فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 3 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/20
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مقاله پژوهشی اصیل
  • ژیلا طاهر کرمی، امید حسینی، زهرا دشت بزرگی* صفحات 189-197
    زمینه و هدف
    یائسگی یا قطع قاعدگی، نشانه گذر از دوران باروری و رسیدن به ناباروری است و در این دوران زنان دچار مشکلات جسمی و روانی متعددی می شوند. هدف این پژوهش تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تاب آوری، خود گسستگی، امیدواری و بهزیستی روان شناختی زنان در حال یائسگی شهر اهواز بود.
    روش و
    مواد
    روش پژوهش، تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه این پژوهش شامل 60 نفر از زنان در حال یائسگی بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. 30 نفر در گروه آزمایش و 30 نفر در گروه گواه به صورت تصادفی تقسیم شدند و مداخله برای گروه آزمایش انجام شد. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه تاب آوری، پرسشنامه خودگسستگی، پرسشنامه امیدواری و مقیاس بهزیستی روان شناختی بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس یک راهه با کمک نرم افزار SPSS-22 صورت گرفت.
    یافته ها
    میانگین (انحراف معیار) سن زنان در گروه آزمایش (3/3) 1/56 و در گروه گواه (1/3) 7/55 بود. میانگین (انحراف معیار) نمره تاب آوری در پیش آزمون گروه آزمایش، (8/11) 7/47 بود که در پس آزمون به (3/11) 8/55 افزایش یافت، خودگسستگی از (12) 9/99 به (3/12) 6/85 کاهش یافت، امیدواری از (7/19) 2/171 به (5/20) 7/189 افزایش یافت و بهزیستی روان شناختی از (4/4) 9/34 به (5/4) 9/38 افزایش یافت اما در میانگین نمرات گروه گواه تغییرمعناداری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    مطالعه نشان داد درمان مبتنی بر شفقت خود موجب افزایش نمرات تاب آوری، امیدواری، بهزیستی روان شناختی و کاهش خود گسستگی در زنان در حال یائسگی می شود.
    کلیدواژگان: تاب آوری، خود گسستگی، امیدواری، بهزیستی روان شناختی، یائسگی
  • مهرداد رمضانی پیانی، مجتبی حبیبی *، سجاد الله دادی، نیکزاد قنبری صفحات 198-206
    زمینه و هدف
    با توجه به اینکه افراد مبتلا به اختلالات مصرف مواد، متحمل دامنه ای از عوارض فراوان بر زندگی روزمره خود می شوند و اختلالات مصرف مواد بار سنگینی را بر دوش افراد و جامعه می گذارد، این مطالعه با هدف پیش بینی اختلالات مصرف مواد بر مبنای شدت وابستگی به مواد، مصرف در خانواده، سن شروع و نوع ماده مصرفی انجام شد.
    روش و
    مواد
    این مطالعه به صورت توصیفی همبستگی و با مشارکت 281 نفر از افراد مبتلا به اختلالات مصرف مواد که در سال 1395 در کمپ، زندان و خوابگاه های معتادان ساکن بودند، به روش نمونه گیری در دسترس انجام شد. افراد نمونه پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه وابستگی Leeds و آزمون تشخیص اختلالات مصرف مواد را تکمیل کردند و اطلاعات بدست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS-23 تحلیل شد و همچنین از آزمون های آماری رگرسیون گام به گام و تحلیل واریانس استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین (انحراف معیار) اختلالات مصرف مواد بر اساس آزمون تشخیص مصرف مواد (4/9) 3/27، شدت وابستگی به مواد براساس پرسشنامه وابستگی Leeds (2/3) 3/9 و سن شروع مصرف مواد (4/6) 1/20 سال بود. نوع ماده مصرفی، شدت وابستگی به مواد، سن شروع مصرف و مصرف در خانواده روی هم 51 درصد واریانس اختلالات مصرف مواد را تبیین می کند. از بین متغیرهای پیش بین به ترتیب نوع ماده مصرفی (01/0>P)، شدت وابستگی به مواد (01/0>P)، سن شروع (05/0>P) و مصرف در خانواده (01/0>P) بیشترین توان پیش بینی را برای اختلال های مصرف مواد داشت.
    نتیجه گیری
    مطالعه نشان داد اختلالات مصرف مواد بر مبنای مولفه های شدت وابستگی به مواد، مصرف در خانواده، سن شروع و نوع ماده قابل تبیین می باشد، یعنی مولفه های مذکور می توانند اختلال های مصرف مواد را پیش بینی کنند. بنابراین توجه سیاست گذاران حوزه سلامت و اعتیاد به عوامل زمینه ساز اعتیاد ضروری به نظر می رسد. همچنین تخصیص بودجه به برنامه های آموزشی به خانواده ها و آگاهی رسانی در مدارس برای پیشگیری از ابتلا به اختلالات مصرف مواد ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: اختلالات مصرف مواد، شدت اعتیاد، مصرف در خانواده، سن شروع، نوع ماده مصرفی
  • مهدی قزلسفلو *، نسیم آقامیری، نسرین آقامیری، سمیه همتی پویا صفحات 207-216
    زمینه و هدف
    یکی از ابتدایی ترین اهداف علم رابطه، درک مولفه های است که باعث رشد روابط سالم می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی بررسی ساختار عاملی، پایایی و روایی مقیاس راهبردهای حفظ رابطه در زوجین شهر تهرانبود.
    روش و
    مواد
    پژوهش حاضر یک تحقیق توصیفی با طرح همبستگی بود. جامعه ی این پژوهش شامل کلیه زوجین دارای فرزند مقطع راهنمایی در شهر تهران بود که از بین آن ها 420 نفر (250 زن و 170 مرد) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایانتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه راهبردهای حفظ رابطه و مقیاس سازگاری زناشویی بود. برای بررسی اعتبار پرسشنامه از اعتبار سازه ( تحلیل عاملی تاییدی) و اعتبار همگرا استفاده شد. برای بررسی پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ و ضریب پایایی بازآزمون استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که ضریب آلفای کرونباخ خرده مقیاس های اطمینان بخشی92/0، باز بودن91/0، مدیریت تعارض84/0، تقسیم وظایف79/0، مثبت نگری78/0، نصیحت80/0، شبکه اجتماعی83/0 و نمره کل راهبردهای حفظ رابطه 93/0به دست آمد . همچنین ضریب بازآزمایی آن ضریب باز آزمایی آن در فاصله چهار هفته ای برای خرده مقیاس اطمینان بخشی 90/0، خرده مقیاس باز بودن 89/0، خرده مقیاس مدیریت تعارض 83/0، خرده مقیاس تقسیم وظایف 78/0، خرده مقیاس مثبت نگری 79/0، نصیحت 79/0 ، شبکه اجتماعی 81/0 و نمره کل راهبردهای حفظ رابطه 91/0 به دست آمد. بررسی ضرایب همبستگی نشان داد که پرسشنامه راهبردهای حفظ رابطه با مقیاس سازگاری زناشویی همبستگی مثبت معنی داری دارد که این رابطه بیانگر روایی همگرای پرسشنامه راهبردهای حفظ رابطه است. همچنین ساختار عاملی مقیاس راهبردهای حفظ رابطه با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی، مورد تایید قرار گرفت. (01/0P<).
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش نشان داد که ساختار عاملی تاییدی، پایایی و روایی مقیاس راهبردهای حفظ رابطه برای کاربردهای پژوهشی و تشخیصی در حد قابل قبول بود.
    کلیدواژگان: راهبردهای حفظ رابطه، پایایی، روایی، ساختار عاملی
  • نسرین غلامی، بهناز یعقوبی مقدم، آرزو رضازاده * صفحات 217-225
    زمینه و هدف
    اهمیت تغذیه سالم بر سلامت روان در مطالعات پیشین به اثبات رسیده است. الگوهای تغذیه ای ناسالم و مصرف میان وعده های کم ارزش با افسردگی مرتبط می باشند. این مطالعه با هدف تعیین رابطه مصرف تنقلات کم ارزش با درجات افسردگی در نوجوانان ساکن در مناطق با وضعیت اقتصادی-اجتماعی بالا و پایین شهر تهران انجام شد.
    روش و
    مواد
    در این مطالعه مقطعی، 200 نوجوان دختر 13 تا 18 ساله از طریق نمونه گیری تصادفی از مدارس مناطق دو (به عنوان یک منطقه با وضعیت اقتصادی-اجتماعی بالا) و 18 (به عنوان یک منطقه با وضعیت اقتصادی-اجتماعی پایین) تهران انتخاب شدند. ارزیابی مصرف تنقلات کم ارزش توسط پرسشنامه بسامد خوراک 24 آیتمی نیمه کمی خود اجرا که طراحی شده بود و اعتبار صوری و محتوای آن توسط متخصصان تغذیه مورد تایید قرار گرفته بود، انجام شد. وضعیت افسردگی به وسیله فرم بلند پرسشنامه معتبر Beck از طریق مصاحبه مورد بررسی قرارگفت. اطلاعات در نرم افزار SPSS-21 وارد شد و از آزمون chi-square استفاده شد.
    یافته ها
    میانیگن (انحراف معیار) سن نوجوانان مورد مطالعه (1/1) 1/16 سال و امتیاز کل افسردگی (5/9) 4/13 بود. میانگین مصرف شکلات، شیرینی ها، نوشیدنی ها، پفک ها، کیک ها، بیسکویت ها و غذاهای آماده به ترتیب (4) 5/4، (5/1) 5/1، (5/5) 5/4، (3) 3، (3) 4/3، (3/2) 1/2 و (3/1) 5/1 بار در هفته بود. همچنین، میانگین مصرف کل تنقلات کم ارزش در نوجوانان مدارس با وضعیت اقتصادی-اجتماعی پایین بیشتر بود ((7/15) 7/26 در مقابل (1/13) 4/23 بار در هفته). مقایسه مدارس با وضعیت اقتصادی-اجتماعی پایین نسبت به مدارس با وضعیت اقتصادی-اجتماعی بالا نشان داد که درصد بیشتری از نوجوانان افسردگی متوسط و شدید (26% در مقابل 12%) و درصد کمتری افسردگی خفیف (25% در مقابل 41%) داشتند. اما در هر دو منطقه درصد بیشتری (5/29% در مقابل 5/22%) از افراد نرمال یا دارای درجات ملایم افسردگی در پایین ترین سهک و درصد بیشتری از افرادی که افسردگی متوسط و شدید (5/10% در مقابل 5/4%) داشتند در بالاترین سهک مصرف تنقلات کم ارزش قرار داشتند (05/0>P).
    نتیجه گیری
    مصرف بیشتر تنقلات کم ارزش به طور معنی داری با سطوح بالاتر افسردگی در دانش آموزان دختر نوجوان در هر دو گروه با وضعیت اقتصادی-اجتماعی بالا و پایین مرتبط است.
    کلیدواژگان: تنقلات کم ارزش، افسردگی، نوجوانان
  • فرزانه دورودیان، پریوش وکیلی*، معصومه امین اسماعیلی صفحات 226-235
    زمینه و هدف
    بیماران مبتلا به ویروس نقص سیستم ایمنی انسانی (HIV) با طیف گسترده ای از مشکلات روانشناختی از جمله اضطراب مرگ روبرو هستند که عوامل گوناگونی بر میزان و شدت آن تاثیر می گذارد. هدف مطالعه حاضر، پیش بینی اضطراب مرگ براساس ویژگی های شخصیتی و منبع کنترل در بیماران مبتلا به عفونت HIV بود.
    روش و
    مواد
    این مطالعه توصیفی همبستگی با مشارکت 100 نفر از بیماران مبتلا به عفونت HIV مراجعه کننده به مرکز مشاوره بیماری های رفتاری بیمارستان امام خمینی شهر تهران و با روش نمونه گیری هدفمند انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های اضطراب مرگ Templer، ویژگی های شخصیتی Neo و پرسشنامه منبع کنترل Rotter جمع آوری شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و با روش همبستگی و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین (انحراف معیار) روان رنجوری (8/7) 1/25، برون گرایی (6/6) 28، وظیفه شناسی (9/6) 8/33، انعطاف پذیری (5/4) 4/24، خوشایندی (4/5) 1/29 و منبع کنترل (6/3) 1/14 بود. از میان مولفه های ویژگی های شخصیتی فقط مولفه خوشایندی با اضطراب مرگ رابطه معکوس و معناداری داشت (231/0-=r و 05/0>P) به طوری که با افزایش مولفه خوشایندی اضطراب مرگ کاهش یافت. همچنین 9% از واریانس اضطراب مرگ توسط ویژگی های شخصیتی تبیین می شود.
    نتیجه گیری
    مطالعه نشان داد که تنها ویژگی های شخصیتی قادر به پیش بینی اضطراب مرگ در بیماران مبتلا به HIV هستند و منبع کنترل توان پیش بینی اضطراب مرگ این گروه از بیماران را ندارد.
    کلیدواژگان: اضطراب مرگ، ویژگی های شخصیتی، منبع کنترل، نقص سیستم ایمنی انسانی
  • تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر سلامت روانی و عملکرد حرفه ای معلمان
    محمد محمدی پور*، سکینه جمعه نیا صفحات 236-244
    زمینه و هدف
    معلمی از جمله مشاغلی است که به دلیل نقش مهم و تاثیرگذار در پرورش افراد و حساسیت هایی که در این زمینه وجود دارد، فرد را تحت تاثیر فشار روانی قرار می دهد، بنابر این سلامت روان در این حرفه و نقش مهارت های زندگی در بهبود سلامت روان و عملکرد حرفه ای معلمان از اهمیت بالایی برخوردار است. این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی مهارت های زندگی بر سلامت روانی و عملکرد حرفه ای معلمان شهر گنبدکاووس انجام شد.
    روش و
    مواد
    : این مطالعه به روش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه با مشارکت 66 نفر از معلمان شهر گنبدکاووس در سال تحصیلی 91-1390 انجام شد. نمونه گیری به روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای و به شکل تصادفی صورت گرفت. گروه آزمایش در برنامه آموزش مهارت های زندگی (در 11 جلسه و هر جلسه یک ساعت) شرکت کردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه سلامت روان و عملکرد حرفه ای جمع آوری گردید و با نرم افزار SPSS-22 و آزمون های تحلیل کوواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین (انحراف معیار) مولفه های سلامت روانی پس از آموزش مهارت های زندگی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه پس از مداخله افزایش یافت. این مولفه ها، جسمانی سازی 1/1(6/0) در مقابل 5/0(4/0) و (01/0>P) وسواس- اجبار 2/1(7/0) در مقابل 5/0(4/0) و (01/0>P) حساسیت بین فردی 1(6/0) در مقابل 4/0(4/0) و (01/0>P) افسردگی 8/0(7/0) در مقابل 2/0(4/0) و (01/0>P) اضطراب 1/1(6/0) در مقابل 4/0(6/0) و (01/0>P) هراس 9/0(6/0) در مقابل 4/0(4/0) و (01/0>P) اندیشه پردازی پارانوئید 9/0(6/0) در مقابل 4/0(4/0) و (01/0>P) روان گسسته گرایی 9/0(5/0) در مقابل 4/0(4/0) و (01/0>P) بود. هم چنین آموزش مهارت های زندگی شامل روش های تدریس6/3(6/0) در مقابل 4/4(4/0) و (01/0>P) تکنولوژی آموزشی 1/3(8/0) در مقابل 9/3(1) و (01/0>P) طراحی آموزشی 7/3(7/0) در مقابل 5/4(4/0) و (01/0>P) ارزشیابی 6/3(8/0) در مقابل 3/4(5/0) و (01/0>P) منجر به افزایش عملکرد حرفه ای در مقایسه با گروه گواه شد.
    نتیجه گیری
    مطالعه نشان داد که آموزش مهارت های زندگی بر سلامت روان و عملکرد حرفه ای معلمان موثر است.
    کلیدواژگان: سلامت روان، عملکرد حرفه ای، مهارت های زندگی و معلمان مدارس
  • مریم طهرانی زاده*، رقیه حاجی رستملو صفحات 245-254
    زمینه و هدف
    رابطه بین ویژگی های شخصیتی و راهبردهای مقابله ای در پژوهش های مختلف نشان داده شده است. اما در مورد متغیرهایی که ممکن است این رابطه را در دختران تحت تاثیر قرار دهند، به صورتی که اثرات منفی در رفتار آنها در هنگام استفاده از راهبردهای مقابله ای ایجاد نماید، دانش اندکی وجود دارد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش واسطه ای اضطراب در رابطه ویژگی های شخصیتی با سبک های مقابله ای در دانشجویان دختر انجام شد.
    روش و
    مواد
    این مطالعه به روش توصیفی- همبستگی انجام شد. تعداد 221 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس از بین دانشجویان دانشگاه پیام نور در سال تحصیلی 96-1395 انتخاب شدند و داده ها با استفاده از پرسشنامه های راهبردهای مقابله ای، اضطراب حالت صفت و پنج عامل بزرگ شخصیتی جمع آوری شد. داده ها بر مبنای ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تعدیلی با استفاده از نسخه SPSS-21 مورد تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین (انحراف معیار) سن شرکت کنندگان در مطالعه (7/2) 3/25 سال بود و از نظر طبقه اقتصادی- اجتماعی متوسط بودند. بین سبک سازش یافته با میانگین (انحراف معیار) (1/17) 9/140 و نمره اضطراب (6/4) 9/35 رابطه منفی وجود داشت (294/0-=r) (05/0>P) به این معنا که با کاهش نمره سبک سازش یافته، نمره اضطراب افزایش می یابد. بین اضطراب با انزوای مایوسانه با میانگین (انحراف معیار) (5/9) 2/28 رابطه مثبت وجود داشت (546/0=r) (05/0>P). میانگین (انحراف معیار) روان رنجوری (6/12)7/147 (341/0=r) و اضطراب (245/0=r) با سبک سازش نایافته (10) 7/64 همبستگی متوسط مستقیم وجود داشت.
    نتیجه گیری
    مطالعه نشان داد که بین سبک سازش نایافته و روان رنجوری رابطه مثبت وجود داشته و اضطراب می تواند باعث تقویت رابطه روان رنجوری با سبک سازش نایافته شود.
    کلیدواژگان: اضطراب، سبک های مقابله ای، ویژگی های شخصیتی
  • سحر بذرگر، مالک میرهاشمی* صفحات 255-262
    زمینه و هدف
    فرزندخواندگی پدیده ای اجتماعی، روان شناختی و حقوقی است که پیامدهای آن برای والدین و فرزندخوانده ها از اهمیت بسیاری برخوردار است. این پدیده در نتیجه عوامل مختلفی بروز می کند. بررسی این موضوع می تواند زوایای مختلفی از آن را آشکار کند. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ویژگی های رفتاری خود کم بینی و مسئولیت پذیری در دختران و پسران فرزندخوانده و عادی در شهر تهران بود.
    روش و
    مواد
    این مطالعه علی مقایسه ای با مشارکت 95 فرزندخوانده دختر و پسر تحت پوشش بهزیستی و 105 دختر و پسر مشغول به تحصیل در مناطق سه و هفت در سال 1395 انجام شد. نمونه گیری به صورت نمونه در دسترس از مراکز نگهداری وابسته به سازمان بهزیستی تهران و در گروه نمونه عادی به روش نمونه گیری تصادفی از دو دبیرستان دخترانه و پسرانه انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های مسئولیت پذیری و پرسشنامه خود کم بینی جمع آوری و با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره و با کمک نرم افزار SPSS-18 تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین (انحراف معیار) سن شرکت کنندگان گروه فرزندخوانده (6/1) 7/15 و گروه عادی (9/1) 2/16 بود. میانگین (انحراف معیار) مسئولیت پذیری در افراد عادی (7/0) 5/1 بیشتر از افراد فرزندخوانده (1/0) 4/0 بود (001/0>P). ولی در متغیر خود کم بینی تفاوتی دیده نشد.
    نتیجه گیری
    مطالعه نشان داد که مسئولیت پذیری افراد عادی از میزان مسئولیت پذیری افراد فرزندخوانده بالاتر است. به عبارت دیگر، افراد عادی در مقایسه با افراد فرزندخوانده مسئولیت پذیری بیشتری را تجربه می کنند اما از نظر خود کم بینی تفاوتی بین دو گروه وجود نداشت.
    کلیدواژگان: خود کم بینی، مسئولیت پذیری، فرزندخواندگی
  • علی محمدزاده ابراهیمی *، طیبه رحیمی پردنجانی صفحات 263-272
    زمینه و هدف
    افسردگی یکی از ناتوان کننده ترین اختلال های روانی است و میزان شیوع آن در حال افزایش است. شناسایی عوامل خطر و درک فرایند ابتلا به آن، به منظور پیشگیری به موقع و برنامه های مداخله ای اولیه ضروری می باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه تعاملی عوامل استرس زا و راهبردهای ناسازگارانه مقابله شناختی در پیش بینی نشانه های افسردگی انجام شد.
    روش و
    مواد
    این مطالعه به صورت توصیفی از نوع همبستگی با مشارکت 373 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز در نیم سال اول تحصیلی 94-1393 انجام شد. نمونه گیری به صورت تصادفی نسبتی انجام شد. داده های مطالعه با استفاده از پرسشنامه بررسی تجارب زندگی، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان و پرسشنامه افسردگی Beck، گرداوری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-24 و روش تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین (انحراف معیار) عوامل استرس زا (1/10) 9/19، راهبرهای ناسازگارانه مقابله شناختی (4/7) 4/39 و نشانه های افسردگی (9/6) 5/11 به دست آمد. مقدار β عوامل استرس زا 51/0، راهبرهای ناسازگارانه مقابله شناختی 24/0، و تعامل این دو متغیر 11/0 به دست آمد (01/0 >P). مقدار واریانس انحصاری افزوده برای راهبرهای ناسازگارانه مقابله شناختی 2/5 درصد به دست آمد (01/0>P). عوامل استرس زا و راهبرهای ناسازگارانه مقابله شناختی، 3 درصد واریانس انحصاری افزوده برای مدل ایجاد کرد که نشان داد این متغیرها توانایی پیش بینی نشانه های افسردگی را دارند (01/0>P).
    نتیجه گیری
    افرادی که در پی تجربه عوامل استرس زا به میزان بیشتری از راهبردهای ناسازگارانه مقابله شناختی استفاده می کنند، نشانه های افسردگی بیشتری را تجربه کرده و بالعکس. بر این اساس، برنامه های پیشگیری و مداخلات درمانی افسردگی می بایست به شناسایی و تغییر راهبردهای ناسازگارانه مقابله شناختی و همچنین آموزش و کسب راهبردهای سازگارانه مقابله شناختی اهتمام ویژه ای داشته باشند.
    کلیدواژگان: عوامل استرس زا، مقابله شناختی ناسازگارانه، نشانه های افسردگی
  • یحیی ایری، محمد کاظم فخری*، رمضان حسن زاده صفحات 273-281
    زمینه و هدف
    بهزیستی روان شناختی به کیفیت تجربه شده زندگی اشاره می کند و منعکس کننده عملکرد و تجربه روان شناختی مطلوب است، شناسایی عوامل تقویت کننده احساس بهزیستی می تواند به ارتقای آن کمک کند. هدف پژوهش حاضر، مدل یابی رابطه ساختاری شادکامی و بهزیستی روان شناختی با واسطه گری خودکارآمدی در دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بود.
    روش و
    مواد
    پژوهش حاضر از نوع همبستگی با استفاده از روش مدل یابی روابط ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه فرهنگیان استان گلستان بود که در سال تحصیلی 96- 1395 مشغول به تحصیل بودند. تعداد 280 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایتک مرحله ای انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه شادکامی، بهزیستی روان شناختی و خودکارآمدی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و الگویابی معادلات ساختاری با بکارگیری نرم افزارهای SPSS-22 و AMOS-22 استفاده شده است.
    یافته ها
    میانگین (انحراف معیار) سن دانشجویان پسر، (8/7) 4/26 و دانشجویان دختر (5/6) 8/25 سال بود. با افزایش میانگین (انحراف معیار) شادکامی با (3/7) 6/52، بهزیستی روان شناختی (3/27) 8/246 افزایش می یابد (05/0>P) و با افزایش شادکامی، خودکارآمدی (9/9) 1/30 افزایش می یابد (05/0>P). همچنین با افزایش خودکارآمدی، بهزیستی روان-شناختی افزایش می یابد (05/0>P). خودکارآمدی نقش واسطه ای در رابطه بین بهزیستی روان شناختی و شادکامی دارد (05/0>P) و با اثر مستقیم شادکامی بر خودکارآمدی، بهزیستی روان شناختی افزایش می یابد.
    نتیجه گیری
    مطالعه نشان داد که با افزایش شادکامی، بهزیستی روان شناختی و خودکارآمدی افزایش یافت. همچنین با افزایش خودکارآمدی، بهزیستی روان شناختی افزایش یافت. خودکارآمدی در رابطه بین بهزیستی روان شناختی و شادکامی نقش واسطه ای داشت، به این صورت که با اثر مستقیم شادکامی بر خودکارآمدی، بهزیستی روان شناختی افزایش یافت.
    کلیدواژگان: شادکامی، بهزیستی روان شناختی، خودکارآمدی، دانشجویان
  • سیده زهرا ساداتی، بهرام میرزاییان *، یارعلی دوستی صفحات 282-290
    زمینه و هدف
    ارتباط موثر و نحوه برقراری یک الگوی ارتباطی خوب بین زن و شوهر نقش برجسته ای در رضایت زناشویی دارد و می تواند نقش مهمی در ایجاد احساس امنیت و شادکامی زوجین داشته باشد. هدف پژوهش حاضر، تعیین تاثیر آموزش مهارت-های اساسی زندگی بر احساس رضایت زناشویی و شادکامی در دانشجویان متاهل بود.
    روش و
    مواد
    روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دانشجویان زن متاهل رشته روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائم شهر سال تحصیلی 97-1396 به تعداد 180 نفر بود. از این میان تعداد 60 نفر (30 نفر در گروه آزمایش و 30 نفر در گروه گواه) به روش نمونه گیری غیر تصادفی (داوطلبانه) در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. مداخله آموزش مهارت های اساسی زندگی برای گروه آزمایش انجام شد و
    پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه اجرا گردید. به منظور جمع آوری اطلاعات، از مقیاس رضایت زناشویی و پرسشنامه شادکامی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آزمون تحلیل کواریانس یک راهه و با کمک نرم افزار SPSS-22 انجام شد.
    یافته ها
    میانگین (انحراف معیار) سن شرکت کنندگان در گروه آزمایش (8/6) 7/32 و در گروه گواه (7) 6/33 بود. میانگین (انحراف معیار) رضایت زناشویی دانشجویان متاهل بعد از آموزش مهارت های زندگی (1/41) 9/155، بیشتر از قبل از آموزش مهارت های زندگی (47) 1/120 است (001/0>P). میانگین (انحراف معیار) شادکامی دانشجویان متاهل بعد از آموزش دوره مهارت های زندگی (6/11) 8/49، بیشتر از قبل از آموزش مهارت های زندگی (9/13) 4/38 است (001/0>P). تفاوتی در نمره نمره پیش آزمون و پس آزمون گروه گواه مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    مطالعه نشان داد آموزش مهارت های اساسی زندگی رضایت زناشویی و شادکامی دانشجویان زن متاهل را افزایش داد.
    کلیدواژگان: مهارت های اساسی زندگی، رضایت زناشویی، شادکامی
  • مقاله مروری
  • آرزو حقیقیان رودسری، علی میلانی، جلال الدین میرزای رزاز، ابوعلی ودادهیر * صفحات 291-302
    زمینه و هدف
    انتخاب غذا در مقام یک مساله اجتماعی مانند سایر کردارهای انسانی، تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد. غیر از عوامل زیست شناختی و فیزیولوژیک، محدوده وسیعی از عوامل مانند عوامل فردی، محیطی، فرهنگی و اجتماعی ممکن است بر انتخاب غذا اثر داشته باشند. از این رو، این مطالعه با هدف مروری بر مطالعات انجام شده در زمینه تعیین کننده های انتخاب غذا و به ویژه علل اجتماعی فرهنگی زمینه ساز آن انجام شد.
    روش و
    مواد
    این مطالعه مروری با جستجو در بازه زمانی سال 1995 تا 2017 انجام گرفت. ابتدا با استفاده از کلیدواژه های Food choice، determinants، factor و همچنین از طریق موتورهای جستجو شامل Google Scholar، Pubmed، Science direct، Scopus ، Irandoc، Magiran، SID و بانک های مقالات علوم بهداشتی و پزشکی، مقالات کامل و درصورت عدم دسترسی به مقالات کامل، خلاصه مقالات استخراج گردید. جستجو در ابتدا با کلیدواژه های food choice and determinants انجام و سپس با استفاده از کلیدواژه های culture وsocial، جستجوی مقالات محدود شد. 22 مطالعه به زبان فارسی و انگلیسی که به روش کمی (6 مقاله) و کیفی (16 مقاله) انجام شده بود، که همه آنها جهت بررسی وارد مطالعه شدند.
    یافته ها
    در مطالعات بررسی شده، مفاهیمی چون خوداثربخشی تغذیه ای، رسانه، عوامل اقتصادی اجتماعی، زمینه های اجتماعی، سواد، ترکیب خانوار، نابرابری طبقات اجتماعی، شغل، مزه، دسترسی آسان، عادات، ترجیحات غذایی، آگاهی، تاثیر دوستان، همسالان و والدین، تحصیلات والدین (در نوجوانان)، مهارت های پخت و پز، کیفیت تغذیه ای، دوره زندگی، ایده آل ها، منابع، پرهیزهای غذایی، تجارب گذشته افراد، سلامت، سنت های قومی، زمان کافی، تجارب لذت بخش از مواد غذایی، سیر کردن شکم و مفاهیم دیگری که اختصاص به گروه هدف مورد بررسی داشت، به عنوان عوامل تعیین کننده انتخاب غذا در بیشتر مطالعات مورد بررسی استخراج شد.
    نتیجه گیری
    جمع بندی مطالعات نشان دهنده اهمیت متغیرهای اجتماعی فرهنگی در انتخاب غذا و نوع انتخاب ها در بین افراد مختلف در گروه های متنوع بود و می توان با در نظر گرفتن آنها، در جهت طراحی و اجرای مداخلات تغییر رفتار اقدام نمود. با این وصف، بررسی های بیشتر در زمینه عوامل اجتماعی فرهنگی باهدف برنامه ریزی های غذایی ضروری است.
    کلیدواژگان: غذا، انتخاب، تعیین کننده، تحقیق کیفی، فرهنگی، اجتماعی
|
  • Zhila Taher-Karami, Omid Hossieni, Zahra Dasht-Bozorgi * Pages 189-197
    Background And Objective
    Menopause, or cession of menstruation, is a transition sign from fertility to infertility, during which women suffer from many physical and mental issues. The purpose of this study was to determine the effectiveness of compassion focused therapy on resiliency, self-discrepancy, hope and psychological well-being of menopausal women in Ahvaz.
    Materials And Methods
    The research method was experimental, pretest-posttest with control group. Participants included 60 people who were selected by convenience sampling
    Method
    30 participants in the experimental group and 30 in the control group were randomly assigned and the intervention was conducted for the experimental group The study instrument included Resiliency Questionnaire, Self-discrepancy Questionnaire, Hope Questionnaire, and Psychological Well-being Scale. Data were analyzed using one-way analysis of covariance (ANCOVA) by SPSS-22.
    Results
    The mean (SD) age of women in the experimental group was 56.1 (3.3) and 55.7 (3.1) in the control group. The mean (SD) resiliency score in the pre-test of the experimental group was 47.7 (11.8), which increased to 55.8 (11.3) in the post-test, self-discrepancy decreased from 99.9 (12) to 85.6 (12.3), hope from 171.2 (19.7) to 189.7 (20.5) and psychological well-being increased from 34.9 (4.4) to 38.9 (4.5), but there was no significant change in the mean scores of the control group.
    Conclusion
    Compassion-focused therapy improved resiliency, hope and psychological well-being and decreased self-discrepancy in postmenopausal women.
    Keywords: Resiliency, Hope, Self-discrepancy, Psychological well-being, Menopause
  • Mehrdad Ramezani-Piyani, Mojtaba Habibi Asgarabad*, Sajjad Alahdadi, Nikzad Ghanbari Pages 198-206
    Background And Objective
    People with substance use disorder suffer from various adverse effects in their everyday life and substance use disorders take heavy tolls on individuals and society. Therefore, this study aimed at anticipating the effects of substance use disorders based on severity of addiction, substance use in family, starting age, and the drug type.
    Materials And Methods
    This descriptive correlational study was conducted in 2017 with participation of 281 people with substance use disorders who lived in camps, prisons, addicts’ dormitories and were chosen by convenience sampling method. Participants filled the questionnaire of demographic information; Leeds’ Dependence Questionnaire and Drug Use Disorders Identification Test. Data were analyzed by Spss-23 by stepwise regression and analysis of variance.
    Results
    The mean (SD) drugs use score based on Drug Use Disorders Identification Test was 27.3 (9.4), Leed’s dependence severity score was 9.3(3.2) and age of starting substance abuse was 20.1(6.4). Type of abused substance, dependence severity, starting age, and abuse in family all anticipated 51% variance of substance use disorders. Of anticipating variables, substance type (P
    Conclusion
    Substance use disorders can be anticipated by addiction severity, use in family, starting age, and type of drug. In addition, allocating financial resources to educational programs for families and improving awareness in schools are considered to be necessary measures to prevent substance use disorders.
    Keywords: Substance use disorders, Severity of addiction, Use in family, Start age, Type of drug
  • Mehdi Ghezelseflo, Nasim Aghamiri, Nasrin Aghamiri, Somayeh Hemati-Pouya Pages 207-216
    Background And Objective
    Relationship maintenance Strategy has been described as the behavioral dynamics that assist in preserving a relationship. The aim of this study was to examine confirmatory factor analysis, reliability, and validity of relational maintenance strategy measure of couples in Tehran.
    Materials And Methods
    This descriptive study with correlational design was conducted with participation of 420 couples with children who were studying in the first grade of high school in Tehran. Cluster random sampling was used for selecting participants. Data were collected by Relational Maintenance Strategy Measure (RMSM) and Marital Adjustment questionnaire. Construct validity and convergent validity were used to validate the questionnaire, and to test the reliability of the questionnaire, Cronbach's alpha and retest reliability coefficient were used. Data were entered into AMOS-22 and SPSS-22 software and analyzed using Chi-square indices, Good fit indicators and Pearson correlation coefficient.
    Results
    The mean (SD) age of participants was 37.6 (6.8). Cronbach's alpha coefficient of subscales assurance, openness, conflict management, share task, positivity, advice, social network, and total Relational Maintenance Strategy were 0.92, 0.91, 0.84, 0.79, 0.78, 0.80, 0.83 0.93, respectively. Correlation coefficients showed that RMSM had a significant positive correlation with DAS which indicates RMSM convergent validity (r= 0.54, P
    Conclusion
    The study showed that the confirmatory factor structure, reliability and validity of the Relational Maintenance Strategy Measure were acceptable.
    Keywords: Relational maintenance strategy, Reliability, Validity, Factor structure
  • Nasrin Gholami, Behnaz Yaghoubi-Moghaddam, Arezoo Rezazadeh* Pages 217-225
    Background And Objective
    The importance of healthy eating for mental health has been proven in previous studies. In many studies, unhealthy dietary patterns and less nutritious snacks have been associated with depression. This study designed to determine the association of junk foods consumption (JFC) with levels of depression in adolescents living in high and low socio-economic districts of Tehran
    Materials And Methods
    In this cross-sectional study, 200 female adolescents aged 13–18 years were selected through a random sampling from a school in district 2 (as a high socioeconomic status [SES] region) and 18 (as a low SES region) of Tehran. JFC was assessed by a 24-items self-adminstered semi-quantitative F.F.Q that was designed and its face and content validity was approved by Nutrition expert pannel. Depression staus was assessed by a validated “Beck” long form questionnaire through interview. Data were analysed in SPSS-21 software and chi-square test was applied.
    Results
    The mean (SD) age of the adolescents was 16.1 (1.1) years and their total depression score 13.4 (9.5). The mean chocolates, sweets, beverages, puffs, cakes, biscuits, and fast foods consumptions was 4.5 (4), 1.5 (1.5), 4.5 (5.5), 3 (3), 3.4 (3), 2.1 (2.3) and 1.5 (1.3) serving/week, respectively. Also, the mean total JFC was higher in low SES school children (26.7 (15.7) vs. 23.4 (13.1) serving/week). Comparison of schools with low SES with high SES showed higher percentage of adolescents with had moderate and severe depression (26% vs. 12%) and a lower percentage of them had mild depression (25% vs. 41%). But in both districts, higher percentage of those with normal or mild degrees of depression (29.5% vs. 22.5%) were at the lowest tertile and higher percentage of individuals with moderate-to-severe depression (10.5% vs. 4.5%) were at highest tertile of JFC (P
    Conclusion
    High consumption of junk food significantly associated with high levels of depression in the studied adolescent girls in both high and low SES group.
    Keywords: Junk food, Depression, Adolescents
  • Farzaneh Doroudian, Parivash Vakili *, Masoumeh Amin-Esmaeili Pages 226-235
    Background And Objective
    Patients who are infected with Human Immunodeficiency Virus (HIV) face extensive range of psychological problems such as death anxiety, the rate and severity of which could be affected by various factors. The aim of this study was to predict death anxiety based on personality traits and locus of control of patients infected with HIV.
    Materials And Methods
    This descriptive correlational study was performed with participation of 100 patients infected with HIV who were referred to Behavioral Disorder Counseling Center of Imam Khomeini Hospital in Tehran by purposeful sampling method. Data were gathered by Templer's death anxiety scale, Neo’s personality traits and Rotter’s scale of locus control. Data were analyzed using step-by-step regression and correlation in SPSS-22.
    Results
    The mean (SD) score of neuroticism was 25.1 (7.8), extraversion 28.0 (6.6), conscientiousness 33.8 (6.9), openness 24.4 (4.5), agreeableness 29.1 (5.4), and locus of control 14.1 (3.6). Among personality factors, only agreeableness had a negative and significant association with death anxiety (P
    Conclusion
    The study showed that personality traits could predict death anxiety of patients infected with HIV and locus of control could not predict death anxiety among these patients.
    Keywords: Death Anxiety, Personality Traits, Locus of Control, Human Immunodeficiency Virus
  • The Effectiveness of Life Skills Training on Mental Health and Professional Performance of Teachers
    Mohammad Mohammadipoor *, Sakineh Jomenia Pages 236-244
    Background And Objective
    Teaching is among professions which are influenced by stress due to its crucial and influential role in the development of individuals and the sensitivities of the field. Therefore, mental health in this profession and the role of life skills is essential to improve the mental health and professional performance of teachers. The aim of this study was to assess the effectiveness of life skills training on mental health and professional skills among teachers in Gonbad-e-Kavoos, Iran.
    Materials And Methods
    This study was carried out with semi-experimental design with pre-test and post-test and a control group with participation of 66 teachers of Gonbad-e-Kavoos city in the 2011-2012 academic year. Sampling was done by multistage random cluster sampling. The experimental group participated in a life skills training program (including 11 sessions, one hour each). Mental health and professional performance questionnaires were used for data collection. Data analysis was performed by using multivariate covariance analysis in SPSS-22 software.
    Results
    The mean (SD) score of mental health components increased after life skills training in the experimental group compared to the control group after intervention: physicalization 1.1(0.6) vs. 0.5(0.4), P
    Conclusion
    The study indicated that life skills’ training was effective in improving mental health and professional performance of teachers.
    Keywords: Mental Health, Professional Practice, Life Skills, School Teachers
  • Maryam Tehranizadeh, Roghieh Haji-Rostamloo Pages 245-254
    Background And Objective
    The relationship between personality characters and coping strategy has been shown in various studies. However, there is little knowledge about the variables that may affect this relationship in girls. Which have the negative effects on their behavior, when using coping strategies? The aim of study determines the role of moderating anxiety in relation personality traits and coping styles in female students.
    Materials And Methods
    This study was descriptive and correlation and conducted the participation of 221 students of Payame Noor University in the academic year 2015-2016. The sampling method was available and the data were collected using coping strategies, state- trait anxiety and NEO-FFI Big five factor Personality questionnaires. Data were analyzed based on Pearson correlation and multiple regressions and using 21 version of SPSS software.
    Results
    The mean (SD) age of participants was 25.3 (2.7) and in they were of the middle socioeconomic class. The adjusted strategy score with the mean (SD) 140.9 (17.1) had a negative correlation with anxiety score with the mean (SD) 35.9 (4.6): r=-0.294, P
    Conclusion
    The study showed that there was a positive correlation between maladjusted strategy and neuroticism and that anxiety can reinforce the relationship between neuroticism and maladjusted strategy.
    Keywords: Anxiety, Coping styles, Personality characteristics
  • Sahar Bazrgar, Malek Mirhashemi * Pages 255-262
    Background And Objective
    Adoption is a social, psychological and legal phenomenon and its implications are of importance in the daily life of adopted children and their parents. The objective of this study was to identify the difference between self-inferiority and responsibility among adopted adolescents and their peers in Tehran.
    Materials And Methods
    This causal-comparative study was in conducted in Tehran in 2016. Participants included adolescents who were adopted by Tehran Welfare Organization and their peers in two high schools in two municipality districts of Tehran Districts Three and Seven, in 2016. Adolescents who were adopted were selected by using convenience sampling method from health centers affiliated to Tehran Welfare Organization. Peers were selected by random sampling in two high schools in Districts Three and Seven. The questionnaire of responsibility (CPI-RE) and self-inferiority scale were used for data collection. Data were analyzed by multivariate analysis of variance and analyzed by SPSS.18 software.
    Results
    As many as 95 adolescents in the study group and 105 in the control group participated in the study. The mean (SD) age of the study and control group was 15.7 (1.6) and 16.2 (1.9) respectively. There was no significant difference between the mean (SD) self-inferiority score of the study and control group: 2.1 (0.5) versus 2.1 (0.6), F=0.07, p>0.05). The mean (SD) responsibility score was significantly higher among the control group than the study group: 1.5 (0.7) versus 0.4 (0.1), F = 8.42, p
    Conclusion
    Study showed the level of responsibility of adolescents who were adopted was lower than that of their peers. However, there was no difference between their self-inferiority
    Keywords: Self-inferiority, Responsibility, Adoptive parenthood
  • Ali Mohammadzadeh-Ebrahimi *, Tayebe Rahimi-Pordanjani Pages 263-272
    Background And Objective
    Depression is among most disabling mental disorders and its prevalence is increasing. Identifying the risk factors and understanding the process of developing depressive symptoms is essential for prompt prevention and early interventions. The present study aimed to determine the interactive relationship between stressors and maladaptive strategies of cognitive coping in predicting depressive symptoms.
    Materials And Methods
    This descriptive correctional study was conducted with participation of 373 students of Shahid Chamran University in the first semester of 2014-2015. Stratified random sampling was used for selecting participants. Life Experiences Survey questionnaire, Cognitive Emotion Regulation questionnaire, and Beck Depression Inventory-second edition were used for data collection. Data were analyzed by the multiple regression analysis with the SPSS-24 software.
    Results
    The mean (SD) stressors score was 19.9 (10.1), maladaptive strategies of cognitive coping 39.4 (7.4), and depressive symptoms 11.5 (6.9). The β value for stressors was 0.51, Maladaptive Cognitive Coping 0.24 and their interactions 0.11 (P
    Conclusion
    Participants who used more maladaptive strategies of cognitive coping subsequent to encountering stressors tend to show more depressive symptoms and vice versa. Therefore, intervention and prevention programs should focus on identifying and modifying the maladaptive strategies of cognitive coping as well as training and acquiring adaptive strategies of cognitive coping.
    Keywords: Stressors, Maladaptive cognitive coping, Depressive symptoms
  • Yahya Iri, Mohammad Kazem Fakhri *, Ramezan Hasanzadeh Pages 273-281
    Background And Objective
    Psychological well-being refers to the experienced quality of life and reflects desired psychological performance and experience and identifying the factors that enhance the sense of well-being can help to promote it. The objective of this study was to develop a structural model for the relationship between happiness based on psychological well-being with intermediary role of self-efficacy among students at Farhangian University.
    Materials And Methods
    This study was correlational using structural relations modeling Method. The statistical population of the study included all undergraduate students at Farhangian University of Golestan Province who were studying in 2017-2018 academic year. As many as 280 participants were selected using one-stage cluster sampling. To collect data, questionnaires of happiness, psychological well-being and self-efficacy were used. For analysis of the research data, Pearson correlation coefficient and structural equation modeling were employed using SPSS-22 and AMOS-22 software.
    Results
    The mean (SD) age of male students was 26.4 (7.8) and female students 25.8 (6.5). With increasing happiness score with mean (SD) 52.6 (7.3), psychological well-being score increased with mean (SD) 246.8 (27.3), P
    Conclusion
    The study showed that increasing happiness improved psychological well-being and self-efficacy. Self-efficacy also increased psychological well-being. In addition, self-efficacy had a mediator role in the relationship between psychological well-being and happiness and psychological well-being score increased with the direct effect of happiness on self-efficacy.
    Keywords: Happiness, Psychological well-being, Self-efficacy, Students
  • Seyedeh Zahra Sadati, Bahram Mirzaian *, Yarali Dousti Pages 282-290
    Background And Objective
    Effective communication and the establishment of a good communication pattern between husband and wife have a prominent role in marital satisfaction and can play a crucial role in creating a sense of security and happiness for couples. The purpose of this study was to investigate the effect of training basic life skills on marital satisfaction and happiness in married students.
    Materials And Methods
    The research method was semi experimental with pretest-posttest design with control group. The statistical population of this study included all the 180 female married students of Islamic Azad University, Qaemshahr branch, in the academic year of 2017-2018. Among them, 60 students (30 in the experimental group and 30 in the control group) were randomly assigned (voluntarily) to two groups of experimental and control groups. The intervention, training basic life skills, was performed for the experimental group and pre-test and post-test were performed for both groups. Date were collected vie Marital Satisfaction Scale and Happiness Questionnaire. Data were analyzed by one-way analysis of covariance with SPSS-22 software.
    Results
    The mean (SD) age of the participants in the experimental group was 32.7 (6.8) and in the control group 33.6 (7). The mean (SD) marital satisfaction score was higher after training basic life skills compared with before the training: 155.9 (41.1) vs. 120.1 (47), P
    Conclusion
    Training basic life skills increased marital satisfaction and happiness among married female students.
    Keywords: Life skills, Marital satisfaction, Happiness
  • Arezoo Haghighian-Roudsari, Ali Milani-Bonab, Jalaledin Mirzay-Razaz, Abouali Vedadhir * Pages 291-302
    Background And Objective
    Food choice similar to other human behaviors is influenced by various factors. Along with biological and physiological determinants, various factors may affect food choice including individual, environmental, cultural, social and behavioral factors. Therefore, the purpose of this study was to review the determinants of food choice especially in reference to socio-cultural factors.
    Materials And Methods
    This review study was conducted based on articles published from 1995 to 2017. Firstly, search was conducted by keywords in PubMed, Google scholar, Science Direct, Scopus, SID, Irandoc, Magiran and health science databases to find full text or abstract of publications. The initial search key words were "food choice" and "determinants", which were later refined by searching for particular terms like "culture" and "social". Finally, 22 articles including 6 quantitative articles and 16 qualitative articles in Persian and English were selected.
    Results
    The concepts extracted as food choice determinants included nutritional self-effectiveness; media; socio-economic factors; social contexts; literacy; family dimension; social inequality; occupation; taste; ease of access; habits; food preferences; knowledge; friends, peers and parents influences; parental education; cooking skills; nutritional quality; life course; ideals; resources; food abstinence; past experiences; health; ethnicity customs; time; enjoyable experiences from foods; and satiety.
    Conclusion
    Adding up studies showed the importance of socio-cultural variables as food choice determinants among different groups to design and implement interventions to modify the eating behaviors. Thus, it is necessary to carry out research on the basis of socio-cultural factors for food programming.
    Keywords: Food, Choice, Determinant, Qualitative research, Culture, social