فهرست مطالب

پژوهش های تاریخی ایران و اسلام - پیاپی 21 (پاییز و زمستان 1396)
  • پیاپی 21 (پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1397/01/07
  • تعداد عناوین: 11
|
  • علمی و پژوهشی
  • رضا بیگدلو، احمد ابوحمزه صفحات 1-22
    شرق شناسی را مجموعه ای از مطالعات و تحقیقات دانشمندان و موسسات کشورهای غربی در موضوعات و مسائل مختلف شرقی دانسته اند . قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم، مقطع زمانی بسیار مهمی در شرق شناسی اروپایی به ویژه انگلستان بوده است. در این دوره زمانی، انگلستان قسمت های زیادی از شبه قاره هند و دیگر قسمت های آسیا را به استعمار خود درآورده بود. کشور ایران بنا به دلایل مختلف ، در قرن نوزدهم و بیستم مورد توجه سیاست های قدرت های بزرگ جهانی واقع شد. امپراتوری بریتانیا و کمپانی هند شرقی توجه و حساسیت ویژه ای نسبت به ایران و مناطق مجاور هند داشتند. به تبع آن شرق شناسان انگلیسی توجه ویژه ای به این مناطق ازجمله بلوچستان داشتند.این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل تاریخی و با بررسی و تحلیل محتوای آثار شرق شناسی انگلیسی قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم و بازنمائی نسبت آن با اقتضائات سیاسی، نظامی و اقتصادی انگلیس درباره منطقه بلوچستان، این سوال را مطرح می سازد که ارتباط بین سیاست های انگلیس در ایران و آسیا و پژوهش های شرق شناسی آن ها در این مناطق چیست و این پژوهش ها چه کارکردهایی را ایفا کردند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که شرق شناسی به عنوان سازه ای استعماری دارای کارکردهای نظامی- سیاسی در منطقه بوده و در راستای هویت سازی برای قوم بلوچ و ترسیم مرزهای خاوری در خدمت اهداف استعماری انگلستان بوده است.
    کلیدواژگان: بلوچستان، شرق شناسی، انگلستان، ایران، هند
  • فرزاد بیگی، غلامحسین ابراهیمی دینانی صفحات 23-42
    با به قدرت رسیدن سلطان محمود غزنوی روند جدیدی از یکسویه نگری فکری، مذهبی به تقلید و تاسی از دارالخلافه بغداد در شرق ایران اجرایی شد . محمود غزنوی در جهت کسب مشروعیت معنوی و علی رغم پاره ای اختلافات با دارالخلافه ، به تبعیت از اهل حدیث حاکم بر بغداد و با نگاهی یکسویه نگر و متعصبانه ، به سرکوب فرقه های مختلف مذهبی و انزوای اندیشمندان علوم عقلی پرداخت. طبق فرضیه این پژوهش ،اقدامات محمود در تاسیس مدارس خاص فقهی و تشکیل دادگاه های تفتیش عقاید ، نخستین تلاش های هدفمند و سازمان دهی شده در جهت برچیدن تساهل و تسامح برآمده از عصر زرین تمدن اسلامی در ایران بوده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه مطالعه ی متون متقدم و مآخذ درجه اول تاریخی ، چرایی برخورد محمود با نحله های فکری، مذهبی رقیب و چگونگی تشکیل و نتایج اولین دادگاه های تفتیش عقاید در ایران بعد از اسلام و نسبت این گونه اقدامات با جریان کلی زوال تدریجی خردگرایی و رکود تمدن اسلامی موردنقد و بررسی قرار داده است .
    کلیدواژگان: محمود غزنوی، اهل سنت، تفتیش عقاید، خردگرایی، خلافت عباسی
  • عباس پناهی صفحات 43-62
    مهاجرت اسماعیل میرزا به گیلان یکی از وقایع مهم تاریخی دودمان صفویه به شمار می رود؛ زیرا پس از روابط خصمانه آق قویونلوها با فرزندان حیدر، برای صوفیان که علاقه مند به حیات سیاسی و اجتماعی طریقت صفوی بودند، چاره ای جز فرار از قلمرو ترکمانان باقی نماند. با بررسی گزارش های موجود درباره انگیزه سیاسی صوفیان اهل اختصاص از انتقال اسماعیل میرزا به گیلان می توان به این نتیجه رسید که آن ها با توجه به قرابت فکری و مذهبی حاکمان محلی گیلان به عنوان مهم ترین کانون تشیع در ایران، از این موقعیت به منظور حفظ طریقت صفوی و ایجاد بستر سیاسی برای دستیابی به قدرت سود جستند تا در فرصت مناسب و با استفاده از حمایت صوفیان ایران و آناتولی و هم چنین حامیان شیعی خود در گیلان برای کسب قدرت استفاده نمایند. در این پژوهش نگارنده سعی دارد تا با استفاده از منابع تاریخ محلی و مآخذ عصر صفوی، دلایل سیاسی و مذهبی مهاجرت اسماعیل میرزا به گیلان را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد. به نظر می رسد موقعیت مذهبی و پیوند تاریخی طریقت صفوی با گیلانیان ، یکی از مهم ترین انگیزه های انتخاب صوفیان در دوره بحرانی برای مهاجرت اسماعیل میرزا به گیلان باشد. روش بررسی در پژوهش حاضر با تکیه بر روش تاریخی و با استناد به داده های منابع مستند و مهم این دوره انجام می پذیرد.
    کلیدواژگان: اسماعیل میرزا، آق قویونلوها، گیلان، صفویه، لاهیجان
  • یعقوب پناهی، محمدعلی چلونگر، اصغر منتظرالقائم، وحید سعیدی صفحات 63-88
    تطور مفهوم امامت و پیامدهای تعاریف متفاوت از آن ، یکی از چالش برانگیزترین مباحث کلامی و تاریخی میان متکلمان، فقها، علمای شیعی و مورخان است. در این پژوهش سعی می شود ضمن بهره گیری از اسناد تاریخی و دوری از اختلافات پرتنش و توام با تعصب کلامی، با رویکردی تاریخی و روشمند در ابتدا به صورتی بسیار اجمالی مفهوم امامت را در قرون دوم و سوم ه.ق میان شیعیان زیدی بررسی گردد و سپس به تبیین نقش تعریف شیعیان زیدی از مساله امامت و جایگاه، شئون و وظایف امام، در حیات سیاسی- اجتماعی این گروه پرداخته شود تا مشخص گردد این تعریف چه تاثیرات کاربردی بر جای نهاده است و اساسا تحولات اجتماعی و به ویژه سیاسی این فرقه در قرون نخستین ، تا چه اندازه متاثر از اندیشه امامت و تا چه اندازه محصول عوامل دیگر بوده است؟
    در خلال این پژوهش روشن خواهد شد شیعیان زیدی امامت را به ضرورتی سیاسی- اجتماعی تفسیر کردند و شرط اساسی مشروعیت امامت یک فرد را تلاش برای برپایی اصل امر به معروف و نهی از منکر از راه دعوت مردم به قیام دانستند. تفسیر این شیعیان (زیدی) از مفهوم امامت هرچند در حوزه نظر ایشان را در مقایسه با سایر فرق شیعی رویکردی معتدل بخشید ؛ اما در ساحت عمل، به ورطه اقدامات رادیکال و عمل گرایی سیاسی کشانید و حاصل این پراگماتیسم–البته متاثر از عوامل زمانی و مکانی و زمینه های تاریخی-برپایی شورشهای متعدد و در نهایت تشکیل حکومت هایی مستقل در نقاط مختلف جهان اسلام بود.
    کلیدواژگان: مفهوم امامت، تشیع زیدی، قیام به سیف، تحولات سیاسی - اجتماعی
  • پرویز حسین طلایی صفحات 89-116
    در آثار نویسندگان عصر باستان و همچنین پژوهش های تاریخی جدید این دوره ، درباره جغرافیای تاریخی و بررسی ساختار شهری و عمرانی مناطق و شهرهای این دوره اطلاعات چندانی به دست نمی آید ؛ تا جایی که می توان گفت که این حوزه تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است و تحقیق در این حوزه می تواند روشنگر زوایای تاریک مناسبات ایران و قدرت های همجوار محسوب شود. شهر مرزی آمد با توجه به برخورداری از موقعیت جغرافیایی و ژئوپلتیک مناسب که در بین النهرین واقع شده، از زمان های بسیار دور میان سلسله های متعدد دست به دست می شده است. از اواسط دوره اشکانی که ایران و روم با یکدیگر ارتباط برقرار کردند تا اواخر دوره ساسانی، برای تصرف این منطقه کلیدی، همواره تلاش هایی توسط دو قدرت عصر باستان صورت گرفته است. حال با توجه به این مسائل، در این پژوهش جغرافیای تاریخی و ساختار عمرانی شهر آمد و نقش سیاسی، بازرگانی و دینی این شهر مهم در مناسبات ایران و روم در دوره ساسانی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد . این پژوهش می خواهد نشان دهد که تصرف شهر مرزی آمد برای هر دو قدرت عصر باستان به منزله دسترسی به ارمنستان، تمرکز در بین النهرین و همچنین پایگاه مستحکمی برای قلمرو کشور خود، به شمار می رفته است ؛ چنانکه ساختار عمرانی آمد، تحت تاثیر همین مساله بوده و بارها توسط قدرت حاکم بر استحکام آن افزوده می شد . علاوه بر آن دستیابی به این شهر که بر سر راه های تجاری واقع شده بود، هم از لحاظ بازرگانی هم از لحاظ تبلیغات دینی در مناسبات دو کشور اهمیت دو چندانی پیدا کرده بود.
    کلیدواژگان: شهر آمد، موقعیت جغرافیایی، تجاری، دینی، ساسانی، روم
  • ابوالفضل رضوی، حمید اشرفی صفحات 117-142
    پایایی اعیاد نوروز، مهرگان و سده، به همراه آیین های گسترده ای که بخشی از وجوه هویتی جامعه ایرانی را در خود داشت، مرهون عوامل چندی بود که در این میان سهم زمینه های اجتماعی مهم تر می نماید . نوشتار حاضر در پرتو سه مولفه ی بافت اجتماعی قلمرو شرقی خلافت و میزان اهتمام زرتشتی ها ، بافت اجتماعی و برتری فرهنگ ایرانی در عراق عرب و به خصوص بغداد و سهم شعوبی گری و رویکرد فرهنگی- اجتماعی ایرانیان ؛ زمینه های اجتماعی موثر در تداوم این جشن ها در قرون نخستین اسلامی را بررسی می کند.
    دستاورد تحقیق حاکی از این است که وحدت جمعیتی و برتری نسبی فرهنگ ایرانی در قلمرو شرقی خلافت اسلامی ، سهم اثرگذار ایرانی ها در تکوین خلافت عباسی و استقرار در شهرهای نوظهور اسلامی در عراق و مهم تر شکل گیری نهضت آگاهانه شعوبیه و اهتمام به احیا و استمرار اعیاد ایرانی ، موجبات پایایی و پویایی اعیاد، جشن ها و آیین های مربوط را فراهم آورده است. این آیین ها، به عنوان نمود ملموس تر فرهنگ و مدنیت ایرانی، زمینه های تقویت هویت ایرانی را هموار می کرد و در همگرایی فرهنگ ایرانی با مبانی اسلامی سهم بسزایی داشت .
    کلیدواژگان: ایران، اسلام، اعیاد ایرانی، نوروز، مهرگان، شعوبیه
  • علیرضا سلیمان زاده صفحات 143-162
    زبان بلوچی، یکی از شاخه های زبان های ایرانی است. این زبان صورت باستانی و قدیمی خود را بهتر از دیگر شاخه های زبان های ایرانی حفظ نموده است. باوجوداین، برای دانشمندان غربی اثبات نژاد بلوچ ها به لحاظ آریایی، دراویدی، ترکمن و یا عرب بودن آنان امری بغرنج بوده و در خصوص این مسئله استنتاج های قطعی از سوی هر محققی با برخی تردیدها همراه بوده است. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق تاریخی و پژوهش توصیفی-تحلیلی بر آن است تا نژاد مردم بلوچ را با اتکا بر برخی نظریات خاصی که در این زمینه ارائه شده، مورد واکاوی قرار بدهد. درواقع، هدف پژوهش آن است که علاوه بر نقل برخی نظریات برجسته، به توصیف و تبیین مسئله مورد نظر پرداخته شود. نتایج پژوهش حاضر نشان خواهد داد هر چند در گذشته بحث مطالعه نژادها، یک مسئله حاد ایدئولوژیک و سیاسی پررنگ در غرب بوده؛ اما باید خطرنشان کرد با توجه به کثرت نظریات ارائه شده در زمینه ماهیت بلوچ ها و عدم وحدت رویه در نوشته های غربیان، این امر درزمینه شناسایی هویت نژادی این قوم به صورتی بینابین مصداق پیدا می کند. به عبارتی، دیدگاه های مستند علمی، مواضع، جهان بینی ها و یا رویه ای که طی آن غربیان به بررسی ماهیت اقوامی همچون بلوچ یا غیر بلوچ می پرداختند، نشئت گرفته و برخاسته از متن سیاست بود
    کلیدواژگان: بلوچستان، بلوچ، شرق شناسی، نژادشناسی، انسان شناسی
  • وحید عابدین پور جوشقانی، معصومه سمایی دستجردی صفحات 163-184
    تیموریان سلسله ای ترکی – مغولی بودند که در فاصله سال های ( 913- 771 ق ) عموما در نواحی ماوراءالنهر و ایران حاکمیت داشتند . تجربه هم زمان زندگی یکجانشینی و کوچ نشینی در الوس جغتای و آسیای مرکزی باعث شد تا تیمور و جانشینانش با اسلام و فرهنگ ایرانی آشنایی هرچند مختصری داشته باشند. به همین سبب مولفه های هویت ایرانی ازجمله هنر ایرانی و مذهب تشیع در این زمان فرصت رشد و وحدت بیشتری یافتند . سیاست تسامح گرایانه دولتمردان تیموری ، پیوند تشیع با جریان تصوف و تلاش شیعیان چه در درون جنبش های شیعی و چه به صورت فردی زمینه ای را فراهم ساخت تا مذهب تشیع به ویژه در بعد اجتماعی رشد بیشتری نسبت به ادوار گذشته پیدا کند . از طرفی هنر ایرانی و شاخه های متعدد آن به ویژه هنر خوشنویسی در این زمان همانند ظرفی هستند که سایر مولفه های هویت ایرانی ازجمله مذهب تشیع موضوع و مظروف آن را تشکیل می دهند. هنر خوشنویسی که با عنوان هنری اسلامی و مقدس شناخته می شود ، در عصر تیموری در دو بعد نظری و عملی با مفاهیم ، ارزش ها و شخصیت های شیعی ارتباط نزدیک و ملموسی پیدا کرد . الهام روحانی و الگوبرداری استادان خوشنویس از شخصیت امام علی (ع) و کاربرد فرهنگ شیعی در نظام استاد – شاگردی این دوره از ابعاد نظری و نگارش نسخه های خطی ، اشعار و کتیبه های شیعی در بعد عملی قرار می گیرند . تحقیق حاضر باهدف تبیین نقش هنر خوشنویسی در نشر و نمایش معتقدات مذهبی جامعه تیموری از یک سو و چگونگی ارتباط این هنر با مذهب تشیع در این زمان از سوی دیگر ، به دنبال بررسی علل و زمینه های این ارتباط و ثانیا ویژگی های آن در دوره تیموری است. مواردی که به شیوه تحلیلی – توصیفی و با استفاده از منابع و اسناد تاریخی و هنری به آن ها پرداخته خواهد شد.
    کلیدواژگان: هنر، تشیع، خوش نویسی، تیموریان
  • سید ابوالقاسم فروزانی، اکبر حکیمی پور صفحات 185-206
    ورود دین اسلام به ایران و گسترش آن به عنوان دین اصلی و رسمی این سرزمین ، به مثابه یک تغییر و تحول عمیق اجتماعی، پیروان دین زرتشت را در اقلیت قرار داد. جامعه ی زرتشتیان ایران در قرون نخستین اسلامی به عنوان بخشی از جامعه در حال تحول و پویا، دچار دگرگونی های نسبتا زیادی شد. یکی از این تحولات، تغییر در جغرافیای حوزه های سکونتی آنان بود. در جامعه اسلامی ایران که از نظر ساختار اجتماعی و مذهبی تحولات بنیادینی را تجربه کرده بود ، زرتشتیان ناگزیر از پذیرش قوانین جدید حاکم بر اجتماع در تمام شئون زندگی خویش بودند. بنابراین اقامت در مناطقی را ترجیح می دادند که محدودیت کمتری برای آن ها ایجاد کند. براین اساس تغییر سکونتگاه های زرتشتیان در ایران ، تابعی از گسترش و نفوذ اسلام در نواحی مختلف بود. در قرون اولیه اسلامی، گسترش روزافزون دین اسلام و شکل گیری فرقه ها و نحله های اسلامی در ایران، بقای آئین زرتشت را با ابهام مواجه کرده بود. ازاین روی زرتشتیان به عنوان گروهی از اهل ذمه، به دلایلی چون نقش و تاثیر عوامل و مولفه های دینی و اعتقادی، تاثیر قیام های ایرانیان و میزان انتساب آن مهاجمان به پیروان دین زرتشت از زاویه دید دستگاه خلافت، نقش عوامل اقتصادی و تجاری مناطق سکونتی زرتشتیان، نوع نگرش سرداران عرب نسبت به مناطق مفتوحه و تاثیرات مهاجرت قبایل عرب به ایران، جغرافیای جمعیتی خاصی برای پاسداشت آئین خود برگزیدند. پژوهش حاضر در نظر دارد با استفاده از متون تاریخی و شیوه توصیفی- تحلیلی و نیز با بهره گیری از برخی نظریات در باب تغییرات جوامع در مباحث علوم اجتماعی ، چگونگی و چرایی پراکندگی جغرافیایی زرتشتیان ایران در سده های اول تا چهارم هجری را بررسی نماید
    کلیدواژگان: زرتشتیان، ایران، پراکندگی جغرافیایی، قرون نخستین اسلامی
  • عباس قدیمی قیداری، شهناز جنگجو قولنجی صفحات 207-232
    در اوایل قرن بیستم، روس و انگلیس بنا به مصالح و منافع مشترک خود، رقابت دیرین خود بر سر مسائل ایران را کنار گذارده و رو به همگرایی و همکاری با یکدیگر آوردند و به دنبال آن، قرارداد 1907م. بین دو کشور امضاء گردید. این قرارداد می خواست تا سیاست دو کشور در قبال ایران را تا 1917م. تعیین کند.هدف مقاله حاضر ، بررسی تاثیر این همگرایی و همکاری دو کشور، بر سرنوشت تاریخی ایران با تاکید بر فجایع سال 1330/1911 روس ها در تبریز می باشد. نتایج این پژوهش که با اتکا به اسناد، نامه ها، تلگراف ها و همچنین تحقیقات جدید این موضوع را به بررسی و تحلیل گذاشته است، نشان می دهد آسیب و زیانی که ایران در این دوره، به واسطه ی همکاری دو دولت استعماری روسیه و انگلستان متحمل شد، به مراتب بیش از زیان و آسیب دوره رقابت این دو دولت در ایران بود. بعد از انعقاد قرارداد 1907م، روس و انگلیس، استقلال و تمامیت ارضی ایران را فدای منافع خود کردند . زمانی که روسیه آشکارا به نقض استقلال و تمامیت ارضی ایران پرداخت، انگلیسی ها با توجه به منافع خود و از ترس لغو قرارداد 1907م. از سوی روس ها، به تایید اقدامات تجاوزگرایانه روس ها پرداخته و با این کار، آن ها را در ادامه اقدامات خود تحریک و تشویق کردند . اوج این تجاوزها، اشغال تبریز در سال 1330/1911 به دست روس ها بود که منجر به کشته و یا مهاجرت عده ی زیادی از مشروطه طلبان و آزادی خواهان این شهر و ایجاد فضایی از رعب و وحشت گردید
    کلیدواژگان: قاجار، روس و انگلیس، قرارداد1907م، مشروطه، مشروطه طلبان، آزادی خواهان تبریز
  • الهام ملک زاده صفحات 233-256
    ایجاد و گسترش موسسه های خیریه نوین در دوره مشروطه پایه گذاری شد . از همین دوران، شمار زیادی از زنان با برپایی انجمن ها و جمعیت های مخصوص بانوان، موجودیت خود را اعلام کردند. این انجمن ها با صبغه سیاسی و درعین حال فعالیتی مخفیانه، در دوران رضاشاه و هم سو با شعارهای دولت مدرن پهلوی اول عرصه تازه ای یافتند که فعالیت زنان در موسسات و انجمن های اجتماعی و فرهنگی را میسر می نمود. با تحول این تشکل ها و جمعیت های زنانه و در راس آن کانون های خیریه رفاهی و بهداشتی، زنان با حمایت و پشتیبانی حکومت، فرصت و موقعیت ارائه خدمات در بخش های رفاهی و بهداشتی را به دست آوردند.
    در دوران پهلوی دوم باوجود تحولات سیاسی متاثر از استعفای رضاشاه، جنگ جهانی دوم و اشغال ایران و به رغم دوری روشنفکران و نخبگان فرهنگی از رژیم و همکاری نکردن با سازمان ها و نهادهای خیریه رفاهی - بهداشتی، بسیاری از زنان با شور و اشتیاق به فعالیت خود در این حوزه ادامه دادند. این مقاله بر آن است به سوالات زیر پاسخ دهد:1-حضور زنان در موسسات خیریه رفاهی – بهداشتی، از مشروطه تا پایان حکومت پهلوی دوم چه فراز و نشیب هایی داشته است؟
    2-عوامل تشویقی یا موانع بر سر راه زنان فعال در این حوزه چه بوده و میزان کارآمدی زنان در عرصه فعالیت های خیریه رفاهی – بهداشتی تا چه میزان قابل ارزیابی است؟
    روش پژوهش مورداستفاده نیز منابع کتابخانه ای و آرشیوی، با روش تحقیقات کیفی و شیوه توصیفی– تحلیلی است
    ایجاد و گسترش موسسه های خیریه نوین در دوره مشروطه پایه گذاری شد . از همین دوران، شمار زیادی از زنان با برپایی انجمن ها و جمعیت های مخصوص بانوان، موجودیت خود را اعلام کردند. این انجمن ها با صبغه سیاسی و درعین حال فعالیتی مخفیانه، در دوران رضاشاه و هم سو با شعارهای دولت مدرن پهلوی اول عرصه تازه ای یافتند که فعالیت زنان در موسسات و انجمن های اجتماعی و فرهنگی را میسر می نمود. با تحول این تشکل ها و جمعیت های زنانه و در راس آن کانون های خیریه رفاهی و بهداشتی، زنان با حمایت و پشتیبانی حکومت، فرصت و موقعیت ارائه خدمات در بخش های رفاهی و بهداشتی را به دست آوردند.
    در دوران پهلوی دوم باوجود تحولات سیاسی متاثر از استعفای رضاشاه، جنگ جهانی دوم و اشغال ایران و به رغم دوری روشنفکران و نخبگان فرهنگی از رژیم و همکاری نکردن با سازمان ها و نهادهای خیریه رفاهی - بهداشتی، بسیاری از زنان با شور و اشتیاق به فعالیت خود در این حوزه ادامه دادند. این مقاله بر آن است به سوالات زیر پاسخ دهد:1-حضور زنان در موسسات خیریه رفاهی – بهداشتی، از مشروطه تا پایان حکومت پهلوی دوم چه فراز و نشیب هایی داشته است؟
    2-عوامل تشویقی یا موانع بر سر راه زنان فعال در این حوزه چه بوده و میزان کارآمدی زنان در عرصه فعالیت های خیریه رفاهی – بهداشتی تا چه میزان قابل ارزیابی است؟
    روش پژوهش مورداستفاده نیز منابع کتابخانه ای و آرشیوی، با روش تحقیقات کیفی و شیوه توصیفی– تحلیلی است
    کلیدواژگان: زنان، موسسات خیریه، رفاهی - بهداشتی، مشروطه، پهلوی اول، پهلوی دوم