فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 1 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/04/12
  • تعداد عناوین: 10
|
  • لیلا زنگنه، سید هاشم حسینی، فرید احمدزاده* صفحات 7-20
    نقش مایه ها در هنر سفالگری حامل مفاهیم و مضامینی است، که تجلی گر جهان بینی جوامع بشری به شمار می آیند؛ نقوشی که بر سفال نقش می بندد، بیانگر میراثی است که در آن بستر به وجود آمده اند. تحقیق پیش رو، به بررسی و تحلیل نقوش جاندار برروی سفالینه های نیشابور در دوره سامانیان می پردازد؛ که جزو زیباترین و اسرارآمیزترین نقوش سفالینه های اسلامی محسوب می شوند.
    اهداف این پژوهش عبارتند از: شناخت مفاهیم و مضامین آن ها و مشخص کردن عواملی که در نقش کردن نقوش جاندار برروی سفالینه های دوران مزبور دخیل بوده اند. لازم به ذکر است که تاکنون در رابطه با این نقش مایه ها در هنر سفالگری اسلامی، نظریه های گوناگون مطرح شده است؛ اما اغلب آن ها مصادیق مستدل و مستندی را در این زمینه ارائه نکرده اند. بدیهی است که اطلاعات مستخرج از نمونه های به کار رفته در سفالگری نیشابور در دوران سامانی، می تواند تا حدود زیادی راهگشای بسیاری از ابهامات موجود در این زمینه و شناخت هرچه بیش تر نقوش جاندار بر روی این سفالینه ها باشد. از همین رو می کوشیم، ابعاد مختلف مفهومی و محتوایی و نمادین نقش مایه های مزبور را به صورت مستند، با روش پژوهشی توصیفی – تحلیلی، و تکیه بر روش کتابخانه ای مورد بحث و تحلیل قرار دهیم. بنابر مهم ترین یافته های تحقیق، عامل واحدی را نمی توان به عنوان تنها عامل نقش کردن نقوش جاندار بر سفالینه های نیشابور ذکر کرد؛ بلکه مجموعه ای از عوامل و منابع شناخته و ناشناخته در نقش کردن آن ها دخیل بوده اند که از مهم ترین منابع شناخته شده آن ها، رواج و رونق ادبیات و فرهنگ ایران زمین در دوره سامانی، علاقه خاندان پادشاهی سامانی به فرهنگ و هنر و اساطیر ایران باستان و ابداعات هنرمندان طراح سفال از محیط و طبیعت اطراف خود می باشد. گردآوری اطلاعات نیز، از طریق کتابخانه ای، منابع مکتوب، تصویری و الکترونیکی صورت گرفته است
    کلیدواژگان: سفال، نیشابور، نقوش جاندار، سامانیان
  • محمد کا ظم حسنوند، نسرین اسماعیلی* صفحات 21-33
    رسانه های هنری جدید (ویدیو آرت، چیدمان، عکاسی، هنر مفهومی، هنر دیجیتال، هنر اجرا و...) در بازگویی دغدغه های زنان هنرمند، نقش موثری داشته اند. هنرمندان زن معاصر با استفاده از امکانات رسانه های جدید ضمن نحوه ارائه هنرها فراتر از عرصه موزه ها و گالری ها با مخاطبین بیش تری ارتباط برقرار کرده و دربیان محتوا موثرتر عمل کرده اند. در این راستا، هنرمندانی از جمله مونا حاتوم [i] که دغدغه ذهنی او برقراری ارتباط میان سیاست و هنر با استفاده از هنر رسانه ای نو بوده است؛ همچنین سندی اسکاگلند [ii] هنرمندی که در آثارش به نقد زندگی و فرهنگ مصرف گرا و روزمره آمریکایی پرداخته است؛ و دیگری لورنا سیمپسون [iii] هنرمندی که نژادپرستی و جنسیت، موضوع اصلی آثارش را تشکیل داده است؛ و خانم جنی هولتزر [iv] که معتقد به آموزش توسط هنر بوده است، مورد بررسی و تحلیل قرارگرفته اند. اصلی ترین هدف این مقاله، بررسی تحولات ابزارهای بیانی هنری و چگونگی عملکرد هنر رسانه ای نو در هنر زنان معاصر است.
    این تحقیق درصدد پاسخ به این سوالات است که مهم ترین آن ها عبارت اند از: رسانه های هنری جدید کدامند؟ کاربرد رسانه های هنری جدید در هنر زنان معاصر و تاثیرگذاری بیش تر در ذهن مخاطب چگونه بوده است؟پس از پژوهش و تحلیل به نتایج ذیل دست یافتیم: رسانه های هنری جدید در بازگویی دغدغه های زنان هنرمند معاصر، به شکل موثری عمل نموده اند و به عنوان ابزار هنری باعث شده اند که هنرمندان زن، امکانات جدید و متفاوتی برای ارائه مفاهیم و پیام های خود داشته باشند. رسانه های هنری جدید، به دلیل امکانات متفاوت و بهره گیری از فناوری جدید باعث شده اند که پیام هنرمند صریح تر و واضح تر بیان شود و در ارتباط با اقشار متنوعی از مخاطبین قرار گیرد و تاثیرگذارتر باشد. تا کنون هنر زنان از دیدگاه فمینیسم و رسانه به طور عام در حوزه های علوم انسانی و رسانه های فرهنگی مانند تلویزیون، اینترنت و... مورد مطالعه قرارگرفته است؛ اما پژوهش حاضر منحصرا به رسانه های هنری جدید و تحلیل محتوایی آثار چهار هنرمند شاخص پرداخته است.
    این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، به شیوه کیفی و با رویکرد تصویری انجام گرفته است. نحوه گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و از طریق بررسی اسناد و منابع موجود و مکتوب و مشاهده آثار از طریق منابع الکترونیکی بوده است
    کلیدواژگان: رسانه های نو، زنان هنرمند، هنر معاصر، مخاطب، مفهوم
  • فهیمه دانشگر، عاطفه لبوحسینی* صفحات 35-44
    تبلیغات مهم ترین نیازمندی بازار کالا برای جلب مشتری بیش تر و فروش بیش تر است. یکی از این شیوه ها، استفاده از بیان طنز در تبلیغ است. این روزها، در اکثر تبلیغات رگه هایی از طنز دیده می شود. این پژوهش، در پی پاسخ گویی به این سوال است که، تبلیغات تجاری مواد غذایی ایران و انگلستان در نوع تکنیک های طنز به کار رفته و میزان استفاده از آن ها، چه تفاوتی با هم دارند؟ روش این پژوهش، کمی از نوع تطبیقی با رویکرد اثبات گرایانه است. نظریه ها و تئوری های کاربرد طنز در تبلیغات از طریق مطالعه کتابخانه ای گردآوری شدند. تکنیک های طنز به کار رفته در نمونه های پژوهش با جدول تکنیک های طنز بیجزن [i] و همکار (2004، 153-154) ارزیابی شدند. هدف ما، بررسی تفاوت در نوع تکنیک های طنز و میزان استفاده از آن ها در تبلیغات تجاری محصولات غذایی ایران و انگلستان است. نتایج حاصل نشان می دهد، تکنیک هایی که جنبه تصویری آن ها بیش تر است (طنز در منطق و طنز در ظواهر) ، در تبلیغات طنز هر دو کشور، بیش ترین کاربرد را داشته است. تکنیک های طنزی که اجرای آن ها دشوار است و آن هایی که با عرف و فرهنگ جامعه مورد نظر، مغایرت دارند (طنز در احساس و طنز در رفتار) کم ترین کاربرد را داشته اند. مقایسه میانگین های کاربرد طنز در هر یک از تکنیک ها و دسته بندی ششگانه طنز، نشان داد که به کارگیری تکنیک های طنز در تبلیغات دو کشور، اختلاف چندانی ندارد
    کلیدواژگان: طنز، تبلیغات، محصولات غذایی، ایران، انگلستان
  • ابراهیم رایگانی* صفحات 45-52
    نقش برجسته یکی از مصادیق جاودانه نمودن صحنه تاج گذاری در دوره ساسانی بود که، باعث ایجاد چندین نقش از این دست شده است. پادشاهان ساسانی، صحنه های نقش برجسته زیادی ایجاد کردند. این نقوش، بازگو کننده اعتقادات مذهبی و اندیشه های سیاسی پادشاهان ساسانی در مدت بالغ بر چهار قرن بود. الهه آناهیتا، جزوی از این باور اعتقادی به شمار می رفت که از زمان نرسی، تصویرسازی آن بر نقوش برجسته آغاز گردید. هدف پژوهش حاضر، بررسی نحوه نگرش هنرمندان ساسانی به وضعیت محیطی در زمینه ایجاد نقوش برجسته می باشد؛ به صورت مطالعه موردی، به نحوه پوشش آناهیتا در دو نقش می پردازیم. اقلیم، یکی از تاثیرگذارترین عوامل در نحوه ارائه پوشش در نقوش برجسته آناهیتا در نقش رستم و طاق بستان بوده است. در طاق بستان، آناهیتا پوشاک گرم متناسب با آب و هوای سرد کرمانشاه دارد؛ حال آن که، لباس نازک و چسبان این الهه در نقش رستم، احتمالا در کنار سایر عوامل مذهبی، از محیط نسبتا گرم منطقه فارس حکایت دارد. باورهای مذهبی و توصیفات متون زرتشتی نیز در کنار عوامل محیطی از جمله اقلیم، بر نحوه ارائه پوشاک آناهیتا در نقوش برجسته را نباید از نظر دور داشت. حجار و کارفرمایان ساسانی نقوش برجسته یاد شده، خود را ملزم به رعایت توصیفات اوستا از پوشاک و ظاهر آناهیتا دانسته اند. در مقاله پیش رو، در پی پاسخ گویی به این پرسش هستیم که، تفاوت پوشش الهه آناهیتا، در دو مکان نقش رستم و طاق بستان چه دلیلی داشته است؟ فرضیه متناظر با این پرسش نیز چنین است که، مهم ترین دلیل تفاوت در پوشش الهه آناهیتا، تفاوت در اقلیم و توجه بانیان امر به رعایت شعائر مذهبی وابسته به این الهه بوده است

    کلیدواژگان: دوره ساسانی، پوشش، اقلیم، آناهیتا، طاق بستان، نقش رستم
  • کبری براتی*، پریسا شاد قزوینی صفحات 53-64
    خیر و شر، معنایی دو سویه از رسیدن به کمال تا انحطاط انسانی را در بردارد. انسان هرچه را که مایه سوق او به سوی خدا شود خیر، و آنچه را که باعث دوری او از ذات ربوبی شود، شر می داند. مبحث خیر و شر، گستردگی زیادی در علوم انسانی و دینی دارد. ولی در حیطه هنر، از حیث بررسی ارتباط فرم و معنا و حجم مطالعات، کم تر به این موضوع پرداخته شده است. در اکثر پژوهش ها، مضمون خیر و شر به صورت تحلیلی و یا توصیفی مورد بررسی قرار گرفته است. در حالی که، در مقاله پیش رو هدف، تطبیق مفهوم خیر و شر در دو نگاره با محتوایی مشابه از نگاه یک هنرمند (استاد فرشچیان) می باشد. این مقایسه برای اثبات این فرضیه است که، حتی مضامین مشابه نزد یک هنرمند نیز نمی تواند، عاملی باشد برای خلق آثاری با اشارات و استعاره های تصویری یکسان؛ و این، نشان از پویایی و شکوفایی ذهن و قلم هنرمندان در طول زمان دارد. این مقاله، با تحلیل تطبیقی عناصر خیر و شر در دو نگاره ابراهیم (ع) و سیاوش در آتش، که هر دو اثر از استاد فرشچیان است، به بررسی محتوای خیرها و شرهای موجود در این داستان ها و نشان دادن زوایای تعالی بخش هر یک می پردازد. روش به کار رفته در این پژوهش، کیفی و به واسطه تشابه موضوعی بین این دو نگاره، به وجه تطبیقی انجام شده و جمع آوری مطالب نیز بر اساس مستندات کتابخانه ای صورت گرفته است
    کلیدواژگان: خیر و شر، حضرت ابراهیم، سیاوش، نگارگری، فرشچیان
  • آرش لشکری، اکبر شریفی نیا* صفحات 65-72
    نقوش تزئینی سنگ مزارها، بازخوردی از شرایط فرهنگی، اجتماعی و دینی است، که در قالب نقوش حیوانی، انسانی، هندسی، کتیبه نگاری و نقوش نمادین تجلی می یابد. بر اساس مطالعات میدانی به عمل آمده، قبرستان قدیمی مار زلیخا (مادر زلیخا) [i] در شهرستان دره شهر، یکی از مناطقی است که به رغم فرسودگی سنگ قبور آن به دلایل مختلف، از منظر مطالعات هنری و مردم شناسی، قابلیت بررسی و مطالعه روشمند و علمی را دارد. از اهداف اصلی این پژوهش ضمن دسته بندی و تفکیک نقوش تزئینی سنگ قبرهای مار زلیخا (مادر زلیخا) ، تحلیلی بر نقوش تزئینی سنگ قبور فوق الذکر بر اساس مطالعات مردم شناسی است. سوالات اصلی پژوهش عبارتند از: 1. چه نوع نقوشی بر سنگ مزارهای مادر زلیخا به تصویر کشیده شده است؟ 2. این نقوش در فضای فرهنگی این منطقه، چگونه قابل تبیین است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد، سنگ های قبرستان مادر زلیخا، بر اساس نقوش تزئینی آن ها، به دو دسته سنگ قبر مردان و سنگ قبر زنان قابل تقسیم و نقوش تزئینی به کار رفته در تزئین این سنگ مزارها، نقوش حیوانی (بزکوهی و اسب) ، انسانی، کتیبه نگاری (شهادتین و کتیبه هایی با مضمون معرفی شخص متوفی، سال فوت و طایفه ایشان) ، نقوش نمادین مذهبی (مهر و تسبیح) و نقوش نمادین غیرمذهبی (ابزار روزمره زندگی) است. براساس مطالعات مردم شناسی، هرکدام از این نقوش تزئینی ضمن اشاره به جنسیت فرد متوفی، بیانگر فرهنگ ایلی و عشایری منطقه است؛ حجاران با توجه به حجم کم فضای سنگ قبر، نقوش را به تصویر کشیده اند. این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بر اساس مطالعات میدانی و کتابخانه ای به سرانجام رسیده است
    کلیدواژگان: شهرستان دره شهر، قبرستان مادر زلیخا، سنگ قبور، نقوش تزئینی
  • مهناز محمدزاده میانجی، سودابه صفری سنجانی* صفحات 73-85
    در ژانویه 2001 میلادی، سیلی در استان کرمان، شهر باستانی جیرفت متعلق به 5000 سال پیش از میلاد را آشکار کرد و در آن، گنجینه ای از اشیا، با حکاکی های ممتاز کشف شد. با توجه به ناشناخته ماندن این تمدن باستانی و اهمیت آن، نقش مایه های به جامانده از این تمدن، تنها منابع قابل دسترس هستند که مطالعه آن ها، می تواند اطلاعات ارزشمندی درباره عقاید، آداب و رسوم و... از این تمدن در اختیار بگذارد. هدف از این مقاله، شناسایی عقاید تمدن جیرفت در 5000 سال پیش از میلاد است. به نظر می رسد، نشانه ها یی از آیین میترا در نقوش آثار تمدن جیرفت وجود دارد. بررسی وجود نشانه های آیین مهر در نقوش تمدن باستانی جیرفت، مساله اساسی این پژوهش است. در این مقاله، ابتدا موقعیت جغرافیایی و تاریخی تمدن جیرفت و سپس طبقه بندی آثار برجای مانده جیرفت بیان شده است و پس از آن، ضمن معرفی آیین مهر و نشانه های آن، ارتباط نقوش تمدن جیرفت با آیین مهر بررسی شده است. در این راستا، به مقایسه نشانه های آیین مهر و نقوش مهرکده های باستانی با نقوش ظروف سنگ صابونی تمدن جیرفت پرداخته شده است. در این مطالعه، شباهت های زیادی بین نشانه های آیین مهر و نقوش مهرکده ها با نقوش باستانی تمدن جیرفت دیده می شود. با توجه به نتایج حاصل از این تحقیق، محتمل است که دین تمدن جیرفت در 5000 سال پیش قبل از میلاد، مهر پرستی و آیین میترا باشد. روش تحقیق در این پژوهش، کتابخانه ای است
    کلیدواژگان: تمدن جیرفت، ظروف سنگ صابونی، میترائیسم، [1] مهرکده
  • فریده طالب پور، نجمه جعفری راد* صفحات 87-100
    پته دوزی، نوعی سوزن دوزی در شهر کرمان است. این هنر، تجلی گاه باورهای اعتقادی و فرهنگی مردم این خطه با حفظ ارزش های هنری و نمادین آن است. زنان هنرمند کرمانی با مهارت های خود، شال را صحنه جلوه گری نیازها، آرمان ها، آلام و خواسته هایی می سازند که، ریشه در اعتقادات ایشان دارد. در حقیقت، نقوش پته حکایت از ارتباط این هنر با باورها و فرهنگ مرسوم منطقه دارد که، به مدد سوزن و ریس به منصه ظهور می رسد. این پژوهش، بر مبنای این فرضیه که نقوش در هنر پته دوزی کرمان، مبتنی بر فرهنگ و اقلیم مردم منطقه شکل گرفته است؛ و با رویکردی نمادشناسانه به مطالعه و بررسی آن نقوش پرداخته می شود. درصدد یافتن رابطه معنادار میان نقوش پته، به تحلیل و یافتن مفاهیم آن ها با مراجعه به فرهنگ، اعتقادات و باورهای رایج مردم کرمان پرداخته شده است. ماحصل این جستجو، نشان دهنده جایگاه تعیین کننده اعتقادات مردم و اقلیم منطقه در شکل گیری نقش های پته است. تا آن جا که، هنرمند در صدد نشان دادن تصویر آرمانی خود از طبیعت، به نقش پردازی بهشت گونه پته می پردازد؛ و آن جا که، خواسته ها و نیازمندی های خود را از طبیعت مطالبه می کند، از نقوش پرندگان -که در معنای نمادین خود نشان از طلب باران می باشند- بهره برده است؛ و در مواردی که، آلام و دردهای خود را بر پته می دوزد، زمینه شال را یک سره از نقوش بته ای -که در ژرفای خود، باردار معنای نمادین است- تصویرگری می کند. شیوه گردآوری مطالب و داده های مورد استفاده کتابخانه ای، اسنادی و میدانی بوده است که با رویکرد توصیفی و تحلیلی به انجام رسیده است
    کلیدواژگان: کرمان، پته دوزی، نقوش نمادین، نمادشناسی، بته جقه
  • معصومه حق پرست*، مهتاب مبینی صفحات 101-116
    در ایران باستان به روایت های نوشتاری و نقوش بازمانده، موسیقی از جایگاه بالایی برخوردار بوده است، و اغلب شاهان و دولت مردان به موسیقی اهمیت می دادند. از این دوران، نام سازهای بسیاری باقی مانده است که نقوش برخی از آن ها، در نقش برجسته ها، طرح و نقش روی ظروف دوران مختلف، قابل شناسایی است. در این مقاله، به سازهای ایران باستان که روی ظروف و نقش برجسته ها باقی مانده، پرداخته شده است؛ با بررسی آن ها، اهمیت و جایگاه موسیقی در آن دوران، مورد پژوهش قرار می گیرد. روش پژوهش، توصیفی– تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده است. با بررسی نقوش و متون دوران باستان، مشخص شد، موسیقی، هنری جداگانه نبود و همراه سایر رسوم اجتماعی، مانند مراسم مذهبی، جشن ها و جنگ ها اجرا می شد. با توجه به پیکرک های گلین نوازندگان عیلامی، می شود حدس زد که، از موسیقی در آیین های مذهبی بهره می بردند. در اولین هم نوازی جهان- که در مهر چغامیش دیده شد- همه نوازندگان، بانوان هنرمند عیلامی بودند. موسیقی در دوران هخامنشی به سه شکل بزمی، مذهبی و رزمی وجود داشته است؛ این مساله، اهمیت روز افزون موسیقی را در این دوران نشان می دهد و طبق اسناد مکتوب باقی مانده از دوران هخامنشی، اکثر نوازندگان در این دوره زن بودند. پیکرک های گلینی از نوازندگان دوران اشکانی به دست آمده که، اکثر آن ها زن هستند و اغلب آن ها، چنگ نوازانی هستند که، در حالت ایستاده، ساز می نوازند. با توجه به اهمیت موسیقی در این دوران و حضور گسترده زنان در عرصه موسیقی، می توان نتیجه گرفت که، زنان در ایران باستان از منزلت والایی برخوردار بودند. تنوع موسیقی و ساز در عصر ساسانی، رونق موسیقی و حرمت موسیقیدانان را نشان می دهد. با توجه به جایگاه اجتماعی موسیقیدانان، و این که نوازندگان در سفر و شکار، ملازم شاهان بودند و همچنین از اجرای موسیقی در جشن و شکار و مراسم های مذهبی، می توان به اهمیت موسیقی در این دوران پی برد
    کلیدواژگان: ساز، نقوش، ایران باستان، هنر، موسیقی
  • فرشید مینویی*، سمیرا سادات داننده صفحات 117-136
    شاهنامه فردوسی، یکی از آثار مهم ادبیات ایران است. پهلوانان از مهم ترین شخصیت های شاهنامه محسوب می شوند. در شاهنامه شخصیت های مثبت و منفی بسیاری آمده است. سیاوش از پهلوانان مثبت شاهنامه است که فرجام زندگیش زمینه ساز نبردها و قهرمانی های پهلوانان دیگر است. در این نوشتار می کوشیم ظرفیت های تصویری به کار رفته در شخصیت سیاوش به عنوان ایزد گیاهی در ایران براساس روایت فردوسی در شاهنامه را بررسی کرده، مهم ترین خصوصیات رفتاری و ویژگی ظاهری او مورد مداقه قرار گیرد. بر این اساس در این مقاله، خصوصیات رفتاری، ویژگی های ظاهری و جنبه های صحنه پردازی داستان سیاوش بررسی می شود. نتایج بررسی نشان می دهد، مهم ترین خصوصیات رفتاری سیاوش شامل شجاعت، چابکی، آزادگی، صداقت ، شهامت، وطن پرستی و مظلومیت است. سیاوش از فر یزدان آگاه بوده و قبل از مرگ، از سرنوشت شوم خود خبر می دهد. از خصوصیات ظاهری مشترک سیاوش با دیگر پهلوانان شاهنامه، داشتن وسایل رزمی مانند سپر، کوس، درفش، تیر ، تخت عاج و غیره است. برخی خصوصیات نیز منحصر به خود سیاوش است. مانند زره ای که در شاهنامه از آن یاد شده و خاصیتی سحرگونه دارد. مهم ترین صحنه پردازی های موجود در داستان سیاوش شامل رد شدن او از آتش و بخش شهادتش است. رفتار سیاوش در شاهنامه، نوعی تصور عارفانه از انسان کامل را یادآور می شود، او انسانی اسطوره ای با روحی پاک است که مورد ستم بیدادگران قرار می گیرد و با بی رحمی کشته می شود. جسم و روح پاک سیاوش سبب می شود که پس از مرگ نیز پاکی وجودش انوشه شود و تبدیل به گیاهی شود که راستی و صداقت وجود او را به همراه دارد. از خون او گیاهی موسوم به فر سیاوشان روییده می شود. همین علت، سبب تبدیل این شخصیت به ایزد گیاهی شده است. رویش این گیاه از خون او نشانه ای از جاودانگی صداقت است، صداقتی که در عین ناجوانمردی حسودان پایمال می شود، اما نابود نمی شود و از جسم دنیوی آن گیاهی جاودان می روید که نشانه ای از انوشه شدن راستی و درستی دارد
    کلیدواژگان: علم، هنر، دین، تخیل، عرفان
|
  • L. Zanganeh, S. H. Hoseyny, F. Ahmadzadeh* Pages 7-20
    Patterns in pottery art contain some concepts and themes which represent the world view of human communities; the patterns designed on the earthenware represent the heritage in which they are created. The fallowing paper surveys and analyses the animal patterns on Naishabours earthenware during the Samanid dynasty which are considered to be some of the most beautiful and the most mysterious Islamic earthenware patterns.
    The present paper aims to understand their concepts and themes and determine the factors which effect the choice of selecting those animals’ patterns for the earthenware of the mentioned eras. It should be mentioned that different theories have been presented about these patterns in Islamic pottery art, although most of them have not presented reasonable and documented proofs. It is obvious that the information extracted from Samanid Era samples which have been used in Naishabour’s pottery can open the way to clear up ambiguities in a large extent and create a deeper understanding of animal patterns on this earthenware. Therefore, we try to discuss and analyze different conceptual, thematic and symbolic dimensions of the mentioned patterns based on existing documents. The research method is descriptive analysis which is based on library study. Based on the most important findings of this paper, we cannot determine a single factor as the only reason of designing the animal patterns on the Naishabour’s earthenware, but a set of factors and known and unknown sources were involved in their design. Among the most important known sources are, prevailing and prosperity of Iranian literature and culture in Samanid era, the interest of Samanid dynasty to ancient Iranians culture, art and myth and inventions of earthenware designers. The data has been collected from library sources, written documents, pictures and electronic sources
    Keywords: Earthenware, Naishabour, Animal Patterns, Samanid
  • Nasrin Esmaeeli* Pages 21-33
    The new art medias (including video art, installation, photography, conceptual art, digital art, performance art and alike) have had a more substantial role in reflecting female artists concerns. The contemporary female artists have succeeded in taking their methods of presenting their art beyond museums and galleries, by means of using new possibilities presented by these medias, and as a result they have attracted a larger audience and have expressed the concept of their art more efficiently.
    To do so, the works of Mona Hatoum, whose concern has been establishing a relationship between politics and art through new media art, Sandy Skoglund, who has criticized the everyday consumerist American cultural in her works, Lorna Simpson, who has focused on racism and gender, Jenny Holzer, who believes in education through art. The present thesis aims to study the changes in artistic expressional tools and the way the new media art was developed in the art of contemporary woman artists.
    Present paper tries to answer questions such as: what are the new art medias? What is the usage of new art medias in art of contemporary women artists and how it has resulted to a deeper effect on audiences minds?
    The fallowing results were presented after the analysis: new art medias have an effective role in representing contemporary women artists’ concerns and as a result they have led to new and different possibilities for women artists to represent their concepts and massages. New arts media, have led to a clearer and obvious presentation of the artist’s massage due to different equipment and using new technologies and have led them to connect to various audiences and to be more effective. Women’s art has always been studied from feminism point of view and media have generally studied them based on humanities and cultural media such as television, Internet and extra; but the present paper specifically focuses on new arts media and their conceptual analysis in works of four leading artists. The present study was carried out through descriptive-analytical method and used qualitative and visual approaches. Library method was employed to collect data for this research; the data was collected from written sources, books and documents and visiting the works through internet
    Keywords: New Media, Female Artists, Contemporary Art, Audience, concept
  • Fahimeh Daneshgar, Atefeh Labouhossein* Pages 35-44
    Commodity markets need the advertisement as the most important requirement to attract more customers and to sell more. One way to achieve this goal is through implementing humor. These days, streaks of humor can be noticed in most of the advertisements. This study sought the answer for the question: what are the differences of humor techniques and their implementation rate in food products advertisement of Iran and the United Kingdom?
    The research method is comparative quantitative along with a positivist approach. The theories around the use of humor in advertising were gathered through library research. The humorous techniques used in the samples were evaluated by of the use of humor techniques table of Moniek Buijzen & Patti M. Valkenburg (2004:153-154). This study aimed to determine the differences in type and the usage percentage of humor techniques used in food product advertisement in Iran and the UK.
    The results indicate that the techniques with more dominant visual aspect (Humor in logic, comic appearance) have a greater use in both countries. Humor techniques that their implementation is difficult and those that are incompatible with the norms and culture of the society (humor in feelings, humor in behavior) have the lowest usage. The comparison of the usage percentage of each humorous technique and of the six categories of humor showed no significant difference between the implementation of humor in the advertising of the two countries.
    Keywords: Humor, Advertising, Food Products, Iran, The UK
  • E. Raigani* Pages 45-52
    Rock relief was one of the best method to immortalize the Coronation in Sassanid Era which has resulted in a number of noticeable relives. Sassanid monarchs created many rock relives. These patterns represented the Religious beliefs and Political thought of Sassanid monarchs throughout four centuries. The Goddess Anahita was a part of this religious belief and depicting her on rock relief started from Narseh era. Present paper’s main goal is to study the view of Sassanid sculptors to the environmental situation in to creation of rock reliefs; and we have case studied Anahita’s costume in two of these reliefs. Climate is one of the most influential factors affecting the presentation of Anahita’s costume in Naqsh-e Rostam and Taq-e Bostan Relives. Anahita was wearing a warm dress that compatible with cold climate in Taq- Bostan which is in Kermanshah province, whiles this goddess wear in very thin and tight dress in Naqsh-e Rostam, which is due to warm and dry climate of Fars province, along with other religious factors. We should not neglect the religious belief and Zoroastrian religious texts descriptions that along with environmental factors such as climate, affect the representation of Anahita’s costume. Sassanid Art patrons and sculpture felt obligated to follow the Avesta’s description of Anahita’s costume and appearance. Present paper is trying to answer the fallowing question: why there are costume differences in goddess Anahita’s appearance in Naghsh-e Rostam and Taq-e Bustan? The hypothesis presented for such question is that, the most important reason of this costume difference in goddess Anahita is due to differences in climate and the patrons attention toward religious beliefs regarding the goddess.
    Keywords: Sassanid Era, Wearing, Climate, Anahita, Taq-e Bostan, Naqsh-e Rostam
  • Kobra Barati*, Parisa Shad Ghazvini Pages 53-64
    the good and evil have bilateral meanings from perfection to decadence of humanity. mankind considers everything leading to the God as good and whatever distancing him/her from divine nature is considered evil. The good vs. evil is is a very extended discussion in Humanities and Theology but the volume of studies based on form and meaning based on artistic point of view are very limited. In most studies, the expression of good and evil themes has been studied from an analytical and descriptive perspective while the current research intends to present a comparative analysis of the subjects of good and evil in two relevant paintings having the same content from the perspective of the one artist (Master Farshchiyan). This analysis is executed to confirm the hypothesis that even similar themes cannot be a factor for creating works of art with similar allusions and metaphors in the mind of an artist and this in turn indicates the dynamism and prosperity of the mind and craft of the artists over time. Present paper aims to examine the theme of goods and evils present in the stories of “Abraham” and “Siavash” and to show enlightening aspects of each story by a comparative study of the elements of good and evil in two paintings including “Ibrahim in Fire” and “Siavash in Fire” as two valuable works of Farshchiyan. Present research is a qualitative study and done based on a comparative aspect due to the similarities between the subject of two illustrations. The data was gathered based on library documents and sources
    Keywords: Good, Evil, Abraham Prophet, Siavash, Fire, Miniature, Farshchiyan
  • Akbar Sharifinia*, A. Lashkari Pages 65-72
    The decorative motifs of tombstones are a reflection of cultural, social and religious condition which manifest themselves in format of motifs such as bestial, human, geometrical motifs, inscriptions and symbolic patterns. Based on the field studies carried out, the old cemetery of Mar Zoleykhah (Madar Zoleykhah) in the city of Darreh Shahr, is one of the area where, in spite of erosion of its gravestones due to various reasons, it stills holds great importance and value from anthropological and artistic studies point of view. The main objectives of the present study are two categorize and differentiate the decorative motifs of Mar Zoleykhah (Madar Zoleykhah) cemetery and to present an analysis of the aforementioned decorative patterns on the tombstones based on anthropological studies.
    The main research questions are:1. What kind of motifs have been portrayed on the tombstones of Mar Zoleykhah cemetery?
    2. How this pattern can be explained according to the culture of the region?
    The results show that based on the decorative motifs on the gravestones, they could be divided to the graves belonging to men and graves belonging to women. Decorative patterns on the tombstones of cemetery of Mar Zoleykhah include animal motifs (antelopes and horses), human designs, and inscriptions (indicating the religion, name, date of death and clan of the deceased person), religious sign designs (mohr (praying staff) and rosary), and unreligious motifs (tools of daily life). According to anthropological studies, each of these decorative motifs, alluding to the gender of the deceased, indicates the tribal culture of the area which are depicted despite the very limited space available on the tombstone. Present study is a descriptive-analytical study and based on field work and library resources.
    Keywords: Darreh Shahr Township, Madar Zoleykhah Cemetery, Tombstones, Decorative Designs
  • Soudabeh Safari Senejani*, M. Mohammadzadeh Mianji Pages 73-85
    In January 2001, a flood in Kerman province revealed Jiroft ancient city belonging to 5000 B. C. and there, a treasure of objects with distinctive carvings were discovered. Considering the anonymity of this ancient civilization and its importance, works and motifs left by this civilization are the only available sources of information which can provide valuable information about beliefs, customs, the way of life, and other aspects of said civilization.
    Present paper aims to identify beliefs of Jiroft civilization in 5000 BC. It seems there are signs of Mithraism in the motifs of Jiroft civilization. Studying the existence of Mithraism ritual in Motifs of Ancient civilization is the main subject of present paper. Geographical and historical situation of Jiroft civilization; then, categorization of works based on type, their shape and application are studied in present paper. Afterwards, Mithraism and its signs are introduced; in addition, the relationship of Jiroft civilization motifs with Mithraism is taken into account. Therefor we have compared signs of Mithraism with motifs of ancient Mithra temples and with soapstone vessels of Jiroft civilization. Many similarities have been observed among Mithraism signs and motifs of Mithra temples with Ancient motifs of Jiroft Civilization. According to the results of present research, it is likely that Jiroft civilization religion in 5000 BC was Mithraism. Library research methods has been used in this study
    Keywords: Civilization of Jiroft, Soapstone Vessels, Mithraism, Mithra Temples
  • Najmeh Rad* Pages 87-100
    Pateh is a kind of needlework in Kerman province. Pate-Doozi is the burnish of the religious and cultural beliefs of people of Kerman while protecting its artistic and symbolic values. Kerman’s talented women turn scarf into the burnish of the needs, ideals, wishes and requests are rooted in their religion. Actually pattern and colors of Pate-Doozi is an indication of this art’s relationship with beliefs and tradition culture of the area, which finally, with are manifested by means of Pate-Doozi. Present study is based on the theory that patterns in Kerman’s Pate-Doozi art are formed according to culture and hemisphere of this region’s resistance; and studies these patterns based on a symbolic procedure.
    to provide a significant relationship between Pate pattern, we have analyzed them by considering them based on common culture, beliefs and thoughts of people in Kerman. This survey has resulted in indicating the determining situation of people’s beliefs and the regional climate in shaping Pate patterns. Since the artist is trying to show his/her ideal image of nature, he/she selects heavenly and divine patterns for the Pate; and snice he/she requests what he/she desires from nature, uses the Bird patterns – with a symbolic meaning of asking for rain to fall; and while sewing his/her pains and suffering on Pate, the whole scarf’s background is covered and illustrated by bush like motifs – which hold a symbolic meaning in itself.
    Data used in this study was gathered from library resources, documents (figurative) and field work based on a descriptive-analytical procedure.
    Keywords: Kerman, Pateh, Symbolic Patterns, Symbolism, Paisley (design)
  • Masoumeh Haghparast*, Mahtab Mobini Pages 101-116
    Based on Written narratives and remaining motifs of ancient Iran music had a great position and most of Monarchs and Statesman used to pay attention to the music. The name of many of these instruments remains and a number of motifs depicting them have been identified in reliefs, cravings and patterns illustrated on vessels of such ear. Present paper studies the images of instruments depicted on remaining vessels and reliefs and by such means, studies the importance and position of music in the mentioned era. This paper used a descriptive - analysis approach and the data was gathered by means of library resources.
    By studying ancient inscriptions and motifs it became clear that music was not a sole art form and was performed along other social traditions such as religious rituals, feasts and battles. Considering the clay statuettes musicians of Elam, we can guess that the music was used in religious rituals. In the first group musical performance observed in Chaghamish Stamp, all performers were Elamite female artists. There were Three kinds of Music during the Achaemenes era as festive, religious and combat music which indicates the increasing importance of music in such era and based on remaining written documents of the Achaemenes era, most of the musicians were female in that time period. Clay statuettes of musicians belonging to the Parthian period are mostly female. Most of them are harp players performing while standing. Considering the importance of music in such era and the widespread presence of women in the music, we can conclude that women had a high status in ancient Iran. Variety of music and musical instruments, in Sassanid era indicate the promotion of music and honor of musicians at that time. According to the social status of musicians and the fact that the music players used to accompany the king while traveling and hunting and musical performances in celebrations, religious ceremonies and hunting, we could realize the importance of music in such era.
    Keywords: Musical Instrument, Motifs, Ancient Iran, Art, Music
  • Farshid Minooee*, Samira Sadat Danandeh Pages 117-136
    Ferdowsi’s Shahnameh, is a celebrated historical epic poem of Iran. Heroes are the main characters of Shahnameh. There are many positive and negative characters in Shahnameh. Siavash is a positive hero of Shahnameh whose fate becomes the ground for heroism and the fights of other heroes. In this article we try to investigate the visual capacity used in Siavash’s character as vegetation deity of Iran according to Ferdowsi's epics in Shahnameh, and to scrutinize his most important behavioral characteristics and physical qualities. In this paper, behavioral traits, physical qualities and staging features of Siavash’s story are examined. Results show that the most important behavioral characteristics of Siavash include courage, agility, freedom, honesty, daring, patriotism and innocence. Siavash is aware of God’s Will and before his death, he predicts his tragic fate. Siavash has common superficial characteristics with other heroes of Shahnameh, including weapons such as shield, drum, awl, beam, ivory shield, and so on. Some characteristics are also unique only to Siavash. Like the armor with magical property mentioned in the Shahnameh. The most important staging features in the story of Siavash include passing through fire and his martyrdom. Siavash’s behavior in Shahnameh is a reminiscent of mystical image of a perfect man, he was a legendary man with a good soul who is oppressed by cruel people and is brutally killed. Siavash’s pure body and soul makes his purity to become eternal and turn into a plant which bears truth of his existence. Of his blood a plant is grown called Farr Siavashan (Siavash’s glory). For this reason, this character has become the vegetation deity. Vegetation of the plant is a sign of immortality of honesty, the honesty which may be trampled by mean and jealous people, but is not perished and from its worldly body an eternal plant grows which is a sign of go immortality of honesty and trueness
    Keywords: Shahnameh, Siavash, visual capacity, Vegetation deity