فهرست مطالب

فرآیند و کارکرد گیاهی - سال هفتم شماره 24 (1397)
  • سال هفتم شماره 24 (1397)
  • 264 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1397/05/29
  • تعداد عناوین: 16
|
  • سیده فاطمه عبداللهی، حمزه امیری*، وحید نیکنام، فائزه قناتی، کاظم مهدیقلی صفحات 1-10
    امواجی که ما شبانه روز با آن ها سر و کار داریم متفاوت هستند. این امواج، طیف وسیعی را شامل می باشند که برخی از آن ها مرئی بوده و برخی دیگر قابل رویت نیستند. امواج مغناطیسی و الکترومغناطیسی از این دسته هستند که بعضی از آن ها از خطوط برق و وسایل برقی خانگی تولید می شوند. امواج مغناطیسی زمین یکی دیگر از انواع امواج غیرقابل رویت است که تمامی موجودات زنده با آن در ارتباط هستند. در این آزمایش، بذرهای دو گونه بادام ایرانی به صورت مصنوعی تحت تاثیر امواج مغناطیسی ایستا قرار گرفتند. شدت میدان وارده، 10 میلی تسلا و مدت زمان تابش 4 روز و هر روز به مدت 5 ساعت بود. سپس، میزان فعالیت آنزیم های پلی فنول اکسیداز و فنیل آلانین آمونیالیاز و همچنین محتوای ترکیبات فنولی کل، اسیدهای فنولی، ترکیبات فلاونوئیدی، آنتوسیانین مورد سنجش قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که میزان فعالیت آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز تغییر چندانی نداشت، ولی فعالیت آنزیم پلی فنول اکسیداز تحت تاثیر میدان مغناطیسی افزایش یافت. محتوای ترکیبات فنولی کل، آنتوسیانین و ظرفیت آنتی اکسیدانی کل نیز افزایش نشان داد. هرچند محتوای فلاونوئیدی کاهش یافت ومحتوای اسیدهای فنولی نیز در یک گونه افزایش و در گونه دیگر کاهش نشان داد.
    کلیدواژگان: اسیدهای فنولی، آنتوسیانین، بادام ایرانی، ترکیبات فنولی، میدان مغناطیسی ایستا، محتوای فلاونوئیدی
  • ساناز صرافی، آرمان آذری*، روح الله صابری ریسه، علی اکبر محمدی میریک صفحات 11-24
    این پژوهشی بر کشت دوم ذرت (SC645) به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. دور آبیاری به عنوان عامل اول در دو سطح شامل انجام آبیاری پس از 75 (I1: به عنوان شاهد) و 120 میلی متر (I2: آبیاری تاخیری) تبخیر از تشتک تبخیر کلاس آو عامل دوم در دو سطح شامل کاربرد (S1) و عدم کاربرد سیدروفور (S2: به عنوان شاهد) بود. کاربرد سیدروفور به صورت محلول پاشی (غلظت 2 در هزار در مراحل 6-4 و 14-12 برگی) و مصرف با آب آبیاری (20 کیلوگرم در هکتار در مرحله گره بندی) صورت گرفت. نتایج آزمایش نشان داد دور آبیاری I1 نسبت به I2، سبب افزایش رنگیزه های برگ، محتوای نسبی آب برگ (RWC)، پایداری غشاء، شاخص سطح برگ (LAI) و سطح مخصوص برگ (SLA) و کاهش ساکارز، پراکسیداسیون چربی ها (MDA)، فعالیت آنزیم های گایاکول پراکسیداز و پلی فنل اکسیداز گردید. تیمار S1 نیز در مقایسه با S2، موجب افزایش رنگیزه های برگ، قابلیت تنظیم اسمزی، میزان فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان، RWC، پایداری غشاء، LAI و SLA و کاهش MDA شد. در برهمکنش عوامل آزمایش، در هر سطح آبیاری، کاربرد سیدروفور باعث افزایش کلروفیل (a، b و کل) برگ، پرولین و قندهای محلول شد. بیشترین عملکرد تر زیست توده (g/m2 8697) از تیمار I1 بدست آمد. تیمار S1 نیز در مقایسه با S2 عملکرد تر زیست توده به میزان g/m2 1644 گردد. در مجموع سیدروفور باکتریایی با بهبود قابلیت های مورفولوژیک، فیزیولوژیک و بیوشیمیایی ذرت توانست در تخفیف اثرات تنش خشکی و افزایش ظرفیت فتوسنتزی آن موثر باشد
    کلیدواژگان: آنزیم آنتی اکسیدان، پرولین، خشکی، سیدروفور، مالون دی آلدئید
  • بهروز اسماعیل ژور*، مرضیه داوودی، حمیده فاطمی صفحات 25-38
    فلز سنگین نیکل از ریزمغذی های ضروری بوده که در صورت افزایش غلظت آن بیش از حدمجاز، در گیاهان، باعث ایجاد مسمویت و یا حتی مرگ گیاه، انسان و حیوانات می شود. استفاده از تغذیه معدنی مناسب یک راه کار مدیریتی سودمند برای این مشکل می باشد. به منظور بررسی اثر تغذیه سیلیکون بر گیاه ریحان در شرایط تنش نیکل، یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی و با سه تکرار در شرایط گلخانه ای انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل تنش نیکل در غلظت های 0، 75، 100 و 150 پی پی ام و محلول پاشی گیاهان با غلظت 1 میلی مولار سیلیکون و آب (به عنوان شاهد) بود.. دراین آزمایش صفاتی نظیر ارتفاع بوته، وزن تراندام هوایی، وزن خشک اندام هوایی، وزن خشک ساقه، تعداد برگ، تعداد ساقه، سطح برگ، وزن ترریشه، وزن خشک ریشه، نشت غشا، کلروفیل، کاروتنوئید محتوای نسبی اب، آنزیم های آنتی اکسیدان و غلظت نیکل ریشه و بخش هوایی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد تنش نیکل روی تمامی صفات تاثیر معنی دار داشت. در غلظت 150 پی پی ام نیکل تمام شاخص های رشد رویشی و بوشیمیایی گیاه به صورت معنی داری کاهش یافت. محلول پاشی با سیلیکون سبب افزایش در صفات تعداد برگ، تعداد شاخه جانبی، ارتفاع گیاه، و سطح برگ شد. محلول پاشی با سیلیکون توانست اثرات منفی تنش فلز سنگین نیکل را با تاثیر بر کلروفیل کل، کلروفیل b، کارتنوئید، کربوهیدرات، آنزیم کاتالاز، غلظت نیکل در اندام هوایی تخفیف دهد.
    کلیدواژگان: ریحان، سیلیکون، فلز سنگین، نیکل
  • حمیدرضا بوستانی*، اسماعیل فرخ نژاد صفحات 39-52
    افزایش فعالیت میکروبی در خاک و استفاده از روابط همزیستی و هم افزایی بین قارچ مایکوریزا، باکتری محرک رشد و گیاه از طریق بهبود جذب عناصر غذایی می تواند سبب رشد بهتر گیاهان به ویژه در شرایط تنش شوری شود. به منظور بررسی اثر کاربرد قارچ مایکوریزا و باکتری محرک رشد، بر جذب برخی عناصر غذایی مورد نیاز گیاه ذرت در سطوح مختلف شوری خاک، آزمایشی گلدانی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. عامل اول شامل سطوح شوری خاک (صفر (S0)، 15 (S1) و 30 (S2) میلی اکی والان نمک در کیلوگرم خاک از منابع کلرید سدیم، کلسیم و منیزیم به ترتیب به صورت ترکیبی 1:2:3) و عامل دوم چهار سطح تلقیح میکروبی ( قارچ Glomus intraradices (F)، باکتری pseudomonas (B)، تلقیح همزمان باکتری و قارچ (B+F) و بدون تلقیح (C)) بود. نتایج نشان داد که با افزایش سطوح شوری، درصد همزیستی مایکوریزایی ریشه، جذب فسفر، پتاسیم، آهن و منگنز در اندام هوایی گیاه به طور معنی داری کاهش یافت. کاربرد تمام تیمارهای میکروبی سبب افزایش معنی دار همه ی شاخص های یاد شده در بالا شد. تاثیر تیمارهای قارچ و قارچ-باکتری در افزایش صفات مذکور به طور قابل ملاحظه ای بیشتر از تیمار کاربرد مجزای باکتری بود. کاربرد تیمارهای قارچ و قارچ-باکتری سبب افزایش معنی دار نسبت پتاسیم به سدیم اندام هوایی شد که نشان دهنده افزایش مقاومت گیاه نسبت به تنش شوری می باشد. همچنین همبستگی مثبت و معنی داری بین مقدار جذب عناصر فسفر، پتاسیم، آهن و منگنز گیاه با برخی از شاخص های رشد ذرت مانند عملکرد خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، ارتفاع، سطح برگ، قطر ساقه، شاخص کلروفیل و درصد همزیستی مایکوریزایی وجود داشت. نتایج نشان داد که قارچ و باکتری کاربردی در این آزمایش از طریق افزایش درصد همزیستی مایکوریزایی و بهبود جذب عناصر غذایی، می توانند سبب افزایش مقاوت گیاه ذرت در برابر تنش شوری شوند.
    ) و فاکتور دوم چهار سطح تلقیح میکروبی ( قارچ گلوموس اینترارادیسس (F)، باکتری سودوموناس (B)، تلقیح همزمان باکتری و قارچ (B+F) و بدون تلقیح (C)) بود. نتایج نشان داد که با افزایش سطوح شوری، درصد همزیستی میکوریزایی ریشه، جذب فسفر، پتاسیم، آهن و منگنز در اندام هوایی گیاه به طور معنی داری کاهش یافت. کاربرد تمام تیمارهای میکروبی سبب افزایش معنی دار تمام شاخص های یاد شده در بالا شد. تاثیر تیمارهای قارچ و قارچ-باکتری در افزایش صفات مذکور به طور قابل ملاحظه ای بیشتر از تیمار کاربرد مجزای باکتری بود. کاربرد تیمارهای قارچ و قارچ-باکتری سبب افزایش معنی دار نسبت پتاسیم به سدیم اندام هوایی شد که نشان دهنده افزایش مقاومت گیاه نسبت به تنش شوری می باشد. همچنین همبستگی مثبت و معنی داری بین مقدار جذب عناصر فسفر، پتاسیم، آهن و منگنز گیاه با برخی از شاخص های رشد ذرت مانند عملکرد خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، ارتفاع، سطح برگ، قطر ساقه، شاخص کلروفیل و درصد همزیستی میکوریزی وجود داشت. نتایج نشان داد که قارچ و باکتری کاربردی در این آزمایش از طریق افزایش درصد همزیستی میکوریزایی و بهبود جذب عناصر غذایی، می توانند سبب افزایش مقاوت گیاه ذرت در برابر تنش شوری شوند. نتایج این تحقیق بایستی در شرایط مزرعه نیز تایید گردد.
    کلیدواژگان: باکتری pseudomonas، درصد همزیستی مایکوریزایی، قارچ Glomus intraradices، شوری خاک
  • سعید باقری کیا، محمدهادی پهلوانی*، احد یامچی، خلیل زینلی نژاد، علی مصطفایی صفحات 53-72
    مواد ژنتیکی موتانت ابزاری بسیار ارزشمند در درک فیزیولوژیکی انتقال مجدد هستند و می توانند در ایجاد رقم متحمل به تنش خشکی مفید باشند. دو لاین موتانت پیشرفته گندم نان (T-67-60 وT-65-7-1 ) به همراه رقم تیپ وحشی آن ها (رقم طبسی) در دو شرایط رطوبتی (مطلوب و 40-30 درصد ظرفیت مزرعه) به منظور بررسی انتقال مجدد کربوهیدرات های محلول ساقه به صورت یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار کشت شدند. آغاز اعمال تنش در مرحله ظهور کامل سنبله (زادوکس 60) بود و کربوهیدرات های محلول در 5 مرحله (0، 7، 14، 21 و 28 روز پس از گرده افشانی) به تفکیک میانگره های ساقه اندازه گیری شد. بر اساس نتایج می توان گفت تغییرات در دریافت سیگنال های پدیده پیری در اثر تنش خشکی، در قدرت مخزن، در مقدار ذخایر ساقه پیش از گرده افشانی و در استفاده از ظرفیت ذخایر طول ساقه از عوامل تاثیرگذار در بروز تنوع ژنوتیپ ها در انتقال مجدد کربوهیدرات های محلول ساقه در اثر تنش خشکی هستند. به نظر می رسد لاین موتانت T-65-7-1 از نظر انتقال مجدد و کارایی آن در تنش خشکی نسبت به رقم تیپ وحشی با دریافت سریع تر سیگنال های پیری (به عنوان عامل محرک انتقال مجدد)، قدرت مخزن بالاتر (عملکرد دانه بیشتر) و ظرفیت ذخیره بالاتر (حداکثر غلظت و چگالی محتوای کربوهیدرات بیشتر) به طور معنی داری بهتر عمل می کند. همچنین لاین موتانت T-65-7-1 از پتانسیل همه بخش های ساقه در انتقال مجدد کربوهیدرات های محلول ساقه به دانه در طی پر شدن دانه استفاده کرده است.
    کلیدواژگان: پرولین، پیری، عملکرد، موتاسیون، نشت الکترولیتی
  • جعفر امیری* صفحات 73-92
    شوری از عوامل تنش زای محیطی است که رشد کمی و کیفی گیاهان را محدود می نماید. از راهکارهای مهم برای غلبه بر تاثیرات نامطلوب شوری کاربرد تنظیم کننده های رشد گیاهی است. تاثیر مثبت اسید سالیسیلیک در کاهش اثرات نامطلوب تنش ها در برخی گیاهان گزارش شده است. به منظور بررسی تاثیر کاربرد اسید سالیسیلیک بر برخی ویژگی های مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و بیو شیمیایی در انگور تامپسون سیدلس در شرایط شوری، آزمایشی گلدانی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت. قلمه های ریشه دار شده این رقم با پنج سطح شوری (همراه آب آبیاری) صفر (شاهد)، 25، 50، 75 و 100 میلی مولار کلرید سدیم و چهار سطح اسید سالیسیلیک (محلول پاشی برگساره ای) صفر (شاهد)، 100، 200 و 300 میلی گرم در لیتر تیمار گردیدند. افزایش غلظت کلرید سدیم، باعث کاهش شاخص های رشدی، محتوای نسبی آب برگ و نیز افزایش نشت یونی و محتوای مالون دی آلدئید شد. در تیمار شوری 100 میلی مولار (بدون کاربرد اسید سالیسیلیک)، میزان کاهش طول ساقه و طول ریشه، به ترتیب 18/67 و 59 درصد در مقایسه با شاهد بود. در سطح شوری 100 میلی مولار، کاربرد اسید سالیسیلیک در غلظت 300 میلی گرم در لیتر، میزان پرولین را 11/4 برابر، قندهای محلول را 5/7 برابر، فعالیت آنزیم های گایاکول پراکسیداز، آسکوربات پراکسیداز و کاتالاز را به ترتیب به میزان 15/3، 1/4 و 6/3 برابر در مقایسه با شاهد افزایش داد. یافته های این پژوهش، نشان داد که در شرایط تنش شوری، کاربرد اسید سالیسیلیک (در غلظت های200 و 300 میلی مولار)، باعث افزایش کارایی رشد، افزایش فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی و اسمولیت های سازگار و نیز کاهش نشت یونی شد.
    کلیدواژگان: انگور، آنزیم های آنتی اکسیدانی، اسمولیت های سازگار، تنش شوری، مالون دی آلدئید
  • مریم حقیقی*، صابر محمدنیا صفحات 93-102
    از عوامل کنترل کننده جذب آهن، اسیدیته بستر یا محلول غذایی می باشد که در طی رشد و مصرف محلول غذایی اسیدیته تغییر کرده و بر جذب آهن اثر می گذارد. به منظور بررسی اثر سطوح مختلف اسیدیته محلول غذایی و غلظت های مختلف آهن بر خصوصیات رویشی و فتوسنتزی گیاه خیار رقم N3 این آزمایش انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه سطح اسیدیته شامل 5 ،7 و 8 به ترتیب به عنوان اسیدی، خنثی و قلیایی و غلظت های مختلف آهن شامل 25، 50 و 100 درصد آهن در محلول جانسون با سه تکرار در گلخانه دانشگاه صنعتی اصفهان انجام شد. نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد که هدایت روزنه ای و تنفس گیاه با اسیدی شدن محلول غذایی نسبت به شرایط خنثی و قلیایی کاهش معنی داری داشت و فتوسنتز و فنول شاخساره و ریشه در شرایط اسیدی نسبت به سایر اسیدیته های محلول غذایی افزایش نشان داد. بیشترین هدایت روزنه ای و تنفس با کاربرد 25 درصد آهن و فتوسنتز در تیمار 100 درصد آهن مشاهده شد. نتایج برهمکنش آهن و اسیدیته نشان داد که شرایط قلیایی محلول غذایی باعث کاهش فنول شاخساره و فتوسنتز گیاه شده و با کاربرد درصدهای بالاتر آهن افزایش یافت. به طور کلی با اسیدی کردن محلول غذایی یا با کاربرد آهن با درصدهای بیشتر می توان خسارت ناشی از قلیایی شدن تدریجی محلول غذایی در خیار را کاهش داد.
    کلیدواژگان: آهن، فتوسنتز، فنول، قلیایی
  • احمد جوادی، سعید خماری*، بهروز اسماعیل پور، علی اصغری صفحات 103-120
    به منظور ارزیابی اثر محلول پاشی توام 24-اپی براسینولید و نانو اکسید روی قبل از گلدهی برکیفیت بذرهای تولید شده و همچنین امکان القای تحمل شوری در گیاهچه، آزمون قدرت بذر و گیاهچه با حضور نمکNaCl در بستر کشت انجام گرفت. در این پژوهش، علاوه بر شاخص های جوانه زنی بذر و رشد گیاهچه گوجه فرنگی، پراکسیداسیون لیپیدی و فعالیت برخی آنزیم های آنتی اکسیدان گیاهچه نیز اندازه گرفته شد. آزمایش حاضر به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی و آزمایشگاه تکنولوژی بذر دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1394 اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل غلظت های 24-اپی براسینولید (0، 8/0 و 6/1 میکرو مولار)، نانواکسید روی (0، 600، 1200 پی پی ام) و سطوح تنش شوری (0، 50 و 100 میلی مولار) بود. بر اساس نتایج حاصله، بذرهای گوجه فرنگی در حضور شوری 100 میلی مولار کم ترین سرعت و درصد جوانه زنی و شاخص های رشدی گیاهچه را نشان داد. همچنین در همین سطح تنش، کاهش معنی دار در مقدار مالون دی آلدهید و افزایش قابل توجهی در محتوای پرولین و فعالیت آنزیم های کاتالاز و پراکسیداز گیاهچه مشاهده گردید. نتایج بدست آمده نشان می دهد که ، کاربرد توام 24- اپی براسینولید (غلظت 6/1 میکرو مولار) و نانواکسید روی (غلظت 1200 پی پی ام) اثرات بازدارنده تنش شوری بر همه صفات مورد بررسی به جز درصد جوانه زنی بذر را به طور معنی داری تعدیل نمود.
    کلیدواژگان: براسینو استروئید، تنش شوری، کیفیت بذر، گوجه فرنگی، نانو اکسید روی
  • معصومه قاسمی، مرتضی زاهدی* صفحات 121-138
    این مطالعه به منظور بررسی تاثیر تلقیح با قارچ میکوریزا بر واکنش ژنوتیپ های مختلف گیاه سورگوم (Sorghum bicolor (L.)) به تنش شوری اجرا گردید. در این تحقیق تعداد 10 ژنوتیپ در دو سطح شوری صفر و 100 میلی مولار کلرید سدیم و در دو شرایط تلقیح و عدم تلقیح با قارچ میکوریزا در آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی در 3 تکرار مورد ارزیابی قرار گرفتند. در این مطالعه اثر متقابل شوری، میکوریزا و ژنوتیپ بر صفات مورد بررسی معنی دار بود. در اثر شوری در غالب ژنوتیپ ها غلظت عناصر فسفر و پتاسیم، محتوای نسبی آب و در کلیه ژنوتیپ ها میزان آغشتگی میکوریزایی، محتوای کلروفیل و وزن خشک اندام هوایی کاهش و غلظت سدیم افزایش یافت. در بین ژنوتیپ های مورد مطالعه، در هر دو شرایط تلقیح و عدم تلقیح با قارچ میکوریزا، ژنوتیپIUA28 متحمل ترین ژنوتیپ به تنش شوری بود. بطور کلی، تلقیح با قارچ میکوریزا موجب افزایش غلظت فسفر، پتاسیم و کلروفیل و کاهش غلظت سدیم گردید. در شرایط شور عملکرد ماده خشک در کلیه ژنوتیپ ها، به استثنای ژنوتیپMGS5، در اثر تلقیح افزایش یافت و بیشترین میزان افزایش رشد به ژنوتیپ MGS2 تعلق داشت. در شرایط شور افزایش نسبت پتاسیم به سدیم نقش مهمی در بهبود رشد گیاهان تلقیح شده با قارچ میکوریزا داشت. در حالی که در شرایط غیرشور، تلقیح با قارچ میکوریزا، به استثنای ژنوتیپ KGS33، موجب بهبود رشد نگردید. نتایج این آزمایش نشان داد که تلقیح گیاه سورگوم با قارچ میکوریزا می تواند اثرات مخرب تنش شوری را بر رشد گیاه تعدیل نماید و تفاوت قابل ملاحظه ای از این نظر بین ژنوتیپ های این گیاه وجود دارد.
    کلیدواژگان: سورگوم، شوری، میکوریزا، ژنوتیپ ها، محتوای کلروفیل، محتوای نسبی آب
  • مریم رحیم پور، سیف الله فلاح*، محمد رفیعی الحسینی صفحات 139-154
    این آزمایش با هدف جایگزینی کودهای غیر ارگانیک با کود دامی جهت افزایش کیفیت محصول تازه ریحان و قابلیت ماندگاری در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد در سال 1394 اجرا شد. تیمار ها شامل NP (نیتروژن + فسفر)، NPS (نیتروژن + فسفر + گوگرد)، NPM(نیتروژن + فسفر+ ریزمغذی)، NPSM (نیتروژن + فسفر+ گوگرد+ ریزمغذی)، CMp (کود گاوی بر اساس نیاز فسفری گیاه)، CMn (کود گاوی بر اساس نیاز نیتروژنی گیاه)، BLp (کود مرغی بر اساس نیاز فسفری گیاه) و BLn (کود مرغی بر اساس نیاز نیتروژنی گیاه) بودند. نتایج نشان داد بیش ترین تجمع نیترات مربوط به تیمارهای NP و NPM (به ترتیب 78/62 و 18/60 میلی گرم در کیلوگرم) و کم ترین آن مربوط به تیمارهای CMp و BLp بود (به ترتیب 53/23 و 77/26 میلی گرم در کیلوگرم). بیش ترین غلظت نیتروژن در تیمارهای NP، NPS و BLn، فسفر در تیمار CMp، NP و NPS، پتاسیم در تیمار BLn و BLp، گوگرد در تیمارهای NPSM و NPS مشاهده شد. بهترین ریحان تولیدشده ازنظر کیفیت ظاهری اولیه مربوط به تیمارهای BLp و BLn بود و تیمارهای CMp، CMn و NPSM در رتبه بعدی قرار گرفتند. تیمارهای،NP NPM و NPS در پایین ترین سطح کیفیت ظاهری اولیه قرار گرفتند. بالاترین میزان ماندگاری در تیمار BLn و کمترین میزان آن در تیمارهای NPS و NPSM ثبت شد. به طورکلی می توان نتیجه گیری نمود جایگزینی کودهای غیر آلی با کود مرغی یا کود گاوی میزان نیترات سبزی تازه را کاهش می دهد ولی افزایش قابلیت ماندگاری آن صرفا با کود مرغی حاصل می شود.
    کلیدواژگان: فسفر، کود آلی، گوگرد، نیتروژن
  • زینب رضایی فر، سیامک فلاحی، اسماعیل قلی نژاد* صفحات 155-170
    تنش خشکی و اشعه UV به عنوان عوامل محیطی تنش زا اثرات زیانباری بر فرایندهای فیزیولوژیکی و رشد گونه های گیاهی دارند. گیاهان از طریق وابستگی به سازوکارهای خاص فیزیولوژیکی با این عوامل تنش زا که موجب تولید گونه های کنشگر اکسیژن در یاخته های گیاهی می شوند، مقابله می کنند. لذا به منظور بررسی تاثیر تنش خشکی وUV-C بر سیستم دفاع آنتی اکسیدانی آنزیمی و غیر آنزیمی در ارقام مختلف گیاه گندم (.Triticum aestivum L)، آزمایشی گلدانی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در آزمایشگاه دانشگاه پیام نور مرکز ارومیه در سال 1394 اجرا گردید. عامل اول شامل تنش خشکی در دو سطح (شاهد و تنش خشکی با اعمال 25 درصد ظرفیت زراعی)، عامل دوم شامل اشعه UV در دو سطح (شاهد و اشعه UV-C) و عامل سوم سه رقم گندم («زارع»، «پیشگام» و «میهن») بود. در این تحقیق صفات موروفولوژیک، رنگیزه های فتوسنتزی و آنزیم های موثر بر سیستم دفاعی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در شرایط تنش خشکی و اشعه UV محتوای فلاونوئید ها در رقم «میهن» افزایش و در رقم «پیشگام» کاهش معنی داری یافت در حالی که در همین شرایط (تنش خشکی و اشعه UV) محتوای آنتوسیانین ها افزایش معنی داری نشان داد. تیمار خشکی و اشعه UV سبب ایجاد تنش اکسیداتیو در ارقام مختلف گیاه گندم شد. علاوه بر این تنش خشکی ترکیبات فنلی را افزایش داد و موجب افزایش فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان نظیر کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز و پراکسیداز شد. محتوای کربوهیدرات های محلول نیز تحت شرایط تنش خشکی افزایش معنی داری یافت. تنش خشکی در مقایسه با آبیاری مطلوب، طول ساقه، طول ریشه، کاروتنوئید و کلروفیل کل را به ترتیب حدود 16، 20، 25 و 20 درصد کاهش داد. در شرایط تنش خشکی، کاربرد اشعه UV محتوای پرولین را در کلیه ارقام حدود 31 درصد افزایش داد در حالی که این افزایش در شرایط بدون تنش خشکی 22 درصد بوده است. افزایش فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی در هر سه واریته مشاهده شد، همچنین محتوای مالون دی آلدئید و پرولین در هر سه رقم مورد مطالعه افزایش یافت. اشعه UV باعث کاهش معنی دار محتوای کلروفیل a، b و کلروفیل کل شد. همچنین تیمار با اشعه ی UV-C باعث کاهش وزن خشک ریشه و ساقه و طول ریشه و ساقه در هر سه رقم شد. کاربرد توام تنش خشکی و اشعه UV باعث تشدید خسارات وارده به گیاه شد. همچنین رقم «زارع» با توجه به افزایش میزان فلاونوئیدها و آنتوسیانین نسبت به ارقام «میهن» و «پیشگام» رقم متحمل به تنش خشکی شناخته شد.
    کلیدواژگان: آنتوسیانین، اشعه ماوراء بنفش، تنش خشکی، فلاونوئیدها، گندم
  • بهاره کاشفی*، الهام احمدیان صفحات 171-182
    تنش خشکی از موانع اصلی در تولید گیاهان در بسیاری از نقاط دنیا به ویژه مناطق خشک و نیمه خشک می باشد. تنظیم کننده های رشد گیاهی قادرند برخی از صدمات حاصل از تنش های محیطی را کاهش داده یا از بین ببرند. به منظور بررسی اثر هگزاکونازول بر صفات مورفوفیزیولوژیک گیاه ختمی (Althaea officinalis) در شرایط تنش خشکی، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در گلخانه دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور، در سال 1392- 1391 به اجرا درآمد. تیمارهای آزمایش شامل خشکی، (50 درصد) و شاهد (100 درصد) ظرفیت زراعی و محلول پاشی با هگزاکونازول در دو غلظت (15 و 25 میلی گرم) و شاهد بودند. نمونه برداری حدود 125 روز پس از مرحله سبزشدن، پیش از مرحله رشد زایشی انجام شد. براساس مقایسه میانگین ها، تیمار تنش بجز در طول ریشه، میزان پرولین، پروتئین و فعالیت آنزیم کاتالاز موجب کاهش مقادیر سایر صفات گردید. اثر متقابل خشکی و هگزاکونازول بر تعداد و سطح برگ، طول ساقه و نسبت طول ساقه به ریشه، وزن تر و خشک، میزان پرولین و فعالیت آنزیم پراکسیداز گیاه روند کاهشی داشتند. همچنین هگزاکونازول در غلظت 15 میلی گرم بر لیتر نسبت به سایر سطوح موجب افزایش طول ریشه، کربوهیدرات های محلول و پروتئین شد، همچنین تعداد برگ، طول ساقه، میزان پرولین و آنزیم پراکسیداز در سطح پایین تر نسبت به سطح بالاتر هگزاکونازول، روند کاهشی داشتند. براساس نتایج می توان عنوان نمود ترکیبات تریازولی در غلظت های بالا موجب افزایش بیشتر رشد در شرایط خشکی در گیاه ختمی می گردد که می تواند به عنوان ماده ای جهت کاهش اثرات تنش استفاده گردد.
    کلیدواژگان: پراکسیداز، پروتئین، پرولین، کاتالاز
  • ناصر کریمی*، زینب صیدی خواه صفحات 183-198
    شبه فلز سلنیوم به عنوان یک عنصر مفید در غلظت های پایین باعث افزایش رشد گیاه می شود درحالی که غلظت های بالای آن باعث ایجاد سمیت در گیاهان می گردد. هدف از این پژوهش بررسی اثر غلظت های مختلف سلنیوم بر رشد و برخی پارامترهای فیزیولوژیکی دو گونه Allium iranicum (تره ایرانی) و Allium ampeloprasum (تره کوهی) در شرایط کنترل شده بود. بدین منظور گیاهان در شرایط کشت گلدانی و در مرحله ی 4 برگی تحت تاثیر غلظت های مختلف سلنیوم (0، 20، 40، 120 و 240 میکرومولار) معادل غلظت های (0، 2، 4، 11 و 22 میلی گرم بر لیتر) قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت سلنیوم، میزان رشد (وزن غده و بخش هوایی و همچنین محتوی کلروفیل) دو گونه به طور معنی داری کاهش یافت به طوری که بیشترین کاهش مربوط به تیمار 22 میلی گرم بر لیتر بود. میزان مالون دی آلدهید در تیمارهای بیش از 2 میلی گرم بر لیتر نسبت به گروه کنترل افزایش یافت. به دنبال افزایش سطوح سلنیوم، فعالیت آنزیم کاتالاز کاهش ولی میزان ترکیبات آنتی اکسیدانی همانند کربوهیدرات و پروتئین افزایش یافت. نتایج نشان داد که غلظت های کم سلنیوم (0 تا 2 میلی گرم بر لیتر) با افزایش میزان کلروفیل و همچنین سنتز کربوهیدرات باعث افزایش رشد می شود، ولی غلظت های بالاتر سلنیوم (4 تا 22 میلی گرم بر لیتر) به دلیل تولید انواع اکسیژن فعال، باعث کاهش زیست توده می شود. به طور کلی نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که سطوح مختلف سلنیوم، تاثیر معنی داری بر خصوصیات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی غده و بخش هوایی دو گونه داشت؛ مهمترین علائم ریخت شناسی سمیت سلنیوم به صورت کلروز برگ های جوان و کاهش رشد غده و بخش هوایی مشاهده شد.
    کلیدواژگان: پاسخ آنتی اکسیدانی، سلنیوم، کاتالاز، مالون دی آلدهید، Allium ampeloprasum، Allium iranicum
  • پریچهره رحیمی، زهره قنبرزاده، آسیه بهداد، ساسان محسن زاده* صفحات 199-210
    سیلیکون دومین عنصر فراوان در خاک بوده و به عنوان یک عنصر مفید جهت کمک به رشد گیاهان عالی بخصوص در شرایط تنش های محیط های مطرح است. کادمیوم عنصری غیرضروری و سمی برای رشد و نمو گیاهان می باشد. هدف از این تحقیق بررسی اثر سیلیکون به عنوان بهبود دهنده تنش کادمیوم در گیاهچه گوجه فرنگی (Solanum Lycopersicum) بود. بدین منظور برهم کنش اثر غلظت های مختلف کادمیوم (0، 50 و 100 میکرومولار) و سیلیکون (0، 50 و 100 میلی مولار) در یک طرح آماری کاملا تصادفی با سه تکرار در آزمایشگاه تحقیقاتی دانشکده علوم دانشگاه شیراز سال 1392 بررسی گردید. نتایج نشان داد تنش کادمیوم به صورت معنی داری سبب کاهش رشد گیاه و رنگیزه های فتوسنتزی کلروفیل و کاروتنوئید شد . همچنین افزایش 9برابری میزان پرولین، 3/19 درصدی انتوسیانین و 3/33 درصدی پتانسیل آنتی اکسیدانی کل را به دنبال داشت. میزان پراکسیداسیون لیپید ریشه و اندام هوایی در طی تنش افزایش یافت. استفاده از سیلیکون به صورت معنی داری اثر سوء سمیت کادمیوم را در گیاهچه گوجه فرنگی کاهش داد. این امر هماهنگ با کاهش پراکسیداسیون لیپید در ریشه و اندام هوایی و تحریک فعالیت آنتی اکسیدانی آن ها بود. سیلیکون میزان رشد و رنگیزه های فتوسنتزی نیز به صورت معنی داری در گیاهان تحت تنش کادمیوم بهبود بخشید. در تمام شاخص های مورد بررسی، تیمار 100 میلی مولار سیلیکون بیشترین اثر بهبود دهندگی را داشت. بنابراین غلظت 100 میلی مولار سیلیکون به عنوان یک بهبود دهنده اثرات سمی کادمیوم از جمله تنش اکسیداتیو در گوجه فرنگی پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: آنتی اکسیدان، سیلیکون، فلز سنگین، کادمیوم، گوجه فرنگی
  • فروغ اکبری، مریم مددکار حق جو* صفحات 211-228
    افزایش بیومس و میزان رشد میکروجلبک های سبز برای دست یافتن به مقادیر بیشتری از تولیدات ارزشمند آن ها، یکی از اهداف مهم علم فیزیولوژی گیاهی در رابطه با اکوسیستم های آبی است. عوامل بسیاری قادرند که بر افزایش و کاهش بیومس در جمعیت میکروجلبک ها تاثیر بگذارند. در این تحقیق تاثیر غلظت های مختلف ترکیب فنلی وانیلین (C8H8O3)، بصورت صفر (شاهد)،10، 25، 40، 50، 70، 90 و mg.L-1100 بر تعداد سلول ها روند رشد، وزن تر و خشک و برخی شاخص های فیزیولوژیک (نظیر محتوای قند کل، قندهای احیاکننده، پروتئین و رنگدانه های فتوسنتزی) دو گونه-UTEX200 D.salina و -UTEX2538D.badawil درطی یک دوره 24روزه و در قالب طرح کاملا تصادفی بصورت فاکتوریل با سه تکرار مورد مطالعه قرار گرفت. بیشترین تعداد سلول ها، در تیمارهای 25 ، 40 و mg.L-150 وانیلین مشاهده شد. بیشترین سرعت رشد ویژه (Specific growth rate، SGR) و کمترین زمان دو برابر شدن تعداد سلول ها ((Doubling time، DT در D. bardawil در تیمار mg.L-150 وانیلین و برای D. salina در تیمارهای 25 و mg.L-140 وانیلین، مشاهده شد. در اکثر تیمارهای وانیلین، وزن تر، وزن خشک و قند کل افزایش یافته، اما پروتئین و قندهای احیا (همگی در مقایسه با شاهد) کاهش یافتند. کلروفیل a و کل، کاروتنوئید کل صرفا در D. bardawil افزایش یافتند، اما کلروفیل b و بتاکاروتن کاهش نشان دادند. گونه D. salina از سرعت رشد بیشتری نسبت به D. bardawil، برخوردار بود، اما مقادیر پروتئین، قند کل و قندهای احیا کننده در آن کمتر بودند. بطورکلی، برخلاف برخی مطالعات قبلی، حضور ترکیب فنلی وانیلین در محیط کشت در غالب موارد، سبب تحریک رشد و تقسیمات سلولی و نیز افزایش برخی شاخص های فیزیولوژیک در گونه های مزبور گردید.
    کلیدواژگان: بیومس، جلبک دانالیه لا، وانیلین، قندکل، قند احیا کننده، رنگدانه های فتوسنتزی
  • لیلا سلیمانپور، روح الله نادری*، مهدی نجفی صفحات 229-246
    به منظور بررسی میزان جذب عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم گیاهان زراعی و علف های هرز، آزمایشی مزرعه ای در سال زراعی 94-1393 انجام شد. 16 تیمار (10 تیمار تک کشتی گندم، جو، تریتیکاله، نخود و باقلا با و بدون علف هرز و 6 تیمار کشت مخلوط 50:50 گندم+ نخود، گندم+ باقلا، جو+ نخود، جو+ باقلا، تریتیکاله+ نخود و تریتیکاله+ باقلا با حضور علف هرز) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار بررسی شد. نتایج نشان داد که بیشترین درصد نیتروژن شاخساره غلات در تک کشتی گندم بدون علف هرز (1/8 درصد) و در شاخساره لگوم ها در تک کشتی های نخود با علف هرز (3/17 درصد) و نخود بدون علف هرز (8/15 درصد) به دست آمد. نیتروژن علف های هرز در تیمارهای تک کشتی با علف هرز و کشت مخلوط بر اساس آزمون دانکن تفاوت معنی داری نداشت. درصد فسفر شاخساره غلات در تیمارهای کشت مخلوط گندم + باقلا (80/0 درصد) و تک کشتی گندم بدون علف هرز (79/0 درصد) حداکثر بود. بیشترین درصد فسفر در شاخساره لگوم ها و علف های هرز به ترتیب در تیمارهای تک کشتی نخود بدون علف هرز (90/1 درصد) و نخود با علف هرز (13/0 درصد) مشاهده شد. بیشترین درصد پتاسیم شاخساره غلات، لگوم ها و علف های هرز به ترتیب در تیمارهای کشت مخلوط جو + نخود (95/1 درصد)، تریتیکاله+ نخود (59/1 درصد) و جو + نخود (90/1 درصد) مشاهده شد. بنابراین کشت مخلوط می تواند با کاهش جذب عناصر غذایی توسط علف های هرز موجب افزایش جذب عناصر غذایی برای گیاهان زراعی شود.
    کلیدواژگان: گندم، جو، تریتیکاله، نخود، باقلا
|
  • Fatemeh Abdollahi, Hamzeh Amiri *, Vahid Niknam, Faezeh Ghanati, Kazem Mehdigholi Pages 1-10
    During the past decade considerable evidence has been accumulated with regard to the biological effects, both in vivo and in vitro, of extremely low frequency electric and magnetic fields, such as those originating from residentially proximate power lines, household electrical wiring and diagnostic apparatus and therapy devices. Also, during the evolution process, all living organisms experienced the action of the Earth,s magnetic field, which is a natural component of their environment. Previously many scientists believed that permanent magnetic fields are not biologically active. However, the results obtained have revealed the high sensitivity of plants to permanent magnetic fields. In the present research, seeds of Almond (two specious of Amygdalus scoparia and A. eburnea) were incubated in sterile conditions. Unique seeds were selected and divided to control and treatment groups. The treatment plant groups were exposed to a 10 mT static magnetic field for four days, each 5 hours and then both the treated seeds and the control one were harvested, frozen with liquid N2 and used for biochemical measurements. Exposure of seeds of almond to the static magnetic field increased the activity of polyphenol oxidase and has no significant effect on phenylalanine amonialyase. Magnetic fields also increased phenolic compoundst anthocyanin content and total antioxidant capacity and have different effects on phenolic acids and flavonoid content.
    Keywords: anthocyanin, flavonoid content, Magnetic fields, phenolic compounds, phenylalanine amonialyase, polyphenol oxidase
  • Sanaz Sarrafi, Arman Azari *, Rouhollah Saberi Riseh, Ali Akbar Mohammadi Mirik Pages 11-24
    To study the effect of bacterial siderophore on the second cropping of maize (SC645) under drought stress conditions, a factorial experiment was arranged in a randomized complete block design with three replications. Two irrigation treatments (75 (I1: unstressed control) and 120 mm evaporation from Class-A pan (I2: delayed irrigation)) and two siderophore application treatments (S1: with and S2: without application) were considered as experimental factors. The foliar application of siderophore (2000 mg l-1) were applied two times at 4-6 and 12-14 leaf growth stages. In addition, 20 Kg siderophore ha-1 was applied with irrigation at jointing stage. The results showed leaf pigments, leaf relative water content (RWC), membrane stability, leaf area index(LAI) and specific leaf area (SLA) increased at I1 compared to I2, while sucrose (saccharose), lipids peroxidation (MDA), guaiacol peroxidase and polyphenol oxidase activities decreased. S1 compared to S2, showed increased leaf pigments, the ability of osmotic adjustment, antioxidant enzymes activities, RWC, membrane stability, LAI and SLA and decreased MDA. The interaction effect showed that siderophore application increase chlorophylls (a, b and total), proline and soluble sugars of leaf in each irrigation levels. The highest forage fresh yield (8697 gm-2) belonged to I1. S1 increased forage fresh yield (1644 gm-2) compared to S2. In general, bacterial siderophore can improve the morphological, physiological and biochemical capabilities of maize and is effective in mitigating the effects of drought and in increasing photosynthetic capacity.
    Keywords: Antioxidant enzyme, Drought, Malondialdehyde, Proline, Siderophore
  • Esmaielpour Dr *, Marzieh Davoodi, Hamideh Fatemi Pages 25-38
    Nickel is an essential microelement for plant growth, but upper levels of this element serve as heavy metal which create toxic effects on plants and human. Application of mineral nutrition is a useful strategy for overcoming of this serious problem. In order to investigate the effects silicon nutrition on growth and physiology indices of basil (Ocimum basilicum L.) under nickel stress condition a factorial experiment based on completely randomized design with four replication was conducted in Research Greenhouse of Mohaghegh Ardabili University at 2014-2015. Experimental factors included nickel stress(0, 75, 100 and 150 ppm) and foliar spraying of plants with 1Mm concentration of silicon and control (spraying with water). During this experiment traits such as plant height, plant dry weight, root and stem dry weight, leaf and stem number, leaf area, chlorophyll index, electrolyte leakage, relative water contents, photosynthetic pigments and antioxidant enzymes and nickel accumulation in root and aerial part of plants were measured. Results indicated that the effect of nickel stress on all of traits were significant. At 150 ppm concentration of nickel, vegetative growth criteria and biochemical characteristic of basil plants reduced significantly. Foliar spraying of silicon could be alleviated the unfavorable effects of nickel stress via increases in chlorophyll b, carotenoid and carbohydrate content of leaves and increases in catalase enzyme activity also reduction in nickel content in aerial part of plants.
    Keywords: basil, heavy metal, nickel, silicon
  • Hamidreza Boostani Dr *, Esmaeil Farrokhnejad Pages 39-52
    Improving soil microbial activity and using symbiosis and synergistic relations between plant growth-promoting rhizobacteria (PGPR), arbuscular mycorrhizal fungi (AMF) and plants through improving nutrient uptake can cause better growth of plants especially at salinity tension condition. To investigate the effect of AMF and PGPR application on growth and some nutrient uptake by corn in different levels of soil salinity, a factorial experiment as completely randomized design with 3 replications was conducted in greenhouse of Shahid Chamran University, Ahvaz, Iran. The first factor included three salinity levels (0, 15 and 30 Meq salt kg-1 soil supplied as a 3:2:1 Na: Ca: Mg chloride salts) and the second factor was microbial inoculation (without inoculation (C), Glumus Intraradices (F), Pesudomonas bacteria (B) and fungi bacteria (B)). Results showed that with increasing salinity levels, root colonization percentage, phosphorous (P), potassium (K), iron (Fe) and manganese (Mn) uptake by shoot were reduced significantly. Application of all microbial treatments led to a significant increase of above mentioned characteristics. Effect of fungi and fungi-bacterial treatments on enhancement of mentioned characteristics were higher than bacterial treatment eminently. Application of fungi and fungi-bacterial treatment caused a significant increase of K to Na ratio in shoots, which it shows the increase of plant toleration toward to salinity tension. There were positive and significant correlation between uptake of P, K, Fe and Mn by corn and some growth indices such as shoot dry matter, root dry weight, height, leaf area, width of stem, chlorophyll index and root colonization percentage. The results indicated that the fungi and bacterial treatments used in this experiment can cause the increase of corn resistance towards salinity tension through enhancing the root colonization percentage and nutrient uptakes.
    Keywords: Glumus intraradices, pseudomonas bacteria, root colonization percentage, soil salinity
  • Saeed Bagherikia, Mohammadhadi Pahlevani Dr *, Ahad Yamchi Dr, Khalil Zenalinezhad Dr, Ali Mostafaie Dr Pages 53-72
    Mutant genetic materials are valuable tools for understanding the physiology of remobilization and could be useful in the breeding of drought tolerant varieties. Two advanced mutant lines of bread wheat (T-67-60 and T-65-7-1) along with their wild type (Tabasi Cv.) were planted at two moisture conditions (normal and 30-40% of field capacity) as a factorial experiment in format of completely randomized design with three replications. Drought treatment initiated at full heading stage (Zadoks 60) and soluble carbohydrates were measured 5 times (0, 7, 14, 21 and 28 days after anthesis) in the stem internodes, separately. Based on the results it could be said that changes in the receiving signals for senescence phenomena under drought stress, capability of the sink, the rate of the reserves assimilated before anthesis and the use of reserves capacity over stem are the factors affecting the differences of genotypes in remobilization of stem soluble carbohydrates under drought stress. It seems that under drought stress mutant line T-65-7-1 was significantly better than wild type cultivar in terms of remobilization and its efficiency and also for faster receiving signals of senescence (as a stimulating factor of remobilization), higher capability of the sink (more grain yield) and higher reserve capacity (higher maximum soluble carbohydrate concentration and specific content). Also, mutant line T-65-7-1 has utilized full ability of all parts of the stem for remobilizing soluble carbohydrates during grain filling.
    Keywords: Proline, Senescence, Yield, Mutation, Electrolyte leakage
  • Jafar Amiri * Pages 73-92
    Salt stress is one the major environmental stresses limiting quantitative and qualitative aspects of plant growth. One of the methods to overcoming the adverse effects of salinity is application of growth regulators. Salicylic acid is a plant growth regulator its positive effects in alleviating the adverse effects of stresses on plants have been reported. In order to study the effect of salicylic acid (SA) on some morphological, physiological and biochemical characteristics of grapevine, (Vitis vinifera cv. Thompson Seedless), a pot factorial experiment was conducted as randomized complete design, under salinity stress condition. Well-rooted grape cuttings were exposed to five levels of salinity 0 (control), 25, 50, 75 and 100 mM NaCl and four levels of SA, 0 (control), 100, 200 and 300 mg/l. The results indicated that with the increase in salinity levels, the morphological traits, and leaves relative water contents were reduced, leaves cells membrane leakage and the amount of tissues malondialdehyde increased. In salinity level of 100 mM, the length of stem and root was reduced 67.18 and 59 percent in compared to control. In salinity level of 100 mM, application of 300 mg/l salicylic acid, increased proline and soluble solids 4.11and 7.5 times respectively compared to control. It also increased guaiacol peroxidase, ascorbate peroxidase and catalase 3.15, 4.1 and 3.6 times respectively compared to control. Overall, the application of SA (200-300 mg/l) caused increase in growth efficiency, antioxidant enzymes activities and the amount of compatible osmolytes but reduced the ionic leakage.
    Keywords: Antioxidant enzymes, Compatible osmolytes, Malondialdehyde, Salt stress, Vitis vinifera
  • Maryam Haghighi *, Saber Mohammadnia Pages 93-102
    Iron (Fe) absorption control by pH of substrate or nutrient solution that during growth and nutrient absorbtion of nutrient solution its pH will change and will affect Fe absorbtion. In order to study of different pH levels and different iron concentration on vegetative and photosynthesis traits of cucumber cv. N3 this experiment was designed. Experiment was conducted as a factorial experiment based on CRD with 3 level of pH included 5(acidic), 7(natural) and 8 (alkaline) and Fe concentration with 25, 50 and 100 % of Fe concentration of Johnson nutrient solution with 3 replications in greenhouse of Isfahan University of technology. The result of this experiment showed that transpiration and stomatal conductance decreased with acidification compared to natural and alkaline conditions. Photosynthesis and phenol content of shoot and root increased in acidity condition compared to other conditions. The highest stomata conductance, transpiration and photosynthesis were observed with 25 and 100% Fe, respectively. The result of interaction between Fe and pH showed that alkaline condition caused a reduction of shoot phenol and photosynthesis and by using high Fe concentration it was improved. In general, with acidification of nutrient solution or using high iron concentration the deleterious effect of gradual alkaline nutrient solution was improved in cucumber.
    Keywords: alkaline soil, phenol, photosynthesis, Fe
  • Ahmad Javadi, Saeid Khomari *, Behrouz Esmaeilpour, Ali Asghari Pages 103-120
    In order to evaluate the effect of combined foliar spray of EBL鶙 before flowering on quality of produced seeds and also the possibility of salt tolerance induction in seedling, seed and seedling vigour test was conducted with presence of NaCl in growth medium. In this research, in addition to seed germination and seedling growth parameters of tomato, lipid peroxidation and activity of some antioxidative enzymes were also measured. The present experiment was carried out as factorial based on RCB design with three replications in Research Farm and Seed Technology Lab of faculty of Agriculture and Natural Resources in University of Mohaghegh Ardabili in year 2015.The experimental factors included 24-epibrassinolide (0, 0.8 and 1.6 mM), Nano-zinc oxide (0, 600 and 1200 ppm) and salinity stress (0, 50 and 100 mM NaCl). According to obtained results, salinity of 100 mM indicated the least percentage and rate of germination and seedling performance. Also in this stress level, significant decrease were observed in malondialdehyde content and considerable increases recorded in free proline amount and activity of catalase and peroxidase. In general, combined application of EBL (1.6mM) nZnO (1200 ppm) significantly alleviated the deterrent impacts of salinity on all traits considered, except seed germination percent. icantly alleviated the deterrent impacts of salinity on all traits considered, except seed germination percent.
    Keywords: Brassinosteroid, salinity stress, seed quality, tomato, Nano-zinc oxide
  • Masoumeh Ghasemi, Morteza Zahedi * Pages 121-138
    A pot experiment was conducted in order to study the effects of mycorhizal inoculation on the response of sorghum genotypes to salinity. The experiment was arranged as factorial in a randomized complete block design with three replications. In this study ten sorghum genotypes were tested under two levels of salinity (0 and 100 mM Nacl), and two inoculation (mycorhizae and control) treatments. The interactions between salinity, mycorhizae inoculation and genotype were significant on evaluated traits. There was a decrease in the concentration of phosphurous and potassium and leaf relative water content in most of genotypes and in the percentage of mycorhizae infection, cholorophyll, and shoot dry matter in all genotypes under saline condition. Among tested genotypes, IUA28 was the most tolerant genotype to salinity in both inoculated and none inoculated treatments. The inoculation of plants with mycorhizae increased the concentration of phosphurous, potassium and cholorophyll and decreased the concentration of sodium in treated plants. Under saline condition, except for MGS5, the biomass yield was increased with mycorhizal inoculation and the extent of increase was geatest in MGS2 as compared to other tested genotypes. The ratio of K/Na had a significant role in increasing growth of inoculated plants under saline treatment. Under non saline condition, however, except for KGS33, plant growth was not imporoved by mycorhizal inoculation. The results of this experiment showed that inoculation with mycorhizae can alleviate the negative effects of salinity on sorghum genotypes and there is considerable varition among genotypes in this regards.
    Keywords: Sorghum, salinity, mycorhizae, genotypes, cholorophyll, leaf relative water content
  • Maryam Rahimpour, Seyfollah Fallah*, Mohammad Rafiolalhoseini Pages 139-154
    The present study aimed to assess the substitution of inorganic fertilizer with manure for increase of quality of fresh basil and its shelf life. Experiment was conducted on randomized complete block design with eight treatments and three replications in research farm of Shahrekord University in 2015. Treatments including NP (N P), NPS (N P S), NPM (N P micronutrients), NPSM (N P S micronutrients), CMp (cow manure on the basis of phosphorus), CMn (cow manure on the basis of nitrogen), BLp (chicken manure on the basis of phosphorus) and BLn (chicken manure on the basis of nitrogen). Experimental data showed that the maximum nitrate accumulation was noted in NP, and NPM treatments (62.78, and 60.18 mg/kg, respectively) and minimum nitrate accumulation was recorded in CMp and BLp treatments (23.53, and 26.77 mg/kg, respectively). The greatest concentration of phosphorus, and potassium, were produced in CMp and BLn, respectively. The highest nitrogen concentration was observed in NP, NPS and BLn treatments, but the highest sulfur was obtained in NPM and NP treatments. The best apparent quality of basil was corresponded to BLp and BLn treatments and CMp, CMn and NPSM treatments were in next order, and the lowest level of apparent quality was observed in NP, NPM, NPS treatments. Altogether, these results suggest that the substitution of inorganic fertilizer with chicken manure or cow manure reduces nitrate accumulation of fresh basil and increases shelf life potential.
    Keywords: Nitrogen, organic manure, phosphorus, sulfur
  • Zeynab Rezayi Far, Siamak Fallahi, Esmaeil Gholinezhad * Pages 155-170
    Drought stress and ultraviolet radiation as stressful environmental factors have deleterious effects on physiological and growth of plants. Plants through specific physiological mechanisms confront with stressors factors that they cause the production of reactive oxygen species in plant cell. So in order to evaluation of the effect of drought stress and Ultraviolet on photosynthesis pigments and antioxidant defensive system of enzyme and non-enzyme in three varieties of wheat (Triticum aestivum L.), pot experimental was conducted by using factorial based on completely randomized design (RCD) with three replications in Payme Noor university laboratory of Urmia in 2015. Treatments were drought stress in two levels (control and drought stress by applying 25% of field capacity) and ultraviolet radiation (control and UV-C) and three wheat varieties ("Zare", "Pishgham" and "Mihan"). In this study, morphological traits, photosynthetic pigments and enzymes affecting on defense system were studied. The results showed that under drought stress and UV rays, the content of flavonoids increased in " Mihan" and decreased significantly in "Pishgham" cultivar, while in the same conditions (drought stress and UV radiation), the content of anthocyanins increased significantly. Treatment drought stress and UV causes oxidative stress in different varieties of wheat. In addition drought stress increased phenolic compounds and cause to enhance antioxidant enzymes such as catalase activity, superoxide dismutase and peroxidase. The content of soluble sugars increased under drought stess conditions. Drought stress in comparison with optimum irrigation, stem lenth, root lenth, carotenoids and total chlorophyll about 16, 20, 25 and 25 percent significantly reduced, respectively. In drought stress condition, application UV increased proline amount in all three varieties about 31 percent but in optimum irrigation increasing was 22 percent. Increase the activity of antioxidant enzymes was observed in all three varieties, as well as the content of malondialdehyde and proline increased in all three varieties studied. UV radiation caused a significant reduction in the concentration of chlorophyll a, b and total chlorophyll. Also drought stress and UV reduced significantly root and stem dry weight, root and stem length. The interaction between drought stress and ultraviolet radiation increased damage to the plant. Also "Zare" variety according to increasing flavonoids and anthocyanin comparison with "Pishgham" and "Mihan" varieties was known as tolerant to drought stress.
    Keywords: Anthocyanin, Drought stress, Flavonoids, UV radiation, Wheat
  • Bahareh Kashefi *, Elham Ahmadian Pages 171-182
    In order to investigation effect of hexaconazole in some morpho- physiological traits of Althaea officinalis in drought stress, the experiment was conducted factorial in the base of complete randomized design with four replications in greenhouse of Islamic Azad university of Neyshabur branch in 2012- 2013. Treatments were drought (50%) and control (100%) field capacity and sparying of hexaconazole solution in two concentrations (15 and 25 mg/L) and control. Sampling was done about 125 days after growing, before reproductive growth stage. In the base of comparison of means, drought stress the reduction of other traits except root length, content of proline, protein and catalase activity. The interaction between drought and hexaconazole were significant on the number and leaf area, stem length, stem to root ratio, fresh and dry weight, proline content and activity of peroxidase enzyme. Also, 15 mg/L concentration of hexaconazole compared to other levels, increasing the contents of root length, soluble carbohydrates and protein. Also, number of leaf, stem length, proline and peroxidase enzyme content had decreasing in lower level than higher level of hexaconazole. In the base of the results, high concentrations of triazole compounds can be made further increase growth on Marshmallow in drought conditions as a substance that can be used to reduce the effects of stress.
    Keywords: Catalase, Peroxidase, Protein, Proline
  • Naser Karimi Dr *, Zeynab Saiedikhah Pages 183-198
    Selenium as a metalloid and useful element has different effects on plants. It enhances plant growth at low concentrations while high concentrations of this element can cause stress in plants. The aim of this study was to investigate the effect of different concentrations of selenium (0, 20, 40, 120 and 240 µM) equivalent to (0, 2, 4, 11 and 22 mg/L), at the 4-leaf stage, on shoot and tuber growth and some physiological parameters of the Allium iranicum Wendelbo and Allium ampeloprasum L..The results showed that with increasing concentrations of selenium, the growth rate (height, weight gland and the aerial parts as well as chlorophyll content) of two species significantly decreased which the most reduction was occurred in plants grown at 22 mg/L treatment. Malondialdehyde content was increased in treatments of more than 2 mg/L compared to the control group. With increasing levels of selenium in the medium, catalase activity decreased, while antioxidant compounds content such as carotenoids, carbohydrates and protein increased. The results showed that low selenium concentrations (0-2 mg/L) promote the growth by increasing the amount of chlorophyll as well as the synthesis of carbohydrates, but higher concentrations of selenium (4-22 mg/L) reduced the growth due to the production of reactive oxygen species and reduces the biomass. The overall results of this study showed that different levels of selenium concentration, affect morphological and physiological characteristics of tuber and shoot of two species. The important morphological symptoms of selenium toxicity were tuber and aerial growth reduction and chlorosis of young leaves.
    Keywords: Fraxinus excelsior, Robinia pseudoacacia, Lavandula stoechas phytoremediation, Lead, Kermanshah
  • Parichehreh Rahimi, Zohreh Ghanbarzadeh, Assieh Behdad, Sasan Mohsenzadeh Dr * Pages 199-210
    Silicon is the second most abundant element in soil. It is generally considered a beneficial element for the growth of higher plants, especially those grown under stressed environments. Cadmium is a toxic and nonessential element for plant growth and development. The aim of this study was to investigate the effect of silicon on cadmium stress improvement in tomato. Therefore, the interactional effects of cadmium (0, 50, 100 µM) and silicon (0, 50, 100 mM) were studied. A completely randomized design study with three replications was conducted in the research laboratory of Shiraz University in 1392. The results showed that cadmium exposure significantly decreased plant growth, the content of chlorophyll and carotenoid pigments. Further, increasing 9 times proline, %19.3 anthocyanins and %33.3 the potential total antioxidant, were as consequences of cadmium stress. Lipid peroxidation in roots and shoots increased during stress. The application of silicon significantly alleviated the adverse effect of cadmium toxicity in tomato seedlings. This was correlated with reduction of lipid peroxidation in root and shoot and stimulation of antioxidative activity. Silicon significantly improved growth and photosynthetic pigments in plants under cadmium stress. In all examined parameters, the treatment 100 mM of silicon had maximum effect of improving potential .Therefore, the concentration of 100 mM silicon is proposed as alleviation of cadmium stress such as oxidative stress in tomato.
    Keywords: Antioxidant, Cadmium, Heavy metal, Lycopersicum esculentum, Silicon
  • Forough Akbari, Maryam Madadkar Haghjou Dr * Pages 211-228
    One of the important goals of plant physiology in water ecosystems, is biomass and growth increment of green microalgae which led to access to their valuable production. In this regard, many factors are able to influence the increment and decrement of algal biomass. In this research different levels of vanillin (C8H8O3), as 0 (control), 10, 25, 40, 50, 70, 90 and 100 mg. L-1, were investigated during 24 days on cell number, fresh weight, dry weight and some of physiological indices (such as total sugar, reducing sugars, protein and photosynthetic pigments) in two algae, D. badawil-UTEX2538 and D. salina-UTEX200. All experiments were performed as completely randomized design (CRD) in three replications. The highest number of cells was observed at 25, 40 and 50 mg. L-1 vanillin treatments. In D. bardawil, maximum specific growth rate (SGR) and minimum doubling time (DT) of cells were observed at 50 mg. L-1 and in D. salina those were observed at 25 and 40 mg. L-1. Fresh weight, dry weight and total sugar were increased by the most of treatments, but protein and reducing sugars were decreased compared to control. Chl a, total Chl and total carotenoid were increased only in D. bardawil, but Chl b and beta carotene showed decrements. D. salina had a higher growth rate but lower content of protein, total sugar and reducing sugars than D. bardawil. Overall, in contrast to some of the previous researches, vanillin which has phenolic nature induced faster growth rate and cell division in algal suspensions and also in the most of the cases, it led to improvement of physiological indices.
    Keywords: Biomass, Dunaliella alga, Photosynthetic pigments, Reducing sugar, Total sugar, Vanillin
  • Leila Soleimanpur, Ruhollah Naderi *, Mehdi Najafi Pages 229-246
    To investigate the amount of nitrogen (N), phosphorous (P) and potassium (K) uptake in crops and weeds in cereals-legumes intercropping, a field experiment was performed in 2014-2015. Treatments included 10 monoculture (wheat, barley, triticale, pea and bean with and without weeds) and 6 intercropping (wheat pea, wheat faba bean, barley pea, barley faba bean, triticale pea and triticale faba bean with weeds) which laid out in a randomized complete block design (RCBD) with three replicates. Our results showed that the highest N content in cereals shoot was obtained in weed-free monoculture wheat (8.1 %) and in legumes shoot was obtained in weedy monoculture pea (17.3 %) and weed-free monoculture pea (15.8 %). There was no significant difference between weedy monoculture and intercropping treatments for N content in weed shoot, according to Duncan test. The highest value of P content in cereals shoot was observed in faba bean숗 intercropping (0.80 %) and weed-free monoculture wheat (0.79 %). The highest amount of P content in legume and weeds was obtained in weed-free monoculture pea (1.90 %) and weedy monoculture pea (0.13 %). The highest amount of K content in cereals, legumes and weed shoot was obtained in barley-pea intercropping (1.95 %), triticale-pea (1.59 %) and barley-pea (1.90 %), respectively. Thus, intercropping can reduce nutrients availability for weeds and it can cause an increase in nutrients for crops.
    Keywords: Wheat, barley, triticale, pea, faba bean