فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 2 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/04/14
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سکینه پرورشان، عباس شمسعلی نیا*، مهری جهانشاهی، محمود حاج احمدی صفحات 96-107
    مقدمه
    بیماری دیابت به عنوان یک بیماری مزمن، منبعی از استرس برای اعضای خانواده به شمار می آید، به ویژه اگر تغییرات ناشی از عوارض بیماری سبب تعارض در نقش ها و وظایف خانوادگی شود. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر برنامه توانمندسازی خانواده محور بر تهدید درک شده و خودکارآمدی خانواده های سالمندان دیابتی در معرض خطر سقوط انجام شد.
    روش بررسی
    این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی است که بر روی 60 سالمند و عضوفعال خانواده سالمند مبتلا به دیابت نوع دو، در معرض خطر سقوط مراجعه کننده به مطب فوق تخصص غدد شهر بجنورد درسال 1395انجام شد. نمونه ها به روش در دسترس انتخاب و پس از همسان سازی ازنظرویزگی های دموگرافیک به صورت تصادفی ساده زوج و فرد به دوگروه کنترل(30نفر (و آزمون (30نفر) تقسیم شدند. مداخله توانمندسازی خانواده محور برای گروه آزمون به مدت 8 جلسه 45دقیقه ای اجرا شد. ابزار جع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته، تهدیددرک شده و خودکارآمدی بود .داده های جمع آوری شده با استفاده از نسخه18 نرم افزار SPSS و با آزمون های آماری در سطح معنی داری p<0/05 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین و انحراف معیار نمرات بعد تهدید درک شده درگروه آزمون قبل از اجرای مداخله (شدت 26/7±03/5 و حساسیت56/7±16/55 ) و خودکارآمدی92/6±36/56 بود که بعد ازاجرای مداخله (شدت 71/4±23/64 و حساسیت 33/4±60/64) و خودکارامدی70/4±90/63) افزایش یافت (0.001>p). اما درگروه کنترل این اختلاف معنی دار نبود (05/0 p> ) .
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایح به دست آمده از یافته ها، اجرای برنامه توانمندسازی خانواده محور منجر به افزایش دانش، بهبود نگرش و خودکارآمدی خانواده های سالمندان دیابتی شده، آنها را در امر مراقبت و اتخاذ رفتارهای پیشگیرانه یاری کرده، لذا مداخلاتی از قبیل اجرای الگوی توانمند سازی به منظور بهبود و ارتقاء کیفیت مراقبت، پیشگیری و استقلال سالمندان پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: الگوی توانمندسازی خانواده محور، خانواده، سالمند دیابتی، سقوط، تهدید درک شده، خودکارآمدی
  • یعقوب مدملی، سید مهرشاد اخلاقی دزفولی، الهام مراغی، رضا حیدری سورشجانی، مصطفی مدملی، احمد اداوی* صفحات 108-115
    زمینه و هدف

    سلامت روانی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به بیماری بتاتالاسمی به دلایل متعدد جسمی، روانی، اقتصادی و اجتماعی از جمله وجود بیماری مزمن پایین می باشد. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر الگوی خودمراقبتی اورم بر ابعاد سلامت روانی بیماران مبتلا به بتاتالاسمی ماژور انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعه آماری را کلیه بیماران مبتلا به بیماری بتا تالاسمی شهرستان دزفول در سال 1394 تشکیل دادند، که پس از کسب رضایت آگاهانه از بین آنها 80 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به دو گروه 40 نفری کنترل و مداخله تقسیم شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه SF-36 و پکیج آموزشی نیز بر اساس الگوی خودمراقبتی اورم بود. داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS-22 و مدل های GEE تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج آماری تفاوت معنی داری را از لحاظ سطح سلامت روان در مرحله پیش آزمون و پس آزمون در بین بیماران تالاسمی نشان داد(P<0/005). به طوری که سطح سلامت روان بیماران گروه مداخله در مرحله پیش آزمون (23/3) 32/74 و در مرحله پس آزمون (34/2) 08/79 بود که این امر حاکی از اثر بخشی مثبت آموزش الگوی خود مراقبتی اورم بر ابعاد سلامت روان بیماران تالاسمی بود.

    نتیجه گیری

    با آموزش صحیح الگوی خودمراقبتی اورم به بیماران مبتلا به بتاتالاسمی ماژور، می توان سطوح ابعاد سلامت روان آنها را بالا برد و از بار روانی بیماری کم کرد. لذا این روش اگر به عنوان یک درمان غیر داروی مکمل ساده و کم هزینه، برای بیماران تالاسمی به صورت مدون و متداوم استفاده گردد میتواند اثر بخشی بیشتر و بهتری نیز داشته باشد.

    کلیدواژگان: خودمراقبتی، سلامت روان، بتاتالاسمی ماژور
  • سیدعلی حسینی، سعیده شادمهری، نسیبه کاظمی، عبدالحمید مصلی نژاد، امیر عاطفت ایزدی صفحات 116-125
    زمینه و هدف
    فعالیت های ورزشی نقش مهمی در کنترل سلامت بیماران مبتلا به سرطان پستان دارند. هدف این تحقیق، بررسی اثر 10 هفته تمرینات پیلاتس بر رزیستین و آدیپونکتین زنان مبتلا به سرطان پستان بود.
    روش بررسی
    در این تحقیق نیمه تجربی، جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی و کلینیک های خصوصی شهرستان شیراز بود که از بین آنها 24 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه تمرین پیلاتس و کنترل قرار گرفتند. گروه تجربی به مدت 10 هفته، سه جلسه در هفته و هر جلسه 60 دقیقه تمرینات منتخب پیلاتس را انجام دادند. گروه کنترل در این مدت فقط فعالیت های روزمره خود را انجام دادند. قبل و بعد از دوره تمرینی از آزمودنی ها نمونه گیری خونی به عمل آمد. یافته های تحقیق با استفاده از آزمون های آماری کالموگروف- اسمیرنوف، t وابسته و آنالیز واریانس دو طرفه تجزیه و تحلیل شدند (05/0≥p).
    یافته ها
    نتایج نشان داد 10 هفته تمرینات منتخب پیلاتس اثر معنی داری بر کاهش رزیستن و آدیپونکتین زنان مبتلا به سرطان پستان دارد (05/0≥p) همچنین تمرینات پیلاتس اثر معنی داری بر کاهش گلوکز ناشتا، BMI و WHR زنان مبتلا به سرطان پستان ندارد (05/0≤p).
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های پژوهش حاضر، بیماران مبتلا به سرطان پستان می توانند از مزایای تمرینات پیلاتس در کنار سایر روش های درمانی بهره ببرند. پیشرفت های بیشتر در تحقیقات آدپیوکاین های مرتبط با یکدیگر و شناسایی پاسخ آنها به ورزش ممکن است منجر به بهبود شرایط بیماران مبتلا به سرطان پستان شود.
    کلیدواژگان: تمرین پیلاتس، سرطان پستان، رزیستین، آدیپونکتین
  • محسن شهریاری، سمیرا عباسی، پگاه مغزی، مهین معینی صفحات 126-137
    مقدمه
    بیماری های قلبی عروقی بعنوان شایعترین علت مرگ در جهان؛ ارتباط تنگاتنگی با سبک زندگی و عوامل مرتبط با آن دارد. در این بین، سبک زندگی اسلامی با در نظر گرفتن ابعاد مادی و معنوی انسان؛ می تواند نقش مهمی در بهبود بیماران داشته باشد. لذا این پژوهش با هدف ارتباط سبک زندگی رفتارهای ارتقادهنده سلامتی وسبک زندگی اسلامی درمبتلایان به سندرم حادکرونری انجام شده است.
    روش کار
    این پژوهش؛ مطالعه ای توصیفی- تحلیلی است که درمورد 228 نفر از بیماران مبتلا به سندرم حاد کرونری وبه شیوه نمونه گیری در دسترس انجام شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه داده های دموگرافیک؛ داده های مربوط به بیماری و پرسشنامه سبک زندگی ارتقا دهنده ی سلامت ( HPLPII ) بود. تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزار 18 SPSS v. و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی انجام یافت.
    یافته ها
    بین نمره کل سبک زندگی رفتارهای ارتقا دهنده سلامتی با نمره کل سبک زندگی اسلامی رابطه مستقیم وجود داشت (567/0 r = ،001/0 P <). همچنین نمره کل سبک زندگی اسلامی با نمره تمام حیطه های رفتارهای ارتقا دهنده سلامتی و نمره کل رفتارهای ارتقا دهنده سلامتی با ابعاد سبک زندگی اسلامی به غیر از باورها، سلامت و امنیتی رابطه مستقیم و معنادار داشت (001/0 P <).
    نتیجه گیری
    با توجه به ارتباط مستقیم و معنادار سبک زندگی اسلامی با سبک زندگی رفتارهای ارتقا دهنده سلامتی، توجه ویژه افراد تیم درمان بطور اعم و پرستاران بطور خاص در انجام مداخلات به سبک زندگی بیماران ایسکمیک قلبی ضروری می باشد
    کلیدواژگان: رفتارهای ارتقادهنده سلامتی، سبک زندگی، اسلامی، سندرم حادکرونری
  • لیلا مقتدر، لیلا حلاج صفحات 138-145
    مقدمه
    . تعارض زوجین مساله ای اجتناب ناپذیری بین زوج ها می باشد. چون هیچ دو فردی در علایق، احساس ها، انتخاب ها و رفتارها شبیه هم نیستند. در عین حال تعارض زناشویی می تواند منجر به اختلال در روابط بین فردی و زمینه ساز بروز مشکلاتی دز خانواده باشد.
    هدف
    هدف پژوهش حاضر تعیین تفاوت طرحواره های ناسازگار اولیه، ناگویی هیجانی و شادکامی در زنان با و بدون تعارضات زناشویی مراکز کمیته امداد شهرستان رودسر بود.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی از نوع علی مقایسه ای بود. با استفاده از جدول کرجسی مورگان 103نفر از زنان دارای تعارض زناشویی تحت پوشش مراکز کمیته امداد شهرستان رودسر در سال 1394 که به دادگاه های خانواده این شهرستان ارجاع شده بودند، با نمونه گیری در دسترس انتخاب و با 103 نفر از زنان بدون تعارض زناشویی مقایسه شدند. ابزار گرد آوری داده ها شامل پرسشنامه تعارض زناشویی ثنایی، پرسشنامه ی مقیاس آلکسیتیمیا تورنتو (بگبی و همکاران، 1994) ، پرسشنامه مقیاس شادکامی (آرجیل و لو، 1989) پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه (یانگ، 1999) بود. داده ها با استفاده از آزمون های لوین، ام باکس و تحلیل واریانس چند متغیره و نرم افزار SPSS نسخه 18تجزیه و تحلیل شدند.
    نتایج
    نتایج نشان داد که بین دو گروه در متغیرهای ناگویی هیجانی، شادکامی و طرحواره های ناسازگار تفاوت وجود دارد (01/0>P).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج پژوهش، و وجود تفاوت بین گروه های مورد مقایسه، از عواملی که می تواند تعارض زناشویی را در زوجین کاهش دهد شادکامی است. همچنین با توجه به تفاوت گروه های مطالعه در متغیرهای ناگویی هیجانی و طرحواره های نا سازگار، می توان با آگاهی دادن به زوج ها در جهت اقدام به کاهش این متغیرها، موجبات کاهش تعارضات زناشویی را فراهم آورد.
    کلیدواژگان: ناگویی هیجانی، شادکامی، طرحواره های ناسازگار اولیه، تعارضات زناشویی
  • مریم حیدری، شهرام اعتمادی فر، رضا مسعودی، سلیمان خیری، ناهید جیواد صفحات 146-157
    زمینه
    مراقبت از بیماران مبتلا به صرع، مراقبین خانوادگی آنان را با چالش های متعددی روبرو می سازد. شناخت نیاز ها و مشکلات مراقبین در موقعیت پیچیده مراقبت کردن از بیماران و سپس اجرای مداخلات خانواده محور می تواند منجر به تسهیل فرآیند مراقبتی مراقبین و افزایش کیفیت مراقبت از بیماران گردد. لذا این پژوهش با هدف بررسی تاثیر برنامه مراقبتی خانواده محور بر بارمراقبتی مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به صرع اجرا گردید.
    روش
    این مطالعه یک پژوهش از نوع کار آزمایی بالینی که در سال 1395 در دو مرکز آموزشی درمانی آیت الله کاشانی و هاجرشهرکرد بمدت 7 ماه انجام گردید. نمونه ها به روش نمونه گیری آسان انتخاب و سپس با استفاده از جدول اعداد تصادفی در دو گروه مداخله(50 نفر) و کنترل(50 نفر) قرار گرفتند. برای گروه مداخله برنامه مراقبتی خانواده محور در چهار گام، تهدید درک شده، خودکارآمدی، عزت نفس و ارزشیابی از طریق آموزش گروهی، حل مسئله گروهی و مشارکت آموزشی در طی 4 جلسه صورت گرفت. جمع آوری داده ها با استفاده از نسخه های فارسی ابزار سنجش بار مراقبتی زاریت[1] در دو گروه مداخله و کنترل در سه مرحله قبل، بلافاصله بعد و دو ماه بعد از مداخله انجام پس از کسب رضایت آگاهانه و کتبی از واحدهای مورد پژوهش انجام گردید. داده ها با استفاده از آزمون های آمار توصیفی و تحلیلی تی مستقل و آنالیز واریانس با مشاهدات تکراری[2] در نرم آفزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین نمره بار مراقبتی در دو گروه آزمون و کنترل قبل از مداخله به ترتیب(24/37، 34) بود(p<0/179)، همچنین میانگین بار مراقبتی در دو گروه آزمون و کنترل به ترتیب در مراحل بلافاصله بعد از مداخله(36/21، 7/28) و دو ماه بعد از مداخله(78/15، 92/27) می باشد که نشان دهنده کاهش معنادار بار مراقبتی در گروه آزمون بود(p<0/001)
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که برنامه ی ساده و کم هزینه و با قابلیت اجرایی مراقبت خانواده محور سبب کاهش موثر بار مراقبتی مراقبین بیماران صرعی شده که می تواند کمک بسزایی به مراقبین خانوادگی در جهت ایفای نقش هرچه بهتر انان با حداقل فشارهای جسمی و روانی آنان داشته باشد
    کلیدواژگان: صرع، مراقبین خانوادگی، بارمراقبتی، مدل مراقبتی خانواده محور، ایران
  • شهریار صالحی تالی، کوروش زارع، علی حسن پور صفحات 158-169
    سابقه هدف
    گرچه مراقبان بیماران تحت درمان با همودیالیز بار مراقبتی شدیدی راتجربه می کنند، اما کمتر مطالعه ای در زمینه چگونگی و کیفیت بار مراقبتی تجربه شده توسط آنان موجود است . هدف از این مطالعه کشف و توصیف بار مراقبتی تجربه شده توسط مراقبان دارای بیمار تحت درمان با همودیالیز است.
    روش کار
    در یک مطالعه کیفی با حجم نمونه 17 مراقب خانگی که به صورت نمونه گیری مبتنی بر هدف از4 مرکز همودیالیز وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اهواز انتخاب و وارد مطا لعه شدند. ابزار گرد آوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختار، مشاهده و فیلد نوت بوده به طوریکه جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استخراج شده از روش آنالیز محتوی کیفی از نوع قراردادی استفاده شد .
    یافته ها
    تجزیه و تحلیل داده ها به ظهور چهار طبقه «چالش زایی موقعیت مراقب » ، «اسیب پذیری روحی و روانی مراقب »، « ماهیت مزمن مراقبت » و «مراقبت در سایه » منجر گردید که در درونمایه «قربانی موقعیت » جای گرفت
    کلیدواژگان: مراقبین خانگی، همودیالیز، قربانی موقعیت، مطالعه کیفی
  • فاطمه سیفی، فاطمه علی اکبری، فرشته آیین، فاطمه دریس صفحات 170-179
    مقدمه
    بیماری مزمن کلیوی، بیماری پیش رونده با پیش اگهی ضعیفی است. بیماری مزمن و نیاز طولانی به دیالیز، منجر به اختلالات روانی نظیر اضطراب می شود. مطالعه اخیر با هدف بررسی تاثیر مداخله تنفسی بر سطح اضطراب بیماران تحت درمان با همودیالیز انجام گردید.
    روش مطالعه
    این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی است که بر روی 100 بیمار تحت درمان با همودیالیز انجام شد. نمونه گیری به روش در دسترس و به صورت تصادفی در روزهای متفاوت در گروه آزمون و کنترل انجام شد. گروه آزمون، مداخله تنفسی را به مدت هشت جلسه در مدت یک ماه و تحت راهنمایی پرستار انجام دادند و گروه کنترل مراقبت معمول دریافت کردند. جمع آوری اطلاعات توسط پرسشنامه دو بخشی اطلاعات دموگرافیک و اضطراب موقعیتی اشپیل برگر انجام شد. داده ها وارد نرم افزار SPSS نسخه 18 شد و با استفاده از آزمونهای آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تی مستقل، آزمون مقادیر تکراری و کای دو) تجزیه و تحلیل گردید. 05/0> P به عنوان سطح معنی داری داده ها در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    تفاوت میانگین نمره قبل و بعد اضطراب موقعیتی درگروه آزمون و کنترل تفاوت معنی داری را نشان داد. این تفاوت در گروه کنترل در تمام زمانها کمتر از گروه آزمون بود. (000/0p ≤)
    نتیجه گیری
    مداخله تنفسی در کاهش اضطراب موقعیتی بیماران تحت درمان با همودیالیز موثر بود.
    کلیدواژگان: بیماری مزمن کلیوی، همودیالیز، اضطراب، مداخله ی تنفسی
|
  • Abbas Shamsali Niya * Pages 96-107
    Introduction
    Diabetes mellitus as a chronic disease is a source of stress for family members, especially if changes due to complications of the disease cause conflicts in family roles and responsibilities. The purpose of this study was to determine the effect of family-centered empowerment program on perceived threats and self-efficacy of diabetic elderly families at risk of falling.
    Materials And Methods
    This is a clinical trial study performed on 60 elderly people and active members of the elderly type 2 diabetes mellitus who were referred to a specialty of Endocrinology in Bojnourd in 2016. Samples were selected by available method and After reconciling the demographic characteristics divided into two groups (n = 30) and control (n = 30) with random allocation Even and odd. Family-based empowerment intervention was administered to the experimental group for 8 sessions of 45 minutes. The data collection tool was a researcher-made questionnaire, a well-known threat and self-efficacy. Data were analyzed using SPSS software version 18 and analyzed by statistical significance at a significant level of p Findings:The mean and standard deviation of the scores of the perceived threat in the test group before the intervention (severity of 5.53 ± 7.26 and sensitivity of 55.17 ± 7.56) and self-efficacy was 56.36 ± 6.92 after intervention (severity of 71.7 64.23 ± 4.8 and 64.66 ± 33.3 sensitivity respectively) and self-efficacy (63.99 ± 4.70) increased (p 0.05).
    Conclusion
    Based on the results obtained from the findings, implementing a family-centered empowerment program has led to increased knowledge, improved attitudes and self-efficacy in diabetic elderly families, helped them to take care of preventive behaviors, so interventions such as An empowerment model is proposed to improve and improve the quality of care, prevention and independence of the elderly.
    Keywords: Family, centered empowerment model, Family, Elderly diabetic, Fall, Perceived threat, Self, efficacy
  • Yaghoob Madmoli, Seyed Mehrsahad Akhaghi Dezfuli, Ahmad Adavi, Elham Maraghi, Reza Heidari-Soureshjani, Mostafa Madmoli Pages 108-115
    Background

    Mental health and quality of life of patients with thalassemia disease due to multiple causes physical, psychological, economic and social, including chronic disease is low. This study aimed to investigate the effect of Orem self-care on mental health of patients with Thalassemia Major.

    Materials And Methods

    This study was a quasi-experimental with pre and post-test. The study population included all of patients with beta thalassemia patients formed in Dezful in 2015, which 80 people after obtaining informed consent were selected by available sampling and randomly divided into two groups of 40 people in intervention and control. The data collected through a questionnaire SF-36 and the training package based on Orem self-care framework. Data was analyzed using SPSS-22 software and GEE models.

    Results

    The results showed a significant difference in the level of mental health in the pre-test and post-test stages among thalassemic patients(P

    Conclusions

    With the proper training of Orem's self-care pattern in patients with β-thalassemia major, levels of mental health can be elevated and reduce the psychological burden of the disease. Therefore, this method can be more effective if it is used as a simple and low-cost supplemental non-pharmacologic supplement for continuous thalassemia patients.

    Keywords: Self, care, mental health, b, thalassemia major
  • Ali Hosseini Seyed, Saeeideh Shadmehri, Nasibeh Kazemi, Abdolhamid Mosalaneghad, Amir Izadi Pages 116-125
    Background
    Exercise training plays an important role in controlling the health of patients with breast cancer. The aim of this study was to review the effect of 10 weeks pilates training on resistin and adiponectin of women with breast cancer.
    Material and
    Methods
    In this semi-experimental study, the statistical population included women with breast cancer who referred to health centers and private clinics in Shiraz, among whom 24 were selected as the sample and randomly divided into two groups of Pilates training and control. Experimental group performed pilates exercises for 10 weeks, 3 sessions per week and 60 minutes each session. The control group did just their daily activities. Blood sampling was performed before and after the training period. For statistical ananlysis of data used Kalmogorov- Smirnov, dependent t-test and two-way ANOVA tests (p≤0.05).
    Results
    The results showed that 10 weeks pilates training has significant effect on reduction of resistin and adiponectin in women with breast cancer (p≤0.05). Also, pilates training was no significant effect on fasting blood glucose, BMI and WHR of women with breast cancer (p≤0.05).
    Conclusion
    According to the findings of the present study, patients with breast cancer can use of benefit from pilates training with other therapies. Further advances in the study of adipokines related and their response to exercise may lead to improved conditions for patients with breast cancer.
    Keywords: Pilates Training, Breast Cancer, Resistin, Adiponectin
  • Pages 126-137
    Background
    Cardiovascular disease as the most common cause of death in the world; is closely related to lifestyle and related factors. Islamic lifestyle by taking the material and spiritual aspects, can play an important role in improving patients. Islamic lifestyle by taking the material and spiritual aspects, can play an important role in improving patients. Therefore, this study aimed to evaluate Relation between health promotion behaviors life style and Islamic life style in Patients with acute coronary syndrome
    Method
    This cross-sectional study conducted on 228 patients with acute coronary syndrome by available sampling. Data were collected through questionnaires including demographic data, data on disease and health promotion behavior lifestyle questionnaire. The SPSS software v.18 using descriptive andInferential statistics was used to analyze the data.
    Findings: There was direct and significant correlation between total score of health promotion behavior lifestyle and total score of Islamic lifestyle (r=0/567, p
    Conclusion
    Due to the direct relation between Islamic lifestyle and health promotion behavior lifestyle, Special attention of the treatment team in general and nursing intervention in particular to the ischemic heart disease patient’s lifestyle, is necessary
    Keywords: health promotion behaviors, life style, Islamic, acute coronary syndrome
  • Leila Moghtader Dr, Leila Halaj Mrs Pages 138-145
    Introduction
    Couple conflict is an inevitable conflict between couples, because no two people are similar in interests, feelings, choices and behaviors. At the same time, marital conflict can interfere with interpersonal relationships and cause family problems.
    Objective
    The main goal of the present study was to determine the difference between the early maladaptive schemas and emotional collapse and happiness in women with marital conflicts in Rudsar counseling centers and women without conflict.
    Materials And Methods
    The present study was an analytical descriptive comparative study. Using Krejci Morgan's table, 103 women with marital conflict covered by the centers of the Rudsar Relief Committee in 2015 who were referred to the family courts of this city were selected by convenience sampling and compared with 103 women without marital conflict. . The data were collected through a questionnaire of Inferential Marital Conflict Questionnaire, Alexithymia Scale of Toronto (Bagby et al., 1994), Happiness Scale Questionnaire (Arjil & Lev, 1989), Initial Inappropriate Schema Questionnaire (Yang, 1999). Data were analyzed using Lavin, Mbox and Multivariate Analysis of variance and SPSS software version 18.
    Results
    The results showed that the variables between the two groups alexithymia, happiness and there schema (P>0.01(.
    Conclusion
    According to the results of the research, and the difference between the groups being compared, the factors that can reduce marital conflict in couples is happiness. Also, due to the difference in study groups in emotional variables and inappropriate schemas, it is possible to reduce marital conflicts by informing couples in order to reduce these variables
    Keywords: alexithymia, happiness, early maladaptive schemas
  • Maryam Heidari, Sharam Etemadi Far, Reza Masoudi, Soleyman Kheyri, Nahid Jivad Pages 146-157
    Introduction
    epilepsy family caregivers are faced with many challenges in the caregiving situation. Therefore, assessing of caregiver's challenges in the high complexity caregiving and implementing a family-centered interventional, can lead to facilitating of the caregiving roles, increasing quality of patients care and caregivers quality of life as well as nursing knowledge. The aim of this study was to the effect of family-centered care on the family caregiver's burden of patients with epilepsy.
    Methods
    This study was a clinical trial study that conducted between 2016-2017, in two medical training centers Ayatollah Kashani and Hajar. In this study used available sampling method and then randomly samples ( family caregivers) in two intervation group(n=50) and control group(n=50).The intervation group was made family-centered care program in four steps, threats perceived, self-efficacy, self-esteem and evaluation through group learning, group problem solving and educational participation in 4 session. Data collection method the Persian and standardized version of the Zarit interview scale assessing the mean scores of caregiver's burden in the intervention and control groups on pre-intervention, immediately post-intervention and two month post-intervention. Data analysis was conducted using statistical tests such as independent t-test and repeated measurement of analysis of variance using SPSS software .
    Findings: The findings of analysis of inter - group and between - group statistical tests in order to assessing and comparing the mean scores of caregiver's burden, on the intervention and control group, showed non significant differences in the caregiver's mean scores of these variable on the pre-intervention time (P≥0.05), and significant differences on immediately post-intervention and two month post-intervention in the both intervention and control groups (P≤0.05). The findings of between- group statistical tests on immediately - post intervention and two-month post intervention mean scores of variables indicate significant statistically reduction on family caregiver's burden, compared with the baseline scores in intervention group and lesser reduction of the same variables in the control group (P≤0.05).
    Discussion and
    Conclusions
    The findings of this study showed that the family-centered care can reduce caregivers’burden, stress, anxiety and depression. so family caregivers will prepare for the role of care and better manage the care process. the training can increase knowledge and skills for handling with physical and psychological pressures of being a caregiver role. Considering the effectiveness of the family-centered care, it is recommended that nursing be using this program can reduce caregiver’burden, stress and anxiety of other diseas
    Keywords: Family Caregivers, family-centred care, epilepsy, Burden, Iran
  • Shahriar Salehi Tali, Kouroush Zarea, Ali Hasanpour Pages 158-169
    Background and Aim
    While the family caregivers of patients undergoing hemodialysis tolerate the burden of care, a fewer studies are available on the experiences of family caregivers of this phenomenon, therefore, the aim of this study was to explore the burden of care for patients undergoing hemodialysis from the experiences of family caregivers.
    Methods. In this qualitative study, A content analysis approach was used for data collection and analysis. Participants were 17 family caregivers selected through purposive sampling from four medical education centers affiliated with Ahvaz Jundishapur University of Medical Sciences, Iran. Semi-structured interviews were held to collect data.
    Keywords: Family caregivers, hemodialysis, victim of the situation', qualitative study
  • Fatemeh Seife Mrs, Fatemeh Aliakbari Mrs, Fereshteh Aein Mrs, Fatemeh Drees Mrs Pages 170-179
    Introduction
    Chronic kidney disease is a progressive disease with a poor prognosis. Chronic illness and prolonged need for dialysis lead to mental disorders such as anxiety. The recent study aimed to the effect of breathing anxiety level of patients undergoing dialysis.
    Method
    This study was a clinical trial. Sampling was available and a sample size of 100 patients undergoing hemodialysis. A randomized sampling was done on experimental and control groups on different days. The experimental group received breathing intervention for eight sessions in a month and under the guidance of a nurse and the control group received routine care. The research instrument was a tow-part questionnaire of demographic data and Spielberger's State-Trait Anxiety Questionnaire. Data were analyzed to descriptive statistics (frequency, percentage, mean and standard deviation), and inferential statistics (independent t-test, repeated measure and chi-square). Were used SPSS statistical software version 18 and P
    Results
    The mean scores before and after the situation anxiety in the control and experimental groups showed a significant difference. This difference in the control group was lower at all times than the experimental group. (p ≤ 0/000)
    Conclusion
    Breathing intervention was effective in reducing situational anxiety in patients undergoing hemodialysis.
    Keywords: Chronic kidney disease, hemodialysis, anxiety, breathing intervention