فهرست مطالب

پژوهش های تاریخی - سال دهم شماره 3 (پیاپی 39، پاییز 1397)
  • سال دهم شماره 3 (پیاپی 39، پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/04
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مقاله پژوهشی
  • مهدی خدامی، مرتضی نورائی *، اصغر فروغی ابری صفحات 1-23
    بلدیه آی ی ن ? تمام نمای آمال و خواست های محلی به شمار می رفت. ساب ق ? شکل گیری بلدیه در ایران به دوران پیش از مشروطیت و عصر ناصری بازمی گشت. بااین حال، شکل گیری بلدی ? شیراز به صورت رسمی به سال 1286ش/1907م بازمی گردد. در دوران قاجار بلدیه شیراز اسمی بی مسما بود که فراتر از تنویر و تنظیف، آن هم به صورت ناقص، کاری انجام نداد. شیراز شهری سنتی بود که کوچه هایی تنگ و باریک داشت و در شب نیز اثری از روشنایی در آنها نبود. در دوران پهلوی اول، بلدیه ها دچار تحولاتی شدند و گام هایی روبه جلو برداشتند. این مقاله با رویکرد تحلیلی و با تکیه بر منابع دسته اول همچون مطبوعات و اسناد انتشارنیافته سازمان اسناد ملی واحد فارس، تاثیر تحولات صورت گرفته در بلدیه شیراز را بررسی کرده است. پرسش اصلی پژوهش این است که مهم ترین مشکلات و موانع خدمات شهری در شیراز چه بود؟ در این پژوهش، سه دسته مشکلات شناسایی شده است. فرضیه اصلی در خط سیر پژوهش به این صورت در گزار? ذیل خلاصه می شود: مولفه های امتناع گسترش خدمات شهری بلدیه شیراز به عناصر محلی و مالی مربوط بود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که باوجود بهبود تدریجی در عملکرد بلدیه، کمبود منابع مالی مهم ترین مشکل بلدیه شیراز در دوران پهلوی اول بود.
    کلیدواژگان: بلدیه شیراز، نظامنامه بلدیه، تنویر و تنظیف، شهرداری، مشکلات شهرداری
  • حمید تقوی فر، محمد کریم یوسف جمالی *، ناصر جدیدی صفحات 25-39
    روابط بازرگانی صفویه با عثمانی در سیاست های این دو دولت پس از معاهد? ذهاب تا سقوط صفویان نقش تعیین کننده ای ایفا کرد. قدمت این روابط بسیار بیشتر از آن بود که با ملاحظه های ایدئولوژیک و دشمنی های مقطعی به اساس آن خدشه وارد شود. بااین همه در روزگار حاکمیت صفویان و باتوجه به دشمنی های دولت های ایران و عثمانی، روابط بازرگانی که تابع وضعیت سیاسی بود، با چالش جدی روبه رو شد. هر دو دولت تلاش کردند از امتیازات بازرگانی خود در حکم اهرم فشار استفاده کنند. ازطرف دیگر، کاهش اقتدار دو دولت و ورود غربیان در معادلات خلیج فارس و شرق مدیترانه، علاوه بر کاهش تعیین کنندگی سیاسی صفویه و عثمانی در منطقه، نقش و توان تجاری آنها را به طور جدی کاهش داد. در این مقاله تلاش خواهد شد به شیو? توصیفی تحلیلی، جنبه های مختلف روابط بازرگانی این دو دولت و ت ا ثیر آن بر مناسبات سیاسی و نیز درهم آمیختگی سیاست و تجارت بررسی شود. هدف از انجام پژوهش حاضر واکاوی ت ا ثیر تجارت بر مناسبات ایران و عثمانی از دور? شاه صفی تا سقوط صفویان است.
    کلیدواژگان: صفویه، عثمانی، بازرگانی، ابریشم، شاه صفی، شاه سلطان حسین
  • علی اکبر کجباف *، مجتبی منصوریان، اصغر فروغی ابری صفحات 41-59
    در طول قرن دهم قمری/شانزدهم میلادی، ازیک طرف جنگ های مکرر با عثمانی و ازبکان و ناآرامی های داخل کشور و ازطرف دیگر شیوع بیماری های واگیردار، به خصوص در اواخر قرن، از موانع مهم در رشد جمعیت بودند. در طول قرن یازدهم قمری/هفدهم میلادی، پس از اقدامات شاه عباس اول، کشور دوره ای از امنیت داخلی و خارجی را شاهد بود و از اوایل این قرن، جمعیت رشد یافت که بیشترین رشد آن به ده ? هفتاد این قرن مربوط است. در این زمان، جمعیت ایران بیش از ده میلیون نفر و جمعیت اصفهان حداقل ششصدهزار نفر بود. در این زمان، نرخ رشد جمعیت از میزان تولید بیشتر شد و به علت ایستایی فن آوری تولید، میزان تولید جوابگوی این نرخ جمعیتی نبود. در سال های پایانی حکومت شاه عباس دوم این افزایش جمعیت و خشکسالی ها بحران هایی را باعث شد؛ اما خشکسالی و قحطی های پی در پی ده ? 1080 ق/1670م و بیماری طاعون ده ? 1090 ق/1680م از میزان جمعیت کاست و تعداد جمعیت سیر نزولی گرفت؛ به طوری که در ده ? 1120 ق/1710م، تعداد جمعیت نه میلیون نفر شد و پس ازآن نیز کاهش یافت. از زمان شاه عباس اول تا پایان ده ? 1070 ق/1660م، توس ع ? کشاورزی همگام با افزایش جمعیت بود و هرچند فن آوری و ابزار تولید تغییر چندانی نکردند، افزایش عرض ? منظم آب و زمین های زیر کشت به افزایش تولید منجر شد. این مقاله برآن است تا تغییرات جمعیتی دور? صفویه را باتوجه به وضعیت کشاورزی و موانع جمعیت، به روش توصیفی تحلیلی و براساس اطلاعات کتابخانه ای بررسی کند.
    کلیدواژگان: صفویه، جمعیت، کشاورزی، آب، زمین زراعی
  • احمد فضلی نژاد * صفحات 61-75
    تاریخ‏نگاری رنسانس، همانند سایر وجوه این نهضت فرهنگی و ادبی، در پی احیای فرهنگ و تمدن یونان و روم باستان بود. از زمان جنگ های ایران و یونان، بربرخواندن غیریونانی ها متوجه ایرانی ها شد و در هویت‏سازی تاریخی آنها، به ابداع مفهوم «دیگری» انجامید. این در حالی است که تفکر فلسفی یونانی ها، ایرانی ها را صاحبان خرد و حکمت دانسته و شیو? حکومت‏داری آنها را ستوده بود.
    تاریخ‏نگری و تاریخ‏نگاری رنسانس در وجوه مختلف، از اندی ش ? یونانی و رومی ت ا ثیر پذیرفت؛ اما در ارتباط با موضوع و جایگاه ایران در تاریخ باستان و دور? معاصر، از مکتب فلسفی سقراط و شاگردانش پیروی کرد. ترج م ? کوروپدیا اثر گزنفون به جای تواریخ هرودوت، در این زمینه تاثیرگذار بود. علاوه براین، ازیک سو گرایش تاریخ‏نگاری رنسانس به تاریخ سیاسی و تاریخ ملی و ازسوی دیگر تحولات سیاسی در آسیای غربی، ازجمله فرمانروایی تیمور و اوزون حسن آق‏قویونلو بر ایران، در تحول رویکرد تاریخ‏نگاری رنسانس به ایرانی ها تاثیر بسزایی داشت.
    این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی در صدد است چرایی و چگونگی «تداوم» و «تحول» در اندی ش ? تاریخی رنسانس را در مقایسه با دوران پیش از آن، در ارتباط با جایگاه تاریخ و تمدن ایران بررسی کند.
    کلیدواژگان: تاریخ نگاری رنسانس، ایران، اروپا، تیمور، اوزون حسن
  • مریم قاسمی سیچانی، آزاده حریری *، بهنام پدرام صفحات 77-102
    در بافت شهرهای تاریخی، خانه عام ترین جزء است. خانه ها به طور معمول بناهای شاخصی نیستند؛ اما برای شناخت معماری و تاریخ شهرها در زمر? مهم ترین منابع تلقی می شوند. اسناد و شواهد تاریخی دربار? میراث مسکونی، ازجمله آثاری است که دربار? معماری خانه های تاریخی بالقوه دانش بسیاری دربردارد و در پژوهش ها کمتر به آن توجه شده است. درصورتی که جایگاه و کاربرد این اسناد در مطالعات معماری ایرانی به درستی تبیین شود، کیفیت پژوهش در زم ی ن ? میراث مسکونی ایران متحول می شود. ازاین رو در پژوهش های معماری، اسناد و نوشته ها ازجمله منابع درخور توجه محسوب می شوند. مطال ع ? تاریخ معماری مسکونی اصفهان بر مبنای اسناد و شواهد تاریخی، علاوه برآنکه به تحلیل دقیق تری از ارزش های این بناها می انجامد، با در اختیار قراردادن اسناد و آثار محکم و استوار، ژرف اندیشی بیشتر در مطالعه های پژوهشگران دیگر را نیز میسر می کند. ضمن تحلیل اسناد و شواهد تاریخی این امکان وجود دارد که تحول، تداوم و شیو? زندگی در فضاهای معماری خانه ها در مقایسه با وضع موجود بررسی شود و در سای ? استفاده از اسناد و منابع تاریخی موثق، بازآفرینی رویدادها و شیو? زندگی امکان پذیر است. در این راستا، پژوهش حاضر در پی پاسخ گویی به چگونگی کاربرد اسناد در شناخت خانه های اصفهان به منظور مطال ع ? تحولات، شیو? زندگی و ارزش های معماری مسکونی اصفهان است. هدف اصلی برای پاسخ گویی به پرسش کلیدی به این قرار است: با تحلیل و شناسایی استعداد معماران ? اسناد و شواهد تاریخی، چگونگی کاربرد اسناد و شواهد تاریخی را در مطالعات میراث مسکونی اصفهان بررسی کنیم. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، تحلیل محتوا و نمونه پژوهی با هدف توسعه ای و با بهره گیری از اسناد کتابخانه ای، مطالعه های میدانی و مصاحبه انجام شده است و یافته ها براساس روشی کیفی و با مقایسه و تفسیر تحلیل شده اند. ن ت ی ج ? پژوهش نشان می دهد با رویکردی نوین در شناخت خانه های تاریخی اصفهان براساس اسناد و شواهد تاریخی، می توان سیزده نوع سند و شاهد تاریخی ارائه کرد و با مطال ع ? نمونه هایی از خانه ها، تبیین ارزش ها و انجام مطالعه های معماری براساس آنها میسر می شود. یادگاری ها، کتیبه ها، تصاویر شخصیت ها و وقایع تاریخی در کالبد خانه، گزارش های مرمتگران، مکاتبه های خانوادگی، سفرنامه ها و متون تاریخی، آرشیو تصاویر و نقشه ها، نقاشی ها، گراورهای تاریخی، تصاویر متحرک، مصاحبه ها، اسناد معاملات و وقف نامه ها با اهمیت ترین شواهد در این زمینه است. با بررسی این اسناد و شواهد تاریخی مستندسازی شیو? زندگی، اطلاعات تبارشناسی مالکیت ها، تفحص در بررسی فرم و اصالت عناصر، تغییرات و مرمت ها، رویدادها و وقایع تاریخی و نیز عملکردهای خانه امکان پذیر می شود.
    کلیدواژگان: اصفهان، خانه های تاریخی، اسناد و شواهد تاریخی
  • ذبیح الله فتحی فتح *، محمدحسین نیکدار اصل، اصغر میرفردیo صفحات 103-124
    در این نوشتار با استفاده از روش نظری میشل فوکو (Paul Michel Foucault) ، یعنی دیرینه شناسی و تبارشناسی، تاریخ طنز فارسی را بررسی می کنیم؛ همچنین نشان می دهیم طنز در مواجهه با گفتمان های مختلف چگونه مفصل بندی شده است و گفتمان های غالب و حاشیه ای چگونه آن را مفصل بندی کرده و به کار گرفته اند. دیرینه شناسی، گفتمان های حاکم در اجتماع تاریخی را واکاوی می کند و در نگاه فوکو، تبارشناسی تاریخ واقعی است و او با این روش، بخش های نااندیشید? تاریخ را بررسی می کند. در تبارشناسی، قدرت با گفتمان ها جهان هستی را معنادار می کند. در ادام ? کار دیرینه شناسی فوکو، ارنستو لاکلاو (Ernesto Laclau) و شانتال موفه (Chantal Mouffe) با رویکرد گفتمانی خود، به معناداری جهان رنگی تازه می دهند. انواع ادبی هر دوره، زایید? اپیستمه و گفتمان های حاکم بر آن دور? تاریخی اند و درواقع، دانش تولیدی هر گفتمان برای غلبه بر سایر گفتمان ها هستند. برای تحلیل قدرت و روابط قدرت، تاریخ ایران در سه اپیستمه دوران قدسی، اپیستمه دوران نیمه قدسی و اپیستمه انسانی (مادی) تقسیم می شود و پس از آن، گفتمان های غالب موجود در هر اپیستمه به روش تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه شناسایی و بررسی می شود که شکل پیشرفته تر و کارآمدتر گفتمان فوکویی است.
    در آخر نشان می دهیم طنز به معنای امروزی آن، یعنی معادل (Satire) که با نگاهی تقلیل گرایانه هجو و هزل را نیز دربرمی گیرد، در گذش ت ? ادبیات فارسی رواج نداشت و در گذشته، تنها هجو و هزل و طعنه بود که هدف نهایی آنها تمسخر و تخریب بود نه اصلاح. اصلاح که به معنای بهبود وضع هر گفتمان و جلوگیری از فروپاشی آن است از مولفه هایی است که همراه با تعریف (Satire) به تدریج وارد ادبیات فارسی شد و نمون ? برج س ت ? این نوع طنز را در طنز پس از انقلاب اسلامی، به ویژه نشریه گل آقا، می بینیم.
    کلیدواژگان: گفتمان، تبارشناسی، طنز، تاریخ ادبیات فارسی، قدرت، مقاومت
  • برومند سورنی، نصرالله پور محمدی املشی *، باقرعلی عادل فر، محسن بهرام نژاد صفحات 125-145
    ازدواج سیاسی در حکم پدیده ای اجتماعی سیاسی، همواره در تاریخ ایران یکی از راهکارهای مناسب برای کسب منافع و مشروعیت سیاسی، عواید اقتصادی، توس ع ? ارضی و ترقی جایگاه اجتماعی بوده است. باوجود نقش و کارکرد مهم وصلت ها و ازدواج های سیاسی در فرازوفرود حکومت ها، خاندان ها و رجال سیاسی و نظامی، پژوهش های مستقل اندکی دربار? این موضوع، به خصوص دور? تیموری و ترکمانان (قراقویونلوها و آق قویونلوها) ، صورت گرفته است. پرسش اصلی پژوهش کنونی شناسایی انگیزه و اهداف ازدواج های سیاسی از عصر تیموری تا ظهور صفویان است و اینکه این ازدواج ها بر شکل گیری و جهت گیری آیند? سیاسی ایران چه ت ا ثیری داشته است. باتوجه به حضور و تسلط هم زمان حکومت تیموریان و ترکمانان (قراقویونلوها و آق قویونلوها) در ایران و رویارویی ها، تضادها و اشتراک های منافع سیاسی و ارضی هم زمان آنها، درمی یابیم یکی از بهترین راهکارها برای کاهش تنش و توس ع ? ارضی و تثبیت موقعیت سیاسی در هر گستر? جغرافیایی، تمسک به ازدواج سیاسی بود. این نوشتار قصد دارد به صورت توصیفی تحلیلی و با در نظر گرفتن قلمرو جغرافیایی و تباین مذهبی میان حکومت ها و جنبش های این دوره، ماهیت سیاسی این ازدواج ها را بررسی کند. ازدواج هایی که در حکم ابزاری، در روابط سیاسی علیه رقبا و دشمنان داخلی و خارجی به کار گرفته می شد.
    کلیدواژگان: ازدواج سیاسی، تیموریان، ترکمانان، صفویه
|
  • Mahdi Khodami, Morteza Nuraei *, Asghar Frooghi Abri Pages 1-23
    Baladieh is a reflection of local people’s hopes and demands. The formation of Baladieh in Iran dates back to the pre-Constitution era and the reign of Naser al-Din Shah. Nevertheless, formal establishment of the Baladieh of Shiraz is recorded in 1286 AH/ 1907 AD. The Baladieh of Shiraz was no more than an empty title during the Qajar era which had not achieved anything beyond partial cleaning and lighting of the city. Shiraz was a traditional city with narrow alleyways which were pitch-dark at night. During the Pahlavi I period, Baladieh underwent certain improvements and a few steps were taken forward. This paper, based on an analytical approach and relying on first-class sources such as the press and unpublished documents of the National Organization of the Fars Foundation, studies the effects of changes in the Baladieh of Shiraz. The central question of the study is: what were the most important obstacles and problems of urban services in Shiraz? Three categorizes of problems were identified in this study. The main hypothesis throughout the research can be summarized as: financial and local factors were hindering the development of urban services in Shiraz. The findings of this research indicate that, despite the gradual improvement in Baladiah's performance, the lack of financial resources was the most important problem of Baladieh of Shiraz during the first Pahlavi era.
    Keywords: Baladieh of Shiraz, Baladieh Code of Conduct, Cleaning, Lighting, Municipality, Municipality Problems
  • Hamid Taqavifar, Mohammadkarim Yosofjamali *, Naser Jadidi Pages 25-39
    Economic relationship of Safavids with the Ottoman Empire played a conciderable role in the policies of these two states after the Zohab Treaty till the Safavid fall. The basic antiquity of this relations was much more important than to look it to be seen or wiped out as ideological notes and sectional enmity. Nevertheless, at the time of the Safavid sovereignty and in regard to the hostilities between Iran and the Ottoman Empire, trade relation, as a kind of subject and dependency, became political and faced to serious challenge. Each of these governments tried to use their trade privileges as a force-lever. On the other side, with the decline of these two governments’ power and the entering of the Europeans in Persian Gulf and Middle East along with Iran and Ottoman Empire in political settling of the region, both became seriously weak in controlling the trades in the Gulf regions. Therefore, the main purpose of this essay was to investigate different aspects of the trade between these two governments and their effects on trades relationships between Iran and the Ottoman Empire on the one side, and the political confusions and trade disarrangements of region during the reign of Shah Safi till the fall of the Safavid dynasty on the other side. The research method of this article was on the basis of reviewing the historical texts, documents, and library sources.
    Keywords: Safavids, Ottomans, Trade, Shah Safi till the fall of the Safavids
  • Aliakbar Kajbaf *, Mojtaba Mansoorian, Asghar Foroughi Pages 41-59
    Population size of Iran in Safavid period during the 15th century didn’t exceed 6 million due to continuous wars against Ottomans and Uzbeks, unrest in the interior, and on the other hand, the spread of contagious diseases, especially at the end of century. During the 16th century, after proceeding of Shah Abbas I, the country witnessed a period of inside and outside security, and since the beginning of century, the size of population increased, which is most closely related to the seventies of this century. At this time, the population of Iran was more than 10 million people and the population of Isfahan was 600,000. At this time, the population growth rate was more than productivity, and due to the stagnation of production technology, production was not responsive to this demographic rate. In the final years of the reign of Shah Abbas II, this population growth and droughts caused crises. But, continuous drought and famines in 1670s and pestilence in 1680s decreased the population and population size descended, and in 1710s it became 9 million and then declined. From the time of Shah Abbas I to the end of the 10th century AH/ 1660 AD, agricultural development was consistent with population growth, and although technology and manufacturing tools did not change much, increased in water supply and cultivation continued to increase production. This paper seeks to investigate the demographic changes of the Safavid period in terms of agricultural situation and population barriers, using a descriptive method and based on library information.
    Keywords: Safavid, Population, Agriculture, Water, Agricultural Land
  • Ahmad Fazlinejad * Pages 61-75
    Renaissance historiography, like other aspects of this cultural and literary movement, sought to revive ancient Greek and Roman culture and civilization. Since the Greco-Persian wars, Greeks used the term barbarian for all non-Greek-speaking individuals, including Persians, and this led to the invention of the concept of "others" in their historical identification. This is while wisdom and the way of Persian governance were praised in Greek philosophical thoughts. Historical thoughts and Renaissance historiography were influenced by Greek and Roman thoughts in various ways; meanwhile, it followed the philosophical school of Socrates and his disciples in relation to the subject and status of Persia in ancient history and contemporary period. The translation of the Cyropaedia from Xenophon, Instead of Herodudt's works was influential in this regard. In addition, on the one hand, the trend of Renaissance historiography to political and national history, and on the other hand, political developments in Western Asia, including the rule of Timur and Ozon Hassan Agh Qoyunlu on Persia, had a significant impact on the evolution of the Renaissance historiography approach toward Persians. In relation to the position of Persian history and civilization, the aim of this descriptive-analytical study is to examine the nature and the way of presenting "continuity" and "developments" in the historical thoughts of the Renaissance from the preceding period.
    Keywords: Renaissance Historiography, Iran, Europe, Timur, Ozon Hasan
  • Maryam Ghasemi Sichani, Azadeh Hariri *, Behnam Pedram Pages 77-102
    In the context of historical cities, the house is the most integral part. Houses are not usually the main building blocks, but they are considered to be the most important sources for city architecture and history. Historical documents and evidence of residential heritage are one of the potential factors of historical knowledge on the architecture of historic houses, and less attention has been paid to this in the previously-done studies. If the status and application of these documents are accurately explained in Iranian architecture studies, the quality of research on the Iranian heritage will change. Therefore, in architectural studies, documents and writings are among the most important sources of attention. The study of the history of the residential architecture of Isfahan based on historical documents and evidence, in addition to providing a more accurate analysis of the values of this building, makes it possible to further deepen the studies of other researchers by providing robust documents and works. By analyzing historical documents and evidence, it is possible to examine the evolution, continuity and lifestyle of architectural buildings in comparison with the present situation, and it is possible to recreate events and lifestyles in the shadow of the use of reliable historical documents and resources. In this regard, the present research seeks to answer the question of how the documents are used to identify the houses in Isfahan in order to study the changes, lifestyle and values ​​of residential architecture in Isfahan. The main objective of answering the key question is to analyze the identification of the architectural talent of historical documents and evidence of the use of historical documents in Isfahan's residential heritage studies. This study was conducted using a descriptive-analytic method, content analysis and a sample of developmental research, using library documents, field studies and interviews. The findings were analyzed by qualitative method and by comparison and interpretation. The results of the research show that with a new approach to identifying historical buildings of Isfahan, based on historical documents, we can present thirteen types of historical documents and witnesses, studying examples of houses, explaining values ​​and performing architectural studies based on them. The most important evidence in this area is memoirs, inscriptions, pictures of personalities and historical events in the body, reports of restorers, family correspondence, travel letters and historical texts, archives of pictures and drawings, paintings, historical gravures, moving pictures, interviews, transaction documents and waqfs (endowments). By reviewing these documents and historical evidence, it is possible to document the way of life, the information of the property genealogy, the study of the form's form, the element's authenticity, changes and restorations, events and historical incidents, as well as the functions of the house.
    Keywords: Isfahan, Historical Houses, Historical Documents, Evidence
  • Zabihollah Fathi *, Mohammad-Hossein Nikdar Asl, Asghar Mirfardi Pages 103-124
    In this paper, using the theoretical method of Paul Michel Foucault, paleontology and genealogy, we study the history of Persian satire. We also show how humor is arranged in the face of various discourses, and applied the dominant and marginal discourses. The paleontology of the discourses governing the historical community is analyzed and, in Foucault's view, it is the genealogy of real history, and in this way it examines the hidden parts of history. According to genealogy, power uses discourses to make the universe meaningful. In the continuation of Foucault's long-standing work, Ernesto Laclau and Chantal Mouffe, with their discursive approach, give color to the meaningfulness of the world. The literary forms of each period are the birth of episteme and the discourses governing that historical period, and in fact, the production knowledge of each discourse is to overcome other discourses. For the analysis of power and power relations, the history of Iran is divided into three episteme of the sacred period, episteme of the semi-eternal period, and human episteme (material), and then the dominant discourses in each episteme are identified and analyzed through the method of Laclau and Mouffe's discourse analysis, which is a more advanced and more effective form of Foucault’s discourse. In the end, we show that satire, in its current sense, includes a reductive view of invective and facetiousness did not prevail in the past Persian literature. In the past, it was only invective, facetiousness, and irony and the ultimate goal was to ridicule and destroy, not to correct. Correction means improving the status of each discourse and preventing its collapse, and is one of the components which, with the definition of satire, gradually entered Persian literature. We see a prominent example of this type of comic in the satire after the Islamic Revolution, especially in Golagha's satire.
    Keywords: Discourse, Genealogy, Satire, History of Persian Literature, Power, Resistance
  • Boroomand Sooreni, Nasrollah Poormohammadi Amlashi *, Bagherali Adelfar, Mohsen Bahramnejad Pages 125-145
    As a sociopolitical phenomenon, political marriages have historically been a good strategy to get benefits and political legitimacy, economic earnings, land expansion, and social promotions in Iran. Despite the important role of these marriages for governmental fluctuations, and political and military regiments, few independent studies have been conducted on this issue, especially in the Timurid and the Turkmans (AghGhuyunlou and GharaGhuyunlou). The main question of the current research is to identify the motives and goals of political marriages from the Timurid era to the advent of the Safavids and how these marriages have affected the formation and orientation of Iran's political future. Considering the simultaneous presence of the Timurid and Turkmans (AghGhuyunlou and GharaGhuyunlou) in Iran and the confrontations, oppositions, and shared political and territorial interests simultaneously, a political marriage was one of the best ways to reduce tension and territorial development and the consolidation of the political situation in any geographical range. The present study aimed to apply a descriptive analysis to identify the political nature of such marriages as a tool in political relationships against rivals and interior/exterior enemies, considering geographical boundaries and religious contrasts among governments and movements of the mentioned era.
    Keywords: Political Marriages, The Timourids, The Turkmans, The Safavids