فهرست مطالب

چشم پزشکی بینا - سال بیست و سوم شماره 1 (پاییز 1396)
  • سال بیست و سوم شماره 1 (پاییز 1396)
  • 84 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1396/09/20
  • تعداد عناوین: 11
|
  • سرمقاله
  • محمدحسین عزیزی صفحات 3-5
  • مقالات پژوهشی
  • محمد پاکروان، منیرسادات مصطفوی، حامد اسفندیاری، مهدی یاسری صفحات 6-12
    هدف
    بررسی تغییرات میدان بینایی پس از عمل ترابکولکتومی در بیماران مبتلا به گلوکوم
    روش پژوهش: در این مطالعه گذشته نگر، 166 چشم از 166 فرد مبتلا به گلوکوم (میانگین سنی 17/9±53/2 سال) که تحت عمل ترابکولکتومی با میتومایسین C قرار گرفته بودند، بررسی شدند. بیماران در دوره های متوالی و به طور متوسط طی چهار سال مورد پی گیری قرار گرفتند. در هر دوره از معاینات، میدان بینایی، فشار چشم، حداکثر حدت بینایی با حداکثر تصحیح اپتیکی و معادل کروی عیب انکساری، هم چنین عصب بینایی و شبکیه بیماران ارزیابی گردید. در پایان، اطلاعات بیماران قبل و پس از عمل مورد مقایسه قرار گرفتند.
    یافته ها
    میانگین فشار چشم قبل از عمل 6±19 میلی متر جیوه بود که بعد از عمل به 5±13 میلی متر جیوه رسید. میانگین حداکثر حدت بینایی با حداکثر تصحیح اپتیکی بر حسب لوگمار قبل از عمل 0/25±0/1 در مقایسه با میانگین آن بعد از عمل با کاهش معنی دار به 36/0±23/0 رسید. میانگین Mean Deviation (MD) بر حسب دسی بل از 7/36±6/68– به 7/96±9/14- و میانگین Visual Field Index (VFI) بر اساس درصد از 21/88±82/62 به 24/53±76/46 تغییر یافته بودند. میانگین مقیاس Pattern Standard Deviation (PSD) از 3/5±5/19 به 3/74±6/11 دسی بل افزایش داشت.
    نتیجه گیری
    به رغم انجام عمل ترابکولکتومی و کاهش فشار داخل چشمی، آسیب عصب به صورت پیش رونده ادامه دارد. این موضوع بر اهمیت معاینه عصب بینایی و میدان بینایی بعد از عمل جراحی تاکید می کند.
    کلیدواژگان: ترابکولکتومی، گلوکوم، میدان بینایی
  • محمدمهدی حاتمی، دکترمحمد پاکروان، شاهین یزدانی، دکترآزاده دوزنده، مهدی یاسری صفحات 13-21
    هدف
    مقایسه نتایج کوتاه مدت تزریق زیر تنون میتومایسین C (MMC: Mytomycin C) با روش معمول استفاده از اسفنج آغشته به آن، حین عمل ترابکولکتومی.
    روش پژوهش: در این کارآزمایی بالینی تصادفی ، 80 بیمار مبتلا به گلوکوم زاویه باز در دو گروه به صورت تصادفی قرار گرفتند؛ برای گروه اول، ترابکولکتومی همراه با تزریق زیرتنون MMC 0/01 درصد به میزان 0/1 میلی لیتر و برای گروه دوم ترابکولکتومی به روش معمول با استفاده از اسفنج آغشته به MMC 0/02 درصد انجام شد. بیماران در ماه های 1، 3 و 6 پس از جراحی، معاینه شده و تغییرات فشار چشم (IOP)، تغییرات تعداد سلول های اندوتلیال (ECC) و شکل بلب با استفاده از مقیاس سنجش ظاهری بلب ایندیانا (IBAGS) در دو گروه، مورد مقایسه قرار گرفتند. فشار چشم (IOP: intraocular pressure) در بازه 15-6 میلی مترجیوه در ماه 6 بدون دارو به عنوان موفقیت کامل و با دارو به عنوان موفقیت قابل قبول تعریف گردید.
    یافته ها
    میانگین IOP پیش از جراحی در گروه 1، 5/1±21/8 میلی متر جیوه بود که در آخرین معاینه به 3/7±10/3 میلی مترجیوه کاهش یافت (0/01P<). این مقادیر در گروه 2، به ترتیب 5/2±22/4 و 2/7±10/1 میلی متر جیوه بود (0/001P<). میزان موفقیت کامل در گروه های یک و دو به ترتیب 82/5 و 87/5 درصد محاسبه شد (0/526P=). در معاینه ماه 6، بلب ها در گروه 1 عموما پهن تر کم ارتفاع تر و دارای عروق کم تری بودند (P به ترتیب 04/0، 001/0 و 001/0<). تعداد سلول های اندوتلیال در معاینه نهایی به صورت چشمگیری تغییر نیافت (0/871P=).
    نتیجه گیری
    تزریق زیرتنون MMC حین ترابکولکتومی، جایگزینی ایمن و موثر برای روش متعارف اسفنج آغشته به MMC بوده و شکل بلب حاصل از آن نیز، مطلوب تر است.
    کلیدواژگان: ترابکولکتومی، تزریق زیر تنون، مورفولوژی بلب، میتومایسین C
  • محمدرضا رازقی نژاد، زهرا تاج بخش، محمدحسین نوروززاده، معصومه معصوم پور، آزاده سماییلی صفحات 22-31
    هدف
    بررسی اثرات جراحی های فیلترینگ (تیوب و ترابکولکتومی) بر تغییرات فشار چشم بعد از تست نوشیدن آب ( Water Drinking Test، WDT).
    روش پژوهش: این مطالعه بالینی به روش آینده نگر، غیرتصادفی و مقایسه ای، روی 30 بیمار با سابقه جراحی تیوب و 30 بیمار که تحت جراحی ترابکولکتومی قرار گرفته و از لحاظ جنسی و سنی مطابقت داشتند، صورت گرفت. از هر بیمار فقط یک چشم وارد مطالعه گردید. فشار چشم پایه در تمامی چشم ها کم تر یا مساوی با 21 میلی متر جیوه با یا بدون استفاده از داروی موضعی بود. بعد از تست نوشیدن آب WDT))، فشار چشم در زمان های 15، 30، 45 و 60 دقیقه اندازه گیری و ثبت گردید و نتایج در دو گروه مقایسه شد.
    یافته ها
    در هر دو گروه، فشار چشم به طور معنی داری نسبت به حالت پایه افزایش نشان داد (0/001 (P<. در گروه ترابکولکتومی، میانگین فشار چشم از 2/9±14/8 میلی متر جیوه به 4/7±18/8 میلی متر جیوه، در دقیقه 30، افزایش داشت. اما بعد از 60 دقیقه کاهش یافت (mmHg 5/2±18/0). در گروه تیوب، فشار چشم تا آخرین اندازه گیری، افزایش تدریجی نشان داد به طوری که از میزان 3/9±14/2 میلی متر جیوه در شروع تست به 5/6±18/8و6/0±19/7 میلی متر جیوه در دقیقه های 30 و 60 بعد از تست رسید. تفاوت نهایی فشار چشم در دقیقه 60 نسبت به فشار چشم پایه (اولیه) به طور بارزی در گروه تیوب (41 درصد تغییر، معادل 3/6±5/6 میلی متر جیوه) نسبت به گروه ترابکولکتومی (23 درصد تغییر، معادل 4/7±3/2 میلی متر جیوه) بالاتر بود (0/03P=).
    نتیجه گیری
    فشار چشم به طور واضحی بعد از WDT در هر دو گروه، افزایش داشت. فشار چشم 30 دقیقه بعد از WDT در گروه ترابکولکتومی کاهش یافت، در حالی که افزایش فشار چشم در گروه تیوب تا دقیقه 60 ادامه پیدا کرد. این یافته ها ممکن است کاربردهایی در مورد اثربخشی یا ایمنی روش های جراحی در بیماران مبتلا به گلوکوم پیش رفته داشته باشند.
    کلیدواژگان: ترابکولکتومی، تست نوشیدن آب، فشار چشم
  • سمیرا کرمی، سحر بالاقلی، مژگان رضایی کنوی، شعبان علیزاده، رسول دباغی، بهاره خیری، مهین نیکوگفتار، مژده نخلستانی صفحات 32-40
    هدف
    زخم های مقاوم به درمان قرنیه، زخم هایی هستند که به درمان های رایج پاسخ نمی دهند. امروزه روش های درمانی متعددی برای درمان زخم های اپی تلیال قرنیه به کار می رود از جمله قطره اشک مصنوعی، قطره های چشمی حاصل از پلاسمای غنی از پلاکت، پیوند غشای آمنیوتیک و پیوند سلول های بنیادی لیمبال. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر عوامل رشد پلاکتی بر احیای سلول های اپی تلیال غشای آمنیوتیک و غنی سازی سلول های بنیادی لیمبال کشت داده شده بر روی غشای آمنیوتیک توسط لیزات پلاکتی انسانی غنی از عوامل رشد می باشد.
    روش پژوهش: در این مطالعه تجربی، تعداد 5 غشای آمنیوتیک تهیه شد و پس از فرآیند انجماد و تیمار با لیزات پلاکتی، میزان Viability (زنده بودن) سلول های آن ارزیابی گردید. به علاوه سلول های بنیادی لیمبال به دست آمده از قرنیه انسان پس از تایید ماهیت، با بررسی مارکر های اختصاصی سلول های بنیادی لیمبال، 63P و Vimentin، توسط روش ایمونوسایتوشیمی، بر سطح غشای آمنیوتیک کشت داده شدند و بعد از تیمار با لیزات پلاکتی، از نظر میزان Viability (زنده بودن سلول ها) بررسی گردیدند.
    یافته ها
    بررسی میزان Viability (زنده بودن) سلول ها افزایش معناداری در فواصل زمانی 24 ساعت، 72 ساعت و یک هفته در غشای آمنیوتیک تیمار شده با لیزات پلاکتی پس از فرآیند انجماد (فریز) میان گروه های مورد آزمایش و شاهد، آزمایش و Fresh و شاهد و Fresh نشان داد. بررسی مارکرهای اختصاصی سلول های بنیادی لیمبال، 63P و 75P، تاییدکننده ماهیت سلول های بنیادی لیمبال است. نتایج ارزیابی زنده بودن سلول های بنیادی لیمبال نشان دهنده افزایش معنی دار در زمان های 24 ساعت و72 ساعت پس از کشت روی غشای امنیوتیک و تیمار با لیزات پلاکتی می باشد، اما این افزایش در مدت زمان یک هفته معنی دار نیست.
    نتیجه گیری
    لیزات پلاکتی غنی از عوامل رشد قادر است میزان زنده بودن سلول های اپی تلیال غشای آمنیوتیک و سلول های بنیادی لیمبال را افزایش دهد. به این ترتیب استفاده از سلول لیمبال کشت داده شده روی غشای آمنیوتیک و تیمار آن با لیزات پلاکتی در پیوند اتولوگ و آلوژن سلول لیمبال به چشم های مبتلا به نقص لیمبال سلول های بنیادی بسیار کمک کننده خواهد بود.
    کلیدواژگان: لیزات پلاکتی، غشای آمنیوتیک، سلول های بنیادی لیمبال
  • علیرضا برادران رفیعی، سیامک دلفزای باهر، ناصر اقدمی، غزاله برادران رفیعی، دانیال روشندل، احسان تقی آبادی، شهرام بامداد، علی مسعودی صفحات 41-49
    هدف
    ارزیابی نتایج پیوند قرنیه بعد از پیوند اپی تلیوم مخاط دهانی کشت داده شده (Cultivated Oral Mucosal Epithelial Transplantation: COMET) در بیماران با سوختگی شیمیایی.
    روش پژوهش: در این مطالعه گزارش موارد مداخله ای آینده نگر، پیوند قرنیه بعد از COMET موفق برای بهبود بینایی در بیماران با کدورت شدید استرومای قرنیه صورت گرفت. نتیجه نهایی، ارزیابی شفافیت پیوند قرنیه، بهبود حدت بینایی و بقای پیوند قرنیه بود.
    یافته ها
    چهارده چشم از چهارده بیمار با COMET موفق، برای ورود به مطالعه انتخاب شدند. پیوند قرنیه PKP 7/6±1/3 ماه (9-6 ماه) بعد از COMET صورت گرفت. میانگین دوره پی گیری، 8±28/2 ماه (40-14 ماه، میانه 30 ماه) و زمان لازم برای بهبود کامل اپی تلیوم درتمام چشم ها، 7 روز بود. در آخرین معاینه، در 13 چشم نقص اپی تلیوم وجود نداشت. سطح قرنیه توسط اپی تلیوم شفاف بدون نورگ زایی (نئوواسکولاریزاسیون) واضح پوشیده شده بود. کراتیت باکتریایی در یک چشم به علت نقص اپی تلیوم پایدار ایجاد شد که با واسکولاریزاسیون بهبود یافت. حدت بینایی اصلاح شده از 2/67±0/08 لوگمار قبل از عمل به 64/0±0/27 لوگمار بعد از PKP افزایش یافت (0/001P<). چهار چشم رد پیوند اندوتلیال داشتند که با مصرف استرویید موضعی و سیستمیک به طور موفق آمیز درمان شدند. میزان بقای پیوند به طور کلی و بدون رد پیوند به ترتیب 92/9 درصد و 69/2 درصد بود.
    نتیجه گیری
    پیوند قرنیه یک انتخاب مناسب برای بازتوانی بینایی در سوختگی شیمیایی با نقص سلول های بنیادی دوطرفه کامل و کدورت استرومای شدید که تحت COMET موفق قرار گرفته اند، می باشد.
    کلیدواژگان: پیوند اپی تلیوم مخاط دهانی کشت داده شده، پیوند قرنیه، سوختگی شیمیایی، نقص سلول های بنیادی لیمبال
  • فرشاد عسکری زاده، حسام هاشمیان، فرشته اصلانی، مسعود خرمی نژاد، محمد آقازاده امیری، بهرام خسروی صفحات 49-56
    هدف
    ارزیابی مقدار و راستای محورهای آستیگماتیسم قرنیه ای قدامی (ACA)، آستیگماتیسم قرنیه ای خلفی (PCA)، نسبت ACA به PCA و ارتباط بین ACA و PCA در مراحل مختلف قوزقرنیه.
    روش پژوهش: در این مطالعه گذشته نگر، 161 چشم از 161 بیمار شامل 104 مرد و 57 زن با میانگین سنی 6/10±22/35 سال، طبق طبقه بندی آمسلر-کرامیخ به 4 زیرمجموعه تقسیم شدند. سیستم تصویربرداری شیمفلاگ جهت اندازه گیری مقدار و راستای محور ACA و PCA مورد استفاده قرار گرفت و نسبت آستیگماتیسم قرنیه ای خلفی به قدامی محاسبه و نتایج بین گروه های مختلف مقایسه گردید.
    یافته ها
    مقادیر میانگین آستیگماتیسم های قرنیه ای قدامی، خلفی و کلی به ترتیب 2/21±4/08 دیوپتر، 0/46±0/86 دیوپتر و 1/94±3/50 دیوپتر بودند. آستیگماتیسم موافق قاعده، مخالف قاعده و مایل سطح خلفی قرنیه به ترتیب در 61 چشم (37/9 درصد)، 67 چشم (41/6 درصد) و 33 چشم (20/5 درصد) و به همین ترتیب در سطح قدامی قرنیه در 55 چشم (32/4 درصد)، 56 چشم (34/8 درصد) و 50 چشم (1/31 درصد) وجود داشتند. ارتباط قوی (839/0 = r، 001/0 ≥P) بین ACA و PCA در مراحل مختلف قوزقرنیه وجود داشت که این ارتباط در چشم های مرحله (گرید) سه (0/711 = r، 0/001 ≥P) و مرحله چهار (717/ 0 = r، 0/001 ≥ P) قوزقرنیه، ضعیف تر بود. بیش ترین نسبت آستیگماتیسم قرنیه ای خلفی به قدامی (0/246) در بیماران مرحله یک قوزقرنیه دیده شد.
    نتیجه گیری
    با افزایش شدت قوزقرنیه، آستیگماتیسم سطح قدامی قرنیه نسبت به سطح خلفی و در مراحل اولیه قوزقرنیه، آستیگماتیسم سطح خلفی بیش تر از سطح قدامی تحت تاثیر قرار گرفت.
    کلیدواژگان: آستیگماتیسم، عیوب انکساری، کراتوکونوس
  • مسعود خرمی نژاد، محمدرضا اکبری، بهرام خسروی، ستار رجبی، آریا بویه صفحات 57-63
    هدف
    بررسی شیوع ناهنجاری های بینایی در دانش آموزان پسر ناشنوای شهر تهران.
    روش پژوهش: یکصد و پنجاه و هشت دانش آموز پسر ناشنوا توسط گروهی از کارشناسان بینایی سنجی و مددکاران اجتماعی مورد بررسی قرار گرفتند و افرادی که نیاز به ارزیابی های بیش تر داشتند، به درمانگاه استرابیسم بیمارستان فارابی ارجاع داده شدند. این دانش آموزان در مدارس منتخب از لحاظ متغیرهای حدت بینایی عیوب انکساری (رفرکشن)، معاینات دید دوچشمی، دید رنگ و فوندوسکوپی مورد معاینات دقیق قرار گرفتند.
    یافته ها
    میزان ناهنجاری های چشمی در پسران ناشنوا در معاینات انجام شده، 52/8 درصد بود و شیوع عیوب انکساری، 39/9 درصد شامل آستیگماتیسم 31 درصد، دوربینی 13/2درصد و نزدیک بینی 12/6 درصد تعیین شد. آنیزومتروپی در 30 مورد (19 درصد) و آمبلیوپی در 22 مورد (13/9 درصد) وجود داشت. اختلالات حرکتی چشم ها در 18 مورد (11/3 درصد) نمایان بود. در 44 مورد از این کودکان (28 درصد)، استروپسیس کاهش یافت و 6 مورد (8/3 درصد) فاقد استروپسیس بودند. مشکل شنوایی در بیش تر این دانش آموزان (89/9 درصد)، مادرزادی بود. هم چنین 6/3 درصد این کودکان، مشکل اختلال دید رنگ داشتند. از میان این دانش آموزان، تعداد 74 نفر (46/8 درصد) از لحاظ معاینات بینایی طبیعی و 84 مورد (53/2 درصد) دارای مشکلات بینایی (20 مورد از آن ها با بیش از یک مشکل بینایی) بودند.
    نتیجه گیری
    فراوانی عیوب انکساری، آمبلیوپی و استرابیسم در پسران دارای مشکلات شنوایی به طور قابل توجهی بالاتر از جمعیت عادی بود. شیوع ناهنجاری های چشمی با افزایش شدت مشکلات شنوایی بیش تر شد. با توجه به این که این کودکان جهت جبران حس شنوایی ضعیف خود به حس بینایی مطلوبی نیاز دارند، معاینات غربالگری چشمی در کودکان مبتلا به اختلالات شنوایی ضروری است و والدین باید از شیوع زیاد ناهنجاری های چشمی در کودکان ناشنوا آگاه باشند.
    کلیدواژگان: استرابیسم، عیوب انکساری، ناشنوا، ناهنجاری های بینایی
  • مقاله مروری
  • امیر مولایی، وحید کرم زاده، ساره صافی، حامد اسفندیاری، جواد درگاهی، محمداعظم خسروی صفحات 63-70
    گلوکوم یکی از علل نابینایی و کم بینایی غیرقابل بازگشت در سراسر جهان می باشد. اگرچه فشار داخل چشم تنها عامل خطر برای ایجاد و پیشرفت گلوکوم نیست، به عنوان مهم ترین معیار تشخیص و ارزیابی طی درمان مطرح می شود. بالا بودن فشار داخل چشم که در اکثر موارد ثانویه به نقص عملکرد شبکه ترابکولار است، منجر به فشردگی لامینا کریبروزا و در نتیجه آسیب به اکسون های سلول های گانگلیونی شبکیه می شود. آسیب به سر عصب بینایی در فوندوسکوپی به عنوان خمیده شدن لامینا کریبروزا و افزایش Cupping مشهود است. در حال حاضر، تنها روش مستند برای کاهش یا مهار این بیماری، کاهش فشار داخل چشم می باشد. از اینرو اندازه گیری دقیق فشار داخل چشم نه تنها برای تشخیص، بلکه برای درمان این بیماری امری حیاتی است. اندازه گیری فشار داخل چشم در یک لحظه مشخص با توجه به ماهیت پویا (دینامیکی) و متغیر آن، شاخص قابل اطمینانی نمی باشد و روش هایی برای اندازه گیری فشار در طول شبانه روز مورد نیاز است. امروزه پیشرفت های فناوری در سیستم های میکروالکترومکانیکال و ریزسیال، راه حل های نوینی را برای اندازه گیری موثر فشار داخل چشم فراهم نموده است. در این مقاله، نمای پیش رو برای استفاده از فناوری های نوین جهت اندازه گیری پیوسته فشار داخل چشم ارایه می شود.
    کلیدواژگان: کنترل مداوم، گلوکوم، حس گر فشار کاشتنی، فشار چشم، سیستم میکروالکترومکانیکال
  • گزارش موارد
  • عباس باقری، محمد عباس زاده، محدثه فیضی، کوروش شهرکی صفحات 71-75
    هدف
    گزارش اصلاح دررفتگی ایاتروژنیک عضله رکتوس داخلی به دنبال جراحی اگزوتروپی و بررسی مقالات.
    معرفی بیمار: دختر بچه 14 ساله ای با سابقه فلج مغزی و اگزوتروپی چشم چپ از 7 سالگی، به منظور رسشن عضله رکتوس خارجی و رزکشن عضله رکتوس داخلی همین چشم در مرکز دیگری تحت جراحی استرابیسم قرار گرفته بود. بر اساس گزارش جراح مربوطه، حین جراحی پس از رزکشن، عضله رکتوس داخلی به میزان 8 میلی متر گم شده بود و تلاش حین عمل جهت یافتن عضله نتیجه ای نداشت. در خاتمه، برای بیمار عمل دیس اینسرشن عضله رکتوس خارجی جهت مقابله با گم شدن عضله رکتوس داخلی صورت گرفت. وی دو ماه پس از جراحی با توجه به باقی ماندن اگزوتروپی و محدودیت کامل در ادداکشن جهت اصلاح استرابیسم، به این مرکز ارجاع شد. یک روز پس از مراجعه، برای بیمار اکسپلوریشن جراحی انجام شد و به علت یافت نشدن عضله رکتوس داخلی، ترانسپوزیشن نصف عضلات رکتوس عمودی به محل رکتوس داخلی و ثابت کردن پریوستئال عضله رکتوس خارجی صورت گرفت. دو ماه پس از جراحی، چشم ها در وضعیت ارتو قرار داشتند و حرکات چشم چپ تا حدودی اصلاح شد.
    نتیجه گیری
    در گم شدن عضله رکتوس داخلی روش انتقال نصف عضلات عمودی به محل رکتوس داخلی و گم شده همراه با ثابت کردن عضله رکتوس خارجی به دیواره خارجی اربیت می تواند به اصلاح استرابیسم و حرکات چشم منجر شود.
    کلیدواژگان: دررفتگی عضله، تثبیت عضله به پریوست، انتقال عضلات
  • شاهین یزدانی، ساره صافی، حامد اسفندیاری، علیرضا فاطمی صفحات 76-79
    هدف
    گزارش یک مورد گلوکوم زاویه بسته بعد از مصرف یک دوز 75 میلی گرمی Oseltamivir
    معرفی بیمار: آقای 37 ساله با سابقه آنفولانزا، 5 ساعت بعد از مصرف اولین وعده Oseltamivir به مقدار 75 میلی گرم، دچار افزایش فشار چشم و کم عمقی یکنواخت اتاق قدامی، هر دو چشم گردید.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که واکنش دارویی ویژه، بلافاصله پس از مصرف اولین دوز دارو ایجاد شده است، نظریه درگیری سیستم ایمنی تطبیقی در این نوع از واکنش در افیوژن جسم مژگانی و کورویید وابسته به دارو را به چالش می کشد.
|
  • M. Pakravan, M. Mostafavi, H. Esfadiari, M. Yaseri Pages 6-12
    Purpose
    To evaluate visual field changes after trabeculectomy in patients with glaucoma.
    Methods
    In this retrospective study, 166 eyes of 166 patients with glaucoma (mean age 53.3±17.9), who underwent mitomycin C augmented trabeculectomy, were examined. The patients needed to have at least 3 reliable visual field before the surgery and 2 after the surgery. The data of biomicroscopic examination, intraocular pressure, visual field, best corrected visual acuity, and spherical correction of refractive error were extracted from their electronic data record. The results of this study showed changes in visual filed mean deviation as the main outcome measure. Secondary outcome measure was intraocular pressure, visual acuity, visual field pattern standard deviation, and visual field index.
    Results
    The mean post-operative IOP (13±5 mmHg) significantly decreased from the baseline values (19±6 mmHg) (P
    Conclusion
    Glaucoma is a progressive optic neuropathy that even persists after significant intraocular pressure reduction. This underlines the importance of examining the optic nerve and the field of vision after surgery.
    Keywords: Glaucoma, Trabeculectomy, Visual Field
  • Mm. Hatami, M. Pakravan Ý, Yazdani Ý, Douzandeh Ý, Yaseri Pages 13-21
    Purpose
    To compare the short-term outcomes of intratenon injection of mitomycin C (MMC) with the conventional application of MMC soaked sponges in trabeculectomy.
    Methods
    In this randomized clinical trial, 80 open angle glaucoma cases were randomly divided into 2 groups; group 1 received an intratenon injection of 0.1 mL of 0.01% MMC, while group 2 received 0.02% MMC soaked sponges. Intraocular pressure (IOP), endothelial cell count (ECC) changes and bleb morphology, according to the Indiana bleb appearance grading scale (IBAGS) ,were evaluated at 1, 3, and 6 months after surgery and compared between 2 groups. Complete and qualified success was defined as IOP within 6-15 mmHg without and with medications at month 6, respectively.
    Results
    The mean preoperative IOP was 21.8±5.1 in group 1, which reduced to 10.3±3.7 mmHg at the final visit (P
    Conclusion
    Intratenon injection of MMC is a safe and effective method and produces more favorable bleb morphology after trabeculectomy.
    Keywords: Bleb morphology, Intratenon Injection, Mitomycin C, Trabeculectomyý
  • Mr. Razeghinejad, Z. Tajbakhsh, Mh. Nowroozzadeh, M. Masoumpour, A. Samaeili Pages 22-31
    Purpose
    To study the effects of filtration surgeries (tube and trabeculectomy) on changes in intraocular pressure after a water drinking test.
    Methods
    In this prospective, non‑randomized, comparative clinical study, 30 patients, who underwent tube surgery, and 30 patients, who underwent trabeculectomy, were investigated; the patient were matched in terms of gender and age. Only one eye of each patient was included. The baseline intraocular pressure was ≤21 mmHg in all enrolled eyes with or without adjunctive topical medications. After the water drinking test, the intraocular pressure was measured and recorded at 15, 30, 45, and 60 minutes and the results were compared between the two groups.
    Results
    In both groups, intraocular pressure significantly increased from baseline at all measured time‑points (P
    Conclusion
    Intraocular pressure significantly increased after the water drinking test in both groups. Intraocular pressure started to decline 30 minutes after the water drinking test in the trabeculectomy group, while it continued to increase up to 60 minutes in the tube group. This finding may have implications regarding the efficacy or safety of the procedures in patients with advanced glaucoma.
    Keywords: Intraocular Pressure, Trabeculectomy, Water‑Drinking Test
  • S. Karami Ý, S. Balagholi Ý, M. Rezaei Kanavi, S. Alizadeh Ý, R. Dabbaghi, B. Kheiri Ý, M. Nikogoftar, M. Nakhlestani Pages 32-40
    Purpose
    Dormant corneal ulcers do not respond to common treatments. Today, several therapies are used to treat epithelial corneal ulcers, including artificial tear, ocular droplets derived from platelet-rich plasma, amniotic membrane transplantation, and limbal stem cell transplantation. The aim of this study was to evaluate the effect of platelet growth factors on the recovery of amniotic membrane epithelial cells and limbal stem cells grown on amniotic membrane.
    Methods
    In this experimental study, 5 amniotic membranes were prepared and after freezing and treatment with platelet lysate, the viability of the cells was evaluated. The limbal stem cells obtained from the human cornea were immune characterized for P63 and vimentin markers. The limbal stem cells seeded on the surface of amniotic membrane and after treatment with platelet lysates, the viability of the cells was evaluated.
    Results
    The viability rate was significantly increased at 24 hours, 72 hours, and 1 week intervals in the amniotic membrane treated with platelet lysate after the freezing process. The results of viability in Limbal stem cells indicated a significant increase at 24 hours and 72 hours after culture on the amniotic membrane fortified by platelet lysate. However, this increase was not significant during one week.
    Conclusion
    The results of this study showed that platelet lysates could increase the viability amniotic membrane cells and limbal stem cells; thus, using the cultured limbal cell on amniotic membrane fortified by platelet lysates will be helpful to limbal cell defects cases.
    Keywords: Amniotic Membrane, Limbal Stem Cell, Platelet Lysate
  • Ar. Baradaran-Rafii, S. Delfazayebaher, N. Aghdami, G. Baradaran-Rafii, D. Roshandel, E. Taghiabadi, S. Bamdad, A. Masoudi Pages 41-49
    Purpose
    To evaluate result of Corneal graft (PKP) after cultivated oral mucosal epithelial transplantation (COMET) in patients with chemical burn.
    Methods
    In this prospective interventional nonrandomized case series, optical PKP was performed after successful COMET for visual rehabilitation in patients with severe stromal opacity. Main outcome measures were clarity of the corneal graft, visual acuity improvement, and corneal graft survival.
    Results
    Fourteen eyes of 14 patients with successful COMET were included. Overall, PKP was performed 7.6±1.3 months (6-9 months) after COMET. The mean follow-up period was 28.2±8 months (14-40 months, median 30 months). The time for complete epithelial healing was 7 days in all eyes. There was no epithelial defect in 13 eyes at the final examination. The corneal surface had been covered by a transparent epithelium without significant neovascularization. Bacterial keratitis developed in 1 eye due to persistent epithelial defect, which was healed with vascularization. Best-corrected visual acuity increased from 2.67±0.08 LogMAR preoperatively to 0.64±0.27 LogMAR after PKP (P
    Conclusion
    PKP is a good choice for visual rehabilitation in chemical burn with bilateral total LSCD and severe stromal opacity that underwent successful COMET.
    Keywords: Chemical Burn, Cultivated Oral Mucosal Epithelial Transplantation, Limbal Stem Cell Deficiency, Corneal ýGraft
  • F. Askarizadeh Ý, H. Hashemian Ý, F. Aslani Ý, M. Khorrami‑, Nejad Ý, M. AghazadehÞ Þamiri Ý, B. Khosravi Pages 49-56
    Purpose
    To evaluate the magnitudes and axis orientation of anterior corneal astigmatism (ACA) and posterior corneal astigmatism (PCA), the ratio of ACA to PCA, and the correlation between ACA and PCA in the different stages of keratoconus (KCN).
    Methods
    This retrospective study comprised 161 eyes of 161 patients with KCN (104 men, 57 women; mean age, 22.35±6.10 years). The participants were divided into 4 subgroups according to the Amsler‑Krumeich classification. A Scheimpflug imaging system was used to measure the magnitude and axis orientation of ACA and PCA. The posterior‑anterior corneal astigmatism ratio was also calculated. The results were compared among different subgroups.
    Results
    The average amounts of anterior, posterior, and total corneal astigmatism were 4.08±2.21 diopters (D), 0.86±0.46 D, and 3.50±1.94 D, respectively. With‑the‑rule, against‑the‑rule, and oblique astigmatisms of the posterior surface of the cornea were found in 61 eyes (37.9%), 67 eyes (41.6%), and 33 eyes (20.5%), respectively; corresponding figures in the anterior corneal surface were 55 eyes (32.4%), 56 eyes (34.8%), and 50 eyes (31.1%), respectively. A strong correlation was found between ACA and PCA in the different stages of KCN (P≤ 0.001, r = 0.839); the correlation was weaker in eyes with grade 3 (P≤ 0.001, r = 0.711) and grade 4 (P≤ 0.001, r = 0.717) KCN. The maximum posterior‑anterior corneal astigmatism ratio (PCA/ACA, 0.246) was found in patients with stage 1 KCN.
    Conclusion
    Corneal astigmatism in anterior surface was more affected than posterior surface by increasing in the KCN severity, although PCA was more affected than ACA in an early stage of KCN.
    Keywords: Astigmatism, Keratoconus, Refractive Error
  • M. Khorrami-Nejad Ý, Mr. Akbari Ý, B. Khosravi Ý, S. Rajabi Ý, A. Bouyeh Pages 57-63
    Purpose
    To determine the prevalence of refractive error and binocular vision abnormalities in deaf individuals.
    Methods
    In this cross sectional study, a team of optometrists and social worker visited 158 deaf students at their schools and those who needed more detailed evaluation were referred to the Farabi Eye Hospital's strabismus clinic. These students in the selected schools underwent detailed visual acuity testing, refraction, binocular examination, color vision, and fundoscopy.
    Results
    The percentage of ocular abnormalities in the deaf boys included in this study was 52.8%. The frequency of refractive errors in the present study was 39.9%. Astigmatism was the leading refractive anomaly (31%). Hypermetropia was found in 13.2% of the children and myopia was found in 12.6%. Anisometropia was detected in 30 children (19%) and amblyopia was found in 22 children (13.9%). A disturbance of ocular motility was present in 18 cases (11.3%). In 44 (28%) cases, stereopsis was reduced, and in 6 (3.8%) cases, it was absent. The majority of the students (89.9%) had congenital hearing loss and 6.3% of the children had color vision deficiency. Seventy-four deaf boys (46.8%) had a normal eye examination, while 84 (53.2%) cases had ocular problems, and 20 (12.65%) of them had more than one problem. The prevalence of refractive error, amblyopia, and strabismus was found to be significantly increased compared to the general population. In addition, the prevalence of ocular abnormalities generally increased with the severity of the hearing loss.
    Conclusion
    We recommended that screening for ocular abnormalities should be made mandatory in hearing-impaired children and parents must be aware of the high prevalence of ocular abnormalities in deaf children, as they need appropriate visual sense to compensate their poor auditory sense.
    Keywords: Deafness, Ocular Abnormalities, Refractive Errors, Strabismus
  • A. Molaei Ý, V. Karamzadeh Ý, S. Safi Ý, H. Esfandiari Ý, J. Dargahi, Ma. Khosravi Pages 63-70
    Glaucoma is the leading cause of irreversible blindness and vision loss in the world. Although intraocular pressure (IOP) is no longer considered the only risk factor for glaucoma, it is still the most important one. In most cases, high IOP is secondary to trabecular meshwork dysfunction. High IOP leads to the compaction of the lamina cribrosa and subsequent damage to retinal ganglion cell axons. Damage to the optic nerve head is evident on funduscopy as posterior bowing of the lamina cribrosa and increased cupping. Currently, the only documented method to slow or halt the progression of this disease is to decrease the IOP; hence, accurate IOP measurement is crucial not only for diagnosis, but also for the management. Due to the dynamic nature and fluctuation of the IOP, a single clinical measurement is not a reliable indicator of diurnal IOP; it requires 24‑hour monitoring methods. Technological advances in microelectromechanical systems and microfluidics provide a promising solution for the effective measurement of IOP. This paper provides a broad overview of the upcoming technologies to be used for continuous IOP monitoring.
    Keywords: Continuous Monitoring, Glaucoma, Implantable Pressure Sensor, Intraocular Pressure, ýMicroelectromechanical Systems
  • A. Bagheri, M. Abbaszadeh, M. Feizi, K. Shahraki Pages 71-75
    Purpose
    Report a case of iatrogenic medial rectus loss in exotropia surgery and its management with review literature.
    Case Report: A 14-year-old female with a history of cerebral palsy and left exotropia underwent strabismus surgery in another center when she was 7 years old. As her surgeon reported, after 8 mm medial rectus resection, it was lost and he could not retrieve it; so, to balance the forces of adduction and abduction, the surgeon disinserted left lateral rectus, but 2 months later, because of large angle exotropia and severe limitation in adduction, she was referred to this center. We explored the area and could not find the lost medial rectus; so, half tendon transposition of superior rectus and inferior rectus to the previous insertion site of medial rectus was performed and left lateral rectus was fixated to the lateral orbital periosteum. Two months after the operation, she was orthotropic and ocular movements were significantly balanced.
    Conclusion
    Half tendon transposition of vertical recti to the site of lost medial rectus associated with periosteal fixation of lateral rectus can improve the strabismus of lost medial rectus muscle.
    Keywords: Muscle Loss, Periosteal Fixation, Transposition
  • S. Yazdani Ý, S. Safi Ý, H. Esfandiari Ý, Ar. Fatemi Pages 76-79
    Purpose
    To report a case of bilateral acute angle closure glaucoma after one dose of 75 mg oseltamivir.
    Case Report: A 37-year-old man with a history of influenza developed high intraocular pressure and uniformly shallow anterior chamber in both eyes 5 hours after receiving the first dose of 75 mg oseltamivir. The condition was successfully managed with topical cycloplegic and systemic/topical antiglaucoma medications.
    Conclusion
    Since a presumed idiosyncratic reaction developed right after receiving the first dose of the medication, it challenges the common concept of adaptive immune system involvement in this type of reaction in medication-related ciliochoroidal effusion.
    Keywords: Corioretinal Effusion, Idiosyncratic Reaction, Oseltamivir