فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 0 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/05/01
  • تعداد عناوین: 15
|
  • کامبیز اسماعیل نیا شیروانی، مریم تقوایی یزدی، کیومرث نیاز آذری * صفحات 9-23
    هدف این پژوهش بررسی مقایسه ای عملکرد مدیران دانشگاه های استان گلستان بود. این مطالعه ترکیبی (کیفی و کمی) و از نوع پیمایشی بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی خبرگان دانشگاهی استان گلستان بودند که 15 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی مدیران و معاونان دانشگاه های استان گلستان (395 نفر) در سال 1396 بودند که بر اساس فرمول کوکران تعداد 193 نفر آنها با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایانتخاب شدند. با مطالعه پیشینه نظری و مصاحبه با خبرگان دانشگاهی با روش گراند تئوری پرسشنامه عملکرد مدیران (35 گویه) طراحی شد. روایی صوری و محتوایی ابزار با نظر متخصصان تایید و پایایی با روش آلفای کرونباخ برای عملکرد مدیران 74/0 محاسبه شد. داده ها با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل واریانس با نرم افزار SPSS-19 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که عملکرد مدیران پنج بعد فردی، آموزشی و دانشجویی، پژوهشی، بهداشتی و اداری و مالی داشت. همچنین عملکرد مدیران دانشگاه علوم پزشکی در مقایسه با عملکرد مدیران سایر دانشگاه ها بهتر بود.
    کلیدواژگان: عملکرد، عملکرد آموزشی، عملکرد پژوهشی
  • جمشید امیدی، سید احمد هاشمی، عباس قلتاش، علی اصغر ماشینچی صفحات 25-39
    هدف این پژوهش طراحی الگوی برنامه درسی آموزش کارآفرینی برای دانش آموزان دوره اول متوسطه بود. این پژوهش جزء پژوهش های کیفی است و با استفاده از رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی در حوزه های برنامه درسی و آموزش کارآفرینی با رتبه علمی دانشیار و استاد تمام استان فارس بودند که مجموعا 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. اطلاعات با روش های فیش برداری و مصاحبه نیمه ساختاریافته گرد آوری و اعتبار داده ها و یافته ها با روش های بازبینی مشارکت کنندگان و بررسی خبرگان تایید شد. منابع و متون تخصصی برنامه درسی و آموزش کارآفرینی بررسی و مصاحبه با متخصصان این رشته ها صورت پذیرفت و بر اساس سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل انجام شد. نتایج پژوهش شامل الگوی طراحی شده جهت آموزش کارآفرینی در دانش آموزان دوره اول متوسطه بود که توسط خبرگان دانشگاهی در حوزه های برنامه درسی و آموزش کارآفرینی تایید شد.
    کلیدواژگان: برنامه درسی، آموزش کارآفرینی، دانش آموزان
  • پریناز بنیسی صفحات 41-57
    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سکوت سازمانی و عدالت سازمانی با اشتیاق شغلی با میانجیگری سلامت روان در کارکنان آموزش و پرورش انجام شد. این پژوهش توصیفی و همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش کارکنان اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران در سال تحصیلی 97-1396 بودند. نمونه پژوهش 400 نفر بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه های سکوت سازمانی (دیمیتریس و واکولا، 2007) ، عدالت سازمانی (نیهوف و مورمن، 1993) ، اشتیاق شغلی (سالانووا و شافلی، 2008) و سلامت روان (نجاریان و داودی، 1380) بودند. داده ها با روش معادلات ساختاری از نوع تحلیل مسیر با نرم افزار لیزرل تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که سکوت سازمانی بر سلامت روان و اشتیاق شغلی تاثیر مستقیم منفی و معنادار، عدالت سازمانی بر سلامت روان و اشتیاق شغلی تاثیر مستقیم مثبت و معنادار و سلامت روان بر اشتیاق شغلی تاثیر مستقیم مثبت و معنادار داشت. سکوت سازمانی با میانجیگری سلامت روان بر اشتیاق شغلی تاثیر غیرمستقیم منفی و معنادار و عدالت سازمانی با میانجیگری سلامت روان بر اشتیاق شغلی تاثیر غیرمستقیم مثبت و معنادار داشت (01/0>P). بنابراین برای ارتقای اشتیاق شغلی باید سکوت سازمانی را کاهش و عدالت سازمانی و سلامت روانی را افزایش داد.
    کلیدواژگان: سکوت سازمانی، عدالت سازمانی، اشتیاق شغلی
  • طراحی و تبیین مدل ارتباطی نقش ایزو در کیفیت آموزش منابع انسانی (مطالعه موردی)
    رضا دیهیم، محمد موسوی صفحات 59-73
    هدف از این پژوهش طراحی و تبیین مدل ارتباطی نقش ایزو در کیفیت آموزش منابع انسانی بود. این مطالعه کاربردی و ترکیبی (کمی و کیفی) بود که با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی اساتید و خبرگان (10 نفر) بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی همه کارکنان شرکت ایران خودرو خراسان (547 نفر) در سال 1396 بودند که بر اساس فرمول کوکران 226 نفر با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه محقق ساخته کیفیت آموزش منابع انسانی (40 گویه) جمع آوری شد. روایی صوری و محتوایی ابزار توسط متخصصان تایید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ تایید شد. داده ها با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و مدل یابی معادلات ساختاری به کمک نرم افزار PLS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که کیفیت آموزش منابع انسانی دارای پنج مولفه نیازسنجی آموزشی، طراحی برنامه آموزشی، اجرای فرایند آموزش، ارزشیابی فرایند آموزش و پایش فرایند آموزش بود. در این مدل مولفه های مذکور به ترتیب با درصد واریانس 83/11، 79/8، 84/7، 72/6 و 72/6 بیشترین تاثیر را در کیفیت آموزش منابع انسانی داشتند. همچنین مولفه ها توانستند باهم 70/77 درصد واریانس کیفیت آموزش منابع انسانی را تبیین کنند و مدل برازش مناسبی داشت.
    کلیدواژگان: ایزو، کیفیت آموزش، منابع انسانی
  • لیدا رجبی سنگتراشانی، اسدالله مهرآرا صفحات 75-89
    پژوهش حاضر با هدف ارزیابی عوامل موثر بر اجرایی شدن نظام مدیریت دانش انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه پژوهش مدیران و معاونان شهرداری های شرق استان مازندران (110 نفر) در سال 1397 بودند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 92 نفر محاسبه شد که با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته مدیریت دانش (52 گوی های) استفاده شد. روایی صوری و محتوایی این ابزار توسط متخصصان تایید و پایایی آن بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 84/0 محاسبه شد. داده ها با آزمون های فریدمن و تی به کمک نرم افزار SPSS-20 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که عوامل فرایند دانشی، یادگیری سازمانی و ارتباطات بیشتر از حد متوسط، عوامل محیط و اقدامات انگیزشی کمتر از حد متوسط و عامل منابع انسانی در حد متوسط بودند. همچنین عوامل فرایند دانشی، یادگیری سازمانی، ارتباطات، منابع انسانی، محیط و اقدامات انگیزشی به ترتیب با میانگین 83/4، 51/4، 32/4، 64/3، 99/1 و 47/1 دارای بیشترین تاثیر بر اجرایی شدن نظام مدیریت دانش بودند.
    کلیدواژگان: مدیریت دانش، فرایند اجرایی، فرایند دانشی
  • فاطمه ساغری، عبدالله علی اسماعیلی، بابک حسین زاده صفحات 91-106
    پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل عوامل موثر بر کارآفرینی دانشگاهی در دانشگاه های استان مازندران انجام شد. این مطالعه کاربردی از نوع زمینه یابی بود. جامعه پژوهش خبرگان دانشگاهی حوزه کارآفرینی در دانشگاه های آزاد اسلامی استان مازندران در سال 1396 بودند که از میان آنها 13 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و داده ها جمع آوری شده با روش تحلیل عاملی اکتشافی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که سه عامل سازمانی، محیطی و فردی، کارآفرینی دانشگاهی را تبیین می کنند. عامل سازمانی دارای شش مقوله نهادینه کردن فرهنگ کارآفرینی، زیرساخت ها و فرایندها، تشکیل مراکز بازاریابی، تحول کارآفرینی در دانشگاه، ارتقاء آموزش دانشگاهی و تغییرات مدیریتی، عامل محیطی دارای پنج مقوله فشارهای بیرونی، قوانین کسب و کار، ارتباط صنعت با دانشگاه، اطلاع رسانی و آگاهی بخشی و فرهنگ کارآفرینی در جامعه و عامل فردی دارای سه مقوله ویژگی های فردی دانشجویان، پرورش ویژگی های کارآفرینی و دسترسی به منابع می باشد. همچنین سه عامل سازمانی، محیطی و فردی به ترتیب با بار عاملی 79/0، 65/0 و 73/0 توانایی تبیین کارآفرینی دانشگاهی داشتند و در مجموع توانستند 12/74 درصد از کل واریانس کارآفرینی دانشگاهی را تبیین کنند.
    کلیدواژگان: کارآفرینی، دانشگاه، عامل سازمانی
  • معصومه سادات سعیدی، علیرضا فقیهی، محمد سیفی، فائزه ناطقی صفحات 107-124
    هدف این پژوهش بررسی جایگاه اخلاق حرفه ای کارکنان و ارائه الگوی مطلوب توسعه آن بود. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی خبرگان و در بخش کمی کارکنان ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی و ادارات تابعه در استان مرکزی (160 نفر) و ارباب رجوع ها (500 نفر) بودند. نمونه پژوهش در بخش کیفی 30 نفر از خبرگان بودند که با روش هدفمند و در بخش کمی 113 نفر از کارکنان و 306 نفر از ارباب رجوع ها بودند که با روش در دسترس انتخاب شدند. داده ها در بخش کیفی با استفاده از بررسی پیشینه نظری و پژوهشی و مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جایگاه اخلاق حرفه ای جمع آوری شدند. روایی صوری و محتوایی ابزار توسط متخصصان و پایایی آن بر اساس ضریب آلفای کرونباخ برای نسخه کارکنان و نسخه ارباب رجوع ها به ترتیب 95/0 و 92/0 محاسبه شد. داده ها با روش های تحلیل عاملی و آزمون تی تحلیل شدند. بر اساس یافته های بخش کیفی مولفه های مربوط به الگوی اخلاق حرفه ای استخراج و الگو ترسیم شد. همچنین بر اساس یافته های بخش کمی اخلاق حرفه ای و مولفه های آن در کارکنان وضعیت مناسبی داشتند.
    کلیدواژگان: اخلاق حرفه ای، کارکنان، توسعه اخلاق حرفه ای
  • نادر سلیمانی، خداداد میرزایی صفحات 125-144
    در این پژوهش الگوی ساختاری رابطه بین مولفه های سرمایه روانشناختی با رضایت از زندگی و انگیزه پیشرفت تحصیلی در دانشجویان دانشگاه های پیام نور غرب استان اصفهان در زمستان 1395 اجرا شد. روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه های پیام نور غرب استان اصفهان در زمستان 1395 به تعداد 900 نفر تشکیل دادند که از میان آن ها 303 نفر به شیوه تصادفی نظامدار انتخاب شدند. ابزار های پژوهش پرسشنامه سرمایه روان شناختی (لوتانز و همکاران، 2008) پرسشنامه رضایت از زندگی (داینر وهمکاران، 1985) و پرسشنامه انگیزش پیشرفت تحصیلی AMS (والراند و همکاران،1992) بودند. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین مولفه های سرمایه روان شناختی (خود کار آمدی، امیدواری، خوشبینی، تاب آوری) بارضایت از زندگی (01/0>p) و پیشرفت تحصیلی (01/0>p) رابطه مثبت و معنادار و بین رضایت از زندگی و انگیزه پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. نتایج حاصل از الگوسازی معادله ساختاری (SEM) نشان داد که امیدواری با رضایت از زندگی دارای رابطه مستقیم و خود کار آمدی، امیدواری، خوشبینی (جهت گیری به زندگی) ، تاب آوری همراه با رضایت از زندگی با پیشرفت تحصیلی رابطه مستقیم و معنا دار دارند. همچنین نتایج نشان دادکه رضایت از زندگی متغیر واسطه ای در رابطه امیدواری با رضایت از زندگی است به عبارت دیگر امیدواری بخشی از اثرات خود را به پیشرفت تحصیلی از طریق رضایت از زندگی انجام می دهد.
    کلیدواژگان: سرمایه روانشناختی، رضایت از زندگی، انگیزه پیشرفت تحصیلی
  • حسنا کاشف، مریم تقوایی یزدی، کیومرث نیاز آذری صفحات 145-158
    پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل شفافیت سازمانی به منظور توانمندسازی مدیران انجام شد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه اجرا آمیخته (کمی و کیفی) بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی 12 نفر از مدیران اجرایی دانشگاه ها و در بخش کمی 254 نفر از مدیران اجرایی دانشگاه های آزاد استان مازندران در سال تحصیلی 97-1396 (750 نفر) بودند که به ترتیب با روش های نمونه گیری هدفمند و خوشه ایانتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها در بخش کیفی از مصاحبه و در بخش کمی از پرسشنامه های محقق ساخته شفافیت سازمانی (50 گوی های) و توانمندسازی (33 گوی های) استفاده شد که روایی صوری و سازه آن ها تایید و پایایی آنها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 94/0 و 78/0 محاسبه شد. داده ها با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و مدل معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که شفافیت سازمانی دارای چهار بعد مدیریتی، مالی، ساختاری و فناورانه و توانمندسازی مدیران دارای نه بعد دانش و مهارت، اعتماد، ارتباطات، انگیزه، سبک رهبری، یادگیری سازمانی، ساختار سازمان، تنوع نیروی کار و سیال بودن اطلاعات بود. مدل های شفافیت سازمانی و توانمندسازی مدیران برازش مناسبی داشتند. همچنین یافته ها نشان داد که شفافیت سازمانی و توانمندسازی مدیران و ابعاد آنها رابطه معنادار مثبتی داشتند.
    کلیدواژگان: شفافیت سازمانی، توانمندسازی مدیران، دانشگاه آزاد اسلامی
  • مه لقا کریمی کما، محمد صاحب الزمانی، نادر قلی قورچیان صفحات 159-172
    هدف پژوهش تعیین شایستگی های موثر در ارتقاء چابکی فرهنگی مدیران دانشگاه با تکنیک دلفی بود. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ اجرا توصیفی - تحلیلی بود که در آن از تکنیک دلفی استفاده شد. جامعه پژوهش 16 نفر از خبرگان علمی و اجرایی در حوزه های مدیریتی و فرهنگی در دانشگاه های آزاد اسلامی استان گیلان (870 نفر) در سال تحصیلی 97-1396 بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی میانگین، انحراف معیار، ضریب توافقی کندال و آزمون تی انجام شد. در این پژوهش ابتدا بر اساس ادبیات نظری و پژوهشی موجود 36 مولفه شناسایی و خبرگان آنها را بر اساس مقیاس پنج درجه ای لیکرت ارزیابی کردند و در نهایت پس از سه دور استفاده از دلفی 22 مولفه موثر در ارتقاء چابکی فرهنگی مدیران دانشگاه شناسایی شد. مولفه های شناسایی شده شامل هوش فرهنگی، هوش عاطفی، پذیرش ایده ها، خلاقیت و تفکر واگرا، مدیریت مشارکتی و کار تیمی، تفکر سیستماتیک، آگاهی فرهنگی، خودکارآمدی، مدیریت تعارض، یادگیرنده بودن، خودکنترلی، مینیمالیسم فرهنگی، اعتماد به نفس، چابکی، یکپارچگی فرهنگی، تفکر انتقادی، اخذ چشم انداز از دیدگاه های دیگران، انطباق فرهنگی، تحمل ابهام، تاثیر و نفوذ، مدیریت ارتباطات و شایستگی علمی بودند که همگی بالاتر از حد متوسط بودند.
    کلیدواژگان: چابکی فرهنگی، مدیران دانشگاه، تکنیک دلفی
  • مهین کیخانزاد، سعید صفاریان همدانی، فرشیده ضامنی صفحات 173-186
    هدف پژوهش حاضر ارائه مدل فرهنگ سازمانی در دانشگاه فرهنگیان استان مازندران بود. این مطالعه مقطعی از نوع زمینه یابی بود. جامعه پژوهش همه کارکنان دانشگاه فرهنگیان استان مازندران (150 نفر) در سال تحصیلی 96-1395 بودند. همه 150 نفر با روش نمونه گیری سرشماری به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه محقق ساخته فرهنگ سازمانی (42 گویه) جمع آوری شد. روایی صوری و محتوایی ابزار توسط متخصصان تایید و پایایی آن بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 83/0 محاسبه شد. داده ها با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون تی به کمک نرم افزارهای SPSS-17 و LISREL-8. 8 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که فرهنگ سازمانی دارای هفت مولفه شامل انطباق پذیری، مشارکت، انعطاف پذیری، توزیع قدرت، خلاقیت و نوآوری، توجه به اعضای سازمان و خطرپذیری بود. در این مدل مولفه های خطرپذیری، مشارکت، توجه به اعضای سازمان، انعطاف پذیری، خلاقیت و نوآوری، انطباق پذیری و توزیع قدرت به ترتیب با بار عاملی 78/0، 72/0، 71/0، 67/0، 66/0، 60/0 و 59/0 بیشترین تاثیر را در فرهنگ سازمانی داشتند و توانستند 93/70 درصد از فرهنگ سازمانی در دانشگاه فرهنگیان را تبیین کنند. همچنین مولفه های مشارکت، انعطاف پذیری، توزیع قدرت و خطرپذیری کمتر از متوسط، مولفه های خلاقیت و نوآوری و توجه به اعضای سازمان بیشتر از متوسط و مولفه انطباق پذیری در حد متوسط بودند.
    کلیدواژگان: فرهنگ سازمانی، کارکنان، دانشگاه فرهنگیان
  • علی گلی، علی خوزین، مجید اشرفی، آرش نادریان صفحات 187-201
    پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های مسئولیت اجتماعی و اخلاق حرفه ای کارکنان انجام شد. این مطالعه ترکیبی (کیفی و کمی) از نوع مقطعی بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی 30 نفر از خبرگان و در بخش کمی 100 نفر از کارکنان حسابداری بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های محقق ساخته مسئولیت اجتماعی (36 گوی های) و اخلاق حرفه ای (72 گوی های) استفاده شد. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط متخصصان تایید و پایایی پرسشنامه های مسئولیت اجتماعی و اخلاق حرفه ای با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 80/0 و 85/0 محاسبه شد. داده ها با روش تحلیل عاملی اکتشافی به کمک نرم افزار SPSS-16 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مسئولیت اجتماعی دارای چهار مولفه توسعه مسئولیت، آگاهی جامعه نسبت به مسئولیت، افزایش تبلیغ برای مسئولیت و جلب اعتماد برای مسئولیت و اخلاق حرفه ای دارای شش مولفه مسئولیت پذیری، پاسخگویی، عدالت، تعهد کاری، صداقت و صبر و شکیبایی می باشد. نتایج حاکی از آن بود که مولفه توسعه مسئولیت بیشترین تاثیر را بر مسئولیت اجتماعی و مولفه مسئولیت پذیری بیشترین تاثیر را بر اخلاق حرفه ای داشتند. چهار مولفه مسئولیت اجتماعی توانستند 34/72 درصد از مسئولیت اجتماعی و شش مولفه اخلاق حرفه ای توانستند 80/79 درصد از اخلاق حرفه ای را تبیین کنند.
    کلیدواژگان: مسئولیت اجتماعی، اخلاق حرفه ای، کارکنان
  • علی محمد مبصر آزاد، خدابخش راهدار صفحات 203-219
    این پژوهش با هدف تبیین وضعیت ابعاد سرمایه اجتماعی در معلمان آموزش و پرورش شهر تهران و ارائه راهکارهایی برای ارتقاء آن انجام شد. تحقیق حاضر به لحاظ روش گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه معلمان دوره متوسطه اول و دوم در منطقه 15 شهر تهران به تعداد 3871 نفر تشکیل می دهند. حجم نمونه با توجه به جدول مورگان، 350 نفر بود که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. جمع آوری داده ها در این پژوهش از طریق پرسشنامه استاندارد سرمایه اجتماعی «ناهاپیت و گوشال» (1998) که دارای 24 گویه با ابعاد ساختاری، رابطه ای و شناختی است صورت گرفت. با استفاده از آلفای کرونباخ، پایایی پرسشنامه سنجش سرمایه اجتماعی 894/0 برآورد شد. در این پژوهش از دو روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. اطلاعات گردآوری شده جهت بررسی با روش آماری تی، تحلیل واریانس و آزمون فریدمن تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد وضعیت متغیر سرمایه اجتماعی معلمان کمی بالاتر از متوسط قرار دارد؛ نتایج آزمون فریدمن نشان داد سرمایه ساختاری شرایط مطلوب تری در مقایسه با سرمایه های شناختی و رابطه ای در معلمان آموزش و پرورش دارد. علاوه براین بین سطح سرمایه اجتماعی ازنظر جنس، سن، تحصیلات و سابقه تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، سرمایه ساختاری، سرمایه رابطه ای، سرمایه شناختی و آموزش و پرورش
  • سید احمد هاشمی، ابوالفضل عباسی صفحات 221-240
    هدف از انجام این پژوهش بررسی و تحلیل موانع توسعه و بهسازی مدیران مدارس آموزش و پرورش شهرستان لامرد بوده است. روش تحقیق توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری مورد مطالعه مدیران مدارس شهرستان لامرد هستند که از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی بر اساس جدول کرجسی و مورگان 210 مدیر مدرسه و 36 مدیر ارشد آموزش و پرورش انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه محقق ساخته بسته پاسخ با 43 سوال 5 گزینه ای که بر اساس مقیاس لیکرت تنظیم شده بود، استفاده گردید. برای تعیین روایی آن از روایی محتوایی و صوری، و برای تعیین پایایی آن از روش آلفای کرونباخ استفاده شد، که ضریب آلفا 91/0 محاسبه گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی، استنباطی و تحلیل عاملی با چرخش واریماکس با نرم افزارهای SAS و SPSS استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد ضعف در زیرساختهای انسانی، تجهیزاتی و فرهنگی مانع توسعه و بهسازی مدیران شاغل در آموزش و پرورش شهرستان لامرد است. همچنین بین میانگین های نمرات بدست آمده در زیرساخت های انسانی، تجهیزاتی و فرهنگی تفاوت معنی داری وجود دارد. براساس یافته های حاصل از تحلیل عاملی، 43 متغیر در 12 عامل موانع انگیزشی، تجهیزاتی _ فنی، فرهنگی، انسانی، اقتصادی _ مالی، زیرساخت های آموزشی، ساختاری، ارزشیابی، توانایی های حرفه ای، سیاسی، اجتماعی، متخصصین طراحی، قرار گرفتند.
    کلیدواژگان: زیرساخت های انسانی، زیرساخت های تجهیزاتی، زیرساخت های فرهنگی، موانع
  • فاطمه یزدانی، اصغر شریفی، محمد نقی ایمانی صفحات 241-255
    هدف این پژوهش ارائه الگویی برای تربیت شهروند حرفه ای در آموزش و پرورش ابتدایی کشور بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا آمیخته (کیفی و کمی) بود. جامعه آماری در بخش کیفی خبرگان آموزش و پرورش و در بخش کمی معلمان مدارس ابتدایی کشور (358000 نفر) بودند. حجم نمونه در بخش کیفی با استفاده از اصل اشباع نظری 10 نفر تعیین که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی با استفاده از فرمول کوکران 840 نفر تعیین که با روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش بخش کیفی مصاحبه های ساختاریافته و بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته 160 سوالی تربیت شهروند حرفه ای بود. روایی صوری، محتوایی و سازه ابزار تایید و پایایی ابزار با روش آلفای کرونباخ برای عوامل اثرگذار بر شهروند حرفه ای (درون داد) 83/0، فرایند 79/0 و شهروند حرفه ای (برون داد) 77/0 محاسبه شد. در بخش کیفی داده ها با روش کدگذاری نظری و در بخش کمی با روش های تحلیل عاملی، مدل یابی معادلات ساختاری و آزمون تی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که عوامل موثر در تربیت شهروند حرفه ای شامل سه دسته درون داد، فرایند و برون داد است و مولفه های شناسایی شده الگوی شهروند حرفه ای برازش مناسبی داشتند.
    کلیدواژگان: تربیت، شهروند حرفه ای، آموزش و پرورش ابتدایی