فهرست مطالب

  • پیاپی 62 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/05/20
  • تعداد عناوین: 16
|
  • محمد کمانگر*، جواد سدیدی صفحات 1-17
    در بین شاخص های مهمی که در پدافند غیرعامل مورد تاکید است، عامل اقلیم نیز در شناسایی مناطق مستعد دفاع غیرعامل نقش موثری دارد. امروزه در کشور ایران که از جوانب مختلف درخطر و تهدیدات بیرونی است، شناسایی مناطق مستعد در حوزه دفاع غیرعامل، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. منطقه غرب کشور نیز یکی از مناطق اصلی کشور که همیشه در معرض تهدیدات بوده و ضرورت دارد از منظر دفاعی مورد ارزیابی قرا بگیرد. در این پژوهش با استفاده از عناصر اقلیمی مختلف، شرایط دفاعی از دیدگاه اقلیمی مورد ارزیابی قرار گرفت. 17ایستگاه اقلیمی سینوپتیک شامل ایستگاه های 1-بستان، 2-شوشتر، 3-خوی، 4-مهاباد، 5-ماهشهر، 6-ایلام، 7-پیرانشهر، 8-اسلام آباد، 9-سردشت، 10-اهواز، 11-سرپل ذهاب، 12-دهلران، 13-دزفول، 14-ماکو، 15-آبادان، 16-رامهرمز، 17-ارومیه از دیدگاه 15 عنصر اقلیمی شامل حداقل و حداکثر رطوبت نسبی، حداقل و حداکثر مطلق دما، میانگین حداقل دما، روزهای با گردوغبار و طوفان تندر، ساعات آفتابی، فشار هوا و تعداد روزهای ابری، بارش ماهانه و حداکثر بارش، روزهای باقابلیت دید، سرعت باد و فشار بخارآب، از طریق وزن دهی روش آنتروپی و رتبه بندی روش ویکور فازی، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که درمجموع شهرستان بستان به دلیل داشتن تغییرات دمایی زیاد که اثر مثبتی بر شاخص ویکوری فشار هوا گذاشته است و همچنین روزهای باقابلیت دید کمتر از دیدگاه اقلیمی دارای شرایط مطلوبی برای دفاع غیرعامل است.
    کلیدواژگان: دفاع غیرعامل، عناصر اقلیمی، روش آنتروپی، ویکور فازی، غرب ایران
  • حمیدرضا پورخباز*، سعیده جوانمردی صفحات 19-29
    یکی از مهمترین اشکال آلودگی کارخانجات سیمان، آلودگی هوا از طریق ورود ذرات معلق به اتمسفر می باشد. این غبارات شامل مقادیری از فلزات سنگین هستند. تحقیق حاضر با هدف ردیابی میزان فلزات سنگین حاصل از گرد و غبار کارخانه سیمان بهبهان به محیط زیست از طریق درختان اکالیپتوس (Eucalyptus camaldulensis) و کنار (Ziziphus spina-christi) به عنوان پایشگرهای زیستی انجام گردید. نمونه برداری به صورت سیستماتیک تصادفی جهت اندازه گیری میزان فلزات سنگین (کروم، نیکل، کادمیوم و سرب) از برگ درختان مذکور انجام و مقدار آن از طریق دستگاه جذب اتمیICP- AES تعیین گردید.
    - میانگین غلظت عناصر کروم، نیکل، کادمیوم و سرب در اکالیپتوس به ترتیب 29/2، 64/11، 06/0، 62/1 ppm بود.
    - همچنین میانگین غلظت عناصر کروم، نیکل، کادمیوم و سرب در کنار 66/1، 38/4، 04/0، 07/2 ppm بود.
    نتایج نشان داد غلظت فلزات سنگین اندازه گیری شده در گونه های گیاهی در مکان ها و جهات مختلف و گونه های مختلف، متفاوت بودند. تنها میانگین غلظت فلزات کروم و نیکل در گیاه اکالیپتوس و کروم در گیاه کنار از استاندارد جهانی بالاتر بود، همچنین با افزایش فاصله از منبع آلودگی میزان این عناصر در گیاه کاهش یافت.
    کلیدواژگان: آلودگی محیط زیست، ردیابی فلزات سنگین، بیواندیکاتورها، کارخانه سیمان، بهبهان
  • فرزانه فروتنی*، خدیجه همای صالحی صفحات 31-44
    هدف از این تحقیق، برنامهریزی گردشگری در زمینهی حیات وحش شهرستان دزفول درجهت شناخت مهمترین گونه ی جانوری موثر در جذب اکوتوریستها، شناخت مهمترین فعالیتهای مربوط به حیات وحش در منطقه و ارائه راهکارهایی برای بهرهبرداری اقتصادی با توجه به پایدار بودن منطقه میباشد.
    پرندهنگری و ماهیگیری جزء پتانسیلهای بالقوه در منطقه بوده و برنامهریزیهای صحیح علمی میتواند عامل مهمی برای درآمدزایی ساکنین این منطقه، با توجه به توسعه پایدار در محیط جغرافیایی آن باشد. همچنین شهرستان دزفول با داشتن گونهی منحصر به فرد «آندمیک ایرانی» سمندر لرستانی، میتواند به عنوان یک منطقهی مهم پرجاذبه، در سطح ایران و جهان مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: گردشگر، حیات وحش، شهرستان دزفول، سمندر لرستانی
  • محسن کمانداری*، محمد رحیم رهنما صفحات 45-62
    شهرداری ها به عنوان یک نهاد مهم خدمات رسانی در شهرها، باید یک کنش دو جانبه ایجاد کنند و به نسبتی که خدمات رسانی می کنند به دنبال رضایت و کیفیت خدمات ارائه شده هم باشند. زیرا با افزایش کیفیت خدمات رضایت شهروندان بالا رفته و از این طریق اثر بخشی مدیریت شهری ارتقاء می یابد. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی و سنجش کیفیت خدمات شهرداری در مناطق 2 و 4 شهر کرمان با مدل سروکوال می باشد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و از نظر هدف در زمره تحقیقات کاربردی است. با توجه به موضوع تحقیق و منطقه مورد مطالعه روش گردآوری داده ها زمینه یابی (تحقیق پیمایشی) انتخاب شده، روش نمونه گیری تصادفی و جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد سروکوال در 5 شاخص (عوامل ملموس ومحسوس، قابلیت اطمینان و اعتماد، پاسخگویی و مسولیت پذیری،تضمین و قابلیت اعتماد ودر نهایت همدلی و توجه) انجام گرفته است. جامعه آماری تعداد ساکنان مناطق دو و چهار شهر کرمان می باشد حجم نمونه اقتباس شده از فرمول کوکران 384 پرسشنامه می باشد. تجزیه تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS انجام شد. نتایج تحقیق در قالب آزمون یومن ویتنی در سوال اول نشان داد که بیشترین تفاضل و شکاف در منطقه 2 و 4 شهر کرمان مربوط به شاخص عوامل ملموس و محسوس و سپس شاخص تضمین و قابلیت اعتبار است. نتایج حاصل از آزمون فریدمن در 5 مولفه مدل سروکوال در مناطق 2 و 4 شهر کرمان نشان داد که این شاخص ها از ارزش و اولویت یکسانی در بین شهروندان مناطق برخوردار نیستند بطوریکه در منطقه 4 شهر کرمان شاخص همدلی و توجه با میانگین (4. 18) از بیشترین اهمیت و شاخص عوامل ملموس و محسوس با میانگین (2. 31) ازکمترین اهمیت برخوردار بوده،و در منطقه 2 شهر کرمان شاخص تضمین و قابلیت اعتبار با میانگین (3. 39) از بیشترین اهمیت و شاخص قابلیت اطمینان و اعتماد با میانگین (2. 11) از کمترین اهمیت در بین شهروندان برخوردار بوده است.
    کلیدواژگان: کیفیت خدمات، رضایتمندی، مدل سروکوال، مناطق 2و 4، شهر کرمان
  • علی پناهی * صفحات 63-76
    آلودگی هوای شهر تبریز یکی از معضلات اساسی این شهر است. از جمله عوامل طبیعی موثر در آلودگی هوا، میتوان به پدیده وارونگی دما به عنوان مهمترین عامل تاثیرگذار در محیطهای شهری نام برد به همین جهت هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه معنی داری بین غلظت آلاینده های ذرات معلق (PM10) ، منوکسیدکربن و دی کسید گوگرد با پارامترهای هواشناسی مانند دید افقی، فشار، رطوبت نسبی، دما، سرعت باد، حداکثر سرعت باد، شاخصKI، ارتفاع راس لایه وارونگی دمایی، عمق وارونگی دمایی و شدت وارونگی دمایی در شهر تبریز می باشد. برای این مهم، یک دوره5 ساله، از سال 1387تا 1392 در نظر گرفته شد و شرایط آلودگی شهر تبریز در روزهای وقوع اینورژن با استفاده از نقشه های اسکیوتی مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی ارتباط بین غلظت آلاینده ها با مشخصات لایه وارونگی دما و پارامترهای اقلیمی و پایداری جو از همبستگی پیرسون و برای مشخص کردن متغیرهایی که نقش بیشتری در افزایش یا کاهش غلظت آلاینده ها داشته اند از رگرسیون خطی چند متغیره گام به گام استفاده شده است بر اساس نتایج بدست آمده مقدار PM10 با شدت وارونگی و فشار، CO با شدت وارونگی، میزان فشار و رطوبت نسبی، SO2 با شدت وارونگی و میزان دما، دارای همبستگی معنادار می باشند. نتایج حاصل از رگرسیون چند متغیره گام به گام نیز نشان داد که، شدت وارونگی دمایی تنها متغیری که با هر سه آلاینده ی مزبور دارای همبستگی مثبت می باشد، که این مسئله حاکی از تاثیر شدت لایه وارونه بر روند آلودگی هوا و تشدید غلظت آلاینده ها می باشد. همچنین رطوبت نسبی و دما بعد از شدت وارونگی دمایی موثرترین عنصر بر روند آلاینده های CO و SO2 بوده است. در نتیجه متغیرهای شدت وارونگی، دما، رطوبت نسبی و میزان فشار بیشترین تاثیر را بر غلظت آلاینده ها داشته اند.
    کلیدواژگان: آلودگی، وارونگی دمایی، پارامترهای هواشناسی، همبستگی، رگرسیون خطی چند متغیره، تبریز
  • علی اکبر رسولی، علی محمد خورشید دوست، مجتبی فخاری واحد صفحات 77-92
    توفان های تندری یا توفان های رعد و برقی، نوعی از توفان است که از ویژگی های آن حضور برق (آذرخش) و صدای (تندر) حاصل از آن است. این توفان ها در مقیاس های زمانی و مکانی خیلی متغییر هستند و تا حدی به فعالیت های همرفتی محلی بستگی دارند. از این رو استفاده از فن سنجش از دور و تصاویر ماهواره ای به عنوان یکی از ابزارهای کنترل و پایش جو می تواند به شناخت و مطالعه این توفان ها کمک کند. هدف این پژوهش آشکارسازی ابرهای همرفتی عمیق و دارای رعد و برق شدید در سامانه های بارشی زمستانه جنوب شرق ایران است که برای رسیدن به این هدف از داده های مادون قرمز و مرئی سنجنده AVHRR ، سنجنده LIS و PR ماهواره TRMM، داده های جو بالا و ایستگاه های سینوپتیک و نرم افزارهای ENVI و ArcGIS استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که تشخیص و آشکارسازی توفان های تندری با استفاده از باند مادون قرمز و دمای روشنایی نتایج قابل قبولی به دست می دهد و اگر از نتایج بازتابش باندهای مرئی در کنار دمای روشنایی استفاده شود، نتایج بهتری به دست می آید. همچنین از ترکیب داده های دمای روشنایی باند 4 سنجنده AVHRR و داده های رعد و برق ثبت شده توسط سنجنده LIS مشخص شد که فعالیت های رعد و برقی شدید عموما در دمای روشنایی کمتر از K 240 رخ می دهد و بیشترین بارندگی برآورد شده توسط سنجنده PR با دمای روشنایی کمتر از 240 درجه کلوین منطبق است.
    کلیدواژگان: توفان تندری، AVHRR، LIS، جنوب شرق ایران
  • علیرضا عرب عامری*، خلیل رضایی، کورش شیرانی صفحات 93-116
    در این پژوهش، ابتدا حوضه ونک به وسعت تقریبی 168547 هکتار در استان اصفهان انتخاب گردید، سپس با استفاده از عکس های هوایی، تصاویر ماهواره ای، نقشه های زمین شناسی و بررسی های میدانی، نقشه پراکنش زمین لغزش ها تهیه گردید. همچنین با استفاده از بررسی های میدانی و مرور مطالعات انجام شده، 1 2 پارامتر موثر در رخداد زمین لغزش شامل لیتولوژی، کاربری اراضی، شیب، جهت شیب، ارتفاع، شاخص خیسی توپوگرافی (TWI) ، شاخص انحنای سطح، شاخص انحنای مقطع، فاصله از گسل، فاصله از جاده و فاصله از آبراهه انتخاب گردید. پس از تهیه لایه های اطلاعاتی در محیط نرم افزار ArcGIS10. 2 و وزن دهی به عوامل موثر با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی کارشناسی در محیط نرم افزار Expert choice، با استفاده از نقشه پراکنش زمین لغزش، اقدام به تهیه وزن کلاس ها و در نهایت تهیه نقشه های پهنه بندی حساست زمین لغزش با استفاده از روش های آماری تراکم سطح، فاکتور اطمینان و تحلیل سلسله مراتبی در پنج کلاس ریسک خطر خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد گردید. برای صحت سنجی روش ها از شاخص های جمع کیفی (QS) ، دقت (P) و شاخص نسبت تراکمی (DR) استفاده گردید. مقادیر شاخص های مجموع کیفیت و دقت که بیانگر کارایی مدل ها در پهنه بندی حساسیت زمین لغزش می باشند، به ترتیب برای مدل های تراکم سطح (2 9 /0 ، 0 3 /0) ، فاکتور اطمینان (4 8 /0 ، 0 5 /0) و تحلیل سلسله مراتبی (8 5 /0 ، 0 9 /0) بدست آمد. مقادیر بالای شاخص ها در مدل تحلیل سلسله مراتبی بیانگر کارایی بیشتر این روش نسبت به روش های تراکم سطح و فاکتور اطمینان در تهیه نقشه پهنه بندی می باشد. روند صعودی نسبت تراکمی برای گستره های مواجه با خطر خیلی کم تا گستره های مواجه با خطر خیلی زیاد در هر سه روش، نشان از صحت نقشه های تهیه شده با روش های مورد استفاده می باشد. طبق نتایج عوامل فاصله از جاده و جهت شیب بیشترین تاثیر را در وقوع زمین لغزش داشته اند. بر اساس نتایج مدل برتر (AHP) ، ‏5 3 /3 1 6 5 7 ‏ هکتار از منطقه (7 8 /1 8 درصد) در رده میزان ریسک زیاد و ‏8 8 /2 0 6 9 0 0 ‏ هکتار (2 7 /1 2 درصد) در رده ریسک خیلی زیاد قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: پهنه بندی، زمین لغزش، روش تراکم سطح، روش فاکتور اطمینان، روش تحلیل سلسله مراتبی
  • مینا میریان *، مصطفی کرمپور صفحات 117-135
    در این پژوهش سیل 20 مرداد 1380 در استان گلستان بر اساس داده های بارش روزانه و داده های جوی از سری داده-های واکاوی شده NCEP/NCAR و ECMWF مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور نقشه های تاوایی پتانسیل ارتل در سطوح همدمای 330 و 320 کلوین، الگوهای گردشی ترازهای 1000، 850 و 500، همگرایی شار رطوبت تراز 850، شاخص های ناپایداری و پوشش ابر ترسیم و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد در این روز با ریزش هوای سرد از استراتوسفر به وردسپهر تاوایی پتانسیل در منطقه تقویت شده، همچنین با نفوذ سامانه پرارتفاع شمال دریای خزر و انتقال رطوبت از سطح دریا به بخش های شمالی و ورود کم ارتفاع گنگ و خلیج فارس از بخش های جنوبی و تزریق رطوبت به منطقه مورد مطالعه، به همراه عقب نشینی پر ارتفاع جنب حاره ای بستر ناپایداری ها و جبهه زایی و در نتیجه بارش های شدید در این روز فراهم شده است.
    کلیدواژگان: تاوایی پتانسیل، الگوهای گردشی، همگرایی شار رطوبت، شاخص های ناپایداری، گلستان
  • رضا منافی آذر*، عبدالحمید نظری، محمد ولایی، سعید آزادی آزادی صفحات 137-157
    پس از انقلاب اسلامی سیاستهای مختلفی برای تامین مسکن برای اقشار مختلف اجتماعی ارائه شده که گسترده ترین آنها از سال 1386 تحت عنوان «مسکن مهر» است. کاربست سیاستهای مسکن مهر به لحاظ کمی به افزایش مطلق واحد مسکونی در کشور منجر شده است لیکن عدم توجه به ابعاد فضایی- مکانی آن پیامدهای اقتصادی و اجتماعی به بار آورد. هدف این پژوهش تحلیل فضایی- مکانی سایتهای مسکن مهر و ارزیابی پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن بود. روش تحقیق تلفیقی از پیمایش و مطالعات کتابخانه ای بوده و از تکنیک پرسشنامه برای گردآوری داده های میدانی استفاده شد. روایی پرسشنامه محتوایی و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ 82/0بدست آمد. جامعه آماری شامل سایتهای مسکن مهر شهر میاندوآب و 1548 خانوار ساکن در این سایتها بود که با استفاده فرمول کوکران 230 خانوار به عنوان حجم نمونه محاسبه و با نمونه گیری احتمالی به روش قرعه کشی انتخاب شدند. با استفاده از مدل تحلیل شبکه (NA) و با معیارهای کالبدی، زیست محیطی به ارزیابی مکانیابی و تحلیل فضایی سایت های مهر و با روش های کمی به تجزیه و تحلیل پیامدهای اقتصادی و اجتماعی مکانیابی سایتها پرداخته شد. نتایج نشان داد؛ مسکن مهر شهر میاندوآب به لحاظ دسترسی به نیازهای روزمره ساکنان خود (نزدیکی به خدمات شهری از جمله اشتغال، کاربری های آموزشی، بهداشتی ? درمانی، ورزشی و فراغتی و... و همچنین به لحاظ وضعیت دسترسی به حمل ونقل و موقعیت مکانی (قرارگیری بر روی اراضی باارزش کشاورزی) در موقعیت نامطلوبی مکانیابی شده اند. این امر پیامدهای اقتصادی و اجتماعی منفی زیادی را از جمله افزایش زمان و هزینه سفرهای روزانه، کاهش ارتباطات اجتماعی ساکنان و همچنین کاهش احساس تعلق مکانی به مسکن را در پی داشته است.
    کلیدواژگان: مسکن مهر، تحلیل فضایی، مکانی، پیامدهای اقتصادی، اجتماعی مسکن مهر، میاندوآب
  • بهناز راحلی نمین *، ثمر مرتضوی صفحات 159-169
    برای استفاده پایدار از زمین ، برنامه ریزی و مدیریت، آگاهی از تغییرات و تحولات کاربری اراضی در طول یک دوره ‏زمانی، مدل سازی و پیش بینی تغییرات کاربری ضروری به نظر می رسد. منطقه مورد مطالعه در این پژوهش، حوزه آبخیز قره سو واقع در غرب استان گلستان است و به دلیل واقع شدن بین دشت وسیع و حاصلخیز و کوه های پوشیده از جنگل و فاصله نسبتا کم آن تا دریای مازندران، از موقعیت جغرافیایی و اقلیمی ممتازی برخوردار است. در این پژوهش جهت تهیه نقشه کاربری اراضی از تصاویر ماهواه ای سال های 1 3 6 6 و 1 3 8 8 استفاده گردید. دقت طبقه بندی تصاویر با محاسبه ضریب کاپا به ترتیب برابر 9 0 ? و 8 8 ? بود که قابل قبول می باشد. در مرحله بعد، برای بررسی و پیش بینی میزان توسعه مناطق مسکونی از مدل ژئومد استفاده گردید. سپس بر پایه مدل CA‏ مارکوف روند تغییرات کاربری اراضی احتمالی تخمین زده شد. نتایج حاکی از کاهش اراضی جنگلی و کشاورزی و افزایش و توسعه مناطق مسکونی است و در نتایج هر دو مدل مشاهده می شود که توسعه مناطق مسکونی و انسان ساخت از جمله تغییرات بارز در منطقه مورد مطالعه بوده است و مناطق مسکونی و انسان ساخت به میزان 3312. 99 هکتار توسعه داشته است. با توجه به اینکه مقادیر کاپای کلی (بالای 8 0 %) ، برای هر دوروش برآورد شد می توان نتیجه گرفت که مدل ها توانایی خوبی در پیش بینی کلاس های کاربری داشته اند. ولی از آنجا که مقدار کاپای برآورد شده برای روش ژئومد بیشتر از روش CA مارکوف بود میتوان گفت در این مطالعه دقت روش ژیومد در پیش بینی توسعه مناطق مسکونی و ساخته شده بالاتر بوده است. رشد و توسعه شهر در منطقه، بیشتر در اطراف شهر گرگان اتفاق افتاده است که می تواند به این علت باشد که وضعیت ترافیک-صنعت این نوع الگو را تعیین کرده است. برای جلوگیری از تخریب روزافزون اراضی طبیعی با ارزش که در اطراف مناطق مسکونی و شهری حوزه آبخیز قره سو وجود دارند، لازم است ‏اقداماتی مدیریتی و اجرایی صورت گیرد. استفاده از فرآیند مدل سازی و شناسایی مهمترین عوامل موثر در توسعه شهری، می تواند نقش مهمی در برنامه ریزی و مدیریت پایدار و صحیح منابع در آینده داشته باشد
    کلیدواژگان: ژئومد، CA مارکوف، تغییرات کاربری، توسعه مناطق مسکونی، حوزه آبخیز قره سو
  • محمد رضا محبوبی*، شهره شامکوییان، غلامحسین عبدالله زاده صفحات 171-190
    این تحقیق با هدف سنجش آسیب‏پذیری و آمادگی کشاورزان برای مواجهه با شرایط خشکسالی در مناطق روستایی شهرستان کاشمر انجام شد. تحقیق کاربردی است و از شیوه پیمایش برای جمع آوری داده ها استفاده شد. جامعه آماری تحقیق 8242 نفر از کشاورزان شهرستان کاشمر بودند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 150 نفر آنان از طریق نمونه گیری چند مرحله ای به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد که روایی آن توسط متخصصان ترویج و آموزش کشاورزی و کارشناسان جهاد کشاورزی شهرستان کاشمر مورد تایید قرار گرفت و برای تعیین پایایی ابزار تحقیق پیش آزمون انجام گرفت که مقدار آلفای کرونباخ محاسبه شده برای بخش های مختلف پرسشنامه شامل صدمات و خسارت های ناشی از خشکسالی، 78/0 و میزان اطلاع و آگاهی کشاورزان از روش ها و راه کارهای مقابله با پدیده خشکسالی 84/0 بود. نتایج نشان داد مهم ترین آسیب های اقتصادی «گران شدن علوفه در منطقه، افزایش هزینه های تولید و کاهش میزان سرمایه‏گذاری در تولید محصول» ، مهم ترین آسیب های زیست محیطی «پایین رفتن سطح آب‏های زیرزمینی، چاه ها و قنات ها، خشک شدن آب های سطحی و هجوم آفات و بیماری‏ها» و مهم ترین آسیب های اجتماعی_ روانی، «بیکاری فصلی و دائمی در بین کشاورزان، مهاجرت خانوارهای کشاورزان به سایر مناطق و وابستگی بیشتر آن ها به دولت» بوده است. نتایج حاصل از آزمون همبستگی حاکی از وجود رابطه معنی دار بین سابقه کار کشاورزی، سن، تعداد اعضای خانواده، میزان درآمد فعالیت های کشاورزی و میزان امکانات و تجهیزات در دسترس پاسخگویان برای مواجهه با خشکسالی و ارزیابی آنان از آسیب های ناشی از خشکسالی بود. مقایسه سطوح آسیب پذیری کشاورزان از خشکسالی نشان داد بیشترین خسارت ها مربوط به آسیب های زیست محیطی بوده و پس از آن آسیب های اقتصادی و اجتماعی_ روانی قرار دارند.
    کلیدواژگان: خشکسالی، آسیب زیست محیطی، کشاورزی، شهرستان کاشمر
  • اصغر عابدینی*، مهدی باقرزاده، هادی حاجی وند صفحات 191-209
    پدیده ی گسترش افقی شهرها که اصطلاحا پراکندگی نامیده می شود؛ در طول نیم قرن اخیر نه تنها در کشورهای توسعه یافته، بلکه در کشورهای در حال توسعه نیز در حال رخ دادن است. رشد هوشمند شهری به عنوان یکی از الگوهای نوین برنامه ریزی شهری، جهت ساماندهی به روند توسعه ی شهرها و پاسخی در برابر رشد پراکنده ی شهری می باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی و ارزیابی شاخص های رشد هوشمند شهری با بهره گیری از جنبه های مختلف (اقتصادی ? اجتماعی، زیست محیطی، کالبدی و دسترسی) است. روش پژوهش توصیفی ? تحلیلی است؛ در این راستا از مدل های کمی برنامه ریزی، آنتروپی و روش های تصمیم گیری چند معیاره ی تاپسیس جهت رتبه بندی استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که منطقه ی یک در شاخص های اقتصادی ? اجتماعی، منطقه ی سه در شاخص های دسترسی و کالبدی و منطقه ی دو در شاخص های زیست محیطی در اولویت اول قرار گرفته اند. برای دستیابی به رتبه ی نهایی (شاخص های تلفیقی) ، منطقه ی دو شهرداری در اولویت اول و منطقه ی 10 شهرداری در اولویت آخر قرار گرفته اند. با توجه به نتایج بدست آمده مناطق در چهار دسته فرا برخوردار (منطقه ی دو) ، برخوردار (منطقه ی یک) ، نیمه برخوردار (مناطق سه، چهار، پنج، شش و هشت) و محروم (هفت و 10) سطح بندی گردیدند. در نهایت با توجه به در اولویت قرار گرفتن منطقه ی دو شهرداری نسبت به سایر مناطق، به بررسی و نمایش میزان نزدیکی کیفیت مولفه ها به حد استاندارد در این منطقه با بهره گیری از سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: رشد هوشمند، توسعه ی کالبدی، رشد پراکنده، تاپسیس، تبریز
  • احمد پور احمد، حسین حاتمی نژاد، نبی مرادپور * صفحات 211-235
    پیاده روی قدیمی ترین و طبیعی ترین شکل حرکت در شهر است. انسان می تواند از این طریق با محیط اطراف خود ارتباط برقرار کند و تعاملات اجتماعی را شکل دهد و نتیجه آن سرزندگی اجتماعی در شهرها باشد. از این رو توجه به شاخص-های توسعه پیاده روی در سطح محلات شهری الزامی به نظر می رسد. این پژوهش قصد دارد به بررسی تطبیقی شاخص های توسعه پیاده روی در شهر تهران بپردازد. خرد بودن سطح موضوع مورد بررسی و کلان بودن سطح موضع، نگارندگان را بر آن داشت تا محله امیرآباد و دانشگاه تهران را به عنوان محدوده مورد مطالعه انتخاب کنند. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی و پیمایشی است و از ابزار پرسشنامه محقق ساخته برای کسب نظر شهروندان استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق را، کلیه ساکنان محلات امیرآباد و دانشگاه تهران تشکیل می دهند، که به صورت تصادفی با استفاده از فرمول کوکران 380 نمونه انتخاب شده است. نگارندگان برای دقیق تر شدن نتایج تحقیق، حجم نمونه را به 400 نفر افزایش داده‏اند. برای تحلیل داده‏ها از نرم افزار آماری M‏initab16 استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می‏دهد که از بین مولفه-های موثر برای توسعه پیاده روی، شاخص دسترسی، پیوستگی مسیر، تنوع کاربری ها، تعاملات اجتماعی، امنیت، محیط اطراف محله، پویایی و جذابیت و راحتی در محله دانشگاه تهران و شاخص ایمنی در محله امیرآباد مناسب می باشد.
    کلیدواژگان: توسعه پیاده روی، پیاده مداری، محلات پیاده محور، محلات امیرآباد و دانشگاه تهران، نرم افزار Minitab
  • رئوف مصطفی زاده *، خدیجه حاجی، اباذر اسمعلی عوری صفحات 237-253
    پایش و پیش بینی خشکسالی هیدرولوژیک و تعیین دقیق زمان شروع و تداوم آن، اهمیت ویژه ای در مدیریت منابع آبی و برنامه ریزی جهت کاهش اثرات مخرب خشکسالی دارد. در پژوهش حاضر خصوصیات خشکسالی هیدرولوژیک در سری های زمانی دبی روزانه 20 ایستگاه هیدرومتری در استان گلستان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در این تحقیق، شروع و پایان دوره های کم آبی و پرآبی، میانگین دبی، دبی موثر و حد آستانه محاسبه و سپس تعداد دنباله ها در توالی وقوع دوره های کم آبی و پرآبی در دوره های 1 تا 30 ماهه مشخص گردید. براساس نتایج استفاده از روش تحلیل تابع توانی (Power Laws Analysis) ، الگوهای شدت و تداوم دوره های ماهانه خشکسالی هیدرولوژیک مشخص شد. نتایج نشان داد که بین شدت وقوع و تداوم رابطه عکس وجود دارد. بیش ترین مقدار شیب دوره کم آبی در ایستگاه نوده (26/0-) مشاهده شده در حالی که ایستگاه رامیان با شیب خط (28/0-) بیش ترین شدت دوره پرآبی را در بین ایستگاه های منطقه مورد مطالعه تجربه نموده است. به عبارتی در ایستگاه نوده، وقوع کم آبی و در ایستگاه رامیان، وقوع پرآبی دارای رژیم پایدارتری است. هم چنین، بیش ترین تداوم در دوره های کم آبی و پرآبی مربوط به ایستگاه های آق قلا (89/32) و بصیرآباد (29/16) در پایین دست رودخانه بوده که بیانگر متوسط تداوم با حداکثر احتمال وقوع در ایستگاه های مذکور است. نزدیکی پراکندگی نقاط به خط مستقیم و خطوط نزدیک یا موازی بدون تقاطع نشان داد که دوره های پرآبی و کم آبی در حوزه آبخیز گرگانرود دارای یک رژیم همگن بوده و تغییرات زمانی در آن ها چندان قابل ملاحظه نیست. تحلیل دوره های کم آبی و پرآبی با استفاده از روش تحلیل تابع توانی (Power Laws Analysis) در ایستگاه های مختلف حوزه گرگانرود، امکان تعیین رژیم دبی جریان، شدت و تداوم دوره های کم آبی و پرآبی را فراهم نموده است.
    کلیدواژگان: الگوی توالی وقوع، پلات لگاریتمی دوگانه، تحلیل تابع توانی، کم آبی هیدرولوژیک جریان
  • مصطفی میرآبادی، آزیتا رجبی*، مسعود مهدوی حاجیلویی صفحات 255-274
    هدف این پژوهش تبیین و تحلیل عواملی همچون شاخص های جمعیتی- اجتماعی، اقتصادی و کالبدی در عدم تعادل، تمرکز و جدایی گزینی فضایی در شهری مهاباد می باشد. تحقیق حاضر در سال 1394 انجام شده و روش بررسی آن، مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی است. به منظور جمع آوری داده ها از روش های اسنادی و میدانی استفاده شده است. داده های اسنادی، از گزارشات تفصیلی مرکز آمار ایران مربوط به شهر مهاباد (1390) و طرح های جامع (1390) و تفصیلی (1393) استخراج شده اند. همچنین جهت سنجش میانگین درآمد ماهانه خانوارهای نواحی مختلف از روش میدانی و توزیع پرسشنامه استفاده شده است. در این پژوهش ابتدا استفاده از مدل SAW به رتبه بندی و طبقه بندی نواحی شهری و با بهره گیری از آزمون فریدمن به سنجش شکاف موجود بین نواحی در شاخص های مورد مطالعه پرداخته شده است. درا ادامه به منظور سنجش تمرکز و جدایی گزینی فضایی در شهر مهاباد از شاخص های جدایی گزینی در نرم افزارGeo-Segregation Analyzer استفاده شد. در نهایت برای سنجش اثرات هریک از شاخص های جمعیتی- اجتماعی، اقتصادی و کالبدی بر عدم تعادل فضایی، از مدل تحلیل مسیر بهره گرفته شد. یافته ها و نتایج، در وهله اول نشان از عدم توسعه یافتگی مطلوب شهر مهاباد دارد. همچنین نتایج حاصل از آزمون فریدمن، نتایج برگرفته از سنجش شاخص های جدایی گزینی، نتایج مدل تحلیل مسیر ، همگی ما را به این مسئله رهنمون می سازد که عامل مسئله ساز، قابل توجه و دارای اولویت در ساختار فضایی شهر مهاباد، که موجب ایجاد شکاف، جدایی گزینی و تمرکز فضایی و همچنین دارای بیشترین اثر بر عدم تعادل فضایی شهر مهاباد است، عامل کالبدی و در راس آنها تاسیسات و خدمات شهری است که این مسئله توجه بیشتر مدیریت و برنامه ریزی شهری را در امر ساماندهی کالبدی شهر می طلبد.
    کلیدواژگان: نابرابری فضایی، جدایی گزینی، تمرکز فضایی، نواحی شهری، مهاباد
  • محمدرضا ضمیری، مهین نسترن * صفحات 275-291
    با توجه به ارزش دیدگاه فضایی در برنامه ریزی ها، شناخت و تحلیل روند تغییرات و نحوه ی توزیع کاربری ها در سطح شهرها، تابع ریپلی می تواند به عنوان ابزاری کارآمد در جهت بررسی نحوه ی توسعه ی فضایی به کار آید. ابزاری که در حوزه ی برنامه ریزی شهری و منطقه ای به کار نیامده است. در این پژوهش که از نظر ماهوی، کاربردی و از نظر روش، تحلیلی ? توصیفی است، با بهره گیری از تابع ریپلی، روند توسعه و توزیع فضایی کاربری ها در سطح شهر بجنورد مورد بررسی قرار گرفته است. بجنورد در دهه ی 1380 به دلیل ارتقا به مرکزیت استان، رشدی سریع و ناگهانی در جمعیت و مساحت را تجربه کرده و به نوعی تعادل فضایی خود را از دست داده است. در ادامه به منظور آزمون درستی نتایج به دست آمده، از ضریب جهانی موران نیز بهره گرفته شد. به این منظور نقشه های پایه و داده های مورد نیاز (که از راه مطالعات اسنادی و نیز مشاهده جمع آوری گردیده است) توسط ابزارهای موجود در نرم افزار ArcGIS تجزیه و تحلیل شده و خروجی های لازم به دست آمد. نتیجه نشان می دهد که توسعه ی فضایی و توزیع کاربری ها در بجنورد نزدیک به حالت متمرکز بوده و در بخش های حاشیه ای آن، حالتی تصادفی و بی قاعده دارد. هم خوانی نتایج حاصل از تابع ریپلی و ضریب جهانی موران در این پژوهش حکایت از آن دارد که تابع k ریپلی می تواند ابزاری کارآمد در زمینه ی سنجش نحوه ی توزیع فضایی کاربری های شهری باشد.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی فضایی، کاربری شهری، تابع Ripley's K، ضریب جهانی موران، بجنورد
|
  • Hamid Reza Pourkhabbaz *, Saeideh Javanmardi Pages 19-29
    One of the most important of pollution forms in cement factories is air pollution by dispersing particles to atmosphere. The particles are contained a certain amount of heavy metals.
    The aim of present study is detection of heavy metals from dust of the Behbahan cement factory using Eucalyptus camaldulensis and Ziziphus spina-christi as biomonitoring tools. Sampling was carried out random systematic to determination of heavy metal (Cr, Ni, Cd and Pb) concentration in tree leaves and were measured by ICP-AES atomic absorption. Results were: - Average concentrations of metals Cr, Ni, Cd and Pb in Eucalyptus camaldulensis leaves 2.29, 11.64, 0.06 and 1.62 ppm respectively.
    - Average concentrations of metals Cr, Ni, Cd and in Pb Ziziphus spina-christi leaves 1.66, 4.38, 0.04 and 2.07 ppm respectively.
    The results showed heavy metal concentrations were different in plant species taken from different places and directions and species of the factory. The data showed only the mean of chromium and nickel metals on Eucalyptus camaldulensis and chromium on Ziziphus spina-christi was higher than world standard. Also the concentration of elements on trees was decreased with distance of the pollution source.
    Keywords: Environmental pollution, Heavy metals detection, Bioindicators, Cement factory, Behbahan
  • Farzaneh Foroutani *, Khadijeh Homay Salehi Pages 31-44
    Dezful County is located in the northern part of Khuzestan province and it is renowned for its natural attractions and its peculiar social history (anthropology). This region embraces a wide variety of plant and animal species such as Persian fallow deer, turtles Euphrates, the Persian leopard, and different kinds of native and emigrant birds so it can be considered as a habitat of various plants and animals.
    Present study was an attempt for tourism planning in Dezful wildlife for pin pointing the most important animal species for attracting ecotourism, identifying the most important activities in the field of wildlife, and offering some solutions for economical exploitation in line with sustainable development.
    Research statistical population included 200 tourism experts and local eco-tourists. Data was gathered through researcher constructed questionnaire, validity of which was approved by a group of experts and its reliability was approved by Chi-square test. Data was analyzed by applying descriptive and inferential statistics ( Chi-square distribution). It was found out that there is a significant relationship between the region’s wildlife and developing the culture of introducing attractions and attracting tourist.
    Bird-watching and fishing are the main potentials of this region and appropriate scientific planning can be money-making for inhabitants in line with sustainable development. Besides, the existence of the unique Iranian endemic species ( Neurergus kaiseri) can add to the attractions of this region at world level
    Keywords: Tourist, Wildlife, Dezful county, Neurergus kaiseri
  • Mohsen Kamandari * Pages 45-62
    Municipalities as an important institution in the service of cities To create a mutual action and to the degree that the services are moved to seek satisfaction and the quality of services provided Because by increasing the quality of service, increased citizen satisfaction and the effectiveness of urban management are improved The present study aimed to evaluate the quality of municipal services in regions tow and four Kerman is SERVQUAL model The research is descriptive, analytical and applied research among the target According to the study, research and data collection survey area (survey) selected Random sampling and data collection using a standard questionnaire SERVQUAL five index Tangible factors dramatically, reliability and trust, accountability and responsibility, guarantee and reliability and finally empathy and respect Was conducted The population of residents is two and four Kerman Cochran formula is an adapted sample size of 384 questionnaires. Data analysis was performed using SPSS software Whitney U-test results in the form in question indicated that the greatest difference And the gap in the tow and four Kerman related to tangible and visible factors of the index and reliability is guaranteed. Friedman test results in five SERVQUAL model components in districts tow and four Kerman showed that the index of The residents do not have the same values and priorities As in Kerman 4 of empathy and attention of the average (4.18), the most important and tangible and concrete indicator of the average (2.31) in the bottom of the matter And tow in the region of Kerman index and ensure reliability with a mean (3.39) and the most important indicator of reliability and trust, with a mean (2.11) had low importance among citizens
    Keywords: Quality of Service, Satisfaction, SERVQUAL model, regions two, four, kerman city
  • Ali Panahi * Pages 63-76
    Air pollution is one of the major problems in Tabriz, Iran. One of the natural factors involved in air pollution is Temperature inversion which is an effective factor in urban environments therefore the purpose of this study is to investigate the significance relationship between concentration of particulate matter (PM10), carbon monoxide and dioxide sulfur with meteorological parameters such as horizontal vision, pressure, relative humidity, temperature, wind speed, maximum wind speed, KI index, the height of the top of temperature inversion layer, depth and intensity of temperature inversion. Therefore, a 5-year period, from 2008 to 2013 was considered and pollution conditions of Tabriz in the days of inversion were studied using skew-t maps. In order to investigate the relationship between the concentration of pollutants with the properties of temperature inversion layer, climatic parameters and atmospheric stability Pearson correlation was used. Also, multivariate step-wise linear regression was used to indicate the variables which had a greater role in the increase or decrease of the concentration of pollutants. The results showed that the amount of PM10 is significantly related to the intensity of inversion and pressure, CO with inversion intensity, pressure and relative humidity, SO2 with inversion intensity and temperature. Multivariate stepwise regression analysis showed that the intensity of the thermal inversion is the only variable that is positively related to all three pollutants, which indicates the effect of inversion layer’s intensity on the trend of air pollution and intensification of pollutants concentration. Also, relative humidity and temperature after temperature inversion were the most effective elements on the trend of CO and SO2 pollutants. As a result, variables such as inversion intensity, temperature, relative humidity and pressure had greatest impact on the concentration of pollutants.
    Keywords: pollution, temperature inversion, meteorological parameters, correlation, multivariate linear regression, Tabriz
  • Ali Akbar Rasuly Dr, Ali Mohammad Khorshiddous Dr, Mojtaba Fakhari vahed Mr Pages 77-92
    Thunder storms or lightning storms are kind of storm that generally associated with convective clouds and usually associated with floods, hail, strong winds, and flash flood. These characteristics, together with turbulence and icing make this one of the most destructive atmospheric phenomenon in flight operations. The purpose of this research is the detection of deep convective clouds (DCC) and severe thunderstorm systems in winter rainfall in the South-East of Iran. To achieve this objective, we used different data, including TRMM / PR and LIS, NOAA / AVHRR satellite images and Synoptic stations data. To determine the exact location of storm, the infrared brightness temperature of NOAA/AVHRR images were used. DCC pixels are identified by their cold infrared (IR) brightness temperatures. The result showed that the vast majority of the clouds had temperatures less than 260 ° K in the time of storm occurrence, but all of these clouds had not been occurrence of severe lightning activity. With coincidence of brightness temperature and LIS data, it was found that the clouds which had been temperature below 240 ° K, are more appropriate for lightning occurrence. There are two reasons that there is no lightning in these clouds. First, these clouds had been lightning activities, but it had not seen with LIS sensor because of short view time (about 90s). Second, these clouds in the upper levels had been adequate extension but in middle or low levels did not have adequate extension. If the second reason was true, the brightness temperature and reflectance data at the same time can be used to correct this problem. Therefore, with using brightness temperature and reflectance data we obtained better results. Thus, by applying the threshold of brightness temperature less than 240 degrees Kelvin and reflection more than 50%, the areas that had been deep convection and intense lightning, were identified. Also, the results showed that the regions that had been intense lightning activity, had been maximum rainfall.
    Keywords: Thunderstorm, AVHRR, LIS, Southwest of Iran
  • Alireza Arabameri *, Kourosh Shirani Pages 93-116
    Introduction
    The term landslide comprises almost all varieties of mass movements on slopes, including some, such as rock falls, topples, and debris flows, that involve little or no true sliding (Varnes, 1984). Landslides are resulted the continuous spatial-temporal processes including some, hydrologic processes (rainfall, evaporation, ground waters), weight of vegetation, root resistance, soil condition, bedrock, topography, and anthropologies activity (Wu & Sidle, 1995). Since the landslide susceptibility maps dramatically improves land use planning, it can be efficient way to reduce losses of life and property caused by the landslide, so an important step in the management of landslide hazard to the safety of human lives, infrastructure development and environmental protection (Neuhauser & Terhorst, 2007:12). So far for landslide susceptibility mapping using heuristic, deterministic, and statistical methods much has been researched. Heuristic method is a qualitive approach, which is based entirely on initial observations and expert knowledge, thus assigning values and weights are subjective and unrepeatable results (Gorsevski et al, 2006 Wati et al, 2010. ( On the other hand, deterministic methods is based on slope stability analysis and they are applicable only when ground conditions across the study area is relatively homogenous and types of landslides have been identified (Dahal et al, 2008 Gokceoglu & Aksoy, 1996(. The statistical methods are somewhat indirect and based on preliminary observations and expert knowledge and statistical calculations are weight or probability of landslide occurrence (Atkinson & Massari, 1998). Many studies have been done on statistical
    Methods
    Ahmadi et al. (1382), mass movement's hazard zonation studied by using multivariate regression analysis and analytical hierarchical process in Germichai Ardebil watershed. Analytical hierarchical process because of the many variables and normative classification compared to multivariate regression method, it preferred due to have greater accuracy and more important. Effective Factors on mentioned landslides included lithology, slope, land use, lineament elements, rainfall, aspect, and altitude. Yalcin (2008) prepared landslide susceptibility mapping of Ardsen area in Turkey, based on using geographical information system and applying analytical hierarchical process and bivariate statistical methods. For producing landslide susceptibility mapping was used from lithology, weathering, slope, aspect, vegetation, drainage density, and distance to drainage and road. It was determined in study area that lithology, weathering, land use, and slope were the most effective factors, respectively. Based on the obtained results, the analytical hierarchy process was introduced as the most appropriate model. Landslide vulnerability analysis was performed in northern Iran by Kelarestaghi and Ahmadi (2009). They applied density area method in weighting of effective parameter maps on landslides. Landslide hazard zonation map was reclassified to very low, low, moderate, high, and very high, respectively. The high and very high area approximately were 26 percent. The purpose of this research is landslide hazard zonation by using bivariate density area, certainty factors, and analytical hierarchy process models, in order to determine landslide hazard zonation and also selection of the most appropriate method zonation.
    Methodology
    The nine primary factors influencing landslide in the study area, including lithology, land use, slope, aspect, elevation, rainfall, distance to fault, distance to road, and drainage density were identified by interpretation of satellite imagery, aerial photography, and field studies. The used base map in this work including geological map at a scale of 1: 100,000, aerial photographs on a scale of 1: 40,000, topographical maps with a scale of 1: 50,000, ETM 놫庖墭 images and precipitation (rain-gauge stations) were prepared by ArcGIS10.2 software. The digital elevation model (DEM) with 30 meter multiplied by 30 meter pixel size was prepared by using topographic map 1:50000. The distance to drainage and road was extracted by drainage and road networks from study area topographic map. The land use map was provided by including unsupervised classification ETM image satellite, field survey, and accuracy control. Also geologic map was prepared by digitizing and polygonize of rock units of geologic map 1:100000 and using ArcGIS10.2.
    Results And Discussion
    The Vanak watershed is located in the political realm of Semirom administrate. The area watershed is 168547 hectares. It is located from 51 14 50 to 51 48 15 longitude and from 31 21 05 to 31 52 10 latitude geographic coordinate system. In this work, after preparing landslides inventory map, it was overlaid with effective parameters and were extracted landslide density of effective parameter classes. Then, weight of classes were calculated by certainty factor (Wcf), analytical hierarchy process (WAHP), and area density (WAD) as showed in tables 4 and 5. After calculating of weights and overlaying them, the landslide hazard zonation were provided by using from each operating of models as illustrated in figure 3 until figure 5.
    Conclusion
    The results of the models assessment showed that area density method by applying quality sum index (QS) is the highest value (0.35), then certainty factor and analytical hierarchy process (AHP) are values of 0.29 and 0.11 in the next category, respectively. So the area density method has a better performance than the other methods in study area. A high value of qualify sum of area density indicates that the priorities of effective parameters were precisely. Results of effective parameters investigation show that landslide occurrence have a positive relationship with slope, altitude classes, rainfall, and drainage density and a negative relationship with distance to road and fault. Finally, after determining of factors weight, desired catchment classified into 5 classes from very low to very high by area density, certainty factor, and analytical hierarchy process models. The area of very high and high classes in area density, certainty factor, and analytical hierarchy process models are 67.89, 70.65, and 11.93 per cents, respectively.
    Keywords: Zonation, Landslide, DA Model, CF Model, AHP Model
  • Mina Mirian * Pages 117-135
    In this study, flood in 11 August 2001 in the Golestan province of Iran based on daily rainfall data and atmospheric data in a series of NCEP/NCAR and ECMWF data were examined. For this purpose, potential vorticity maps at isotherm levels of 330 and 320 k, circulation patterns at 1000, 850 and 500 levels, convergence of moisture flux at 850 level, instability indices and cloud cover were mapped and analyzed. The results showed that in this day with spell of the cold air from the stratosphere to the troposphere caused intensify of potential vorticity in the region, as well as along with penetration of high elevation of the north Caspian Sea and transferring the moisture from the sea level to northern parts and entry of low height of Ganges and Persian Gulf from the southern parts and inject moisture to the region with the retreat of the high elevation subtropical caused the instabilities and therefore extreme precipitation in this day has been provided.
    Keywords: Potential Vorticity, Circulation Patterns, Moisture flux convergence, Instability indices, Golestan
  • Reza Manafiazar * Pages 137-157
    After the Islamic revolution various politics for housing have presented to different social groups that one of the most widely of them is under the title of Mehr Housing from 2007. Housing politic's pragmatics quantitatively caused to the absolute increase at housing units of the country. So, the lack of attention to the spatial-local dimensions raised the economic-social consequences. The goal of this study was the spatial-local analysis of Mehr housing politics and the evaluation of its economic-social consequences. The method of the research was a compilation of surveys and library studies and used the questionnaire for collecting data. The validity of questionnaire was content and its stability attained by Cronbach Alpha 0/82. The participants were Mehr Housing Sites of Miyandoab County and 1548 families in these sites which were selected 230 families as sample size calculation by using of Kokaran formula and with presumptive sampling by drawing method. With using of network analysis model (NA) and with physical criteria, the environment was done the evaluation of location and the spatial analysis of Mehr sites and analyzed the economic-social consequences of locating sites with quantitative method. The results showed that Mehr Housing of Miyandoab County are located in unfavorable positions because of access to everyday needs of its residents ( proximity to urban services, user training, health, sport, leisure,…) and also because of access to transportation and location( the location on valuable lands) that caused the negative economic-social consequences such as increasing the time and cost of daily travel and reduction in social communication of site's residents and also reduction in sense of local belonging to housing.
    Keywords: Mehr Housing, Analysis of Local-Spatial, Socio-Economic Consequences of Mehr Housing, Miyandoab
  • Behnaz Raheli Namin *, Samar Mortazavi Dr Pages 159-169
    Land use management, planning, studying and assessing the changes for receiving sustainable development are essential. The study area was part of the Ghara-su basin in the west of Golestan Province. This area, is located in the vast and fertile plains and its modest distance to the Caspian Sea, provides a privileged geographical position. This paper attempts to model the spread of residential areas from 1988 to 2010 with using of GEOMOD. It is also predicted land use change, though done using CA_MARKOV. Series of images captured by the Landsat Thematic Mapper (TM) in 1988 and 2010 were used to prepare the land cover map. The classification of satellite images was done through supervised classification and maximum likelihood. The accuracy of image classification was obtained through calculation of kappa coefficients for TM 1988 and 2010 at 0.90 and 0.88, respectively.
    The results of modeling show a decrease in forest and agricultural area. Results indicated that the urban and residential areas have been extended (3312.99 ha). The urban growth in the region has mainly taken place around Gorgan, which can be associated with the pattern ýdetermined by the traffic-industry status. Identification of contributing factors to urban development through modeling, therefore, can play a key role in sustainable planning and appropriate management of resources in the future
    Keywords: GEOMOD, CA-MARKOV, land use changes, development of residential areas, Ghara-su basin
  • Mohammadreza Mahboobi *, Shohreh Shamkouiyan, Gholamhossein Abdollazadeh Pages 171-190
    This study aimed measurement the farmer’s vulnerability and readiness for facing with drought conditions in rural regions of Kashmar County. Applied research and survey method was used to collect data. The study population consisted of 8242 farmers in Kashmar County. Using Cochran formula and multi-stage sampling, 150 of them were selected as sample research. Data collection tool was a questionnaire which its validity was approved by agricultural extension and education specialists and Jihad-e-Keshawarzi experts in Kashmar County. Reliability was evaluated by conducting a pilot study and Cranach’s alpha coefficient for different parts of questionnaire including damages and losses caused by drought and farmer’s knowledge and awareness rate from methods and strategies to deal with the phenomenon of drought, respectively, were 0.78 and 0.84. The results showed that the most important of economic damages, respectively, were increasing the Forages prices in the region, increased production costs and reduce the amount of investment in production. The most important of social-psychological damages, respectively, were seasonal and permanent unemployment among farmers, family farmers migrate to other areas, and more dependent on the government and the most of environmental damages, respectively, were low level of groundwater, wells and aqueducts, dry surface and invasion of pests and diseases. There was a significant relationship between farming experience, age, number of family members, amount of agricultural activity income and level of facilities and equipment available to deal with drought respondents and their assessment of damages caused by the drought. Comparison of vulnerability levels showed that most of the damages were due to environmental damages and then is located economic and social-psychological damages.
    Keywords: Drought, environmental damage, agriculture, Kashmar County
  • Asghar Abedini *, Mehdi Bagherzadeh, Hadi Hajivand Pages 191-209
    Introduction
    Due to the increasing urban population, sprawl and horizontal growth of cities is inevitable. During the last half century, Horizontal growth of cities, that commonly called dispersion or sprawl growth, is taking place not only in developed countries but also in developing countries. Smart growth is used as a new model of urban planning, to manage the development process. Smart growth is a planned development in order to create higher density areas (compact urban form), integration activities and the development of the inner city, mixed use, walkable community development, reducing environmental pollution, increasing utility of public transport, accessing to urban services and the improvement of environmental quality. This model of urban planning, includes environmental, social and economic considerations and results sustainable development in urban areas.
    The results of the studies indicate that sprawl and horizontal growth of Tabriz has run its upward trend since 1335. Lack of planning and the right contraption to stop sprawl growth, can doubled many existing problems, including the destruction of agricultural lands, reduce environmental and infrastructure facilities, integration of village, physical disorders and etc. Therefore, with a comprehensive look of smart growth pattern, Tabriz city can be benefited from this approach to managing its development.
    Methodology
    data collection method for studying, conclusions and determine the indexes and the core components of smart growth, is in the form of studying documents and libraries resources and also domestic and foreign research studies carried out in this field. Finally, access and communication, physical-land use, socio-economic and environmental issues are chosen as the main and dominant indicators for smart growth. Entropy and TOPSIS models are used to determine and analysis of smart growth set in each of the Municipality of Tabriz and Finally, each of Tabriz Municipality, have scored based on smart growth indexes. Finally, using documents and libraries resources, some of the components involved and effective in obtaining a high score were selected and analyzed and GIS and Isrisi software has been used to analyze, calculate and output the data.
    Discussion
    Smart growth is a simple phrase, but it has a complex concept and includes a set of principles for land use and transportation that is at odds with the dispersion. Smart growth is a thought toward creating comprehensive and holistic community. According to Bullard, this movement is seeking to growth management through the creation of healthy communities, habitable and sustainable. Smart Growth emphasizes on access; while sprawl growth emphasizes on mobility (physical movement) and car rides. Smart growth decreases distances between activities and supports different patterns. Sprawl growth, resulting in longer trips but is faster by car, while smart growth will result in shorter and slower trips. As the comparison between the two models, smart growth pattern more benefits than sprawl growth pattern and can help better to improve the quality of life in cities. Smart growth indexes are discussing about land use diversity, the access and the quality of the environment in relation to population density; therefore, land use capita and contribution of each of them are considered. How the proportion of public and mixed uses, building density, green space and open space, sidewalks and other public programs in areas are bigger, shows that it is smarter. Smart Growth has special emphasize on the use of public transport, development of sidewalks, encourage and create parking lots, limiting the adverse impacts (noise, odor and traffic), reducing air pollution, according to communications and physical infrastructure, according to the distance home and work, work and leisure, economic vitality, preserving cultural and historical places, reducing water pollution, improve public health and access to services and education.
    Take a look at the development of the city of Tabriz in recent years and the high population, researchers have to do studies and researches, based on the principles of smart growth development of the city of Tabriz. In this research, Entropy and TOPSIS models are used to determine and analysis of smart growth set in each of the Municipality of Tabriz.
    Conclusion
    The horizontal extension of cities that is called sprawling was being happened like a phenomenon in last fifty years in developed and developing countries. Smart growth of cities is one of the modern patterns of urban planning for organizing city developments and a reaction against the sprawl developing of cities. Smart growth affects the better using of lands and planning process on transportation. Renewed forming of cities, guiding them for having exponent community or desirable access to environment is strategy of smart growth of cities. The aim of this research is to study and evaluate the criteria of smart growth with using of different aspects like economic – social, environmental, physical and accessibility and the approach of this research is descriptive – analytical. In is order it is used quantitative models of planning, TOPSIS multi-criteria decision-making methods for rank categories. The results show that the area1 in economic – social criteria, area3 in accessibility criteria, area2 in environmental criteria and area3 in physical criteria are the first priority in their categories. In the ultimate rank category area2 get the first priority and the area10 get the last priority. Due to the results zones are categorized in for groups:1. Ultra-development areas: area 2
    2. Development areas: area 1
    3. Moiety development areas: area 3, 4, 5, 6, 8
    4. None development areas: area 7, 10
    Due to staying the area2 in the first priority, it is evaluated and showed the proximity in elements of quality to the standard parameters with GIS software.
    Keywords: Smart Growth, Physical Development, Sprawl Extension, TOPSIS, Tabriz
  • Ahmad Poorahmad, Hosin Hataminejad, Nabi Moradpoor * Pages 211-235
    Walk the oldest and most natural form of movement in the city. Humans can thus communicate with their environment and the social interactions and social vitality of towns is a result of it. Thus, according to development indicators walking in urban areas seems necessary. This study aims to evaluate the comparative development indicators in Tehran's walk. The research is descriptive and analytical survey method and questionnaire for citizens was used. The population of the study, all residents of the neighborhood Amirabad and up Tehran University, using a sample of 383 randomly selected examples. The writers for more accurate research results, the sample size has been increased to 400. Minitab16 statistical software for data analysis were used. The results show that the effective components for the development of walking, index, access, continuity of the route, uses diversity, social, security, environment, neighborhood, dynamism and charm and comfort in the neighborhood of Tehran University and the safety index Amirabad area is suitable.
    Keywords: Development walking, walking, pedestrian-oriented neighborhoods, communities, Amirabad, Tehran University Minitab software
  • Raoof Mostafazadeh *, Khadije Haji, Abazar Esmali-Ouri Pages 237-253
    Introduction
    Monitoring and prediction of hydrologic droughts and determining the onset and duration of drought spells have an important role in water resources management and planning to reduce the adverse effects of drought. In the present study the characteristics of hydrological drought in daily discharge time series from 20 hydrometric stations in Golestan Province have been analyzed.
    Matherials &
    Methods
    In this study, the onset and end of drought periods, mean discharge, effective discharge and threshold level were calculated and then sequence number of 1 to 30-month durations were determined. According to the results of Power Laws Analysis, the intensity and duration patterns of hydrological drought periods were distinguished. The results specified an inverse relationship between the intensity and duration of wet and dry spells. The highest severity of dry spell is related to Nodeh station (Line slope=-0.26) and the highest intensity of wet spell was observed in Ramian station (Line slope = -0.28) which indicated the stability of dry and wet river flow regimes in Nodeh and Ramian stations. Also, the longest durations of dry and wet periods were determined for the Aghghala (32.89) and Basirabad (16.29) stations, respectively, which represents the average maximum probable durations.
    Discussion of Results &
    Conclusions
    The proximity, closeness to a straight line or parallel lines without intersection proved the homogeneity regime of wet-dry spells in the Gorganroud watershed. Analysis of wet-dry spells using the Power Laws technique provides a basis to determine the flow regime, severity and duration of hydrological drought.
    Keywords: Occurrence sequence pattern, Double logarithmic plot, Power law analysis, Hydrologic flow deficit
  • Mostafa Mirabadi, Azita Rajabi Dr *, Masoud Mahdavi Hajiloei Pages 255-274
    The goal of this project is to explain and analyze the factors such as social-demographic, economic and physical in the spatial imbalance, concentration and the segregation of the city of Mahabad. The represented research has been done in the year of 2015 and its checking methodology is based on the descriptive-analytical method. In order to gather data, the field and documentary method have been utilized. The documentary data are extracted from the statistics center of Iran’s detailed reports (2012), comprehensive (2012) and detailed plans (2014) of the city of Mahabad. Also to measure the monthly average of the families’ income of the various areas, the field model and survey distribution are utilized in this affair. First using the SAW model, the urban areas of the city of Mahabad ate rated and leveled the gap between the areas in the studied indicators is evaluated and measured using the Friedman test. Continually, the segregation indicators are used in the Geo-Segregation Analyzer software to measure and evaluate the spatial concentration and segregation. Ultimately, to measure every effect of each one of the social-demographic, economic and physical indicators on the spatial imbalance, the path analysis model is used. Results and conclusions firstly show an unfavorable development of the city of Mahabad. Also the results from the Friedman test, results from the segregation indicators, results from the path analysis model, guide us altogether that the issuing, care-needed and prioritized factor in the spatial structure of the city of Mahabad which has been the cause of the existence of gap, segregation and spatial concentration and also has the most effect on the spatial imbalance of the city of Mahabad is the physical factor and urban services and facilities in the top of them which requires a more attention to the urban management and urban planning in the affair of physical organizing.
    Keywords: Spatial Inequality, Segregation, Spatial Concentration, Urban areas, Mahabad
  • Mohammad Reza Zamiri, Mahin Nastaran Dr * Pages 275-291
    Missing spatial approach in urban planning is one of the most important weaknesses which have been observed in urban settlements of Iran. Using quantitative methods in analyzing spatial distribution of urban land uses have been considered increasingly in recent years, which have been used and experienced throughout the world. Ripley’s K function is a statistical method which examines and estimates the spatial distribution pattern of geographical features in specified area. Here in this article the first time this function is applied to evaluate and analyze trend of spatial development in Bojnord especially the form and quality of land use distribution. Methodologically this can be considered as an applied research which uses descriptive and analytical methods to achieve its goal. So, required data have been collected through studying formal documents, surveying existent planes and analyzing maps and other visual references to derive needed information. In ArcGIS the Multi-Distance Spatial Cluster Analysis (Ripley's K-function) tool determines whether a feature class is clustered at multiple different distances. Bojnord with about 200,000 populations (2011) in the recent years has experienced a rapid and sudden growth in population and space. These changes lead to some problems in the urban area such as rising informal settlements around the city, wasting natural sources and lands and result in reduction of quality of life. In this study, the urban area divided into 26 separated zones which cover all over the city. These zones conform to the districts of municipality administration.
    The results show that beside the population, other observed data such as urban land uses (residential, cultural, green space etc.) have no determined pattern and generally can be considered as random distribution. To prove the results of Ripley’s K function in Bojnord and examine the efficiency of this index, the Moran’s global coefficient also has applied to the same data. This method shows same results. Population in Bojnord is generally clustered especially in center of the city. Other observed data have no specific pattern and randomly distributed in the urban area. It is shown that the results of two method match with each other. So Ripley’s K function can certainly be used to evaluate spatial distribution of geographical features and it can be considered as a quantitative method in urban and regional planning and spatial development.
    Keywords: Spatial Development, Ripley's K function, global Moran coefficient, land use, Bojnord