فهرست مطالب

علوم محیطی - سال پانزدهم شماره 3 (پیاپی 57، پاییز 1396)
  • سال پانزدهم شماره 3 (پیاپی 57، پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/08/20
  • تعداد عناوین: 13
|
  • مریم اسماعیلی فرد، هومان لیاقتی، احمد ساعی، حمیدرضا ملک محمدی صفحات 1-18
    : با وجود قدمت اقدامات تقنینی در حوزه محیط زیست ایران، وضعیت محیط زیست کشور به گواهی «شاخص عملکرد زیست محیطی» ، «شبکه ردپای جهانی» و «بانک جهانی» با هدف «محیط زیست مطلوب» در سند چشم انداز 1404 فاصله قابل توجه ای دارد. در جستجوی چرایی این نقصان این مقاله از منظر رشته سیاستگذاری عمومی به دنبال اولویت بندی و تبیین چالش های سیاستگذاری محیط زیست در جمهوری اسلامی ایران در مرحله اول از مدل مرحله ای جونز می باشد.
    در مدل مرحله ای به صورت ایده آل تیپیک عملکرد دولت و تصمیم گیران به پنج مرحله به هم وابسته ذیل تقسیم می شود: مرحله شناخت مشکل و قرار گرفتن آن در دستور کار حکومت، مرحله ارائه راه حل ها، مرحله تصمیم گیری، مرحله اجرا و مرحله ارزیابی.
    تمرکز این مقاله بر آسیب شناسی مرحله شناخت مشکل و قرارگرفتن در دستورکار است. منظور از شناخت مسئله و قرار گرفتن در دستورکار، فرآیندی است که به کمک آن، اندیشه ها و موضوعات از طریق مراجع مختلف سیاسی بالا می آیند تا از سوی یک نهاد سیاسی مانند نهاد قانونگذاری یا قضایی مورد توجه قرار گیرند. اگر چه مکان های اندکی-مانند قوه مقننه، قضائیه یا کمیسیون تنظیمی- وجود دارد که قادر به وضع رسمی تقویم های (دستورکارهای) سیاستگذاری اند؛ اما منابع بی شماری هستند که موضوعات این تقویم ها، از آنها بیرون می آیند.
    با توجه به ماهیت و محدود بودن ادبیات موضوع در کشور از میان رویکردهای پژوهشی، رویکرد تلفیقی و طرح تحقیقاتی اکتشافی برگزیده شد. در این صورتبندی طرح پژهشی، گردآوری و تحلیل داده ها ابتدا به صورت کیفی و سپس کمی صورت می گیرد و در نهایت یک جا تفسیر می شود. کاربرد عمده این نوع طرح پژوهشی در خصوص بررسی عمیق و یا جدید موضوعاتی است که پژوهشگر در خصوص آنها فاقد چارچوب راهنما و ابزار سنجش است.
    یافته های پژوهش نشان داد؛ عمده ترین چالش های سیاستگذاری محیط زیست در مرحله شناخت مشکل و قرارگرفتن در دستورکار که منجر به افت شاخص های کمی و کیفی منابع حیاتی کشور شده است به ترتیب عبارتند از: اولویت دهی به مسائل پیش روی کشور بر مبنای ملاحظات اقتصادی، سیاسی و امنیتی (و نه زیست محیطی) ، ضعف مشارکت شهروندان و گروه های ذی نفع در تعیین و اولویت بندی نیازهای محلی، ضعف هماهنگی بین ارگان ها و سازمان های دولتی متولی و موثر بر محیط زیست، غفلت جوامع محلی از منافع توسعه پایدار و تمرکز بر مطالبات رشد محور و کوتاه مدت، فقدان مکانیزم های پائین به بالا برای طرح مسائل عمومی واقعی در تقویم سیاستگذاری زیست محیطی، فقدان اطلاعات و آمار دقیق از وضعیت موجود و روندهای آتی محیط زیست، کم توجهی به کانال های ارتباطی نظیر رسانه ها و مطبوعات برای انتقال مسائل به لایه های بالاتر جهت قرار گرفتن در دستور کار.
    کلیدواژگان: سیاستگذاری محیط زیست، برنامه ریزی محیط زیست، مدل مرحله ای جونز، روش تحقیق تلفیقی، طرح تحقیقاتی اکتشافی
  • مهدی پناهی، فرهاد میثاقی، فرید قنبری صفحات 19-38
    : آب زیرزمینی از دیرباز، مهمترین منبع آبی مورد اطمینان بشر برای استفاده در بخش کشاورزی و شرب بوده است. برای آگاهی از وضعیت منابع آب زیرزمینی و مدیریت بهینه آن، لازم است از نوسانات سطح آب زیرزمینی و تاثیرپذیری کیفیت آب زیرزمینی از عوامل متعدد، به طور دقیقی بررسی شود. با پایش دقیق نوسانات و کیفیت آب زیرزمینی می توانیم برنامه ریزی قابل اعتمادی در تامین و مدیریت منابع آب داشته باشیم. بنابراین هدف از انجام این تحقیق تعیین روند تغییرات پارامترهای کیفی آب های زیرزمینی دشت شبستر به منظور شناخت وضعیت کیفی آب زیرزمینی و مشخص کردن نحوه استفاده از آن است.
    در این پژوهش برای شناخت وضعیت کیفی آب زیرزمینی دشت شبستر و مشخص کردن نحوه استفاده از آن از نتایج شیمیایی 15 متغیر کیفی نمونه های آب زیرزمینی 13 ایستگاه واقع در منطقه مطالعاتی طی سال های 91-1382 از آزمون ناپارامتری مان-کندال استفاده شد و اثر خود همبستگی مرتبه اول از سری داده ها حذف شد. شیب خط روند با روش سن محاسبه شد. پارامترهای کیفی مورد بررسی در این تحقیق عبارتند از: مجموع آنیون ها، مجموع کاتیون ها، EC، SAR، ، ، ، TH، Ph، TDS، ، Na%، ، و که در هر سال دوبار اندازه گیری شدند.
    نتایج نشان داد سری های زمانی مربوط به متغیرهای کیفی در اغلب ایستگاه ها (به جز ایستگاه علیشاه، سفیدکمر و ماه کم آب شبستر) روند صعودی داشته است. در ماه پرآب 36 سری (18 درصد) و در ماه کم آب 17 سری (9 درصد) روند مثبت معنی داری را در سطح پنج درصد از خود نشان دادند. همچنین در مجموع کل 390 سری موجود، تعداد 140 سری روند منفی و 250 سری روندی افزایشی یا بدون روند داشتند. همچنین در مورد بیشترین تعداد روند منفی، ایستگاه های علیشاه و سفیدکمر در هر دو ماه پرآب و کم آب در صدر قرار دارند. مقایسه نتایج بین ایستگاه ها حاکی از آن است که کیفیت آب های زیرزمینی دشت شبستر در قسمت جنوبی دشت وضعیت بحرانی تری دارد. در حالت کلی می توان نتیجه گرفت که طی زمان کیفیت آب زیرزمینی منطقه مورد برسی افت داشته است. نتایج حاصل از بررسی مقادیر ضرایب همبستگی سری های زمانی متغیرهای کیفی با بارش نرمال سالانه در دوره آماری (1388- 1382) نشان می دهد که هیچ یک از متغیرهای کیفی معنی داری خاصی در سطح پنج درصد با مقدار بارش سالانه ندارند. نتیجه کلی به دست آمده در این بخش حاکی از عدم ارتباط بین بارش های صورت گرفته در مقیاس سالانه و متغیرهای کیفی است. این در حالی است که تراز سطح ایستابی در طول سال های مشترک آماری با متغیرهای کیفی (1391- 1382) تقریبا با شیب ثابتی افت داشته است. همچنین متغیرهای اقلیمی بارش، دما و تبخیر عامل تغییردهنده خصوصیات کیفی آب های زیرزمینی دشت شبستر تشخیص داده نشدند و تغییرات نامطلوب آنها تحت تاثیر عوامل انسانی تشخیص داده شدند.
    کلیدواژگان: تحلیل روند، آزمون مان، کندال، کیفیت آب زیرزمینی، دشت شبستر
  • فهیمه بهرامی، محمدرضا نظری صفحات 39-54
    : سیاست ها و برنامه های تعیین شده در رابطه با مدیریت منابع آبی خصوصا در بخش کشاورزی در جهت تامین اهدافی چون افزایش میزان خودکفایی، کاهش شکاف غذایی، کاهش سطح زیر کشت محصولات آب بر و حداکثرسازی ارزش اقتصادی آب آبیاری می باشند. هدف اصلی این تحقیق نیز در راستای اهداف کلان اقتصادی در بخش کشاورزی، کاهش شکاف امنیت غذایی (در بخش محصولات باغی) با تاکید بر بهینه سازی مصرف آب در بخش کشاورزی است.
    در راستای تحقق این هدف از حداکثر سازی ارزش اقتصادی آب برای تعیین سطح زیرکشت بهینه محصولات باغی عمده تولیدی در کشور و با رویکرد کاهش شکاف بین عرضه و تقاضای استفاده گردیده است. متدولوژی مورد استفاده در این بررسی مدل برنامه ریزی ریاضی خطی می باشد. داده های موردنیاز از طریق پایگاه داده ای سازمان جهاد کشاورزی و ادارات ذی ربط در ناحیه های مربوطه جمع آوری شد.
    الگوی کشت پیشنهادی ارزش اقتصادی آب را به میزان 20 درصد افزایش می دهد و سطح زیرکشت محصولاتی چون خرما، سیب، مرکبات، انگور و پسته افزایش می یابد. تغییر سطح زیر کشت محصولات عمده ی باغی در برخی ناحیه ها نظیر خراسان، مرکزی، زاگرس مرکزی و خوزستان موجب کاهش سود خالص شده اما در مجموع بازده خالص را به اندازه 19 در صد افزایش داده است و از همه مهمتر مقدار آب صرفه جویی شده در کل ناحیه ها معادل رقم حدود 6869768 هزار مترمکعب است.
    کلیدواژگان: ارزش اقتصادی آب، الگوی بهینه کشت، تولیدات باغی، برنامه ریزی خطی، شکاف غذایی
  • ناصر شفیعی ثابت، سوگند خاکسار صفحات 55-74
    : تحمیل کارکردهای جدید از سوی شهرها به فضاهای پیرامونی منجر به شکل گیری و بروز نابسامانی در عرصه های اجتماعی و اقتصادی مناطق پیرامونی شده است روندهای عمده جهانی که رقابت بر سر زمین را افزایش داده، موجب توسعه نامتوازن شهری شده است. به دلیل تراکم جمیعت در شهرهایی که گسترش شتابان دارند، آسیب های مخربی در محیط زیست و زمین های ارزشمند کشاورزی ایجاد می شود. از دیدگاه (Karol (2012 «خزش شهری» در ابتدا مشکلات چشمگیری نداشت. اما جلوه های مثبت این پدیده از مدت ها قبل کمرنگ شده است اتخاذ راهبرد صنعتی شدن، اقتصاد مناطق روستایی را به شدت تغییر داده و در نتیجه روستا ها را به شهرهای بدون برنامه تبدیل کرده است این پدیده، در آغاز، در مادرشهرها و شهرهای بزرگ اتفاق افتاد، ولی به تدریج بر اثر اتخاذ سیاست های تمرکزگرایانه سکونتگاهی، به شهرهای متوسط و میانی نیز انتقال یافته است. از این رو این تحقیق در نظر دارد با واکاوی و تحلیل دقیق پدیده خزش شهری و با ارائه راه حل های علمی به کاهش آثار زیان بار ناشی از آن در ناحیه مورد بررسی کمک کند.
    برای سنجش دقیق پیامدهای پدیده خزش شهری در ناحیه مورد بررسی از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شد. در این روش با استفاده از تصاویر ماهواره ای و به کمک علم سنجش از دور و تحلیل های حاصل از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) روند تغییرات کاربری اراضی طی سال های 1 3 6 9 ، 1 3 8 5 و 1 3 9 4 به تفکیک کاربری اراضی در 7 نوع کاربری (ساخت وساز مسکونی، ساخت وساز غیرمسکونی، زمین بایر درحال تبدیل، اراضی زراعی، اراضی باغی، مراتع و راه) بررسی شد. از گردآوری داده ها شامل بررسی تصاویر ماهواره ای لندست TM سال1 9 9 0 و ETMسال 2 0 0 6 ، HRVIR 2 0 1 5 و نقشه 50000:1 ناحیه همدان برای تشخیص بهتر پدیده ها و مقایسه آن با تغییرات کاربری اراضی طی دوره های بعد، استفاده شده است.
    محاسبات انجام شده حاکی از آن است که در ناحیه همدان بر اثر رشد خزنده شهر به شکل گسسته، بیشترین میزان تغییر کاربری زمین در یک دوره 2 5 ساله یعنی از سال 1 9 9 0 میلادی تا سال 2 0 1 5 در اراضی زراعی بوده است. به طوری که این اراضی به میزان 1 0 1 7 هکتار در این دوره کاهش یافته است. در همین دوره اراضی مرتعی نیز حدود 1 8 9 هکتار کاهش داشته است. در مقابل، ساخت وساز مسکونی، در سال 2 0 1 5 میلادی نسبت به سال 1 9 9 0 میلادی به میزان 8 0 5 هکتار افزایش یافته است. پس از آن ساخت وساز غیرمسکونی با میزان 3 4 6 هکتار، اراضی باغی با مقدار 1 6 9 هکتار و راه با حدود 2 0 هکتار به ترتیب بیشترین میزان افزایش را به خود اختصاص داده اند. همچنین، میزان 3 0 7 هکتار از مجموع 6 4 4 6 هکتار از کل اراضی ناحیه مورد بررسی به صورت زمین بایر درآمده است که در حال تبدیل شدن به ساخت وساز های مختلف است. مقایسه آمارهای به دست آمده بیانگر آن است که ساخت وساز مسکونی همچنان روند افزایشی دارد. با توجه به نتایج به دست آمده مشاهده می شود که در شرایط کشور ایران، تحقیق حاضر که پیرامون شهر همدان انجام شده است با پژوهش های 2010 Jaeger، و Ewing، 2008 و Morote band Herná ndez، 2016 و دیگر پژوهشگران که در اروپا به بحث مسائل زیست محیطی و نبود سیاست های حمایتی برای جلوگیری از گسترش این ساخت وسازها اشاره کرده اند، منطبق بوده است.
    کلیدواژگان: خزش شهری، تغییر کاربری زمین، سکونتگاه هایی روستایی، همدان
  • روشنک ترابی، شاهرخ پاشایی راد، محمدرضا شکری صفحات 75-92
    : مورچه ها، شناخته شده ترین حشرات اجتماعی هستند که تاثیر قابل توجهی بر اکوسیستم های محل زندگی خود می گذارند. نقش این حشرات در تغییرات فیزیکی و شیمیایی خاک و متقابلا اثر آنها بر گیاهان، میکروارگانیسم ها و دیگر موجودات زنده خاک انکارناپذیر است. شرایط اقلیمی گسترده و تنوع بالای زیستگاه ها در ایران باعث حضور گونه های گیاهی و جانوری بسیار متنوعی در این منطقه شده است. فون خانواده Formicidae در ایران تا کامل شدن فاصله ی زیادی دارد و تاکنون تعداد 213 گونه از 32 جنس و 4 زیرخانواده گزارش شده است.
    در این تحقیق برای بررسی فونستیک مورچه های شهر شیراز، این شهر را به 18 ایستگاه مطالعاتی با شرایط اکولوژیکی متفاوت تقسیم کرده و نمونه برداری از ایستگاه ها در زمان ها و دفعات برابر و در سه فصل بهار، تابستان و پاییز انجام شد. نمونه های جمع آوری شده، پس از انتقال به شیشه های حاوی الکل 70%، با استفاده از استریومیکروسکوپ و کلیدهای شناسایی معتبر تا حد جنس و گونه شناسایی شدند. گونه های شناسایی شده مورد تائید برایان تیلور از انجمن حشره شناسی سلطنتی لندن قرار گرفت. اثرات عوامل محیطی (ارتفاع، درصد مواد آلی خاک (TOM) ، دما، رطوبت هوا، رطوبت خاک، pH خاک و دانه بندی خاک) بر غنای گونه ای در ایستگاه های مطالعاتی ثبت و در محیط نرم افزار SPSS22 مورد آزمون رگرسیون خطی قرار گرفتند.
    نتایج شناسایی منجر به معرفی 19 گونه از 13 جنس و 3 زیرخانواده به شرح زیر شد:Subfamily 1،Dolichoderinae: Tapinoma simrothi Krausse، 1911
    Subfamily 2،Formicinae: Camponotus (Tanaemyrmex) xerxes Forel، 1904; Camponotus (Myrmosericus) armenaicus Arnol''di، 1967; Camponotus (Tanaemyrmex) aethiops (Latreille، 1798); Camponotus (Tanaemyrmex) sanctus Forel، 1904; Cataglyphis nodus (Brullé، 1833); Cataglyphis frigidus subspecies persicus (Emery، 1906); Lepisiota semenovi (Ruzky، 1905); Lasius turcicus Santschi، 1921; Paratrechina vividula (Nylander، 1846)
    Subfamily 3،Myrmicinae: Cardiocondyla persiana Seifert، 2003; Crematogaster sp. (sp undet cf Safariyan، 2014); Messor melancholicus Arnol’di، 1977; Messor syriacus Thomé، G. ، 1969; Messor rufotestaceus (Foerster، 1850); Monomorium kusnezowi Santschi، 1928; Pheidole pallidula (Nylander، 1849); Pheidole teneriffana Forel، 1893; Tetramorium davidi Forel، 1911
    کلیدواژگان: Hymenoptera، مورچه ها، فون، شیراز، فاکتورهای محیطی، غنای گونه
  • حمیدرضا عکافی، حمید اجتهادی، عادل سپهری صفحات 93-108
    : بررسی تنوع گونه ای و تنوع عملکردی، نقشی مهم در شناخت عملکرد و خدمات اکوسیستم دارد و نوع پاسخ به تغییرات محیطی را نشان می دهد. تنوع عملکردی به محدوده و ارزش صفاتی از موجودات اشاره می کند که روی خصوصیات اکوسیستم تاثیر دارد و به شکل های مختلف از جمله تعداد و فراوانی نسبی گروه های عمل کردی معرفی می شود. این مطالعه با هدف شناخت عملکرد اکوسیستم و ارزیابی تنوع عملکردی بین مناطق و بر اساس تعیین گروه های عملکردی موجود در مناطق امن پارک ملی قمیشلو (باغک، آغل جنی، کورلیاس، کهوک، تنگ نجف آبادی، و تنگ ورپشت) انجام شد.
    برای این منظور، 8 صفت کمی و 4 صفت کیفی انتخاب گردید. به منظور تعیین گروه های عملکردی، ابتدا ماتریس صفت در گونه تهیه شد و تجزیه و تحلیل خوشه ایبه روش Ward و فاصله تشابه گاور1 در نرم افزار InfoStat انجام گرفت. پس از تعیین غنای گروه های عملکردی، تنوع گروه های عملکردی با کمک نرم افزارهایSDR4 و FDiversity آنالیز گردید.
    گروه های عملکردی عمده مناطق عبارت بودند از: گیاهان کامه فیت که بیشتر عناصر غذایی برگ را به ساختار دفاعی اختصاص داده اند، همی کریپتوفیت ها که سطح برگ بالایی داشته و در کسب نور موفق ترند و تروفیت ها که برگ هایی با طول عمر کوتاه دارند. نتایج نشان داد که غنای گروه های عمل کردی در شش منطقه یکسان است (سه گروه عملکردی) ولی به دلیل تفاوت در ترکیب گونه ای و صفات غالب گروه ها، تنوع عمل کردی منطقه کهوک بالاتر بود. طبق نتایج بدست آمده، چون بیشتر شاخص های تنوع عمل کردی از بیش از یک صفت استفاده می کنند تا کارکردهای مختلف گیاهان را توصیف کنند، شاخص هایی که عموما برای اندازه گیری تنوع گونه ای استفاده می شوند (سیمپسون، شانن واینر و…) کاربرد ندارند.
    کلیدواژگان: تنوع عملکردی، شاخص میانگین وزنی جامعه، گروه های عملکردی، عملکرد اکوسیستم، پارک ملی قمیشلو
  • شهرام نام جویان، حسین کرمانیان، علی ابوالحسنی سورکی، صدیقه مدرس طباطبایی، نازلی الیاسی صفحات 109-122
    : استفاده از مولکول های سیگنال نظیر سدیم نیتروپروساید، به عنوان دهنده نیتریک اکساید، افزایش پتانسیل گیاه پالایی را در برخی از گونه های گیاهی افزایش می دهد. بنابراین مطالعه پیش رو با هدف بررسی نقش سدیم نیتروپروساید در افزایش پتانسیل گیاه پالایی و پاسخ های فیزیولوژیک ریشه گیاه گلرنگ تحت تنش عنصر روی انجام شد.
    تیمارها در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تکرار اعمال گردیدند. پس از 10 روز، سطح نشانگرهای تنش اکسیداتیو (نظیر پراکسید هیدروژن و پراکسیداسیون لیپید) و مقدار ترکیبات آنتی اکسیدانت (نظیر گلوتاتیون، آسکوربات و فیتوکلاتین) ، مورد ارزیابی قرار گرفت.
    به کارگیری سدیم نیتروپروساید منجر به تخفیف ممانعت از رشد ناشی از زیادی عنصر روی در ریشه گیاهان گردید که این امر احتمالابه واسطه القاء برخی از ترکیبات آنتی اکسیدانت می باشد. در قیاس با گیاهانی که تنها در معرض عنصر روی قرار گرفته بودند، استفاده از سدیم نیتروپروساید منجر به کاهش مقدار نشانگرهای تنش اکسیداتیو و همچنین فعالیت آنزیم سوپراکساید دیسموتاز شد. هیچ گونه ارتباط آماری معنی داری بین استفاده از سدیم نیتروپروساید و مقدار آسکوربات و گلوتاتیون مشاهده نشد درحالی که تحت به کارگیری سدیم نیتروپروساید، میزان فیتوکلاتین ها به طورمعنی داری افزایش یافت.
    کلیدواژگان: گلرنگ، فلزات سنگین، نیتریک اکساید، تنش اکسیداتیو
  • محمد یوسفی، محمود خرمی وفا، عبدالمجید مهدوی دامغانی، غلامرضا محمدی، علی بهشتی آل آقا صفحات 123-134
    : انتشار گازهای گلخانه ای و به دنبال آن پدیده‏ های محیط ‏زیستی مخرب همچون گرمایش زمین و تغییر اقلیم پیامد‏های دست ‏ورزی بشر در اکوسیستم‏ های طبیعی در قرن حاضر هستند. پیرو این مساله، ترسیب کربن رهیافتی برد برد برای تعدیل اثرات مخرب فعالیت بشر در حل مشکلات افزایش انتشار گازهای گلخانه‏ ای است. بر همین اساس پژوهش حاضر به منظور بررسی وضعیت ترسیب کربن در اکوسیستم‏ های طبیعی جنگل بلوط و همچنین ارزیابی ارزش اقتصادی آن در استان کرمانشاه در سال 1394-1395 انجام شد.
    داده های لازم برای این پژوهش به روش داده برداری مستقیم میدانی و نمونه ‏برداری تصادفی در منطقه مورد بررسی جمع ‏آوری شد. برای این منظور در منطقه حفاظت شده بیستون به عنوان منطقه بررسی درختان بلوط از لحاظ تیپ رویشی در دو گروه گونه‏ های شاخه ‏زاد و تک‏ پایه تقسیم بندی شدند و اطلاعات مورد نیاز از آن ها برداشت شد. سپس با استفاده از داده های برداشت شده و کاربرد رابطه ‏های ریاضی مقدار ترسیب کربن و ارزش اقتصادی آن در جنگل‏ های فوق محاسبه شدند.
    بر اساس تجزیه و تحلیل نتایج این پژوهش توان ترسیب کربن توسط زیست‏ توده درختان در گونه‏ های شاخه ‏زاد 67/1622 کیلوگرم در هکتار در سال بود. این مقدار در گونه ‏های تک‏پایه 47/1786 کیلوگرم در هکتار در هر سال بود. با توجه به این نتایج مقدار دی‏ اکسید کربن ترسیب و ذخیره شده در بافت چوبی و همچنین بقایای آلی موجود در زیر اشکوب توسط این دو تیپ درخت بلوط ایرانی به ترتیب 61/58411 و 29/6431 کیلوگرم در هکتار در سال بود. از طرفی با توجه به نرخ مالیات اعمال شده برای انتشار هر تن کربن ارزش اقتصادی سالانه هر هکتار از این جنگل‏ ها به طور میانگین مبلغی بالغ بر 1780856ریال برآورد شد.
    کلیدواژگان: گازهای گلخانه‏ ای، گرمایش زمین، تغییر اقلیم، تجارت کربن
  • راضیه برژندی، حسن اسماعیل زاده، رومینا سیاح نیا صفحات 135-152
    : رشد ساخت و سازها و استفاده های بی رویه از دامنه های جنوبی اکوسیستم البرز و حوزه آبخیز دارآباد منجر به رشد ناپایداری در این محدوده شده، به طوری که تداوم این روند، نابودی اکوسیستم یاد شده را به دنبال خواهد داشت. هدف تحقیق حاضر، تعیین تغییرات کاربری اراضی و ناپایداری در حوزه آبخیز دارآباد می باشد تا با شناخت این ویژگی ها به بررسی روند ناپایداری در اکوسیستم محدوده مورد نظر پرداخته شود.
    روش تحقیق مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی است. در گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای و در تحلیل اطالعات از روش فضایی )تحلیل روند تغییرات کاربری اراضی بر اساس تصاویرماهواره ای (و تکنیک دلفی بهره گیری شده است. به منظور تعیین تغییرات کاربری اراضی و ناپایداری در محدوده مورد مطالعه، از تصاویر ماهواره ای سری های زمانی مختلف TM1990 ،2004 ETM و IRS2014 در 1 9 کالس پوشش گیاهی، اراضی ساخته شده، اراضی بایر و شبکه معابر استفاده شده است. با استفاده از تصاویر ماهواره ای و الگوریتم براوی و 2 حداکثر شباهت نیز به طبقه بندی نظارت شده و بارزسازی تصاویر ماهواره ای اقدام شده است. قلمرو تحقیق شامل محدوده دارآباد و جامعه آماری متشکل از 31 نفر از گروه خبرگان) متخصصان حوزه های جغرافیا، منابع طبیعی، و علوم محیطی( بوده است. نتایج و بحث: یافته های پژوهش نشان می دهد که از سال 9111 تا سال 2191 ،پوشش گیاهی در محدوده مورد نظر روند کاهشی داشته و در مقابل بر اراضی ساخته شده، شبکه معابر و اراضی بایر افزوده شده است. در سال 9111 ،بیش از 12 درصد منطقه به پوشش گیاهی اختصاص داشت. این در حالی است که در سال 2191 ،به کمتر از 21 درصد کاهش یافته است. اراضی ساخته شده و معابر نیز که در سال 9111 ،حدود 11 درصد از کل منطقه را شامل می شدند، در سال 2191 به 1/69 درصد افزایش یافته است. این روند نشان دهنده افزایش ناپایداری در سطح اکوسیستم منطقه می باشد.
    کلیدواژگان: آشکارسازی تغییرات کاربری اراضی، ناپایداری، GIS، تصاویر ماهواره ای، حوزه آبخیزدارآباد
  • مجید حمامی، سید احمد میرباقری، سید مهدی برقعی، مجید عباسپور صفحات 153-172
    : رودخانه ها از مهمترین منابع آبی و اکوسیستم های مهم و آسیب پذیر داخل خشکی به حساب می آیند. امروزه به علت مصرف بی رویه آب و آلوده شدن آب رودخانه ها توسط منابع غیرطبیعی و انسانی، کیفیت این نوع منابع آبی تهدید شده است. رودخانه پیربازار و تالاب انزلی در دو دهه گذشته دچار یوتروفیکاسیون شدید شده است؛ به همین دلیل ارزیابی و برآورد تغییرات کیفیت آب مصب رودخانه اصلی تغذیه کننده تالاب انزلی (رودخانه پیربازار) ، در اولویت قرار دارد.
    نتایج
    نشان داد که در این حوضه آبریز روش رگرسیون چندجمله ای مرتبه 2 (با میانگین 2 0 7 5 /0 RMSE = برای نیتروژن کل و 1 4 7 5 /0 RMSE = برای فسفر کل) برای برآورد غلظت نیترات و فسفات در حوضه آبریز، بهترین روش بوده و روش چندجمله ای موضعی با توان 1 0 از مرتبه 3 (با میانگین 3 3 1 /0 RMSE = برای نیتروژن کل و 2 2 /0 RMSE = برای فسفر کل) بدترین روش در مقایسه با سایر روش ها است. برای تهیه نقشه پهنه بندی، ابتداء نقشه های ماهانه و سپس نقشه های فصلی توزیع مکانی غلظت نیترات و فسفات ایجاد شدند و تغییرات زمانی (فصلی) مواد مغذی در دهانه ورودی به تالاب (مصب رودخانه پیربازار) بیان شد. نتایج نشان داد که میانگین غلظت مواد مغذی آب رودخانه پیربازار (6 1 6 /0 میلی گرم در لیتر برای نیتروژن کل و 3 2 5 /0 میلی گرم در لیتر برای فسفر کل) ، طبق دستورعمل اروپایی 8 0 /7 7 8 /EEC و استاندارد OECD بالاتر از حد مجاز هستند (حد مجاز این ماده در حالت عادی و در بیشتر آب های شیرین 1 /0 تا 5 /0 میلی گرم در لیتر برای نیتروژن کل و 0 1 /0 تا 1 /0 میلی گرم در لیتر برای فسفر کل است). همچنین طبق نتایج به دست آمده از این نرم افزار، متوسط نسبت نیتروژن کل به فسفر کل (TN/TP) در ورودی تالاب، ماکزیمم مقدار (7 /3 3) بوده که بالاتر از حد مجاز 1 6 است. بنابراین آب منطقه در شرایط نوع یوتروفیک پیشرفته و بحرانی قرار دارد. با توجه به مقدار مثبت و بالای ضریب همبستگی برای فسفر کل و نیتروژن کل که بین 8 7 /0 تا 9 1 8 /0 (میانگین 8 9 4 /0) به دست آمد، می توان استدلال کرد که فسفر و نیتروژن در این حوضه آبی به احتمال زیاد دارای منشاء یکسان و مشترکی هستند؛ ضمن اینکه مقدار ضریب عملکرد نیز بین 1 8 7 /0 تا 7 2 1 /0 متغیر بوده که به ترتیب برای نیترات و فسفات بهترین عملکرد را نشان داده است.
    کلیدواژگان: تغییرات فصلی، روش های درون و برونیابی، روش اعتبارسنجی، جذر مجموع مربعات خطا، رودخانه پیربازار
  • زهرا سلیمان نژاد، احمد عبدل زاده، حمیدرضا صادقی پور صفحات 173-186
    : فلزات سنگین از جمله مهم ترین آلاینده های محیط زیست به شمار می آیند که در چند دهه اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته اند. تجمع عناصر در خاک به ویژه در زمین های کشاورزی، امری تدریجی بوده و غلظت عناصر سنگین می تواند به سطحی برسد که امنیت غذایی انسان را تهدید کند. در میان عناصر سنگین، کادمیوم به علت تحرک بالا در سیستم های بیولوژیک، سمیت بالا، حلالیت زیاد در آب و جذب سریع توسط سیستم ریشه ای بسیاری از گونه های گیاهی، یکی از خطرناک ترین عناصر سنگین است. در این تحقیق رشد، انباشتگی و توان گیاه پالایی کادمیوم در دو گونه خردل اتیوپی (Brassica carinata) و خردل هندی (Brassica juncea) بررسی شده است.
    گیاهان در خاک های آلوده با غلظت های 0 ، 7 5 و 1 5 0 میلی گرم بر کیلوگرم کادمیوم رشد کردند و پس از 7 هفته کشت در گلخانه ، برای سنجش برخی خصوصیات رشدی برداشت شدند.
    نتایج پژوهش نشان داد که تیمارهای کادمیوم بر صفات رشد و میزان کلروفیل دو گیاه اثر معنی داری نداشت. هر دو گیاه شاخص تحمل تنش بالایی را نسبت به فلز کادمیوم نشان دادند. با افزایش آلودگی فلز در خاک، غلظت کادمیوم در ریشه و بخش هوایی هر دو گیاه خردل اتیوپی و خردل هندی به طور معنی داری افزایش یافت. فاکتور انتقال گیاه خردل هندی حدودا 7 0 ٪ بیشتر از خردل اتیوپی بوده است و بیشترین میزان فاکتور انتقال در تیمار 7 5 میلی گرم بر کیلوگرم کادمیوم در گیاه خردل هندی مشاهده شد.
    کلیدواژگان: آلودگی خاک، تجمع، شب بو، کادمیوم، گیاه پالایی
  • آذر فاریابی، حمیدرضا متین فر صفحات 187-202
    : کیفیت خاک یکی از شاخص های مهم کشاورزی و محیط زیست پایدار محسوب می شود. در راستای اهداف کشاورزی پایدار و حفظ سلامت محیط زیست کیفیت خاک را به این طور تعریف می کنند: «ظرفیت نوع خاصی از خاک برای عملکرد در محدوده اکوسیستم طبیعی یا مدیریت، برای حفظ بهره وری گیاه و حیوانات، حفظ یا افزایش کیفیت آب وهوا، و حمایت از سلامت انسان و زندگی.» هدف از این تحقیق استفاده از تحلیل سلسله مراتبی و سامانه منطق فازی برای ارزیابی کیفیت خاک بر اساس خصوصیات فیزیکی، شیمیایی خاک و ویژگی های توپوگرافی (شیب، ارتفاع و جهت شیب) منطقه تلوبین استان سمنان است.
    منطقه مورد بررسی به وسعت 4236 هکتار در 85 کیلومتری شمال شرقی شهر شاهرود واقع شده است. رژیم های رطوبتی و حرارتی خاک این منطقه به ترتیب زریک [i] و مزیک [ii] هستند. سی و شش خاک رخ در منطقه ی تلوبین حفر شد. در این پژوهش با توجه به حفظ بهره وری گیاه و نظرات کارشناسان علوم خاک و علوم زراعی شاخص های کیفیت فیزیکی، شیمیایی خاک و توپوگرافی منطقه انتخاب شدند. توزیع مکانی شاخص ها با استفاده از روش درون یابی وزن دهی عکس فاصله (IDW) برای میان یابی نقاط قرارگرفته بین نقاط نمونه برداری شده و ایجاد یک سطح پیوسته، برای هر یک از پارامترهای فوق تهیه شد. سپس نقشه اولیه برای تهیه نقشه های فازی برای سه شاخص مذکور به کار گرفته شد و شاخص های ذکرشده با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی وزن دهی شد.
    نتایج این تحقیق نشان می دهد از لحاظ کیفیت خاک 01/3 درصد در دسته خیلی ضعیف، 57/49 درصد (87/2099 هکتار) در دسته ضعیف، 33/44 درصد (33/1877 هکتار) در دسته متوسط و 10/3 درصد (50/131 هکتار) در دسته خوب قرار گرفته اند. کیفیت خاک با استفاده از تمام شاخص ها تعیین شد، اما همیشه چند شاخص مهم و دارای وزن بالاتر به عنوان شاخص های کلیدی مشخص می شوند که در این تحقیق از شاخص های فیزیکی شاخص عمق خاک، از شاخص های شیمیایی شاخص کربن آلی و از شاخص های توپوگرافی شاخص شیب، دارای وزن بالاتری هستند. بنابراین مشخص می شود که استفاده از تحلیل سلسله مراتبی-منطق فازی برای تعیین کیفیت خاک در منطقه مورد بررسی از صحت خوبی برخوردار است. بازدیدهای میدانی منطقه نشان می دهد در محدوده هایی که کیفیت خاک متوسط است کاربری آن جنگل و مرتع است. در منطقه ای که کیفیت خاک در دسته خوب قرارگرفته مقدار کربن آلی و پتاسیم دارای مقادیر بالایی است و pH در دامنه 7-6 قرار دارد که در این محدوده قابلیت جذب عناصر غذایی بالا است. اما در مناطقی که کیفیت خاک در دسته ضعیف یا خیلی ضعیف است، مقدار کربن آلی کم یا ناچیز است و شیب های منطقه بیشتر از 30 درصد است.
    کلیدواژگان: تحلیل فازی، شاخص توپوگرافی، شاخص فیزیکی و شیمیایی، کیفیت خاک
  • ناصر مقدسی، شراره پورابراهیم، حسین آذرنیوند صفحات 203-220
    شناسایی کامل مخاطرات و اولویت بندی آن ها در جهت عدم آسیب بینی از اولین گام های مدیریت محیط زیست می باشد. تعریف یک سیستم جامع از شاخص های موثر در ایجاد یا تشدید مخاطرات محیط زیست که قابل ارزیابی، درک و ارزشیابی باشد ضروری است. این سیستم جامع می تواند اطلاعات سطح بندی شده را در سطوح مختلف تصمیم گیری و برنامه ریزی تامین کند. تحقیق حاضر با هدف اولویت بندی، پهنه بندی و ارزیابی آسیب پذیری جهت کاهش مخاطرات محیط زیست انجام گرفته است.
    با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، اسناد فرادستی ، مطالعات آمایش سرزمین، مطالعات منطقه ای و همچنین از طریق نشست های تخصصی با سازمان های مختلف لیست اولیه مخاطرات زیست محیطی تهیه شد. این لیست شامل تمامی عواملی است که به طور بالفعل یا بالقوه قابلیت تبدیل به مخاطره دارند. این لیست در جلسات تخصصی با حضورنمایندگان سازمان های دولتی و غیردولتی و با استفاده از شاخص های متعدد غربال و نهایی شد. سپس با استفاده از روش تصمیم گیری چند معیاره تلفیقی آنتروپی- تاپسیس اولویت بندی مخاطرات محیط زیست صورت گرفت. از بین لیست مخاطرات متعدد مواردی شامل توسعه خارج از توان زیستی، فرسایش آبی، آتش سوزی، تغییر کاربری اراضی و آسیب پذیری تنوع زیستی دارای اولویت شناخته شد. در هریک از اولویت های شناخته شده با توجه به شاخص های متعدد تاثیرگذار در ایجاد هر یک از این مخاطرات ، پهنه بندی آسیب پذیری صورت گرفت و درنهایت با استفاده از ترکیب خطی وزن دار نقشه آسیب پذیری استان البرز به دست آمد.
    نتایج این تحقیق نشان می دهد که تغییر کاربری اراضی مهمترین خطر محیط زیستی است که به واسطه گسترش شدید مناطق شهری و روستایی و تخریب باغ های شهری صورت گرفته است. همچنین بخشی از زیستگاه های مطلوب تنوع زیستی تحت مدیریت حفاظت قرار ندارند که این امر موجب کاهش تنوع زیستی در زیستگاه های مطلوب می شود. از طرفی خطر فرسایش خصوصا در مناطق پرشیب شمالی که از لحاظ تنوع زیستی غنی هستند موجب تخریب پوشش گیاهی خصوصا مرتعی و نیز آب شویی خاک سطحی و ایجاد رسوب خواهد شد. در دشتهای جنوب استان به دلیل عدم تناسب توسعه صنعتی با ظرفیت و توان اکولوژیکی خطر تجمع و افزایش آلودگی ها و گردو غبار وجود دارد. همچنین استان البرز در مناطق شمال غربی و شرقی از احتمال وقوع آتش سوزی برخوردار است. این مناطق بیشتر در محدوده مناطق تحت مدیریت حفاظت قرار دارند که لزوم توجه جدی را می طلبد. در کل نتایج نشان می دهد که کیفیت محیط اکولوژیکی استان البرز در سال های اخیر به طور معنی داری در نتیجه فعالیت های انسانی، مانند ساخت و ساز کارخانه ها و شهرک های صنعتی متعدد، فرسایش و تخریب خاک، خشکسالی و افت سفره های آب زیرزمینی، از دست دادن منابع آبی در دسترس، الگوهای کشت نادرست، افزایش جمعیت ناشی از مهاجرت از دیگر استان های کشور و تغییرات اقلیمی کاهش یافته است. نتایج آسیب پذیری نشان می دهد که فشار بسیار زیادی بر استفاده پایدار از محیط زیست توسط متغیرهای انسانی تاثیرگذار ایجاد شده است.
    کلیدواژگان: تصمیم گیری چندمعیاره، ارزیابی آسیب پذیری، پهنه بندی، مخاطرات محیط زیست
|
  • Maryam Esmaeili Fard, Human Liaghati, Ahmad Saie, Hamidreza Malek Mohammadi Pages 1-18
    Introduction
    Despite the history of legislative measures in the field of the environment of Iran, the environmental situation of the country based on “the Environmental Performance Index”, “the Global Footprint Network” and “the World Bank” is significantly different from the goal of "Desirable Environment" in the Iran's 20-year vision plan4. In search of the reason, this paper from a public policy perspective seeks to prioritize and explain the challenges of environmental policy making in the Islamic Republic of Iran in the first phase of the Jones staged model
    In staged model, the government and decision makers performance are ideally divided into five stages: the process of recognizing the problem and its inclusion on the government agenda(Agenda setting), the stage of the solution proposal (Formulation), the decision-making stage, the stage of implementation and the evaluation stage(Vahid,2004).
    Materials And Methods
    The focus of this paper is on the pathology of the recognition and inclusion of the problem in agenda. What is meant by understanding the problem and including of it on the agenda is a process by which ideas and issues are raised through various political institutions to be taken into consideration by a political entity such as the legislative or judicial body. Although there are few places - such as the legislature, the judiciary or the regulatory Commission - that are able to formally formulate policy calendars (agendas), but there are countless sources where subjects of these calendars come from (Shafritz and Borick ,2012).
    Considering the nature and limitations of the subject literature in our country, from among existing approaches to research , the mixed methods and exploratory sequential designswere selected. In this formulation of the research project, first the collection and analysis of data is done qualitatively and then quantitatively and ultimately interpreted simultaneously. The main use of this type of research project is to investigate an issue deeply or for the first time for which the researcher does not have a guideline framework or measurement tool for them(Creswell,2003).
    Results And Discussion
    Findings of the research showed that the main challenges of environmental policy-making in identifying the problem and placing it in the agenda that led to the decline of quantitative and qualitative indices of the country's vital resources are: prioritizing the country's issues on the basis of economic, political and security considerations (rather than environmental ones), the poor citizen and interest groups participation in identifying and prioritizing local needs, the weak coordination of intergovernmental organizations and government agencies responsible for and influential in environmental issues, the neglect of local communities from the benefits of sustainable development and focus on growth-oriented demands and short-term ones, lack of bottom-to-top mechanisms to express the real public concerns to be included in the environmental policy calendar, the lack of information and accurate statistics on the status quo and future environmental trends, the lack of attention to communication channels such as the media and the press to transfer issues to higher layers for inclusion in the agenda.
    Conclusion
    Improving Iran's environmental indicators based on the Environmental "Performance Index", "Global Footprint Network" and “World Bank" with the goal of "desirable environment" in the 1404 vision document require solving the challenges of the agenda Setting.
    Keywords: Environmental policy- environmental governance- environmental planning- public policy-Jones phase model
  • Mehdi Panahi, Farhad Misaqi, Farid Ghanbari Pages 19-38
    Introduction
    Groundwater has long been the most trusted water source of human beings that is used in the agricultural and drinking sectors. In order to be aware of water condition and its optimized management, it is necessary to carefully examine groundwater level fluctuations and groundwater quality that are influenced by different factors. While carefully monitoring the fluctuations and quality of groundwater, we can have reliable planning in water supply and source management. Therefore, this study aims to determine the trend of changes in quality parameters of groundwater of Shabestar plain in order to understand the quality of groundwater and to specify its application.
    Material and
    Methods
    In this study, in order to understand the quality of Shabestar plain’s groundwater and to specify its application, the chemical results of 15 qualitative variables of groundwater samples belonging to 13 stations located in the study area during the years 1382-1999 were compared while using non-parametric Mann-Kendall test, and then effect of the first-order autocorrelation was eliminated from the data series. Slope of the trend line was calculated by the age method. The qualitative parameters in this study are total anions, total cations, EC, SAR, CL--, , Ca2, TH, Ph, TDS, , Na%, Na, Mg2 and K that are measured two times every year.
    Results And Discussion
    The results show that time series related to qualitative variables has ascending trend in most of stations (except Ali-shah station, Sefid-kamar station and low water months of Shabestar plain). They show positively significant trend at 5% level with 36 series (18%) in months of high level of water and with 17 series (9%) in months of low level of water. Furthermore, “Ali-shah” and “Sefid-kamar” stations have the highest rank in the highest negative trend in two months with high- and low- levels of water. The comparison of stations suggests that quality of Shabestar plain’s groundwater has critical condition in southern part of plain. Generally we can conclude that the quality of groundwater in the study area has decreased over time. The results achieved from investigating the values of time series correlation coefficients of qualitative variables with normal annual precipitation in the periods (1382-1388) show that none of the qualitative variables have a special significance at the 5% level with the amount of annual precipitation. The overall result of this section suggests the lack of relationship between annual precipitation and qualitative variables, while ground water level has almost steadily dropped with quality variables during common statistical years (1383-1391). Also, climatic variables such as rainfall, temperature and evaporation were not identified as factors in changing the qualitative characteristics of Shabestar plain’s groundwater and we come to this conclusion that their adverse changes were influenced by human factors.
    Conclusions
    According to achieved results, we can say that if the current condition continues, it is not possible to steadily use groundwater source in Shabestar plain. Water quality will be negatively affected by the lack of treatment of urban and industrial wastewater, the release of agricultural wastes at the plains, adjacency to Urmia Lake, and the development of salt marsh.
    Keywords: Analysis of trends, Mann Kendall test, Groundwater quality, Shabestar plain
  • Fahimeh Bahrami, Momadreza Nazari Pages 39-54
    Introduction
    Policies and plans for water resources management, especially in the agricultural sector, are aimed at achieving goals such as increasing the level of self-sufficiency, reducing gaps in food, reducing crop cultivation and maximizing the economic value of irrigation water. The main objective of this research is to reduce macroeconomic objectives in the agricultural sector, reducing the food security gap (in the field of garden products) with an emphasis on optimizing water use in the agricultural sector.
    Materials And Methods
    In pursuit of this goal, the goal of maximizing the economic value of water has been used to determine the optimal level of cropping of major crops in the country and to reduce the gap between supply and demand. The methodology used in this study is a linear mathematical programming model. Required data were collected through the databases of the Agricultural Jihad Organization and the relevant departments in the relevant areas.
    Result and
    Discussion
    The results of the research show that, suggested cropping pattern increases the economic value of water by 20%, and the level of crops such as dates, apples, citrus, grapes and pistachios increases. Changing the cropping area of major crops in some areas, such as Khorasan, Central, Central Zagros and Khuzestan, has reduced net profit, but generally increased net yield by 19 percent, and most importantly, the amount of water saved in the whole area is equivalent to the cultivar About 6869768 thousand cubic meter
    Conclusion
    The results showed that considering the economic value of water in each area, instead of using a steady state value, an effective and effective cropping pattern is necessary. The proposed cropping pattern reduces the nutrient gaps and cropping water levels and saves water consumption, which, while providing a land for allocating this amount of water to the cultivation of strategic products, can have a positive effect on the sustainability of water resources In each area.
    Keywords: Water economic value, Optimum cultivar, Orchard production, Linear programming, Supply, demand gaps
  • Naser Shafiei Sabet, Sogand Khaksar Pages 55-74
    Introduction
    Imposition by cities of new roles and functions on peripheral areas has provoked economic, social and spatial disturbances in those areas (Shafiei Sabet & Bozorgniya, 2013). In this regard, major global trends that have fuelled competition over land have also contributed to the development of urban imbalance (Ludlow, 2014). As a result of population density and pressure on resources in cities with rapid expansion, the environment is adversely affected with detrimental impacts on valuable agricultural land. In this regard, Karol argues that ‘urban spraw’ was not problematic at its outset, but the positive effects of this phenomenon are long gone (Lawrence, 2012). Industrialization of the economy has turned villages around cities into unplanned spaces (Deep & Saklani, 2014). This phenomenon raised concerns in connection with the metropolis and the main cities, but the gradual adoption of centralized housing policies and development approach by the state at the regional and local levels contributed to the this issue affecting the middle cities as well (Shafiei Sabet and Haratifard, 2011). Based on this, the present research intends to analyze this phenomenon accurately to help find solutions to mitigate the adverse effects by providing scientific solutions to reduce the damage caused by it in the studied area.
    Materials And Methods
    A descriptive-analytical method was used to measure accurately the consequences of urban sprawl in the study area. To this end, based on analysis of satellite imagery using Remote Sensing (RS) and the Geographic Information System (GIS), the land use change trends during the three periods of 1990, 2006, and 2015 were investigated for different land uses (residential construction, non-residential construction, changing arid land, agricultural land, gardens, pastures and roads). Then, the effects of urban sprawl on rural settlements around the city of Hamedan and its determinants were investigated. The data collection included the survey of Land sat TM satellite images in 1990, ETM 2006, HRVIR 2015, and a 1: 50000 map of Hamadan Province for the enhanced detection of phenomena and their comparison with land use changes in subsequent periods.
    Results And Discussion
    The results suggest that, in Hamedan Province, the urban development and dispersed sprawling growth of the city has caused the highest rate of land use change in agricultural lands over a 27-year period, from 1990 to 2015. As a result, these lands have seen a decrease of 1017 hectares over this period and, at the same time, horticultural lands have also diminished by about 272 hectares. In the meantime, rangelands have dwindled by about 189 hectares. By contrast, residential construction increased by 805 hectares in 2015 compared to 1990, followed by an increase of 346 hectares in non-residential construction and 20 hectares in route and road construction. Moreover, an area of 307 hectares from the total area of 6446 hectares in the study area has been transformed into desert land, and therefore the scene of various construction activities. A comparison of the statistics suggests that residential construction continues to grow, so that the statistical results of three periods indicate an increase of about 17.8% in construction the study area from 1990 to 2015. According to the results, it can be seen that in current situation of Iran, the research undertaken on the marginal area of Hamedan is consistent with the researches of Yagre, Ewing, Morot and Hernandez and other researchers who have discussed environmental issues and the lack of supportive policies to impede the spread of these structures in Europe.
    Conclusion
    In studies on spatial development and land use change of agricultural lands, it is important to note the parameters that undergo change progressively as opposed to those that change more rapidly. In this study, it was found that in the study area, farmlands (agro-horticultural lands) have undergone the highest change compared to other lands. Therefore, if policies and measures are not taken to prevent this trend to continue, the environmental damage will be caused by pressure on resources, conversion and land use change, resulting in the destruction of valuable agricultural land.
    Keywords: Environment, Rural land use change, Hamedan, Urban sprawl
  • Roshanak Torabi, Shahrokh Pashaei Rad, Mohammad Reza Shokri Pages 75-92
    Introduction
    Ants are the most well-known social insects that have a significant impact on the ecosystems of their habitat. The role of these insects in the physical and chemical changes of the soil and their interaction with plants, microorganisms and other living organisms is undeniable. Iran with extensive climate conditions and diverse of habitats, has vast variety of plants and animals specie. Family Formicidae fauna in Iran is far from complete and yet 213 species of 32 genera and 4 subfamilies has been reported.
    Materials And Methods
    The present investigation deal with the study of ant fauna in Shiraz city. The area was divided into 18 study sites with different ecological factors. Samples were collected equally in times and numbers in the spring, summer and fall season 2014. Collected species were transferred to 70% alcohol and identified with the help of stereomicroscope and available keys. The identified specimens were confirmed by Professor Brian Taylor in Royal Entomological Society of London in England.
    Ecological condition effects(as altitude, soli sedimentary organic matter (TOM), temperature, air humidity, soil humidity, soil pH and soil grading) on species richness were collected from study sites and analyzed by linear regression test using SPSS22.
    Results And Discussion
    Among the identified specimens, 19 species belonging to 13 genera of 3 subfamilies were identified which are as below:
    Subfamily Dolichoderinae: Tapinoma simrothi Krausse, 1911 Subfamily Formicinae: Camponotus (Tanaemyrmex) xerxes Forel, 1904; Camponotus (Myrmosericus) armenaicus Arnoldi, 1967; Camponotus (Tanaemyrmex) aethiops (Latreille, 1798); Camponotus (Tanaemyrmex) sanctus Forel, 1904; Cataglyphis nodus (Brullé, 1833); Cataglyphis frigidus subspecies persicus (Emery, 1906); Lepisiota semenovi (Ruzky, 1905); Lasius turcicus Santschi, 1921; Paratrechina vividula (Nylander, 1846)
    Subfamily Myrmicinae: Cardiocondyla persiana Seifert, 2003; Crematogaster sp. (sp undet cf Safariyan, 2014); Messor melancholicus Arnol’di, 1977; Messor syriacus Thomé, G., 1969; Messor rufotestaceus (Foerster, 1850); Monomorium kusnezowi Santschi, 1928; Pheidole pallidula (Nylander, 1849); Pheidole teneriffana Forel, 1893; Tetramorium davidi Forel, 1911
    Conclusion
    All the identified species except T.simrothi, C.frigidus, C.persiana, M.rufotestaceus and P.teneriffana were recorded for the first time from Fars Province and the species T.simrothi and P.teneriffana were recorded for the first time from Shiraz City.Statistical analysis using linear regression in SPSS22 shows a significant difference between pH and species richness of ant communities.
    Keywords: Hymenoptera, ant, fauna, Shiraz, ecological factors, species richness
  • Hamid Reza Akkafi, Hamid Ejtehadi, Adel Sepehry Pages 93-108
    Introduction
    Study of functional and species diversity plays an important role in recognizing ecosystem function and services and is shown the type of response to environmental changes. Functional diversity refers to range and values of organism traits that affects ecosystems properties and is introduced in various ways such as number and proportional abundance of functional groups.
    Materials And Methods
    This study was carried out based on identifying functional groups in safe regions of Ghamishloo National Park (Baghak, Aghel geni, Korelias, Kahvak, Tange Najaf abadi and Tange Varposht) to recognition of ecosystem function and evaluation of functional diversity between regions. For this purpose, eight quantitative traits and four qualitative traits were selected. In order to determin functional groups, at first, species – trait matrix was prepared and then, clustering analysis was carried out by Ward method and Gower similarity distance by InfoStat software. After determining the richness of functional groups, diversity of functional groups was analyzed by SDR4 and FDiversity software.
    Results And Discussion
    Main functional groups of the regions were: Chamaephytes plants that have been devoted most of the leaf nutrients to the defense structure, Hemicrypyophytes plants that their leaf area is high and are more successful in light acquisition and Terophytes plants that have leaves with a short life span. The results showed that functional groups richness is the same in the six regions (three functional groups), but, because of the difference in species composition and dominant traits of the groups, functional diversity of Kahvak region was higher. According to the results, as most functional diversity indices use more than one trait to describe the various plant performances, indices that used to measurement of species diversity (Shannon Wiener, Simpson) are inefficient.
    Conclusion
    In determining of functional diversity, it is better to use numerical functional diversity indices (Community-Weighted Mean index,) in addition to determining the functional groups richness to get more useful information about ecosystem function.
    Keywords: Functional diversity, CommunityWeighted Mean index, Functional groups, Ecosystem function, Ghamishloo National Park
  • Shahram Namdjoyan, Hossein Kermanian, Ali Abolhasani Soorki, Sedigheh Modarres Tabatabaei, Nazli Elyasi Pages 109-122
    Introduction
    It was shown that the use of signaling molecules like nitric oxide donor sodium nitroprusside (SNP) can elevate phytoremediation potential of some plant species. The aim of the study is to reveal the effect of SNP on the enhancement of the phytoremediation potential and physiological responses of zinc-stressed safflower roots.
    Material and
    Methods
    The treatments were arranged in a completely randomized design with five replicates. After 10 days, the level of oxidative markers (e.g., H2O2 and lipid peroxidation) and antioxidant compounds (e.g., glutathione, ascorbate and phytochelatins) of plants were analyzed.
    Results And Discussion
    SNP application alleviated Zn-induced growth inhibition of roots probably through induction of some antioxidative compounds.Application of SNP resulted in decrease in oxidative markers and the activity of SOD as compared to the plants treated with Zn only. No relationship was found between SNP supplementation and glutathione and ascorbate levels, while upon application of SNP the level of PCs increased significantly.
    Conclusion
    The results suggest that the application of SNP render safflower roots more tolerant to zinc toxicity possibly through zinc chelation by the stimulation of phytochelatin production.
    Keywords: Carthamustinctorius, Heavy metals, Nitric oxide, Oxidative stress
  • Mohammad Yousefi, Mahmud Khoramivafa, Abdolmajid Mahdavi Damghani, Gholamreza Mohammadi, Ali Beheshti Alagha Pages 123-134
    Introduction
    Greenhouse gas emission and distractive environmental crisis such as global warming and change climate was occurred by human activation in natural ecosystems in this century. Due to this problem carbon sequestration is a win-win approach to purpose reducing of distractive human activation and emission of greenhouse gas. Accordingly, this study was carried out to purpose the assessment of carbon sequestration with economic value by Quercus brantii Lindi forest in Kermanshah province in 2015 to 2016.
    Materials And Methods
    Essential data for this research was collected by on farm method and random sampling method in two groups including coppice and single stem forms in oak forest in Bisetoon protected region. Then, the amount of carbon sequestration and its economic value were calculated by using the collected data and application of mathematical relations in this forests.
    Results And Discussion
    According to result of this study amount of carbon sequestration by trees biomass was 1622.67kgha-1yer-1 in coppice forms. This amount was 1786.47kgha-1yer-1in single stem. Therefore amount of CO2 captured and saved in wood tissue and organic matter of residual in bottom of tree layer was 5841.61, and 6431.29 kgha-1yer-1 in coppice and single stem forms. Due to the applied tax rate for every ton of carbon emissions, the annual economic value per hectare of this forest was estimated 1780856 rials.
    Conclusion
    furthermore, suitable management of oak forest ecosystems in this investigating region and subsequently around the country is very important to purpose of reduces the environmental crisis, such as reducing greenhouse gas emissions and change climate. On the other hand, Due to the importance of carbon credit issue and international issues surrounding it, it has benefited for the resumption and maintenance of these natural ecosystems.
    Keywords: Greenhouse Gas, Global Warming- Change Climate- Carbon Credit
  • Razieh Barjandi, Hassan Esmaeilzadeh, Romina Sayyahnia Pages 135-152
    Introduction
    Development of buildings and the widespread usage of the southern ranges of the Alborz ecosystem and Darabad watershed have led to unsustainable growth in this region such that continuation of this situation will destroy this ecosystem. The aim of this research is to identify unsustainable land use changes and practices in Darabad watershed through studying these characteristics.
    Materials And Methods
    The research method is a descriptive-analytical one, with the information gathering library-based and use of a spatial analytical method and the Delphi technique. Satellite images of TM1990, ETM 2004 and IRS2014 in four classes covering vegetation, built-up areas, arid areas and roads have been used for identifying unsustainable land use changes and practices in the case study area by using the Brovey algorithm and the Maximum Likelihood Method for the supervised classification algorithm and image enhancement. The research domain is Darabad watershed, and the statistical group comprised experts of environmental sciences, geography and natural resources.
    Results And Discussion
    Research results show that vegetation has decreased during the period 1990 to 2014, while built-up areas, arid areas and roads have increased in this period. In 1990, more than 20% of the area was vegetation, while this land use has decreased to less than 20% in 2014. Built-up areas and roads also increased from 40% in 1990 to 61.5% in 2014. This trend shows unsustainability in that ecosystem.
    Conclusion
    Results show that multiple factors affect the sustainability of Darabad watershed. These include ecological-geographical, economic-organizational and socio-cultural factors. Economic-organizational factors have the greatest efficiency among all the factors with a coefficient of 0.5824. Some effective variables in this regard are the widespread activity of ecotourism, lack of supervision procedures and an incorrect politicaleconomic relationship in developing build-up areas.
    Keywords: Change detection, Unsustainable practices, GIS, Satellite images, Darabad watershed
  • Majid Homami, Seyed Ahmad Mirbagheri, Seyed Mehdi Borghei, Majid Abbaspour Pages 153-172
    Introduction
    Rivers are among the major water resources and important and vulnerable inland ecosystems (Hayatolgheib et al., 2016). Today, the quality of such water resources has been threatened due to the irregular consumption of water and pollution of rivers by unnatural and human resources (Li et al., 2009). The Peer-bazar River and Anzali International Wetland has been subjected to severe eutrophication over the past two decades (Zebardast and Jafari, 2014). As a reuslt evaluation and estimation of changes in water quality the mouth area of the main feeding river estuary in the Anzali wetland (the Peer-bazar River) is in the first priority.
    Materials And Methods
    The present study aimed at evaluating the eutrophication status and prediction of temporal-spatial changes in nutrients concentrations, such as ammonium-nitrogen (N-NH3), nitrate (N-NO3), total nitrogen (TN), phosphorous (PO4-3), TP, in the estuary of Pir-Bazar river as the main and most important stream feeding the Anzali International Wetland. Sampling was performed from 10 points of the drainage basin within 18 months from December 2014 to June 2016. In this research, zoning maps were prepared and the status of present and future water quality parameters of the basin were accurately estimated using a researchers software-developed application and the five interpolation methods of Kriging, S-PLUS, polynomial regression, inverse distance to power, and local polynomial; and finally the optimal method was selected through a root-mean-square error (RMSE) based cross validation approach.
    Result and
    Discussion
    The results showed that in this drainage basin, the second order quadratic polynomial regression (with a mean RMSE of 0.2075 for TN and of 0.1475 for TP) and the topical polynomial with power of 10 (order of 3) (with a mean RMSE of 0.331 for TN and of 0.22 for TP) were the best and the worst methods for estimation of nitrate and phosphate levels in the drainage basin, respectively, as compared to other methods. In order to prepare the zoning map, monthly and seasonal maps of spatial distribution of nitrate and phosphate concentrations were created, and temporal (seasonal) changes in nutrients at the wetland entrance (estuary of Pir-Bazar river) were expressed. The results showed that the mean levels of nutrients in Pir-Bazar river water (0.616 mg/L for TN and 0.325 mg/L for TP) were higher than the allowed limits, according to the European directive 80/778/EEC and the OECD standard, (in normal conditions, the limits are 0.1-0.5 mg/L for TN and 0.01-0.1 mg/L for TP in fresh water). Also, according to the results of software, the mean TN to TP ratio at the wetland entrance was maximally 33.7 that exceeded the limit of 16. Therefore, the region’s water is subject to an advanced and critical eutrophication. Considering the positive and high values of the coefficient of performance for TP and TN between 0.87 and 0.918 (mean 0.894), it can be argued that phosphorus and nitrogen in this water basin are likely to share the same source; meanwhile the coefficient of performance varied between 0.187 and 0.721, showing the best performance for nitrate and phosphate, respectively.
    Conclusion
    The results predicted by this software show that the mean annual concentration of ammonium, nitrate, nitrite, phosphate, and dissolved salts in this river will increase about 1.2%, 3.2%, 32%, 5%, and 7%, compared to the current situation in 2020. These figures will be about 3.4%, 9%, 87%, 14%, and 16.5% in 2030; this is a new finding and a reliable innovation in water quality management in the wetland.
    Keywords: Seasonal changes, Interpolation, extrapolation methods, Validation method, The root mean square error (RMSE), The Peer bazar River
  • Zahra Soleimannejad, Ahmad Abdolzadeh, Hamidreza Sadeghipour Pages 173-186
    Introduction
    Heavy metals are one of the most important environmental pollutants that have been highly regarded in recent decades. The accumulation of elements in the soil, especially in agricultural land, has been gradual and the concentration of heavy elements can reach to the level that threaten human food security. Among heavy metals, cadmium is considered as one of the most dangerous elements due to its high mobility in biological systems, high toxicity, high solubility in water and rapid absorption by the root system of many plant species. Therefore, in this research, the growth, accumulation and phytoremediation potential of cadmium in two species Ethiopian mustard (Brassica carinata) and Hindi mustard (Brassica juncea) is studied.
    Materials And Methods
    Plants in contaminated soils with concentrations of 0, 75 and 150 mg kg-1 of cadmium were grown in greenhouse and harvested after 7 weeks to measure some growth characteristics.
    Results And Discussion
    The results showed that cadmium treatments had no significant effect on growth traits and chlorophyll content of two plant in compared with control. Both plant showed high stress tolerance index and low stress tolerance to cadmium. With increasing cadmium concentration in soil, cadmium concentrations in root and shoot of both plants B. carinata and B. juncea significantly increased. The translocation factor of B. juncea was about 70% higher than B. carinata.The highest translocation factor was observed in the treatment of 75 mg kg-1 of cadmium in B. juncea.
    Conclusion
    The comparison of two plants of B. carinata and B. juncea showed that both species are able to tolerate and accumulate cadmium, but translocation factor, uptake and accumulation of cadmium in plant B. juncea was more than B. carinata. So it seems B. juncea had better performance for use in phytoremediation process.
    Keywords: Soil contamination, Accumulation, Brassicaceae, Cadmium, Phytoremediation
  • Azar Fariabi, Hamidreza Matinfar Pages 187-202
    Introduction
    Soil quality is considered to be one of the important indicators of sustainable agriculture and the environment. Based on sustainable agriculture goals and environmental protection, soil quality is defined the capacity of a specific kind of soil in sustaining plant and animal productivity, maintaining or enhancing water and air quality, and supporting human health and habitation”. The main objective of this study is integrating AHP and fuzzy logic system to assess soil quality based on physical, chemical soil properties and their topographical characteristics.
    Materials And Methods
    The study carried out in Telobin area located in northeast Shahrood County, Iran. The thermal regime of the study area is Mesic and its moisture regime is Xeric. Soil were sampled at 36 locations across study area describing all soil variability. Soil samples were analyzed for its physical and chemical soil properties and incorporated to topographical characteristics for further analysis. The map of each soil parameter and topographic index was created using the Inverse Distance Weighting Model. Thereafter, map of soil quality regarding physical, chemical and topographical indicators created by using integrated fuzzy and AHP approaches. AHP Technique was used for weighting all above mentioned indicators.
    Results And Discussion
    In the term of soil quality the results show that, 3.01% was classified in high quality, 49.57% (2099.87 ha) was classified in poor quality, 44.33% (1877.33 ha) was classified in average quality and 3.5% (50/131 hectares) was classified in good quality. Soil quality was determined by using all indicators, but there are always a few important indicators with a higher weight as the key indicators. In this study soil depth index from physical indicators, organic carbon index from chemical index and slope index from topographic have higher weight. Therefor it was found that using hierarchical analysis-fuzzy logic method for the soil in studied area to determine the quality is well-established. Field observations of the region show that in areas with moderate soil quality, its use is forested and pasture. In areas with good soil quality, the amount of organic carbon and potassium is high and PH is in the range of 7-6, which the absorption of nutrients is high in this areas but in areas where the soil quality is poor or very poor, the amount of organic carbon is low or negligible and the slopes of the area are more than 30%.
    Conclusion
    The results of this study show that the organic carbon has the highest impact on the quality of soil in the studied area and, about the term of soil quality, most of the area has poor quality. Therefore, it can be argue that the use of the combination of fuzzy and AHP methods in GIS can categorize the status of soil quality to the quantitative levels in different groups. Using the fuzzy technique and opinion of experts can make a database for us. In general, the fuzzy logic approach is considered as a very suitable tool for modeling the physical, chemical, and topographic quality of the area that is considered as an input parameters.
    Keywords: Fuzzy Logic, Analytic Hierarchy Process, Soil Quality, Physical index, Chemical index, Topography Index
  • Naser Moghadasi, Sharareh Pourebrahim, Hosein Azarnivand Pages 203-220
    Introduction
    The comprehensive identification of hazard risks in order to protect against them is one of the main steps in environmental management. Given the importance of environmental impact assessment in sustainable development, the development of a comprehensive system consisting of effective indicators is vital for the creation or exacerbation of environmental risks, on the one hand, and their monitoring, on the other. This comprehensive system can provide categorized information for different levels of decision-making and management. This study aims to assess the vulnerability to zoning of environmental risks by applying an ecosystem services approach. It also aims to integrate the ecosystem services concept into environmental risk assessment.
    Materials And Methods
    Initially, a complete list of environmental risks was prepared by desk study, using provincial and national documents and field studies, along with meetings with different institutions. This list consists of all potential or active factors that can lead to risks. The prepared list of risks was reviewed by experts in order to have their feedbacks and to finalize it. In this study, different risks, including an imbalance in provincial development, the likelihood of water erosion and fire, land use change, and incomplete protection of biodiversity were analyzed. AHP multi criteria decision making was applied for zoning the imbalance of industry with ecological suitability. RUSLE was applied for soil erosion and MAXENT for fire and incomplete protection of wildlife. To study land use/cover changes, cellular automata and the genetic algorithm were integrated.
    Results And Discussion
    The results of setting priorities using the multi criteria decision making technique revealed that some risks, including imbalance of industry on land, erosion, vegetation and land use changes, fire and incomplete protection of wildlife are the major risks to be considered. Results show that quality of the ecological area of Alborz Province has significantly reduced in recent years due to human factors such as the establishment of factories, creation of various industrial zones, soil erosion and degradation, drought, depletion of water tables, loss of accessible water resources, improper cropping patterns, population growth due to immigration from other provinces and climate change. The results of vulnerability assessment show that a massive pressure was exerted on sustainable use of the environment of Alborz Province by human impacts. Alborz Province suffers from various risks for which applying environmental services, such as conservation of soil nutrients, biodiversity and diverse vegetation of land, can be effective in their reduction.
    Conclusion
    Environmental risks are major threats to the degradation of resources and environmental services in Alborz Province which should be controlled and prevented. Complete identification of pre-existing risks and their spatial analysis can help in the development of conservation strategies for vulnerable areas.
    Keywords: Multi criteria decision making, Vulnerability assessment, Zoning, Environmental hazards, Alborz Province