فهرست مطالب

مرتع - سال دوازدهم شماره 2 (تابستان 1397)
  • سال دوازدهم شماره 2 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/05/30
  • تعداد عناوین: 10
|
  • فهیمه بازیار، قاسمعلی دیانتی تیلکی، سید جلیل علوی صفحات 124-137
    تحقیق حاضر در مراتع حوزه آبخیز گلندرود در استان مازندران انجام شد. هدف اصلی این پژوهش بررسی دامنه اکولوژیک Phlomis cancellata و Trifolium repens به برخی متغیرهای محیطی با استفاده از تابع HOF در طول گرادیان متغیرهای محیطی بود. برای این منظور، 153 پلات یک متر مربعی در طول گرادیان ارتفاعی مستقر شدند. نمونه برداری به روش تصادفی-سیستماتیک انجام شد. در هر سطح نمونه گیری فراوانی دو گونه Ph. cancellataو T. repens، ارتفاع و شیب و جهت ثبت شدند. نمونه های خاک از عمق 20- 0 سانتی متری در هر پلات برداشت شدند. در هر نمونه pH، ، EC،. کربن آلی، نیتروژن و بافت خاک اندازه گیری شد. برای مطالعه منحنی پاسخ و اپتیمم اکولوژیکی در ارتباط با متغیر های محیطی از تابع HOF با پراکنش دوجمله ایی استفاده گردید. داده ها بوسیله نرم افزار R ver. 3. 0. 2 آنالیز شدند. گونه Ph. cancellataوT. repens عمدتا در طول گرادیان متغیر های محیطی، دامنه متفاوتی نشان دادند. نتایج نشان داد که دامنه اکولوژیک و بهینه اکولوژیکی برای T. repens به ترتیب 2975- 2125 متر و 2125 متر و برای Ph. cancellata به ترتیب 2184-2975 متر و 2246 متر ثبت شدند. همچنین منحنی پاسخ T. repens نسبت به ارتفاع هم نوا کاهشی بود، اما برای Ph. cancellata به صورت نامتقارن و چوله دار بود. منحنی پاسخ Ph. cancellata وT. repens نسبت به متغیر pH و Nبه صورت خط صاف بود.
    کلیدواژگان: تابع HOF، دامنه اکولوژیکی، بهینه اکولوژیکی، منحنی پاسخ، Phlomis cancellata، Trifolium repens
  • احمد احمدی، یونس عصری، محمدرضا طاطیان، رضا تمرتاش، حسن یگانه صفحات 138-153
    اراضی شور اطراف دریاچه ارومیه با مساحتی حدود 353150 هکتار در استان های آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی قرار گرفنه است. در پژوهش حاضر پوشش گیاهی اراضی شور اطراف دریاچه ارومیه بر اساس روش براون- بلانکه مطالعه شد. برداشت های جامعه شناسی گیاهی از زیستگاه های شور با استفاده از نرم افزار آنافیتو (Anaphyto) با روش های تحلیل ارتباط های عاملی (AFC) و طبقه بندی سلسله مراتب بالا رونده (CAH) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و طی آن 16 جامعه گیاهی تشخیص داده شد. در مطالعه حاضر مشخص گردید که از سال 1374 تا سال 1394 در طی 21 سال 3/67 درصد از تعداد جامعه های گیاهی خشک گردیده و جامعه های گیاهی دیگر جایگزین آنها شده اند و 7/32 درصد از آنها قدرت زنده مانی خود را حفظ نموده اند. بررسی درصد پوشش تاجی جامعه های گیاهی نشان می دهد که پوشش تاجی حداقل 4/10 درصد در جامعه Halanthietum rarifolii و حداکثر 3/73 درصد در جامعه Iridetum musulmanicae نسبت به قبل کاهش یافته است.
    کلیدواژگان: جامعه شناسی گیاهی، نقشه پوشش گیاهی، اراضی شور اطراف دریاچه ارومیه
  • عزت الله مرادی، غلامعلی حشمتی، امیر احمد دهقانی صفحات 154-168
    الگوی استقرار گیاهان در مناطق خشک و نیمه خشک عمدتا به صورت لکه های گیاهی است. در مراتع خشک و نیمه خشک، چرای دام بعنوان یکی از مهم ترین عوامل ایجاد آشفتگی، بر پویایی لکه های گیاهی تاثیر زیادی دارد. پویایی لکه ها یکی از مفاهیمی است که در فشارهای محیطی و مدیریتی تغییرات قابل توجهی دارد. پژوهش حاضر با مطالعه ی پارامترهای لکه های گیاهی در طول زمان و در سه شدت چرای دام، به تغییرات پویایی لکه های گیاهی در مراتع نیمه خشک سمیرم پرداخته است. بدین منظور، ابتدا شبکه نمونه برداری طراحی شد و در نقاط معرف هر یک از ناحیه های چرایی، 200 ترانسکت عمود بر هم قرار داده شدند. در راستای هر ترانسکت طول، عرض، ارتفاع لکه های گیاهی و طول فضای بین لکه های گیاهی در مدت 4 سال یادداشت شدند. پویایی لکه های گیاهی با قاعده ی ریاضی ریمان محاسبه و در طول گرادیان چرایی (از ناحیه ی بدون فشار چرا به ناحیه ی با فشار چرایی زیاد) با تحلیل شبکه عصبی مصنوعی در نرم افزار Matlab شبیه سازی شد. نتایج حاکی از آن است که بین پارامترهای اندازه گیری شده در ناحیه های مختلف چرایی، تفاوت معنی داری وجود دارد (p<0. 05). پویایی لکه ها در طول گرادیان حاکی از کاهش تغییرات خصوصیات اندازه گیری لکه های گیاهی از فشار چرایی بیشتر به فشار چرایی کمتر بوده است. تغییرات وضعیت و گرایش مرتع پس از دوره 10 ساله قرق نیز؛ موید کاهش پویایی لکه های گیاهی است. از این رو به نظر می رسد بررسی پویایی گیاهان در طول گرادیان های محیطی و حتی مدیریتی معرف خوبی در ارزیابی وضعیت اکوسیستم های مرتعی مناطق خشک و نیمه خشک باشند.
    کلیدواژگان: گرادیان، پویایی لکه های گیاهی، شبکه عصبی مصنوعی، چرای دام، مراتع سمیرم
  • طاهره سلمان بیاتی، سید زین العابدین حسینی، آناهیتا رشتیان، حسین علیرضایی صفحات 169-179
    تصاویر ماهواره ای باعث افزایش دقت و کاهش زمان تهیه نقشه درصد پوشش گیاهی می شوند. برای جمع آوری داده های زمینی مورد نیاز از روش های مختلف نمونه برداری استفاده می شود. این مطالعه با هدف مقایسه سه روش نمونه برداری زمینی درصد پوشش گیاهی جهت استفاده از داده های مربوطه در مطالعات سنجش از دور انجام شده است. منطقه مطالعاتی مراتع حوزه عباس آباد (تاریکدره) در استان همدان می باشد. برای این منظور تصویر سنجنده OLI ماهواره لندست 8 مربوط به 31 مه سال 2015 پردازش گردید. شاخص های گیاهی NDVI و SAVI و TNDVIو RVI و SQRT RVI و DVI با استفاده از باندهای قرمز و مادون قرمز نزدیک در پنج تیپ گیاهی محاسبه شد. در مطالعه میدانی درصد پوشش گیاهی در منطقه با روش های ترانسکت، روش پلاتگذاری (پنج پیکسلی) و روش قدم- نقطه اندازه گیری شد. سپس با استفاده از آنالیز همبستگی و رگرسیون میزان همبستگی داده های زمینی با شاخص های گیاهی بررسی گردید. به دلیل بالاتر بودن همبستگی شاخص گیاهی NDVI با تمامی تیپ ها در هر سه روش، مدل برآورد درصد پوشش گیاهی با استفاده از داده های زمینی سه روش مختلف نمونه برداری به کمک این شاخص تعیین گردید. در مرحله بعد با اعمال این مدل بر روی شاخص NDVI، نقشه درصد پوشش گیاهی برای سه روش بطور جداگانه تهیه گردید. با استفاده از معیارهای صحت کلی و ضریب کاپا، دقت نقشه های تهیه شده برای سه روش تعیین و مقایسه شد. نتایج نشان داد که ضریب کاپای نقشه تهیه شده با استفاده از داده های زمینی روش ترانسکت برابر90 درصد و بالاتر از دو روش دیگر است. بررسی همبستگی تیپ های گیاهی با شاخص NDVI نشان داد که تمامی تیپ ها در روش ترانسکت خطی نسبت به روش های پلات گذاری و روش قدم- نقطه، با این شاخص گیاهی بالاترین همبستگی را دارند.
    کلیدواژگان: درصد پوشش گیاهی، روش نمونه برداری صحرایی، سنجش ازدور، لندست 8
  • حمید سیروسی، غلامعلی حشمتی، عبدالرسول سلمان ماهینی صفحات 180-195
    عوامل متعددی در تخریب مرتع نقش دارند که چرای دام یکی از مهمترین عوامل آن می باشد. حذف دام از مرتع به دلیل پیامدهای اجتماعی راهکار مناسبی نیست، بلکه استفاده از مرتع بر اساس توان واقعی که منجر به بهره برداری پایدار می گردد، بهترین راهکار موجود است. در این راستا، در این مقاله یک مدل چند معیاره ارزیابی تعیین توان عرصه برای چرای دام پیشنهاد شده است که شامل مراحل انتخاب هدف، انتخاب معیارها و زیر معیارها، استاندارد سازی، وزن دهی و ترکیب معیارها و زیر معیارها می شود. در این مدل معیارهای مختلف از جمله اقلیم، توپوگرافی، خاک، منابع، عوامل حفاظتی و دسترسی مد نظر قرار گرفته و توسط متخصصین مرتع با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی وزن دهی گردید. مدل پیشنهاد شده در مراتع ییلاقی منطقه جهان نما استان گلستان مورد آزمون قرار گرفت. نتایج تحلیل سلسله مراتبی نشان داد مهمترین عامل تعیین کننده مناطق مناسب چرای دام، علوفه در دسترس، فاصله از منابع آب و دسترسی به منطقه است. نتایج ارزیابی مرتع مورد مطالعه نشان داد تیپ گیاهی Astragalus-Stipa-Onobrychis دارای بیشترین سطح قرار گرفته در کلاس تناسب زیاد و تیپ Artemisia-Bromus-Cousinia کمترین مساحت قرار گرفته در کلاس تناسب زیاد را دارا بود. بیشترین درصد مساحت مربوط به کلاس بدون تناسب نیز به تیپ Artemisia-Stipa-Festuca با 22/62 درصد تعلق داشت. ارزیابی صورت گرفته نشان داد 2053 هکتار از وسعت منطقه مورد مطالعه دارای توان بالا برای چرای دام است و همچنین 4741 هکتار نیز بدون تناسب بود. به طور کلی مدل ارائه شده در این مطالعه با در نظر گرفتن تمامی ملاحظات حفاظتی، بهترین مناطق چرای دام را تعیین نمود که می تواند در برنامه ریزی بهره برداری پایدار مرتع مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ارزیابی چند معیاره، تناسب، چرای دام، مراتع جهان نما
  • شفق رستگار، حسین احمدی گتاب، قدرت الله حیدری، سیدمجتبی مجاوریان صفحات 196-202
    ارزیابی اثربخشی طرح های مرتعداری واگذار شده مراتع با گذشت بیش از یک دهه از اجرای آن ضرورتی اجتناب ناپذیر است. ارزیابی طرحهای مرتعداری می تواند موجب مشخص شدن نقاط قوت و ضعف طرح ها و بهبود کیفیت آنها در برنامه های آتی گردد. تحقیق حاضر در سال 1395به منظور ارزیابی طرح های مرتعداری در مراتع ییلاقی بابل انجام شد. به این منظور تحقیق در دو بخش مطالعه کیفی (پرسشنامه ای) و کمی (میدانی) در 6 سامان عرفی دارای طرح و فاقد طرح مرتعداری انجام شد. بخش پرسشنامه ای به منظور بررسی عملکرد طرح های مرتعداری از دیدگاه بهره برداران و همچنین اطلاعات مورد نیاز جهت تحلیل مالی فعالیت دامداری سنتی در سامان های عرفی انجام شد. در بخش کمی به مقایسه میانگین تولید علوفه و درصد پوشش تاجی در سامان های عرفی پرداخته شد. نتایج نشان داد، طرح های مرتعداری باعث افزایش 9/10 درصد پوشش تاجی و 1/26 درصد تولید علوفه قابل دسترس شده است ولی اختلاف تولید علوفه در سامان های دارای طرح و فاقد طرح معنی دار نشد. نسبت درآمد به هزینه (B/C) در مراتع فاقد طرح برابر با 39/1 و دارای طرح 44/1 بدست آمد. اما اختلاف این مقادیر در سامان های دارای طرح و فاقد طرح از نظر آماری تفاوت معنی داری نشان نداد. میانگین سود به ازای هر راس دام برای هر دامدار در مراتع دارای طرح و فاقد طرح به ترتیب 29470 و 22130 ریال محاسبه شد. از دیدگاه بهره برداران طرح های مرتعداری با میانگین رتبه ای (23/3) در بهبود شرایط مالی موثر بوده است. اما کم بودن آگاهی بهره برداران نسبت به اهداف طرح، مشاعی بودن طرح های مرتعداری، عدم نظارت بعد از اجرای طرح ها، ضعف دانش مرتعداران در زمینه فنی، مهارتی و مدیریتی، موجب گردیده اجرای طرح های مرتعداری موفقیت زیادی از نظر تقویت بنیه مالی دامداران به همراه نداشته باشد. بنابراین طرح ها زمانی می توانند دارای اثربخشی مطلوب باشند که ضمن نظارت بر اجرای طرح ها، براساس شرح خدمات طرح های مرتعداری تلفیقی (چند منظوره) ، سایر استعدادها و پتانسیل هایی مرتع شناسائی و مورد بهره برداری قرار گیرد.
    کلیدواژگان: طرح مرتعداری، سامان عرفی، تحلیل مالی، دامداری سنتی، مدیریت مراتع
  • آزاد کرمی، مهدی قربانی، حسین آذرنیوند، حامد رفیعی صفحات 210-222
    بررسی میزان تمایل به پرداخت و ارزش گذاری مسائل و مشکلات محیط زیست در ابعاد مختلف گام اساسی در جهت حل مشکلات و هم چنین حفاظت و بهره برداری از محیط زیست و دستیابی به توسعه پایدار محسوب می شود. در این مطالعه میزان تمایل به پرداخت ذی نفعان محلی در راستای حفاظت و احیای مراتع منطقه رامه شهرستان آرادان استان سمنان با استفاده از الگوی لوجیت برآورد گردیده است. تعداد پرسش نامه ها با استفاده از رابطه مایکل و کارسون 67 عدد تعیین شد اما برای بهبود نتایج، 120 پرسش نامه تکمیل گردید. در این راستا مبلغ اولیه پیشنهادی با توجه به پیش آزمون انجام شده 15000 ریال تعیین گردید. میزان تمایل به پرداخت نهایی افراد برای مشارکت در حفظ و احیای مراتع سامان های عرفی مراتع رامه که با استفاده از روش ارزش گذاری مشروط و تکمیل پرسشنامه دوگانه دوبعدی به صورت حضوری صورت گرفت، نیز معادل 77/81530 ریال تعیین گردید. همچنین نتایج حاصل از الگوی لوجیت که عوامل موثر بر احتمال پذیرش مبلغ پیشنهادی را تعیین می کند نشان داد که متغیرهای میزان مبلغ پیشنهادی، سن، جنسیت، شغل، تحصیلات، گزاره (اخلاق گرایی یا منفعت طلبی) ، دفعات بازدید از رامه و سرانه خانوار می تواند در احتمال پذیرش مبلغ پیشنهاد شده جهت حفاظت از منطقه رامه موثر باشد.
    کلیدواژگان: تمایل به پرداخت، رامه، الگو لوجیت، ارزش گذاری مشروط، حفاظت مرتع
  • نگار احمدیان، مهدی عابدی، محمد سهرابی صفحات 223-231
    وجود پوشش گیاهی پراکنده از ویژگی های مناطق خشک و نیمه خشک است و در برخی موارد فضای خالی بین این گیاهان با پوسته های زیستی مانند گلسنگ ها، پوشیده می شود. این پوسته ها در یک اکوسیستم مرتعی از جهات گوناگون اهمیت دارند و تاثیرات متعددی بر جوانه زنی و زنده مانی گیاهان آوندی می گذارند. در این تحقیق تاثیرگذاری گلسنگ ها به عنوان بخش مهمی از پوسته های زیستی بر جوانه زنی گیاهان علفی غالب مراتع استپی واقع در پارک ملی گلستان بررسی شده است. به منظور بررسی تاثیر گلسنگ ها بر جوانه زنی گیاهان، ابتدا بذرهای چهار گونه گیاهی غالب منطقه شامل: ،Stipa caucasica ،Bromus tectorum Melica ciliata و Taeniatherum caput-medusae از عرصه جمع آوری شده و سه تیمار مختلف شامل گلسنگ زنده، حذف گلسنگ و کنترل در آزمایشگاه بر درصد جوانه زنی و سرعت جوانه زنی ((t50 این بذور مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که درصد جوانه زنی دو گونه Stipa caucasica ،Bromus tectorum در تیمارهای مختلف با هم اختلاف معنی داری داشتند و میانگین درصد جوانه زنی چهار گونه S. caucasica ،M. ciliata ،B. tectorumو T. caput-medusaeبه ترتیب برابر با 4/86، 47/95، 2/51 و 13/94 درصد بود. هم چنین سرعت جوانه زنی سه گونه M. ciliata ،S. caucasica و T. caput-medusae در بین تیمارها تفاوت معنی داری داشت، به طوری که میانگین سرعت جوانه زنی بذرهای S. caucasica ،M. ciliata ،B. tectorum و T. caput-medusae به ترتیب برابر با 57/0، 62/2، 06/6 و 75/2 روز بود.
    کلیدواژگان: پوسته های زیستی خاک، گلسنگ، جوانه زنی، مراتع استپی، پارک ملی گلستان
  • حسن خسروی، غلامرضا زهتابیان، علی آذره، حامد اسکندری دامنه صفحات 232-241
    تخریب اراضی به دلیل اثرات آن روی پایداری تولیدات کشاورزی یک معضل مهم جهانی به شمار می رود. این مشکل در کشورهای در حال توسعه، به دلیل بهره برداری بیشتر از زمین به سبب افزایش جمعیت، جدی تر است. به همین منظور لازم است تا تحقیقاتی بر روی اراضی کشاورزی صورت گیرد تا برای هر منطقه مشخص گردد که آیا کشاورزی منجر به تخریب اراضی می شود. با این هدف، شهرستان خاتم به عنوان منطقه مورد مطالعه انتخاب گردید و نقشه های مختلف منطقه شامل نقشه خاک، طبقات ارتفاعی و کاربری اراضی به کمک نرم افزارهای ArcGIS9. 3 و ENVIتهیه شد. چهار کاربری غالب منطقه شامل اراضی آبی تک کشتی‏، اراضی آبی چندکشتی‏، اراضی باغی و اراضی مرتعی (تیمار شاهد) به عنوان تیمارهای مورد مطالعه در نظر گرفته شدند، نمونه برداری از خاک انجام شد و فاکتورهای تخریبی نسبت جذب سدیم، شوری و اسیدیته لایه سطحی و زیرین خاک مورد بررسی قرار گرفتند. مطالعه فاکتورها در قالب طرح پلات های خرد شده نشان داد که در منطقه بین تیمارها اختلاف معنی داری وجود دارد. مقایسه میانگین تیمارها به روش مقایسه میانگین چند دامنه ای دانکن برای همه ی فاکتورها به صورت جداگانه محاسبه شد. در مجموع پس از امتیازدهی نهایی مشخص شد که اراضی کشاورزی تک کشتی و چندکشتی به دلیل مدیریت صحیح موجب کاهش فاکتورهای تخریبی در خاک منطقه مورد مطالعه گردیده و اراضی مرتعی نیز بیشترین میزان فاکتورهای تخریبی در خاک را دارد.
    کلیدواژگان: فعالیت های کشاورزی، تخریب اراضی، اراضی مرتعی، اراضی زراعی
  • آزیتا مولایی نسب، حسین بشری، مصطفی ترکش اصفهانی صفحات 242-254
    شناسایی روش مناسب برای ارزیابی عملکرد مراتع به تشخیص میزان تخریب و تفسیر چگونگی تغییرات کمک می کند. هدف این مطالعه، تعیین شاخص های ساختاری و ویژگی های عملکردی مراتع وضعیت های مختلف سلامت با استفاده از روش تحلیل عملکرد چشم انداز (Landscape Function Analysis) بود. با استفاده از روش نمونه برداری تصادفی طبقه بندی شده بر مبنای فاصله از روستا و فشار چرایی، تعداد 4 مکان مرتعی شامل یک مرتع قرق شده (منطقه مرجع) و سه مرتع با شدت های مختلف چرا در منطقه میدانک، شهرستان فریدونشهر انتخاب گردید. در هر مکان مرتعی کاربرگ های ارزیابی سلامت مرتع براساس انحراف از منطقه مرجع اکولوژیک در خردادماه سال 1394 تکمیل گردید. ابتدا توان رویشگاه در منطقه مرجع بررسی، سپس درجه انحراف 17 شاخص سلامت مرتع در قالب سه ویژگی پایداری خاک و رویشگاه، عملکرد هیدرولوژیک و سلامت موجودات زنده نسبت به این منطقه امتیازدهی شد. در هر مکان مرتعی تعداد 9 ترانسکت 30 متری به طور تصادفی در جهت شیب غالب منطقه مستقر و انواع لکه های اکولوژیک موجود شناسایی و طول، عرض و فضای بین لکه ها ثبت گردید. همچنین، در هر نوع لکه اکولوژیک واقع در هر ترانسکت با 3 تکرار تعداد 11 شاخص خاک سطحی طبق دستورالعمل روش LFA امتیازدهی و ویژگی های عملکردی خاک سطحی در این مناطق تعیین گردید. در روش سلامت مرتع، طبقه نهایی سلامت در مکان مرتعی با شدت چرایی سبک «سالم» ارزیابی شد. میزان انحراف شاخص های سلامت مرتع در مکان مرتعی با شدت چرای متوسط نسبت به منطقه مرجع در طبقه متوسط بود و درجه سلامت نهایی آن «در معرض خطر» ارزیابی شد. در مکان مرتعی با چرای شدید، درجه انحراف اغلب شاخص ها از منطقه مرجع در طبقه حاد تا نسبتا حاد بود که سلامت نهایی این مرتع «ناسالم» ارزیابی گردید. براساس نتایج، اکثر ویژگی های ساختاری (طول لکه ها، سطح کل لکه، شاخص سطح لکه، درصد پوشش و درصد خاک لخت) و عملکردی (پایداری خاک، نفوذپذیری و چرخه مواد غذایی) بین مراتع با وضعیت های «سالم و ناسالم» تفاوت معنی داری داشتند (%5 = α) اما بین وضعیت سلامت مراتع در معرض خطر با مراتع سالم و ناسالم تفاوت معنی داری مشاهده نشد. مطالعه اخیر نشان داد که نوع مدیریت به طور قابل ملاحظه ای بر عملکرد سطحی خاک و وضعیت سلامت مرتع تاثیر دارد.
    کلیدواژگان: ساختار اکوسیستم، عملکرد اکوسیستم، تحلیل عملکرد چشم انداز، سلامت مرتع، مراتع نیمه استپی