فهرست مطالب

دانشکده پزشکی اصفهان - پیاپی 489 (هفته اول مهر ماه 1397)
  • پیاپی 489 (هفته اول مهر ماه 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/02
  • تعداد عناوین: 5
|
  • مریم مهرابی، خسرو ابراهیم، حسن رجبی مقدم، سجاد احمدی زاد صفحات 838-844
    مقدمه

    هدف از انجام این تحقیق، بررسی تاثیر زمان روز بر پاسخ ایسکمی و شاخص های تست ورزش در افراد با علایم آنژین صدری پایدار بود.

    روش ها

    تعداد 24 داوطلب با علایم آنژین صدری پایدار و میانگین سن 2/6 ± 4/55 سال (محدوده ی 65-45 سال) انتخاب و به صورت متقاطع در دو نوبت صبح (ساعت 10-8) و عصر (ساعت 5-3) با فاصله ی زمانی حداقل 96 ساعت، تست ورزش را بر اساس شیوه نامه ی Bruce انجام دادند. با توجه به پاسخ های ایسکمی افراد (میزان افتادگی قطعه ی ST در زمان فعالیت و ریکاوری، مرحله ی شروع تغییرات و تعداد لیدهای نشان دهنده ی تغییرات) میزان خطر ابتلا به Coronary artery disease (CAD) آزمودنی ها به صورت منفی، مثبت با خطر پایین و مثبت با خطر زیاد درجه بندی شد و در نهایت، میزان خطر ابتلا به CAD و شاخص های تست ورزش (Metabolic equivalents یا METs، ضربان قلب، فشار خون، Rate-pressure product (RPP) ، مدت زمان تست، مسافت طی شده و میزان درک خستگی) در صبح و عصر با هم مقایسه شدند.

    یافته ها

    آزمودنی ها در تست ورزش عصر پاسخ ایسکمی شدیدتر (افزایش افتادگی قطعه ی ST، شروع افتادگی قطعه ی ST در مراحل زودتر و افزایش تعداد لیدهای نشان دهنده ی تغییرات) ، در نتیجه ی افزایش احتمال ابتلا به CAD را نشان دادند (050/0 > P) ، اما شاخص های تست ورزش صبح و عصر تفاوت معنی داری نداشتند (05/0 < P).

    نتیجه گیری

    پاسخ ایسکمی آزمودنی ها، به عنوان مهم ترین دستاورد تست ورزش تحت تاثیر زمان انجام تست ورزش می باشد، اما مشخص نیست کدام تست ورزش (صبح یا عصر) پیش گویی کننده ی بهتری جهت تشخیص تنگی عروق کرونری می باشد و نیاز به بررسی بیشتری دارد.

    کلیدواژگان: تست ورزش، بیماری کرونر قلبی، ایسکمی
  • فهیمه مرادیان، پروانه نظرعلی، رستم علی زاده صفحات 845-852
    مقدمه

    آپوپتوزیس (Apoptosis) ، فرایندگی است که به تازگی مورد توجه محققان علوم ورزشی نیز قرار گرفته است؛ چرا که مشاهده شده است که در زمان ورزش، علاوه بر نکروز، آپوپتوز نیز رخ می دهد. از این رو، تحقیق حاضر طراحی شد تا سازگاری احتمالی فرایند آپوپتوز را بعد از هشت هفته تمرین مقاومتی و استقامتی بررسی و مقایسه کند.

    روش ها

    تعداد 21 دانشجوی خوابگاهی پسر به طور تصادفی در سه گروه تمرین استقامتی، مقاومتی و شاهد تقسیم شدند. تمرینات به مدت هشت هفته و با توالی سه جلسه در هفته اجرا شد. قبل و بعد از دوره ی تمرینی، نمونه ی خونی گرفته شد و مقادیر BCI2 و BAX با روش Enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA) اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری One-way ANOVA در سطح معنی داری 05/0 > P تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    تفاوت معنی دار در تغییرات عامل BCI2 بین سه گروه (002/0 = P) وجود داشت؛ به نحوی که بین گروه استقامتی با گروه شاهد (002/0 = P) و گروه استقامتی با گروه مقاومتی (014/0 = P) تفاوت معنی داری وجود داشت، اما بین گروه مقاومتی با گروه شاهد (770/0 = P) تفاوت معنی داری وجود نداشت، اما برای BAX (216/0 = P) و نسبت BCL-2/BAX (092/0 = P) تفاوت معنی داری مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    تحقیق حاضر نشان داد که هشت هفته تمرین ورزشی صرف نظر از نوع آن، باعث ایجاد تاثیرات مثبت در عوامل آپوپتوزی می گردد. نوع تمرین نیز در میزان و نوع تغییرات موثر می باشد. از این رو، به نظر می رسد داشتن تمرین ورزشی منظم با شدت متوسط مهم تر از نوع آن در ارتباط با سیستم آپوپتوزی در بدن باشد.

    کلیدواژگان: آپوپتوز، مردان، تمرین
  • علیرضا صادقی گزنی، علی زنگویی، پردیس نعمت اللهی صفحات 853-858
    مقدمه

    اغلب بیماران مبتلا به سرطان پستان، موقعی به پزشک مراجعه می کنند که سرطان آن ها در مرحله ی پیشرفته قرار دارد. با توجه به این که مطالعه ای در اصفهان به بررسی علل مرتبط با تاخیر بیماران به پزشک انجام نشده بود، این مطالعه با هدف بررسی عوامل مرتبط با تاخیر در مراقبت بیماران مبتلا به سرطان پستان انجام گرفت.

    روش ها

    در این مطالعه ی مقطعی، 70 بیمار با سرطان پستان که به درمانگاه بیمارستان های سیدالشهدا (ع) و الزهرا (س) مراجعه کرده بودند، با توجه به شرایط مطالعه، وارد شدند. سپس، با توجه به پرسش نامه ی ساخته شده که شامل اطلاعات دموگرافیک، عوامل تاخیر بیمار، عوامل تاخیر سیستم بهداشتی و درمانی، بازه های زمانی مراجعه و درمان و اطلاعات مربوط به وضعیت سرطان بود، عوامل مرتبط با تاخیر در مراقبت بیماران مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    میانگین زمان از ظهور علایم تا مراجعه به پزشک، 57/1 ± 67/4 ماه و از ظهور علایم تا تشخیص بیماری، 89/2 ± 21/7 ماه بود. همچنین، میانگین نمره ی تاخیر بیماران به نسبت بالا بود.

    نتیجه گیری

    با توجه به این که بیشترین علت تاخیر در مراجعه به پزشک و انجام اقدامات تشخیصی به خاطر مراجعه ی با تاخیر بیماران به پزشک است، کنترل مناسب و آموزش علایم به بیماران و به دنبال آن، بهبود سیستم بهداشتی به منظور کاهش تاخیر در تشخیص بیماری باید انجام شود.

    کلیدواژگان: سرطان پستان، عوامل خطر، تشخیص، درمان
  • علی صفایی، منصور کریمی فر، حمیدرضا موسوی، بهزاد بافنده صفحات 859-864
    مقدمه

    بروز هم زمان لوپوس اریتماتوی سیستمیک (Systemic lupus erythematosus یا SLE) فعال و Psoriasis نادر است، اما با توجه به درگیری پوستی شایع در هر دو و تشدید Psoriasis با درمان های ضد مالاریا جهت SLE، بررسی بروز هم زمان دو بیماری اهمیت دارد. مطالعه ی حاضر، با هدف بررسی بروز Psoriasis در جمعیت افراد با SLE فعال انجام شد.

    روش ها

    مطالعه ی حاضر از نوع مقطعی بود که بر روی 148 نفر از بیماران مبتلا به SLE فعال، در سال های 96-1394 انجام گرفت. فعالیت SLE در بیماران طبق سیستم امتیازدهی Systemic lupus erythematosus disease activity index-2K (SLEDAI-2K) بررسی شد و سپس، بروز Psoriasis در بیماران بررسی گردید. اطلاعات دموگرافیک بیماران نیز در چک لیست مربوط ثبت شد.

    یافته ها

    میانگین امتیاز SLEDAI-2K در بیماران مورد ارزیابی 77/19 ± 10/14 بود. مدت زمان ابتلا به SLE با امتیاز SLEDAI-2K ارتباط معنی داری داشت (294/0 = r، 001/0 = P). بیماری Psoriasis از نظر توزیع جنسیتی تفاوت معنی داری داشت (019/0 = P). بین سن بیماران (080/0 = P) ، مدت زمان ابتلا به SLE (316/0 = P) و میانگین نمره ی SLEDAI-2K (295/0 = P) با ابتلای هم زمان به Psoriasis ارتباط معنی داری وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    میانگین سنی بیماران، مدت زمان SLE و میانگین امتیاز فعالیت آن ارتباطی با ابتلای هم زمان به Psoriasis نداشتند، اما توزیع جنسیتی Psoriasis در بیماران با SLE فعال، به طور احتمالی در مردان بیشتر است.

    کلیدواژگان: لوپوس اریتماتوی سیستمیک، Psoriasis، بیماری های پوستی
  • عظیم هنرمند_محمدرضا R صفوی_ساناز زارع صفحات 865-871
    مقدمه

    لرز بعد از عمل، یک عارضه ی شایع در اعمال جراحی تحت بی حسی نخاعی می باشد. این مطالعه، با هدف تعیین تاثیر پیش گیرانه ی دزهای متفاوت ترامادول تزریقی بر لرز حین و بعد از عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی تحت بی حسی نخاعی در مقایسه با گروه شاهد انجام شد.

    روش ها

    در یک مطالعه ی کارآزمایی بالینی، 128 بیمار تحت اعمال جراحی ارتوپدی اندام تحتانی در 4 گروه 32 نفره توزیع شدند. در گروه های مداخله، به ترتیب 5/0، 75/0و 1 میلی گرم/کیلوگرم ترامادول در 5 دقیقه قبل از بی حسی نخاعی تزریق شد و در گروه شاهد، نرمال سالین با حجم مساوی تزریق گردید و بروز لرز بعد از عمل در 4 گروه مقایسه شد.

    یافته ها

    بررسی بروز لرز بعد از عمل در 4 گروه مورد مطالعه نشان داد که در مجموع، 11 نفر دچار لرز بعد از عمل شدند که به ترتیب 1 نفر (6/2 درصد) ، 2 نفر و 1 نفر (6/2 درصد) از گروه های دریافت کننده ی 5/0، 75/0و 1 میلی گرم/کیلوگرم ترامادول و 7 نفر (9/17 درصد) از گروه شاهد بودند و بروز لرز در گروه شاهد به طور معنی داری بیشتر بود (021/0 = P).

    نتیجه گیری

    در این مطالعه، هر سه دز 5/0، 75/0و 1 میلی گرم/کیلوگرم ترامادول در مقایسه با گروه شاهد در پیش گیری از لرز بعد از عمل موثر هستند، اما دز 1 میلی گرم/کیلوگرم ترامادول، تاثیر بیشتری بر کاهش شدت لرز بعد از عمل دارد. از این رو، به نظر می رسد دز 1 میلی گرم/کیلوگرم، دز مناسب تری برای کنترل لرز بعد از عمل باشد.

    کلیدواژگان: لرز، ترامادول، جراحی ارتوپدی، بیهوشی نخاعی
|
  • Maryam Mehrabi, Khosrow Ebrahim, Hassan Rajabi, Moqadam, Sajad Ahmadizad Pages 838-844
    Background

    The aim of the present study was to investigate the effect of time of day on ischemic response, and exercise test indexes in persons with symptoms of chronic stable angina.

    Methods

    We selected 24 volunteers with symptoms of chronic stable angina aged 45 to 65 years with average age of 55.4 ± 6.2. All the participants performed exercise test with treadmill (Bruce protocol) at two times, morning (8-10 am) and evening (3-5 pm) with interval of 96 hours. Considering individual ischemic responses (rate of ST segment depression during recovery and testing, starting stage of changes, and the number of leads with ST segment depression), the risk of developing coronary artery disease (CAD) was graded as negative, and low-risk and high-risk positive, and eventually the risk of CAD development and change of exercise test indexes [metabolic equivalents (METs), heart rate, blood pressure, rate-pressure product (RPP), time, distance, and rate of perceived exertion] were compared between morning and evening exercise tests. Findings: The subjects developed more intense ischemic response in the evening exercise test (rise of ST segment depression, the start of ST segment depression at earlier stage, and increasing number of leads) (P < 0.5). But exercise test indexes did not show any significant change between morning and evening exercise test (P > 0.5).

    Conclusion

    Ischemia response is considered as the most important achievement of exercise test, subject to the time of exercise test, but it is not clear enough that which test (morning or evening) is well indicative of coronary artery stenosis, so it needs to be investigated further.

    Keywords: Exercise test, Coronary artery disease, Ischemia
  • Fahimeh Moradian, Parvaneh Nazarali, Rostam Alizadeh Pages 845-852
    Background

    Apoptosis has recently sparked interest among sport science researchers; since they have found out, both necrosis and apoptosis tend to occur during training. The present research was, therefore, designed to investigate and compare the possible adaptation of the apoptotic process following eight weeks of endurance and resistance training.

    Methods

    Twenty-one dormitory boy students were randomly assigned to three groups of endurance, resistance, or control. The training was performed for eight weeks, three sessions per week. Blood samples were taken before and after the training, and BC12 and BAX indexes were measured using the enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA) method. The data were analyzed using a one-way ANOVA, with the significance level of P < 0.050. Findings: There was a significant difference in BC12 changes between the three groups (P = 0.002), as well as between the endurance with control (P = 0.002) and resistance with endurance (P = 0.014) groups. But there was no significant difference between the resistance and control groups (P = 0.770). No significant differences were observed in BAX (P = 0.216) and the BCL2/BAX ratio (P = 0.092) between the groups.

    Conclusion

    The present study showed that eight weeks of training, irrespective of training type, could result in positive effects on the apoptotic factors. Training type is also considered as effective in the scale and type of changes. Therefore, it seems that, with respect to the apoptotic process in the body, regular exercise with normal intensity could take on a greater importance than the type of training.

    Keywords: Apoptosis, Men, Exercise
  • Alireza Sadeghi, Gazni, Ali Zangouei, Pardis Nematallahi Pages 853-858

     

    Background

    Most patients with breast cancer refer to their doctor when their disease is in the advanced stage. Considering the lack of study on the causes associated with delay in management of patients in Isfahan, Iran, this study aimed to examine factors related to the delay in the care of patients with breast cancer.

    Methods

    In this cross-sectional study, 70 patients with breast cancer who referred to Omid and Alzahra hospitals in Isfahan were interviewed. Then, based on the researcher-made questionnaire which included demographic information, patient delay factors, delay factors of health and treatment system, referring and treatment times, and information on the condition of cancer, the factors associated with the delay in patient care were assessed. Findings: The mean time was 4.67 ± 1.57 months from symptoms appearance to the referral to physician, and 7.21 ± 2.89 months from the presence of symptoms to the diagnosis. The mean score of the patient delay was also relatively high.

    Conclusion

    Due to the fact that the most prevalent reason for management delay in patients with breast cancer is patient delay in going to a physician to perform diagnostic procedures, appropriate control and symptom training

    Keywords: Breast neoplasms, Risk factors, Diagnosis, Therapeutics
  • Ali Safaei, Mansour Karimifar, Hamid Reza Mousavi, Behzad Bafandeh Pages 859-864

     

    Background

    Coincidence of systemic lupus erythematosus (SLE) and psoriasis is rare, but by consideration of skin involvement in both diseases and exacerbation of psoriasis with routine anti-malaria remedies used for lupus, assessment of coincidence of two diseases is important. In the current study, coincidence of psoriasis in cases with active SLE was assessed.

    Methods

    This was a cross-sectional study on 148 cases with active SLE performed during the years 2015-17. Lupus activity was assessed based on Systemic Lupus Erythematosus Disease Activity Index-2K (SLEDAI-2K). Then, psoriasis was evaluated in patients. Demographics of patients were recorded as well. Findings: Mean score of SLEDAI-2K was 19.77 ± 14.10. Duration of SLE and score of SLEDAI-2K had significant association (P = 0.001, r = 0.294). Gender distribution in psoriasis was significant (P = 0.019). There was no association between psoriasis and patients' age (P = 0.08), duration of SLE (P = 0.316), and SLEDAI-2K score (P = 0.295).

    Conclusion

    Mean age of patients, duration of SLE, and mean score of lupus activity were not in association with coincidence of psoriasis and SLE, but gender distribution of psoriasis among patients with active SLE was probably more among men.

    Keywords: Systemic lupus erythematosus, Psoriasis, Skin diseases
  • Azim Honarmand, Mohammadreza Reza Safavi, Sanaz Zare Pages 865-871
    Background

    Postoperative shivering is a common complication of surgical procedures under spinal anesthesia. The aim of this study was to determine the preventive effect of different doses of tramadol injection on shivering during and after lumbar orthopedic surgery under spinal anesthesia as compared to control group.

    Methods

    In a clinical trial study, 128 patients underwent lower limb orthopedic surgery in 4 groups of 32 patients received 0.5, 0.75, and 1 mg/kg, tramadol and normal saline with equal volume, 5 minutes before spinal anesthesia. The incidence of postoperative shivering was compared in four groups. Findings: A total of 11 patients suffered from postoperative shivering, 1 (6.2%), 2 (1/5), and 1 (2.6%) received tramadol 0.5, 0.75, and 1 mg/kg, respectively, and 7 (17.9%) were of the control group. The incidence of shivering in the control group was significantly higher than other groups (P = 0.021).

    Conclusion

    In this study, all three doses of 0.5, 0.75, and 1 mg/kg of tramadol were effective in preventing postoperative shivering, but the dose of 1 mg/kg was more effective. Therefore, a dose of 1 mg/kg tramadol seems to be a more appropriate dose for controlling postoperative shivering.

    Keywords: Shivering, Tramadol, Orthopedic surgery, Anesthesia, Spinal