فهرست مطالب

متن پژوهی ادبی - پیاپی 76 (تابستان 1397)
  • پیاپی 76 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/11
  • تعداد عناوین: 11
|
  • بهمن نزهت*، علیرضا مظفری، سمیه جبارپور صفحات 7-32
    «عشق» مهم ترین مقوله ادبیات عرفانی است که گستره مفهومی آن از چهارچوب پدیدارهای هستی تا فراسوی عالم حس فراتر رفته است و بیشتر اندیشه های متعالی حکما و عرفای اسلامی در این مقوله متجلی شده است. در این میان، سه رویکرد مهم فلسفی، عرفانی و رویکردی که حد فاصل این دو است، طیف هایی از خیال و اندیشه خود را برای تبیین و تشریح مقوله عشق به کار بسته اند. دو کتاب عبهرالعاشقین روزبهان بقلی شیرازی و مشارق انوار القلوب فی مفاتح اسرار الغیوب ابن دباغ قیروانی از نمونه های شاخص طیف های عرفانی و فلسفی هستند که در دو حوزه متفاوت فکری و جغرافیایی نگارش یافته اند. در پژوهش حاضر، به روش تاریخی و رویکرد تحلیلی (تحلیل محتوایی) و با بهره گیری از اندیشه های حکمای عرفان اسلامی به تحلیل مضمون نگرش ها و طبقه بندی های دو طیف مذکور از مقوله عشق پرداخته شده است. با تشریح و بررسی مقوله عشق در این دو اثر مشاهده خواهد شد که حکما و عرفای اسلامی با وضع اصطلاحات خاصی به تعریف سرشت عشق پرداخته اند و با کاربرد گسترده اصطلاحات خاص و فنی مقوله عشق بر غنای زبان و مفاهیم عرفانی افزوده اند
    کلیدواژگان: ابن دباغ، روزبهان بقلی، عشق، عرفان اسلامی، محبت
  • نورالدین بازگیر، علی حیدری*، محمد رضا حسنی جلیلیان، علی نوری خاتونبانی صفحات 33-60
    از دیرباز مواجهه انسان با مرگ، حس کنجکاوی و ترس را در او برمی انگیخت. این پرسش که «سرنوشت انسان، پس از مرگ چه خواهد شد و به کجا خواهد رفت؟»، سوال و دغدغه ذهنی نوع بشر بوده است. سفرنامه های تخیلی به جهان پس از مرگ، یکی از پاسخ های شایع به این احساس ترس و کنجکاوی هستند. در بسیاری از فرهنگ ها و ملل گوناگون، نمونه هایی از این گونه نوشته ها دیده می شود. از میان سیاهه بلندی از این سفرنامه های جهان دیگر، که آن ها را «سفرنامه های روحانی» می خوانیم، این مقاله به روش تحلیلی توصیفی به بررسی پنج نمونه از آن هاپرداخته است: حماسه گیل گمش، ارداویراف نامه، افسانه ار (Er) افلاطون، سیرالعباد سنایی و کمدی الهی دانته. این متون از لحاظ اشتمال بر اهداف سیاسی، اجتماعی، دینی، تعلیمی و فلسفی با هم اشتراک دارند و در ویژگی های ساختاری و محتوایی، مانند وجود اعداد مقدس، حضور راهنما، کهن الگوها، نماد، توصیف جهان پس از مرگ و... شباهت های بسیاری با هم دارند. این اشتراک ها و شباهت ها که ناشی از یکسان بودن بن مایه های فکری نوع بشر و نیز مراودات فرهنگی و دینی است، نشان می دهند که سفرنامه های روحانی می توانند به عنوان زبان مشترک نوع بشر به شمار روند و پرده از حقایق مشترک، اما تغییر شکل یافتهانسان ها و مذاهب بردارند
    کلیدواژگان: سفرنامه های روحانی، گیل گمش، ارداویراف نامه، ار افلاطون، سیرالعباد، کمدی الهی
  • سیدمهدی طباطبایی* صفحات 61-86
    نگاهی مختصر به دیوان شاعران نشان می دهد که گاه یک رباعی به چندین شاعر منسوب شده است. به همین دلیل، تشخیص رباعیات هر شاعر از دشوارترین بخش های تصحیح متون است. تدوین مجموعه ها و جنگ های رباعی هم، اگرچه در شناخت سرایندگان برخی رباعی ها گره گشاست، به دلیل موضوعی بودن،کتابت های فراوان، تک نسخه ای بودن، و استنساخ از روی یکدیگر، مشکلاتی دیگر در شناخت سرایندگان اشعار به وجود آورده است. از طرف دیگر، کمال الدین اصفهانی ازجمله شاعرانی است که در سرودن رباعی جایگاه ویژه ای دارد و گردآورندگان جنگ های رباعی، به دیوان او عنایت بیشتری داشته اند. این پژوهش با لحاظ کردن این دو موضوع، در پی آن است تا با استناد به دست نویس های کلیات کمال الدین اصفهانی و بر اساس منابعی چون نزهه المجالس، مونس الاحرار، خلاصه الاشعار، مجموعه اشعار و مراسلات فارسی و عربی، و سفینه کهن رباعیات، رباعیات منسوب به این شاعر رابررسی کند. روش تحقیق، تحلیلی است که در آن از امکانات کتابخانه ای ونیز دستاوردهای علمی پژوهشگران دیگر استفاده شده است. جایگاه کمال الدین اصفهانی در جریان شعری قرن ششم و هفتم، به ویژه در قالب رباعی، و نبود پژوهشی جامع در باب این موضوع، اهمیت و ضرورت تحقیق را نمایان می سازد و نتیجه حاصل از آن، مشخص کردن الحاقات و اسقاطات رباعیات این شاعر در متن مصحح مرحوم بحرالعلومی، و نیز اعتبارسنجی مجموعه ها و جنگ های رباعی در انتساب اشعار به شاعران است
    کلیدواژگان: کمال الدین اصفهانی، رباعی، مجموعه ها و جنگ های رباعی، دست نویس های کلیات کمال الدین اصفهانی
  • داوود اسپرهم*، سمیه تصدیقی صفحات 87-114
    «عشق» مهم ترین کلیدواژه تمام متون عرفانی، به ویژه در مکتب فکری مولاناست. از عشق نمی توان با بیانی صریح و مستقیم سخن گفت. از این رو، عرفا با ابزارهای گوناگون زبانی و مفهومی سعی در روشن ساختن منظور خود از این مقوله اساسی نموده اند. در مثنوی نیز عشق، عنصری کلیدی است که باید بدان اهتمام ویژه ای داشت. در این مقاله، استعاره هایی بررسی شده اند که با محوریت عشق در مثنوی مولانا بازتاب یافته اند. مبنای نظری و اساس تحقیق، همان نظریه استعاره مفهومی/ شناختی لیکاف و جانسون است که مطابق با آن، برخلاف رویکرد سنتی، استعاره تنها نقش زیبایی آفرینی ندارد، بلکه ابزاری شناختی برای پی بردن به جهان بینی و تفکر نویسنده است. در ابتدای مقاله، گزارشی از استعاره های مفهومی/ شناختی عشق در مثنوی مولانا آمده است و این استعاره ها بر پایه حوزه مبدا و مقصد بررسی و تحلیل شده اند. هدف از این کار، مشخص کردن استعاره های کانونی و اصلی عشق در مثنوی و سرانجام، کشف دیدگاه مولانا درباره عشق بوده است. این استعاره ها از نظر مضمون و محتوا در چهار گروه اصلی قرار می گیرند: 1 گروهی که تصویری مثبت از عشق ارائه می دهند. 2 آن ها که صفات و ویژگی های منفی عشق را برجسته می کنند. 3 استعاره هایی که دوجانبه و دوپهلو هستند. 4 استعاره هایی هستند که از نظر مفهومی، خنثی هستند. تحلیل شناختی هر گروه/ شبکه از استعاره ها با توجه به استعاره های مرکزی آن ها ارائه شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که سوزندگی، مست کنندگی و ذی شعور بودن عشق، بیشتر از سایر جنبه های آن مد نظر مولانا بوده است و در نگاه وی، تمام اقتدار از آن معشوق است و عاشق دنباله رو، بیمار و نیازمند معشوق است
    کلیدواژگان: مولانا، مثنوی، استعاره شناختی، عشق
  • فرهاد کاکه رش*، حسین آریان صفحات 115-142
    ویژگی سهل و ممتنع بودن کلام سعدی در اولین برخورد بر هر خواننده اشعارش نمایان و دلپذیر است و این ویژگی به ویژه هنگامی آشکارتر می گردد که در توجه سعدی به شگردهای هنری در بهره گیری از حصر بلاغی در غزلیات او تاملی داشته باشیم. یکی از مباحث مطرح در علم معانی، حصر یا قصر است. در واقع، این شیوه یکی از عوامل ایجاد تاکید در کلام به شمار می آید که برای برجسته سازی و تاثیر بیشتر به کار گرفته می شود. علمای بلاغت در زبان عربی به شیوه های متعددی برای ایجاد حصر اشاره کرده اند که در زبان فارسی نیز مانند مباحث دیگر علم معانی، بدون توجه به ساختار خاص زبان فارسی به همین روش ها اشاره شده است، در حالی که بسیاری از این موارد با ساختار زبان فارسی سازگار نیست. ضمن اینکه موارد دیگری نیز هست که بدان ها توجه نشده است. در این پژوهش، سعی شده با بررسی ساختار زبانی حصر ایجاد شده در غزلیات سعدی دریابیم در زبان فارسی چه روش هایی برای ایجاد حصر در کلام وجود دارد که از دیدگاه زیبایی شناسی هنر، علم بلاغت و معنی شناسی کاربردی مورد توجه هستند. بدین منظور، ضمن استخراج و دسته بندی موارد حصر و ارائه قوانین قابل تعمیم، به هنر و لطف سخن سعدی، در بهره گیری از این ترفند زبانی نیز اشاره شده است و به این نتیجه دست یافته است که زبان سعدی در غزلیات، به ویژه در برخورد با شگردهای بلاغی، معیاری باعیار و محکی مستحکم در ساختار زبان و بلاغت فارسی است
    کلیدواژگان: حصر، ساختار زبانی، سعدی، سنجش کلام
  • عباسعلی وفایی*، فریده خواجه پور صفحات 143-164
    یکی از نظریه های نوین درباره زبان شناسی و جنسیت، تئوری DSL از دکتر رابین لیکاف، زبان شناس برجسته آمریکایی است. وی به اختصار معتقد است که سبک گفتار زنان و مردان، حتی در پوشیده ترین حالات، کاملا متمایز از هم است و بر مبنای تقسیم ساختار جنسیتی زبان به دوشاخه فکری و زبانی تشخیص داده می شود. نگارندگان مقاله حاضر از این نظریه برای تحلیل کارکرد زبان در شعر جهان ملک خاتون، شاعره قرن هشتم هجری که نخستین شاعره ای است که دیوان نسبتا کاملی از وی به جامانده است، بهره برده اند. علت این بررسی ازآن روست که در چند اثر پژوهشی که به صورت مختصر و ضمنی از شعر جهان ملک سخن رفته، زبان اشعار او پیرو زبان موجود در شعر مردان هم عصر و پیش از وی دانسته شده است و جنبه زنانه کارکرد زبان در شعر او موردتوجه قرار نگرفته است. یافته های این بررسی در شاخه زبانی که ازجمله آن ها، بسامد بالای استفاده شاعر از واژگان با بار معنایی اشتراک و معیت است و نیز در شاخه فکری که ازجمله آن ها، بسامد بالای صراحت در اظهار عواطف زنانه است، نشان دهنده کارکرد زبان زنانه در شعر جهان ملک است. در واقع، نظریه لیکاف به دلیل توجه به زوایای مختلف کارکرد زبان و جنسیت در آثار ادبی، الگویی مناسب برای بررسی آثار ادبی از نگاه زبان و جنسیت است
    کلیدواژگان: غزل، جهان ملک خاتون، زبان، جنسیت، رابین لیکاف
  • رویا جدی تازه کند*، پروانه عادل زاده، کامران پاشایی فخری صفحات 165-190
    اتوبوس شمیران اولین روایت از مجموعه داستان خاطره های پراکنده اثر گلی ترقی است که با بهره گیری از گونه روایی خاطره داستان به خوبی از تکنیک زمان روایی استفاده کرده است. زمان، عامل مهمی است که ساختار روایت را شکل می دهد و بدون آن روایت هرگز وجود نخواهد داشت. زمان در روایت شناسی عمدتا در سه بخش نظم، تداوم و بسامد بررسی می شود و ژرار ژنت از بزرگترین نظریه پردازان در زمینه «زمان در روایت» است که به طور کامل به این جنبه ها پرداخته است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به بررسی مولفه زمان و نقش آن در شکل گیری روایت در داستان کوتاه اتوبوس شمیران از منظر ژرار ژنت می پردازد. بر اساس نتایج این پژوهش، ترقی با درهم شکشتن روال خطی زمان، از انواع زمان پریشی گذشته نگر درونی و بیرونی بهره برده است. گذشته نگری های درونی به دلیل تداعی، شیوه غالب کاربرد زمان در اتوبوس شمیران است. از گذشته نگری بیرونی در دو مورد استفاده شده که با اغراضی چون تعلیل کنش شخصیت و نوستالژی خاطرات گذشته همراه است. در بحث تداوم، از عنصر درنگ توصیفی، حذف، تلخیص و نمایش به فراخور اهمیت موضوع استفاده می کند. در ابتدای داستان، به دلیل توجه نویسنده به درنگ توصیفی، و شرح وقایع با جزئیات بیشتر، شتاب روایت، منفی است. در اواخر داستان، حوادث بی اهمیت حذف شده، روایت شتاب مثبتی به خود گرفته است. بسامد غالب در این داستان، بسامد مفرد است و از بسامد مکرر برای تاکید معنی داردر درون مایه داستان استفاده شده است
    کلیدواژگان: روایت، گلی ترقی، اتوبوس شمیران، زمان، ژنت
  • الهام زارع، نعمت الله ایرانزاده*، غلامرضا پیروز صفحات 191-214
    خاطره نویسی ژانری است که در طول تاریخ ادب فارسی نسبت به قصه و داستان، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. با وقوع جنگ تحمیلی علیه ایران و توجه یکباره بسیاری از رزمندگان به ثبت خاطرات خود از دوران دفاع مقدس، این ژانر جانی تازه یافته است. حجم زیاد آثار چاپ شده در این ژانر اقتضا می کند تا پژوهشگران با موازین علمی به بررسی چیستی این نوع ادبی بپردازند. خاطره نوشته ماهیتی دوگانه دارد که بخشی از آن برگرفته از تاریخ و بخش دیگر آن مربوط به داستان است. هر خاطره نوشته با توجه به شگردهایی که در آن به کار رفته، به یکی از این دو ژانر گرایش دارد. یکی از ملاک هایی که می تواند گرایش داستانی خاطره نوشته ها را اثبات کند، تحلیل عناصر داستانی در آن است. این مقاله با بررسی عناصر مشترک میان خاطره نوشته و داستان، از جمله «پیرنگ»، «روایت»، «گفتگو» و «شخصیت» در اثر روایی دختر شینا، شباهت این اثر با ژانر داستان را اثبات کرده است
    کلیدواژگان: خاطره، داستان، تاریخ، نوع ادبی، روایت شناسی، دختر شینا، دفاع مقدس
  • نجمه السادات عندلیب*، سعید حسام پور صفحات 215-240
    عنصر زمان بر اجزای روایت داستان جاری است و به آن سازمان می دهد. در این پژوهش، کوشش شده است عنصر زمان در حکایت های فرعی مرزبان نامه و تاثیر آن بر روایت بررسی شود. برای این منظور، فراوان ترین نشانه های زبانی در حکایات یاد شده با در نظر داشتن نظریه ها و دیدگاه های کارا در این زمینه به دقت تحلیل شد. نخست، سه گروه ساخت های دستوری، آرایه های ادبی و قرینه های زبانی که پرتعدادترین نشانه های زبانی موثر بر طول زمانی روایت هستند، جداگانه در هر روایت از نظر سرعت و کارکرد بررسی شدند. در پایان، با بررسی همه نشانه های موثر بر سرعت، در همه روایت ها از دیدگاه فلسفی، سرعت روایات مورد بحث ارزیابی گردید و دو نتیجه به دست آمد. نخست اینکه سرعت و پویایی بر روایات بررسی شده غالب است. دیگر اینکه، جز درچند مورد، فراوانی نشانه های پویا یا ایستا درون یک جمله به پویایی یا ایستایی فعل جمله بستگی دارد؛ یعنی اگر فعل جمله ای پویا باشد، همه نشانه های درون آن جمله یا بیشتر آن ها پویا هستند و برعکس. پس، نویسنده در کاربرد نشانه های موثر بر «زمان» و تنظیم سرعت روایت در هر جمله، سبک خاصی داشته است
    کلیدواژگان: حکایت، مرزبان نامه، ژنت، زمان، نشانه ها
  • علی عباسی، کبری بهمنی* صفحات 241-266
    معراج پیامبر اسلام(ص) تاثیر زیادی بر معراج های صوفیه گذاشته است. علاوه بر این، تایید و توصیف آن در بسیاری از متون عرفانی، نشانی از ایمان گوینده تلقی می شد، در حالی که معراج متاثر از دخل و تصرف قصه گویان است و ارتباط آن با برخی قصه های عامیانه مورد توجه قرار نگرفته است. این پژوهش به مقایسه روایت ابن عباس از معراج و سفر اسکندر در داراب نامه طرسوسی پرداخته است. اسکندر در داراب نامه، جهانگشایی شرقی است که وجوه اشراقی یافته است و برای وی نسب نامه ای کیانی ساخته شده است. بافت جامعه اسلامی نمود پیامبرگونه اسکندر را برجسته کرد و تجربه عالی پیامبر اسلام(ص) را در شب معراج، در سطحی پایین تر، اما با همان تکنیک به وی نسبت داد. سفر اسکندر برای دیدن عجایب و جستجوی آب حیات، بن مایه های اصلی معراج را در خود دارد. مقایسه این دو نشان دهنده عناصر مشترکی است که بر اساس ارتباط بینامتنی با قرآن، مصادیق «آیات الکبری» را نشان می دهد. طبق نظام ارزشی قرآن، «آیات» یا نشانه ها، خالق نما و ایمان آفرینند. جریانی از معنا در مواجهه با آیات شکل می گیرد که «حضور» کنشگران را دستخوش تغییر می کند. تحلیل هر دو سفر بر اساس رویکرد نشانه معناشناسی نشان می دهد که علاوه بر عناصر مشترک در سه محور «بهشت و دوزخ»، «فرشته شناسی» و «ملاقات با خداوند»، سطوح سازماندهی و چگونگی کارکرد و تولید معنا در هر دو، سازوکار یکسانی دارد
    کلیدواژگان: معراج، سفر اسکندر، حضور، نشانه، معناشناسی
  • سهیلا موسوی سیرجانی*، سونیا فرهنگ فرهی صفحات 267-290
    یکی از وجوه مهم تمایز عارفان از اهل شریعت، اهتمام آنان در طی طریق و سلوک است. در زمینه ویژگی ها و صفاتی که سالکان طریقت باید داشته باشند، عارفان بسیار سخن گفته اند و یا در آثار مکتوب خود، در فصل هایی معین به آن پرداخته اند. شمس تبریزی، عارف نامدار قرن هفتم نیز در این موضوع، سخنان مفصلی بیان کرده است. مشکل مهم در دستیابی به نقطه نظرهای شمس در این زمینه، مانند همه مسائل مطرح در مقالات، پراکندگی آرای او درباره یک موضوع در بخش های مختلف کتاب است. در این مقاله، برای دستیابی به نظرات این عارف درباره ویژگی ها و صفات لازم سالکان، مجموعه ای از دیدگاه های شمس در باب این موضوع، از کل کتاب مقالات استخراج و ارائه گردیده است
    کلیدواژگان: شمس، سلوک، سالک، عرفان
|
  • Bahman Nozhat*, Alireza Mozafari, Somayeh Jabbarpour Pages 7-32
    Love has been the most important topic in mystical literature whose conceptual framework has gone far beyond frameworks of the existing word to well above the world of senses, and the most exalted ideas of Islamic philosophers and mystics have materialized themselves in it. There are three major approaches (i.e., philosophical, mystical and the one between the two) that have applied their whole spectrum of imagination and thinking to define and describe the concepts of love. "Ábhar-olashegin" of Roozbahan Baghli and "Mashariq-ol Anvar-alqoloob" of Ibn al-Dabbagh Cyrene, which have been composed in two distinct ideological and geographical contexts, are outstanding examples of mystical and philosophical spectrums. Through explaining and analyzing the issue of divine love in these two works, we demonstrate that Islamic scholars and mystics have defined the nature of such love through establishing certain phrases and expressions and thereby have enriched mystical language and concepts through the widespread application of such specific and technical phrases and terms
    Keywords: Affection, Ibn al Dabbagh, Islamic mysticism, Love, Roozbahan Baqli
  • Norodin Bazgir, Ali Heidari*, Mohammad Reza Hasani Jalilian, Ali Noori Khatonbani Pages 33-60
    Since long ago, the human confrontation with death has roused the curiosity and fear in him. What would happen to him after death and where he would go? That is the main question and apprehension of the mankind. Imaginative travel books have been one of the common responses to this fear and curiosity. The samples of these works are manifested in many cultures and nations. The current study, as one of the long list of these texts which are called "spiritual travel books", employs analytical and descriptive methods to examine five cases: Gilgamesh epic, Ardavirafname, Er of Plato, Seyrolebad Sanaaie, and Divine comedy of Dante. Regarding political, social, religious, and philosophical goals these texts have some commonalities. They also have similarities in structural specifications such as: holy numbers, presence of guide, symbol, archetype, description of afterlife world and etc. These sharing and similarities resulting from fundamental pattern of human beings’ mentality and cultural and religious exchanges between nations show that the spiritual travel books can account for the common language of mankind and reveal how facts are shared among human beings
    Keywords: Ardavirafname, Er of Plato, Divine comedy of Dante, Gilgamesh epic, seyrolebad sanaaie, spiritual travel books
  • Seyyed Mehdi Tabatabaei* Pages 61-86
    A brief look at poets’ poetry shows that a quatrain is often attributed to numerous poets. Therefore, recognizing each poet’s quatrains is one of the most difficult parts of text correction. Although developing a series of quatrains is influential in the identification of poets of some quatrains, being thematic, single version, great number of writings, and copying from each other have created various problems in identifying the poets. Also, Kamaloddin Isfahani is one of the poets who plays an important role in writing quatrains. His poems have been scrutinized by quatrain anthologies collectors. By taking into account these two issues, the present study seeks to investigate his quatrains through Kamaloddin Esfahani’s generalities manuscripts and based on resources such as Nozhatolmajales, Mounesolahrar, Kholasatolashaar, collection of poems, Persian and Arabic correspondence, and ancient Safeenatun of quatrains. The current study used analytical approach in which archival sources as well as other researchers’ scientific findings were used. The incentive to conduct this study is mainly due to the importance of Kamaloddin Esfahani during the sixth and seventh centuries, especially in the form of quatrain, and the lack of comprehensive research on the subject. To bridge the current gap, we specified the poet’s extensions and scraps of quatrains in Bahrololoomi’s corrected text and validated anthologies on assigning quatrain poems to poets
    Keywords: Kamaloddin Isfahani, Kamaloddin Esfahani's manuscripts of poetry, quatrain in the sixth century, quatrain collections
  • Davood Sparham*, Somayyeh Tasdighy Pages 87-114
    Love is the most important key word for all mystical texts, especially in the school of thought of the Maulana. Love cannot be expressed in a simple and direct way; therefore, the mystics, with various linguistic and conceptualization means, attempt to clarify their meaning by using a wide range of linguistic and conceptual tools. In Masnavi, love is also a key element. In this paper, metaphors that have been reflected in the love of Mowlavi's Masnawi have been studied. The theoretical basis of the research is the conception/cognitive theory of Lakoff and Johnson's metaphor in which, contrary to the traditional approach, metaphor not only has an aesthetic role, but it also is a cognitive tool for understanding the author's worldview and thinking. At the beginning of the article, a report of the conceptual/cognitive metaphors of love in Mowlavi's Masnavi is presented and these metaphors are analyzed based on the source and destination. The present study aims to identify the main metaphors of love in Masnavi and discover Rumi's view of love. These metaphors, in terms of content, fall into four main categories: a group that presents a positive image of love, the second group highlights the negative qualities of love, the third is twofold metaphors, and the fourth category is metaphors that are conceptually neutral. The cognitive analysis of each group/network is presented from metaphors according to their central metaphors. The results revealed that burning, befuddling, and sentiment are the most important aspects of love from Mowlana's point of view. He also believes that beloved is very powerful and has all authority; on the other hand, lover is needy, dependent and follower of beloved
    Keywords: Conceptual metaphors, Love, Mowlavi, Masnavi
  • Farhad Kakarash*, Hosein Arian Pages 115-142
    The ease and perseverance of Sadi's words in the first encounter with each poet is very appealing and pleasant, especially when it becomes more apparent that Sadi's attention to artistic practices in exploiting the rhetorical rhetoric in his sonnets.One of the topics discussed in the science of meanings, bound and limitation. In fact, this method is one of the factors of the emphasis in theology used to highlight and influence. The rhetoric scholars of Arabic have pointed to various ways to create a falsehood, which in the Persian language, like other topics of semantics, has been referred to in the same way, regardless of the specific structure of the Persian language, while many of these are not compatible with the structure of Persian language.There are other things that are not at stake.In this research, we tried to investigate the linguistic structure of the false poster created in Saadi's lyrics, in Persian, what methods exist to create a confinement in the word which is considered from the point of view of the aesthetics of art, rhetoric, and applied semantics siege of cases and generalizable laws , thanks totheartand interest Saadi, speaking in the trick also pointed out that the language and found that the language persian rhetoric measure of artistic speech in Saadi poem lyric
    Keywords: Bound, limitation, Linguistic structure, verbal assessment, Saadi
  • Abbas-Ali Vafaie*, Farideh Khajehpour Pages 143-164
    One of the modern theories of linguistics and gender and language is DSL theory put forward by the eminent American linguist Robin Lakoff. According to this theory, the speech style of men and women is distinctive and different even in the most hidden cases. This is recognizable on the basis of dividing the gender structure of language into mind and lingual branches. The authors of this essay have used this theory to consider the language approach in Jahan Malek Khatoun’s poem that is the first female poet whose works are fairly complete. The main motive behind this study is some studies that have been conducted on the poetic style of Jahan Malek. These studies have considered her style like the male poems style in terms of structure and language. Also, the female aspect of her poems has been neglected. The findings of the linguistic forms demonstrated that the high frequent use of words means companionship and cooperation. Mentally, words express female emotions explicitly which are the important signs for female language approach in Jahan Malek poems. In fact, Lakoff theory is a suitable model for considering literary works from gender and language perspective
    Keywords: gender, Jahad Malek Khatoun, language, Robin lakoff, sonnet
  • Roya Jedi Taze Kand*, Parvaneh Adelzadeh, Kamran Pashaei Fakhri Pages 165-190
    “Shemiran Bus” is the first collected story of “scattered memories” written by Goli Taraghi. She has used narrative technique efficiently by employing memory and story narrative type. Time, which narrative is heavily contingent on, plays an important role in shaping the structure of a narrative. Time in narratology is investigated mainly in three parts: order, continuity and frequency. Gérard Genette, a pioneer researcher, is one of the greatest theorists of “time and narrative”. The current study employed descriptive-analytical method to examine time from narratology perspective of Gérard Genette and its role in shaping the narrative in the short story of Shemiran Bus. The results showed that Taraghi has employed retrospective internal anachronism and external anachronism to destruct the time linear trend. The retrospective internal anachronism due to association is the common application of time in this story. Also, the retrospective external anachronism has been used in two cases accompanied by arguing act of character and nostalgia of the memories. In the scope of continuity, the elements of descriptive pause, deletion, summarization and display have been used according to the importance of the subject matters. At the beginning of the story, due to attention of the writer to descriptive pause, characterization and explanation with more detail, the narration momentum is negative. The dominant frequency in this story is singular, and repetitive frequency has been used for meaningful emphasis on the plot
    Keywords: Genette, Goli, Taraghi, narrative, Shemiran Bus, Time
  • Elham Zare, Nematollah Iranzde*, Gholamreza Piruz Pages 191-214
    In the history of Persian literature, memoir has received scant attention compared to fiction. But this genre was revitalized when the Iraqi-imposed-war against Iran broke out and the Iranian warriors started to record their memories. The significant number of memoirs published in the aftermath of the war calls for a special heed to this genre and the need for the examination of memoirs in the light of literary standards. Memoirs are of double nature: historical and fictional. Every single memoir, depending on the techniques it employs, has either historical or fictional orientation. Analyzing the elements of the story may well prove the fictional orientation of the memoirs. Investigating the elements of “plot”, “narrative”, “dialogue” and “character”, the common elements between fiction and memoir, the present study evidences the affinity between the memoir of Daughter of Sheena and fiction
    Keywords: Fiction, Memory, the Daughter of Sheena, the Sacred Defence
  • Najmat Alsadat Andalib*, Saeeid Hesampor Pages 215-240
    The time element is a kernel component and organizer of the narrative stories. The paper illustrates time element and its influence in the underplotted anecdotes of Marzban-Nameh. To this end, the most frequent lingual signs in those anecdotes were analyzed carefully on the basis of efficient theories and points of view. First of all, three groups of grammar structures, figures of speech and lingual symmetries which are the most common and effective lingual signs in the narrative speed were studied from the speed and function point of view. Then, by studying all of the signs that have effects on the speed, in all of the narratives from the point of view of philosophy, the speed of mentioned anecdotes was evaluated. The findings revealed that the speed and dynamism are common in the studied narratives. Also, the number of dynamic or static signs is mostly related to the verb of sentence. It means that if the verb of a sentence is dynamic, all or the most of that sentence signs are dynamic and vice versa. So, the author applied an especial style to effectively use the signs and manage the narrative speed in each sentence
    Keywords: Marzban, Nameh, Anecdote, Genet, Time, Signs
  • Ali Abbasi, Kobra Bahmani* Pages 241-266
    The ascension of the Prophet Muhammad (PBUH) has had a great influence on the ascensions in Sufism. Moreover, its confirmation and description in many mystical texts indicates the narrator’s faith, while the ascension was influenced by the involvement of storytellers and its connection with some folk tales has not been considered. This study compares a narration by Ibn Abbas about the ascension and the Journey of Alexander in the Tarsusi’s Darab Naameh. In Darab Naameh, Alexander is an oriental world traveler who has found theosophic dimensions. A kingly pedigree has been created for him. The Islamic community highlighted the prophethood concepts about Alexander, and attributed to him a supreme experience like what the Prophet Muhammad (PBUH) experienced at the ascension night, but at a lower level. The journey of Alexander, to see the wonders and search for water, has the major foundations of ascension. The comparison of these two shows the common elements which, based on the inter-textual relationship with the Quran, illustrates the examples of “The Great Verses”. According to the Quran's value system, “verses” or signs are the illustrations of the Creator and create belief. A stream of meaning emerges in the verses that transform the “presence” of activists. The analysis of both journeys based on symbology-semantics approach, shows that in addition to the three common elements “paradise and hell”, “angelology” and “meeting God”, there are common organizational levels, functions and semantic creations among the two
    Keywords: Ascension, Alexander's journey, presence, symbology, semantics
  • Soheyla Mousavi Sirjan*I, Sonya Farhang Farrahi Pages 267-290
    One of the main differences between the mystics and those following the Sharia (orthodox law) is their interest in the holy path or the spiritual journey toward the truth. The mystics believe that lifting the veils between the servant and the ultimate truth, achieving the intuitive knowledge and the perfection of monotheism, is possible through this mystical journey. There are many books and papers by Sufi saints that have addressed the characteristics and attributes that a disciple needs to have to reach the end goal. Shams Tabrizi, the well-known Sufi saint (1185-1248), has also talked about these concepts. However, there is a huge problem in accessing his views on these issues, as they are not gathered in a specific chapter similar to other concepts in his book, al-Maqalat, and are spread in different parts of the book. In this article, this issue has been addressed and the related concepts have been separated from the al-Maqalat book to have a better access to Shams Tabrizi’s views on characteristics and attributes of the seekers of the ultimate truth
    Keywords: Seeker, Shams, Mysticis