فهرست مطالب

ادبیات تطبیقی - پیاپی 18 (بهار و تابستان 1397)
  • پیاپی 18 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/04/30
  • تعداد عناوین: 12
|
  • فروغ الهی * صفحات 1-19
    به طورکلی تاریخ نگاری منظوم یا ثبت وقایع تاریخی در شعر شاعران عرب و ایران، جایگاه ویژه ای داشته است؛ اما این امر در عصر عباسی به نحو گسترده و متفاوتی در ادب عرب ظهور یافته و شاعران ایرانی نیز در این دوره، به دلیل ارتباط تنگاتنگی که با شعر و ادبیات عرب پیدا کرده اند، در ثبت وقایع تا حد زیادی متاثر از بزرگان شعر و ادب عرب بوده اند. بر این اساس، مدایح تاریخی امیر معزی را که به عنوان یک شاعر درباری که در لغت، تصاویر شعری و مضمون متاثر از شعرای عرب و از جمله متنبی است، می توان از جنبه های مختلف با مدایح تاریخی ابن هانی که او نیز از متنبی تاثیر پذیرفته و ملقب به متنبی مغرب است، مقایسه کرد. وی بسیاری از مضامین مدایح خود را به صورت مستقیم و آگاهانه، از طریق مطالعه و تسلط بر اشعار برخی از شاعران عرب هم عصر یا پیش از خود یا غیرمستقیم و ناآگاهانه، با تاثیر پذیری از برخی شاعران ایرانی هم عصر یا پیش از خود، از شاعران عرب اخذ کرده و در تعدادی از قصاید خود، طرح کلی، ساختار عمومی و مضامین و تصاویر شعری قصاید عربی را رعایت کرده است. در این پژوهش، با بررسی و مقایسه مدایح تاریخی این دو شاعر، ضمن بیان وجوه اشتراک و افتراق آنها در مضون، ساختار و تصاویر شعری، جایگاه هریک از آنها در ثبت وقایع تاریخی عصر خود، نشان داده شده است.
    کلیدواژگان: ابن هانی، امیر معزی، مدح، تاریخ نگاری منظوم
  • غلامرضا حیدری * صفحات 21-51
    به مجموعه حروف الفبایی که یک یا چند حرف از آن ها، به شکل و ترکیب (الر، الم، المر، المص، حم، حمعسق، ص، طس، طسم، طه، ق، کهیعص، ن، یس) در ابتدای 29 سوره از سور قرآن قرار دارند، حروف مقطعه می گویند. با وجود اسرارآمیز بودن این حروف، مفسران و قرآن پژوهان به تشریح و تفسیر این حروف پرداخته اند و در این زمینه، نظرها و اقوال متنوعی دارند. شعرا و نویسندگان در ادب پارسی، با عنایت به شکل، حالت و ویژگی حروف مقطعه قرآنی و با تکیه بر ارزش های دینی، اعتقادی، تعلیمی، بیانی و بلاغی این حروف، ضمن بیان فضایل، مفاهیم، محتوا، آموزه ها و حکایات سور مربوط به آن، با جلوه های هنری و ادبی اقتباس، درج، تلمیح و... دست به مضمون آفرینی های بکری زده اند و با خلق ترکیبات، تعابیر و تصاویر نغز، از علایم ظاهری حروف، به نحو مطلوب، بهره برده اند و وقتی این تصاویر، مضامین، تعابیر و ترکیبات برساخته از حروف مقطعه قرآنی و حروف الفبای پارسی را، با چاشنی ای هام، جناس و دیگر آرایه های ظریف ادبی درآمیخته اند، ملاحت آن را بیشتر نموده اند. در این مقاله، سعی کرده ایم ضمن گذری کوتاه به دیدگاه های مفسران، قرآن پژوهان و محققان دینی نسبت به حروف مقطعه قرآنی، با ارائه شواهد شعری و نثری از ساختارها و کاربردهای مشترک و مختلط هنری، ادبی و دینی هر دو مقوله حروف در ادب پارسی، جایگاه این حروف را، در خلق تعابیر و مضامین ادب پارسی، بیشتر بنمایانیم.
    کلیدواژگان: حروف مقطعه، حروف الفبا، ادبیات پارسی، تفاسیر
  • محمد خدادادی*، فاطمه محمدی عسکرآبادی صفحات 53-72
    در مباحث کلامی معمولا مواردی که در آن دیدگاه یک متکلم با یک عارف شناخته شده و صاحب نظر کاملا مطابقت داشته باشد، تقریبا بسیار اندک است. در این میان، شباهتهای چشمگیری میان آرای کلامی شمس تبریزی، عارف نامدار قرن هفتم و امام محمد غزالی، متکلم مشهور سده پنجم هجری دیده می شود که تا کنون از دید محققان پنهان مانده و به آن پرداخته نشده است. در این پژوهش با مطالعه آثار شمس و غزالی، دیدگاه های کلامی آنها را احصاء نموده و سپس به بررسی میزان تطابق این دیدگاه ها پرداخته ایم. به اعتقاد هر دو آنها، رابطه ای مستقیم بین ایمان و معجزه وجود ندارد؛ بلکه ایمان حقیقی را منوط به داشتن معیارهای خاصی می دانند. در مبحث «جبر و اختیار» در پی عرضه راهی میانه، برای بر پا سازی شالوده نظام فکری خود هستند. و در مبحث «حدوث و قدم» ذات و صفات الهی، قائل به بینونیت ذاتی میان ذات و صفات الهی نیستند. همچنین هر دو ایشان در پی اثبات این مدعا هستند که رویت الهی مستلزم قبول تجسیم و جسمانیت و پذیرش کمیت و مقدار برای ذات اقدس اله نیست و با ترسیم دقیق ماهیت رویت، راهی میانه دو حوزه افراط گرایانه حشویه و تفریط گونه معتزله را تبیین کرده اند.
    کلیدواژگان: ادبیات عرفانی، علم کلام، شمس تبریزی، امام محمد غزالی
  • محمدرضا ساعدی رودی*، محمدرضا صرفی، عنایت الله شریف پور صفحات 73-95
    آیه نور، از جمله آیاتی است که تمثیلی اعجاب انگیز درباره حقیقتی متعالی و ماورایی دارد. در این تمثیل زیبا، رموز و نهفتگی هایی موجود است که گاه لازم می آید با زبانی نمادپردازانه به بیان آن پرداخته شود. عرفان اسلامی در پرتو کتاب آسمانی قرآن، روایات و احادیث معصومان (علیهم السلام) ، در مباحث هستی شناسی و توحید، سرشار از غنای فکری و ژرف اندیشی است که هر بار با دقت و تامل در این معارف، افق های جدید و فضاهای گسترده تری، مکشوف و مفتوح می گردد. برخی از این مفاهیم، در نتیجه جذبه و الهام است و برخی جنبه استدلالی و توصیفی دارد که در ساحت آموزه های قرآنی و دینی حاصل می شود. چند واژه که در این آیه شریفه، محور اصلی موضوع است: نور، مشکات، مصباح، زجاجه، شجره، زیتونه، لاشرقیه و لاغربیه می باشد. دلالت های لفظی، استعاری و تمثیلی متعددی در واژگان مذکور، موجود است. این مقاله به منظور بحث و تحلیل تعابیر مطرح شده مربوط به آیه نور با تکیه بر آثار ابن عربی و مولانا، هم چنین تحلیل های صاحب نظران، نوشته شده است و سپس به توصیف و تحلیل پرداخته ایم.
    کلیدواژگان: قرآن، آیه نور، نور، ابن عربی، مولانا
  • آزاده شریفی مقدم *، پردیس شریف پور صفحات 97-121
    مطالعه حاضر با هدف کلی مقایسه انواع کارگفت های گفتاری در دو فرهنگ کلامی فارسی و انگلیسی انجام گرفته است. نتایج حاصل از مقایسه داده ها نشان داد که انواع کارگفت در لالایی های هر دو زبان مشاهده شد که به نسبت فراوانی به ترتیب شامل کارگفت های ترغیبی (مستقیم و غیرمستقیم) و عاطفی، اظهاری، تعهدی و اعلامی می باشد. هر دو زبان کنش های عاطفی در لالایی ها را بصورت های مختلفی چون تعریف، آرزو، دعا، ترس و تهدید بیان می کنند، با این تفاوت که در فارسی تشبیه کودک به انواع گل ها بسیار معمول است. به همین صورت، عنصر ترس و تهدید نیز از گستره و تنوع بیشتری در لالایی های فارسی برخوردار بوده، ترس و نگرانی از تجدید فراش همسر نیز مشخصه زن ایرانی در گذشته است. بعلاوه، در لالایی های انگلیسی عنصر خستگی مادر مشاهده نگردید. بیان دلبستگی های اعتقادی و دلواپسی های اجتماعی در قالب کارگفت های اظهاری نیز از مشخصه های مشابه لالایی ها در دو فرهنگ کلامی بود است. تعهد به انجام عمل و قول و قرارهایی در قبال فرزند و اعلام شرایطی که کودک ناچار به پذیرش آن باشد به ترتیب کارگفت تعهدی و اعلامی نیز در هر دو زبان با گستره بیشتر در فارسی مشاهده گردید.
    کلیدواژگان: لالایی های فارسی، لالایی های انگلیسی، فرهنگ کلامی، کارگفت ها
  • شهلا شکیبایی فر *، محسن پیشوایی علوی صفحات 123-144
    بیان نمایشی یکی از انواع تمهیدات ادبی به شمار می رود. شاعر معاصر به منظور عینیت بخشیدن به افکار خویش از شیوه های مختلف نمایشی بهره می گیرد. کشمکش از اساسی ترین شگردهای این فن است، زیرا به اثر ادبی بعدی دو سویه می بخشد و ارتباط آن را با زمان، جامعه و هستی میسر می کند، همچنین میان نگرش غنایی و موضوعی پیوند برقرار می سازد.
    وجود مشابهت های فراوان میان خلیل حاوی و مهدی اخوان ثالث از جمله زیستن در شرایط سیاسی اجتماعی یکسان، بهره گیری از بیان نمادین و شیوه های مختلف نمایشی ، سبب شد از منظر برون متنی و با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی چگونگی به کارگیری شگرد کشمکش سیاسی اجتماعی توسط این دو شاعرهمچنین تفاوتها و شباهتهایشان در این زمینه مورد بررسی قرار گیرد.
    بررسی اشعار حاوی و اخوان ثالث نشان می دهد که هر دو شاعر به شکل ضمنی و با عنایت به نمادهای مکانی، زمانی و طبیعی شگرد کشمکش را در مقوله های سیاسی اجتماعی به کار گرفته اند. تفاوتشان در زمینه به کار گیری این شگرد، غالبا در ارتباط با مصادیق نمادها می باشد.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، درام، کشمکش، خلیل حاوی، مهدی اخوان ثالث
  • شعله ظهیری * صفحات 145-164
    بررسی نقش مراکز علمی مناطق کردنشین در پیشبرد علوم لغوی وادبی در حوزه ادبیات تطبیقی مکتب فرانسه می گنجد زیرا مراکز علمی یکی از اقوام ایرانی در ادبیات ملتی دیگر تاثیرگذار بوده است. در دوره عباسی (656-132ه. ق) که علوم عربی وادبی بیش از هر دوره دیگری شکوفا شد با در نظر گرفتن مقتضیات وبستر سیاسی ودینی مناسب، نقش مراکز علمی مناطق کردنشین دیار ربیعه «موصل، هکاری، نصیبین، سنجار، راس العین، اربل و جزیره ابن عمر» که جزء منطقه جزیره می باشد، در پیشبرد علوم ادبی ولغوی وشاخه های آن چون صرف ونحو، بلاغت ونقد و...برجسته است. این نوشتار با رویکرد توصیفی- تحلیلی در صدد تبیین نقش سازنده وجایگاه حقیقی این مراکز در اعتلای علوم لغوی وادبی در عصر عباسیان است ویافته های آن حاکی از این است این مناطق با پرورش اندیشمندان وادیبانی چون موصلی ها، اربلی ها و جزری ها که با تالیفات ارزنده خود، منشا تحولات شگرف شدند، در پیشرفت علوم عربی وادبی نقش به سزایی ایفا نمودند.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، علوم ادبی و لغوی، کردها، جزیره، دیار ربیعه، دوره عباسی
  • فائزه عرب یوسف آبادی*، زهرا داور صفحات 165-181
    نجیب محفوظ در داستان «ماه عسل» و ابوتراب خسروی در داستان «حضور» ، به بیان وضعیت زن و شوهری می پردازند که به محض ورود به منزل خویش متوجه می شوند که افراد ناشناسی منزل مسکونی آن ها را به تصرف درآورده اند. هدف مقاله حاضر، توصیف و بررسی تطبیقی این دو اثر بر اساس مکتب امریکایی ادبیات تطبیقی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نویسنده دو اثر از لحاظ شیوه آغاز داستان روشی مشابه را برگزیده اند؛ همچنین هر دو داستان عربی و فارسی دارای سه شخصیت اصلی است که عبارت است از یک زوج جوان و یک غریبه که منزل مسکونی آن ها را غصب کرده است. «خانه» در هر دو داستان مکانی محوری است که با مفهوم ضمنی مامنی برای انسان، در تردید قرار گرفته است. هر دو اثر از نظر استفاده از تکنیک زمان پریشی نیز دارای تشابه هستند؛ به این ترتیب که علاوه بر گذشته نگری، تکنیک تداخل زمان های گذشته و حال در هر دو اثر وجود دارد؛ علاوه بر این در بخش مشابهت در خویشکاری های دو داستان این حقیقت آشکار گشت که از میان سی و یک خویشکاری پراپ، یازده خویشکاری و توالی آن ها در هر دو داستان مشترک است. توالی خویشکاری های طرح هر دو داستان نوعی الگوی درونی مشترک را نشان می دهد که از طریق نمایش رمزگان های مربوط به هر خویشکاری چنین است: (B، H ، C ،A ،? ، ? ، ? ، ? ، ? ، ? ، ? (.
    کلیدواژگان: ماه عسل، نجیب محفوظ، حضور، ابوتراب خسروی
  • مریم فریدی * صفحات 183-203
    ابن فارض از بزرگترین سرایندگان شعر صوفیانه در ادبیات عرب است؛ از سوی دیگر مولانا، خداوندگار عشق و عرفان در ادبیات فارسی است که زیباترین و مهمترین مضامین عرفانی در اشعار آن دو یافت می شود.
    جهان بینی و نگرش آن دو عارف بزرگ، با یکدیگر شباهت های قابل توجهی دارد و در بسیاری از موضوعات عرفانی مشابهت و مطابقت تام دارد. زیر بنا و شالوده اعتقادشان بر «وحدت وجود» و ادراک آن است.
    نظریه «وحدت وجود» از مهمترین مباحثی است که در عرفان از دیر باز مطرح بوده است، تا زمانی که ابن عربی در قرن هفتم آن را، به صورت حکمی و فلسفی بیان کرد. بنابراین اندیشه این دو عارف بزرگ از جهاتی شبیه به اندیشه های ابن عربی است، با این تفاوت که ابن عربی به صورت مستدل و معقول مساله «وحدت وجود» را مطرح کرده و مولانا و ابن فارض به صورت عاشقانه و با زبان شعر آن را بیان کرده اند.
    این دو عارف بزرگ، اگرچه هرکدام شیوه خاصی در سلوک داشته اند، ولی به یک نتیجه واحد رسیده اند و آن رسیدن به وحدت از طریق عشق و شهود و فنا و... است. این امر اقتضا داشت، تا مقوله «وحدت وجود» و چگونگی نایل شدن به آن، در اندیشه و آثار منظوم این دو عارف شاعر بررسی و مقایسه شود.
    کلیدواژگان: مولوی، ابن فارض، ابن عربی، وحدت، وحدت وجود
  • فاطمه کاسی *، محمد صادق بصیری، فاطمه رنجبر صفحات 205-222
    مقاله حاضر به بررسی تطبیقی رمان «حاجی بابای اصفهانی» ومجموعه «یکی بود یکی نبود» با تکیه بر دیدگاه های ادوارد سعید که شامل گفتمان های مرکز مدارانه شرق شناسی وتقابل های استعاری آن است، می پردازد. رمان «حاجی بابای اصفهانی» و مجموعه «یکی بود یکی نبود» با تاسی از گفتمان های یک سویه و مرکز مدارانه شرق شناسی، توصیفی به ظاهر واقعی از پدیده های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی ارائه می دهند و با نادیده گرفتن نقاط مثبت زندگی ایرانیان و با بی توجهی به شان وتمدن تاریخی ایرانیان، در توصیفات بدبینانه خود از شخصیت های ایرانی تصاویر باور پذیری ازخلق وخوی مردم ایرانی وشرقی ارائه می دهند. در واقع این دواثرازنظرشگردهای روایت، دیدگاه های خاصی از واقعیت را به نمایش می گذارندکه ازلحاظ محتوا، ذهنیت و بافت،گرایش شدیدی به گفتمان های منفی انگارانه و کل نگرانه شرق شناسی دارد. نقدسیاست، فرهنگ، اجتماع و به طور مشخص اخلاق ایرانی، مهمترین مضامینی است که در محتوای این دو کتاب جلوه گر شده است. سبک و تفکر محوری در هر دو کتاب به یک نحو است و روش ها و نمودهایی که برای تحقیر شرقی ها به طور عام و ایرانی ها به طور خاص استفاده شده با نظام بندی خاصی که متاثر از روایت های شرق شناسانه است، ارائه شده است.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، شرق شناسی، یکی بود یکی نبود، حاجی بابای اصفهانی
  • سید اصغر موسوی*، سید حسین سید ی صفحات 223-243
    نویسندگان و شاعران گاه به دلیل اشتراک های زبانی، مذهبی، جغرافیایی و... نقاط مشترکی در فکر و عمل دارند و گاه تنها آثار آنهاست که این نقاط مشترک را می نمایاند. حسین منزوی و بدرشاکرالسیاب را شاید بتوان از گروه دوم دانست. اگر چه این دو شاعر را نمی توان به کلی پیرو رمانتیسم دانست، بسیاری از تصاویر شعری آنان در فضای مکتب رمانتیسم تولید شده است. تصاویری که از یک سو حالات روحی، احساسات درونی و ذاتیات روانی شاعر را مهار می کنند و از سوی دیگر در انتقال احساس شاعر نقشی برجسته دارند. سیاب به دلیل اقامتی که در ایران داشته با نیما و شعر نیمایی آشنایی داشته و منزوی نیز در شعر نو بی شک به نیما نظر داشته است. در این مقاله پس از اشاره کوتاهی به زندگی این دو شاعر و بحث پیرامون مفهوم تصویر و ویژگی های تصویر رمانتیک، به روش توصیفی ? تحلیلی نمودهایی از تصویرهای شعری این دو شاعر برجسته در سه مقوله ی استحاله در طبیعت و اشیاء، سایه واری و تاثیر فردیت در مبارزه بررسی شده است.
    کلیدواژگان: تصویر رمانتیک، منزوی، بدر شاکر السیاب، سایه واری، استحاله در طبیعت و اشیا، فردیت
  • محمد غفوری فر، امید وحدانی فر *، حسن رحمانی راد، حسین شمس آبادی صفحات 245-264
    ادبیات تطبیقی یکی از رویکردهای نو در ادبیات معاصر جهان است و بی تردید نقش سازنده و موثری در غنی سازی ادبیات هر ملتی ایفا می کند و زمینه های شناخت و بهره مندی وسیع از انواع ادبی ملل مختلف را ایجاد می کند. یکی از انواع ادبی که بسامدهای گوناگون آن در آثار بیشتر شاعران پارسی گو و عربی سرا واقع شده و آثار قابل ملاحظه و خواندنی در این نوع به وجود آورده، «هجویه سرایی» است. مقایسه سبکی این نوع ادبی در اشعار شاعران زبان فارسی و زبان عربی زمینه ساز تبیین اشتراکات و افتراقات بین آن ها می شود. پژوهش حاضر در حوزه ادبیات تطبیقی بر اساس مکتب ادبیات تطبیقی آمریکایی و با هدف بررسی مهم ترین وجوه اشتراک و افتراق سبکی هجویات حطیئه و خاقانی صورت گرفته است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر دیوان هر دو شاعر است. انتظار می رود، نتایج این پژوهش شناخت هر چه بهتر و دقیق تری از هجویات حطیئه و خاقانی را ارائه دهد و زمینه مطالعه و فهم بهتر این نوع از اشعار را در حوزه ادبیات تطبیقی فراهم سازد.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، هجو، سبک شناسی، حطیئه، خاقانی
|
  • Forough Elahi * Pages 1-19
    Generally, versified historiography or recording historical events has had a special place in Arabic and Persian poetry. But this has been widely and differently emerged in Arabic literature in Abbasside era. Iranian poets of this era had been greatly influenced by eminent Arab poets and litterateurs in recording historical events, as they had made a close relationship with Arabic literature and poetry. In this respect, the historical panegyrics of Amir Moezi as a court poet influenced by Arab poets like Mutanabbi in his use of words , poetic images, and themes could be compared from different aspects with the historical panegyrics of Ibn Hani who has been also influenced by Mutanabbi and is called the “Mutanabbi of the west”. He has -directly and consciously- adopted many of the themes in his panegyrics from Arabic poems, through the study and mastery of the poems of some contemporary or earlier Arab poets- or indirectly and unconsciously- through the influence of some contemporary or earlier Iranian poets. And he had observed the overall design, general structure, themes, and poetic images of Arabic odes in a number of his odes. So, in this research, by comparing and examining the historical praises of these two poets and expressing their similarities and differences in terms of theme, structure, and poetic images, the position of each of them in recording the historical events of their eras was shown.
    Keywords: Ibn Hani, Amir Moezi, Panegyric, versified historiography
  • Gholamreza Heidary * Pages 21-51
    Broken letters include a set of alphabetic letters, among which one or more letters among them have the shape or combination of Alif Lām Rā , Alif Lām Mīm, Alif Lām Mīm Rā, Alif Lām Mīm Ṣād, Ḥā Mīm, Ḥā Mīm ʿAin Sīn Qāf, Ṣād, Ṭā Sīn, Ṭā Sīn Mīm, Ṭā Hā, Qāf, Kāf Hā Yā ʿAin Ṣād, Nūn, Yā Sīn, figuring at the beginning of 29 out of the 114 Surahs of the Quran. Despite the mysterious nature of these letters, interpreters and Quran scholars have explained and interpreted these letters and they suggest different ideas in this field. Persian poets and authors have engaged in the creation of original themes by considering the form and feature of broken letters of the Quran and by relying on religious, didactic, expressive and, rhetorical values of broken letters in Quran, while explaining the virtues, concepts, content, instructions, and stories in Surahs, and by using artistic and literary devices of adaptation, insertion, allusion, and so on. and they have well benefited from the use of external signs of these letters by creating excellent combinations, interpretations, and images. Therefore, by incorporating these images, themes, interpretations, and combinations made of broken letters of the Quran and Persian alphabetic letters with the flavor of equivoque and pun and other fine literary devices, they have added to its grace and elegance. This study has tried to indicate the role of these letters in creation of interpretations and themes of Persian literature by presenting poetic and prose evidences of common and mixed artistic, literary, and religious structures and applications in both categories of letters in Persian literature, while taking a brief look at the interpreters, Quran scholars, and religious researchers’ views of the broken letters of the Quran.
    Keywords: Broken letters, alphabetic letters, Persian literature, interpretations
  • Mohammad Khodadadi *, Fatemeh Askarabadi Pages 53-72
    In discussions about kalam, usually the cases in which the viewpoints of a speaker and a well-known mystic and scholar are in complete accordance with each other are almost very rare. There are significant similarities between Imam Muhammad Ghazali’s and Shams Tabrizi’s verbal ideas that have been unnoticed from the sight of researchers and have remained understudied. In this study, the researchers have enumerated their views of kalam and then determined their accordance with each other. One of the findings of this study is the indication of the accordance of Shams’s and Ghazali’s thoughts about “faith” with each other, as both of them have valued faith in heart over faith in words, and basically, in higher level, count that as acceptance in heart. Moreover, they both believe that there is no direct relationship between faith and miracle, but that true faith relies on having special qualifications. Also, in the discussion of “predestination and free will”, they have widely criticized the arguments of both absolute determinists and libertarians, pursuing a way to build the basis of their own system of thought. Furthermore, in the discussion of “temporality and eternity” considering the nature and attributes of God, neither of them believe in any separation between the nature of God and his attributes. Also, about “vision” of God, they both try to prove this claim that vision of God does not entail any quantification or embodiment for the holy nature of God.
    Keywords: Mystical literature, Ilm al-kalam, Shams Tabrizi, Imam Muhammad Ghazali
  • Mohammadreza Saedi Roodi *, Mohammadreza Sarfi, Enayatoollah Sharifpour Pages 73-95
    Ayat al-Nour is among those verses which contain wonderful allegories about a supreme and supernatural truth. In this beautiful allegory, there are mysteries that are sometimes required to be expressed in a symbolic language.Islamic mysticism in the light of the holy Quran and hadiths of the Infallibles (A.S.) is rich and profound in the debates of Ontology and monotheism. With close attention in these teachings, new horizons and broader perspectives are explored.Some of these concepts are the result of absorption and inspiration and some are considered to have the aspects of reasoning and describing, which are acquired in the light of Qurnic instructions. Some main words in this verse include: Nour, Meshkat, Mesbah, Zojageh, Shajareh, Zaitooneh,La sharghiyah, La gharbiyah.These words contain various literal, metaphorical and allegorical implications. This study has been conducted to discuss and analyze the suggested interpretations of Ayat al-Nour by referring to Ibne Arabi’s and molana’s works and the scholar’s analyses, and then to describe and analyze.
    Keywords: Quran, Ayat al-Nour (the verse of light), Nour, Ibne Arabi, Rumi
  • Azadeh Moghaddam *, Pardis Sharifpour Pages 97-121
    The present study has aimed at comparing different types of speech acts in Persian and English verbal cultures. The results obtained by comparing data revealed different speech acts were present in lullabies of both languages with the frequency sequence of directive (explicit and implicit), expressive, representative, commissive, and declarative types. In both languages, expressive acts are stated in different forms of praises, wishes, prayers, fears, and threats. In Persian language, however, comparison between child and different flowers in the form of simile is very common. Likewise, the elements of fear and threat have had more expansion and variety in Persian lullabies. Being worried over the husband’s remarriage is the characteristics of Iranian women in the past. Moreover, English lullabies were found to be void of the element of mother’s tiredness. Expressing belief attachments and social concerns in the form of representative speech acts were also common in lullabies of both Persian and English verbal cultures. Commitment to fulfill promises made to the child, as well as expressing conditions that the child is forced to accept, namely commissive and declarative acts were also found in both languages, especially in Persian.
    Keywords: Persian lullabies, English lullabies, verbal culture, speech acts
  • Shahla Shakibaeifar *, Mohsen Pishvaei Alavi Pages 123-144
    Dramatic Expression is considered as one of the literary devices in poetry. A contemporary poet benefits from different dramatic techniques to materialize his or her thoughts. Conflict is one of the most basic techniques in so doing, as it adds a bilateral dimension to the literary work, makes possible its relation with the time, the society, and the world, and makes a connection between subjective and lyrical perspectives. The similarities between Khalil Havi and Mahdi Akhavan Sales, such as living in the same socio-political conditions, the use of symbolic expression and different dramatic techniques made it possible to investigate how the technique of socio-political conflict has been used, as well as the similarities and differences between the two poets from an extratextual perspective by focusing on a descriptive and analytical approach. Also, as social criticism will better explain the poets’ encounter with the existing reality, some of their poems have been analyzed from the critical literature perspective.
    Investigating Havi’s and Sales’s poems indicates that they both have implicitly applied the technique of conflict in socio-political issues based upon the local, temporal, and natural symbols. Their difference in using this technique is mostly related to symbol instances.
    Keywords: Comparative literature, Drama, Conflict, Khalil Havi, Mahdi Akhavan Sales
  • Shole Zoheyri * Pages 145-164
    Investigating the role of Kurdish scientific centers in the development of philological and literary sciences falls within the field of French school of comparative literature, as the scientific centers of one of the Iranian ethnic groups has been influential in the literature of another nation. In the Abbasid era, when the bloom of Arabic and literary sciences was more remarkable than in any other period, considering the requirements and suitable religious and political context, the role of scientific centers of Kurdish districts of Diar Rabia, namely “Mosul, Hakkari, Nusaybin, Sinjar, Ras al-Ain, Arbil, jazirat Ibn Umar”, which are parts of the Cizre region, is prominent in the development of literary and Philological sciences and their branches, such as morphology, syntax, rhetoric, criticism, and so on. Taking a descriptive-analytical approach, this study aims at demonstrating the effective role and the real position of these centers in the promotion of Arabic and literary sciences in the Abbasid era, and its findings show that these regions by training scientists and litterateurs such as Mosulians, Arbilians and Jazarians who paved the way for remarkable changes and played an effective role in the evolution of Arabic and literary sciences by creating their valuable works.
    Keywords: Comparative literature, Philological, literary sciences, Kurds, Cizre, Diar Rabia, Abbasid era
  • Faezeh Arab Yosefabadi *, Zahra Davar Pages 165-181
    Naguib Mahfouz in Shahr al-‘Asal and Abu Turab Khosravi in Hozour describe the situation of a couple who after moving to their new house, notice that their residence has been occupied by some strangers. The goal of this paper is to offer a description and a comparative study of these two works based on the American school of comparative literature.
    The results of the study suggest that the two authors have adopted an identical approach in the prelude of the story. Also, both of these Arabic and Persian stories are composed of three main characters, namely a young couple and a stranger usurping their house. "House" in both stories plays a key role, which has been questioned by the connotative meaning of home as a shelter or safe place for man. Also, both works are corresponding in terms of using the Anachronism technique, i.e., in addition to the flash back technique, the technique of mingling past and present times has been adopted in both works. Moreover, the analysis of both stories in terms of similarity of functions revealed that out of thirty-one functions of Propp, there are eleven overlapping functions in both stories in a similar sequence. The sequence of plot functions of both works is indicative of a consistent internal pattern, which can be illustrated through the relevant codes of each function as such : (B, H, C, A, δ, γ, λ, φ, ε, β, α )
  • Maryam Faridi * Pages 183-203
    Ibn-al-Faridh is one of the most eminent Sufi poets in Arabic literature; Maulana (Rumi), on the other hand, is regarded as the master of love and mysticism in Persian literature. The most beautiful and the most significant mystical notions could be find in their poetry.
    These two mystics have considerable similarities in their worldviews and thoughts, which are completely overlapping in many mystical subjects. For both, the foundation and the basis of their belief is built upon “the unity of being” and its perception. The notion of “the unity of being” is one of the most important debates which has been discussed in mysticism from very old times. It was in the 7th century AH that Ibn Arabi expressed it in a philosophical framework. Therefore, the beliefs of the two mentioned great mystics resemble very much those of Ibn-Arabi in some aspects, with the difference that Ibn-Arabi has discussed the question of “the unity of being” in a reasonable and logical way, while Maulana and Ibn Fariz have expressed it in the language of love and poetry.
    Although these two great mystics have suggested special ways of spiritual wayfaring, they have reached the same result, i.e., reaching unity through Love, intuition, annihilation, and so on. Thus, there was a need to investigate the notion of “unity of being” and the way to reach it according to the thoughts and the poetic works of these two mystic poets.
    Keywords: Maulana, Ibn Fariz, Ibn Arabi, Unity, Unity of being
  • Fatemeh Kasi *, Mohammad Sagegh Basiri, Fatemeh Ranjbar Pages 205-222
    The present article is a comparative study of the Adventures of Hajji Baba of Ispahan and Once Upon a Time Based on Edward Saeid’s views, which consist of center-oriented discourses of orientalism and its metaphoric contrasts. The novel the Adventures of Hajji Baba of Ispahan and the short story collection Once upon a time following the unidirectional and center-oriented discourses of orientalism present an apparently realistic description of social, political, and cultural phenomena and by ignoring the positive aspects of Iranians’ life and disregarding the dignity and the ancient civilization of Iranians, present believable images of the ethics of people in Iran and the East, in their pessimistic descriptions of Iranian characters . In fact, these two works show special views of reality in terms of narrative techniques, which have strong tendency towards the negative and holistic discourses of orientalism in terms of content, thought, and context. . The main themes of these works include the critique of politics, culture, society and in particular the Iranian ethics. Also, both works share the same style and main thought, and the methods and symbols which have been used to marginalize the eastern people in general and the Iranians in particular have been provided in a special system influenced by the orientalist narratives.
    Keywords: Comparative literature, Orientalism, Once Upon a Time, The Adventures of Hajji Baba of Ispahan
  • Seyyed Asghar Mousavi *, Seyyed Hosseini Seyyedi Pages 223-243
    Sometimes authors and poets share common points in their way of thinking and acting due to the linguistic, religious, geographical and other similarities, and sometimes only their works reveals these common points. Hossein Monzavi and Badr Shaker al-Sayyab might be considered in the second group. Although these two poets cannot be generally regarded as followers of Romanticism, many of the poetic images in their works have been created in the romantic atmosphere. Images which, on the one hand, restrain the poet’s internal emotions and mental states, and on the other hand, play a significant role in conveying the poet’s emotions. Al-Syyab, due to his stay in Iran, has become familiar with Nima and Nima's poetry and Monzavi, that is, undoubtedly had been partially influenced by Nima. In this paper, after a brief reference to the poets’ life and discussion about the concept of image and the characteristics of romantic image, some of the poetic images in their poetry has been investigated in the three categories of transformation in nature and objects, shadow likeness, and the impact of individuality on fighting.
    Keywords: Romantic image, Monzavi, Badr Shaker al-Sayyab, Shadow likeness, Transformation in nature, objects, individuality
  • Mohammad Ghafourifar, Omid Vahdanifar *, Hossein Shamsabadi Pages 245-264
    Satire is a genre of literature that has been observed in different frequencies in the works of most Persian and Arab poets, who have created remarkable works worth reading in this genre. The stylistic comparison of this literary genre in Persian and Arabic poems forms the basis of determining the similarities and differences between them. The present study has been conducted in the field of comparative literature and is based on the American school of comparative literature, with the aim of investigating the main stylistic similarities and differences between Khaghani’s and Hotaieh’s satires on three linguistic, literary, and intellectual levels. The study has adopted a descriptive-analytical methodology and is based on the two poets’ books of poetry. The results suggest that at the linguistic level, both poets have used different meters in writing satire, but the rhythm in Khaghani’s satires is more prominent than it is in Hotaieh’s satires. Also, they have both written in a non-offensive language. At the literary level, Khaghani’s satires are more abundant with figures of speech. Finally, at the intellectual level, Hotaieh was motived by social inferiority in writing satire, but Khaghani was motivated by subjective and personal discomfort in writing satire.
    Keywords: Comparative literature, Satire, Stylistics, Hotaieh, Khaghani