فهرست مطالب

  • سال سی و سوم شماره 2 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/07
  • تعداد عناوین: 14
|
  • زهره حیدری بنی*، عزت الله عزتی، محمدرضا حافظ نیا، جیدر لطفی صفحات 8-21
    مقدمه
    ایده مداخله انسانی ریشه در حس مسئولیت جامعه جهانی در حفاظت از جمعیت در معرض آسیب از خشونت های سیاسی دارد و این فرایند نشان دهنده اهمیت یافتن مسائل اساسی حقوق بشر در یک فرایند تاریخی است که امروزه به صورت یک متغیر جهانی شده نمود پیداکرده است. درواقع، به نظر می رسد که با پایان یافتن جنگ سرد و اهمیت یافتن مسائل نرم همچون حقوق بشر، مداخلات بشردوستانه در حمایت از اجتماع ها در مقابل دولت ها در کانون توجهات بین المللی قرارگرفته است و در این راستا، مداخلات متعددی در سطح جهان ازجمله عراق و غیره صورت گرفت. بنابراین، موقعیت ژئوپلیتیک کشورها در طول زمان و تحت‏ تاثیر عوامل مختلفی همچون مداخلات نظامی و جنگ ها، انقلاب ها، تحولات نظام بین المللی، نظام جهانی و تغییر در موازنه های قدرت همواره در حال تغییر و تحول است. به نظر می رسد که مداخلات بشردوستانه تا حدود زیادی متاثر از منافع ملی دولت ها و قدرت های بزرگ درصحنه روابط بین الملل باشد. این مسئله در مداخله ایالات متحده آمریکا در عراق در 2003 به خوبی نمود پیداکرده است. به نظر می رسد که مداخله ایالات متحده آمریکا در عراق در 2003 نه به خاطر منافع بشردوستانه بلکه به خاطر منافع هژمونیک آمریکایی در نظام بین الملل و خاورمیانه بوده است.
    اهداف
    این پژوهش به دنبال بررسی رابطه میان مداخله ایالات متحده در عراق در 2003 و منافع هژمونیک آمریکایی و پیوند این منافع هژمونیک با اهداف بشردوستانه است.
    مواد و روش ها
    تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری داده‎ها منابع کتابخانه ای، اسنادی و منابع معتبر اینترنتی است. سوال محوری این پژوهش بر این اساس است که چه ارتباطی بین مداخله ایالات متحده در عراق در 2003 با بهانه بشردوستانه و منافع ایالات متحده در عراق وجود دارد؟
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشان می دهد که ایالات متحده با پیوند زدن مفاهیم مبارزه با تروریسم و تلاش برای گسترش لیبرال دموکراسی با مداخله بشردوستانه، به دنبال پیگیری منافع هژمونیک خویش در خاورمیانه و عراق بوده است.
    کلیدواژگان: جنگ 2003 عراق، ایالات متحده آمریکا، منافع هژمونیک، مداخله بشردوستانه، مبارزه با تروریسم، لیبرال دموکراسی
  • حسین ربیعی*، رضا عباسی، بهرام امیر احمدیان، عطاءالله عبدی صفحات 22-39
    مقدمه
    فروپاشی شوروی و شکلگیری جمهوری های جدید، موقعیت ژئواکونومیکی ایران را در منطقه و جهان، بیش از پیش ارتقاء بخشیده ‎است. جمهوری قزاقستان محصور در خشکی است و برای تامین تقاضاهای متنوع و نیز عرضه نفت وگاز خود به بازارهای جهانی، به مسیرهای ارتباطیکوتاه و مطمئن به آب‎های آزاد نیازمند است. موقعیت ژئواستراتژیک ایران در قلب منطقه خاورمیانه، واقعیت ارزشمند اما بالقوه‎ای ‎استکه میتواند ظرفیتهای متنوع ‎و گسترده ژئواکونومیک، ژئوپلیتیک و در نتیجه افزایش درآمد ملی، توسعه و حتی امنیت برای کشور ایجاد کند. اما زمینه‎ها و عواملی چون خلاء قدرت ناشی از فروپاشی شوروی، رقابت های ژئوپولیتیک منطقهای، جایگاه مهم ایران در نزدیکی تقاطع آسیا و اروپا، وجود ذخایر بزرگ انرژی دنیا در منطقه و تمایل کشورهای آسیای مرکزی به حضور قدرتهای خارجی، باعث ‎حضور قدرت های بزرگ در آسیای مرکزی شده و موانع جدی برای حضور موثرتر ایران در این منطقه به وجود آورده است.
    اهداف
    این مقاله در پی پاسخ به این سئوال است که قزاقستان چه نقشی می تواند در حضور هر چه بیشتر ایران در آسیای مرکزی داشته باشد.
    مواد و روش ها
    این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است. داده های مورد نیاز آن به روش کتابخانه ای گردآوری شده است. مقاله با ارائه آمار و ارقام و مستندات دیگر، وزن ژئواکونومیک قزاقستان در آسیای مرکزی و نقشی که می تواند در زمینه تسهیل نفوذ و حضور ایران در منطقه داشته باشد را برآورد کرده است.
    نتیجه گیری
    قزاقستان نقش کلیدی در مناسبات ژئواکونومیکی جمهوری اسلامی ایران با آسیای مرکزی دارد و می تواند ظرفیت و پتانسیل ورود ایران به کشورهای آسیای مرکزی را ایجاد کند.
    کلیدواژگان: ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک، آسیای مرکزی، ایران و قزاقستان
  • محمدرضا رضایی*، شهاب الدین حج فروش صفحات 40-55
    مقدمه
    بازآفرینی شهری اصطلاحی عام است که مفاهیم دیگری نظیر بهسازی، نوسازی، بازسازی، مقتدرسازی و روان بخشی شهری را در برمی گیرد.
    اهداف
    هدف این پژوهش در راستای رویکرد اجتماع محوری، ارزیابی وضعیت بازآفرینی بافت تاریخی شهر یزد با رویکرد اجتماعات محلی و سنجش میزان رضایت مندی از ایجاد چنین پروژه هایی و ارائه راهکارهایی برای استفاده بهینه از این فضاها ضمن حفظ هویت بافت در شهر یزد است.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، ازنظر روش، توصیفی از نوع پیمایشی است. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای، اسنادی و میدانی با استفاده از ابزار پرسشنامه است.
    نتیجه گیری
    طبق آزمون کای اسکوئر از نظر ساکنان مجموعه همسایگی کویر بین ابعاد کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و طراحی داخلی با رضایت از مجموعه همسایگی کویر و در خارج از آن بین ابعاد کالبدی، اجتماعی و اقتصادی و زیست محیطی با رضایت از مجموعه رابطه معناداری وجود دارد. همچنین تحلیل همبستگی پیرسون نشان می دهد که بین متغیرهای سن، پایگاه اجتماعی - اقتصادی، وضعیت سکونت، درآمد، وضعیت تاهل با رضایت از ساکنان مجموعه همسایگی کویر و خارج آن، رابطه معنا داری وجود دارد. در آزمون T تک نمونه ای، میانگین ابعاد ساکنان مجموعه و خارج از آن به غیر از بعد زیست محیطی (مقدار T منفی) ، بیشتر از عدد مقایسه شده (3) است که نشان می دهد به غیراز بعد زیست محیطی در حد متوسط از سایر ابعاد رضایت دارند. در نهایت راهکارهایی برای بهبود بازآفرینی بافت تاریخی شهرها و ارتقای تسهیلات و خدمات در محدوده موردمطالعه ارائه شده است.
    کلیدواژگان: رضایت مندی، بازآفرینی، بافت تاریخی، مجموعه همسایگی کویر، شهر یزد
  • علی سرگلزایی، زهره هادیانی*، مجتبی رفیعیان صفحات 56-72
    مقدمه
    تخلفات ساختمانی یکی از ناهنجاری ها و مسائل موجود در شهرها و به ویژه کلان شهرهای در حال توسعه است که برخورد و حل آن در سیستم مدیریتی ناکارآمد به آسانی امکان پذیر نیست.
    اهداف
    تحقیق حاضر با هدف آسیب شناسی تخلفات ساختمانی و ساخت وسازهای غیرمجاز در شهر زاهدان، به ارزیابی وضعیت موجود و پراکندگی این پدیده در سطح شهر زاهدان پرداخته است.
    مواد و روش ها
    با توجه به مولفه های مورد بررسی و ماهیت کاربردی، روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی می باشد. اطلاعات موردنیاز به دو شیوه کتابخانه ای (کتاب، آمارنامه و نقشه) و میدانی (بررسی پرونده های تخلفات از سال 1384 تا 1393) گردآوری شده است. ازآنجاکه یکی از اهداف این پژوهش نشان دادن پراکندگی تخلفات در سطح شهر و سطح بندی محلات و مناطق شهری می باشد، با استفاده از شاخص میانگین نزدیک ترین همسایه الگوی توزیع تخلفات مشخص گردیده است. سپس با مدل میانگین وزنی جغرافیایی سطح بندی محلات و با مدل کوپراس سطح بندی مناطق در میزان تخلفات ساختمانی، صورت گرفته است. سرانجام جهت ترسیم نقشه ها نیز از نرم افزارهای GIS بهره گرفته شده است.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصله نشان می دهد تخلفات ساختمانی در شهر زاهدان نه ناشی از فقر و در محلات حاشیه نشین شهر، بلکه در محلات و شهرک های قانونی و بیشتر توسط افرادی صورت می گیرد که در پی قانون گریزی و سودجویی اقتصادی بوده اند. براساس نقشه های ترسیمی از پراکندگی تخلفات ساختمانی در شهر زاهدان طی دوره ده ساله (1384-1393) ، درمی یابیم که ابتدا کمترین تخلف در منطقه 5 بوده است ولی با احداث منطقه زیباشهر تخلفات ساختمانی روز به روز سیر صعودی داشته و در سال های پایانی دوره، منطقه 5 بیشترین تخلفات را در خود جای داده است. نکته قابل توجه این است که مناطق 2 و 3 شهرداری در تمام سال های این دوره میزان تخلفاتی مشابه را نشان داده؛ و از ابتدای دوره تا سال 93 تغییرات چشم گیری از لحاظ کاهش یا افزایش تخلفات نداشته اند.
    کلیدواژگان: تخلفات ساختمانی، تحلیل فضایی، شهر زاهدان
  • سمیه مسگری، علی نعیمی صدیق*، محمد عبدالشاه صفحات 73-89
    مقدمه
    ایجاد ساختاری نظام یافته و منسجم در حوزه درآمد منجر به تعیین درآمدی پایدار برای شهرداری ها می شود.
    اهداف
    به منظور دستیابی به ساختار مطلوب تامین منابع درآمدی شهرداری ها، بررسی ساختار درآمدی شهرداری های کلان شهرها می تواند به عنوان راهنما و الگوی مناسبی برای اصلاح و تدوین ساختار بهینه درآمدی مورد استفاده قرار گیرد. در این بین نکته مهمی که باید به آن پرداخت تناسب وظایف شهرداری و منابع درآمدی آن است. اساسا خدمات و وظایف شهرداری ها به علت ویژگی ها و خصوصیات خاصی که دارند نمی توانند به صورت مستقیم از طرف بخش خصوصی ارائه شوند. براین اساس چگونگی و ترکیب تامین منابع درآمدی شهرداری ها به منظور ارائه بهینه خدمات مزبور امری ضروری به نظر می رسد.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش ابتدا تصویری کلان از مساله منابع درآمد و مخارج شهرداری ها ارائه می گردد. سپس به صورت موردی با توجه به ویژگی های خاص شهر کرج، چارچوبی مطلوب از نظام درآمدی پایدار شهرداری کرج پیشنهاد می گردد که با اهداف توسعه پایدار نیز قرابت لازم را داشته باشد. در این تحقیق به منظور دستیابی به منابع درآمدی پایدار از پرسشنامه استفاده شده است. میزان اهمیت گویه ها به صورت منطق فازی بیان گردیده است. بعد از غیرفازی نمودن اهمیت هر یک از منابع درآمدی، درآمدها به دو دسته پایدار و ناپایدار تقسیم شده اند.
    نتیجه گیری
    روش فازی نشان می دهد که منابع درآمدی عوارض گاز، تلفن، برق و آب بهای مشترکین؛ مالیات بر ارزش افزوده؛ عوارض بر تولید یا فروش محصولات تولیدی؛ سهم شهرداری از عوارض وصولی متمرکز؛ عوارض گذرنامه؛ عوارض جرائم رانندگی؛ عوارض ثبت نام آزمایش رانندگی؛ عوارض بر قراردادها نسبت به منابع درآمدی دیگر پایدارتر هستند
    کلیدواژگان: درآمد پایدار، منطق فازی، منابع متفرقه، نظام شهرداری، شهرداری کرج
  • غزاله ربانی ابولفضلی*، سیروس شفقی، محمدرحیم رهنما صفحات 90-107
    مقدمه
    ایده مداخله انسانی ریشه در حس مسئولیت جامعه جهانی در حفاظت از جمعیت در معرض آسیب از خشونت های سیاسی دارد و این فرایند نشان دهنده اهمیت یافتن مسائل اساسی حقوق بشر در یک فرایند تاریخی است که امروزه به صورت یک متغیر جهانی شده نمود پیداکرده است. درواقع، به نظر می رسد که با پایان یافتن جنگ سرد و اهمیت یافتن مسائل نرم همچون حقوق بشر، مداخلات بشردوستانه در حمایت از اجتماع ها در مقابل دولت ها در کانون توجهات بین المللی قرارگرفته است و در این راستا، مداخلات متعددی در سطح جهان ازجمله عراق و غیره صورت گرفت. بنابراین، موقعیت ژئوپلیتیک کشورها در طول زمان و تحت‏ تاثیر عوامل مختلفی همچون مداخلات نظامی و جنگ ها، انقلاب ها، تحولات نظام بین المللی، نظام جهانی و تغییر در موازنه های قدرت همواره در حال تغییر و تحول است. به نظر می رسد که مداخلات بشردوستانه تا حدود زیادی متاثر از منافع ملی دولت ها و قدرت های بزرگ درصحنه روابط بین الملل باشد. این مسئله در مداخله ایالات متحده آمریکا در عراق در 2003 به خوبی نمود پیداکرده است. به نظر می رسد که مداخله ایالات متحده آمریکا در عراق در 2003 نه به خاطر منافع بشردوستانه بلکه به خاطر منافع هژمونیک آمریکایی در نظام بین الملل و خاورمیانه بوده است.
    اهداف
    این پژوهش به دنبال بررسی رابطه میان مداخله ایالات متحده در عراق در 2003 و منافع هژمونیک آمریکایی و پیوند این منافع هژمونیک با اهداف بشردوستانه است.
    مواد و روش ها
    تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری داده‎ها منابع کتابخانه ای، اسنادی و منابع معتبر اینترنتی است. سوال محوری این پژوهش بر این اساس است که چه ارتباطی بین مداخله ایالات متحده در عراق در 2003 با بهانه بشردوستانه و منافع ایالات متحده در عراق وجود دارد؟
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشان می دهد که ایالات متحده با پیوند زدن مفاهیم مبارزه با تروریسم و تلاش برای گسترش لیبرال دموکراسی با مداخله بشردوستانه، به دنبال پیگیری منافع هژمونیک خویش در خاورمیانه و عراق بوده است.
    کلیدواژگان: مدل پراکنده رویی شهری، مدل اصلاح شده آنتروپی نسبی شانون، روش تحلیل خوشه ایسلسله مراتبی، شاخص های زمین-آماری
  • رحیم بردی آنامرادنژاد* صفحات 108-126
    مقدمه
    کشورهای آسیای مرکزی که شامل جمهوری های قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان می باشد، در بین ملل جهان، به دلیل قرارداشتن در پس پرده آهنین 74 ساله شوروی سابق کمتر شناخته شده اند.
    اهداف
    هدف مقاله، ضمن کسب آشنایی مقدماتی با این کشورها، بررسی تطبیقی شبکه شهری در این کشورها می باشد.
    مواد و روش ها
    تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی است. جمعیت شهرهای کشورهای مذکور براساس آخرین آمارها از منابع مختلف به دست آمد و با استفاده از شاخص مهتا، شدت وجود پدیده نخست شهری و با کمک مدل رتبه- اندازه چگونگی توزیع جمعیت در سطح شهرها مورد بررسی قرار گرفت و از شاخص هرفیندال نیز برای تعیین میزان تمرکز شهری بهره گرفته شد. در نهایت به منظور جمع بندی وضعیت کشورها، از روش امتیاز استاندارد (z. score) استفاده گردید.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل بیانگرآن است که این کشورها از نسبت جمعیت شهرنشین پایینی برخوردارند و قزاقستان با 55 درصد بالاترین و تاجیکستان با 26 درصد کم ترین میزان جمعیت شهری را دارند. بیشترین تعداد شهر را نیز قزاقستان و ازبکستان به خود اختصاص داده اند. دو عامل طبیعی کوهستان و بیابان، مانع بزرگی در شکل گیری و تمرکز جمعیت شهری بودند. به کارگیری روش امتیاز استاندارد نشان داده که کشورهای ترکمنستان، قزاقستان، به ترتیب بهترین وضعیت شبکه شهری و کشور قرقیزستان بدترین وضعیت را دارند. مدل رتبه – اندازه نیز در دو کشور قزاقستان و ازبکستان هم خوانی بیشتری نشان داده است.
    کلیدواژگان: شبکه شهری، نخست شهری، مدل رتبه? اندازه، شاخص هرفیندال، آسیای مرکزی
  • مرتضی اصغری، فرشته احمدی*، شیرین طغیانی، مریم استادی صفحات 127-144
    مقدمه
    عدم توفیق در حفاظت و بازآفرینی محدوده های ناکارآمد شهری، غالبا برخاسته از نارضایتی و انفعال مردم نسبت به نسخه های تقلیدی و غیربومی ملاک عمل مدیریت شهری، جهت نوسازی است. به نظر می رسد تحقق پذیری پروژه های نوزایی شهری، مستلزم تعریف پروژه هایی برخاسته از انتظارات و توقعات مردم در مکان های محرک توسعه و اجرای آن ها در یک دوره زمانی معین، خواهد بود.
    اهداف
    به جهت بومی سازی رهیافت نوزایی شهر محله شهید هاشمی نژاد واقع در محدوده مرکزی و در مجاورت حرم مطهر امام رضا (ع) که امروزه به لحاظ کالبدی و کارکردی بیش از پیش به فرسودگی گراییده، به عنوان نمونه مورد بررسی قرارگرفت.
    مواد و روش ها
    این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی است. گردآوری داده ها از روش اطلاعات کتابخانه ای و میدانی با ابزار مصاحبه است. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از مدل های سوات، تحلیل سلسله مراتبی و ماتریس ارزیابی اولویت های راهبردی استفاده شده است. براین اساس، در گام نخست ضمن معرفی و اولویت بندی معیارها و شاخص های موثر بومی سازی رویکرد نوزایی شهری که در دو مرحله نظرسنجی (مشتمل بر 15 نفر متخصصین و کارشناسان خبره و سپس 380 نفر از ساکنین، مجاورین و کسبه) استحصال گردیده اند. به تعریف جایگاه استراتژیک طرح و اولویت های راهبردی موثر در افزایش رضایت مندی ساکنین از فرآیند نوزایی محله مذکور می پردازد. سپس در جهت تبیین یافته های تحقیق مبتنی بر استحصال شاخص های بومی سازی نوزایی شهری برای محله فوق، دوازده سایت مطلوب به عنوان مکان های محرک توسعه با استفاده از ساختار تحلیل سلسله مراتبی مورد ارزیابی قرار گرفت و در راستای اولویت بندی پروژه های پیشنهادی، متناسب با راهبردهای بومی سازی رویکرد نوزایی، شش پروژه راهبردی در نظر گرفته شد.
    نتیجه گیری
    در نهایت، با استفاده از ماتریس ارزیابی اولویت مکان-پروژه، پروژه های تعریف شده بر اولویت های مکانی منطبق شد و برنامه ای با افق میان مدت، برای انجام پروژه های راهبردی محرک بومی سازی نوزایی محله شهید هاشمی نژاد ارائه گردید. نتایج حاکی از آن است که اجرای به موقع برنامه های تدوین شده شامل: تملک، توافق، تزریق سرمایه، احداث و بهره برداری،در افزایش منزلت اجتماعی، رضایتمندی و مشارکت پذیری ساکنین نقش به سزایی ایفا می نماید.
    کلیدواژگان: بومی سازی، نوزایی شهری، تخصیص مکانی، پروژه های راهبردی، محله شهید هاشمی نژاد مشهد
  • یحیی صفوی، اصغر ضرابی، مهدی سهیلی پور* صفحات 145-157
    مقدمه
    در طی تکامل زندگی شهری، آنچه موجب برداشتن گام های بلند به سوی کامیابی و تغییرات مثبت در شیوه زیست انسان ها در شهرها شده است، برگرفته از اندیشه نوآور یا نبوغی تکامل یافته بوده است. امروزه علم خلاقیت در برنامه ریزی شهری با عنوان شهرخلاق از عوامل اصلی توسعه پایدار و پیشرفت چندجانبه به شمار می آید. با وجود پیشرفت های دهه اخیر در مدیریت شهری، کلان شهر اصفهان با مشکلات عدیده ای از جمله صنایع قدیمی، عدم خلاقیت در تغییر استفاده از فضاهای بلااستفاده، کشاورزی سنتی با وجود بحران آب، آلودگی محیط زیست، عدم مشارکت نخبگان در آموزش، وجود بافت فرسوده شهری وغیره مواجه است.
    اهداف
    هدف از انجام این پژوهش سنجش شاخص های توسعه بر ایجاد و توسعه شهر خلاق در کلان شهر اصفهان می باشد.
    روش تحقیق
    از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی می باشد. روش گردآوری داده ها میدانی و با استفاده از پرسشنامه است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر مشخص شد. برای اندازه گیری ارزش شاخص های توسعه شهر خلاق از تکنیک طیف لیکرت 5 درجه ای استفاده گردید. همچنین جهت مقایسه میانگین متغیرها آزمون T تک نمونه ای مورد استفاده قرار گرفت.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد در شاخص های بعد اقتصادی شهر خلاق از دیدگاه شهروندان بیشترین وکمترین میانگین گویه ها به ترتیب «بهبود فضای کسب و کار توسط مدیریت شهری» با مقدار 99/3 و «بازاریابی صنایع خلاق و برندسازی شهری» با مقدار 83/3 می باشند. در شاخص های بعد اجتماعی بیشترین و کمترین میانگین گویه ها به ترتیب «تقویت نهادهای اجتماعی» با مقدار 36/4 و «سرمایه انسانی خلاق» با مقدار 20/4 می باشند. بیشترین و کمترین میانگین گویه های شاخص های بعد فرهنگی به ترتیب «سرمایه و تنوع فرهنگی» با مقدار 30/4 و «ایده پردازی خلاق» با مقدار 96/3 شناسایی شدند. همچنین بیشترین وکمترین میانگین گویه های شاخص های بعد سیاسی «امنیت و ثبات» با مقدار 47/4 و «تسامح» با مقدار 84/3 شناسایی شدند.
    کلیدواژگان: شهر خلاق، توسعه پایدار، مدل خلاقیت اصفهان
  • فاطمه هاجری، یعقوب زنگنه*، علیرضا حمیدیان صفحات 158-174
    مقدمه
    موضوع هویت به طور عام و هویت شهری به طور خاص از جمله مقولاتی است که به دلیل نقشی که در شناخت افراد، اشیا، اجتماعات و مکان ها دارد، حائز اهمیت فراوان است. علی رغم اهمیت این موضوع، در دوران اخیر بحران هویت شهری به صورت نگران کننده ای احساس می گردد. عناصر طبیعی، کالبدی، مصنوعی و مولفه های فرهنگی و اجتماعی سه عنصر اصلی هویت بخش شهرها هستندکه شرایط و ویژگی های هر کدام میزان نقش آفرینی آن ها را در هویت بخشی شهر تعیین می کند.
    اهداف
    هدف اصلی این تحقیق ارزیابی و شناخت مولفه های هویت بخش شهرسبزوار با تاکید بر شناسایی عوامل یاد شده توسط شهروندان است.
    مواد و روش ها
    این تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات به دو روش اسنادی (کتابخانه ای) و پیمایش (پرسشنامه) می باشد. جامعه آماری جمعیت بالای 15 ساله شهر سبزوار بوده که حداقل 5 سال سابقه سکونت در این شهر را داشته اند. واحد تحقیق فرد و تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به دست آمده است.
    نتیجه گیری
    نتایج تحقیق نشان می دهد که بر اساس فراوانی نسبی عوارض شناخته شده توسط پاسخگویان، به ترتیب گروه مولفه های مصنوعی و کالبدی با 21/44 درصد، مولفه های طبیعی با 29/30 درصد و مولفه های انسانی (49/25 درصد) به عنوان بارزترین مولفه های هویت بخش شهر سبزوار محسوب می شوند. همچنین سطح تعلق مکانی شهروندان به عنوان یکی دیگر از عناصر هویت بخش بیش از حد متوسط است. یکی دیگر از نتایج این پژوهش این است که از میان 30 عنصر کالبدی شامل خیابان ها، میادین و پارک های نام برده شده توسط پاسخگویان، به استثنای دو موردکه در مناطق نوساز شهر واقع شده اند، بقیه در بافت قدیمی و میانی شهر قرار دارند. علاوه بر این نتایج بیانگر آن است که بین شناخت ساکنان مناطق مختلف شهر از عناصر هویت بخش کالبدی و مصنوع شهر، تفاوت معناداری وجود ندارد.
    کلیدواژگان: سبزوار، هویت شهری، هویت مکانی، تعلق مکانی، دیدگاه شهروندان
  • کامران مروج*، محمد امیر دلاور، وحیده نجفی صفحات 175-190
    مقدمه
    خشک سالی های اخیر لزوم استفاده ار روش های نوین آبیاری و به زیر کشت بردن اراضی دارای محدودیت را بیش از پیش مطرح کرده است. این موضوع به ویژه در مناطق روستایی از اهمیت زیادی برخوردار است.
    اهداف
    این تحقیق برای مطالعه اثر استفاده از روش های نوین آبیاری بر افزایش سطح زیر کشت در اراضی با محدودیت شوری و قلیائیت خاک برای نوع بهره وری پسته در بخشی از اراضی جنوب استان تهران انجام شد.
    مواد و روش ها
    مطالعات میدانی شامل حفر 10 خاک رخ، 10 مته و انجام 86 نمونه برداری از خاک های منطقه می باشد. با استفاده از داده های کمکی مانند تصاویر ماهواره ای، نقشه های زمین شناسی، پستی و بلندی، اطلاعات هواشناسی و نتایج آزمایشگاهی، اقدام به تهیه نقشه های موضوعی مانند نقشه خاک، طبقه بندی و تناسب اراضی شد. خاک ها در زیرگروه خاک های آبرفتی مناطق خشک طبقه بندی و در غالب سه سری و شش حالت سری خاک تفکیک شدند. مطالعات طبقه بندی اراضی منطقه برای آبیاری با روش های جوی و پشته و حباب ساز انجام شد. ارزیابی تناسب اراضی با استفاده از روش شاخص اراضی اصلاح شده پارامتریک با توجه به روش آبیاری منتخب، برای نوع بهره وری پسته صورت گرفت.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که استفاده از روش آبیاری حباب ساز به جای آبیاری ثقلی سبب ارتقاء درجات اراضی از درجه 2 با محدودیت ویژگی های خاک به درجه 1 یا کاهش محدودیت ها (درجه 2 با محدودیت های خصوصیات خاک، پستی و بلندی و زهکش به درجه 2 با محدودیت زهکش خاک) می شود. آبیاری با روش حباب ساز، تناسب اراضی را با توجه به عدم حساسیت به محدودیت های زمین و خاک از جمله پستی و بلندی ها و شوری ارتقاء می دهد (افزایش درجه از غیرقابل استفاده به درجه 2 با محدودیت شوری خاک) یا تعداد و شدت محدودیت ها را کاهش خواهد داد. تغییر روش آبیاری، اگرچه هزینه ها و سطح مدیریت اولیه بیشتری را طلب می کند، اما در درازمدت با افزایش راندمان آبیاری، هزینه های مقدماتی را جبران کرده و عملیات اصلاح اراضی را کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: آبیاری حباب ساز، طبقه بندی اراضی، خاک های شور، نقشه خاک
  • بهروز سبحانی، اکبر گل دوست* صفحات 191-205
    مقدمه
    یکی از علل گسترده بودن خسارات ناشی از یخبندان، ناشناخته ماندن ابعاد و ماهیت آن می باشد. پیش بینی یخبندان ها یکی از مسائلی است که در صورت اجرایی شدن آن می تواند کمک بسیار بزرگی در جهت کاهش اثرات سوء این پدیده باشد.
    اهداف
    در این پژوهش دمای حداقل روزانه جهت تحلیل آغاز و پایان یخبندان ایستگاه های پارس آباد، اردبیل و خلخال، برای سه دوره آتی 2030- 2011، 2065- 2046 و 2099- 2080 پیش بینی می شود.
    مواد و روش ها
    داده های مورد استفاده داده های مربوط به مدل های اقلیمی، داده های روزانه بارندگی، دمای کمینه و بیشینه و ساعات آفتابی از سال 1996 تا 2016 می باشد. ابتدا برای انتخاب مدل کارآمد گردش عمومی جو، نتایج 9 مدل اقلیمی با هم مقایسه گردید. مدل HADCM3 به عنوان بهترین مدل انتخاب شد. خروجی این مدل با روش ریزگردانی LARS-WGکوچک مقیاس گردید. این روش کارایی بالایی در ریزگردانی خروجی مدل مورد استفاده داشت. پس از شبیه سازی دمای حداقل روزانه دوره های آینده؛ با توجه به در دست بودن داده های واقعی از سال 2011 تا 2016؛ داده های شبیه سازی شده با داده های واقعی مقایسه گردید.
    نتیجه گیری
    داده های شبیه سازی شده تفاوت چشم گیری با داده های واقعی ایستگاه ها ندارند. بنابراین مدل اقلیمی HADCM3 توانایی قابل قبولی در این شبیه سازی دارد. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش میانگین دمای حداقل ایستگاه ها در سال های آینده افزایش می یابد. تاریخ آغاز یخبندان ها در دوره های آینده رفته رفته به تاخیر خواهد افتاد وتاریخ شروع و پایان آن ها با گذشت زمان به هم نزدیک تر شده و طول دوره یخبندان کوتاه تر می شود. تاریخ آغاز یخبندان ها در ایستگاه خلخال بین روز 1 تا روز 7 ماه اکتبر، در ایستگاه اردبیل بین روز 9 تا روز30 ماه اکتبر و در ایستگاه پارس آباد بین روز 10 ماه نوامبر تا روز 8 ماه دسامبر خواهد بود. تاریخ پایان یخبندان ها در ایستگاه خلخال بین روز 13 ماه آوریل تا روز 19 ماه می، در ایستگاه اردبیل بین روز 17 ماه آوریل تا روز 18 ماه می و در ایستگاه پارس آباد بین روز 26 ماه فوریه تا روز 28 ماه مارس برآورد شده است.
    کلیدواژگان: پیش بینی، یخبندان، HadCM3، استان اردبیل
  • بشیر بشارتی، موسی عابدینی*، صیاد اصغری صفحات 206-222
    مقدمه
    فرسایش خندقی یکی از پیشرفته ترین نوع فرسایش آبی است که مقدار زیادی رسوب را با خود حمل می کند و باعث ایجاد چالش های مختلف زیست محیطی می شود
    هدف
    این تحقیق ارزیابی میزان رشد و عوامل موثر در ایجاد خندق های منطقه در بازه زمانی یک ساله می باشد.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق از مقادیر هدایت الکتریکی، نسبت جذب سدیم،PH ، نوع بافت خاک و از شاخص های اقلیمی (WS) برای تحلیل استعداد خندق زایی منطقه استفاده شده است.
    نتیجه گیری
    بر مبنای شاخص WS حوضه مورد مطالعه استعداد زیادی برای فرسایش خندقی دارد. به طوری که مورفومتری خندق ها هم بیانگر سرعت رشد زیاد آن ها می باشد. نتایج آزمایشگاهی خاک های برداشت شده از منطقه نشان می دهد که نوع سازند، بافت خاک، ساختمان ضعیف خاک دانه ها، بالابودن میزان نمک های محلول، به ویژه مقادیر بالای SAR، هدایت الکتریکی، میزان سدیم جذب شده موجود در خاک که موثر در رخداد فرسایش تونلی نیز هستند، از مهم ترین عوامل موثر در شکل گیری وگسترش فرسایش خندقی و مشخصات مورفومتریک خندق ها می باشند. به طورکلی شکل گیری فرسایش خندقی در منطقه مورد مطالعه از یک طرف تحت تاثیر ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک های منطقه و از طرف دیگر تحت تاثیر ویژگی های اقلیمی قرار دارد.
    کلیدواژگان: فرسایش خندقی، مورفومتری، ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک، حوضه شورچای
  • رسول شریفی نجف آبادی* صفحات 223-237
    مقدمه
    کواترنر جدیدترین دوره عمرکره زمین است. برخلاف کوتاهی این برهه از زمان، شواهد موجود گواه تنوع و اهمیت رخ دادهای صورت گرفته در آن می باشد.
    اهداف
    در این مقاله بر اساس آثار ژئومورفولوژی اقلیمی و ساختمانی تاریخ تحولات طبیعی حوضه چشمه لنگان واقع در شمال غرب استان اصفهان در طی کواترنر پسین مورد مطالعه قرارگرفته است. این حوضه در بخش مرکزی رشته کوه زاگرس و زون سنندج - سیرجان قرار گرفته و ابرگسل زاگرس از غرب آن عبور می کند.
    مواد و روش ها
    برای دستیابی به چنین مقصودی، با استفاده از داده های اقلیمی موجود و تلفیق آن با روش رایت، نسبت به تعیین دمای منطقه در آخرین دوره یخچالی اقدام گردیده و مورفولوژی آن زمان بازسازی شده است. همچنین، شاخص های ریخت سنجی زمین ساخت فعال با استفاده از مدل رقومی ارتفاع با دقت 30 متر در محیط های نرم افزاری آرک مپ، آرک ویو و گلوبال مپر اندازه گیری شده اند.
    نتیجه گیری
    در آخرین مرحله یخبندان کواترنر تقریبا 72 درصد منطقه همواره پوشیده از برف و یخ بوده است. در چنین شرایطی برف های انباشته شده در سیرک های کوهستانی، یخچال هایی را تشکیل می داده اند که به سمت دامنه کوه ها سرازیر شده و دره های Uشکلی را حفر می کرده اند. این یخچال های فرعی پس از اتصال به یکدیگر، در جهت شیب کلی زمین به خارج از حوضه هدایت می شده اند. علاوه برآن، دره های تکتونیکی زیادی در این محدوده وجود دارند که فرم V شکل داشته و نه تنها جهت گیری آن ها هیچ انطباقی با مسیرهای یخچالی ندارد، بلکه مسیرهای یخچالی را نیز قطع می کنند. بنابراین، آشکار شد که پس از آخرین دوره یخچالی، گسل ها در این منطقه فعالیت داشته و موجب حرکات زمین ساخت جدیدی شده اندکه به تجدید سیکل فرسایش منجر شده و این منطقه را به یک فلات در حال تجزیه تبدیل کرده اند. این موضوع با نظر تئودور اوبرلندر در مورد روند تکوین رودخانه های این منطقه از زاگرس همخوانی دارد. براین اساس، پیش بینی می شود که در آینده همچنان نرخ فرسایش در این منطقه بالا بوده و فعالیت های زمین ساختی نیز امکان وقوع خواهند داشت.
    کلیدواژگان: دره های گسلی، دوره کواترنر، یخچال های کوهستانی، حوضه چشمه لنگان
|
  • Zohre Heidari Beni *, Ezatollah Ezzati, Mohamadreza Hafez Nia, Heidar Lotfi Pages 8-21
    Introduction and Background: The idea of human intervention stems from the sense of responsibility of the international community in protecting the population from harming political violence, and this process demonstrates the importance of addressing the fundamental human rights issues in a historical process that has now become a global variable. In fact, with the end of the Cold War and the importance of soft issues such as human rights, humanitarian interventions have been at the center of international attention in protecting communities against states, and in this regard, there have been numerous interventions in the surface of the world, including Iraq, and so on. Therefore, the geopolitical position of countries over time and under the influence of various factors such as military interventions and wars, revolutions, changes in the international system and the global system, and changes in power balances are constantly changing. Nevertheless, humanitarian interventions appear to be largely influenced by the national interests of governments and major powers in international relations, which has been well documented in the US intervention in Iraq in 2003. In fact, the US intervention in Iraq in 2003 seems to be not for humanitarian reasons but for the hegemonic interests of the United States in the international system and the Middle East. Aims: In this regard, the study seeks to investigate the relationship between the United States intervention in Iraq in 2003 and the hegemonic interests of the United States and link these hegemonic interests to humanitarian goals.
    Methodology
    The research method is descriptive-analytic and data collection method is library and internet. The central question of this study is based on the relationship between the US intervention in Iraq in 2003, with humanitarian pretexts and US interests in Iraq.
    Conclusion
    The research hypothesis is based on the idea that the United States has been pursuing its hegemonic interests in the Middle East and Iraq by combining the concepts of the fight against terrorism and attempting to spread liberal democracy with humanitarian intervention.
    Keywords: 2003 War Iraq, United States, Hegemonic Interests, Humanitarian Intervention, Fight Against Terrorism, liberal Democracy
  • Rabiee Hossain *, Bahram Amir Ahmadian, Ataollah Abdi Pages 22-39
    Introduction and Background: The collapse of the Soviet :::union::: and the formation of new republics have further enhanced the geo-economic position of Iran in the region and the world. The Republic of Kazakhstan is enclosed in the land, and it needs short and reliable communication routes to open water for supplying diverse demands and supplying its oil and gas to world markets. The geostrategic position of Iran in the heart of the Middle East region is a valuable but potential reality that can create diverse geopolitical and geopolitical capacities and, as a result, increase national income, development and even security for the country. But the causes and factors such as the vacuum of power resulting from the collapse of the Soviet :::union:::, regional geopolitical rivalry, the important position of Iran near the intersection of Asia and Europe, the existence of large reserves of energy in the region and the desire of Central Asian countries to the presence of foreign powers, The presence of major powers in Central Asia has created serious barriers to Iran's more effective presence in the region. Aims: This article seeks to answer the question of what role Kazakhstan can play in the presence of Iran in Central Asia.
    Methodology
    This applied research has been done by descriptive-analytical method and its data have been compiled by library method. By providing other statistics and other documents, Kazakhstan's geo-Kazakhstani weight in Central Asia and the role that can be played in facilitating penetration and presence Iran has estimated in the region.
    Conclusion
    The result of the research shows that Kazakhstan plays a key role in geo-economic relations. Islamic Republic of Iran has Central Asia and can create the potential and potential for Iran to enter Central Asia.
    Keywords: Geopolitics, Geo-economics, Central Asia, Iran, Kazakhstan
  • Mohammad Reza Rezaei *, Shahab Hajforoush Pages 40-55
    Introduction and Background: Urban recreating is a generic term that incorporates other concepts such as rehabilitation, renovation, rehabilitation, regeneration and urbanization. Aims: In this regard, target of this research is set according to local-communities approach in order to evaluate the current status of Yazd city in terms of recreating activities and also to assess satisfaction amount of developing theses projects and provide solutions for optimal use of these spaces while preserving the identity of the fabric in Yazd city.
    Methodology
    The present study in terms of the target is applied, In terms of the method is descriptive-analytical and in terms of information gathering is library and documentary research. In this study, statistical methods of Chi-square test, Pearson correlation and single-sample T were used.
    Conclusion
     Results based on Chi-square test suggests that in the view of residents, there is a significant relation between, physical, economic, social, environmental and interior dimensions with satisfaction from the complex and at out of complex that there is a significant relation between physical, social and economic and environmental dimensions with satisfaction from the complex. Also in the Pearson correlation analysis of the residents of the complex and outside it, the relationship between age, socioeconomic status, residence status, income, marital status with satisfaction from the collection is significant. In single-sample T test, the average dimensions of the inhabitants of the collection and outside it, other than the environmental dimension (negative T), are greater than the comparative number (3), which indicates that, apart from the environmental dimension, they had a satisfaction from other dimensions. Finally, there are some strategies to improve the historical context and recreating of cities and to promote facilities and services in the range of studied area.
    Keywords: Satisfaction, Recreating, Historical Context, Kavir Hamsayegi Collection, Yazd City
  • Ali Sargolzaei, Zohre Hadyani *, Mojtaba Rafiyan Pages 56-72
    Introduction and Background: Construction violations are one of the problems in cities and especially metropolitan developing cities, which cannot easily be solved with an inefficient management system. Aims: The purpose of this study was to evaluate the existing situation and the distribution of this phenomenon in Zahedan city with the aim of the pathology of construction and construction violations in the city of Zahedan.
    Methodology
    According to the studied components and applied nature, the method of this research is descriptive-analytic. The required information is gathered with two methods including literature and library research (books, statistics, and maps) and field study (review of cases of violations from 2005 to 2014). One of the objectives of this research is to show the pattern of dispersion of violations in the city and the leveling of neighborhoods and urban regions. This pattern has been determined using the mean of the nearest neighbor of the distribution pattern of violation. Then, by means of the weighted average model geographical distribution of the neighborhoods, and with the Coopers model, ranking of neighborhoods in the number of violations of construction in the neighborhoods is specified. Finally, GIS software has been used to draw maps.
    Conclusion
    The results show that construction violations in Zahedan are not caused by poverty and in marginal settlements, but also in neighborhoods and legal settlements, and by more people who have sought to escape the law and economic profit. Based on the drawings of the dispersion of construction violations in the city of Zahedan during the 10 year period (2005 - 2014), we find that the first violation was first in region 5, but with the construction of the beautiful city region, construction violations have risen stage by stage and at the end of studied period, district 5 has the most violations. It is noteworthy that 2nd and 3rd municipalities district during the entire year showed similar violations, and since the beginning of the year until 2005 there have been no significant changes in terms of decreasing or increasing violations.
    Keywords: Structural Violations, Spatial Analysis, Distribution Pattern of Violations, Earthquake in Iran, Zahedan City
  • Somaye Mesgari, Ali Naimi Sadigh *, Mohammad Abdolshah Pages 73-89
    Introduction and Background: Establishing a systematic and authoritative structure will make a sustainable income for municipalities. Aims: In order to optimize the sources of revenue structure for municipalities, the study of the income structure of metropolitan municipalities can be used as a guide and a good pattern for reforming and compiling an optimal income structure. The important point is the proportionality of the municipality's duty and revenue. Basically, the services of the municipalities are due to specific features cannot be directly provided by the private sector. Based on this, the combination of municipality’s income seems necessary.
    Methodology
    In this research, a large picture of the sources of income and expenses of municipalities is first presented, and then, in the specific view of the characteristics of the city of Karaj, a favorable framework is proposed for the sustainable income system of Karaj Municipality, which is consistent with the goals of sustainable development. In this research, a questionnaire has been used in order to achieve sustainable earnings resources, based on fuzzy logic. Then, the income is divided into two categories: sustainable and unsustainable.
    Conclusion
    The fuzzy results show that the sources of income of gas, telephone, electricity, and customer charges; taxes on value added; taxes on the production or sale of manufactured goods; the contribution of the municipality to the collection of provisions; the passport duties; the consequences of driving offenses; the complications of the management of the test drive are more sustainable than other sources of income.
    Keywords: Sustainable Income, Fuzzy Logic, Unsustainable Sources, Municipal System, Karaj Municipality
  • Rabbani Ghazaleh *, Sirus Shafaqi, Mohammad Rahim Rahnama Pages 90-107
    Introduction and Background: Urban sprawl is a key subject of interest among urban planners and policy–makers, which needs to measure and monitor in order to overcome its impacts. In fact, urban expansion, and sprawl modeling is an interdisciplinary field as it involves numerous scientific areas such as geographical information system (GIS), complexity theory, urban geography, and remote sensing. Aims: The present study aims to generate an urban sprawl model using spatial planning approaches in Mashhad city. This type of measurement of physical growth in urban districts of Mashhad city is essential to urban planners and decision–makers who immediately need updated database for planning and management purposes.
    Methodology
    For this purpose, modified relative Shannon’s entropy together with hierarchical clustering analysis was considered. Five geo–statistical variables were considered as independent input variables to measure sprawl model. Thus, to reveal probability relations between sprawl indices and aforementioned independent variables the correlation coefficients were used.
    Conclusion
    The results revealed an analogous output for both relative entropy measurement and hierarchical clustering analysis through the sprawl model. On this basis, three municipality districts were categorized as prone zones of the study area in regard of sprawl expansion pattern. A direct and significant correlation between sprawl indices and informal settlements was estimated equal to 0.44 through municipality districts. Also, direct correlations (R=0.32 to 0.30) were observed between sprawl index and frequency of crimes and building parcel size. Contrarily, the result revealed a reverse correlation (R=−0.50) between sprawl index and land price index was explored based on each districts. It seems that the sprawl expansion in these districts influenced the growth of informal settlements and increase of crimes. This phenomenon could trigger negative environmental and socio–economical impacts in the study area. Hence, the urban management in Mashhad city should control the sprawl expansion in the prone districts by environmental prevention of land use change and land degradation.
    Keywords: Urban Sprawl Model, Shannon?s Entropy, Hierarchical Clustering Analysis, Geo?Statistical Indices
  • Rahimberdi Annamoradnejad * Pages 108-126
    Introduction and Background: The countries of Central Asia, which include the republics of Kazakhstan, Kyrgyzstan, Tajikistan, Turkmenistan and Uzbekistan, are among the nations of the world less well-known because of being placed behind the 74-year-old of the Soviet bloc. Aims: The purpose of this article, while getting acquainted with these countries, is to study the adaptive urban system in these countries.
    Methodology
    This research method was of descriptive-analytic type. For this purpose, the population of the cities of the mentioned countries was obtained from the latest statistics from different sources. Using the Mehta index, the severity of the existence of the primary city phenomenon and with the help of the rank-size model, the distribution of population at the city level was examined and also the Herfindal Index, to determine the level of urban concentration. Finally, the standard score method (z.score) was used to summarize the status of countries.
    Conclusion
    The results indicate that these countries have a low urban population and Kazakhstan is the highest with 55% and Tajikistan has the lowest urban population with 26%. Kazakhstan and Uzbekistan have the largest number of cities. The two natural factors of mountains and deserts were a major obstacle to the formation and concentration of urban populations. Turkmenistan and Kazakhstan has shown the best situation in the application of the standard score method and Kyrgyzstan have the worst situation. The Rank-size model has also shown a higher correlation between Kazakhstan and Uzbekistan
    Keywords: Urban System, Primate City, Rank-size Model, Herfindal-Index, Central Asia
  • Morteza Asghari, Fereshte Ahmadi *, Shirin Toghyani, Maryam Ostadi Pages 127-144
    Introduction and Background: Failure to protect and rehabilitate inefficient urban areas often results from dissatisfaction and inactivity of people with regard to imitation and non-conformist versions of urban management practices for modernization. The feasibility of urban renaissance projects seems to require the definition of projects that are based on expectations of the people, in the places where they will be driven to develop and run in a timely manner. Aims: in order to localize the urban renaissance, the Shahid Hasheminejad neighborhood, located in the central area and adjacent to the shrine of the Imam Reza (AS), which nowadays was more exhausted in terms of physical and functional, was considered as a case study.
    Methodology
    For this purpose, applied research was used and data are collected using interviews and library and field research. Data were analyzed using, SWOT, Hierarchical Analysis and the Strategic Priority Assessment Matrix. The present study was carried out in the first step by introducing and prioritizing the indices and indices of the localization of the urban regeneration approach in two stages of the survey, consisting of 15 specialists and expert. After that, 380 residents, adjacent and business people have been chosen to define the strategic position of the plan and effective strategic priorities in increasing the residents' satisfaction with the process of renaissance of the neighborhood. Finally, in order to explain the research findings based on the extraction of urban renaissance indices for the above neighborhood, twelve desirable sites were evaluated as developmental locations using the hierarchical analysis structure and in order to prioritize proposed projects, in line with localization strategies. The Renaissance approach was considered to be six strategic projects.
    Conclusion
    Finally, using the priority location-assessment matrix, the projects defined as spatial priorities were matched, and a mid-term plan was presented to carry out strategic projects to stimulate the localization renaissance of the Shahid Hasheminejad Neighborhood. The results indicate that timely implementation of the developed plans includes: ownership, agreement, injection of capital, construction and operation; increasing social status, satisfaction and participation of the residents plays a significant role.
    Keywords: Localization, Urban Renaissance, Spatial Allocation, Strategic-Projects, Shahid Hasheminejad
  • Yahya Safavi, Asghar Zarrabi, Mehdi Soheilipour * Pages 145-157
    Introduction and Background: During the evolution of urban life, what has taken a long way towards success and positive changes in the way of life in cities has been derived from innovative thought or evolutionary ingenuity. Today, the science of creativity in urban planning called creative city is one of the main factors for sustainable development and multilateral progress. Despite the progress of the last decade in urban management, the metropolis of Isfahan has had many problems including old industries, lack of creativity in changing the use of their unused spaces, traditional agriculture despite the water crisis, environmental pollution, lack of participation of elites in education, the existence of urban exhausted texture, and so on. Aims: The purpose of this research is to measure development indicators on the creation and development of a creative city in the metropolis of Isfahan.
    Methodology
    The research method is applied in terms of purpose and descriptive survey nature. Data gathering was field study by using a questionnaire. The sample size was 384 which is calculated by Cochran formula. The 5-degree Likert spectrum technique was used to measure the value of development indicators of the creative city. Also, a single-sample t-test was used to compare the mean of variables.
    Conclusion
    The results showed that in the economic indexes of the creative city, from the viewpoint of citizens, the highest and the lowest average are respectively "Improvement of business space by urban management" with a value of 3.99 and "Marketing of creative industries and branding" with a value of 3.83. In social indexes, the highest and the lowest mean are "Strengthening social institutions" with a value of 4.36 and "Human capital" with a value of 4.20. The highest and lowest mean of cultural indexes were identified as "Capital and cultural diversity" with a value of 4.30, and "Creative ideation" with a value of 3.96. Also, the highest and lowest mean of the indexes of the political dimensions of "Security and Stability" were 4.47 and "Tolerance" with 3.84.
    Keywords: Creative City, Sustainable Development, Isfahan Creativity Model
  • Fatemeh Hajari, Yaghoob Zanganeh *, Alireza Hamidian Pages 158-174
    Introduction and Background: The issue of identity in general and urban identity in particular has a great importance because of the role that play in recognizing individuals, objects, communities and places. In spite of the importance of this issue, urban identity crisis is alarming in recent times. Natural elements, physical and socio-cultural components are three main elements identifying that conditions and characteristics of each of them determining their role in the identity of the city.
    Aims: The main purpose of this study is investigate and identify the urban identity component of Sabzevar with emphasis on identifying the mentioned factors by citizens.
    Methodology
    This research method was of descriptive-analytic type. The data were collected through a document (library) method and a survey (questionnaire) method. The statistical population has been people over 15 years old of Sabzevar, who had been residence in this city for at least 5 years. The research units is Individual and samples are obtained using by Cochran formula a sample of 384 people.
    Conclusion
    The results show that on the basis relative frequency of recognized elements by the respondents, according to the group of synthetic and physical components with 44.21 percent, natural components with 30.29 percent and the human factor (25.49 percent) to be accounted as the most significant components of identity of Sabzevar city. Also citizens place attachment as one of elements of identity which is more than average level. Another result of this study is that among the 30 physical element of streets, squares and parks named by respondents, with the exception of 2 cases that are located in the city new part, the rest have taken place in old and central mid regions. In addition, these results indicate that there is no significant difference between the knowledge of residences regarding identity elements of physical and built environment of the city
    Keywords: Sabzevar, Urban identity, Local identity, Place Attachment, Views of Citizens
  • Kamraan Moravej *, Mohammad, Amir Delavar, Vahideh Najafi Pages 175-190
    Introduction and Background: Recent droughts have more than ever raised the use of modern irrigation methods and cultivating land having restrictions. This is especially important in rural areas. Aims: This research was conducted for studying the effect of new irrigation methods to increase the area under cultivation with saline and alkaline soils limitation for pistachio land utilization type in part of the south of Tehran province.
    Methodology
    Field studies were conducted such as drilling of 10 soil profiles, 10 augers and 86 soil sampling. various thematic maps such as soil map, land classification and suitability were prepared for two irrigation method as surface (traditional) and localized (modern) using auxiliaries’ data such as satellite imagery, geological and topographic maps and weather information and laboratory analysis result from soil sampling. The soils of region were classified at typic torrifluvents sub-group and differentiated at three series and six phases. Land classification study was conducted for bubbler and furrow irrigation method. Land suitability evaluation was handled according to selected irrigation method using parametric corrected land index method for pistachio land utilization type.
    Conclusion
    The results showed the use of bubbler irrigation rather than one may lead to the promotion land classification classes (II S to I) or reduce limitations on a class (II STW to II W). The use of mentioned irrigation method enhances land suitability classes due to insensitivity to soil and land limitations such as topography and salinity (increased from N to S2n) or will reduce the number and severity of limitations. However, the change of irrigation method from traditional to modern needs high costs and demand greater levels of initial management, but in the long term, while increasing irrigation efficiency compensate the preliminary costs and reduce land modifying operations.
    Keywords: Bubbler Irrigation, Land Classification, Saline Soils, Soil Map
  • Behruz Sobhani, Akbar Goldust * Pages 191-205
    Introduction and Background: One of the causes of the widespread damages caused by frost is the fact that its dimensions and nature are unknown. The prediction of frosts is one of the issues that, if implemented, can be a very great help in reducing the adverse effects of this phenomenon. Aims: In this research, daily minimum temperature is predicted for analyzing the start and end of freezing period in Parsabad, Ardabil and Khalkhal stations for next three periods 2011- 2030, 2046-2065 and 2080 – 2099.
    Methodology
    Used data was data related to meteorological models, daily rainfall data, max and min temperature and sunny hours from 1996 to 2016. First, to choose the efficient model of general circulation of atmosphere, the results of nine climatic models were compared, and HADCM3 model was selected as the best model. This model’s output was down scaled by LARS-WG downscaling method. This method is very effective in downscaling of applied model’s output. After simulation of daily minimum temperature for future periods; with regard to being correct of real data from 2011 to 2016; simulated data was compared with real data.
    Conclusion
    Results showed that simulated data don’t have significant difference with station’s real data. Therefore, meteorological model of HADCM3 has acceptable capability in this simulation. According to the results obtained from this research, minimum mean temperature of stations in future years will be increasing. Date of freezing starting is delayed eventually in future periods and starting and ending date of them is closed together over the time and freezing period duration is more shortened. Date of freezing starting in Khalkhal station was the first day of October through 7th of October, in Ardabil station between 9th of October through 30th October and in Parsabad station between 10th of November through 8th of December. Date of freezing ending in Khalkhal station was estimated 13th of April through 18th of May, in Ardabil station between 17th of April through 18th May and in Parsabad station between 26th April through 28th of March.
    Keywords: Prediction, Freezing, HadCM3, Ardabil Province
  • Bashir Besharati, Mousa Abedini *, Sayyad Asghari Pages 206-222
    Introduction and Background: Gully erosion is one of the most advanced kind of water erosion that carries a lot of sediment and causes various environmental challenges. Therefore, identifying and investigating of effective factors is necessary on forming and promoting of erosion in study area. Aims: The aim of this study is to evaluate the factors influencing on dynamic of area Gullies in a one year time period.
    Methodology
    In this study, electrical conductivity, sodium absorption ratio, PH, soil type and WS index has been used for analyzing of gully erosion potential.
    Conclusion
    Results indicate that according to WS index the study basin has much potential for gully erosion as of gullies morphometry indicates much speed of promotion of gullies, laboratory results of sample soils of soluble minerals, SAR, electrical conductivity, the amount of sodium in soil are effective on piping erosion are the most important effective factors on formation and promotion of gully erosion and morphometric characteristics of gullies. It is thought from the results of study that physical and chemical conditions of soil and rainfall have been effective on soil erosion and gullies development from length and width
    Keywords: Gully Erosion, Morphometry, Physical, Chemical Characteristics of Soil, Shoorchay Basin
  • Rasul Sharifi Najaf Abadi * Pages 223-237
    Introduction and Background: Quaternary is the newest life span of the planet. Contrary to the shortness of time, evidences show the diversity and significance of the events that took place.
    Aims: In this paper, based on the of climate and Structural geomorphology, the history of natural changes in the Cheshmeh-Langan Basin located northwest of Isfahan province during the late quaternary period has been studied.
    Methodology
    This basin is located in central part of Zagros mountain range and Sanandaj–Sirjan zone and Zagros' fault passes from its west. In order to achieve such a goal, using available climatic data and combining it with Write method, the temperature was measured in the last glacial period and the morphology of the area was rebuilt at that time. Also, Morphological indices of active tectonic have been measured using Digital Elevation Model from topography in accuracy of 30 m in ARCMAP, ARC INFO, and GOLOBAL MAPER software.
    Conclusion
    According to the evidence given, at the last Quaternary glacial phase, 72 Percent of the zone has been covered constantly with snow and ice. In such these conditions, the snow cumulated over mountainous cirques may have formed the glaciers inclined toward the foot of a mountain and U-shape valleys. These secondary glaciers have been extended after connecting each other in direction of general earth slope and directed to out of the basin. There are many valleys in this area in V form and not only their orientation has no correspondence with glacial directions, but also they intersect glacial directions. Studying different indices indicating dynamic tectonic and the faults of the zone reveals that after the last glacial period, the faults have been active in this zone, caused new tectonic movements. That has led to a renewal of the erosion cycle and has transformed the area into a decaying plateau. These matters are matched with Theodore Oberlander theory about Zagros stream. Accordingly, it is expected that in the future, the erosion rate in the area will still be high and tidal activities will also occur.
    Keywords: Fault Valleys, Quaternary Period, Mountain Glacier, Chashme-Langean Basin