فهرست مطالب

معرفت فلسفی - سال پانزدهم شماره 3 (پیاپی 59، بهار 1397)
  • سال پانزدهم شماره 3 (پیاپی 59، بهار 1397)
  • بهای روی جلد: 70,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1397/04/15
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمدعلی شریفی، محمد فنایی اشکوری صفحه 7
    ابن سینا، شیخ اشراق و صدرالمتالهین در باب نفس و نحوه تحقق آن دو بیان متفاوت دارند؛ در بیان نخست نفس را حادث و حدوث آن را همراه با بدن یا به عین حدوث بدن می دانند؛ اما بیان دیگری نیز دارند که صراحتا یا تلویحا وجود نفس را قبل از بدن می شمارند و به گونه ای سخن می گویند که قدم نفس از آن برداشت می شود. عدم نگاه جامع به مجموعه آموزه های آنها سبب خواهد شد که آنها را به تناقض گویی متهم کنیم؛ اما نگاه جامع به آموزه های آنها ما را به درکی عمیق تر از مسئله نفس و نحوه تحقق آن در عالم ماده می رساند. بر این اساس عوالمی عقلی، مثالی و مادی برای نفس در نظر می گیریم و وجود نفس قبل از بدن را ناظر به عوالم مثال و عقل، و وجود مادی نفس را مختص عالم ماده خواهیم دانست.
    کلیدواژگان: نفس، بدن، تقدم، ابن سینا، شیخ اشراق، صدرالمتالهین
  • محسن موحدی اصل، احمد عابدی صفحه 25
    بحث از مقام فوق تجرد نفس، یکی از مهم ترین مباحث، در معرفت نفس انسانی است. در این نوشتار مسئله را طبق مبنای هستی شناسی موسس حکمت متعالیه، صدرالمتالهین مطرح می کنیم و به شرح ادله نقلی آن توسط فیلسوف و عارف برجسته پیرو مکتب او، امام خمینی ره می پردازیم. سپس براهین و ادله عقلی علامه حسن زاده آملی را در این زمینه بررسی می کنیم. این نظریه، عبارت است از تجرد نفس از ماهیت. ماهیت حکایت از حد و قصور شیء و ضعف و نقص آن دارد، حال اینکه نفس را حد یقف نیست. ازاین رو حد منطقی برای او نیست، هرچند او را نسبت به مافوقش حد به معنای نفاد است.
    این نظریه آنچنان شریف است که همه مبانی حکمت صدرایی، اعم از اصالت وجود، وحدت وجود، تشکیک وجود، حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول را به صورت سلسله ای زنجیروار، به هم پیوند می دهد و باید دانست شناخت نفس در این مقام، بدون فهم این مبانی میسر نیست. نفس، در این مقام ار ویژگی هایی همچون وحدت حقه ظلیه، خلیفه الهی و مقام اتصال بین ماسوی الله و حق تعالی برخوردار می شود.
    کلیدواژگان: تجرد از ماهیت، فوق تجرد، نفس، حرکت جوهری، خلیفه الهی، وحدت حقه ظلیه
  • سیدمحمدحسین میردامادی، سیدمهدی امامی جمعه صفحه 45
    یکی از مباحث الهیات، بحث کلام حق تعالی و متکلم بودن خداوند است. این مسئله با روش حکمت متعالیه صدرالمتالهین، تحت عنوان بحث کلام و کتاب در کتب مختلف صدرالمتالهین آمده است. وی با دیدگاهی وجودشناختی و با ذهن انتزاعی و تجریدی خود و با مدد آیات و روایات به بررسی کلام و کتاب الهی پرداخته و از مبانی فلسفی خود در تبیین مسئله بهره جسته است. صدرالمتالهین نگاهی معرفت شناسانه به هستی دارد و اصولا میان هستی و هدایت های الهی جدایی نمی بیند. عالم و مراتب آن از نظر او، سراسر دلالت و به مثابه الفاظ انباشته از معنایند و براین اساس هر مرتبه از هستی از حیثی کلام است و از حیث دیگر کتاب؛ اما اینها نه شعر و تخیل است و نه صرف شهود عرفانی، و هنر صدرالمتالهین در همین جاست که با رویکرد وجودشناختی، به تبیین فلسفی حکمی این ساحت از هستی پرداخته است که می توان برای آن قواعدی تنظیم کرد. در این مقاله، این قواعد استخراج و تبیین می شود.
    کلیدواژگان: کلام، کتاب، مراتب وجود، متن هستی، صدرالمتالهین
  • محمدحسین وفاییان، قاسمعلی کوچنانی صفحه 59
    در حکمت متعالیه، ثبوت صفات الهی برای باری تعالی به مثابه ثبوت وجود برای ماهیت انگاشته می شود. این ثبوت، گاه متصف به «ثبوت بالعرض» و گاه نیز متصف به «ثبوت بالتبع» می گردد. «ثبوت بالعرض» در نگاه منطق دانان و به اذعان صدرالمتالهین، ثبوتی غیرحقیقی و مجازی است؛ درحالی که در «ثبوت بالتبع» ، محمول برای موضوع به نحو اجمالی ثابت می گردد. اعتقاد به این دو نوع متفاوت از ثبوت برای صفات الهی و ماهیات، در بدو امر ناممکن و متناقض نماست. مسئله پژوهش جاری، تحلیل معناشناختی «ثبوت بالتبع» و «ثبوت بالعرض» از منظر صدرالمتالهین و مقایسه آن دو با یکدیگر برای اثبات یا رفع متناقض نمای مذکور است. رهیافت به دست آمده که با روش تحلیلی منطقی عبارات صدرالمتالهین حاصل گشته است، بیان دو احتمال در معنای «ثبوت بالتبع» ، با لحاظ دو نگاه متفاوت نسبت به ماهیات و صفات الهی است که هیچ یک با «ثبوت بالعرض» ناسازگار نخواهند بود.
    کلیدواژگان: ثبوت ماهیت برای وجود، صفات الهی، وجود بالتبع، وجود بالعرض، صدرالمتالهین
  • مهدی احمدخان بیگی صفحه 69
    ولیات به عنوان پایه ای از معارف بشری، هماره مورد توجه معرفت شناسان بوده و هست. کانون این توجه در این گونه قضایا، معیار صدق است. «ارجاع اولیات به علم حضوری» نظریه ای خاص در این باره است. مبدع این نظریه، آیت الله مصباح، بر این باور است که ملاک صدق اولیات را باید در اشراف حضوری به حاکی، محکی و حکایت دنبال کرد. در مقابل، برخی از اندیشمندان معتقدند اگر موضوع در قضیه اولی، دارای مصداق در نفس الامر متناسب خویش باشد، آن گاه قضیه اولی از آن مصداق در عالم واقع نیز حکایت می کند. در این دیدگاه نمی توان محکی در این گونه قضایا را به علم حضوری ارجاع داد؛ چراکه ما هیچ گاه به امور بیرون از خویش اشراف حضوری نخواهیم داشت؛ اما با تحلیل قضایای اولی می توان به این نتیجه رسید که قضایای اولی، هیچ حکایتی از مصادیق محقق خویش در عالم واقع یا حقیقت لابشرطی که در ضمن مصادیق موجود است، ندارند. در این میان آیت الله مصباح ما را به سرمنزلی بدیع دعوت می کند. ایشان بر این باور است که محکی قضایای اولی را باید نه در حکایت مفاهیم از عالم واقع، بلکه در فرض حکایت آنها از عالم واقع دنبال کرد.
    کلیدواژگان: قضیه اولی، حاکی، محکی، معیار صدق، فرض حکایت
  • مریم باروتی، رضا اکبریان، قاسم کاکایی صفحه 79
    علامه طباطبائی در «اصول فلسفه» ، واقعیت را تصور ذات الهی می داند؛ اما در آثار گوناگون خود تصورات متفاوتی از ذات الهی (به صفت منحصر یا لوازم یا…) ارائه می نماید و نیز تصورات مختلفی از واقعیت تبیین می کند. در این مقاله تلاش شده است تا تصور مختار علامه طباطبائی از ذات الهی، بر اساس مبانی آن تبیین و تحلیل گردد. این تصور همان واقعیت ورای اطلاق و تقیید است؛ اما تبیین و تحلیل تصور ذات الهی به عنوان واقعیت مقید، واقعیت مطلق در برابر مقید و مطلق واقعیت، مطابق با تصور مختار از ذات الهی و مبانی موردنظر علامه طباطبائی نیست؛ هرچند، میان این تصورات با ابتنا بر مبانی مختلف، سازگاری برقرار است. در نهایت با تحلیل نحوه شکل گیری واقعیت مطلق در ذهن از دیدگاه علامه طباطبائی، روش انتزاع علامه به تصور سلبی و سلب تصور منوط می گردد.
    کلیدواژگان: واقعیت، تصور، ذات الهی، سلب تصور، تصور سلبی، علامه طباطبائی
  • سیدمحمود نبویان، مهدی مشکی صفحه 97
    معنای حق، چیستی حق، تلازم حق و تکلیف، انواع حق و منشا حق برخی از مسائل مهم نظری در فلسفه حق است. مسئله «منشا حق های تکوینی» (که از آن به حق های فطری، ذاتی و طبیعی نیز تعبیر می شود) یکی از مسائل مهم در مباحث مربوط به حق می باشد. امروزه ادعاهای بسیاری درباره حقوق بشر و حق های ذاتی مانند حق حیات و حق آزادی می شود. سرنوشت مباحث گوناگون سیاسی در حوزه مهم حقوق بشر، به حل مسئله منشا حق های ذاتی ادعایی در حقوق بشر گره خورده است. با فرض قبول ذاتی بودن برخی حق ها، منشا پیدایش چنین حق هایی نیازمند بررسی جدی است. آیا انسان از آن جهت که انسان است، حق هایی دارد؟ آیا کرامت انسان، منشا حق های مذکور است؟ به نظر می رسد منشا حق های ذاتی یا تکوینی بشر، منحصر در ملکیت تکوینی و خدای متعال است.
    کلیدواژگان: حق، فطری، ذاتی، تکوینی، طبیعی، منشا و حق تکوینی
|
  • Mohammad Ali Sharifi, Mohammad Fanaei Eshkevari Page 7
    Ibn Sina, Suhravardi and Mulla Sadra have different explanations of human soul and its mode of being. In their first explanation we may see that they defend temporality of soul along with the emergence of body or with the same emergence of the body. However in another explanation they explicitly or implicitly defend the existence of the soul prior to body so that one can understand the eternity of the soul. If one does not see all their words in this regard one may accuse them of self-contradicting. But a comprehensive study of their teaching leads us to a deeper understanding of the soul and its mode of being in the material world. On this understanding we recognize three realms of rational, imaginal and material world for soul and will realize that the priority of soul over body relates to the rational and imaginal world and its material being belongs to the material world.
    Keywords: Soul, body, priority, Ibn Sina, Suhravardi, Mulla Sadra
  • Mohsen Movahhedi Asl, Ahmad Abedi Page 25
    One of the most significant issues of the knowledge of human soul is the status of the meta-immateriality of soul. This paper studies this issue based on the ontological foundations of Mulla Sadra, the founder of the Transcendent Philosophy. Then, it investigates its canonical evidence from the viewpoint of Imam Khomeini, the prominent philosopher, mystic and the follower of Sadra's School. Next, it studies its rational arguments from the viewpoint of Allameh Hasan-zadeh Amoli. This theory is the soul's lack of quiddity. Quiddity represents the confinement, the deficiency of an object and its weakness and defect, while soul does not have a certain boundary. Hence, soul does not have a logical definition. Though, it has a limit "Nafad" in comparison with its superior type.
    This theory is so noble that, it interconnects all the basics of Sadra's philosophy like the series of chain, including the essentiality of existence, the gradation of existence, constant substantial motion, and the union of subject and object. We should know that, it is not possible to recognize soul in this status, without understanding these bases. Soul in this status gets some features like, true shadowy unity, Divine Vicegerency, and the status of interconnection between all other than God with God the Exalted.
    Keywords: Lack of quiddity, Meta-immateriality, soul, Substantial motion, Divine Vicegerency, true shadowy unity
  • Seyyed Mohammad Hosein Mirdamadi, Seyyed Mahdi Imami Jomeh Page 45
    One of the theological issues is the Speech and Speaking of Allah. This issue has been discussed in Mulla Sadra's Transcendent Philosophy under the topic of the Speech and the Book. He studied this issue with his abstractive intellect from an ontological perspective with the help of the Quranic verses and traditions from the infallibles. Mulla Sadra has an epistemological view on the existence, and basically, he does not consider a separation between existence and Allah's guidance. The world with its levels is represented as meaningful words in his view, which is the Speech in one side, and the Book from the other side. That is not poetry, nor imagination, nor mere gnostic intuition. Here lies Mulla Sadra's skill who philosophically explains this era of existence from an ontological perspective, which some rules can be set for that. This paper seeks to extract and explain these rules.
    Keywords: the Speech, the Book, Levels of existence, Text of existence, Mulla Sadra
  • Mohammad Hossein Vafaeyan, Ghasemali Kouchenani Page 59
    The establishment of the Divine attributes of Almighty Lord is considered as the subsistence of being for quiddity. This affirmation is sometimes considered as a "by-accident subsistence" and sometimes as a "by-consequence subsistence". "By-accident subsistence" is a non-factual and metaphorical subsistence from the viewpoint of the logicians and Mulla Sadra, while "by-consequence subsistence" schematically proves a predicate for a subject. A belief in these two types of affirmation for the Divine attributes and quiddity initially seems impossible and paradoxical. This paper is a semantic analysis of "by-accident subsistence" and "by-consequence subsistence" from the viewpoint of Mulla Sadra and comparing the two to inquire about the aforementioned paradox. Using a logical-analytical method and concentrating on Sadra's works, this paper explains two possibilities in the meaning of "by-consequence subsistence" considering two different perspectives in terms of the quiddities and Divine attributes, none of which is incompatible with "by-accident subsistence".
    Keywords: Subsistence of quiddity for existence, Divine attributes, by-consequence subsistence, by-accident subsistence, Sadr-al-mutallihin
  • Mahdi Ahmad Khan Beigi Page 69
    Primary Premises, as a basis of human knowledge, has always been a matter of interest for epistemologists. The central point in such propositions is their criterion of truth. The "cross reference of primary premises to knowledge by presence" is a special theory in this respect. Ayatollah Misbah, the founder of this theory, states that we should look for the criterion of truth of primary premises in an immediate command of their designator, designated and designation. In contrast, some scholars believe that, if the subject in a primary premise has an instance in its compatible reality, then, the primary premises will also represent that instance in the real world. Accordingly, we cannot cross reference the designated to knowledge by presence, because the outside world can never be immediately present before us. But by analyzing primary premises, we realize that they do not designate, in any way, their actualized instances in the real world, or any non-conditional reality, which exists among the instances. In the midst of such ambiguity, Ayatollah Misbah invites us to a new theory. He believes that, we should not look for the designated of primary premises in the concept's representation of the real world, rather we should look for them in their hypothetical representation of the real world.
    Keywords: Primary Premises, designator, designated, criterion of truth, hypothetical representation
  • Maryam Barotti, Reza Akbarian, Qasem Kakai Page 79
    Allameh Tabatabai, in his Principles of the Philosophy and Methodology of Realism, considers the reality as the apprehension of the Divine essence; but he has represented a various conception from reality and the Divine essence (restricted to the attributes or necessities etc.). This paper, seeks to analyze the selected conception of the Divine essence from the viewpoint of Allameh Tabatabai. This conception is the same reality that is beyond any absoluteness and determination; but considering the Divine essence as a conditioned reality, absolute reality versus absolute and conditioned reality, is not compatible with the selected conception of the Divine essence of Allameh Tabatabai. Although, these conception are compatible with each other based on different conception. Finally, by analyzing the quality of formation of absolute reality in mind, the abstract method of Allameh will be subordinated to the negative concept and negation of concept.
    Keywords: reality, conception, Divine essence, negation of concept, negative concept, Allameh Tabatabai
  • Seyed Mahmood Nabavian, Mahdi Meshki Page 97
    The meaning of right, the whatness of right, the correlation of right and duty, types of rights, and the origin of right are among the most important theoretical issues in the philosophy of right. The issue of the origin of the genetic rights (which are also called as the innate, essential and natural rights) is among the most important issues about right. Today, there are many claims about human rights and his essential rights, such as the right to life and the right to freedom. The fate of various political issues in the field of human rights is connected to the origin of the so-called essential human rights. Assuming the intrinsic nature of some rights, the origin of such rights requires serious investigation. Does the human being possess some rights based on humanity? Is human dignity the origin of such rights? This article tries to establish that the origin of essential or genetic human rights is restricted to the genetic sovereignty of Allah Almighty.
    Keywords: right, innate, essential, natural rights, origin, genetic right