فهرست مطالب

فیض - سال بیست و دوم شماره 3 (پیاپی 100، مرداد و شهریور 1397)
  • سال بیست و دوم شماره 3 (پیاپی 100، مرداد و شهریور 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/05/28
  • تعداد عناوین: 13
|
  • سمانه باقری، اژدر حیدری، اعظم علی نقی پور، سید مجتبی بنی طبا، محمود سلامی* صفحات 230-238
    سابقه و هدف
    صرع منجر به آسیب نورونی و بروز اختلالات شناختی مانند زوال حافظه و یادگیری می شود. مشاهده شده است که پرو بیوتیک ها سطح سرمی نیتریک اکساید را کاهش داده و حافظه و یادگیری فضایی را بهبود می دهند. مطالعه حاضر به منظور بررسی اثر پرو بیوتیک ها بر یادگیری، حافظه و سطح نیتریک اکساید در موش های صحرایی صرعی طراحی شد.
    مواد و روش ها
    تعداد 40 راس موش صحرایی نر به طور تصادفی به 5 گروه 8 تایی تقسیم شدند: گروه Control، گروه PTZ (کیندل شده با پنتیلن تترازول (PTZ)، گروه VPA (والپیروئیک اسید) (کیندل شده با PTZ و درمان با VPA)، گروه Probiotic+PTZ (پیش درمان پروبیوتیک و کیندل شده با PTZ) و گروه PTZ+Probiotic (کیندل شده با PTZ و درمان با پروبیوتیک). حیوانات مخلوط پرو بیوتیک را به مدت 4 هفته دریافت کردند. کیندلینگ شیمیایی با تزریق داخل صفاقی mg/kg 35 PTZ هر 48 ساعت یک بار به مدت 24 روز القا شد. یادگیری و حافظه فضایی توسط ماز آبی موریس ارزیابی گردید و سطح نیتریک اکساید سرم با تکنیک Miranda سنجیده شد.
    نتایج
    تفاوت معنی داری از نظر حافظه، یادگیری و سطح سرمی نیتریک اکساید بین گروه کنترل و VPA+PTZ وجود نداشت. مخلوط پروبیوتیک ها در حیوانات صرعی در مقایسه با گروهPTZ روند یادگیری (0/001
    نتیجه گیری
    مکمل های پروبیوتیک احتمالا با کاهش سطح نیتریک اکساید سرم سبب بهبود روند یادگیری و حافظه فضایی موش های صحرایی صرعی می شود.
    کلیدواژگان: پروبیوتیک، حافظه فضایی، صرع شیمیایی، موش صحرایی
  • معصومه اسدی مطلق، بهاره پاکپور*، مجید نوائیان صفحات 239-247
    سابقه وهدف
    هدف از این مطالعه بررسی تاثیر آگونیست گیرنده 5-HT3 در ناحیه CA1 هیپوکامپ بر تخریب حافظه القا شده به وسیله اتانول است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی از 96 سر موش کوچک آزمایشگاهی نر نژاد NMRI استفاده گردید. اتانول به روش درون صفاقی و آگونیست گیرنده 5HT3 (MCHL) در ناحیه CA1 هیپوکامپ تزریق شد. برای بررسی حافظه اجتنابی مهاری از دستگاه Step-Down یک طرفه استفاده شد.
    نتایج
    بررسی ها نشان دادند که تزریق پیش از آموزش اتانول (mg/kg 1) و MCHL (ng/mouse 0/5) باعث تخریب حافظه اجنتابی مهاری می شود. همچنین، تزریق دوز غیرموثر MCHL (ng/mouse 0/005) همراه با دوز غیرموثر اتانول (mg/kg 0/01) منجر به تخریب حافظه می شود.
    به علاوه، مشاهده شد که تزریق دوزهای مختلف MCHL (ng/mouse 0/5، 0/05، 0/005) همراه با دوز موثر اتانول (mg/kg 1) منجر به بازگشت حافظه تخریب شده توسط اتانول می شود.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه قویا نشان می دهد که ناحیه CA1 هیپوکامپ نقش مهمی در فراموشی ناشی از سروتونین داشته و آگونیست گیرنده های 5-HT3سروتونینی این ناحیه با اتانول تداخل عمل دارند.
    کلیدواژگان: 5HT3، اتانول، حافظه اجتنابی مهاری، هیپوکامپ، موش های کوچک آزمایشگاهی
  • سید علی حسینی*، مژگان احمدی، آناهیتا شریفی، سعیده شادمهری، عبدالصالح زر صفحات 248-257
    سابقه و هدف
    دیابت بیماری مزمنی است که موجب افزایش لپتین و پروفایل چربی می شود. هدف از این تحقیق بررسی اثر تمرین مقاومتی و جنستئین بر لپتین و پروفایل چربی موش های صحرایی دیابتی می باشد.
    مواد و روش ها
    برای انجام این مطالعه تجربی تعداد 56 سر موش صحرایی دیابتی انتخاب شده و در 7 گروه 8 سری شامل کنترل، تمرین مقاومتی، مصرف mg/kg 30 جنستئین، مصرف mg/kg 10 جنستئین، تمرین مقاومتی و مصرف mg/kg 30 جنستئین، تمرین مقاومتی و مصرف mg/kg 10 جنستئین و شم تقسیم شدند. گروه های تمرین مقاومتی به مدت 8 هفته و 5 جلسه در هفته به اجرای تمرینات مقاومتی پرداختند.
    نتایج
    تمرین مقاومتی اثر معنی داری بر کاهش لپتین، تری گلیسرید، کلسترول و VLDL داشت (0/05≥P). مصرف جنستئین، اثر معنی داری بر کاهش لپتین و افزایش HDL داشت (05/0≥P) و تاثیری بر کاهش تری گلیسرید، کلسترول، LDL و VLDL نشان نداد (0/05≤P). تمرین مقاومتی همراه با مصرف جنستئین نیز اثر تعاملی در کاهش لپتین، تری گلیسرید، کلسترول، LDL، VLDL و افزایش HDL داشت (0/05≥P). همچنین، مصرف mg/kg 10 و 30 جنستئین اثرات یکسانی در کاهش لپتین و افزایش HDL موش های صحرایی دیابتی داشت (0/05≤P).
    نتیجه گیری
    انجام تمرین مقاومتی هم زمان با مصرف جنستئین در موش های دیابتی شده با استروپتوزوتوسین دارای اثرات تعاملی کاهنده لپتین و چربی می باشد.
    کلیدواژگان: دیابت، تمرین مقاومتی، جنستئین، لپتین، پروفایل چربی
  • اعظم مصداقی نیا، پریا خزاعی، اژدر حیدری* صفحات 258-266
    سابقه و هدف
    مطالعات قبلی نقش حفاظتی آنزیم سیکلواکسیژناز را در پیشرفت صرع نشان داده اند. بااین حال، دخالت سیکلواکسیژناز-2 در بیماری زایی صرع کاملا شناخته شده نیست. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر سلکوسیب و نیمزولاید (مهارکننده های اختصاصی سیکلو اکسیژناز-2) بر آستانه تشنج کلونیک ناشی از پنتیلن تترازول در موش های سوری طراحی گردید.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی موش های سوری نر سفید به صورت تصادفی به 13 گروه شامل گروه های کنترل، حلال (توئین 80)، و 11 گروه آزمایشی دریافت کننده نیمزولاید (2/5، 5 و 10 میلی گرم بر کیلوگرم)، سلکوکسیب (2/5، 5 و 10 میلی گرم بر کیلو گرم)، دیازپام (0/1، 0/5 و 5 میلی گرم بر کیلوگرم) و ترکیب دوز غیرموثر دیازپام با نیمزولاید یا سلکوکسیب تقسیم شدند. آستانه تشنج کلونیک ناشی از پنتیلن تترازول در همه گرو ه ها ارزیابی گردید.
    نتایج
    نیمزولاید (2/5 و 5 میلی گرم بر کیلوگرم)، سلکوکسیب (2/5 و 5 میلی گرم بر کیلوگرم) و دیازپام (5/0 و 5 میلی گرم بر کیلوگرم) به طور معنی داری آستانه تشنج ناشی از پنتیلن تترازول را در مقایسه با گروه حلال افزایش دادند (0/05
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر نقش احتمالی ایزوآنزیم COX-2 را در بیماری زایی صرع نشان می دهد. احتمال می رود برخی مهار گرهای COX-2 نظیر سلکوکسیب از طریق نورون های گاباارژیگ عمل کرده و با افزایش رهایش گابا موجب کاهش تحریک پذیری شوند. همچنین، تفاوت اثر سلکوکسیب و نیمزولاید می تواند مربوط به اثر متفات این دو ترکیب بر COX-1 و COX-2 باشد.
    کلیدواژگان: تشنج، پنتیلن تترازول، سیکواکسیژناز-2، گابا
  • سید کمال سادات حسینی، ولی الله دبیدی روشن* صفحات 267-273
    سابقه و هدف
    در دهه اخیر ابتلا به سرطان همراه با افزایش سن به صورت تصاعدی رو به افزایش است. این درحالی است که بیماران سالمند مبتلا به سرطان به دلیل شرایط خاص جسمانی و عوارض جانبی داروهای ضدتوموری توانایی شرکت در مداخلات درمانی را ندارند. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی اثر شش هفته تمرین اختیاری بر سمیت کبدی ناشی از دوکسوروبیسین (DOX) در موش های صحرایی سالمند است.
    مواد و روش ها
    تعداد 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به طور تصادفی به دو گروه تمرین و کنترل و چهار زیرگروه تقسیم شدند. تمامی آزمودنی ها روزانه 100 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن دی گالاکتوز را به صورت زیرصفاقی به مدت نه هفته دریافت کردند. برنامه تمرینی شامل شش هفته تمرین اختیاری چرخ دوار بود. تزریق DOX به مدت 15روز به صورت روزانه 1 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به صورت زیر صفاقی انجام شد. سنجش سطوح سوپراکسید دیسموتاز (SOD) و فاکتور محرک آپوپتوز (AIF) پس از هموژنیزاسیون بافت کبد به روش الایزا انجام شد.
    نتایج
    القای دوز تجمعی DOX تغییری در سطوح SOD و AIF ایجاد نکرد (به ترتیب 0/797=P و 0/869=P). شش هفته تمرین اختیاری چرخ دوار نیز تاثیری بر سطوح SOD و AIF در مقایسه با گروه کنترل نداشت (به ترتیب 0/377=P و 0/948=P).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد که شش هفته تمرین اختیاری چرخ دوار اثری قابل توجهی بر سمیت کبدی ناشی از القای دوکسوروبیسین در موش های صحرایی مدل سالمندی ندارد.
    کلیدواژگان: تمرین اختیاری، دوکسوروبیسین، سمیت کبدی، استرس اکسیداتیو، آپوپتوز
  • مریم رفیعی راد*، سعید ولیپور چهارده چریک صفحات 274-282
    سابقه و هدف
    در سال های اخیر به تاثیرات بالقوه مواد در ابعاد نانو روی سیستم عصبی مرکزی توجه بیشتری شده است. مخچه یکی از مناطق مغزی با جذب بالای روی می باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثرات نانواکسید روی بر شاخص های استرس اکسیداتیو مخچه موش های صحرایی در حضور و غیاب ویتامین C می باشد.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق تجربی موش های صحرایی نر نژاد ویستار (g250-200) به گروه های زیر (7=n) تقسیم شدند: یک گروه دریافت کننده سالین (شاهد)، سه گروه دریافت کننده دوزهای 25/1، 5/2 و 5 mg/kg نانواکسید روی، سه گروه دریافت کننده دوزهای 30، 60 و 120 mg/kg ویتامین C و 3 گروه دریافت کننده نانواکسید روی 25/1، 5/2 و 5 توام با دوز mg/kg 30 ویتامین C. نیم ساعت پس از دریافت دارو، پس از بیهوش کردن حیوانات، مخچه آن ها خارج شده و مالون دی آلدئید و گروه های تیول ناحیه مخچه اندازه گیری شد.
    نتایج
    سطح مالون دی آلدئید در گروه های دریافت کننده mg/kg 5 نانواکسید روی و گروه های دریافت کننده دوزهای مختلف ویتامین C، همچنین گروه های دریافت کننده دوزهای مختلف نانواکسید روی توام با mg/kg 30 ویتامین C در مقایسه با گروه سالین به طور معنی داری کاهش یافت. غلظت تیول تام در گروه های مختلف مطالعه در مقایسه با گروه شاهد تغییر معنی دار نکرد.
    نتیجه گیری
    نانواکسید روی به تنهایی و یا توام با ویتامین C اثرات کاهشی در میزان استرس اکسیداتیو مخچه موش صحرایی دارد.
    کلیدواژگان: نانوذره اکسید روی، مالون دی آلدئید، تیول، ویتامین C، موش صحرایی
  • محمد امین عدالت منش*، مهتاب شیخ الاسلامی، سمانه رفیعی صفحات 283-291
    سابقه و هدف
    نورودژنراسیون هیپوکامپ سبب بروز اختلالات شناختی همراه با کاهش احتمالی نوروتروفین ها می شود. والپروئیک اسید (VPA) یک مهارکننده هیستون داستیلازی است که با تعدیلات نوروتروفینی می تواند سیستم عصبی را از دژنراسیون نورونی محافظت کند. این تحقیق به بررسی اثرات دوزهای مختلف VPA بر سطح هیپوکامپی فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF)، هیستو پاتولوژی ناحیه CA1 هیپوکامپ و ارزیابی حافظه فضایی در مدل حیوانی دژنراسیون هیپوکامپ می پردازد.
    مواد و روش ها
    جهت القای دژنراسیون هیپوکامپ در موش های صحرایی تری متیل تین کلراید (TMT) به صورت داخل صفاقی تزریق گردید. سه گروه آزمون (TMT+VPA) به ترتیب دوز های 100، 200 و 400 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن والپروئیک اسید و گروه TMT+Saline نرمال سالین را به مدت 14 روز متعاقب مسمومیت تری متیل تینی دریافت کردند. به منظور بررسی حافظه فضایی از ماز آبی موریس (MWM) استفاده شد. سپس، سطح هیپوکامپی BDNF به روش الایزا بررسی گردیده و ارزیابی هیستوپاتولوژیکی هیپوکامپ نیز انجام شد.
    نتایج
    VPA سبب کاهش مسافت و مدت زمان رسیدن به سکوی مخفی در بلوک های یادگیری و افزایش زمان باقی ماندن در ربع هدف در آزمون پروب به دنبال مسمومیت تری متیل تینی گردید. همچنین، سطح هیپوکامپی BDNF و بهبود آسیب سلولی ناحیه CA1 هیپوکامپ به طور معنی داری در گروه های تحت تیمار با VPA نسبت به گروه TMT+Saline افزایش داشت.
    نتیجه گیری
    والپروئیک اسید با دارا بودن اثرات حمایت کننده عصبی می تواند اختلالات شناختی ناشی از مسمومیت با تری متیل تین را در موش های صحرایی کاهش دهد.
    کلیدواژگان: فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز، تری متیل تین، والپروئیک اسید، حافظه فضایی، هیپوکامپ، موش صحرایی
  • علی طاهری*، مصطفی غفاری، زینب باوی، فریبرز سهیلی صفحات 292-301
    سابقه و هدف
    جلبک های دریایی یکی از منابع طبیعی با طیف گسترده از متابولیت های ثانویه جدید می باشند که خواص سمیت سلولی دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی سمیت سلولی عصاره جلبک دریایی Sargassum glaucescensجمع آوری شده از سواحل چابهار علیه سلول های سرطانی کولورکتال و پستان انجام شد.
    مواد و روش ها
    بررسی سمیت سلولی عصاره های متانولی، کلروفرمی، اتیل استاتی و ان هگزانی جلبک دریایی در غلظت های 125، 250، 500 و 1000 میکروگرم بر میلی لیتر به روش های MTT و تریپان بلو علیه سلول های سرطانی MCF-7 و HT-29 انجام شد. قطعه قطعه شدن DNA سلول ها نیز با روش الکتروفورز بررسی شد.
    نتایج
    با افزایش غلظت عصاره ها درصد زنده مانی کاهش یافت. غلظت 1000 میکروگرم در میلی لیتر عصاره متانولی بیشترین اثر را نسبت به کنترل و نیز غلظت های کمتر عصاره نشان داد (0/05>P). میزان LC50عصاره متانولی سلول های سرطانی کولورکتال و سینه به ترتیب 16/37±630/8 و 28/07±774/01 میکروگرم بر میلی لیتر بود. همچنین، عصاره متانولی جلبک در مقایسه با نمونه کنترل قادر به قطعه قطعه کردن DNA سلول های سرطانی و القاء آپوپتوز بود.
    نتیجه گیری
    اثر سمیت سلولی عصاره جلبک مشاهده شده می تواند آغازی برای انجام مطالعات بعدی به منظور دست یابی درمان سرطان باشد. همچنین، پس از انجام مطالعات پیش کلینیکی و کلینیکی می توان از این عصاره ها در صنایع غذایی و دارویی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: سمیت سلولی، جلبک دریایی Sargassum glaucescens، آپوپتوز، سلول سرطانی سینه، سلول سرطانی کولورکتال
  • حمید رسد، محمدحسن انتظاری، بهزاد مهکی، مریم نورانی، ناصح پهلوانی* صفحات 302-308
    سابقه و هدف
    براساس مطالعات گذشته مصرف عسل می تواند اثرات مفیدی بر عوامل خطر بیماری های قلبی-عروقی داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر مصرف عسل در مقایسه با سوکروز بر پروفایل لیپیدی افراد سالم بود.
    مواد و روش ها
    تعداد 60 فرد سالم 18 تا 30 ساله وارد این کارآزمایی بالینی یک سوکور شدند. شرکت کنندگان به طور تصادفی به دو گروه عسل و سوکروز تقسیم شده و گروه عسل، روزانه 70 گرم عسل و گروه سوکروز، همین مقدار شکر را به مدت یک ماه مصرف کردند. پروفایل لیپیدی با استفاده از کیت آنزیمی در هر دو گروه در ابتدا و انتهای مداخله اندازه گیری و مقایسه شد.
    نتایج
    در ابتدای مطالعه پروفایل لیپیدی تفاوت معنی داری بین افراد شرکت کننده در مطالعه نداشت (0/3>P). در پایان مطالعه مصرف عسل باعث کاهش کلسترول تام، تری گلیسیرید و LDL در شرکت کنندگان شد، ولی مصرف شکر این موارد را افزایش داد (0/03
    نتیجه گیری
    دریافت عسل برخلاف سوکروز می تواند باعث کاهش کلسترول تام، تری گلیسرید و LDL و نیز افزایش HDL در افراد سالم شود.
    کلیدواژگان: عسل، سوکروز، پروفایل لیپیدی، کلسترول تام، تری گلیسرید، کلسترول با چگالی بالا، کلسترول با چگالی پایین
  • علی یلفانی*، مرضیه مختاری، فرزانه گندمی صفحات 309-317
    سابقه و هدف
    سندروم درد کشککی-رانی از رایج ترین اختلالات عضلانی-اسکلتی در زانوی افراد فعال می باشد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثر سه پروتکل تمرین درمانی در آب بر درد، عملکرد و تعادل ناپایدار زنان مبتلا به سندروم درد کشککی-رانی بود.
    مواد و روش ها
    در تحقیق حاضر 45 زن مبتلا به سندروم درد کشککی-رانی در سه گروه آب درمانی بدون تیپینگ کشکک، آب درمانی با تیپینگ موقتی کشکک و آب درمانی با تیپینگ دائمی کشکک قرار گرفتند. قبل و بعد از هشت هفته، فاکتورهای درد توسط مقیاس VAS، عملکرد با پرسشنامه کوجالا و تعادل به وسیله دستگاه تعادل سنج بایودکس ارزیابی شدند.
    نتایج
    بین تفاضل میانگین های پیش و پس آزمون درد، عملکرد و تعادل در هر سه گروه مطالعه تفاوت معنی داری وجود نداشت. نتایج آزمون t زوجی نشان داد در هر سه گروه بین پیش و پس آزمون فاکتورها تفاوت معنی داری وجود دارد؛ به طوری که کاهش درد (0/0001=P) و افزایش عملکرد (0/0001= P) در هر سه گروه معنی دار بود. تعادل ناپایدار در سطح 4 برای گروه تیپینگ موقت در دو جهت ((0/0001=POA) و (0/0001=PAP)) و نیز تعادل در سطح 8 برای گروه تیپینگ موقت در دو جهت ((0/0001=POA) و (0/0001=PML)) بهبودی معنی داری نشان داد.
    نتیجه گیری
    در مجموع می توان گفت استفاده از تیپ به همراه آب درمانی به عنوان هزینه مضاعف ضرورتی ندارد. تنها متخصصینی که درصدد افزایش تعادل بیماران خود هستند می توانند با اعمال تیپینگ موقتی کشکک تعادل ناپایدار را بهبود بخشند.
    کلیدواژگان: سندروم درد کشککی - رانی، تمرین درمانی در آب، تیپ، تعادل
  • مژده خواجه لندی*، مریم جان بزرگی صفحات 318-324
    سابقه و هدف
    تمرینات همراه با محدودیت جریان خون برای بهبود فاکتورهای جسمانی مختلف موثر بوده و می تواند روش منحصر به فرد و سودمندی در زمینه پزشکی باشد. از این رو، هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثر یک جلسه تمرین مقاومتی با و بدون محدودیت جریان خون عروق دست بر تغییرات سطوح سرمی هورمون رشد و لاکتات دختران ورزشکار بود.
    مواد وروش ها
    برای انجام کارآزمایی بالینی حاضر 30 نفر دختر بسکتبالیست با دامنه سنی 30-23 سال به طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند: تمرین مقاومتی سنتی (با شدت 80 درصد یک تکرار بیشینه)، تمرین مقاومتی با محدودیت جریان خون (با شدت30 درصد یک تکرار بیشینه) و گروه کنترل. تمرین با یک ست 30 تکرار شروع و با دو ست تکرار تا حد خستگی با استراحت 30 ثانیه ای پایان یافت. نمونه های خون قبل و بلافاصله پس از اتمام تمرین ورزشی گرفته شد.
    نتایج
    یافته های پس آزمون حاکی از افزایش معنی دار میزان سرمی هورمون رشد نسبت به پیش آزمون در دو گروه تمرینی بود، اما مقدار یون لاکتات در هر سه گروه نسبت به پیش آزمون افزایش معنی داری داشت (0/05
    نتیجه گیری
    الگوی تغییرات هورمون رشد و لاکتات در هر دو گروه با و بدون محدودیت جریان خون مشابه هم هستند. به نظر می رسد برای کسانی که توانایی بلند کردن وزنه سنگین ندارند، می توان تمرینات همراه با محدودیت جریان خون با شدت پایین را با تمرینات بدون محدودیت با شدت بالا جایگزین کرد.
    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، دختران ورزشکار، محدودیت جریان خون، لاکتات، هورمون رشد
  • لیلا عبدالرحیمی نوشاد*، الناز سبزی، غنچه شریفی، کبری مرادی، نفیسه شیخ حسنی صفحات 325-332
    سابقه و هدف
    ایدز یکی از بیماری های مزمن و ناتوان کننده عفونی می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی سبک های شخصیتی و تاب آوری در مبتلایان به ایدز و افراد سالم است.
    مواد و روش ها
    طرح پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ای است. از میان بیماران مبتلا به ایدز مراجعه کننده به مرکز مشاوره بیماری های رفتاری بیمارستان امام خمینی و مرکز مشاوره بیماری های رفتاری والفجر تهران در نیمه دوم سال 1395 تعداد 30 نفر بیمار به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و سپس گروه عادی نیز میان افراد مراجعه کننده به مراکز بهداشتی استان تهران با همتاسازی در متغیرهای سن، تحصیلات، جنسیت، اشتغال و تاهل انتخاب شده و هر دو گروه پژوهش توسط پرسشنامه های پنج عامل شخصیت Costa و McCrae (NEO-FFI) و تاب آوری Conner و Davidson (CD-RISC) مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    نتایج
    مطالعه حاضر نشان داد که بین سبک های شخصیتی برون گرایی، گشودگی به تجربه و باوجدان بودن تفاوت معنی داری بین دو گروه مبتلا به ایدز و عادی وجود ندارد (0/05>P). همچنین، مبتلایان به ایدز به صورت معنی داری نمرات بیشتری در سبک شخصیتی روان رنجوری (0/05
    نتیجه گیری
    مبتلایان به ایدز از سطوح بیشتر سبک شخصیتی روان رنجور خویی و سطوح پایین تر تاب آوری و سبک شخصیتی تطابق پذیری برخوردار بودند که پیشنهاد می شود به این عوامل در طراحی برنامه های آموزشی و درمانی ایشان توجه گردد.
    کلیدواژگان: ایدز، تاب آوری، سبک های شخصیتی
  • محمدرضا حدادی، رضا شرافتی، مهدی دلاوری*، محسن اربابی، حمید رضا گیلاسی، علیرضا عابد صفحات 333-338
    سابقه و هدف
    نئوسپوروزیس به وسیله تک یاخته انگلی به نام نئوسپورا کانینوم ایجاد می شود. این انگل قادر است گونه های مختلفی از حیوانات اهلی و وحشی را آلوده کند. برخی مطالعات احتمال آلوده شدن انسان به این انگل را گزارش کرده اند. هدف از این مطالعه تعیین وجود آنتی بادی ضد نئوسپورا در شیر خام گاوهای شهرستان کاشان بود.
    مواد و روش ها
    از دو دامداری صنعتی شهرستان کاشان 187 نمونه شیر جمع آوری شد. نژاد کلیه گاوها هلشتاین بود. قبل از نمونه گیری اطلاعات دام نظیرسن، نژاد، سابقه سقط جنین و مرده زایی، و رکورد تولید شیر روزانه در فرم های تهیه شده ثبت گردید. چربی نمونه ها با استفاده از سانتریفیو‍ژ جدا شده و لاکتوسرم جمع آوری گردید. برای مشخص کردن وجود آنتی بادی ضد نئوسپورا در نمونه های شیر از روش الایزای غیر مستقیم استفاده شد.
    نتایج
    میزان 18/18 درصد (5/53±18/18CI=) از نمونه ها آلوده به نئوسپورا بودند. بین آلودگی با تک یاخته و میزان تولید شیر و نیز سن گاوها ارتباط معنی داری مشاهده نشد (0/84=P). آنالیز آماری نشان داد که بین سقط جنین و آلودگی به نئوسپورا نیز ارتباط معنی داری وجود ندارد.
    نتیجه گیری
    باتوجه به میزان آلوده بودن شیر گاوها در شهرستان کاشان، اتخاذ برنامه های کنترلی در دام ها از اهمیت بالایی برخوردار است. همچنین، باتوجه به احتمال آلودگی انسان به نئوسپورا، لزوم توجه به این برنامه های کنترلی بیش ازپیش مشخص می شود.
    کلیدواژگان: نئوسپورا کانینوم، شیر گاو، ایران
|
  • Samaneh Bagheri, Azhdar Heidari, Azam Alinaghipour, Seyyed Mojtaba Banitaba, Mahmoud Salami * Pages 230-238
    Background
    Repeated seizure attacks lead to extensive neuronal damage and cognitive impairment such as memory loss and learning. Probiotics are shown to have some protective actions against neurological disorders. The present study aimed to examine the effect of probiotics on learning, memory and the nitric oxide level in kindled rats.
    Materials And Methods
    In this experimental study, 40 male rats were randomly divided into five groups: control, kindled with penthylenetetrazole (PTZ), kindled and valproic acid (VPA), kindled after probiotic treatment (probiotic PTZ), and kindled before probiotic treatment (PTZ probiotic). The animals were treated by a mixture of probiotics for 4 weeks. Chemical kindling was induced by intraperitoneal injection of PTZ (35 mg/kg) every 48 hours for 24 days. The learning and spatial memory were evaluated by the Morris water maze. The serum nitric oxide level was assessed by the Miranda method.
    Results
    No significant difference was observed between the control and VPA groups in terms of memory, learning and serum levels of nitric oxide. Learning (P
    Conclusion
    Probiotic supplementation reduces the level of nitric oxide and improves the learning and memory process.
    Keywords: Probiotics, Spatial memory, Chemical kindling, Rat
  • Masoumeh Asadi Motlagh, Bahareh Pakpour *, Majid Navaian Pages 239-247
    Background
    The aim of this study was to investigate the effect of 5-HT3 receptor agonist in the CA1 hippocampus area on demolition of ethanol-induced memory.
    Materials And Methods
    This study was conducted on 96 NMRI mice. Ethanol was injected intraperitoneally, while 5-HT3 receptor agonist (MCHL) was injected intra-CA1. To assess the memory, a single-trial step-down passive avoidance apparatus was used.
    Results
    Results showed that pre-training injection of ethanol (1mg/kg), and MCHL (0.5 ng/mouse) decreased a passive avoidance memory in the adult mice. Also, a non- effective dose of MCHL (0.005 ng/mouse) with a non- effective dose of ethanol (0.01mg/kg) induced amnesia. Also, the results showed that injection of different doses of MCHL (0.5, 0.05, and 0.005 ng/mouse) combined with an effective dose of ethanol (1mg/kg) could retrieve damaged memory by ethanol.
    Conclusion
    Findings of this study showed that the CA1 region of the hippocampus has an important role in amnesia induced by serotonin and serotonin CA1 5-HT3 receptor agonists have interaction with ethanol.
    Keywords: 5-HT3, Ethanol, Passive avoidance memory, Hippocapus, Mice
  • Seyyed Ali Hosseini *, Mozhgan Ahmadi, Anahita Sharifi, Saeideh Shadmehri, Abdossaleh Zar Pages 248-257
    Background
    Diabetes is a chronic disease which can lead to increased levels of leptin and lipid profile. The aim of this study was to examine the effect of resistance training and genistein on leptin and lipid profile of streptozotocin-induced diabetic rats.
    Materials And Methods
    In this experimental study, 56 diabetic rats were divided into 7 groups of 8 rats including control, resistance training, 30 mg/kg genistein consumption, 10 mg/kg genistein consumption, resistance training and 30 mg/kg genistein consumption, resistance training and 10 mg/kg genistein consumption, and sham. The training groups performed a resistance training program for 8 weeks and 5 sessions per week.
    Results
    Resistance training had a significant effect on reduction of leptin, triglyceride, cholesterol and very-low-density lipoprotein (VLDL) (P≤0.05). Genistein consumption had a significant effect on reduction of leptin and increased high-density lipoprotein (HDL) levels (P≤0.05) and had no effect on reduction of triglyceride, cholesterol, LDL and very low-density lipoprotein (VLDL) (P≥0.05). Resistance training along with genistein consumption had an interactional effect on reduction of leptin, triglyceride, cholesterol, LDL, and VLDL and increased HDL (P≤0.05). Also, 10 mg/kg and 30 mg/kg genistein consumption had similar effects on reduction of leptin and increased HDL levels in diabetic rats (P≥0.05).
    Conclusion
    Resistance training along with genistein consumption has interactional effects on leptin and lipid reduction in streptozotocin-induced diabetic rats.
    Keywords: Diabetes, Resistance training, Genistein, Leptin, Lipid profile
  • Azam Mesdaghinia, Paria Khazaee, Azhdar Heydari * Pages 258-266
    Background
    Previous studies have shown the protective effect of cyclooxygenase (COX) enzyme in development of convulsions. However, involvement of COX-2 in the pathogenesis of epilepsy is not yet well-known. The present study was designed to investigate the effect of celecoxib and nimesulide (selective COX-2 inhibitors) on pentylenetetrazole (PTZ)-induced clonic seizure threshold in mice.
    Materials And Methods
    In this study, white male mice were randomly divided into 13 groups including control groups, solvent (Tween 80) and eleven experimental groups which received celecoxib (2.5, 5 and 10 mg/kg), nimesulide (2.5, 5 and 10 mg/kg), diazepam (0.1, 0.5 and 5 mg/kg), and combination of non-effective dose of diazepam with celecoxib or nimesulide. Pentylenetetrazol-induced clonic seizure threshold was assessed in all groups.
    Results
    Nimesulide (2.5 and 5 mg/kg), celecoxib (2.5 and 5 mg/kg), and diazepam (0.5 and 5 mg/kg) significantly increased the PTZ-induced seizure threshold compared with the solvent group (P
    Conclusion
    Findings of the current study show the possible role of COX-2 isoenzyme in the pathophysiology of epilepsy. It is possible that some COX-2 inhibitors such as celecoxib act through GABAergic neurons and reduce excitability by increasing GABA release. Also, the difference between the effects of celecoxib and nimesulide can be attributed to the effect of these two compounds on COX-1 and COX-2 expression.
    Keywords: Seizure, Pentylenetetrazole, Cyclooxygenase-2, GABA
  • Saied Kamal Sadat-Hoseini, Valiollah Dabidi Roshan * Pages 267-273
    Background
    In the last decade, cancer incidence increases progressively with age and older patients cannot participate in treatment programs due to the special physical condition and side effects of anti-tumor drugs. Therefore, the aim of this study was to examine the effect of six-week voluntary wheel running exercise on doxorubicin (DOX)-induced hepatotoxicity in aging model rats.
    Materials And Methods
    Thirty-two Wistar male rats were randomly assigned to exercise and control groups with 4 subgroups. All subjects received a daily injection of D-galactose for nine weeks (100 mg/kg/day, intraperitoneally). The training protocol included six weeks of voluntary wheel running exercise. Doxorubicin was administrated intraperitoneally (1mg/kg/day) for 15 days. Superoxide dismutase (SOD) and apoptosis-inducing factor (AIF) levels were measured after liver tissue homogenization by enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA) method.
    Results
    Administration of cumulative dose of DOX caused no significant decrease in SOD and AIF levels (P=0.797, and P=0.869, respectively). Six weeks of voluntary wheel running exercise led to insignificant decrease in SOD and insignificant increase in AIF in comparison to the control group (P=0.377, and P=0.948, respectively).
    Conclusion
    According to the results of the present study, the six-week voluntary wheel running exercise has no significant effect on DOX-induced hepatotoxicity in aging model rats.
    Keywords: Voluntary exercise, Doxorubicin, Hepatic toxicity, Oxidative stress, Apoptosis
  • Maryam Rafieirad *, Saeed Valipour-Chahardah-Charic Pages 274-282
    Background
    In recent years, the potential effects of nanoscale materials on the central nervous system have become even more noticeable. The cerebellum is one of the areas of the brain with high absorption of zinc. The aim of this study was to investigate the effects of zinc oxide nanoparticles (NPs) on oxidative stress indices in rat cerebellum in the presence and absence of vitamin C.
    Materials And Methods
    In this experimental study, male Wistar rats (250-200g) were divided into the following groups (n=7): a normal saline group (control), three groups that received different doses of zinc oxide NPs (1.25, 2.5 and 5 mg/kg), three groups that received different doses of vitamin ­C (30, 60 and 120 mg/kg) and three groups that received 1.25, 2.5 and 5 mg/kg of zinc oxide NPs combined with 30 mg/kg of vitamin­ C. Half an hour after receiving the medication, the rats were anesthetized and then their cerebellum was removed and the malondialdehyde (MDA) and thiol groups of the cerebellum region were measured.
    Results
    The MDA level decreased significantly in the groups received 5mg/kg of zinc oxide NPs, in the groups received different doses of vitamin­ C, and in the groups received different doses of zinc oxide NPs combined with 30 mg/kg vitamin­ C compared with the saline group. Total thiol concentration did not change significantly in the different study groups compared to the control group.
    Conclusion
    Zinc oxide NPs alone or in combination with vitamin C has a reduced effect on oxidative stress in the rat cerebellum.
    Keywords: Zinc oxide NPs, Malondialdehyde, Thiol, Vitamin C, Rats
  • Mohammad Amin Edalatmanesh *, Mahtab Sheikholeslami, Samaneh Rafiei Pages 283-291
    Background
    Hippocampal neurodegeneration caused the incidence of cognitive deficits, along with a possible decrease of neurotrophins. Valproic acid (VPA) is a histone deacetylase inhibitor, which could protect the nervous system from neuronal degeneration through neurotrophic modifications. This study aimed to investigate the effect of different doses of VPA on a hippocampal brain-derived neurotrophic factor (BDNF) level, CA1 area of hippocampal histopathology, and spatial memory assessment in animal models of hippocampal degeneration.
    Materials And Methods
    To induce hippocampal degeneration, rats were injected intraperitoneally with trimethyltin (TMT). Three test groups (TMT哰) received 100, 200 and 400 mg/kg of VPA, respectively, and the TMT䦩抝 group received normal saline for 14 days after TMT intoxication. To investigate the spatial memory, the Morris water maze was used. Then, the BDNF hippocampal level was evaluated using the ELISA technique and histopathological evaluation of hippocampus was also done.
    Results
    Valproic acid decreased the distance and latency time to arrive the hidden platform in learning blocks and increased the spent time in the target quadrant in a probe test following TMT intoxication. Also, the BDNF hippocampal level and amelioration of cell damage in the CA1 area of the hippocampus significantly increased in VPA-treated groups compared with the TMT䦩抝 group.
    Conclusion
    Valproic acid has neuroprotective effects, which can decrease cognitive deficits due to TMT intoxication in rats.
    Keywords: Brain-derived neurotrophic factor, Trimethyltin, Valproic acid, Spatial memory, Hippocampus, Rat
  • Ali Taheri *, Mgmostafa Ghaffari, Zeinab Bavi, Fariborz Sohili Pages 292-301
    Background
    Seaweed is one of the natural resources with a wide range of secondary metabolites, which has cytotoxic properties. The present study aimed to investigate the cytotoxic effect of seaweed Sargassum glaucescens collected from Chabahar seashores against colorectal and breast cancer cells.
    Materials And Methods
    The cytotoxicity of methanol, chloroform, ethyl-acetate and hexane extracts of the seaweed at different concentrations (125, 250, 500 and 1000 μg/ml) against cancer cells of MCF-7 and HT-29 was evaluated by MTT and trypan blue methods. The DNA fragmentation of cells was also investigated by the electrophoresis method.
    Results
    The percentage of live cells was decreased by increasing the concentration of the extracts. The concentration of 1000 μg/ml of methanol extract showed the highest effect compared to the control and also lower concentrations of the extract (P
    Conclusion
    The cytotoxic effect of the seaweed extract can be the beginning of further studies to achieve cancer treatment. Also, after pre-clinical and clinical studies, these extracts can be used in the food and pharmaceutical industries.
    Keywords: Cytotoxicity, Marine algae Sargassum glaucescens, Apoptosis, Breast cancer cell, Colorectal cancer cell
  • Hamid Rasad, Mohammad Entezari, Behzad Mahaki, Maryam Nurany, Naseh Pahlavani * Pages 302-308
    Background
    It has been indicated in several studies that honey consumption has beneficial effects on risk factors for cardiovascular disease. This study aimed at examining the effect of honey intake compared with sucrose on lipid profiles in young healthy people.
    Materials And Methods
    This randomized, single-blinded, clinical trial was performed on 60 healthy subjects with the age range of 18 to 30 years. Subjects were randomly divided into honey and sucrose groups. The honey group received 70 g honey per day and sucrose group received 70 g sucrose per day for one month. Lipid profiles of the participants were measured using the enzyme kit and compared in both groups (honey and sucrose) at the beginning and at the end of the intervention.
    Results
    Results showed that there was no significant difference in the mean of the baseline FBS, SBP, and DBP between the honey and sucrose groups (P>0.3). From baseline to four weeks, honey reduced the levels of total cholesterol, TG, and LDL but sucrose intake increased these levels (P
    Conclusion
    Honey consumption, unlike sucrose, can decrease total cholesterol, TG, and LDL and also can increase HDL in healthy people.
    Keywords: Honey, Sucrose, Total Cholesterol, Triacylglycerol, High-density lipoprotein, Low-density lipoprotein
  • Ali Yalfani *, Marzieh Mokhtari, Farzaneh Gandomi Pages 309-317
    Background
    Patellofemoral pain syndrome (PFPS) is the most common knee musculoskeletal disorder in active persons. The aim of this study was to compare the effects of three aquatic therapy methods on pain, function and unstable balance in women with PFPS.
    Materials And Methods
    In this study, 45 women with PFPS were selected and randomly divided into three groups: aquatic therapy, aquatic therapy with temporary patella taping and aquatic therapy with permanent patella taping. Before and after eight weeks, the factors of pain, function, and balance were assessed by the VAS scale, Kujala questionnaire and the Biodex balance system SD, respectively.
    Results
    There was no significant difference between the averages of pre-test and post-test of pain, function and balance among the groups. The results of t-test showed significant differences between pre-tests and post-tests of factors in three groups; in this regard, pain reduction (P=0.0001) and increase in function (P=0.0001) were significant in three groups. Unstable balance in the level 4, for the temporary taping group in two directions ((POA=0.0001(, and (PAP=0.0001)) and also balance in the level 8, for the temporary taping group in two directions ((POA=0.0001 (and (PML=0.0001)) showed significant improvement.
    Conclusions
    It can be concluded that it is not necessary to use patella tapping with aquatic therapy as an additional cost. Only the experts who seek to increase their patient's balance can improve their patients’ unstable balance by temporarily patella taping.
    Keywords: Patellofemoral pain syndrome, Aquatic therapy, Tapping, Balance
  • Mojdeh Khajehlandi *, Maryam Janbozorgi Pages 318-324
    Background
    ­ Exercise trainings with blood-flow restriction have been effective in improving various physical factors and can be a unique and beneficial method in the field of medicine. Therefore, the current study aimed to compare the effects of one session of resistance training with and without blood-flow restriction of arm on changes in serum levels of growth hormone and lactate in athlete females.
    Materials And Methods
    To perform the current clinical trial, 30 basketball players aged 23-30 years were randomly divided into three groups: traditional resistance training (intensity of 80% 1RM), resistance training with blood-flow restriction (intensity of 30% 1RM) and control group. Training started with one set of 30 repetitions and ended with two sets up to fatigue with the rest time of 30 seconds. Blood samples were taken before and immediately after completing exercise training.
    Results
    Post-test findings indicated a significant increase in the serum levels of growth hormone in two training groups compared to pre-test, but the amount of lactate ion in all three groups significantly reduced compared to the pre-test (P
    Conclusion
    The pattern of growth hormone and lactate changes in both groups, with and without blood-flow restriction are similar to each other. It seems that for those who are not able to lift heavy weight, low intensity resistance training with blood-flow restriction can be replaced with traditional high-intensity training.
    Keywords: Resistance training, Athlete females, Blood-flow restriction, Lactate, Growth hormone
  • Leila Abdorahimi-Noshad *, Elnaz Sabzi, Ghonche Sharifi, Kobra Moradi, Nafiseh Sheikh-Hasani Pages 325-332
    Background
    AIDS is one of the chronic and debilitating infectious diseases. The aim of this study was to investigate personality traits and resiliency in patients with AIDS and normal people.
    Materials And Methods
    In this causal-comparative study, 30 patients with AIDS referred to the Behavioral Counseling Center of Imam Khomeini Hospital and Tehran Valfajr Health Center (in 2017) were selected by the accessible sampling method. Then, the normal group was selected among those referred to the health centers of Tehran Province by matching the variables of age, education, gender, employment and marriage status. The two groups were evaluated by the Big-Five Personality Inventory of Costa and McCrae (NEO-FFI) and Connor and Davidson resilience (CD-RISC) questionnaires.
    Results
    The results of the current study showed no significant difference in the personality traits including "Extroversion", "Openness to Experience" and "Conscientiousness" between the two groups of AIDS and normal people (P>0.05). Also, people with AIDS obtained significantly higher scores in personality traits such as "Neuroticism" (P
    Conclusion
    People with AIDS had higher levels of neuroticism and lower levels of agreeableness and resiliency compared with normal people. It is recommended that these factors be considered in designing educational programs for AIDS patients.
    Keywords: AIDS, Resilience, Personality traits
  • Mohammadreza Hadadi, Reza Sherafati, Mahdi Delavari *, Mohsen Arbabi, Hamidreza Gilasi, Alireza Abed Pages 333-338
    Background
    Neosuporosis is caused by a parasitic protozoan called Neospora caninum. This parasite can infect different species of domestic and wild animals. Some studies have reported the possibility of human infection with this parasite. The aim of this study was to evaluate the anti-Neospora caninum antibody in raw milk of cattle in Kashan city.
    Materials And Methods
    In this study, 187 milk samples were collected from two industrial farms in Kashan. The breed of all cows was Holstein. Before sampling, the livestock information such as age, race, history of abortion and stillbirth, the daily milk yield was recorded in the prepared forms. Fat of the samples was separated by centrifuge and lactoserums were collected. To determine anti-Neospora caninum antibody in milk samples, an indirect ELISA kit was used.
    Results
    Results showed that 18.8% (CI=18.18±5.53) of the samples were infected with Neospora caninum. No significant relationship was found between the infection with this protozoa and milk production and age of the cows (P=0.84). Also, the results showed that there was no significant relationship between abortion and infection with Neospora.
    Conclusion
    Considering the contamination rate of cow's milk in Kashan, the implementation of control programs in livestock has great importance. Also, considering the possibility of human infection with Neospora, the need for attention to these control programs is more and more evident.
    Keywords: Neospora caninum, Cow's milk, Iran