فهرست مطالب

مطالعات برنامه درسی آموزش عالی - پیاپی 17 (بهار و تابستان 1397)
  • پیاپی 17 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/05/30
  • تعداد عناوین: 8
|
  • کوروش فتحی واجارگاه * صفحات 1-5
  • محمود مهرمحمدی، نعمت الله موسی پور، امیر حسین کیذوری * صفحات 7-35
    پژوهش حاضر با هدف شناسایی گزینه های سیاستی توسعه برنامه های میان رشته ای در ایران به انجام رسیده است. در این پژوهش از روش های چندگانه بهره برده شده است. در عین حال بخش عمده پژوهش از نوع کیفی و در آن از روش«گروه کانونی» استفاده شده است. به این منظور 9 نفر از اعضاء هیات علمی که در زمینه پژوهش دارای تجربه و فعالیت پژوهشی بودند از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. برای تعیین اعتبار و روائی داده ها نیز از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بر مبنای 2 عامل «میزان آمیختگی» یعنی چند رشته ای یا میان رشته ای بودن و «زیست بوم» تحقق میان رشتگییعنی ایران و جهان می توان 9 سیاست را برای توسعه برنامه های میان رشته ای اتخاذ نمود. همچنین10 راهبرد و 18 راهکار اجرایی برای توسعه برنامه های میان رشته ای در نظام آموزش عالی ایران توصیه شده است.
    کلیدواژگان: سیاستگذاری، برنامه میان رشته ای، ایران، راهبرد
  • منصوره حاج حسینی*، عباس بازرگان صفحات 37-66
    پژوهش حاضر، با هدف شناسایی منظرها و چالش های آموزش فعال در نگرش استادان دانشگاه اجرا گردید. این پژوهش در رویکرد کیفی و به روش مطالعه پدیدارشناسی انجام پذیرفت. مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل 25 استاد دانشگاه تهران در دانشکده های علوم انسانی و اجتماعی بودند که به روش انتخاب هدفمند و به واسطه فرم مشاهده آموزش و انتخاب دانشجویان برگزیده شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش مصاحبه کیفی و از نوع مصاحبه با پرسش های باز و استاندارد شده بود و داده ها مطابق با رویکرد تحلیل تفسیری نظریه زمینه ای استراس و گلاسر تحلیل و طبقه بندی گردید. پس از تحلیل، تفسیر و طبقه بندی، مضامین حاصل از بیانات استادان هر دو گروه آموزش سنتی و فعال در دانشگاه ، شش مقوله حاصل آمد: توصیف آموزش، نقش استاد در آموزش ، واکنش در برابر روش های نوین، گرایش به روش های نوین، چالش ها در برابر روش های نوین و اصلاحات لازم برای ارتقاء آموزش؛ در بعد نگرش به آموزش فعال درحالیکه استادان آموزش فعال، بر تعامل میان استاد و دانشجو، متمرکز گردیدند، استادان روش سنتی آموزش فعال را بر پایه نقش محوری استاد در کلاس درس توصیف می نمایند. در بعد گرایش به آموزش فعال استادان آموزش سنتی برای کاربرد روش های فعال بر پیش آیند وجود دانشجویان با انگیزه و علاقه مند باور دارند و عدم آمادگی دانشجویان را علت عدم علاقه نسبت به کاربرد این روش ها ذکر می کنند اما استادان آموزش فعال، ارزیابی بهتری از تغییرات به وجود آمده در آموزش داشته و تعاملی و دوسویه تر شدن آموزش را به عنوان تغییر مطلوب آموزش به سوی فعال ساختن و درگیری بیشتر دانشجویان در فرایند آموزش مطرح می نمایند. در بعد موانع موجود برای استفاده از آموزش فعال، استادان آموزش سنتی بر معایب این نوع از آموزش تاکید نموده و آن را نیز بر اساس نقش محوری استاد و وظیفه اصلی او در اانتقال هر چه بیشتر محتوا بیان می کنند. درحالیکه استادان آموزش فعال چهار دسته چالش های مرتبط با استاد، سرفصل آموزشی، نظام ارزشیابی و چالش مربوط به ساختار و سازمان آموزش را بیان نموده اند. وجه مشابه هر دو گروه از استادان در بعد اصلاحات لازم برای ارتقاء آموزش است که در چهار طبقه قرار می گیرد: 1) تحول در نگرش به آموزش در دانشگاه، 2) اصلاحات ساختاری آموزش عالی جهت تسهیل آموزش فعال، 3) توانمند سازی استادان و 4) بازنگری محتوا و روش های ارزشیابی متناسب با رویکرد نوین آموزش
    کلیدواژگان: آموزش فعال، دانشگاه، منظر ها و چالش ها، استادان
  • سپیده جعفری، حمید رحیمیان *، عباس عباس پور، سعید غیاثی ندوشن، علی خورسندی طاسکوه صفحات 67-91
    هدف این پژوهش تدوین الگوی مفهومی برای بین المللی شدن دانشگاه ها در حوزه علوم انسانی و اجتماعی بود. این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی بود که با استفاده از رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل صاحب نظران و اعضای هیئت علمی دارای آثار نوشتاری مرتبط با بین المللی شدن، مدیران دفاتر بین المللی و روسای دانشکده های علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه های دولتی شهر تهران بودند که با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند در مجموع 12 نفر به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. برای به دست آوردن اعتبار و روایی داده ها از روش های بررسی توسط اعضاء، مثلث سازی منابع داده ها و بازبینی توسط همکاران پژوهش استفاده شد. در نهایت نتایج پژوهش نشان داد که بین المللی شدن دانشگاه ها دارای 8 مولفه اصلی است: مولفه تبادل استاد و دانشجو و پژوهشگر، تعامل و همکاری های علمی و پژوهشی، آموزش و پژوهش و خدمات بین المللی، تبادل دانش و نظریه، ایجاد فرهنگ بین المللی، جذب نخبگان، درآمدزایی و رقابت. همچنین با توجه به عوامل پیشبرنده و بازدارنده بین المللی شدن دانشگاه ها سه راهبرد تدوین شد و مدل نهایی بر اساس آن ها ارائه گردید.
    کلیدواژگان: بین المللی شدن دانشگاه، علوم انسانی و اجتماعی
  • مبینا غربا*، اکرم دهباشی، حمید رحیمی صفحات 93-114
    برنامه های درسی، بستر شکل گیری مهم ترین فرایند نظام آموزش دانشگاهی، یعنی یادگیری است. آموزش، پژوهش و عرضه ی خدمات تخصصی توسط موسسات آموزش عالی تا حدود زیادی به پویایی برنامه های درسی وابسته هستند. برنامه های درسی موجود در نظام دانشگاهی، به تربیت دانش آموختگان ماهر«که پس از فارغ التحصیل شدن بتوانند متناسب با نیازها و ضرورت های جامعه جذب بازارکار شوند»تجهیز نشده اند. از این رو پژوهش حاضر درصدد بررسی علل شکاف میان برنامه درسی قصد شده وکسب شده(موجود) می باشد. بنابراین نوع پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر اجرا، پدیدارشناسانه بود. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان حوزه برنامه درسی و آموزش عالی بودند که با توجه به ماهیت پژوهش، حدود هشت نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری، روش غیر تصادفی هدفمند بود. ابزار پژوهش شامل مصاحبه ساختار یافته با چهار سئوال باز پاسخ بود. یافته های حاصل از مصاحبه نشان داد عدم تخصص افراد درتدوین برنامه درسی، کمبود منابع (انسانی، فنی، مادی)، عدم اعتقاد تربیتی راسخ اعضای هیات علمی دانشگاه ها نسبت به نقش برنامه درسی، عدم آشنایی با کاربردهای برنامه درسی در محیط زندگی و کاری، عدم وضوح و شفافیت اهداف، عدم درک وفهم اهداف، عدم برانگیزانندگی محتوای برنامه درسی ، عدم آموزش صحیح استادان در خصوص اهمیت اجرای صحیح برنامه های درسی، نبود نظارت وارزشیابی استاندارد از سوی مدیران دانشگاهی، عدم وجود امکانات کافی برای برخی دروس کارگاهی و آزمایشگاهی، نبود نظام صحیح ارزشیابی عملکرد استادان، انتصاب افراد غیر متخصص در پست های مدیریتی مربوط به حوزه آموزش، آرمانی دور از دسترس بودن برخی از برنامه های درسی و عدم تطابق آنها با واقعیت های موجود وملموس در جامعه و دانشگاه وعدم شور وشوق ورغبت دانشجویان جهت کسب برنامه درسی قصد شده از مهمترین دلایل شکاف بین برنامه درسی قصد شده و کسب شده می باشد.
    کلیدواژگان: گسست آموزشی، برنامه درسی قصد شده، برنامه درسی کسب شده، آموزش عالی
  • بهروز رحیمی * صفحات 115-166
    هدف این پژوهش شناسایی چالش های محیط آموزش عالی در قرن بیست ویک و الزام جهت گیری های برنامه درسی بر اساس آن ها بود. در پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و از روش تلفیقی (سنتز پژوهی) استفاده شد. جامعه ی آماری شامل مبانی نظری و پژوهشی داخلی و خارجی مرتبط و در دسترس که از شروع قرن بیست ویک تاکنون (2016-2001) در حیطه موضوع مورد مطالعه به انجام رسیده و همچنین مطالعاتی که قبل از شروع قرن 21 در راستای هدف پژوهش بودند در دو مرحله جمع آوری و از طریق نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری داده ها، انتخاب گردیدند. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق تحلیل محتوا با استفاده از رویکرد جامع (کمی، کیفی) انجام گرفت. در بخش کمی از روش توصیفی و قالب مضامین و در بخش تحلیل محتوای کیفی از روش قیاسی و با استفاده از شبکه مضامین داده ها تحلیل گردید. همچنین جهت بررسی اعتبار داده ها از تحلیل مقایسه ای، بازبینی و تطابق داده ها با منابع اطلاعاتی و جهت برآورد قابلیت اعتماد داده ها و الگوی پیشنهادی از روش مرور همتا و نظرسنجی متخصصین استفاده گردید. درنهایت، یافته ها هشت مولفه ی بحران زیست محیطی، کیفیت، یادگیری مادام العمر، فناوری اطلاعات و ارتباطات، آموزش توده، خصوصی سازی، جهانی شدن و بین المللی سازی، عناصر برنامه درسی آموزش عالی را به عنوان چالش های محیطی آموزش عالی در قرن بیست یکم معرفی و در چهار بعدکلی شامل،1- بعد دسترسی 2- بعد پاسخگویی 3- بعد یادگیری فناورانه 4-بعد برنامه درسی پویا، ترکیب نموده و ابعاد الگوی جهت گیری های برنامه درسی آموزش عالی با توجه به این فراترکیب توسط شبکه ی مضامین ترسیم گردید.
    کلیدواژگان: چالش های محیطی آموزش عالی، قرن بیست ویک، جهت گیری برنامه های درسی، سنتزپژوهی
  • فاطمه احمدبیگی، قدسی احقر *، محسن ایمانی نایینی صفحات 167-181
    این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش تفکر انتقادی بر یادگیری مشارکتی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در سال 1396 انجام شد. روش پژوهش بر حسب هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری شامل 60 نفر از دانشجویان دختر و پسر دوره کارشناسی حسابداری بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، در دو گروه 30 نفره آزمایش و کنترل همتاسازی شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش تفکر انتقادی قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه یادگیری مشارکتی چو و باولی (1999) استفاده شد. داده های گردآوری شده از طریق آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس و t وابسته) و با استفاده از نرم افزار SPSS-V22 تحلیل شد. یافته ها نشان داد آموزش تفکر انتقادی بر یادگیری مشارکتی در بین دانشجویان موثر است و پایداری آن در طول زمان نیز ماندگار بوده است. بنابراین آموزش تفکر انتقادی باعث افزایش یادگیری مشارکتی در دانشجویان شده است.
    کلیدواژگان: تفکر انتقادی، یادگیری مشارکتی، استنباط، مهارت خودگردانی
  • صادق زارع صفت، مرضیه دهقانی *، رضوان حکیم زاده، مرتضی کرمی، کیوان صالحی صفحات 183-216
    این مقاله برنامه درسی مغفول را در برنامه های قصد شده توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی را در دانشگاه های ایران بررسی و به عنوان نمونه بر روی برنامه های آموزشی دانشگاه فردوسی مشهد تمرکز نمود. برای این پژوهش دو سوال اصلی مطرح شد: نخست آنکه برنامه های توسعه حرفه ای چه حیطه‏ هایی را شامل می گردد و دوم این که در برنامه های توسعه حرفه ای چه حوزه هایی مغفول مانده است. در این پژوهش از دو راهبرد سنتز پژوهی نوع دوم (سوال نخست) و تحلیل محتوا (سوال دوم) استفاده شد. جامعه آماری روش نخست تعداد 67 پژوهش مرتبط بود که از طریق نمونه گیری هدفمند معیاری انتخاب شدند. اعتبار یافته ها از طریق فن دلفی تائید شد. در سوال دوم جامعه آماری، شامل 6 سند که به صورت سرشماری انجام گرفت. اعتبار یافته ها از طریق توافق درصدی تائید شد. یافته ها نشان می دهد که ابعاد توسعه حرفه ای شامل سه حیطه الف) برنامه های حمایتی؛ ب) برنامه های فردی و شامل شناختی (دانشی، مهارتی و عاطفی) و فراشناخت (ابعاد سطوح عالی تفکر و مدیریت خود)، انسانی (تعاملاتی و مهارت های بین فردی)، اخلاق حرفه ای و حوزه تخصصی-رشته ای و ج) برنامه های اداری-اجرایی شامل شغلی، مدیریتی، سازمانی، محیطی، مشاوره ای، پژوهشی و آموزشی است. در بخش دوم مهم ترین حیطه های مغفول برنامه های درسی قصد شده در دانشگاه های ایران و فردوسی مشهد برنامه های حمایتی، در حیطه سازمانی برنامه های مشاوره ای و در حیطه فردی برنامه های شناختی وجود دارد. به نظر می رسد برنامه های توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی در سطح کلان نیازمند بازنگری جدی است و از دیگر سو در سطح خرد، لازم است کنشگران برنامه های درسی زمینه های متنوعی را با توجه به تغییرات گسترده آموزشی تدارک ببینند.
    کلیدواژگان: برنامه های توسعه حرفه ای، اعضای هیئت علمی، برنامه های درسی قصد شده، برنامه های درسی مغفول
|
  • Kourosh Fathi Vajargah * Pages 1-5
  • Mahmood Mehrmohammadi, Nematollah Musapoor, Amir Hossein Kayzouri * Pages 7-35
    The present study aimed at identifying the policy options and strategies for developing interdisciplinary programs in Iran. Multiple methods were used, although the study was mainly qualitative and revolved around the focus group method. To this end, nine faculty members from universities and higher education institutions, who were experienced in teaching and conducting research projects, were selected through purposeful sampling. Data analysis was performed by qualitative content analysis method. To determine the validity of the data, two methods were used: member checking and review by non-participant experts. The research findings showed that nine policies could be developed for the enhancement of interdisciplinary programs based on the two factors, including the mixing rate that meant being multidisciplinary or interdisciplinary as well as the ecosystem of intercultural realization, i.e. Iran and the world. Also, 10 strategies and 18 executive strategies were recommended for the development of interdisciplinary programs in Iranian higher education system.
    Keywords: Policy making, Interdisciplinary program, Strategy, Iran
  • Mansoure Hajhosseini *, Abbas Bazargan Pages 37-66
    The aim of this study is to identify the perspectives and challenges in active education from the viewpoints of faculty member. The research was done through a qualitative and phenomenological approach. Participants in this study included 25 faculty members of Humanities Faculty of Tehran University; they were selected by purposeful sampling method and by selection of students by the training observation form. In this research, the data gathering instrument was a qualitative interview including open and standard questions; and the data were analyzed and classified according to the analytical and interpretive approaches of Strauss and Glaser's underlying theory. By examining the response phrases and after analyzing, interpreting and classifying, six categories were obtained: the description of education, the role of the teacher in teaching, the response to new methods, the trend towards new methods, and the challenges facing new methods and the necessary reforms to promote education. From the perspective of active education, active teaching professors focused on the interaction between the teacher and the student, while traditional method professors described active education based on the central role of the teacher in the classroom. Traditional professors highlighted the necessity of motivated and interested students for employing proactive methods and they mentioned lack of students’ readiness as the main reason for their unwillingness for using these methods. But professors of active education evaluated the changes made by education and interactive and they described two-way education as a desirable change of education to more activating and engage students in the educational process. Traditional professors mainly emphasized the disadvantages barriers of this active education, which they explained based on the central role of the teacher and his main role in the transferring content as much as possible. While the professors of active education identified four classes of teacher-related challenges, a training curriculum, an evaluation system and a challenge to the education structure and organization. Both groups of professors were common in expressing the necessary reforms to promote education, which is in four dimensions: the transformation of attitude towards education, structural reforms of higher education to facilitate active education, faculty empowerment and content review and evaluation methods adapted to the new educational approach.
    Keywords: active education, University, perspectives, challenges, professors
  • Sepideh Jafari, Hamid Rahimian *, Abbas Abbaspour, Saeed Ghiasi Nedooshan, Ali Khorsandi Taskoh Pages 67-91
    The present research aimed to formulate a conceptual model for internationalization of universities in the fields of humanities and social sciences. This study was a qualitative using a grounded theory approach. The study population included university experts and faculty members who published works on internationalization, managers of international offices, and chancellors of humanities and social sciences faculties in state universities in Tehran. A total of 12 participants were selected for this study through purposive sampling. The data was collected through semi-structured interviews. The methods employed to assess the validity and reliability of the data included review by members, triangulation of data, and review by co-researchers. The results revealed that internationalization of universities involves 8 main components: exchange of data among professors, students, and researchers, research and academic cooperation and interaction, education and research and international services, exchange of knowledge and theories, creation of an international culture, retention of the elite, revenue generation, and competition. Three strategies were also developed based on promotion and restrictive factors of internationalization of universities. And the final model was presented according to the mentioned factors.
    Keywords: internationalization of universities, humanities, social sciences
  • Mobina Ghoraba *, Akram Dehbashi, Hamid Rahimi Pages 93-114
    Curriculum creates the main context for the formation of the most important process of the academic system, learning. Education, research and the provision of specialized services by higher education institutions largely depend on the dynamics of curricula. The curriculum offered is currently not equipped with skilled graduates and does not fit the needs and necessities of the community and the market. Consequently, the purpose of this research was examining the causes of the gap between intended and learned curriculums. The type of research was applied in terms of purpose, and phenomenological in terms of implementation. The statistical population of the study consisted of specialists in the field of curriculum, which according to the nature of the research, about eight individuals were selected as samples. The sampling method was purposive non-random. The research instrument was a structured interview with four open questions. The findings of the interview showed that lack of expertise in the curriculum, lack of (human, technical, material) resources, unwillingness of faculty members, lack of familiarity with curriculum applications, incomprehensible goals, lack of enthusiasm for the content of the program, the lack of proper training of professors about the importance of the correct implementation of curriculum, lack of supervision by academic directors, lack of sufficient facilities for some laboratory courses, lack of a proper system of assessing the performance of professors, the appointment of non-specialists in management positions related to the field of education, ideality of some curriculum and their mismatch with the realities in the community and university and the lack of motivation in students to obtain the intended curriculum are of the most significant reasons for the gap between the intended and learned curriculum.
    Keywords: eeducational gap, intended curriculum, learned curriculum, higher education
  • Behrooz Rahimi * Pages 115-166
    The purpose of this study was to identify the challenges of the higher education system in the 21st century and the need for curriculum orientations according to these challenges. In the present study, a qualitative approach and a combination method (research synthesis) were used. The statistical society included the related and available theoretical and research theories, which were proposed since the beginning of the 21st century (2001-2016) at the national and international levels, and the studies that were conducted before the beginning of the 21st century. The data were collected at two stages through targeted sampling and theoretical saturation criterion. The data analysis was done through content analysis using a comprehensive (quantitative, qualitative) approach. The quantitative phase was conducted through descriptive method and analyzing the format of the content. And in the content analysis the data grid network was analyzed. In addition, the Peer review and expert survey were used for the purpose of comparing the validity of the data, the review and adaptation of the data with the information sources and for estimating the reliability of the data and the proposed model. Finally, the findings revealed eight components of the environmental crisis, quality, lifelong learning, information and communication technology, mass education, privatization, globalization and internationalization. The findings also showed the challenges of higher education curriculum in the 21st century in four dimensions: 1) access dimension; 2) responsiveness dimension; 3) technological dimension, and 4) dynamic curriculum dimension.
    Keywords: challenges of higher education environment, twenty-first century, orientation of curricula, synthesis research
  • Fatemeh Ahmad Beigi, Ghodsy Ahghar *, Mohsen Imani Naeini Pages 167-181
    The purpose of this study was to evaluate the effectiveness of critical thinking training for cooperative learning among students of Islamic Azad University, Tehran North Branch in 2017. The research method was applied in terms of its purpose and in terms of data collection method, a semi-experimental design was a pre-test and post-test design with control and follow-up group. The statistical population consisted of 60 male and female students, majoring in accounting that were assigned to two groups of 30 experimental and control groups using available sampling method. The experimental group received eight 90-minute sessions of critical thinking training, while the control group did not receive this training. The questionnaire proposed by Cho and Bowley (1999) were used for collecting data about cooperative learning. The collected data were analyzed using descriptive and inferential statistics (covariance analysis and t-dependent analysis) and analyzed using SPSS-V22 software. The results showed that the critical thinking training has affected cooperative learning and its sustainability has remained stable over time. Therefore, teaching critical thinking could improve cooperative learning in students.
    Keywords: critical thinking, cooperative learning, inference, self-discipline skill
  • Sadegh Zaresefat, Marzieh Dehghani *, Rezvan Hakimzadeh, Morteza Karami, Keyvan Salehiorcid Pages 183-216
    The present study investigated null curriculum research in professional development programs for faculty members at Iranian universities and focused on educational programs at Ferdowsi University of Mashhad, Iran. Two main questions were raised for this research: first, “what areas of professional development programs are covered” and, second, “what areas have been neglected in professional development programs”. In this research, two types of research synthesis strategies (first question) and content analysis (second question) were used. The corpus for this study consisted of 67 related articles. The credibility of the findings was confirmed by the Delphi fan. Regarding the second question, the research strategy was content analysis (documentation) and included 6 documents that were censored. The credibility of the findings was confirmed by a percentage agreement. The findings indicated that the dimensions of professional development include three areas: a) supportive programs; b) individual programs, including cognitive (knowledge, skill and emotional) and metacognition (dimensions of excellent levels of thinking and management), human (interactions and Interpersonal skills), professional ethics and discipline; and (c) organizational programs including occupational, managerial, organizational, environmental, consulting, research and educational. In the second part, the most important areas of curriculum neglected in Iran and Ferdowsi University of Mashhad are supporting programs in the area of ​​organizational counseling programs and in the individual domain of cognitive programs. It seems that professional development programs for faculty members need a serious improvement at the macro level as well as the micro level, and it is necessary for actors to develop preparation in a variety of curricular contexts and wide-ranging educational developments.
    Keywords: professional development programs, faculty members, planned curriculum, null curriculum