فهرست مطالب

علوم و تحقیقات بذر ایران - سال چهارم شماره 3 (پاییز 1396)
  • سال چهارم شماره 3 (پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/09/30
  • تعداد عناوین: 10
|
  • نسرین بهاروند، بتول مهدوی *، مریم دهجی پور حیدر آبادی صفحات 1-12
    به منظور بررسی تاثیر اسید آسکوربیک بر جوانه زنی و ویژگی های فیزیولوژیک بذرهای زوال یافته گلرنگرقم گلدشت، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. بذرهای بدون زوال و زوال یافته گلرنگ (نگهداری در دمای 40 درجه سانتی گراد به مدت 4،6، 8 و 10 روز) با غلظت های 0، 28/0 و 56/0میلی مولار اسید آسکوربیک پیش تیمار شدند. در این پژوهش صفات درصد و سرعت جوانه زنی، بنیه گیاهچه، طول ساقه چه و ریشه چه، وزن خشک ساقه چه و ریشه چه، میزان مالون دی آلدئید، فعالیت آنزیم های کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز و میزان پروتئین اندازه گیری شد. نتایج نشان داد با افزایش زوال جوانه زنی و رشد گیاهچه کاهش یافت. در تمامی سطوح زوال ، غلظت 28/0 میلی مولار اسید آسکوربیک سرعت جوانه زنی، بنیه گیاهچه، طول ساقه چه و ریشه چه و وزن خشک ساقه چه و ریشه چه را نسبت به سایر غلظت ها افزایش داد. زوال میزان مالون دی آلدئید را افزایش داد ولی فعالیت آنزیم های کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز و میزان پروتئین را کاهش داد. در تمامی سطوح زوال، اسید آسکوربیک 28/0 میلی مولار سبب کاهش میزان مالون دی آلدئید بعد از 12 ساعت آبگیری شد، در حالی که فعالیت کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز و میزان پروتئین را افزایش داد. نتایج این آزمایش نشان داد غلظت 28/0میلی مولار اسید آسکوربیک در بذرهای زوال یافته گلرنگ توانست جوانه زنی و رشد گیاهچه را با کاهش پراکسیداسیون غشاء و افزایش فعالیت آنزیم کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز بعد از 12 ساعت آبگیری بهبود بخشد.
    کلیدواژگان: پرایمینگ، زوال، کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز
  • آرزو پراور، سعیده ملکی فراهانی *، علیرضا رضازاده صفحات 13-26
    تنش رطوبتی اعمال شده در دوره رشد بذر بر پایه مادری می تواند بنیه بذر را متاثر سازد. اثر تنش رطوبتی در زمان تشکیل بذر بر بنیه بذر بالنگو گونه های شهری و شیرازی تحت تنش شوری و خشکی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار ارزیابی شد. به منظور ایجاد تنش شوری و خشکی از کلرید سدیم و پلی اتیلن گلیکول 6000 (با پتانسیل اسمزی 0، 2/0-، 4/. -، 6/0-، 8/0-، 0/1- و 2/1- مگاپاسکال) استفاده شد. در این تحقیق صفات درصد، سرعت و متوسط زمان جوانه زنی، وزن هزار بذر و درصد موسیلاژ بذر اندازه گیری شدند. بنیه اولیه بذرها با آزمون جوانه زنی استاندارد ارزیابی شد. تنش رطوبتی اعمال شده بر گیاه مادری منجر به کاهش وزن هزار بذر هر دو گونه، افزایش معنی دار درصد و سرعت جوانه زنی در گونه شهری و متوسط زمان جوانه زنی و درصد موسیلاژ بذر در گونه شیرازی شد. اعمال تنش خشکی در مرحله جوانه زنی بر بذرهای تنش دیده گونه شیرازی منجر به افزایش جوانه زنی و متوسط زمان جوانه زنی و اعمال تنش شوری در مرحله جوانه زنی بر بذرهای تنش دیده گونه شهری باعث افزایش جوانه زنی و متوسط زمان جوانه زنی شد. با مقایسه دو گونه گیاهی مورد بررسی در این تحقیق بذرهای تنش دیده گونه شیرازی نسبت به گونه شهری به ترتیب از جوانه زنی و متوسط زمان جوانه زنی بیشتری در شرایط تنش خشکی برخوردار بود. در حالی که بذرهای تنش دیده گونه شهری جوانه زنی بیشتر و متوسط زمان جوانه زنی کمتری در شرایط تنش شوری از خود نشان داد.
    کلیدواژگان: بالنگو شهری، بالنگو شیرازی، پایه مادری، درصد جوانه زنی و موسیلاژ
  • حمید شریفی *، الماس نعمتی، محمد گردکانه صفحات 27-38
    گیاهان تیره چتریان به دلیل اهمیت دارویی و اقتصادی بالا، یکی از مهمترین تیره های گیاهی محسوب می شوند. وجود خواب در بذر گیاهان این تیره یکی از موانع عمده جهت کشت و اهلی کردن آنها می باشد. این پژوهش به منظور تعیین بهترین تیمار جهت شکستن خواب در بذر چهار گونه دارویی مهم از تیره چتریان شامل آنغوزه (Ferula assafoetida) ، باریجه (Ferula gummosa) ، کرفس کوهی (Kelussia odoratissma) و زیره سیاه (Carum carvi L.) انجام گرفت. بدین منظور برای هر گونه 14 تیمار شامل شاهد، سرمادهی مرطوب در مدت زمان های 10، 20، 30، 40، 50، 70 و 90 روز، جیبرلیک اسید 200، 400، 600 و 800 پی پی ام، تیمار تلفیقی جیبرلیک اسید 400 پی پی ام به همراه سرمادهی 30 و 70 روز در قالب طرح کاملا تصادفی در چهار تکرار مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که در هر چهار گونه با افزایش مدت زمان سرمادهی و افزایش غلظت جیبرلیک اسید، درصد و سرعت جوانه زنی، طول ریشه چه و ساقه چه و شاخص بنیه بذر بهبود و نسبت به شاهد تفاوت معنی داری پیدا کردند. تیمار تلفیقی سرمادهی 70 روز به همراه جیبرلیک اسید 400 پی پی ام بهترین تیمار برای شکستن خواب بذرهای آنغوزه (88 درصد) ، باریجه (95 درصد) و کرفس کوهی (87 درصد) ، همچنین تیمار سرمادهی 90 روز بهترین تیمار برای شکستن خواب بذرهای زیره سیاه (87 درصد) بودند. با توجه به نتایج بدست آمده و نظر به اینکه تیمار جیبرلیک اسید توانست جانشین بخشی از نیاز سرمای جهت شکستن خواب شود، می توان نتیجه گرفت که بذرهای مورد مطالعه دارای درجات مختلفی از خواب فیزیولوژیکی می باشند.
    کلیدواژگان: بنیه بذر، خواب فیزیولوژیکی، درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی
  • مهدی عقیقی شاهوردی *، حشمت امیدی صفحات 39-51
    سلنیوم یک عنصر غذایی ضروری است، ولی نقش آن در گیاهان نیاز به تحقیقات بیشتری دارد. به همین منظور آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح آماری کاملا تصادفی در سه تکرار در سال 1394 در دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه شاهد تهران اجرا شد. عوامل آزمایش غلظت های مختلف سلنیوم (صفر، 5/0، 1، 5/1 و 2 درصد) و زمان های مختلف پرایمینگ (صفر، 8، 16، 24 و 32 ساعت) بودند. نتایج حاکی از آن است که اثر غلظت و مدت زمان پرایمینگ بر صفات درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، متوسط جوانه زنی روزانه، یکنواختی جوانه زنی، ارزش جوانه زنی، طول گیاهچه و شاخص بنیه بذر معنی دار بود. همچنین اثر متقابل غلظت در مدت زمان پرایمینگ بر صفات سرعت جوانه زنی، متوسط زمان جوانه زنی، سرعت جوانه زنی روزانه، یکنواختی جوانه زنی و طول گیاهچه معنی دار شد. با افزایش غلظت سلنیوم از صفر به 2 درصد، افزایش معنی داری در میانگین صفات درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، متوسط جوانه زنی روزانه، ارزش جوانه زنی و بنیه بذر مشاهده شد به طوری که بالاترین میانگین صفات، در غلظت 2 درصد و کمترین میانگین در غلظت صفر درصد بود. بالاترین سرعت جوانه زنی در پرایمینگ بذر به مدت 8 و 24 ساعت در غلظت 2 درصد با میانگین 50/4 و 33/4 بذر در روز بدست آمد. با افزایش زمان پرایمینگ بذر صفات یکنواختی جوانه زنی و بنیه بذر افزایش یافت و بیشترین میانگین این دو صفت در تیمارهای 24 و 32 ساعت پرایمینگ بود. به طور کلی پرایمینگ بذر با غلظت 2 درصد و به مدت 24 ساعت باعث افزایش معنی دار شاخص های جوانه زنی و شاخص بنیه بذر استویا گردید.
    کلیدواژگان: استویا، بنیه بذر، جوانه زنی، سلنیوم، نوتری پرایمینگ
  • کاظم بشیری، ابوالفضل جوکار *، اکبر کرمی صفحات 53-61
    برای حل مشکل جوانه زنی بذرهای شقایق ایرانی، سه آزمایش با طرح کاملا تصادفی اجرا شد. آزمایش اول شامل چینه سرمایی 5 درجه سلسیوس (10، 20، 30، 40، 50، 60، 70، 80، 90 و 100 روز) بود. آزمایش دوم در بردارنده تیمارهای اسید جیبرلیک (0، 100، 150، 200، 250، 300، 350، 400، 450 و 500 میلی گرم در لیتر) ، بنزیل آدنین (0 ، 25، 50، 100 و 200) و استریگولاکتون (0، 01/0، 1/0 و 1 میلی گرم در لیتر) بود. آزمایش سوم ترکیبی از بهترین تیمارهای آزمایش اول و دوم شامل 100 میلی گرم در لیتر اسید جیبرلیک 50 میلی گرم در لیتر بنزیل آدنین، 400 میلی گرم در لیتر اسید جیبرلیک 200 میلی گرم در لیتر بنزیل آدنین، 100 میلی گرم در لیتر اسید جیبرلیک چینه سرمایی 60 روزه و 100 میلی گرم در لیتر بنزیل آدنین چینه سرمایی 60 روزه بود. نتایج آزمایش اول با اختلاف معنی دار نسبت به شاهد نشان داد بیشترین میانگین روزانه، سرعت و درصد جوانه زنی به ترتیب در تیمارهای 30، 60 و 70 روز چینه سرمایی با مقادیر 86/1 و 4/3 و 81 درصد است. نتایج آزمایش دوم نشان داد اسید جیبرلیک تاثیر معنی داری بر جوانه زنی بذر در مقایسه با تیمارهای شاهد، بنزیل آدنین و استریگولاکتون دارد. حداکثر جوانه زنی بذرها با کاربرد 100 میلی گرم در لیتر اسیدجیبرلیک بدست آمد. آزمایش سوم نشان داد ترکیب تیمارهای چینه سرمایی 60 روزبا 100 میلی گرم در لیتر اسیدجیبرلیک در مقایسه با کاربرد تنهای 100 میلی گرم در لیتر اسیدجیبرلیک شاخصهای درصد (25/81%) ، سرعت (23/5) و میانگین جوانه زنی روزانه (35/1) را ده برابر افزایش داده است، که می توان تاثیر اصلی آن را به 60 روز سرما نسبت داد.
    کلیدواژگان: چینه سرمایی، استریگولاکتون، تنظیم کننده های رشد گیاهی، شقایق ایرانی
  • سیده فاطمه نورحسینی *، پروانه راهداری، بابک باباخانی صفحات 63-75
    به منظور بررسی اثرات وزن بذر،مقدار کلرید کلسیم و مدت زمان پیش تیمار بذر بر ویژگی های مرتبط به جوانه زنی و بنیه گیاهچه بادام زمینی رقم نورث کارولینا 2 (NC2) آزمایشی در سال 1393 در آزمایشگاه علوم گیاهی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن انجام گرفت. آزمون پیش تیمار اسمزی با استفاده از آزمایش فاکتوریل با طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. عامل اول وزن بذربادو سطح متوسط و درشت، عامل دوم غلظتکلرید کلسیم در چهار سطح (0، 3/0، 6/0 و 9/0درصد) و عامل سوم مدت زمان پیش تیمار بذر در چهار سطح (30، 60، 90 و 120 دقیقه) بودند. نتایج نشان داد که بذرهای درشت دارای بیشترین میانگین ها از لحاظ درصد جوانه زنی و بنیه گیاهچه بودند. افزایش غلظت کلرید کلسیم به 3/0 باعث افزایش شاخص های درصد جوانه زنی، متوسط جوانه زنی روزانه، شاخص بنیه وزنی و طولی گیاهچه گردید. همچنین بیشترین مقادیر سرعت جوانه زنی، ضریب یکنواختی جوانه زنی و وزن خشک کوتیلدون در غلظت 6/0 درصد کلرید کلسیم مشاهده گردید. بیشترین میانگین سرعت جوانه زنی و متوسط زمان جوانه زنی در بذرهای متوسط تیمار شده در کلرید کلسیم 9/0 درصد بدست آمد. اثر مدت زمان پیش تیمار نیز حاکی از آن بود که مدت 90 دقیقه پیش تیمار بیشترین میانگین سرعت جوانه زنی وضریب یکنواختی جوانه زنی و مدت زمان 120 دقیقه پیش تیمار بیشترین درصد جوانه زنی، متوسط جوانه زنی روزانه، میانگین سرعت جوانه زنی، متوسط زمان جوانه زنی، شاخص بنیه طولی و وزنی گیاهچه را به همراه داشت.
    کلیدواژگان: رشد گیاهچه، پرایمینگ بذر، کیفیت بذر، مولفه های جوانه زنی
  • سمیه بهادری، بهروز اسماعیل پور *، احمد جوادی، سرور خرم دل صفحات 77-93
    به منظور بررسی اثر باکتری های محرک رشد و پیش تیمار اسید سالیسیلیک بر شاخص های جوانه زنی و رشد گیاهچه بامیه رقم بسنطی در دماهای متفاوت یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در آزمایشگاه فیزیولوژی پس از برداشت کشاورزی دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1393 انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل سطوح مختلف دما (10، 15 و 25 درجه سانتی گراد) و سویه های مختلف باکتری های محرک رشد (سویه های 1، 10، 19 و 150 باکتری سودوموناس پوتیدا، سویه های 69 و 159 باکتری های سودوموناس فلورسنت، تیمار تلفیقی سویه 19 باکتری سودوموناس پوتیدا و سویه 159 باکتری سودوموناس فلورسنت و شاهد (بدون تلقیح) ) و پیش تیمار بذر با غلظت های مختلف اسید سالیسیلیک (0، 05/0، 1/0، 5/0 و 1 میلی مولار) بود. در این پژوهش شاخص های جوانه زنی و رشد گیاهچه اندازه گیری شد. نتایج آزمایش نشان داد که با کاهش دما شاخص های جوانه زنی و رشد گیاهچه بامیه کاهش یافت و بهترین دما برای جوانه زنی بامیه 25 درجه سانتی گراد بود. از سوی دیگر تلقیح بذرها با باکتری های محرک رشد سبب افزایش معنی دار شاخص های جوانه زنی بامیه در دماهای متفاوت شد. بطوری که سویه 150 از باکتری سودوموناس پوتیدا و سویه 69 باکتری سودوموناس فلورسنت بیشترین تاثیر را بر ویژگی های جوانه زنی تحت تنش دمای پایین در مقایسه با شاهد نشان داد. همچنین پیش تیمار بذر بامیه با اسید سالیسیلیک سبب افزایش معنی دار تمامی صفت های اندازه گیری شده بامیه اعم از درصد و سرعت جوانه زنی، طول ریشه چه، ساقه چه، وزن خشک ساقه چه و گیاهچه، شاخص های طولی و وزنی قدرت در دماهای متفاوت شد. کاربرد پیش تیمار با غلظت 1/0 و 5/0 میلی مولار اسید سالیسیلیک برای بهبود شاخص های جوانه زنی بذر بامیه تحت تنش دمای پایین مطلوب تر است.
    کلیدواژگان: بامیه، بیو، پرایمینگ، جوانه زنی بذر، سرما، هورمون
  • سید علی نورحسینی *، محمدنقی صفرزاده، سید مصطفی صادقی صفحات 95-111
    به منظور بررسی روند جوانه زنی، میزان مصرف و تبدیل مواد ذخیره شده بذرهای بادام زمینی تولید شده در سه مزرعه از آزمون جوانه زنی استاندارد استفاده شد. این مطالعه در آزمایشگاه زراعت دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت انجام شد. این تحقیق با استفاده از یکآزمایش فاکتوریل با طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار به اجرا درآمد. خصوصیات مورد بررسی عبارت بودند از: درصد تجمعی جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، یکنواختی جوانه زنی، طول ریشه چه، طول هیپوکوتیل، طول ساقه چه، طول گیاهچه، نسبت طولریشه چه به ساقه چه، وزن تر گیاهچه، میزان مصرف مواد ذخیره بذر، میزانتبدیلموادذخیرهشدهبذر و شاخص بنیه گیاهچه. فاکتور اول مزرعه تولید بذر در سه سطح (نقره ده و امشل و بندر کیاشهر) و فاکتور دوم نیز اندازه بذر در سه سطح (بزرگ، متوسطو کوچک) در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که بیشترین جوانه زنی تجمعی (67/86 درصد) در بذر تولید شده در مزرعه امشل بدست آمد. با رسیدن به روزهای آخر جوانه زنی تفاوت بین تیمارهای مختلف از لحاظ صفات طولی گیاهچه کم شد و در روز آخر عدم معنی داری را نشان داد. در کلیه مزارع تولید بذر بادام زمینی بذرهای درشت همواره وزن تر گیاهچه (5/5 گرم) بیشتری را نشان دادند. همچنین در این آزمون اثر مزرعه تولید بادام زمینی در اندازه بذر بر بنیه گیاهچه های بادام زمینی معنی دار بود که بیشترین بنیه گیاهچه (47/1461) از بذرهای درشت تولید شده در مزرعه امشل بدست آمد. اثر اصلی تیمارها نشان داد که بیشترین میزان مصرف مواد ذخیره شده در بذرهای تولید شده در مزرعه امشل (94/61 درصد) و بذرهای کوچک (38/63 درصد) وجود داشت. بیشترین میزانتبدیلموادذخیرهشده (170/55 درصد) بذر نیز در بذرهای کوچک تولید شده در مزرعه امشل مشاهده شد. به طورکلی بذرهای درشت تولید شده در منطقه امشل دارای کیفیت بالاتری بودند.
    کلیدواژگان: بنیه طولی گیاهچه، جوانه زنی، اندازه بذر، مزرعه تولید، بادام زمینی
  • عادل پدرام، مهدی تاج بخش، داریوش فتح الله طالقانی، مهدی قیاسی * صفحات 113-123
    کی از روش های رایج آبگیری برای افزایش کارایی بذر در به حداقل رساندن اثرات سوء تنش آبی که مانع اصلی در جوانه زنی، استقرار گیاهچه و رسیدن به حد مطلوب عملکرد گیاهان زراعی می باشد، پیش تیمار کردن بذر (پرایمینگ) است. در این مطالعه به منظور بررسی تاثیر فاکتور رقم و روش های مختلف پرایمینگ بذر بر عملکرد کمی و کیفی چغندرقند، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان آذربایجان غربی طی سال زراعی 1394 انجام گرفت. عامل رقم در دو سطح (اکباتان و 7233) و عامل پرایمینگ بذر در پنج سطح (شامل هاردنینگ، پرایمینگ با کود نانو، هیدروپرایمینگ، پرایمینگ با کود کبوتری و بدون پرایمینگ) مطالعه شدند. صفات عملکرد ریشه، تعداد بوته در واحد سطح، درصد قند، سدیم، پتاسیم و نیتروژن، آلکالیته، عملکرد قند، خلوص شربت خام، درصد قند ملاس و مقدار ماده خشک اندازه گیری شده و مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس صفات حاکی از آن بود که بین سطوح مختلف پرایمینگ از لحاظ صفات عملکرد ریشه، تعداد بوته، درصد و عملکرد قند، درصد قند ملاس، مقدار ماده خشک و ضریب قلیائیت اختلاف معنی دار وجود دارد. اثر متقابل بین دو عامل مورد مطالعه از لحاظ هیچیک از صفات معنی دار نبود. همچنین نتایج تاثیر معنی دار فاکتور رقم را بر صفات خلوص شربت، درصد قند ملاس و مقدار ماده خشک نشان داد. در کل می توان اظهار داشت که آب بکار رفته در محیط پرایم می تواند یکی از علل اصلی برتری تیمارها از نظر عملکرد نهایی باشد.
  • صفحات 125-143
|
  • Nasrin Baharvand, Batool Mahdavi *, Maryam Dehaji Pages 1-12
    In order to study the effect of ascorbic acid on germination and some physiologic characteristics of aged safflower an experiment was conducted as factorial arrangement in completely randomized design with three replications. Non-aged and aged (40 °C for 4, 6, 8 and 10 d) seeds of safflower were subjected to priming with ascorbic acid at concentrations of 0, 0.28 and 0.56 mM. In this research germination percentage and rate, seedling vigour, shoot and root length, shoot and root dry weight, malondialdehyde, catalase activity, superoxide dismutase activity and protein content measured. The results showed that germination and seedling growth decreased with aging increment. In all levels of aging, germination percentage and rate, shoot and root length, shoot and root dry weight increased at 0.28 mM ascorbic acid than other concentrations. Accelerated aging not only resulted in increased malondialdehyde, but also in decreased catalase activity, superoxide dismutase activity and protein content. Priming with 0.28 mM ascorbic acid decreased malondialdehyde after 12 hours imbibition, whereas increased catalase activity, superoxide dismutase activity and protein content under aging. The results suggest that aged safflower seeds priming with 0.28 mM ascorbic acid improves the germination and seedling growth by reducing membrane peroxidation and increasing the activities of catalase and superoxide dismutase enzymes after 12 hours imbibition.
    Keywords: Aging, Catalase, Priming, Superoxide dismutase
  • Arezoo Paravar, Saeideh Maleki Farahani *, Alireza Rezazadeh Pages 13-26
    Moisture stress during seed development can affect on seed vigor. Effect of water stress during seed development of Balngu Shahri and Balngu Shirazi was evaluated factorialy as completely randomized design in three replications under salt and drought stress. Salt stress induced by sodium chloride and drought stress induced by polyethylene glycol in osmotic potentials of 0, -0.2, -0.4, -0.6, -0.8, -1.0 and -1.2 MPa. Initial vigor tested by standard germination test. Water stress on the mother plant, decrease thousand seed weight in both species, significantly increased germination percentage and mean germination time and the percentage of mucilage in the Shahri such as Shiraz seed. Results showed germination percentage of Shahri and mean germination time also mucilage of Shirazi increased by water stress during seed development. By comparing the two species examined in this study germination percentage and mean germination time of Shirazi increase under drought stress, however Shahri germination increased under salinity stress.
    Keywords: Germination, Maternal Plant, Mucilage, Shahri Balngu, Shirazi Balngu
  • Hamid Sharifi *, Almas Nemati, Mohammad Gerdakaneh Pages 27-38
    Apiaceae plants are one of the most important plant families due to high medicinal and economic importance. Existence seed dormancy in this family is one of major obstacles for cultivation and domestication of them. This research was performed to determine the best treatment for breaking seed dormancy and improve germination four key medicinal species seeds of apiaceae family including Ferula assafoetida, Ferula gummosa, Kelussia odoratissma and Carum carvi L. For each specie has been studied 14 treatment including control, prechilling for 10, 20, 30, 40, 50, 70, 90 days, gibberellic acid 200, 400, 600, 800 ppm, integrated treatment gibberellic acid 400 ppm with cold 30 and 70 days in a completely randomized design with four replications. The results showed that four species found significant differences compared to the control by increasing time of cold, density of gibberellic acid, germination percent, germination rate, radicle length, plumule length and seed vigor. Integrated treatment cold 70 days with gibberellic acid 400 ppm were the best treatment for breaking seeds dormancy of Ferula assafoetida (88%), Ferula gummosa (95%), Kelussia odoratissa (87%),also cold treatment 90 days, the best treatment for breaking seeds dormancy Carum carvi L. (87%). According to the results, gibberellic acid treatment could be replaced part of cold needs for breaking seed dormancy, however, it is possible, four species seeds have physiological dormancy type.
    Keywords: Germination percent, Germination rate, Physiological dormancy, Seed vigor
  • Mehdi Aghighi Shahverdi *, Heshmat Omidi Pages 39-51
    Selenium is an essential nutrient, but its role in the plants need more research. For this purpose a factorial experiment in a completely randomized design with three replications was carried in the Shahed University of Tehran in 2015. The first factor was different concentrations of Selenium (0, 0.5, 1, 1.5 and 2 percent) and the second factor of priming time (0, 8, 16, 24 and 32 hours). The results indicate that the effect of the concentration and priming time was significant on germination percentage, germination rate, mean daily germination, germination uniformity, germination value, seedling length and vigor index. The interaction of concentration in priming time had a significant effect on the level of one percent on traits of germination rate, mean time germination, daily germination rate, germination uniformity and seedling length. With increasing concentrations of selenium from 0 to 2%, were observed significant increases in germination percentage, germination rate, mean daily germination, germination value, and seed vigor index. So that the highest average traits observed in concentrations of 2% and lowest in 0%. The highest germination rate in priming for 8 and 24 hours in concentration of 2% with an average of 4.50 and 4.33 seeds per day, respectively. With increase of priming time increased germination uniformity and seed vigor and highest average of two traits was 24 and 32 hours priming. Generally, priming with 2% concentration for 24 hours had significantly increased germination index and seed vigor of Stevia.
    Keywords: Germination, Nutri priming, Selenium, Stevia, Vigor
  • Kazem Bashiri, Abolfazl Jowkar *, Akbar Karami Pages 53-61
    Toward overcoming the seed germination problem of Iranian poppy, three experiments with a completely randomized design were conducted. The first experiment consisted of 5 ◦C cold stratification (10, 20, 30, 40, 50, 60, 70, 80, 90 & 100 days). The second experiment was composed of gibberellic acid (100, 150, 200, 250, 300, 350, 400, 450 & 500 mg/L), benzyl adenine (0, 25, 50, 100 & 200 mg/L) and strigolactones (0, 0.01, 0.1 & 1 mg/L). The third experiment was combined of the first and second experiments’ best treatments including 50 mg/L benzyl adenine 100 mg/L gibberellic acid, 200 mg/L benzyl adenine 400 mg/L gibberellic acid, 100 mg/L benzyl adenine cold stratification at 5 ◦C for 60 days and 100 mg/L gibberellic acid cold stratification at 5 ◦C for 60 days. Results of the first experiment showed that highest mean daily, rate and germination percentage was observed in 30, 60 and 70 days of cold stratification respectively, with amounts of 1.86, 3.4 and 81 percent. Results of the second experiment revealed that gibberellic acid had significant impacts on seed germination, in comparison with control, benzyl adenine and strigolactone. The maximum seed germination was observed using 100 mg/L of gibberellic acid. The third experiment demonstrated that combination of 100 mg/L gibberellic acid with cold stratification at 5 ◦C for 60 days increased germination percentage (81.25%), germination rate (5.23) and mean daily germination (1.35) for ten times, though its main effect could be attributed to 60 days of cold.
    Keywords: Iranian horned poppy, Plant growth regulators, Stratification, Strigolactone
  • Seyedeh Fatemeh Nourhoseini *, Parvaneh Rahdari, Babak Babakhani Pages 63-75
    The effect of seed weight, CaCl2 concentration and priming durationon germination index and seed vigour of peanutsvariety North Carolina 2 (NC2)was evaluated in the laboratory of Plant Sciences of Islamic Azad University, Tonkabon branch in 2014. Osmotic priming was performed in a factorial experiment in the form of randomized complete block design with 3 replications. First factor was seed weight with 2 levels (large and medium), second factor CaCl2 was in 4 concentration (0, 0.3, 0.6, 0.9 %) and third factor priming time was in 4 levels (30, 60, 90 and 120 minutes). Results showed that large seeds had the maximum mean in terms of germinationpresentage and seedling vigour. The effect of CaCl2 showed that the increasing concentration to 0.3% was increase in the germination percentage, mean daily germination and seedling vigour indexes (lenghth and weight). Maximum germination speed, coefficient of uniformity of germination and cotyledon dry weight was in CaCl20.6%. The maximum mean germination speed and mean germination time was in medium seed treated with CaCl20.9%.Effect of priming durationshowed that maximum mean germination speed and coefficient of uniformity of germination was in 90 minutes. The maximum germination presentage, mean daily germination, mean germination speed, mean germination time and seedling vigour indexes were obtainedin 120 minutes priming.
    Keywords: Seedling growth, Seed priming, Seed quality, Germinationcomponents
  • Somayeh Bahadori, Behrooz Esmaeilpour *, Ahmad Javadi, Soroor Khorramdel Pages 77-93
    In order to investigate the effects of plant growth promoting rhizobacteria and seed priming by salicylic acid on germination and seedling growth charecteristic of okra (Abelmoschus esculentus L Basenti.) in different temperatures an experiment was conducted as factorial layout based on a completely randomized design with four replications at laboratory of the Postharvest Physiology, College of Agriculture, Mohaghegh Ardabili University during 2014. Treatments consisted four temperatures ( 10, 15, 20 and 25°C) and different strains of Pseudomonas putida (1, 10, 19 and 150), Pseudomonas fluorescence (69, 159), combined treatment (10 159 strains) and control (without inoculation) and seed priming with five concentrations of salicylic acid (0, 0.05, 0.1, 0.5, and 1 mM). Result indicated that by decreasing temperature, germination and seedling growth parameters of Okra seeds were reduced and the best temperature for seed germination was observed in 25 °C. On the other hand, inoculation with plant growth promoting rhizobacteria led to significant increase in germination characteristic of okra seeds under different temperature regims such as stem length, seedling height, seedling dry weight, seedling vigor indices. Pseudomonas putida strain 150 and 69 strain of Pseudomonas fluorescent had the greatest effect on germination characteristics of okra seeds under low temperature compared to control. Seed priming by salicylic acid increased all germination and seedling growth characteristics such as seed germination percentage, germination rate, radicle and plumule lengths, plumule and seedling dry weights and length and weight vigor indices under low temperature stress. Seed priming with 0.1 and 0.5 mM concentrations of salicylic acid were more efficient for improvement of seed germination and seedling growth parameters under low temperature stress.
    Keywords: Okra, Bio, priming, Seed germination, Low temperature, Hormone
  • Seyed Ali Nourhoseini *, Mohammad Naghi Safarzadeh, Seyed Mostafa Sadeghi Pages 95-111
    In order to evaluate the germination process, storage reserve loss and transform rate of peanut seeds produced in three was fieldusedstandard germination test.This study was performed in agronomy laboratory of Rasht branch Islamic Azad University. The test was performed using factorial experiment with randomized complete block design in 3 replications. First factor was seed production region in 3 levels (Noghredeh, Amshal and Bandar-Kiyashahr) and second factor was seed size in 3 levels (large, medium and small).The studied characteristics were including:cumulative germination percentage, germination rate, germination uniformity, radicle length, hypocotyl length, plumule length, seedling length, radicle/plumule ratio, seedling fresh water, storage reserve loss rate, storage reserve transform rate and seedling vigour index. Results indicated that the maximum cumulative germination percent (86.67 percent)was achieved in seeds produced in Amshal field. With reaching the final days of germination, difference between treatments according to seedling length traits was low and not significant at the end of the day.The maximum mean radicle length was obtained in Amshal seeds. In all seed production fields of peanut, large seed showed maximum seedling fresh weight(5.5 gr). Also in this test, the simple effect of peanut production region and Interaction of peanut production region in seed size were significant on seedling vigour of peanut. Maximum seedling vigour(1467.41)was obtained from large seeds produced in the region Amshal. The main effect of treatment showed that there was maximum storage reserve loss rate in seeds produced in Amshal field (61.94 percent) and small seeds(63.38 percent). The Maximum storage reserve transform rate(55.170 percent)was observed in small seeds produced in Amshal field.In general, large seeds produced in Amshal region had better quality.
    Keywords: Seedlinglengthvigour, Germination, seed size, production field, peanut
  • Adel Pedram, Mehdi Tajbakhsh, Darush Taleghani, Mehdi Ghiasi * Pages 113-123
  • Pages 125-143