فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 1 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/03/30
  • تعداد عناوین: 13
|
  • محسن اکبری زاده* (بتلاب اکبرآبادی) صفحات 1-20
    هر گونه تغییر در زبان به عنوان یکی از کانون های معناساز در متن، منجر به خلق سبک و معنایی جدید خواهد شد. یکی از شگردهای فرمی و معنایی زبان، کارکرد فرازبانی آن است. در فرازبان، توجه متن به خود زبان معطوف، و در نتیجه، بر عینیت و مادیت زبان تاکید می شود و در ساحت معنایی متن نیز تغییراتی رخ می دهد. فرازبان در متون تعلیمی که قصد القای معنی خاصی را دارند، از اهمیتی مضاعف برخوردار است. بر اساس این تمهید زبانی، در این پژوهش تلاش شده تا با روشی توصیفی تحلیلی و با تکیه بر رویکرد فرمالیستی، ظرفیت ها، مصداق ها و کارکردهای فرمی و معنایی فرازبان در گلستان سعدی بررسی شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که جانشین سازهای هم معنای واژگانی و جمله ای، ترکیب نظم و نثر، گفتگو و تمثیل و... از مهم ترین مصداق های فرازبانی در گلستان، و کارکردهای زیباشناختی، بینامتنیتی، اقتدار و تک صدایی، انسجام و تحکیم معنی، از مهم ترین برآیندهای این شگرد است.
    کلیدواژگان: فرازبان، گلستان، تعلیم، جانشین سازی، اقتدار
  • نجم الدین جباری* صفحات 21-39
    شعر میراث، در آخر شاهنامه، از زمان چاپش در 1338 تاکنون با اقبال فراوانی روبه رو بوده که بازنشر آن در کتاب ها و تارنماهای مختلف نشانه این اقبال تواند بود؛ اما تفسیرهای نوشته شده بر آن، اشارات بسیار اندک و اغلب اشتباهی است که درباره بندهای آشنا در نیمه نخست شعر نوشته شده و سایر بندها در نیمه دوم فروگذاشته شده که نشان از دیریابی و ابهام بخش هایی از آن دارد؛ لذا در این شعر، دوگانه ای ناساز (جاذبیت هم زمان با مانعیت) گرد آمده که توجه برانگیز است. این جستار به شیوه تحلیلی-توصیفی، دیالکتیک خوانش ها و نگرش ها را با بهره گیری از رویکرد زیبایی شناسی دریافت می کاود و نشان می دهد که رویکرد خوانشی به شعر میراث در این شش دهه، اجتماعی بوده است. آنچه باعث دیریابی و بدفهمی شعر شده، رمزگانی سرکش و ناآشناست که تفسیر آنها، می تواند گره ها را بگشاید و خوانش تازه ای را فراروی خواننده بگذارد که این جستار بدان پرداخته است.
    کلیدواژگان: اخوان ثالث، شعر میراث، روایت، زیبایی شناسی دریافت، افق انتظار، شعر معاصر، تفسیر
  • رضا جلیلی، مهدی نوروز صفحات 41-75
    مکتب انسان گرایی یکی از سه شاخه مهم روان شناسی در سده بیستم به شمار می رود. چهره شاخص این مکتب، «آبراهام مزلو» نام دارد که کوشید برخلاف مکاتب دیگر، به بررسی بهترین نمونه های انسانی بپردازد. تاکید او در این زمینه بر رفتارهای مثبت و مبتنی بر واقعیت انسان بوده است. مزلو ریشه رفتارهای آدمی را در نیازهای او دانسته است و برای آن سلسله مراتبی پنج پله ای تعیین کرده است که شامل نیازهای فیزیولوژیکی، ایمنی، عشق و تعلق، احترام و خودشکوفایی می شود. در این بین، توجه ویژه مزلو به خودشکوفایی، منجر به پیدایی نظریه ای به همین نام شده است. از دید او، خودشکوفایی تبلور خود انسانی در بالاترین سطح ممکن است. مزلو مولفه های متعددی برای چنین افرادی ذکر کرده که «درک بهتر واقعیت و برقراری رابطه آسان تر با آن» از جمله آن هاست. در مقاله حاضر، با روش توصیفی تحلیلی، مولفه مذکور در اندیشه و زندگی ناصرخسرو بررسی شده است؛ چراکه او در پهنه ادب فارسی به عنوان چهره ای واقع گرا شناخته می شود و انسان جایگاهی رفیع و نقشی محوری در ساختار فکری وی دارد. مهم ترین شاخصه های «ادراک واقعیت» در زندگی و اندیشه ناصرخسرو که با نظریه مزلو همخوانی دارد، عبارت است از: «درک و داوری درست واقعیت و شناخت دقیق افراد دغلکار»، «شکستن سنت های کلیشه ای حاکم بر جامعه از راه اعتراض»، «توجه ویژه به منطق و استدلال»، «استقبال از پدیده های ناشناخته»، «نبود ثبات روحی و ذهنی در برخی موارد» و «روشنفکری و پژوهشگری».
    کلیدواژگان: ناصرخسرو، شعر، مزلو، سلسله مراتب نیازها، خودشکوفایی، درک واقعیت، جامعه
  • آذر دانشگر* صفحات 59-78
    «رئالیسم جادویی» یا «واقع گرایی جادویی» شیوه ای نو در داستان نویسی معاصر است که در آن، عنصر واقعیت و خیال درهم می آمیزد و اثری فوق انسانی را رقم می زند. در این گونه داستان ها عنصر واقعیت و خیال به گونه ای با هم ادغام می شود که به صورت طبیعی و باورپذیر برای مخاطب خود می شود. رئالیسم جادویی زیرمجموعه مکتب رئالیسم است و نمی توان آن را یک مکتب مستقل دانست؛ چراکه چارچوب مستقل و تازه ای ندارد و بسیاری از عناصر داستان های رئال را با خود به همراه دارد. مقاله پیش رو، ابتدا به بررسی مبانی رئالیسم جادویی همراه با دیدگاه منتقدان و صاحب نظران ادبی اشاره کرده است و در ادامه به بررسی ویژگی ها و مولفه های رئالیسم جادویی در رمان «پریباد» نوشته محمدعلی علومی پرداخته است. در رمان پریباد، حضور عناصر وهمی و خیالی همچون پری، دیو، بال درآوردن انسان، بارش خون و محو شدن شهر و... داستان را در زمره آثار رئالیسم جادویی قرار داده است.
    کلیدواژگان: رئالیسم جادویی، داستان نویسی نو، وهم و خیال، پریباد، محمدعلی علومی
  • مریم زیبایی نژاد* صفحات 79-93
    از زمانی که قرآن کریم، این معجزه الهی بر پیامبر اکرم نازل شد، ادیبان و سخنوران ادب فارسی همچون دیگر ملل، از نظر لفظی و معنوی، از این روح هستی بخش بهره ها جسته اند و آثار خود را به وسیله آن زینت بخشیده اند. علمای علوم بلاغی این اثرپذیری ها را که گاه آشکار و گاه پنهان بوده است، به نام های اقتباس، تضمین، تلمیح، حل و... نامیده اند. با پژوهش در کتاب هایی که به اثرپذیری از قرآن با توجه به صنایع ادبی پرداخته اند و نیز مثال های ارائه شده در آن ها، به نظر می رسد که بعضی دو صنعت «اقتباس» و «تضمین» را یک صنعت به حساب آورده اند و تفاوتی بین آن دو قائل نشده اند. در این مقاله، با جستجو در کتاب های بلاغی و ادبی و نیز در شواهد مثال، تفاوت اقتباس و تضمین و مرز بین آن دو مشخص می گردد.
    کلیدواژگان: اقتباس، تضمین، قرآن، آیه، شواهد، بلاغت، صنعت
  • امیر سلطان محمدی، سید مهدی نوریان، اسحاق طغیانی صفحات 95-112
    بحث انواع در محافل ادبی جهان بسیار پردامنه مطرح شده است و تحولات بسیاری از روزهای آغازین طرح مستقل آن از سوی ارسطو به خود دیده است. اما در محافل ادبی ما، توجه به آن بسیار سطحی بوده است، به گونه ای که این توجه سطحی مانع طرح بحث های تازه در این باب گردیده است؛ بحثی که به شکل دست وپا شکسته و ابتدایی وارد مباحث ادبی ما گردیده و بدون معادل سازی با ادب فارسی و پرورده شدن، گاه مطالبی از آن می یابیم و نمونه ها و اجزای آن هم به تبع کل ناقص است. در این مقاله، سعی کرده ایم برخی نقص ها را نمایان سازیم و نمونه های تازه ای از بحث انواع را مطرح کنیم و نشان دهیم گنجاندن آثار در انواع ارسطویی چندان دقیق نیست و نیاز به بازنگری جدی دارد. بحث سیالیت زیرگونه ها، استقلال آن ها، گونه های غالب و مغلوب و نیز متروژانر یا گونه مادر از بحث هایی است که در حد فضای کنونی به آن ها پرداخته ایم و راه را برای نقد و ادامه بحث باز می بینیم.
    کلیدواژگان: سیالیت گونه ها، استقلال گونه ها، گونه غالب، گونه مغلوب، متروژانر (گونه مادر)
  • مریم سادات سنگی، رضا اشرف زاده صفحات 113-128
    در مقاله حاضر، کوشیده ایم با تحلیل عناصر ساختاری و دستوری متن مقالات شمس و با رهیافت های معنی شناسانه (سمانتیک: Semantic) خواننده را به خوانشی نو و دگرگونه از این اثر سترگ فراخوانیم. همچنان که مطالعات ساختاری نشان می دهد که انواع ادبی از الگوهای نحوی و دستوری معینی پیروی می کنند. وجوه فعل و انواع اسم و ضمیر، تاثیرات معنی شناسانه خاصی در زبان دارند. بدین ترتیب، می بینیم که شمس چگونه با استفاده از فنون مختلف حذف، فاصله گذاری و بهره بردن از ابزارهایی همچون وارونه سازی معنا، ایجاد ساخت های رمزگونه و ورود به قلمروی مجاز، توسعی در نظریه تشابه ایجاد کرد که منجر به عدم تعین و عدم قطعیت و ابهام در کاربرد کلمه شد و می بینیم که چگونه در این حالت، زبان از جنبه ایضاحی خود می کاهد تا بتواند حالتی افراطی و پیشرو (آوانگارد) پیدا کند.
    کلیدواژگان: مقالات شمس، نشانه شناسی، فرازبان، مطالعات ساختاری و دستوری
  • جهانگیر صفری، ابراهیم ظاهری صفحات 129-146
    ورود مدرنیته موجب تغییرات گسترده ای در سطوح مختلف جامعه ایران، از جمله سطح فکری و فرهنگی شد و گفتمان عرفانی که می توان گفت از گفتمان های سنتی مسلط در فرهنگ ایرانی بود، دچار تغییراتی شد. رمان های فارسی، از جمله بسترهایی بودند که این تغییرات را نشان دادند یا خود در زمینه ایجاد دگراندیشی موثر واقع شدند. بنابراین، بررسی آن ها می تواند نقش مهمی در جریان شناسی عرفان و جایگاه عرفان در دوره معاصر داشته باشند. هدف این پژوهش نیز بررسی بازنمایی گفتمان عرفان در رمان جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان از سیمین دانشور است. در این رمان، سه گفتمان «سنتی»، «مدرن» و «نیمه سنتی» بازنمایی شده است. در گفتمان سنتی، تکیه بر این است که عرفان در همان مفهوم سنتی خود برای رهایی انسان از سرگردانی، دوباره احیا شود. اما در گفتمان مدرن، به انتقاد از عرفان پرداخته شده است و نقشی برای این اندیشه، در حل مشکلات جامعه معاصر قائل نشده اند. بازنمایی این دو گفتمان با «بدنمایی» یا حداقل، نقطه ضعف داشتن همراه بوده است. در گفتمان «نیمه سنتی» که بازنمایی با «خوب نمایی» همراه است، نویسنده مبتنی بر آموزه های عرفان سنتی، عرفانی ارائه داده است که با جامعه مدرن همخوانی دارد.
    کلیدواژگان: رمان، عرفان، سنت، مدرنیته، بازنمایی
  • فائزه عرب یوسف آبادی، الهام دیانتی صفحات 147-161
    کتاب من زنده ام از آثار پیشگام حوزه نشر خاطرات خودنگاشت زنان در دوران اسارت است. شناخت روان شناسانه ابعاد مختلف کیفیات روحی زنان رزمنده در دوران اسارت، برای افزایش روحیه پایداری و استقامت و نیز الگوگیری از این شیرزنان ضروری است. پژوهش حاضر بر آن است تا با روش تحلیلی توصیفی به روان شناسی تحلیلی این اثر بپردازد. هدف این جستار، بررسی و شناخت کهن الگوهای نظریه یونگ در این روایت است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر یک از شخصیت های موجود در روایت، منعکس کننده یکی از کهن الگوهای نظریه یونگ است. کهن الگوی مادر اعظم در این روایت، شامل دو مصداق «مادر» و «وطن» است. مصداق کهن الگوی شخصیت «پیر خردمند» یا «پیرمرد دانا» در این اثر، «امام خمینی(ره)» است که رهبر و راهنمای معصومه بوده، باعث تحول فکری او شده است. در این روایت، کهن الگوی آنیمای مثبت، شخصیت «سید صفر صالحی» را به کنش های مختلف برانگیخته است. آنیمای مثبتی که معصومه در دل سید صفر صالحی افکنده، او را مبدل به فردی مصمم کرده است که تکامل و جاودانگی خود را با وجود معصومه و زندگی در کنار او می داند. از سوی دیگر، به دلیل حضور موثر یک بانو در فعالیت های مردانه با تجلی و ظهور آنیموس در روان معصومه آباد مواجه هستیم. بر این اساس، قهرمان این روایت، زنی آزاده و قدرتمند است که هم پای مردان به مبارزه می پردازد و در فراز و نشیب انقلاب به عنوان یک عامل اثرگذار ظاهر می شود وآنیموس تقویت شده او در دوران اسارت، قوی ترین چهره ای را به نمایش می گذارد که زنی در عصر او می توانست داشته باشد
    کلیدواژگان: کهن الگوها، یونگ، من زنده ام، آنیما، آنیموس، کهن الگوی مادر اعظم، پیر خردمند
  • رحمان مشتاق مهر، احمد گلی، فرهاد محمدی صفحات 163-182
    برای درک بلاغت زبان فارسی و شناخت ظرفیت های آن در بیان معنا، باید از مطالعه و تحلیل ساخت های نحوی آن شروع کرد. تنها از این طریق می توان دانست که بیان یک مفهوم چگونه و با چه ساخت هایی امکان پذیر است. حصر و قصر از جمله مفاهیمی است که ساخت های نحوی متنوعی در زبان فارسی دارد. همین تنوع ساخت های نحوی بیانگر ظرفیت بالای نحو زبان فارسی در القای اغراض بلاغی و ایجاد تطابق تام بین فرم و قالب زبانی با معنا و غرض مورد نظر است. به همین منظور، در این نوشتار سعی شده است با تکیه بر سخن سعدی، تمام امکانات و ظرفیت های زبان فارسی در بیان حصر شناسایی و برای آن ها تقسیم بندی مشخصی به دست داده شود. حاصل این است که تمام امکانات بیان حصر در زبان فارسی به دو مقوله کلی تقسیم می شود: 1 فرایند فرازبانی یا زبرزنجیری که نشانه زبانی خاصی ندارد تا در زنجیره عینی زبان بتواند نمودار شود. «تکیه» تنها ظرفیت این فرایند است. 2 عوامل و نشانه های عینی زبان. ساخت های نحوی «اسنادی شده»، «استثنا»، «جابه جایی اجزا» و «استفاده از قیدهای مخصوص حصر» زیرمجموعه های این مقوله هستند.
    کلیدواژگان: حصر، ساخت های نحوی، تکیه، اسنادی شده، استثنا، قیدهای حصر
  • مریم مشرف الملک، سمیرامیس ابراهیمی صفحات 183-199
    نظامی گنجوی قصه گو و سراینده ای تواناست که با استفاده مناسب و بجا از ساختارهای زبانی، جهان داستان و جهان تک تک قهرمانان را آن گونه که می خواهد و بر وفق هدفی که دنبال می کند، شکل می دهد. نظامی چگونه موفق می شود با آمریت و اتوریته، صدای خود را در داستان ایجاد کند، روال داستان را بر وفق هدف خود شکل دهد و خواننده را با خود همراه سازد؟ در این مقاله، به بررسی روش های نظامی در کنترل روال روایت می پردازیم. تحلیل گفتمان نظامی در منظومه خسرو و شیرین و بررسی کارکرد بینافردی و ذهنی زبان نشان می دهد که نظامی شگردهای مختلفی چون مدالیته (بیان حالت)، تعدی، عمل گفتار، تغییر زاویه دید و کانون سازی را برای تثبیت آمریت خود و هدایت روال روایت هوشمندانه به کار می گیرد و به سبکی رنگین و موثر دست پیدا می کند.
    کلیدواژگان: نظامی، خسرو و شیرین، تحلیل گفتمان، آمریت، اتوریته، کارکرد بینافردی زبان، کارکرد ذهنی زبان
  • محمدامیر مشهدی، رضا رضایی، حسین اتحادی صفحات 201-220
    سعدی از جمله سخنورانی است که علاوه بر زبان فارسی، اشعاری نیز در قالب های مختلف به زبان عربی سروده که نشان دهنده کمال مهارت و تسلط وی بر این زبان است. در این پژوهش، استعاره که مهم ترین مبحث در بلاغت به شمار می رود، در اشعار عربی سعدی بررسی و نقد و تحلیل شده است. باید گفت سخنور شیرازی در مجموع 109 بار از تصویر استعاری بهره برده که از این میان، 25 مورد به صورت مصرحه و 84 مورد به صورت مکنیه به کار رفته است. وی در کاربرد استعاره بیشترین توجه را به تشخیص داشته، به گونه ای که در 82 مورد، تصویر استعاری خود را از این طریق ارائه کرده است. این شیوه کاربرد استعاره، سبب غنای تصاویر، پویایی، تحرک و حیات انسانی در اشعار عربی سعدی شده است. مهم ترین ویژگی تصویر استعاری را در این اشعار باید سادگی و روشنی آن ها دانست که به دور از هر گونه ابهام و ایجاد تزاحمی، در خدمت انتقال اندیشه ها و مضامین مورد نظر گوینده بوده اند.
    کلیدواژگان: سعدی، بلاغت، بیان، استعاره، اشعار عربی
  • یدالله نصراللهی صفحات 221-240
    قیصر امین پور، شاعر برجسته معاصر، علاوه بر شعر نو در غزل نیز تبحر وافی، و بیش از قالب های سنتی دیگر، در غزل سرایی ید طولایی دارد. غزل او سادگی و صراحت خاصی دارد و هیچ تکلف و تصنع خاصی در آن دیده نمی شود. غزل او امتداد جریانی در ادب معاصر است که بدان «غزل نو» می گویند و بیشتر نزدیک به شعر نو یا نیمایی است. حال و هوای عمده حاکم بر غزل او عبارتند از: بیان حدیث نفس، توصیف حالات درونی و شخصی و نیز انتقاد ملایم اجتماعی. او از زبان ساده و تخاطب عادی و یا حتی محاوره برای حصول این بیان بهره می گیرد. این نوع شعر، فاقد قیدوبندهای سنتی غزل است؛ چه در حیطه محتوا و مضمون و چه در حیطه شکل و ساختار. از نظر شکل و ساختار، ابیات این نوع غزل کوتاه، و تمرکز وحدت معنایی شعر، بیشتر بر محور عمودی غزل است. در زمینه قافیه پردازی نیز به نوآوری هایی دست زده است و در غزل، بیشتر از ردیف و به صورت فعلی بهره جسته است. این مقاله به شیوه توصیفی تالیف یافته که با استمداد و استناد به ابزارهای آماری، به تبیین و توضیح بحث پرداخته است.
    کلیدواژگان: قیصر امین پور، غزل معاصر، سادگی و صراحت، سبک، بوطیقا
|
  • Mohsen Akbarizadeh* (Batlab Akbarabadi) Pages 1-20
    The occurrence of any changes in language, as one of the constituents of meaning in the text, leads to the creation of a new style and meaning. Metalinguistic function of language is one of its formal and semantic techniques. In meta-language, the text is written according to the language itself, thus the objectivity and materiality of the language are emphasized and some changes occur in its semantic field. The meta-language finds a higher significance in educational texts intended to induce a particular meaning. According to this linguistic arrangement, it has been tried in present paper to investigate the capacities, examples and formal functions of meta-language in Saadi Shirazi's masterwork, Gulistan, through a descriptive-analytic method based on the formalistic approach. The results show that the synonymous lexical and sentence substitution, the combination of poetry and prose, dialogue, allegory etc. are the most important examples of Meta-language in Gulistan, and, aesthetic functions, intertextuality, authority and monologue, and meaning consolidation are the most significant results of this technique
    Keywords: Meta, language, Gulistan, Education, Substitution, Authority
  • Najmeddin Jabbari* Pages 21-39
    The “Heritage” poem in the book of the Ending of Shahnameh has been very popular since its publication, its reprinting in various books and websites being a proof to such a popularity. The interpretations and comments written on it are very limited in number, however. What has been written is the superficial and often-misunderstood interpretations of the popular verses in the first half of the poem. Regarding the second half of the poem, the rest of the verses have been left uninterpreted, indicating the inaccessibility and ambiguity in some parts of the poem. Therefore, in this poem, a contradictory duality (simultaneous attraction and repulsion) is made that is noteworthy. This paper seeks to show in an analytical-descriptive manner that the reading approach to this piece has been social in the past six decades, using the possibilities of aesthetics of reception theory. What causes inaccessibility and misunderstanding of this piece is an unpolished and unfamiliar cipher. Interpreting these codes would untie the knots of the poem and would give the readers a new insight presented in this study.
    Keywords: Akhavane Sales, poem of Miras, narrative, aesthetic theory, horizon of expectation, contemporary poem, interpretation
  • Reza Jalili, Mahdi Nowrooz Pages 41-75
    The school of humanism is one of the three major branches of psychology have been introduced in twentieth century. Abraham Maslow, the most famous character of the school, tried to study the best human specimens, unlike the scholars of other schools. He emphasized on positive and human-based behaviors. Maslow identifies the root of human behavior in his needs and considers it a five-step hierarchy includes physiological needs, safety, love and belonging, respect and self-actualization. His special attention to self-actualization has led to the emergence of a theory with the same name. Self-actualization is the manifestation of Human-self at its possible highest level, as he believes. "A better understanding of reality and establishing an easier communication with it" are among numerous component Maslow mentions for such people. The component has been reviewed in Naser Khosrow's thinking and life, in present paper, through a descriptive-analytic method; because he is known as a realist figure in the field of Persian literature, and man stands in a special place and has a central role in his intellectual structure. The most important features of "reality perception" in Naser Khosrow's life and thought that are consistent with Maslow’s theory are: “a correct understanding and a proper judging of reality and an accurate identification of deceitful people”, “collapsing the ruling stereotypical traditions of the society through protest”, “special attention to logic and reasoning”, “welcoming to unknown phenomena”, “emotional and mental instability in some cases” and “enlightenment and scholarship”.
    Keywords: Naser Khosrow, poetry, Maslow, hierarchy of needs, self, actualization, reality perception, society
  • Azar Daneshgar* Pages 59-78
    The elements of reality and fantasy are combined to create a superhuman work in magic realism, as a new style of contemporary fiction. In such stories, the elements of reality and fantasy are merged in a way that make the story natural and credible to the audience. Magic realism is a subset of realism and cannot be considered as an independent school; because it has no independent and new framework and includes most of the components of realistic fiction. Examining the principles of magic realism, it has been tried, in present paper, to mention the views of literary experts and critics initially, and then, to study the features and components of magic realism in "Paribād ", a novel by Mohammad Ali Oloumi. The presence of imaginative and fantastic elements such as fairies, demons, winged humans, blood rain, and disappearance of cities puts the story of Paribād in the category of magic realism.
    Keywords: Magic Realism, Modern Fiction, Fantasy, Paribād, Mohammad Ali Oloumi
  • Maryam Zibaeenejad* Pages 79-93
    Just like the literary characters of other nations, the Persian writers and speakers have greatly benefited the Holy Quran, the divine miracle had been revealed to the great prophet of Islam (PBUH), both literally and spiritually, and have used It to adorn their works. The rhetoricians have called these sometimes obvious and sometimes hidden effects: adaptation, implication, allusion, etc. Studying the works have been produced under the influence of Holy Quran with regard to the literary industries and the analysis of their examples, some writers seem considering the two industries of adaptation and implication the same, accepting no difference between them. Through the study of rhetorical and literary books and looking at the evidences and examples, it has been tried in present research to determine the boundary and the differences between "adaptation" and "implication".
    Keywords: Adaptation, Implication, Holy Quran, Verse, Evidences, Rhetoric, Literary Industries
  • Amir Soltanmohamadi, Seyed Mahdi Nouriyan, Eshaq Toqyani Pages 95-112
    The discussion of literary genres has been widely raised in literary circles in all of the world and has experienced significant changes since the opening day when Aristotle introduced it firstly. In our literary circles, however, a very superficial attention has been paid to it, in a way that this surface attention has prevented new discussions in this regard; what has incompletely and primitively entered our literary debates on this subject, without being equated with Persian literary language, however, we sometimes find something out of that from which the samples and the components are incomplete as a consequence. Proposing new examples of literary genres, it has been tried in present paper to illustrate some of the defects and to prove that the inclusion of literary works in Aristotle's classification of genres is not accurate and needs to be seriously reviewed. The fluidity of sub-genres, their independence, and the dominant or non-dominant genres etc. are among the topics have being discussed at the current level of this study. Although, the criticisms will be received in this regard and the discussions can be followed-up.
    Keywords: the Fluidity of Genres, the Independence of Genres, the Dominant Genre, the Non-dominant Genre
  • Maryamossadat Sangi, Reza Asharafzadeh Pages 113-128
    Providing an analysis of the structural and grammatical elements of Shams Tabrizi's Articles through a semantic approach, it has been tried in present paper, to invite readers taking a new and different reading of this masterpiece. As structural studies show, the literary genres follow certain syntactic and grammatical patterns. The verbal modes and different types of nouns and pronouns have their special semantic effects in language. So, it can be seen how Shams develops the theory of similarity, using various techniques such as omitting and spacing, and utilizing tools such as reversal of meaning, creating encrypted structures, and entering the territory of trope that results in uncertainty and indeterminacy and how, in this case, the language reduces its enlightenment aspect to be able to find a radical and progressive (avant-garde) state.
    Keywords: Shams Tabrizi's Articles, semiotics, Meta, language, Structural, Grammatical Studies
  • Jahangir Safari, Ebrahim Zaheri Abdevand Pages 129-146
    Upon arrival, modernity caused widespread changes in various levels of Iranian society, including the intellectual and cultural levels, and the mystical discourse, as a dominant traditional discourse in Iranian culture, changed afterwards. Persian novels were among the works that showed these changes or they themselves were involved in creating an effective dissidence. So, their examination can play an important role in rheology of mysticism and its position in the contemporary era. This research is to investigate the representation of mystic discourse in the novels of "Wandering Island" and "Wandering Cameleer" of Simin Daneshvar. Three "traditional", "modern" and "semi-traditional" discourses have been represented in this novel. In traditional discourse, the revival of the traditional role of mysticism in man's emancipation has been emphasized; but mysticism has been criticized in modern discourse and it has no role in this thought to solve the problems of contemporary society. The representation of these two discourses has been accomplished, if not say badly, with at least considerable weaknesses. In the "semi-traditional" discourse in which representation is accompanied with "goodness", the author presents, based on the teachings of traditional mysticism, a kind of mysticism that is consistent with modern society.
    Keywords: Novel, mysticism, Tradition, Modernity, Representation
  • Faezeh Arab Yousef-Abadi, Elham Diyanati Pages 147-161
  • Rahman Moshtaghmehr, Ahmad Goli, Farhad Mohammadi Pages 163-182
    To understand the rhetoric of Persian language and to recognize its capacities in expressing meaning, its syntactic structures should be initially studied and analyzed. It is only possible in this way to know how a particular concept and in what structure it should be expressed. "Restriction and bound" is one of the concepts has various syntactic structures in the Persian language. This variety of syntactic structures expresses the high capacity of syntax in Persian language to induce rhetoric intentions and creating a perfect conforming between the form and the language format with the desired meaning and purpose. In this regard, it has been tried in this paper, relying on Saadi's words, to identify all the facilities and capacities of Persian language in expressing the restriction and to propose a distinct classification for them. The results show that all of the facilities express the restriction in Persian language can be divided into two general categories: 1) The metalinguistic process, which has no specific lingual sign to be appeared in the objective chain of language; "stress" is the only capacity of this process. 2) The objective factors and signs of language; syntactic structures such as "attributives", "exceptions", "displacement of components" and "use of special constraints" are subsets of this category
    Keywords: Restriction, Syntactic Structures, Stress, Exception, Attributive, Restrictive Adverbs
  • Maryam Musharrafolmolk, Samerames Abrahemi Pages 183-199
    Nizami Ganjaviis a powerful storyteller and poet who shapes the world of stories and the world of each of the heroes as he wants, through proper using of lingual structures and based on the purpose he follows. How does Nizami succeed to create his voice in the story with command and authority? And how does he shape the routine of the story according to his purpose and how does he makes the audience accompanied with him? The methods Nizami used to control the routine of narrative are studied in present paper. The discourse analysis of Nizami's romance, khosrow and Shirin, and scrutinizing the interpersonal and mental function of language show that Nizami has intelligently used a variety of techniques, such as modality (state expression), aggression, speech, viewpoint changing, and focusing to consolidate his command, to lead the routine of narrative, and to achieve a colorful and effective style.
    Keywords: Nizami Ganjavi, Khosrow, Shirin, Discourse Analysis, Authority, Interpersonal function of language, Mental function of language
  • Mohammadamir Mashhadi, Reza Rezaei, Hossein Ettehadi Pages 201-220
    Saadi is one of the Persian poets and writers who have composed poems in different forms of Arabic language that shows his special skill and fluency in this language. Metaphor, as the most important rhetoric issue, has been discussed and analyzed in Saadi's Arabic poems in present research. It should be noted that he has totally used the metaphorical images 109 times, out of which 25 as stipulated and 84 as implicit metaphors. In using metaphors, he has paid his most attention to personification, the way he has presented 82 of his metaphorical images. This type of metaphor utilization has resulted in richness of images, dynamism, mobility, and human life in Saadi's Arabic poetms. The most important feature should be considered of the metaphorical images in these poems is their simplicity and clarity which helps, far from any ambiguity and controversy, conveying the thoughts and the themes of the poet's mind.
    Keywords: Saadi, Rhetoric, Expression, Metaphor, Arabic poems
  • Yadollah Nasrollahi Pages 221-240
    Qeysar Aminpour, the prominent contemporary Persian poet, was skilled in composing sonnet (ghazal) more than other traditional forms of poetry and besides his expertise in modern poetry. His sonnets are of certain simplicity and directness with no complexity or special artificiality. His sonnet is considered as the continuation of a flow in modern literature which is called “New Sonnet” and is said to be more close to the spirit of the Modern or Nimaei Poetry. The prevailing mood for his sonnets is mainly: expressing the narration (hadith) of his own self, describing his inner and personal states, and, a mild social criticism. He uses a simple language, ordinary addressing and even conversation to achieve a suitable way to express his points. This kind of poem lacks the traditional constraints of sonnet, both in terms of content and theme and in terms of form and structure. In terms of form and structure, the distiches of this type of sonnet are short, while the focus of semantic unity of the poem is more on the vertical axis of sonnet. He has also made innovations in the field of rhyming so that he has utilized radifs (identical ending syllables) –mostly verbal- in his sonnets. Through a descriptive method and using and reference to the statistical tools, it has been tried in present paper to explain the subject of discussion.
    Keywords: Qeysar Aminpour, Contemporary Ghazal, Simplicity, Directness, Style, Poetics