارامتر های مهم مخزنی پس از اندازه گیری ها توسط سوند ها و فرستادن داده ها و پردازش آن ها به صورت لاگ های کامل (full set)، اطلاعات مربوط به صورت نمودار ها آماده سازی شده و سپس محاسبات و ارزیابی ها به دوروش قطعی و احتمالی انجام گردید. همانطور که در اینتروال سازند سروک مشاهده می شود. نتایج نشان داد لیتولوژی قالب کربناته بوده ودر عمق های 3250-3275 متری و 3450-3475 متری مشاهده می شود و گاهی نیز میان لایه هایی از سنگ دولومیت دیده می شود. از نظر تولید نفتی نیز عمق 3125-3265 متری بهترین عمق نفتی در چاه است هرچند در کنار تولید نفت ، تولید آب آزاد هم وجود دادرد اما بدلیل حد زیر 30% اشباع آب می توان به احتمال زیاد تولید نفت بیشر داشت. اما بدلیل کیفیت بسیار پایین حدس های بعدی برای عمق های پایین تر از 3125 و 3240 متری تا انتهای اینتروال سروک قطعیت نخواهد داشت.
  • مکان یابی محل دفن زباله های شهری زهک با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)
    محمدعلی عنایت*، مجتبی انصاری فر، جعفر رهنماراد، کاظم شعبانی گورجی، امین نارویی صفحه 4
    شهرستان زهک با مساحت 945 کیلومتر مربع در شمال استان سیستان و بلوچستان و در موقعیت جغرافیایی 8944. 30 درجه شمالی و 7067. 61 درجه شرقی واقع شده است. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال 1385، برابر با 71،462 نفر بوده است روزانه 25 تن زباله تولید می کند. این زباله ها در پشت بیمارستان شهر زهک انباشته می شوند که آلودگی زیست محیطی برای ساکنان روستاهای اطراف از جمله مهمترین مشکلات ناشی از مکان گزینی نادرست این محل بشمار می رود. منطقه مورد مطالعه از لحاظ تقسیمات ساختاری- رسوبی ایران در بلوک سیستان واقع شده است. واحد چینه شناسی NQ به عنوان وسیع ترین پهنه چینه شناسی در دشت سیستان، متشکل از رسوبات ریزدانه آبرفتی در رودخانه ای است که مدت زمان رسوب گذاری آنها از میوسن پایانی تا اوایل هولوسن ادامه داشته است. این رسوبات که غالبا بر اثر فعالیت های فرسایشی دریاچه هامون و شبکه آبراهه ها، شکل امروزی خود را از به دست آورده اند در واقع بستر اصلی تمامی آبادی های، سکونت گاه ها و مراکز فعالیتی را تشکیل داده و قسمت های وسیعی از شرق محدوده مورد مطالعه را در بر می گیرد. در این پژوهش سعی شده است تا با کمکGIS و با توجه به ویژگی های ژئومورفولوژی منطقه و با همپوشانی لایه های شیب، رقومی ارتفاعی، زمین شناسی، راه ها، فاصله از شهر، فاصله از چاه نیمه، فاصله از رودخانه و سیستم زهکشی اولویت بندی شد و سپس مناطق ممنوعه مشخص گردید که بر این اساس مناطق شرقی شهر زهک از اولویت بیشتری برخوردارند.
  • زهرا کیامیری*، تقی نبئی، سید رضا مهرنیا صفحه 5
    ناحیه مورد مطالعه خررود در استان قزوین با مساحتی بالغ بر 550 کیلومترمربع در طول رودخانه خررود در حد فاصل دو زون ساختاری- رسوبی ایران مرکزی و زون دگرگونی سنندج - سیرجان قرار گرفته است، به طوری که اختصاصات زمین شناسی هر دو زون را در خود دارد. لذا تنوع لیتولوژیک منطقه زیاد است و انواع سنگ های دگرگونه ی تریاس فوقانی و ژوراسیک، سری های ماگمایی ترشیاری، و انواع سنگ های رسوبی آواری و شیمیایی با با سنین متنوع از پالئوزوئیک تا نئوزن در مسیر جریان رودخانه و یا در سطح حوه ی زهکشی مربوط به آن رخنمون دارند. مورفولوژی بسیاری از لندفرم های سطح زمین حاصل برآیند دو دسته عامل هست که گروهی سعی در ایجاد ارتفاعات و ناهموار نمودن زمین دارند و گروهی دیگر سعی در فرسایش و تسطیح همان ناهمواری ها را دارند. با کمک علم مورفوتکتونیک و بررسی شاخص های مورفوتکتونیکی می توان دریافت که در یک منطقه ی خاص اشکال سطح زمین تحت تاثیر کدام عامل ها قرار دارد. مطالعه موردی این موضوع بر روی بخش بالا دست رودخانه خررود در استان قزوین انجام گرفت. با استفاده از مدل ارتفاعی رقومی مرز حوضه ها و زیرحوزه های آبریز مربوط به رودخانه خررود استخراج شد. سپس با کمک داده های ارتفاعی شاخص های گرادیان طولی رودخانه(SL) ، تقارن عرضی حوضه آبریز(T) ، منحنی هیپسومتری و مقدار انتگرال هیپسومتری برای منطقه مورد مطالعه محاسبه گردید. نتایج نشان می دهد بخش بالایی حوضه آبریز خررود منطقه ای است که در ان نیروهای تکتونیکی ارتفاع ساز با عوامل فرساینده به تعادل رسیده اند و منطقه از نظر مورفولوژی به بلوغ خورد رسیده است. علاوه بر این فعالیت نئوتکتونیک منطقه بر اساس این شاخص اندک بوده و منطقه در رده مناطق با فعالیت کم نئوتکتونیکی قرار می گیرد.
  • روش های موثر بر کاهش جابجایی دیواره گودبرداری (مطالعه موردی: پروژه مجتمع پارس)
    معصومه محرابی *، علی ارومیه ای صفحه 6
    مهم ترین اصل در پایدارسازی دیوارهای گودبرداری عمیق، طراحی و نظارت بر مقدار جابه جایی دیواره می باشد. یکی از بهترین و گسترده ترین روش های به کار برده شده در تثبیت دیوارها، استفاده از سیستم های مهارگذاری و میخ گذاری است. جابه جایی در دیوار گودبرداری بسیار حائز اهمیت است، زیرا این امر باعث آسیب رساندن به ساختمان های مجاورگود می گردد. برای بررسی تاثیر روش های مختلف،مدل سازی دیواره شمالی گود پارس با نرم افزار المان محدود Plaxis و Geoslope با استفاده از روش های میخ گذاری و مهار گذاری جهت تعیین رفتار خاک و عناصر ساختاری آن ایجاد شده است. رایج ترین مدل ساختاری در مدل سازی عددی Mohr-Coulomb است، هرچند این مدل دارای برخی نقاط ضعف مانند کشش غیر واقعی در بخش زیرین و در نتیجه تغییرات در جابه جایی زمین می باشد.
  • سمیه نعمتی*، ناصر عبدی صفحه 7
    منطقه مورد مطالعه، حوضه آبریز سد ستارخان اهر، در 15 کیلومتری غرب شهر اهر در استان آذربایجان شرقی و بر روی رودخانه اهرچای قرار دارد. با توجه به مستعد بودن منطقه نسبت به زمین لغزش و وجود لغزش های زیاد در منطقه، شناسایی عوامل موثر در وقوع این پدیده طبیعی و شناخت مناطق مستعد زمین لغزش بسیار ضروری می باشد. استفاده از روش های مختلف جهت شناسایی مکان ها با خطر لغزش بالا، می تواند به جلوگیری از لغزش و کاهش خسارات ناشی از این پدیده طبیعی کمک کند. در این مطالعه برای پهنه بندی خطر زمین لغزش و تحلیل ریسک وقوع آن از روش های شاخص همپوشانی و تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شده است. بدین منظور ابتدا نقشه زمین لغزش های منطقه با استفاده از عکس های هوایی و بازدیدهای میدانی تهیه شد. سپس به منظور تهیه نقشه های موضوعی در محیط نرم افزار GIS و تهیه نقشه آسیب پذیری، تعداد 8 فاکتور کنترل کننده شامل لیتولوژی، مقدار شیب، جهت شیب، کاربری اراضی،میانگین بارش ماهیانه، نزدیکی به گسل ها، فاصله از آبراهه و ارتفاع، بر اساس ارتباط آنها با وقوع زمین لغزش، انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. ضمن بررسی نقش این فاکتورها در وقوع زمین لغزش، هر فاکتور به چندین کلاس طبقه بندی شده و مقادیر وزنی هر عامل به ترتیب به لایه های رستری و کلاس های مرتبط اختصاص داده شد و از دو روش شاخص همپوشانی و تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده گردید. پس از همپوشانی لایه های مختلف در محیط GIS و تهیه نقشه احتمال وقوع زمین لغزش با استفاده از دو روش مذکور، محدوده مورد مطالعه به چهار پهنه متفاوت مستعد وقوع زمین لغزش تقسیم بندی شده است. نتایج حاصل بیانگر قرارگیری حدود 38 درصد از محدوده در پهنه با خطر زمین لغزش زیاد است. 4 درصد از منطقه نیز در محدوده مستعد لغزش خیلی زیاد قرار می گیرد. این نتایج نشانگر مخاطره آمیز بودن محدوده به لحاظ پدیده طبیعی لغزش می باشد و بایستی در میزان رسوبزایی، طول عمر سد و احداث هر گونه سازه در آینده مد نظر قرار گیرد.
  • نادر سعادت خواه*، عضمان کسیم صفحه 8
    یلو کلنگ یک منطقه مستعد رخداد سیل در نزدیکی کوالالامپور، مالزی می باشد. توسعه شهری، باعث رخداد خطرات مختلفی همچون زمین لغزش و جریان های سیلابی فصلی در این ناحیه گردیده است. تحقیق حاضر به بررسی مناطق سیل زده یلوکلنگ تحت یک دوره بارش فصلی در ارتباط بامیزان مشارکت پوشش های منطقه در حجم رواناب های سطحی می پردازد. ارزیابی از نرخ مشارکت پوشش های مختلف زمین در میزان رواناب های سطحی و پتانسیل میزان مشارکت هر رده از پوشش های گیاهی منطقه در میزان روناب، مبحث اصلی تحقیق مذکور می باشد. جهت کاهش خطرات ناشی از رخدادهای سیلابی فصلی، یک مدل منطقه ای آنالیز رخدادهای سیل تحت تاثیر بارش در تحقیق مذکور بکار گرفته شده است. در راستای اجرای مدل مذکور، پنج مرحله تحقیقاتی در این مطالعه دنبال گردیده است. 1) شناسایی حوزه های زهکشی منطقه 2) محاسبه میزان رواناب های سطحی و نفوذی به زمین 3) ارزیابی و مشارکت حوزه ها در شرایط یک رخداد سیل بالقوه 4) تجزیه و تحلیل تغییرات پوشش های زمین منطقه بر روی میزان رواناب های سطحی 5) بررسی تغییر در حجم رواناب سطحی ناشی از تغییرات پوشش های زمین. دراین راستا، نتایج نشان داده شده از مدل سازی مدل TRIGRS بر روی منطقه، اطلاعات مفیدی در مورد شدت های سیل و بهبود توانایی مدل سازی در بررسی رخدادهای سیل در آینده فراهم کرد. میزان مشارکت پوشش های منطقه بر روی حجم سیلاب براساس تغییرات نفوذپذیری بارش های ناپایدار و تغییرات رواناب ناشی از دوره های بارش توسط مدل TRIGRS مورد محاسبه قرار گرفت. محاسبه اثرات نفوذ باران بر روی پوشش زمین نشانگر این مورد است که مشارکت مناطق تحت توسعه شهری، زمین های کشاورزی و چمن زارها در حجم و شدت سیلاب ها بیشتر از مشارکت پوشش های دیگر منطقه در حجم رواناب های سطحی می باشد. براین اساس لازم به ذکر است که، مناطق شهری و عاری از پوشش های گیاهی و نواحی با چگالی پایین ازپوشش های گیاهی تمایل به مشارکت بیشتری در رخدادهای سیلاب در فصول بارندگی دارند. در صورتی که مشارکت جنگل ها و مناطق با چگالی بالای پوشش گیاهی مشارکت کمی در حجم رواناب های سطحی دارند.
|
  • Fatemeh Rezayi, Omid Asadi Nalivan *, Sara Ayobi Ayoblu Page 1
    Given to the increasing population, every day, more waterresources are needed. Also Surface water resources do not have enough. Because of this limitation, Attention has been drawn towards groundwater resources from the past. A geology consideration is important for groundwater studies, especially the study of lithology and tectonic geological formations that are involved in creating space and water storage. In this study, the effect of the fault (number of faults, faults, fault faulting length and density) were studied on the spring characteristics of Torbat-e Jam. In order to achieve these goals, ARCGIS software was used. The results shows that a large number of tectonic fault (347 pcs), the distance from the faults in three distance 1000, 3000 and 7000 meters, so that away from the faults, the number of Springs was reduced, High fault density (51/20 km/km2) and the high faulting (716 km) have a positive effect on the Springs discharge and the appearance of them. Formation of P gn (gneiss, muscovite, biotite, quartz) has the highest average discharge (67/8 m3/s) Because of high density and Formation of P vs (limestone, dolomite like gneiss) has the highest Total discharge (64/38 m3/s) Because of high density fault. The overall resultshows the superiority of the aquifer formation on the sandstone and limestone formations and the impact of faults on the appearance and discharge spring.
    Keywords: Water Resources, Groundwater, Geomorphology, Torbat, e Jam, Tectonic
  • Siamak Baharvand*, Jafar Rahnamarad, Salman, Soori Page 2
    The determination ofmunicipal waste landfillis a major issue in the process of urban planning due tothehuge impact it has on the economy, ecology and environment of any region.In the process of determining municipal waste landfill, attempt is madeto consider sites with minimum risks for the environment and human health as well.This study aimedto have an environmentalevaluation and determination of municipal waste landfillin KhorramabadusingGeographic Information System (GIS) andWeighted Linear Combination (WLC). For this purpose,the current landfill was first assessed in terms of the environment.The results of the evaluation show that the biochemical and chemical activitiesare very high in the desired site. Therefore, paying special attention to the environmental impacts ofthe current landfill is of greatsignificance.Then, themap for the site selectionof Khorramabad's landfill was prepared based on investigating and assessing 13 parameters including the distance from city, village, river, groundwater, fault, major and minor roads, airport, historical places, lithology, land use, slope and elevation,.According to the results obtained from themap for the site selectionof landfill, 10.03%, 21.85%, 28.38%, 25.30% and 14.42% of the site area are located in the very unsuitable, unsuitable, moderate, suitable and the bestsuitable area, respectively.
    Keywords: Municipal Waste Disposal, Site Selection, Weighted Linear Combination, Geographic Information System, Khorramabad
  • Naser Ebadati *, Mohammad Zarbalizadeh Page 3
    Abadan plain is considered as the one of the hydrocarbon sub basins in south of Zagros in Iranwhich from the tectonic viewpoint is known as the Arabian plate north platform terminal.Existence of basic differences in Abadan plain sediments due to the structural geologicalviewpoint with Zagros sediments area and Dezful embayment shows the petro physical studiesnecessary. So for determination of porosity, shale volume and water formation saturation fromimportant rank factors after the determination by the probes and data sending and theirprocessing as the full set logs, related data was prepared as the diagrams and then determinationand evaluation was performed by two certain and probable methods. As it is observed in SarvakFormation interval, the results showed that major lithology was carbonate andalso observed with Dolomite rocks in the depth of 3250-3575 and 3450-3475 m. From the oil reservoirviewpoint, 3125-3265 m is the best hydrocarbon depth in wells, though beside oil zone, freewater zone is present but due to the 30% water saturate sub limit can almost have more oilreservoir. But due to the very low quality, next predicts for depth less than 3125 and 3240 m tillthe Sarvak interval ending has no certainty.
    Keywords: Sarvak Formation, petro physics, oil reservoir, Abadan plain, geo log
  • Locational of Zahak municipal landfill, using Geographic Information System (GIS)
    Mohammadali Enayat*, Mojtaba Ansarifar, Jafar Rahnamarad, Kazem Shabanigorji, Amin Narouei Page 4
    Zakhak city with a total area of 945 square kilometers is located north of Sistan and Balouchestan province and is located in the geographical position 8944. 30 degrees north and 7067. 61 degrees east. The city's population, according to the 2006 census, is 71,462, it generates 25 tons of waste per day. These wastes accumulate behind the hospital in Zahak, where environmental pollution for residents of nearby villages is one of the most important problems due to the misplaced location of the site. The study area is located in the Sistan block in terms of Structural-sedimentary divisions in Iran. NQ stratigraphic unit is the largest stratigraphic zone in Sistan Plain, consisting of alluvial fine-grained sediments in a river whose sedimentation time from the end of the Miocene to the early days of the Holocene continued. These sediments are often the result of erosion lake plain and drainage, shapes today to have gained in the context of all the villages, settlements and activity centers formed and large parts of the East area The study encompasses the study. In this research, it has been attempted to investigate the geomorphology of the area with the overlap of gradient layers, elevation digital, geology, roads, distance from the city, distance from the well, distance from the river and priority drainage system with the help of GIS. Then the banned areas were identified, so that the eastern parts of the city of Zahak are more preferable.
    Keywords: Location, Landfill location, urban waste, Zahak
  • Zahra Kiamiri *, Taghi Nabaei, Seyed Reza Mehrnia Page 5
    The study area is located in the geological map of Avaj at 1: 100,000 scale. Also, the exploration area of Kharroud is over 550 km2 in Qazvin province. The Kharroud River is 217 km in length. This area is located between two structural-sedimentary zones of central Iran and the Sanandaj-Sirjan, which has the geological characteristics of both zones. Therefore, the area is very varied in lithology; types of metamorphic rocks of the upper Triassic and Jurassic, Tertiary magmatic series, and various types of sedimentary and chemical sedimentary rocks of different ages from Paleozoic to Neocene on the river flow path or at the surface of the drainage basin outcropped. The morphology many of the surface landforms is result of two groups of factors that group is trying to create heights and roughness of the earth, and other factors try to erode the same roughness. Using morphotectonic science and assess of morphotectonic indices, can be conclude that in the particular region, the forms of the earth's surface are influenced by which factors. This case study was carried out on the upper part of the Kharroud River in Qazvin province. Using the digital elevation model, the basin and sub-basins watersheds related to the Kharroud River was extracted. Then, using elevation data, the stream length-gradient (SL), Topographic Symmetry Index (AF), hypsometric curve and hypsometric integral were calculated for the study area. The results show that the upper part of the catchment Kharroud area is a region in which orogeny tectonic forces have reached balanced with erosion factors and the region has matured morphologically. In addition, the neotectonic activity of the region is low based on this index and the region is in the class of areas with low neotectonic activity.
    Keywords: Neotectonic, Kharroud, Qazvin, morphitectonic
  • Effective methods to reduce the pit wall displacement (Case study: Pars complex project)
    Masoumeh Mehrabi *, Ali Uromeihy Page 6
    The most important principles in deep excavation retaining structures are design and monitoring of the excavation wall displacement values. One of the best and most widely used methods of stabilizing the walls is using the anchorage and nailing systems. Shift in the excavation pit wall is very important because it can cause damage to adjacent buildings. To examine the effect of various approaches for simulation, northern wall with finite element software, Plaxis and Geoslope, was built using the methods of anchorage and nailing for examining the soil behavior and structural elements. Mohr-Coulomb is the most common constitutive model in numerical modeling with some weaknesses such as unrealistic heave of the excavation bottom and thus variations in the displacement field.
    Keywords: Excavation, anchoring, nailing, monitoring, numerical simulation
  • Somayeh Nemati *, Naser Abdi Page 7
    Sattarkhan Dam is constructed on Aharchai Stream in 15 km west of Ahar in East Azerbaijan province. Considering the susceptibility of the dam to landslide hazard, it is critical to determine factors effective on such natural phenomena in this area. Different methods are applied to identify places with high landslide susceptibility in order to prevent and reduce causalities of such natural phenomena. In this investigation, two methods including Overlap Index and Analytic Hierarchy Process (AHP) are implanted for landslide hazard zonation. In this regard, first, the map of landslide occurred in the area was prepared using the available landslide occurrence maps, images, and field studies. Next, the thematic maps and then the associated susceptibility maps were prepared in GIS using eight effective factors including lithology, slope angle, slope direction, land use, average monthly rainfall, distance from faults, distance from streams, and elevation. The role of these factors was divided into several classes and the weight of each class was assigned to the corresponding raster layer and classes of each layer. Based on the obtained results, the study area was divided into four zones with different landslide occurrence hazards by overlapping different layers in GIS environment and preparing landslide occurrence hazard. The data evaluation and processing show that around 38% and 4% of the area is located in zones with high and very high landslide occurrence hazard, respectively. The result also reveals the susceptibility of the study area to such natural phenomenon, which must be considered in the dam lifetime for preventing damages and causalities.
    Keywords: zonation, Sattarkhan Dam watershed basin, landslide, Overlap Index, AHP
  • Nader Saadatkhah *, Azman Kassim Page 8
    Hulu Kelang is a flood prone area near to Kuala Lumpur. Urban development has caused numerous landslides and mudflow events in this region. The current research tried to study the area inundated by a rainfall period of a hazard to be determined in relation to the land use. The assessment of land use impact in the Hulu Kelang basin focused on the runoff contributions from different land cover classes and the potential impact of land use changes on runoff generation. To minimize losses incurred by mudflow events, A hydrological regional modeling of rainfall induced runoff event were employed in this study. Five approaches were considered in this research, i.e: (1) Drainage Basins Delineation; (2) Calculation the rate of Loss/ Infiltration; (3) Assessment of basins in term of flood potential; (4) Land Cover Change analysis, and (5) Change to runoff volume due to land cover change. In this regard, the results showed that the transient rainfall infiltration and grid based regional modeling (TRIGRS) provides important information about the flood intensity and significantly improves our ability to model future flood scenarios through other area. On the other hands, impact of land cover on runoff volume was computed with TRIGRS model based on the transient infiltration changes, and attendant changes in the runoff, due to rainfall period. Computation for the effects of rainfall infiltration on the land cover showed that the direct runoff from development area, agricultural area, and grass lands are dominant for a flood event compared with runoff from other land covered areas in the study area. The urban areas or lower planting density areas tend to increase for runoff and for the monsoon season floods, whereas the inter flow from forested and secondary jungle areas contributes to the normal flow.
    Keywords: TRIGRS model, Flood volume, Land use impact, Hulu Kelang