فهرست مطالب

  • پیاپی 11 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/11/24
  • تعداد عناوین: 10
|
  • محمدتقی خیرخواه، وحید نجاتی، مهران مکرمی*، نورعلی فرخی صفحات 9-22
    مقدمه
    مطالعات متعددی نشان داده اند که قرار گرفتن در معرض استرس حاد می تواند بر کارکرد های شناختی متعدد تاثیر گذار باشد. در این مطالعه، به بررسی فرایند تصمیم گیری تحت تاثیر عوامل استرس زای بیرونی پرداخته شده است.
    روش
    پژوهش حاضر از منظر روششناسی در دسته پژوهش های نیمه آزمایشی (پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش) قرار می گیرد. بدین منظور از جامعه دانشجویان دانشکده روانشناسی دانشگاه سمنان، نمونه ای متشکل از 120 نفر زن و مرد به شکل در دسترس انتخاب و پس از غربال گری به منظور همتا شدن گروه ها، 30 نفر زن و 30 نفر مرد انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های جنسیتی آزمایش و کنترل جایگزین شدند. به منظورسنجش تصمیم گیری پر خطر از تکلیف قماربازی آیوا و برای ارزیابی استرس وضعی از پرسشنامه اضطراب اشپیلبرگر استفاده شد. داده ها با استفاده ازتحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که گروه های آزمایش در هر دو جنس، پس از دیدن تصاویر ویدئویی با محتوای استرس زا،با نرخ بیشتری دست به تصمیم گیری پر خطر زدند
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد احساس استرس موقتی می تواند بر فرآیند تصمیم گیری تاثیر بگذارد و باعث شود افراد دست به تصمیم های پر خطر بزنند. از این رو توجه به نقش آموزش های مقابله با استرس اهمیت بیشتری می یابد
    کلیدواژگان: استرس، تصمیم گیری، تصمیم گیری پر خطر، کژکاری های شناختی
  • ملیحه نیک نام*، محمدرضا دوستان صفحات 23-38
    مقدمه
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر بازخورد دامنه ای فضایی و زمانی بر کاهش خطای دقت زمانبندی و فضایی تکلیف مبادله سرعت- دقت فیتز بود.
    روش
    شرکت کنندگان تحقیق حاضر دختران جوان 17 تا 25 سال بودند (48=N) که همگی سالم و راست دست بوده و داوطلبانه در پژوهش شرکت و پس از پیش آزمون به طور مساوی در چهار گروه 12 نفری قرار گرفتند و چهار بلوک 10 کوششی را تمرین نموده که کوشش شماره 40 به عنوان پس آزمون ثبت می شد. ابزار مورد استفاده شامل قلم نوری، تبلت سایز بزرگ، لپ تاپ و مترونوم بود. تمرینات گروه اول همراه با ارائه بازخورد دقت فضایی بود، اگر تعداد ضربات خطا از چهار ضربه بیشتر می شد، بازخورد ارائه می شد. تمرینات گروه سوم همراه با ارائه بازخورد دقت زمانی بود، اگر میانگین فاصله زمانی بین ضربات از 250 هزارم ثانیه بیشتر می شد، بازخورد ارائه می شد. گروه های دوم و چهارم نیز جفت شده گروه های اول و سوم بودند.
    یافته ها
    نتایج آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در سطح معنی داری 05/0 نشان داد که ارائه بازخورد مربوط به دقت فضایی بر کاهش خطای دقت فضایی و همچنین ارائه بازخورد مربوط به دقت زمانی بر کاهش خطای دقت زمانبندی تاثیر معناداری داشته است. بین گروه های دامنه ای و جفت شده تفاوت معناداری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    بررسی ها بیانگر اثربخشی هر دو نوع بازخورد است که می توان این اثربخشی را به نقش اطلاعاتی آن نسبت داد. به نظر می رسد با افزایش سرعت، خطای زمانبندی کاهش پیدا کرده که از استثنائات قانون مبادله سرعت- دقت است.
    کلیدواژگان: زمان حرکت، قانون فیتز، عرض اهداف
  • ندا خداوردی، حسن عشایری، پرویز مفتون صفحات 39-54
    مقدمه
    با افزایش آمار افرادی که هر روزه پس از بررسی های لازم در طیف اوتیسم قرار میگیرند، لزوم فراهم آوردن شرایط آموزشی در زمینه های مختلف از جمله یادگیری زبان ها نیز بیشتر احساس میشود. هدف از پژوهش حاضر، آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم به کودکان اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا میباشد.
    روش
    این مطالعه کیفی و موردی به بررسی تاثیر مداخله یا روش تدریس یک به یک رفتاری و شناختی در آموزش زبان دوم به دو زبان آموز فارسی زبان دارای تکلم میپردازد. از چهار مهارت تقلیدی_حرکتی، تکرار کردن، نامگذاری کردن، و درخواست کردن برای آموزش استفاده شد.
    یافته ها
    در آموزش 103 مورد زبانی فقط 9 مورد شکست در دو روش آموزشی دیده شد. سام با روش مداخله رفتاری، 9 شکست ( 5 مورد در مهارت تقلیدی_حرکتی و 4 مورد در مهارت تکرار کردن ) را تجربه کرد و مانی هیچ شکستی نداشت.
    نتیجه گیری
    با وجود تفاوت ناچیز، به نظر میرسد آموزش به روش مداخله شناختی با شکست کمتری همراه است و برای به کارگیری در زبان آموزی کودکان در طیف اوتیسم با عملکرد بالا توصیه میشود.
    کلیدواژگان: آموزش زبان دوم، اختلال طیف اوتیسم، اوتیسم با عملکرد بالا، مداخله رفتاری، مداخله شناختی
  • نجمه فرساد، سید حسن علم الهدایی*، علی مقیمی، سحر مقیمی، مهدی جباری نوقابی صفحات 55-70
    مقدمه
    در این مقاله به کمک پتانسیل های وابسته به رویداد (ERPs)، به بررسی تفاوت های الکتروفیزیولوژی دو گروه از دانشجویان، هنگام حل مسائل انتقال بین بازنمایی نموداری و جبری تابع، پرداخته می شود.
    روش
    این پژوهش از نوع کمی و به روش نیمه آزمایشی می باشد. جامعه آماری شامل 177 نفر از دانشجویان سال اول رشته های مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد هستند که به کمک یک آزمون ریاضی محقق ساخته به دو گروه دانش مفهومی و رویه ای سطح بالا (دانش سطح بالا) و گروه دانش مفهومی و رویه ای سطح پایین (دانش سطح پایین) تقسیم بندی شدند. از هر گروه 14 نفر به طور تصادفی انتخاب شده و در آزمایش اصلی شرکت کردند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که تعداد پاسخ های درست در گروه دانش سطح بالا بیشتر از گروه دانش سطح پایین است. تفاوت معناداری بین سرعت پاسخ دوگروه مشاهده نشد. از لحاظ الکتروفیزیولوژی دامنه مولفه P300 گروه دانش سطح پایین، بیشتر از گروه دانش سطح بالا در الکترودهای نواحی O2،O1،P4،PZ،P3،CP6،CP5 بود.
    نتیجه گیری
    تفاوت دامنه مولفه P300 در گروه دانش سطح پایین و دانش سطح بالا موید این است که افراد دارای دانش سطح بالا نسبت به افراد دارای دانش سطح پایین، از کارکرد مغزی بهینه تری برخوردار بوده و از استراتژی متفاوتی برای پردازش اطلاعات در حل مسائل استفاده می کنند. نتیجه ای که شاید نتوان به راحتی از داده های سنتی قلم و کاغذی به آن دست یافت
    کلیدواژگان: دامنه مولفه P300، دانش مفهومی و رویه ای، بازنمایی نموداری و جبری تابع
  • زهرا کرمانی مامازندی*، محمدعلی محمدی فر، سیاوش طالع پسند، محمود نجفی صفحات 71-90
    مقدمه
    هدف مطالعه حاضر اثربخشی آموزش نوروفیدبک در بهبود کارکردهای اجرایی توجه و انعطاف پذیری شناختی در دانشجویان ورزشکار بود.
    روش
    بدین منظور 40 دانشجوی پسر رشته تربیت بدنی دانشگاه خوارزمی به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری جایگزین شدند. گروه اول به عنوان گروه آزمایش، 16 جلسه آموزش نوروفیدبک (2 جلسه در هفته) دریافت کردند و گروه دوم (گواه) هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل آزمون رایانه ای توجه استروپ پیچیده و آزمون رایانه ای انعطاف پذیری شناختی ویسکانسین بود. داده های حاصل از پژوهش با روش تحلیل کواریانس تک متغیری و چند متغیری و با استفاده از نرم افزار spss.19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که گروه آزمایش دارای برتری به لحاظ آماری (01/0p
    کلیدواژگان: نوروفیدبک، کارکرد اجرایی، توجه، انعطاف پذیری شناختی
  • محمد خبیری*، رامین منصوری کلاش، علی مقدم زاده، ایوب اسدی، الهه حافظی، امیر حسین مهرصفر صفحات 91-102
    هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر یک دوره تمرین خودگویی مثبت بر پاسخ های اضطراب رقابتی، مقادیر کورتیزول بزاقی و اعتماد به نفس در ووشوکاران نخبه بود.
    روش
    برای این منظور، 26 ورزشکار نخبه مرد در این پژوهش شرکت کردند که در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. در پیش آزمون (مسابقه اول) اضطراب رقابتی و اعتماد به نفس هم چنین، سطح کورتیزول بزاقی در هر دو گروه سنجیده شد. گروه تجربی پروتکل مربوط را انجام دادند و پس آزمون در مسابقه دوم به عمل آمد. داده ها با استفاده از آزمون تی وابسته و تحلیل کوواریانس تک متغیره تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بعد از مداخله، اضطراب رقابتی و کورتیزول بزاقی کاهش داشته است هم چنین، نمرات اعتماد به نفس ووشوکاران بعد از مداخله افزایش پیدا کرد.
    نتیجه گیری
    به طور کلی می توان نتیجه گرفت که تمرین خودگویی مثبت می تواند راهبردی برای کاهش پاسخ های روانی فیزیولوژیکی اضطراب رقابتی و بهبود اعتماد به نفس باشد
    کلیدواژگان: اضطراب رقابتی، کورتیزول بزاقی، اعتماد به نفس، خودگویی مثبت
  • محمد اورکی*، رضا فرجی، حسین زارع، وحید نجاتی صفحات 103-114
    مقدمه
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان TDCS بر کارکردهای اجرایی بازماندگان جنگی مبتلا به PTSD انجام گرفت.
    روش
    این پژوهش از منظر اجرا از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه آزمایش و شم/پلاسیبو بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه افراد آسیب دیده (مجروحین جنگی) شهر کرمانشاه بود و حجم گروه های آزمایش و شم/پلاسیبو جمعا شامل 30 نفر (هر گروه 15 نفر) بود که به روش نمونه گیری هدفمند (در دسترس) انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه ارزیابی اختلال کارکردهای اجرایی روانشناختی بارکلی (BDEFS) و فهرست اختلال فشار روانی پس از سانحه وودرز و همکاران (1994) استفاده شد و داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس چندمتغیره تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد بین میانگین نمرات پس آزمون خودمدیریتی زمان، خودانگیزشی، خودنظم جویی هیجانی و نمره کل کارکردهای اجرایی بعد از حذف اثر پیش آزمون، در گروه های آزمایش و گواه تفاوت معنی داری وجود دارد (01/0˂P). به عبارتی می توان گفت که درمان (tDCS) منجر به افزایش سازه های مذکور در گروه آزمایش، در مقایسه با گروه شم/پلاسیبو شده است. اما نتایج حاکی از آن بود که بین میانگین پس آزمون خودسازماندهی/حل مسئله و خودکنترلی/بازداری در گروه های آزمایش و شم/پلاسیبو تفاوت معناداری وجود ندارد
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های حاصله و ارتقای کارکردهای اجرایی در جانبازان مبتلا به PTSD، لازم است تا درمان هایی نظیر tDCS برای این افراد به صورت مدون مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: درمان TDCS، کارکردهای اجرایی، بازماندگان جنگ، اختلال PTSD
  • فرزانه حاتمی*، فرشید طهماسبی، حسن هادی چماچایی صفحات 115-130
    مقدمه
    هدف از اجرای تحقیق حاضر تعیین تاثیر تمرکز درونی و بیرونی توجه بر تغییرات الکتروانسفالوگرافی در مهارت پرتاپ دارت بود.

    روش
    14 نفر (6 زن و 8 مرد؛ میانگین سنی: 15/23 سال) از دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی به صورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. شرکت کنندگان به منظور حذف اثر ترتیب استفاده از راهبرد توجهی به روش موازنه متقابل به طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند، گروه اول، ابتدا پرتاب دارت را با رویکرد توجهی درونی و سپس بیرونی انجام دادند و گروه دوم، رویکرد تمرکز توجه درونی را پس از تمرکز توجه بیرونی استفاده کردند (7 دسته کوشش سه تایی). امواج مغزی شرکت کنندگان در سه حالت چشم باز (استراحت)، اجرای مهارت با دستورالعمل های تمرکز توجه درونی و بیرونی توسط دستگاه الکتروانسفالوگرافی ثبت گردید و توسط نرم افزار نروگاید به داده های کمی تبدیل شد و از بین کانال های مذکور، فعالیت امواج آلفا و بتا در نواحی مرکزی و آهیانه ای جهت تجزیه و تحلیل انتخاب شد.
    یافته ها
    نتایج آزمون تحلیل واریانس در اندازه های تکراری نشان داد که لگاریتم توان مطلق موج آلفا در منطقه C4 در وضعیت تمرکز توجه بیرونی و در دو منطقه P3 و P4 در وضعیت تمرکز توجه درونی و بیرونی کاهش معناداری را نسبت به وضعیت استراحت نشان دادند، در حالیکه بین لگاریتم توان مطلق موج آلفا در وضعیت تمرکز توجه درونی و بیرونی تفاوت معناداری وجود نداشت. در نهایت اینکه، لگاریتم توان مطلق موج بتا در وضعیت تمرکز توجه درونی در منطقه P4 به طور معناداری بیشتر از وضعیت تمرکز توجه بیرونی بود. افزایش توان موج بتا در منطقه P4 در تمرکز توجه درونی نشان دهنده تمرکز بیشتر بر حرکات بدن در حین اجراست که از برتری راهبرد تمرکز توجه درونی در افراد مبتدی حمایت می کند
    کلیدواژگان: تمرکز درونی توجه، تمرکز بیرونی توجه، الکتروانسفالوگرافی، مهارت پرتاب دارت
  • یزدان موحدی* صفحات 131-142
    مقدمه
    پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر تبلیغات برند بر الگوی امواج مغزی مصرف کنندگان علاقه مند و غیرعلاقه مند به برند نایک انجام شد.
    روش
    مطالعه حاضر از نوع علی - مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دانشجویان پسر دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 96-95 بودند. ابتدا با استفاده از اعلام فراخوان و پرسشنامه محقق ساخته میزان علاقه مندی به برند، دانشجویان علاقه مند و غیر علاقه مند به برند شناسایی شدند و از این افراد به صورت تصادفی ساده 20 نفر علاقه مند و 20 نفر غیر علاقه مند به برند انتخاب شد. سپس کلیپ ویدیوئی تبلیغاتی که اصول نورومارکتینگ در آن رعایت شده باشد پخش و همزمان از این افراد در باندهای فرکانسی دلتا، تتا، آلفا و بتا ثبت الکتروانسفالوگرافی کمی به عمل آمد. سپس داده های استخراج شده با روش تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند و کلیه مراحل توسط نرم افزار SPSSنسخه 19 محاسبه گردید.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد بین افراد علاقه مند و غیر علاقه مند به برند تبلیغاتی تفاوت معناداری وجود دارد. در فرکانس دلتا، تتا و آلفا بین دو گروه تفاوت معناداری وجود داشت (P0/05).
    نتیجه گیری
    براساس یافته های این پژوهش می توان گفت درک عملکردهای اولیه مغز انسان در بررسی رفتار خرید مصرف کننده با استفاده از دستگاه های الکتروفیزیولوژیک امکان پذیر است.
    کلیدواژگان: تبلیغات برند، الگوی امواج مغزی، بازاریابی عصبی
  • عبدالواحد نرماشیری، حمیدرضا اشرفی*، زینب رستمی، علی باقری فر، گیتی همتی راد صفحات 143-158
    پژوهش حاضر با هدف اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراقشری مغز بر بهبودسرعت پردازش در توجه افراد مبتلا به بیش فعالی و نقص توجه شهر تهران صورت گرفته است.
    روش
    این پژوهش شبه آزمایشی و به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه افراد مبتلا به بیش فعالی و نقص توجه بین سنین 15 تا 18 سال شهر تهران در سال 1396 تشکیل می دادند که تعداد 30 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین گردید. از جامعه آماری تعداد 30 نفر در گروه آزمایش و 30 نفر کنترل با روش نمونه گیری در دسترس و به صورت تصادفی انتخاب و گمارش شدند. برای گروه آزمایش مداخله تحریک الکتریکی مستقیم فراقشری مغز انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه وندریوتا و تکلیف کامپیوتری اجرای همزمان دیداری و شنیداری (IVA) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس تک متغیره استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج تحقیق پس از مداخله نشان داد بین گروه های آزمایش و کنترل در متغیر سرعت پردازش توجه (دیداری و شنیداری) تفاوت معنی داری وجود دارد.
    نتیجه گیری
    بنابراین می توان گفت تحریک الکتریکی مستقیم فراقشری مغز در بر بهبود سرعت پردازش توجه در افراد مبتلا به بیش فعالی و نقص توجه موثر است.
    کلیدواژگان: تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای مغز - سرعت پردازش، توجه، افراد مبتلا به بیش فعالی و نقص توجه
|
  • Mohammad Tahghi Kheirkhah, Vahid Nejiti, Mehran Mokarram*, Noorali Farrokhi Pages 9-22
    Introduction
    Several studies have shown that exposure to acute stress can affect many cognitive functions. In this study, the decision-making process affected by external stressors has been investigated.
    Method
    The present study, from the perspective of methodology is placed in the category of experimental methods (pre-test/post-test with control and experimental groups). for this reason, among the students of department of psychology of Semnam University,a sample contained of 120 students,conveniently token and after screening, for matching the groups, 30 women and 30 men, randomly placed in gender groups of experiment and control. For assessing risky and rational decision making, Iowa Gambling Task, and for assessing state stress of participants, State–Trait Anxiety Inventory for Adults have been used.Data, analyzed with covariance analyze.
    Results
    Results demonstrated that experimental groups in both women and men, after watching thriller movie tend to make more risky decisions
    Discussion
    It seems that feeling acute stress can disturb decision making process and cause people to make risky decisions.Ttherefore, paying attention to the role of coping with stress becomes more significant.
    Keywords: Stress, Decision making, Risky Decision Making, Cognitive Dysfunctions
  • Maliheh Niknam*, Mohammadreza Dostan Pages 23-38
    Aim:The aim of this study was to evaluate the effects of the spatial and temporal bandwidth feedback on reducing error of the temporal and spatial accuracy of the fit’s speed accuracy trade off task.
    Methods
    The total participant in the present study was all healthy young women 17 to 25 years (N=48) and right-handed and voluntarily participated in the study and after the pre-test were divided equally into 4 groups of 12 and they practiced 4 blocks of 10 trials which trial 40 were recorded as a post-test. The apparatuses consisted one note pad‚ big size tablet‚ laptop and metronome. The first group workouts were offered along with providing bandwidth feedback related to spatial accuracy. This means that if the number of hits the error was more of 4 hit‚ was feedback related to the spatial accuracy. The third group workouts was along with the feedback from temporal accuracy‚ this means that if the average time between hits was more than 250 ms‚ feedback related to the temporal accuracy was offered. Second and fourth groups also were paired for the first and third groups.
    Findings: The results of ANOVA with repeated measure at the significance level of 0.05 showed that providing feedback related to the temporal accuracy has significant effect on reducing of the temporal accuracy error‚ and as well as providing feedback related to the spatial accuracy has significant effect on reducing of the spatial accuracy error.
    Conclusion
    There wasn’t significant difference between the bandwidth and paired groups. It seems with increasing speed‚ temporal error has dropped that is one of exceptions of speed accuracy trade off
    Keywords: movement time‚ fits law‚ targets width‚ feedback
  • Neda Khodaverdi, Hassan Ashayeri, Parviz Maftun Pages 39-54
    Introduction
    As the number of people in autism spectrum disorder is increasing every day, the need for providing possibilities with regard to various teaching arenas including language learning is more being felt. The main aim of the present study was teaching English as a foreign language to children with high-functioning autism.
    Method
    This qualitative case study investigated the effect of behavioral and cognitive coaching on teaching English to two verbal Persian-speaking language learners. The four skills of motor-imitation, echoic, tacting, and manding were used for teaching.
    Findings: The results showed that out of 103 language items, nine instances of failure were reported concerning both types of interventions. Sam who was taught based on behavioral intervention experienced nine instances failure (five instances in motor-imitation and four in echoic skill) and Mani none.
    Conclusion
    Despite the slight differences, it seems that teaching based on cognitive intervention was more successful, and it can be recommended for teaching English to high-functioning autistic learners.
    Keywords: Teaching a foreign language_autism spectrum disorder_high_functioning autism_behavioral intervention_cognitive intervention
  • Najmeh Farsad, Hassan Alamolhodaei, * Ali Moghimi, Sahar Moghimi, Mehdi Jabbari Nooghabi Pages 55-70
    Aim: The aim of this paper was to examine the electrophysiological differences between two groups of students during solving problems on translation between graphical and algebraic representations of functions.
    Methods
    The research method of this paper was quantitative and quasi-experimental. We recruited 177 undergraduate male students studing engineering at Ferdowsi University of Mashhad. Using a a researcher-made mathematics exam they were divided into two groups; high conceptual and procedural knowledge group (HKG) and low conceptual and procedural knowledge group (LKG). Fourteen individuals were randomly selected from each group and participated in the ERPs experiment.
    Results
    The number of true responses were higher for the HKG compared to the LKG. No significant differences were found between speed of response time of two groups. The ERP results showed that the P300 amplitude for the LKG was significantly higher than that of the HKG over CP5, CP6, P3, PZ, P4, O1 and O2 electrodes.
    Conclusion
    It seems possible that the differences between P300 amplitude between LKG and HKG are probably due to different mental strategies adopted by the two aforementioned groups during problem solving
    Keywords: P300 amplitude, conceptual, procedural knowledge, graphical, algebraic representation
  • Mohammad Ali Mohammadyfar, Zahra Kermani Mamazandi* Pages 71-90
    Introduction
    The aim of this study was to evaluate the effectiveness of neurofeedback education in improving the performance of attention and cognitive flexibility in athletic students.
    Method
    To this end, 40 male students of physical education at Kharazmi University were randomly assigned to two groups of 20. The first group received 16 sessions of neurofeedback training (2 sessions per week) as the experimental group, and the second group (control) received no intervention. The research tools consisted of the Stroop Attention Computer Test and the Wisconsin Cognitive Flexibility Computer Test. The data were analyzed using one-variable and multivariate analysis of covariance and analyzed using SPSS19 software.
    Findings: The results showed that the experimental group had statistically superiority (p
    Keywords: Neurofeedback, Executive function, Attention, Cognitive Flexibility
  • Mohammad Khabiri*, Ramin Mansouri, Ali Moghadam Zadeh, Ayoub Asadi, Elahe Hafezi, Amir Hossien Mehrsafar Pages 91-102
    Introduction
    The aim of this study was to investigate the effect of positive self- talk on competitive anxiety responses, salivary cortisol levels ​​and self-confidence in elite Wushu athletes.
    Methods
    For this purpose, 26 elite athlete’s man who participated in this study and were divided into two experimental and control groups. Competitive anxiety and self-confidence also salivary cortisol levels were measured in both groups in pre-test (first competition). The experimental group performed practice and post-test protocol was performed (second competition). Data were analyzed by paired t test and ANCOVA test.
    Findings : The results showed that after intervention competitive anxiety and salivary cortisol has decreased. Self-confidence scores after the intervention also increased.
    Conclusion
    In general, it can be concluded that positive self-talk intervention can be a strategy to reduce psychophysiological responses of competitive anxiety and improve self-confidence
    Keywords: Competitive anxiety, salivary cortisol, self, confidence, self, talk
  • Mohammad Oraki*, Reza Faraji, Hosein Zare, Vahid Nejat Pages 103-114
    Introduction
    The purpose of the present research was to study the effectiveness of TSCS therapy on executive functions of war survivors who suffer from PTSD.
    Methods
    It was a semi-experimental research with pre-test, post-test, experimental research and sham/placebo. The population of the research includes all injured people (wounded warriors) of Kermanshah and they were selected by purposeful sampling (available sampling) as 30 individuals (15 per group). In order to obtain data, Barkley psychological executive functions disorder scale (BDEFS) and Wooders et al. Traumatic Stress Disorder List (1994) was used and data were analyzed by Multivariate covariance analysis method.
    Findings:The results showed that there is significant difference between mean score of time self-management, self-motivation, emotional self-regulation and total score of executive functions after omitting the effect of pre-test in experimental and control group (P0.05). in other word, it can be said that TDCS therapy had no effect and made no significant difference in self-organization/problem-solving and self-control/inhibition.
    Conclusion
    According to findings and promotion of executive functions in wounded warriors who suffer from PTSD, it is needed to use some treatments such as TDCS regularly
    Keywords: TDCS therapy, executive functions, war survivors, PTSD disorder
  • Farzane Hatami, * Farshid Tahmasbi, Hasan Hadi Pages 115-130
    Introduction
    The purpose of present study, was to examine the effects of internal and external focus of attention on EEG changes in darts throwing skill.
    Methods
    14 students of Tehran Shahid Rajaee Teacher Training University (6 female and 8 male; mean age: 23.13 years) voluntarily participated in this study. Order of attentional strategy was counterbalanced across participants and they randomly divided into the two groups: one group is performed dart throwing internally, followed by external focus of attention, and the other use internal followed external focus of attention. Participants’ Brain Waves were recorded by EEG in three conditions, open eye resting and perform dart throw with internally and externally focus of attention and were transferred to quantitative data by Neuro-guide Software. Alpha and beta band cortical activity in central and parietal brain area were selected.
    Findings: Results of repeated measures ANOVA revealed that log of absolute power of alpha band in externally focus of attention condition in C3 and in internally and externally focus of attention conditions in P3 and P4 brain areas were significantly lower than rest condition while there were no significant differences between two internal and external focus of attention conditions. In addition, log of absolute power of beta in internally focus of attention condition in P4 was significantly greater than externally focus of attention condition. Increasing beta power in P4 in internal focus of attention indicates greater focus on body movements during performance, which supports the superiority of internal focus of attention strategy in beginners
    Keywords: Internal, External Focus of Attention, Electroencephalography, Darts throwing skill
  • Yazdan Movahedi* Pages 131-142
    Introduction
    The present study was conducted to evaluate the effect of brand advertising on the brain wave pattern of interested and unproductive consumers of Nike brand.
    Method
    This study was a causal-comparative study. The statistical population of the present study was male students of Tabriz University in the period of 2016-17. At first, using brand-name questionnaire and researcher-made questionnaire, brand-related students were identified as interested and uninvited students, and were randomly selected from 20 individuals and 20 uninitiated. Then the video clip that was used for Nor Marketing has been broadcast and at the same time a small amount of electroencephalography has been recorded in the delta, theta, alpha and beta frequency bands. Data were then analyzed by multivariate analysis of variance and all stages were calculated by SPSS software version 19.
    Findings: The results of the research showed that there is a significant difference between those who are interested and not interested in advertising brand. There was a significant difference between the two groups in the delta, theta, and alpha frequencies (P 0.05).
    Conclusion
    Based on the findings of this research, it can be said that understanding the early functions of the human brain in the study of consumer purchasing behavior is possible using electrophysiological devices
    Keywords: Brand Advertising, Brain Wave Pattern, Neural Marketing
  • Abdolvahed Narmashiri, Hamidreza Ashrafi*, Zeynab Rostami, Ali Bagherifar, Giti Hemati Rad Pages 143-158
    Introduction
    The aim of this study was to determine the effect of cerebellar direct electrical stimulation on the speed of processing in the attention of people with hyperactivity and attention deficit disorder in Tehran.
    Method
    . This quasi-experimental research was carried out in a pre-test and post-test with control group. The statistical population of the study consisted of all individuals with hyperactivity and attention deficit disorder between the ages of 15 and 18 years in Tehran in 1396, of which 30 were selected as sample size. From the statistical population, 30 subjects in the experimental group and 30 controls were selected by random sampling and randomly selected. For the experimental group, direct brain electric stimulation was performed. Data collection tools consisted of the Vendriota questionnaire and the computer-aided computer visual and audio performance (IVA). To analyze the data, one-variable covariance test was used.
    Results
    The results of the post-intervention research showed that there is a significant difference between the experimental and control groups in the variable of attention processing speed (visual and auditory).
    Conclusion
    Therefore, it can be said that direct brain electric stimulation is effective in improving the speed of attention processing in people with hyperactivity and attention deficit
    Keywords: Brain transcranial direct electrical stimulation, Processing speed, Attention, People with hyperactivity, attention deficit