فهرست مطالب

طب توانبخشی - سال هفتم شماره 3 (پاییز 1397)
  • سال هفتم شماره 3 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/12
  • تعداد عناوین: 33
|
  • مقاله پژوهشی
  • معصومه زاهدی، عبدالحمید دانشجو *، منصور صاحب الزمانی، محمد صادقی گوغری صفحات 1-9
    مقدمه و اهداف:
    تمرینات ورزشی برای بهبود عملکرد فاکتور حس وضعیت مفصل زانو، برای پیشگیری از بروز آسیب های بیشتر، بازتوانی و بهبود عملکرد هر چه بهتر فرد ضروری می باشد. هدف از انجام تحقیق حاضر مقایسه اثر دو نوع تمرینات پلایومتریک هاپینگ و پرشی به مدت 6 هفته بر حس وضعیت مفصل زانو در مردان به دنبال بازسازی لیگامان صلیبی قدامی بود.
    مواد و روش ها
    چهل مرد با بازسازی لیگامنت صلیبی قدامی (میانگین ±انحراف استاندارد؛ سن 62/1±88/27 سال، وزن 28/10±9/79 کیلوگرم، قد 05/0±77/1 متر) به صورت هدفمند و در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. آزمودنی ها به صورت تصادفی به 3 گروه تمرینات هاپینگ (14 نفر) ، پرشی (13 نفر) و گروه کنترل (13 نفر) تقسیم شدند. قبل و بعد از یک دوره تمرین 6 هفته ای (3 جلسه در هفته) در شرایط مشابه زمانی و مکانی حس وضعیت مفصل زانو به وسیله دوربین دیجیتال ثبت و به وسیله نرم افزار اتوکد ارزیابی شد. در مدت زمان تحقیق، گروه کنترل هیچ برنامه مداخله درمانی انجام ندادند. نتایج تحقیق با استفاده از آزمون سنجش مکرر ترکیبی تحلیل و مورد آنالیز قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج آزمون تفاوت معناداری در میزان حس وضعیت در زاویه 45 درجه (002/0p=) و زاویه 60 درجه (046/0p=) در گروه تمرینات هاپینگ و در زاویه 45 درجه (001/0p=) در گروه تمرینات پرشی نشان داد. میزان حس وضعیت در بقیه زوایا و گروه های برنامه تمرینی هاپیینگ و پرشی تفاوت معناداری از خود نشان نداد (05/0p>). میزان حس وضعیت در گروه هاپینگ و گروه پرشی تفاوت معناداری با یکدیگر نداشت (001/1=P) ، اما بین میزان حس وضعیت در گروه هاپینگ و گروه پرشی با گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده شد (001/0=P).
    نتیجه گیری
    تمرینات هاپینگ و پرشی را می توان به عنوان یک روش جهت بهبود حس وضعیت در زاویه 45 درجه خم شدن زانو در افراد دارای پارگی لیگامان صلیبی قدامی توصیه کرد. به نظر می رسد تمرینات هاپینگ جهت بهبود حس وضعیت در زاویه 60 درجه از تمرینات پرشی در افراد دارای پارگی لیگامان صلیبی قدامی مفیدتر است.
    کلیدواژگان: حس وضعیت، لیگامان صلیبی قدامی، تمرینات پلایومتریک هاپینگ، تمرینات پرشی، تعادل، توانبخشی
  • کیمیا حبیب نژاد عربی، جلال ثامنی *، ملیحه مظاهر یزدی، شهره جلاییorcid ، تیلا موسوی صفحات 10-17
    مقدمه و اهداف:
    پاسخ های ارزیابی گوش واقعی، رایج ترین روش مورد استفاده در تایید عملکرد سمعک در کودکان و نیز بزرگسالان می باشد. در سال های اخیر، از پتانسیل های برانگیخته شنوایی در ارزیابی عینی دقت فیتینگ در نوزادان و کودکان کم سن که نمی توانند بازخورد رفتاری مناسب ارائه دهند، استفاده شده است. در مطالعه حاضر، پاسخ های ارزیابی گوش واقعی به دست آمده از سمعک های تنظیم شده با پاسخ های قشری و منحنی هدف حاصل از فرمول NAL-NL2 که یکی از رایج ترین فرمول ها در تنظیم و تجویز سمعک کودکان می باشد، مورد مقایسه قرار گرفت.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر روی 10 کودک دچار کم شنوایی متوسط تا شدید در سنین 2 تا 4 سال صورت گرفت. در ابتدا پاسخ های ارزیابی گوش واقعی از سمعک های تنظیم شده با پاسخ های قشری این کودکان به دست آمد و سپس با منحنی هدف حاصل از فرمول NAL-NL2 مقایسه گردید.
    یافته ها
    سمعک های تنظیم شده با پاسخ های قشری نسبت به فرمول NAL-NL2، میزان بهره بیشتری در هر سه سطح شدتی ارائه می دهد. مقدار P-Value به جز در فرکانس 500 هرتز در سطح شدت آهسته و فرکانس 4 کیلوهرتز در سطح شدت بلند، در تمامی فرکانس ها و شدت های آزمون شده، کمتر از 005/0 بود که بیانگر اختلاف معنادار بین پاسخ های گوش واقعی به دست آمده از سمعک ها و نتایج حاصل از فرمول NAL-NL2 بود.
    نتیجه گیری
    در مطالعه حاضر، پاسخ های ارزیابی گوش واقعی سمعک های تنظیم شده با پاسخ های قشری و فرمول NAL-NL2 مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج بیانگر تفاوت معنادار تقریبا در تمامی فرکانس ها بود و در هر سه سطح شدت ارزیابی شده بود.
    کلیدواژگان: سمعک، ارزیابی های گوش واقعی، پاسخ های کورتیکال، کودکان با کم شنوایی متوسط تا شدید، فرمول NAL-NL2
  • عباس دهقان، مهدی رصافیانی *، سیدعلی حسینی، حمید دالوند صفحات 18-24
    مقدمه و اهداف:
    کودکان مبتلا به فلج مغزی مقیم مراکز به علت مشکلات طولانی مدت نیاز به مراقبت دائمی دارند و مراقبت از آنها می تواند سلامت جسمانی و روانی مراقبان آنها را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مراقبت های ویژه بر کیفیت زندگی مراقبان شاغل در مراکز نگهداری از کودکان دارای فلج مغزی انجام شد.
    مواد و روش ها
    در مطالعه مداخله ای-نیمه تجربی حاضر، 60 نفر از مراقبان شاغل در مراکز نگهداری از کودکان دارای فلج مغزی تحت نظارت سازمان بهزیستی شهر تهران به شیوه تمام شماری و با رعایت معیارهای لازم انتخاب و در دو گروه مداخله (30 نفر) و کنترل (30 نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. پرسش نامه جمعیت شناختی و پرسش نامه کیفیت زندگی (36-SF) سه ماه قبل و بعد از انجام آموزش هندلینگ برای جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار گرفت. جلسه آموزش هندلینگی به صورت تئوری و عملی طی دو روز و هر روز با شرکت 15 نفر از مراقبان گروه مداخله و برگزار شد. داده ها قبل و سه ماه بعد از مداخله جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین سنی و انحراف معیار مراقبان قبل از شروع آموزش در گروه مداخله (22/9±50/42) و گروه کنترل (84/10±57/43) بوده است. مقایسه میانگین نمرات بین دو گروه نشان داد که کیفیت زندگی مراقبان گروه مداخله 3 ماه بعد از دریافت آموزش در تمامی ابعاد 36- SFبه جز عملکرد اجتماعی به طور معناداری ارتقاء یافته است (05/0<P).
    نتیجه گیری
    آموزش اصول صحیح مراقبت های ویژه از کودکان دارای فلج مغزی در مراکز می تواند میزان استرس های شغلی و فشارهای فیزیکی که بر بدن مراقبان وارد می شود را کاهش داده و به دنبال آن بهبود کیفیت زندگی، رفاه و سلامت آنها و کودکان تحت مراقبت شان را به همراه داشته باشد.
    کلیدواژگان: کودک فلج مغزی، مراقب، کیفیت زندگی، آموزش هندلینگ (مراقبت ویژه)
  • ناهید دیواندری، فریده دهقان منشادی *، مهدی وکیلی صفحات 25-33
    مقدمه و اهداف:
    هدف مطالعه حاضر بررسی اثر a-tDCS بر شدت درد زنان مبتلا به درد مزمن کمر می باشد.
    مواد و روش ها
    10 زن مبتلا به کمردرد مزمن در مطالعه حاضر دو سو کور، شم کنترل با طراحی متقاطع (cross over) شرکت کردند. هر یک از شرکت کنندگان یک جلسه جریان a-tDCS با شدت جریان 3/0 میلی آمپر، مدت زمان بیست دقیقه و دانسیته جریان MA/CM2 1/0 که بر منطقه M1 و DLPFC به طور هم زمان اعمال می شد، دریافت کردند. شدت درد و آستانه درد بیماران قبل و بعد از درمان و سطح ناتوانی افراد قبل از درمان و یک هفته پس از درمان ارزیابی شد. از آزمون های شاپیروویلک جهت بررسی توزیع داده ها و از آزمون تی زوجی برای تحلیل داده ها استفاده گردید و مقدار خطای آزمون کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج حاکی از عدم تاثیر درمان شم و اکتیو بر شدت درد، ناتوانی و آستانه درد این بیماران بودند. میزان تغییرات میانگین ها قبل و بعد درمان اکتیو برای شدت درد 9/ 0 (72/0p=) ، برای میزان ناتوانی 6/5 )07/0p=) و برای آستانه درد 16/0– (1/0P=) است. این مقادیر در درمان شم به ترتیب 4/0، 4/2 و 73/0–با مقدار p بزرگ تر از 05/0 است.
    نتیجه گیری
    این روش درمان اثری بر شدت درد زنان مبتلا به کمردرد مزمن نداشت، اگرچه این نتایج ممکن است مربوط به تعداد کم جلسات درمانی باشد.
    کلیدواژگان: کمردرد مزمن، تحریک فراجمجمه ای مغز با جریان مستقیم، ناتوانی و آستانه درد
  • آزاد محمدی *، سید صدرالدین شجاع الدین، امیر لطافت، ملیحه حدادنژاد صفحات 34-47
    مقدمه و اهداف
    مفصل مچ پا به عنوان یکی از آسیب پذیرترین مفاصل بدن شناخته شده است. هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی مقایسه تاثیر و ماندگاری یک دوره تمرینات NASM و ترکیبی (عصبی-عضلانی و ثبات مرکزی) بر ویژگی های عملکردی و تعادل افراد مبتلا به آسیب مزمن یک طرفه مچ پا بود.
    مواد و روش ها
    36 دانشجوی تربیت بدنی ورزشکار پسر مبتلا به بی ثباتی مزمن مچ پا در مطالعه حاضر شرکت داشتند و به صورت تصادفی در سه گروه 12 نفره تمرینات NASM، تمرینات ترکیبی و گروه کنترل قرار گرفتند. قبل، بعد و چهار هفته پس از اتمام تمرینات از همۀ آزمودنی ها جهت بررسی ویژگی های عملکردی و تعادل پویا آزمون به عمل آمد. جهت بررسی ویژگی های عملکردی از آزمون های جهش جانبی، آزمون جهش هشت لاتین، آزمون جهش سه گانه تک پا و پرسش نامه سنجش توانایی پا و مچ پا در فعالیت های روزانه و ورزشی و جهت ارزیابی تعادل پویا، از آزمون تعادلی اصلاح شده ستاره استفاده شد. سپس گروه های تمرین NASM و ترکیبی به مدت هشت هفته تمرینات خود را انجام دادند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که یک دوره تمرینات NASM و ترکیبی، سبب بهبود ویژگی های متغیرهای وابسته شد و همچنین بعد از گذشت چهار هفته پس از اتمام برنامه تمرینی، در گروه تمرینات NASM، در شاخص های جهش هشت لاتین و مقیاس توانایی مچ پا و پا، اثر تمرینات در این افراد بر شاخص های مذکور ماندگاری داشت و همچنین در گروه تمرینات ترکیبی در شاخص های جهش جانبی، جهش هشت لاتین و مقیاس توانایی مچ پا، اثر تمرینات بر شاخص های مذکور ماندگاری دارد. همچنین نتایج نشان داد تمرینات ترکیبی اثر بیشتری بر شاخص توانایی مچ پا و پا، نسبت به تمرینات NASM دارد.
    نتیجه گیری
    انجام هشت هفته تمرینات ترکیبی (عصبی-عضلانی و ثبات مرکزی) سبب بهبود بیشتری نسبت به تمرینات NASM در عملکرد و کنترل پاسچر افراد مبتلا به بی ثباتی مزمن مچ پا دارد
    کلیدواژگان: تمرینات NASM، تمرینات عصبی-عضلانی، تمرینات ثبات مرکزی، بی ثباتی مزمن مچ پا، دانشجویان تربیت بدنی
  • هادی مرادی *، مهدی سهرابی، حمیدرضا طاهری، جلال دهقانی زاده صفحات 48-58
    مقدمه و اهداف
    اختلال هماهنگی رشدی یکی از شایع ترین اختلالات تاثیرگذار بر کودکان در سنین 5 تا 8 ساله می باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر تمرینات با تداخل زمینه ای متفاوت (تمرینات تصادفی و مسدود) بر کارکرد های حسی-حرکتی در کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی 5 تا 9 ساله شهر مشهد بود.
    مواد و روش ها
    از بین تمامی کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی در شهر مشهد، 45 نفر با استفاده از آزمون های غربالگری (پرسش نامه اختلال هماهنگی رشدی، بهره هوشی) انتخاب و پس از تکمیل کردن پرسش نامه عصب روان شناختی کانرز به عنوان پیش آزمون، به صورت تصادفی به سه گروه 15 نفره (گروه تمرینات تصادفی، گروه تمرینات مسدود و گروه کنترل) تقسیم شدند. در ادامه گروه های تجربی حاضر در تحقیق تمرینات با تداخل زمینه ای متفاوت را برای 8 هفته و هر هفته 3 جلسه 45 دقیقه ای انجام دادند و در انتها دوباره از کلیه افراد به وسیله پرسش نامه عصب روان شناختی کانرز، پس آزمون به عمل آمد. برای بررسی نرمال بودن داده های تحقیق از آزمون شاپیرو-ویلک و برای تعیین تفاوت های درون گروهی و بین گروهی به ترتیب از آزمون t همبسته و آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج تحقیق حاضر نشان داد بین تفاضل میانگین نمرات پیش آزمون-پس آزمون دو گروه آزمایش در متغیر های تحقیق تفاوت معنادار وجود دارد. با این حال هیچ گونه تفاوت معناداری بین تفاضل میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه کنترل مشاهده نشد. همچنین یافته های تحقیق حاضر نشان داد که بین دو گروه با تمرینات تداخل زمینه ای متفاوت، تفاوت معناداری وجود دارد و گروه تمرین تصادفی بهبود بیشتری در کارکردهای حسی-حرکتی بعد از تمرینات پیدا کردند (04/0P=).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که تمرینات با تداخل زمینه ای بیشتر می تواند موجب بهبود بیشتر کارکرد های حسی-حرکتی در کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی شود.
    کلیدواژگان: اختلال هماهنگی رشدی، تداخل زمینه ای، تمرین تصادفی، تمرین مسدود، کارکرد های حسی-حرکتی
  • مصطفی پورکیانی، امیر لطافت کار *، ملیحه حدادنژاد، سید صدرالدین شجاع الدین صفحات 59-68
    مقدمه و اهداف:
    هدف از مطالعه حاضر تعیین اثربخشی هشت هفته تمرینات پیش رونده پرش-فرود و تمرینات چابکی بر عملکرد و تعادل پویای فوتبالیست های در معرض خطر آسیب لیگامان صلیبی قدامی بود.
    مواد و روش ها
    30 فوتبالیست مرد در معرض خطر آسیب لیگامان صلیبی قدامی (غربال شده به وسیله آزمون غربالگری عملکردی) به طور داوطلبانه برای مطالعه حاضر انتخاب شده و به صورت تصادفی به دو گروه تمرینات پیش رونده پرش-فرود (تعداد= 15 نفر؛ سن 77/0±8/17 سال؛ قد 84/4±2/169 سانتی متر؛ وزن 86/5±4/63 کیلوگرم) و گروه کنترل (تعداد= 15 نفر؛ سن 84/0±18 سال؛ قد 75/3±2/168 سانتی متر؛ وزن 71/7±46/64 کیلوگرم) تقسیم بندی شدند. آزمون های هاپینگ (آزمون جهش تک پا، جهش سه گانه تک پا، جهش سه گانه متقاطع تک پا و مدت زمان جهش تک پا) و آزمون Y به ترتیب جهت ارزیابی عملکرد و تعادل پویا استفاده شد (در پیش آزمون و پس از هشت هفته تمرین پیش رونده پرش-فرود). برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمون آماری آنوای دو در دو و تی زوجی در برنامه SPSS نسخه 22 استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که اجرای هشت هفته پروتکل تمرینی پیش رونده پرش-فرود، باعث ایجاد تغییرات معنادار در نمرات آزمون های عملکردی (001/0=P) و تعادل پویا (001/0=P) آزمودنی ها می شود.
    نتیجه گیری
    نتایج تحقیق نشان داد اجرای هشت هفته تمرینات پیش رونده پرش-فرود، منجر به بهبود عملکرد و تعادل پویای آزمودنی ها می شود؛ لذا می توان این نوع تمرینات را جهت بهبود عملکرد و تعادل در فوتبالیست های جوان در معرض خطر آسیب لیگامان صلیبی قدامی توصیه نمود.
    کلیدواژگان: تمرینات پیش رونده پرش-فرود، عملکرد حرکتی، تعادل پویا، آسیب لیگامان صلیبی قدامی
  • زهرا ذوالنور، نادر فرهپور *، امیرعلی جعفرنژادگرو صفحات 69-78
    مقدمه و اهداف:
    تحقیقات گذشته نتایج متناقضی را در مورد فعالیت عضلات شانه ی افراد دارای سندروم گیرافتادگی شانه و در ورزشکاران پرتابی گزارش کرده اند، هدف از مطالعه حاضر شناسایی ریتم فعالیت عضلات کمربند شانه ای در پرتاب آهسته و سریع توپ در افراد با و بدون سندرم درد شانه می باشد.
    مواد و روش ها
    آزمودنی ها شامل 12 نفر سالم (سن 3±23 سال، وزن 12±64 کیلوگرم) و 12 نفر بیمار (سن 4±27 سال، وزن 14±60 کیلوگرم) بودند. میزان فعالیت عضلات ذوزنقه فوقانی، فوق خاری، دلتوئید میانی، خلفی، قدامی، سینه ای، پشتی بزرگ و سه سر در پرتاب آهسته و سریع توپ هندبال توسط دستگاه الکترومایوگرافی اندازه گیری شد. برای مقایسه آماری بین گروهی از آزمون تحلیل واریانس طرح ترکیبی (2*2) در سطح معناداری (05/0> p) استفاده گردید.
    یافته ها
    در مرحله آمادگی پرتاب با سرعت آهسته و سریع، در افراد بیمار، شدت فعالیت عضلات ذوزنقه فوقانی، فوق خاری، و پشتی بزرگ به طور معناداری بیشتر از افراد سالم و در مرحله آمادگی پرتاب سریع شدت فعالیت عضله دلتوئید میانی در افراد بیمار کمتر از افراد سالم بود (p<0. 02). در مرحله دو پرتاب آهسته فعالیت عضله ذوزنقه فوقانی در افراد بیمار نسبت به افراد سالم به طور معناداری بیشتر بود. در مرحله دوم پرتاب سریع در افراد بیمار نسبت به افراد سالم فعالیت عضله دلتوئید میانی به طور معناداری کمتر و فعالیت عضلات پشتی بزرگ و ذوزنقه فوقانی بیشتر بود (p<0. 05).
    نتیجه گیری
    سندرم درد شانه منجر به تغییر در فعالیت عضلات شانه می شود. این تغییرات در پرتاب سریع بیشتر است. تحقیق حاضر مشخص نمی کند که آیا این تغییرات نوعی سازگاری با درد هستند یا ایجادکننده آسیب. با این حال، به نظر می رسد در شرایط درد شانه، حرکات پرتابی سریع شانه را در معرض ریسک بیشتر قرار می دهد. پیشنهاد می شود در مراحل اولیه درمان از تمرینات ایزومتریک و یا با سرعت آهسته استفاده شود. به علاوه به مربیان ورزشی در هدفمند کردن تمرینات گرم کردن ورزشی کمک می نماید. همچنین تقویت صحیح عضلات به منظور پیشگیری از ابتلا به سندرم درد شانه توصیه می شود.
    کلیدواژگان: سندرم گیرافتادگی شانه، الکترومایوگرافی، هندبال، مفصل شانه، فعالیت عضله
  • امیرعلی جعفرنژادگرو *، امیرحسین صدری، گودرز غیاثوند، مهدی مجلسی صفحات 79-87
    مقدمه و اهداف:
    افزایش بیش از حد چرخش داخلی و آداکشن ران یکی از ریسک فاکتورهای ایجاد آسیب در اندام تحتانی می باشد. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی اثرات آنی نواربندی چرخش دهندگی و آبداکتوری ران بر روی کینماتیک سه بعدی مفاصل اندام تحتانی طی فاز اتکای دویدن بود.
    مواد و روش ها
    24 مرد سالم (سن: 5/2±6/24 سال، جرم: 2/6±8/74 کیلوگرم، و قد 9/7±1/177 سانتی متر) جهت شرکت در مطالعه حاضر داوطلب شدند. کینماتیک سه بعدی مفاصل اندام تحتانی به وسیله سیستم تحلیل حرکت طی دویدن با و بدون نواربندی چرخش دهندگی و آبداکتوری ران اندازه گیری شد. در این مطالعه برای تحلیل آماری از تست تی همبسته استفاده گردید. سطح معناداری برابر 05/0 گرفته شد.
    یافته ها
    نواربندی ناحیه ران به ترتیب سبب افزایش و کاهش معنادار اوج زاویه اورژن طی فازهای پاسخ بارگیری (001/0=P) و میانه استقرار (001/0=P) شد. اوج زاویه آداکشن زانو طی کل فاز اتکا در شرایط نواربندی نسبت به شرایط بدون نواربندی ران به صورت معناداری کاهش یافت (05/0>P). به علاوه، هر دو اوج چرخش داخلی و آداکشن ران طی شرایط نواربندی (حدود 1 درجه) نسبت به شرایط بدون نواربندی به لحاظ آماری کمتر بود (05/0>P).
    نتیجه گیری
    نواربندی چرخش دهندگی و آبداکتوری ران می تواند کینماتیک مفاصل اندام تحتانی (کاهش اورژن مچ پا طی میانه استقرار، کاهش اوج آداکشن زانو، کاهش آداکشن و چرخش داخلی ران طی فاز اتکا) را در طی دویدن تغییر دهد. با این وجود، مقادیر اندازه اثر در همه موارد پایین بود؛ بنابراین مطالعات بیشتری در این حوزه و بر روی بیماران مختلف توصیه می شود.
    کلیدواژگان: نواربندی، دویدن، کینماتیک، اندام تحتانی
  • وفا دلفی، طلیعه ظریفیان *، عنایت الله بخشی، مریم دلفیorcid صفحات 88-95
    مقدمه و اهداف:
    با رشد نظام واج شناختی کودک میزان خطاهای گفتاری کاهش یافته و وضوح گفتار افزایش می یابد. هدف از پژوهش حاضر بررسی مهارت های واجی شامل فرآیندهای واجی، درصد همخوان ها و واج های درست در کودکان دوزبانه ی فارس-عرب 5-4 سال شهر اهواز است.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه ی توصیفی-تحلیلی و از نوع مقطعی است. آزمودنی های پژوهش حاضر 28 کودک 60-49 ماه هستند که در دو گروه 14 نفری تک زبانه و دوزبانه ی فارس-عرب تقسیم بندی شدند. نمونه گیری به صورت تصادفی ساده از مهدکودک های سطح شهر اهواز با رعایت معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. ابزار پژوهش پیش رو آزمون واجی از مجموعه آزمون ارزیابی تشخیصی آوایی و واجی متشکل از 54 واژه ی یک تا چهار هجایی است که فرآیندهای واجی در این آزمون در دو طبقه ی ساخت هجا و جانشینی بررسی می شود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون آماری من ویتنی مورد تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد کهنسبت وقوع فرآیند واجی جانشینی بین دو گروه تک زبانه و دوزبانه اختلاف معنادار دارد (001/0=P) ، اما نوع فرآیندهای واجی در دو گروه کودکان تک زبانه و دوزبانه ی فارس- عرب تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. همچنین درصد همخوان ها و واج های درست در بین دو گروه، تفاوت معناداری نشان داده شد (05/0>P).
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان داد که دوزبانگی تاثیری بر چگونگی نوع فرآیندهای واجی ندارد، اما بر بسامد فرآیندها می تواند مؤثر باشد. از طرفی دیگر، چون در کودکان دوزبانه نوع فرآیندهای واجی مشابه کودکان تک زبانه است، می توان فرض کرد که نظام واج شناختی کودکان دوزبانه مشابه کودکان تک زبانه است.
    کلیدواژه ها
    کلیدواژگان: فرآیندهای واجی، کودک دوزبانه، فرآیند ساخت هجا، فرآیند جانشینی، درصد واج های درست، درصد همخوان های درست
  • زهرا شجاعی، نازیلا اکبرفهیمی، حمید دالوند، غلامرضا قائدامینی هارونی، مهدی رصافیانی * صفحات 96-104
    مقدمه و اهداف:
    کودکان فلج مغزی، به دلیل محدودیت در انجام کارهای روزمره، در مدرسه نیاز به مراقب دارند. مراقبان مدارس جسمی-حرکتی، کارهای مراقبتی کودک را در زمان مدرسه انجام می دهند. فراهم کردن این سطح از مراقبت، همراه با استرس های فیزیکی، روحی و روانی است که می تواند بر سلامت و در نتیجه کیفیت زندگی مراقبان تاثیرگذار باشد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی دردهای اسکلتی-عضلانی و کیفیت زندگی مراقبان کودکان فلج مغزی در مدارس جسمی-حرکتی بود.
    مواد و روش ها
    در مطالعه توصیفی-مقطعی حاضر، مراقبان کودکان فلج مغزی شاغل در مدارس جسمی-حرکتی شهرهای تهران، اصفهان و کرج در صورت تمایل و بر اساس ملاک های ورود به مطالعه وارد شدند. این افراد شامل 92 شرکت کننده بودند. ابزارهای مورد استفاده، نسخه فارسی شده پرسش نامه کیفیت زندگی SF-36 و پرسش نامه درد اسکلتی-عضلانی نوردیک و مقیاس آنالوگ بصری بود. تحلیل آماری داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل عاملی اکتشافی و ضریب همبستگی پیرسون انجام شد.
    یافته ها
    میانگین کیفیت زندگی مراقبان در حیطه سلامت فیزیکی و روانی به ترتیب 81/58 و 01/59 بود. بیشترین شیوع درد و محدودیت عملکرد ناشی از آن در کمر و زانو بود و بیشترین شدت درد در شانه، گردن، پشت و کمر دیده شد. درد اسکلتی-عضلانی و کیفیت زندگی همبستگی معناداری داشتند (001/0, P=523/0=r). همچنین مدت اشتغال، بیمه، ساعات کاری، درآمد و تعدد وظایف شغلی با دردهای بدنی رابطه معناداری داشت (05/0P<).
    نتیجه گیری
    مراقبت دائم از تعداد زیاد کودکان فلج مغزی و انجام کارهای سنگین و تکراری مراقبتی، باعث کاهش کیفیت زندگی و ایجاد دردهای بدنی در مراقبان مدارس جسمی-حرکتی می شود. پیشنهاد می شود با ایجاد حمایت های بیشتر و آموزش اصول مراقبتی پیش از استخدام مراقبان، به پیشگیری از بروز دردهای بدنی آنها کمک شود.
    کلیدواژگان: درد اسکلتی-عضلانی، فلج مغزی، کیفیت زندگی، مراقب
  • سمیه نظری *، سعید حسن زاده، حیدر سیاحی صفحات 105-112
    مقدمه و اهداف:
    ادراک دیداری لازمه دریافت و کاربرد صحیح بسیاری از اطلاعات محیطی است؛ به طوری که ضعف در آن به عنوان مشکلی عصب تحولی منجر به اختلالاتی در یادگیری می گردد. ادراک روابط فضایی یکی از ابعاد زیربنایی ادراک دیداری است که تاکنون برنامه های آموزشی کمی جهت تقویت آن طراحی شده اند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه آموزشی نقطه های فضایی بر بهبود عملکرد کودکان اختلال یادگیری در درک روابط فضایی است.
    مواد و روش ها
    مطالعه تک آزمودنی حاضر از نوع A/B با پیگیری و با گروه کنترل فعال بود. مورد مطالعه شده از طریق نمونه گیری هدفمند از بین کودکان دارای اختلال یادگیری از مرکز مشکلات یادگیری اهواز انتخاب شد. آزمودنی پسر بچه 7 سال و 9 ماهه با اختلال یادگیری و فاقد مشکلات حسی و حرکتی با بهره هوشی 93 بود. جهت اندازه گیری توانایی درک روابط فضایی کودک، از آزمون ادراک دیداری فراستیگ استفاده شد. اطلاعات مربوط به خط پایه در 3 جلسه گردآوری شد و 9 جلسه مداخله بر مبنای تمرین ساختارمند نقطه های فضایی تنظیم شد. در این مدت، شاهد به شیوه ی معمول تحت آموزش قرار گرفت. اثربخشی برنامه درمانی به روش بازبینی دیداری نمودارها و ضریب اندازه اثر کوهن مورد تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد استفاده از برنامه آموزشی نقطه های فضایی در بهبود ادراک روابط فضایی با اندازه اثر بالا (06/2) موثر است.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد استفاده از تمرین ساختاریافته نقطه های فضایی به دلیل استفاده از شیوه های آموزشی مبتنی بر حرکت به شکل هدفمند و نیز در نظر گرفتن اصول تحول مفاهیم و کارکردهای زیرساخت ادراک، می تواند در رفع مشکلات ادراک دیداری اثربخش باشد.
    کلیدواژگان: روابط فضایی، اختلال یادگیری، برنامه آموزشی نقطه های فضایی، ادراک دیداری
  • غلامعلی قاسمی، حامد ارغوانی *، پریسا حاجی رضایی صفحات 113-124
    مقدمه و اهداف:
    تغییرات جزئی بیومکانیکی در محدوده سطح اتکا بر استراتژی های کنترل قامت و تعادل تاثیرگذار می باشد و این حالت می تواند در شرایط خستگی تغییر و تشدید یابد. بنابراین هدف از تحقیق مطالعه حاضر اثر خستگی عملکردی بر کنترل قامت دانش آموزان دارای قوس کف پای متفاوت بود.
    مواد و روش ها
    جامعه آماری مطالعه نیمه تجربی و مقطعی حاضر، 720 نفر از دانش آموزان پسر 10 تا 13 ساله شهر اصفهان بود. تعداد 60 نفر از دانش آموزان به عنوان نمونه انتخاب و در 4 گروه همگن 15 نفری کف پای طبیعی، صاف منعطف، صاف ساختاری و گود قرار گرفتند. آزمون ایستادن دو پا به مدت 20 ثانیه با چشمان باز روی فوت اسکن و پروتکل خستگی عملکردی اعمال و در انتها پیش آزمون تکرار شد. از آزمون های t زوجی، تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 05/0 استفاده شد.
    یافته ها اعمال خستگی باعث کاهش معنادار در تمامی فاکتورهای اندازه گیری شده در هر 4 گروه شده بود (05/0P=) ، اما این کاهش بین 4 گروه به طور معناداری متفاوت بود (05/0P=). همچنین قبل و بعد از خستگی تفاوت معناداری در فاکتورهای اندازه گیری شده بین 4 گروه مشاهده شد (05/0P=).
    نتیجه گیری
    ساختار آناتومیکی پا بر کنترل قامت دانش آموزان مؤثر است. هنگام خستگی، تعادل در افراد دارای ناهنجاری کف پا به خصوص در افراد کف پای صاف ساختاری بیشتر دچار اختلال می شود؛ بنابراین پیشنهاد می شود اصلاح ناهنجاری های قوس های کف پا و تمرینات تعادلی در جهات خاص علاوه بر تمرینات معمول در موقعیت های خاص کلینیکی و تمرینی مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تعادل، کف پای صاف منعطف، کف پای صاف ساختاری، کف پای گود، خستگی
  • اصغر محمودی *، معرفت سیاه‏کوهیان، منوچهر ایران پرور، فرناز سیفی اسکی شهر، حسن اناری صفحات 125-132
    مقدمه و اهداف:
    بیماری کبد چرب غیرالکلی یک مشکل سلامت عمومی در جهان به شمار می‏رود. فعالیت ورزشی نخستین خط درمانی برای افراد مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی است؛ بنابراین، پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر هشت هفته تمرین استقامتی بر مقادیر سرمی آنزیم‏های کبدی آلانین آمینوترانسفراز، آسپارتات آمینوترانسفراز و رزیستین سرم در مردان مبتلا به کبد چرب غیرالکلی انجام شد.
    مواد و روش ‏ها:
    در مطالعه نیمه‏تجربی حاضر، 23 نفر از بیماران مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی به صورت هدفمند انتخاب شدند. افراد مورد مطالعه به صورت تصادفی در دو گروه تمرین استقامتی (12 نفر) و کنترل (11 نفر) قرار گرفتند. برنامه تمرین استقامتی شامل هشت هفته تمرین با شدت متوسط 60 تا 75 درصد حداکثر ضربان قلب به مدت 45 دقیقه در هر جلسه و سه بار در هفته بود. قبل از شروع پژوهش و در پایان هفته هشتم از تمامی افراد خون گیری به عمل آمد. داده‏ها با استفاده از آزمون‏های آماری شاپیرو-ویلک، t ‏زوجی و t مستقل در سطح معناداری 05/0>α تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ‏ها:
    در پژوهش حاضر، هشت هفته تمرین استقامتی به کاهش معنا‏دار مقادیر سرمی آلانین آمینوترانسفراز، آسپارتات آمینوترانسفراز و رزیستین در مردان مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی منجر شد (05/0>α).
    نتیجه‏ گیری:
    تمرین استقامتی احتمالا باعث بهبود مقادیر سرمی آلانین آمینوترانسفراز، آسپارتات آمینوترانسفراز و رزیستین در مردان مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی شود؛ لذا در راستای کاهش عوامل خطر وابسته به بیماری کبد چرب غیرالکلی مداخله درمانی مفیدی است.
    کلیدواژگان: بیماری کبد چرب غیرالکلی، تمرین استقامتی، ترانس آمینازها، رزیستین
  • الهام احمدی طهرانی، صدیقه سادات نعیمی *، سارا توکلی زاده ، خسرو خادمی، کلانتری، علیرضا اکبرزاده باغبان صفحات 133-140
    مقدمه و اهداف:
    مطالعه حاضر با هدف دستیابی به یک پرسش نامه فارسی مناسب برای تشخیص اختلالات مفصل تمپورومندیبولار، به ترجمه، تطابق فرهنگی و بررسی اعتبار محتوای محور یک پرسش نامه معیار تشخیصی برای اختلالات مفصل فکی-گیجگاهی پرداخته است.
    مواد و روش ها
    تحقیق حاضر یک مطالعه مقطعی می باشد. برای ترجمه ابزار، از روش ترجمه رو به جلو-رو به عقب استفاده شد. کیفیت ترجمه و انطباق فرهنگی آن از طریق مقیاس 100 نقطه ای توسط یک گروه 5 نفره متخصصین ارزیابی شد. اعتبار محتوای نسخه فارسی با استفاده از یک گروه 10 نفره از متخصصین، به صورت کمی از طریق محاسبه شاخص روایی محتوا (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR) مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    7 مورد از گزینه های محور یک از لحاظ کیفیت ترجمه مقادیر پایین تر از معیار مورد نظر (90 درصد) به دست آمد که اصلاح شد و 2 گزینه از نظر تطابق فرهنگی مقادیر پایین تر از 90 درصد را کسب کردند که با نظر متخصصین حذف شدند. مقادیر CVR برای تمام گزینه ها بین 1-8/0 بود و برای پرسش نامه به صورت کلی، 94/0 به دست آمد. مقادیر CVI تمام گزینه ها از لحاظ مربوط بودن بالاتر از 75/0 بود. مقادیر CVI از لحاظ وضوح برای 13 گزینه و از لحاظ سادگی برای 10 گزینه کمتر از 75/0 بود که کاندید اصلاح و ارزیابی مجدد شد. تمامی این گزینه ها در مرحله دوم مقادیر بالای 75/0 کسب کردند.
    نتیجه گیری
    ارزیابی روایی محتوای نسخه فارسی پرسش نامه DC/TMD، مقدمه ای برای بررسی سایر ویژگی های روان سنجی این پرسش نامه است و راه را برای ورود به پژوهش های بین المللی هموار خواهد کرد.
    کلیدواژگان: ترجمه، تطابق فرهنگی، اختلالات مفصل تمپورومندیبولار، اعتبار محتوا
  • مجتبی بابایی مبارکه *، امیر لطافت کار ، امیر حسین براتی صفحات 141-156
    مقدمه و اهداف:
    آرنج تنیس بازان شایع ترین نوع آسیب استفاده بیش از حد اندام فوقانی در ورزشکاران است که درد قابل توجه و نقص عملکرد را در اندام آسیب دیده به همراه دارد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر هشت هفته تمرین مقاومتی با استفاده از پاوربال بر قدرت عضلات اکستنسور مچ، حس عمقی مچ، قدرت گیرش و عملکرد حرکتی اندام فوقانی والیبالیست های مبتلا به آرنج تنیس بازان بود.
    مواد و روش ها
    برای اجرای پژوهش نیمه تجربی حاضر، 30 والیبالیست مبتلا به آرنج تنیس بازان به صورت هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم بندی شدند. جهت اندازه گیری قدرت عضلات اکستنسور مچ دست، حس عمقی مچ، قدرت گیرش و عملکرد حرکتی آزمودنی ها قبل و پس از اجرای برنامه مداخله ای (هشت هفته تمرین مقاومتی با استفاده از پاوربال) به ترتیب از داینامومتر آیزوکینتیک، داینامومتر دستی، و آزمون تعادلی وای برای اندام فوقانی استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج تحقیق حاضر نشان داد تمرینات پاوربال تاثیر معنا داری بر قدرت اکستنشن مچ دست (009/0=P) ، حس عمقی مچ (011/0=P) قدرت گرفتن (001/0=P) ، و عملکرد حرکتی اندام فوقانی (001/0=P) داشته است.
    نتیجه گیری
    با توجه به تاثیر معنادار تمرینات با استفاده از پاوربال بر قدرت اکستنشن مچ، حس عمقی مچ، قدرت گیرش و عملکرد حرکتی اندام فوقانی، استفاده از این تمرینات در مراحل توانبخشی بیماران دارای نقص در فاکتورهای ذکرشده پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: پاوربال، عملکرد، قدرت، حس عمقی، آرنج تنیس بازان
  • مریم حیدری، یونس لطفی *، عبدالله موسوی، میترا رضاپور، عنایت الله بخشی صفحات 157-164
    مقدمه و اهداف:
    کودکان دچار اختلال خواندن مشکلاتی را در توجه شنوایی و برتری نیمکره ای نشان می دهند که با استفاده از روش های شنوایی دایکوتیک، امکان ارزیابی آن وجود دارد. هدف مطالعه حاضر بررسی و مقایسه توجه شنوایی (تقسیم شده و انتخابی) و برتری طرفی زبان در کودکان هنجار و دچار اختلال خواندن بود.
    مواد و روش ها
    مطالعه توصیفی-تحلیلی حاضر با استفاده از نسخه فارسی آزمون اعداد دایکوتیک دو جفتی روی 30 کودک دچار اختلال خواندن و 30 کودک هنجار 8 تا 10 ساله با شنوایی محیطی هنجار و راست برتری قوی از دو جنس انجام شد. ابتدا افراد شرکت کننده به سه گروه سنی 8، 9 و 10 سال تقسیم شدند. سپس میانگین امتیازات گوش راست و چپ و مقادیر شاخص برتری طرفی در سه وضعیت توجه تقسیم شده، توجه انتخابی به گوش راست و توجه انتخابی به گوش چپ به تفکیک گروه سنی محاسبه و از طریق آزمون اندازه های تکراری مقایسه گردید.
    یافته ها
    مقایسه امتیازات نشان داد به طور کلی در هر سه گروه سنی و سه وضعیت آزمون بین میانگین امتیازات گوش راست و چپ و مقادیر شاخص برتری طرفی دو گروه اختلاف معناداری وجود دارد (05/0Pvalue<).
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان دهنده ضعف عملکردی کودکان دچار اختلال خواندن در آزمون اعداد دایکوتیک در هر دو وضعیت توجه تقسیم شده و انتخابی است.
    کلیدواژگان: اختلال خواندن، شنوایی دایکوتیک، آزمون اعداد دایکوتیک، توجه تقسیم شده، توجه انتخابی
  • رقیه اسدی گندمانی، عباس نساییان *، مریم ملکی صفحات 165-172
    مقدمه و اهداف:
    هدف پژوهش حاضر مقایسه تحول نظریه ذهن در کودکان عادی و کم‏توانی‏ذهنی و تعیین ارتباط آن با سبک‏های دلبستگی و سلامت روان مادران بود.
    مواد و روش ها
    روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و علی-مقایسه‏ای بود. نمونه شامل 74 کودک با کم توانی ذهنی و 100 کودک عادی بود که با استفاده از روش نمونه‏گیری تمام شماری و در دسترس در شهر بیرجند انتخاب شدند. مادران پرسش نامه سلامت عمومی و پرسش نامه سبک‏های دلبستگی بزرگسالان را تکمیل کردند، نظریه ذهن کودکان نیز از طریق آزمون نظریه ذهن ارزیابی شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که بین اکتساب نظریه ذهن در سطوح اول و دوم در کودکان عادی و کم‏توان ذهنی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0P<) ، اما در سطح سوم بین کودکان عادی و کم‏توان ذهنی تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0<P). یافته‏های پژوهش حاضر همچنین نشان داد بین نظریه ذهن با سبک دلبستگی و سلامت روان رابطه‏ی معناداری وجود ندارد (05/0<P).
    نتیجه گیری
    می‏توان نتیجه گرفت بین عملکرد نظریه ذهن کودکان عادی و کم‏توان ذهنی تفاوت وجود دارد، اما بین سبک‏های دلبستگی و سلامت روان مادران با نظریه ذهن رابطه معناداری وجود ندارد.
    کلیدواژگان: نظریه ذهن، سبک دلبستگی، سلامت روان
  • ملیحه حاتمی نیا، مهدی دادگو *، شبنم شاه علی، قمرتاج خانبابایی، انوشیروان کاظم نژاد ، سوسن آقامحمدی صفحات 173-179
    مقدمه و اهداف:
    کیستیک فیبروزیس یک اختلال ژنتیکی است که باعث تولید ترشحات چسبنده در طول راه های هوایی می شود. کمک به خروج ترشحات نقش مهمی در درمان این بیماران ایفا می کند. هدف از تحقیق حاضر مقایسه کمک مکانیکی به سرفه و فیزیوتراپی سنتی در بیماران کیستیک فیبروزیس می باشد.
    مواد و روش ها
    در مطالعه حاضر 14 بیمار کیستیک فیبروزیس با میانگین سنی 4/11 سال شرکت کردند. هر بیمار در دو روز مختلف، دو روش درمانی متفاوت را دریافت کرد (فیزیوتراپی سنتی و دستگاه مکانیکی کمک به سرفه). ظرفیت حیاتی اجباری، حجم بازدم اجباری در ثانیه اول، جریان بازدم اجباری بین 25%-75% بازدم و میزان ترجیح بیماران به هر یک از روش های درمانی اندازه گیری شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد تفاوت معناداری در تغییر ظرفیت حیاتی اجباری (83/0P=) ، حجم بازدم اجباری در ثانیه اول (21/0P=) و جریان بازدم اجباری بین 25%-75% بازدم (74/0P=) بعد از دو روش درمانی وجود ندارد. همچنین تفاوت معناداری در میزان پذیرش هر یک از روش های درمانی توسط بیماران وجود ندارد (66/0P=).
    نتیجه گیری
    دستگاه مکانیکی کمک به سرفه به همان اندازه فیزیوتراپی تنفسی سنتی در پاک سازی راه های هوایی بیماران کیستیک فیبروزیس موثر است و بیماران هیچ کدام را بر دیگری ترجیح نمی دهند.
    کلیدواژگان: کیستیک فیبروزیس، پاک سازی، فیزیوتراپی تنفسی، دستگاه کمک به سرفه
  • هادی صمدی *، ذوالفقار ببیکدلو صفحات 180-188
    مقدمه و اهداف:
    مچ پا شایع ترین ناحیه آسیب دیدگی در ورزش است؛ به طوری که 25 درصد کل آسیب های ورزشی را شامل می شود. ارتباط وقوع آسیب در این مفصل با متغیرهای راستای آناتومیکی اندام تحتانی مشخص شده نیست؛ لذا هدف از مطالعه حاضر مقایسه عوامل خطر داخلی آناتومیک میان ورزشکاران با سابقه اسپرین خارجی مچ پا و ورزشکاران سالم بود.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر از نوع مطالعات مقطعی بود. بیست و پنج ورزشکار با سابقه آسیب اسپرین خارجی مچ پا و 25 ورزشکار سالم به صورت تصادفی انتخاب شدند و داوطلبانه در مطالعه حاضر شرکت کردند. متغیرهای شاخص قوس کف پا، افت ناوی، تیبیاوار، هایپراکستنشن زانو و پیچش درشت نی در نمونه ها اندازه گیری شد. از آزمون های آماری t مستقل و یومن ویتنی در سطح معناداری 05/0 به ترتیب برای مقایسه متغیرهای با توزیع طبیعی و غیرطبیعی بین دو گروه استفاده شد.
    یافته ها
    مقایسه داده های دو گروه با استفاده از آزمون های آماری t مستقل و یومن ویتنی نشان داد بین دو گروه در مقادیر شاخص قوس کف پا (040/0=P) و تیبیاوارا (0001/0=P) تفاوت معناداری وجود دارد؛ در حالی که بین مقادیر متغیرهای افت ناوی، هایپراکستنشن زانو و پیچش درشت نی تفاوتی بین دو گروه مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های پژوهش حاضر احتمالا ناهنجاری های آناتومیک اندام تحتانی به عنوان عوامل خطر داخلی می تواند در بروز آسیب های مچ پا دخیل باشد؛ لذا به متخصصین حوزه پیشگیری و بازتوانی آسیب های ورزشی توصیه می شود در پیشگیری و مدیریت عوامل خطر آسیب اسپرین خارجی مچ پا، ناهنجاری های ساختاری مچ پا و ساق پا را مورد بررسی قرار دهند.
    کلیدواژگان: اسپرین مچ پا، راستای آناتومیک، عامل خطر
  • کیوان شریف مرادی *، نادر فرهپور، صالح عزیزی صفحات 189-198
    مقدمه و اهداف

    کف پای صاف با تغییر راستای استخوانی و فعالیت عضلات همراه است و با خستگی زودرس این افراد حین ایستادن، راه رفتن و دویدن همراه است. هدف تحقیق حاضر بررسی اثر خستگی بر متغیرهای زمانی-مکانی راه رفتن و گشتاور عضلانی مچ پای افراد دارای صافی کف پا هنگام راه رفتن و مقایسه آن با افراد سالم بود.

    مواد و روش ها

    تعداد 10 نفر از دانشجویان دارای کف پای صاف دانشگاه بوعلی سینا همدان با میانگین سن (1/2±4/24 سال) ، قد (3/4±2/177 سانتی متر) و وزن (4/17±9/81 کیلوگرم) و 10 دانشجوی سالم با دامنه سنی مشابه مورد مطالعه قرار گرفتند. با استفاده از یک سیستم تحلیل حرکتی Vicon (100Hz) با چهار دوربین سری T و دو دستگاه صفحه نیروی Kistler (1000Hz) متغیرهای فضایی-زمانی و گشتاور مچ پا در مرحله استقرار راه رفتن اندازه گیری شدند. بعد از حذف نویز و پردازش داده ها برای تحلیل آماری از آزمون تی تست مستقل و تحلیل آماری ویژه داده های تکراری در محیط نرم افزار SPSS19 و 05/0<α استفاده شد.

    یافته ها

    در گروه دارای کف پای صاف در مقایسه با گروه کنترل، مقدار گشتاور اینونتوری مچ پا 16/0 (N. m/BW) بیشتر و گشتاور پلانتار فلکسوری مچ پا 6/0 (N. m/BW) کمتر بود (05/0P<). بعد از خستگی متغیرهای سرعت راه رفتن (04/0P=) و طول گام (01/0P=) و گشتاور پلانتارفلکسوری مچ پای (00/0P=) راه رفتن گروه کف پای صاف افزایش یافت.

    نتیجه گیری

    گشتاور پلانتار فلکسوری افراد کف پای صاف کمتر از گروه سالم بود. شاید ضعف و عملکرد بد عضلات پلانتار فلکسور به دلیل تغییر راستای استخوان های کف پا از دلایل کاهش گشتاور پلانتارفلکسوری باشد. افزایش گشتاور اینورتوری در افراد کف پای صاف، نشان از افزایش فشار بر ساختارهای داخلی مچ پا می باشد شاید فعالیت های استقامتی طولانی مدت ساختارهای داخلی پای این افراد را بیشتر در معرض خطر اضافه بار و آسیب قرار دهد؛ لذا پیشنهاد می شود فعالیت های استقامتی با احتیاط بیشتری در مورد این افراد صورت گیرد. خستگی متغیرهای زمانی-مکانی و گشتاور مچ پای افراد کف پای صاف را تغییر داد، تغییر در گشتاور پلانتار فلکسوری بعد از خستگی، تقویت قدرت این عضلات را برجسته می سازد.

    کلیدواژگان: کف پای صاف، کینماتیک، کینتیک، خستگی، راه رفتن
  • امیر دانا *، فاطمه رحیمی زاده، المیرا گوزل زاده، سیما اشگرف صفحات 199-207
    مقدمه و اهداف:
    افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روان شناختی در دنیا است که شیوع آن در ایران 6/13 درصد در جمعیت 14 تا 64 سال می باشد. اثربخشی استفاده از داروهای ضدافسردگی به عنوان روش اولیه درمان مورد سوال بوده و پژوهشگران در صدد به کارگیری روش های جایگزینی می باشند که فاقد اثرات جانبی باشد؛ از این رو در پژوهش حاضر، اثرات ضدافسردگی تمرینات قدرتی، هوازی و ترکیبی در مردان بزرگسال مورد مطالعه قرار گرفت.
    مواد و روش ها
    در مطالعه نیمه تجربی حاضر 60 مرد در دامنه سنی 20 تا 35 سال که بر اساس مصاحبه های تشخیصی و سیاهه افسردگی بک-نسخه دوم (BDI-2) دارای افسردگی متوسط یا متوسط به بالا بودند، به طور تصادفی در چهار گروه 15 نفره شامل 1) گروه قدرتی، 2) گروه هوازی، 3) گروه ترکیبی قدرتی-هوازی و 4) گروه کنترل جای گرفتند و در یک دوره تمرین هشت هفته ای (24 جلسه 45 تا 60 دقیقه ای، سه جلسه در هفته، شدت 60 تا 75 درصد یک تکرار بیشینه/حداکثر ضربان قلب) شرکت کردند. داده های حاصل از سنجش سطوح افسردگی بر اساس BDI-2 در پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از آزمون t جفت شده و تحلیل کوواریانس در سطح اطمینان 95 درصد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    سطوح افسردگی در هر سه گروه آزمایشی (قدرتی، هوازی، ترکیبی) کاهش معنادار داشت. علاوه بر این، پس از کنترل اثر پیش آزمون، به ترتیب گروه تمرینات هوازی، ترکیبی و قدرتی بیشترین کاهش را در سطوح افسردگی تجربه کردند.
    نتیجه گیری
    بر اساس شواهد موجود، تمرینات هوازی قادر به ایجاد بیشترین سازگاری های فیزیولوژیکی مرتبط با تنظیم هیجانات و سطوح افسردگی در مردان بزرگسال می باشد، با این حال می توان از سایر انواع تمرین بدنی و فعالیت های ورزشی قدرتی و ترکیبی نیز برای کاهش نشانگان افسردگی بهره گرفت.
    کلیدواژگان: افسردگی، مردان، تمرینات قدرتی، تمرینات هوازی
  • شبنم اسدکرمی، غلامعلی قاسمی * صفحات 208-216
    مقدمه و اهداف:
    امروزه ناهنجاری پشت تابدار یکی از شایع ترین ناهنجاری های ستون فقرات در سنین 18 تا 25 سال است که شیوع آن در افراد غیرورزشکار بین ده تا شصت و دو درصد گزارش شده است. هدف از تحقیق حاضر، مطالعه تاثیر هشت هفته تمرینات آکادمی ملی طب ورزش آمریکا بر پشت تابدار دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان تبریز بود.
    مواد و روش ها
    در مطالعه نیمه تجربی حاضر، از بین دانش آموزان دختر غیرورزشکار دوره متوسطه شهرستان تبریز در یک غربالگری اولیه با استفاده از صفحه شطرنجی مشاهده وضعیت ستون فقرات از نمای جانبی افراد مبتلا به پشت تابدار شناسایی شدند. سپس آزمونگر تعداد 30 نفر از افرادی که بیشترین میزان انحراف در این ناهنجاری را داشتند، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری تجربی با میانگین سن 66/0±23/14 سال، قد 27/6±73/147 سانتی متر، وزن 44/4±43/48 کیلوگرم و 15 نفری کنترل با میانگین سن 63/0±28/14 سال، قد 55/6±33/147 سانتی متر، وزن 32/4±53/48 کیلوگرم قرار داد. متغیرهای سر به جلو، کیفوز پشتی، لوردوز کمری، تیلت لگن و کیفیت زندگی به ترتیب توسط گونیامتر دستی، خط کش منعطف، تیلت سنج و پرسش نامه کیفیت زندگی آزمودنی ها قبل و بعد از دوره تمرین اندازه گیری و ثبت شد. آزمودنی های گروه تجربی به مدت هشت هفته، هفته ای سه جلسه 50 دقیقه ای تمرینات اصلاحی آکادمی ملی طب آمریکا را انجام دادند، در حالی که آزمودنی های گروه کنترل به فعالیت های روزانه خود پرداختند. جهت تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل واریانس برای داده های تکراری در سطح معناداری P≤0. 05 استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که هشت هفته تمرینات آکادمی ملی طب آمریکا بر میزان سر به جلو، قوس پشتی، قوس کمر، راستای لگن و بر کیفیت زندگی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان تبریز تاثیر معناداری داشت (001/0=P).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد مجموعه جدید تمرینات آکادمی ملی طب ورزش آمریکا می تواند به عنوان یک رویکرد جدید در بهبود ناهنجاری پشت تابدار موثر باشد؛ بنابراین استفاده از آن به مربیان، درمانگران و متخصصین امر توصیه می شود.
    کلیدواژگان: سر به جلو، کایفوز پشتی، لوردوز، تیلت جلویی، کیفیت زندگی
  • محمد آقازاده امیری، وجیهه احمدی قشرباط *، علیرضا برادران رفیعی، سید مهدی طباطبایی صفحات 217-225
    مقدمه و اهداف:
    هدف مطالعه حاضر مقایسه تاثیر عمل جراحی PRK به سه روش Conventional، Iris Registration و Spherical Equivalent در اصلاح آستیگماتیسم کمتر از 1 دیوپتر و مقایسه مقدار آستیگماتیسم و میزان نزدیک بینی بعد از عمل جراحی PRK بود.
    مواد و روش ها
    در مطالعه هم گروهی حاضر، 40 بیمار (72 چشم) نزدیک بین با آستیگماتیسم حداکثر 1 دیوپتر به طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند که میانگین سن افراد شرکت کننده در مطالعه 28. 19±5. 35 سال بود. سه گروه به ترتیب به روش های Conventional، Iris Registration و Spherical Equivalent جراحی PRK شدند. در روش Iris Registration چشم بیمار به وسیله یک دستگاه تشخیصی Wavescan قبل از عمل جراحی بررسی شد و عکسی با جزئیات زیاد از عنبیه چشم فرد تهیه شد. در این روش میزان چرخش چشم در حالت درازکشیده نسبت به حالت نشسته اندازه گیری و تغییرات محور آستیگماتیسم در عمل جراحی اعمال شد. در روش Conventional لیزر اگزایمر بدون در نظر گرفتن میزان چرخش چشم در حالت درازکشیده، نسبت به میزان عیب انکساری، انحنای قرنیه را تغییر داد. در روش آخر، نیمی از قدرت سیلندر با قدرت اسفر جمع شده و بدون در نظر گرفتن چرخش چشم و محور آستیگماتیسم اصلاح لیزری انجام شد. در معاینه مجدد شش ماه بعد از جراحی، عیوب انکساری باقی مانده بیماران با نتایج رفرکتیو قبل از جراحی و میان سه گروه مقایسه شد.
    یافته ها
    حدت بینایی اصلاح شده پیش از جراحی در همه چشم ها 10/10 بود. سه گروه از نظر میزان آستیگماتیسم قبل از جراحی دارای تفاوت معناداری نبودند (05/0<P). در گروه Conventional میانگین آستیگماتیسم قبل از جراحی از 3/0±48/0- دیوپتر به 2/0±19/0- دیوپتر بعد از جراحی کاهش یافت (002/0=P). در گروه Iris Registration میانگین آستیگماتیسم قبل از عمل از D 19/0±54/0- به D 21/0±18/0- بعد از عمل کاهش یافت (001/0>P). اما در گروه Spherical Equivalent میانگین آستیگماتیسم قبل از جراحی از D 12/0±55/0- به D 16/0±77/3- افزایش یافت (008/0=P). میانگین نزدیک بینی در گروه کانونشنال از 04/1±90/3- دیوپتر به 35/0±04/0 و در گروه آیریس رجیستریشن از 04/1±77/3- دیوپتر به 35/0±44/0 و در گروه اسفریکال اکی والان از 11/1±58/2- دیوپتر به 28/0±14/0 دیوپتر کاهش داشت.
    نتیجه گیری
    دو گروه جراحی شده با روش های Conventional، Iris Registration نسبت به گروه Spherical Equivalent موفقیت بیشتری در اصلاح آستیگماتیسم داشتند، اما گروه سوم باعث القای مقداری آستیگماتیسم بعد از جراحی شد. هر سه گروه باعث کاهش میزان نزدیک بینی بعد از جراحی شدند.
    کلیدواژگان: آستیگماتیسم، نزدیک بینی، جراحی فتورفرکتیو کراتکتومی
  • سیده سعیده بابازاده زاویه، بهنوش وثاقی قراملکی *، افسانه نیک جوی، جواد صراف زاده صفحات 226-235
    مقدمه و اهداف:
    بی اختیاری ادراری از جمله اختلالات کف لگن بوده که کیفیت زندگی افراد مبتلا را تحت تاثیر قرار می دهد. زایمان طبیعی و بارداری از مهم ترین عوامل خطرزای آن بوده [1] ،اما کمتر به بررسی عوامل همراه دیگر پرداخته شده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل اثرگذار بر بی اختیاری می باشد.
    مواد و روش ها
    در مجموع 195 زن چاق ایرانی (91 نفر مبتلا به بی اختیاری ادراری و 104 نفر غیرمبتلا) در محدوده سنی 25 تا 65 سال مورد مطالعه قرار گرفتند. پس از گرفتن رضایت افراد برای شرکت در طرح، تکمیل پرسش نامه ها و اندازه گیری ویژگی های آنتروپومتریک انجام شد. برای بررسی ارتباط عوامل مختلف اثرگذار بر بی اختیاری ادراری که از طریق تکمیل پرسش نامه ها و داده های آنتروپومتریک حاصل شد، از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 18، ساخت آمریکا) و آزمون های آماری ANOVA، t مستقل و کای دو، در سطح معناداری 05/0≥α برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.
    یافته ها
    میان میانگین سن، یائسگی و اجرای ورزش منظم با بی اختیاری ادراری ارتباط معناداری وجود داشت. سن افراد در گروه مبتلا بالاتر بود و انجام ورزش های منظم هفتگی باعث کاهش ابتلا به بی اختیاری ادراری می شد؛ به طور کلی نیز میانگین شاخص های آنتروپومتریک (مقادیر قد، وزن، BMI، دور کمر، دور باسن و نسبت دور کمر به قد) در افراد مبتلا به بی اختیاری ادراری کمتر بود.
    نتیجه گیری
    برخلاف باور عمومی، به نظر می رسد در زنان چاق مبتلا به بی اختیاری ادرار پایین بودن شاخص های آنتروپومتریک سبب تغییراتی می گردد که احتمال بروز بی اختیاری ادرار در آنها افزایش می یابد و در عین حال انجام تمرینات منظم می تواند سبب کاهش ابتلا به بی اختیاری ادراری گردد.
    کلیدواژگان: ریسک فاکتورها، بی اختیاری ادراری، چاقی
  • محمد قادری *، امیر لطافت کار صفحات 236-243
    مقدمه و اهداف:
    با توجه به اهمیت برطرف کردن پوکی استخوان هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر تمرینات تناوبی خیلی شدید و تداومی بر تراکم و محتوای معدنی استخوان در رت بالغ نر بود.
    مواد و روش ها
    در تحقیق حاضر از 27 رت‏ بالغ نژاد ویستار با میانگین وزنی (20±190) گرم استفاده شد. موش ها به سه گروه مساوی تمرینات تناوبی خیلی شدید (9n=) ، تمرینات تداومی (9n=) و گروه کنترل (9n=) با رژیم غذایی یکسان تقسیم شدند. 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی 6 هفته‏ای، به دنبال بیهوشی، کشتار نمونه‏ها انجام شد. پروتکل تناوبی خیلی شدید معادل 95 الی 100 درصد بیشینه اکسیژن مصرفی بود. جلسه اول تمرین تداومی با شدتی معادل 80 درصد بیشینه اکسیژن مصرفی شروع و هر جلسه یک دقیقه به زمان تمرین و هر هفته یک متر بر ثانیه بر سرعت افزوده می شد. استخوان‏ ران با دقت بیرون آورده شده و در محلول فرمالین قرار گرفت. ارزیابی تراکم استخوان‏ و محتوای معدنی استخوان با روش دگزا در گردن فمور انجام شد. پس از تمرین برای تحلیل داده‏های آنالیز واریانس یک طرفه از آزمون تعقیبی شفه در سطح معناداری 5/0 استفاده گردید.
    یافته ها
    در عامل تراکم استخوان افزایش غیرمعنادار گروه تناوبی خیلی شدید و همچنین کاهش غیرمعنادار گروه تمرینات تداومی نسبت به گروه کنترل و در گروه تناوبی خیلی شدید افزایش معنادار محتوای معدنی استخوان نسبت به گروه تداومی و کنترل مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه تمرینات تناوبی خیلی شدید افزایش محتوای معدنی استخوانی را به همراه داشته‏است؛ لذا به نظر می رسد این روش تمرینی با رعایت دقیق اصول علمی تمرینی (از قبیل سن، جنس، سابقه فعالیت، دسترسی مناسب به مواد غذایی و غیره) بتواند تاثیر مطلوبی بر افراد در معرض پوکی استخوان داشته باشد.
    کلیدواژگان: تمرینات تناوبی خیلی شدید، تمرینات تداومی، محتوای معدنی استخوان، تراکم معدنی استخوانی
  • امیرحسین حقیقی *، علی زعفرانیه، ملیحه زعفرانیه صفحات 244-254
    مقدمه و اهداف:
    فرکانس های تمرینی مختلف می تواند تاثیرات متفاوتی بر آمادگی جسمانی افراد داشته باشد. هدفتحقیق حاضر بررسی اثر یک دوره تمرین ورزشی با تعداد جلسات متفاوت بر برخی شاخص های آمادگی جسمانی و حرکتی در دختران کم توان ذهنی بود.
    مواد و روش ها
    31 دختر کم توان ذهنی (سن 42/2±06/12 سال، قد 5/15±2/136 سانتی متر، وزن 42/12±48/30 کیلوگرم و بهره هوشی 70 تا 50) ، از بین دانش آموزان دبستان استثنایی مریم سبزوار به صورت هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی به سه گروه 1) تمرین با دو جلسه در هفته، 2) تمرین با چهار جلسه در هفته و 3) گروه کنترل تقسیم شدند. گروه های آزمایش به مدت 8 هفته در یک برنامه تمرینات منتخب با شدت 75 تا 65 درصد ضربان قلب ذخیره شرکت کردند. قبل و بعد از دوره تمرینی از همه آزمودنی ها تست های آمادگی جسمانی و حرکتی شامل تعادل ایستا، تعادل پویا، نیروی عضلانی، چابکی، هماهنگی و عملکرد استقامتی گرفته شد. داده ها با استفاده از آزمون کلموگروف-اسمیرنوف، آنالیز کوواریانس یک طرفه و t همبسته در سطح معناداری 05/0>P تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد بین سه گروه در شاخص های تعادل ایستا با چشمان بسته، چابکی و عملکرد استقامتی تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0<P). تعادل پویا و نیروی عضلانی در گروه تمرین ورزشی با چهار جلسه در هفته در مقایسه با دو جلسه در هفته و گروه کنترل به طور معناداری بهبود یافت. تعادل ایستا با چشمان باز و هماهنگی بین دو گروه تمرینی تفاوت معناداری نداشت.
    نتیجه گیری
    هر دو برنامه تمرینی 2 و 4 جلسه در هفته باعث بهبود شاخص های تعادل ایستا با چشمان باز و هماهنگی در دختران کم توان ذهنی شد. شاخص های تعادل پویا و نیروی عضلانی با حجم تمرینی 4 جلسه در هفته بهبود یافت. شاخص های تعادل ایستا با چشمان بسته، چابکی و عملکرد استقامتی تحت تاثیر برنامه های تمرینی قرار نگرفت؛ بنابراین پیشنهاد می شود دختران کم توان ذهنی برای بهبود شاخص های آمادگی جسمانی و حرکتی خود از تمرینات منتخب با فرکانس چهار جلسه در هفته برای مدت هشت هفته استفاده کنند.
    کلیدواژگان: تمرین ورزشی، کم توانی ذهنی، آمادگی جسمانی، جلسات متفاوت
  • مریم دلفی *، فرزانه ضمیری ، آرش بیات، افسانه دوستی صفحات 255-262
    مقدمه و اهداف:
    امروزه سالمندی تاثیرات عملکردی محسوسی بر فرآیندهای پردازشی شنوایی مانند پردازش فضایی شنوایی می گذارد که بارزترین جلوه آن اختلال درک گفتار در نویز می باشد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه توانایی پردازش شنوایی فضایی در افراد جوان و سالمند است.
    مواد و روش ها
    در مطالعه حاضر 20 بزرگسال جوان 18 تا 28 ساله با شنوایی هنجار و 20 سالمند 60 تا 70 ساله (11 مرد و 9 زن) با شنوایی هنجار و اختلال درک گفتار در نویز بر اساس معیار ورود وارد مطالعه شدند. توانایی پردازش فضایی با استفاده از نسخه فارسی پرسش نامه شنوایی فضایی (P-SHQ) در دو گروه مقایسه گردید.
    یافته ها
    مقایسه میانگین امتیازات با استفاده از آزمون t مستقل نشان می دهد که تفاوت معناداری بین دو گروه در میانگین امتیازات خرده مقیاس درک گفتار در نویز-سکوت، جهت یابی و همچنین امتیاز کلی پرسش نامه وجود دارد. جنسیت بر نتایج مطالعه تاثیری نداشت.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد امتیازات کمتر سالمندان دارای شنوایی هنجار در پرسش نامه شنوایی فضایی نسبت به جوانان، به معنای عملکرد ضعیف آنها در پردازش فضای شنوایی است. نتایج مطالعه حاضر از تاثیر سن بر پردازش های فضایی شنوایی مانند جهت یابی و درک گفتار در نویز حمایت می کند.
    کلیدواژگان: شنوایی فضایی، درک گفتار در نویز، سالمندی
  • رقیه احمدی، حمید جلیلوند *، محمد ابراهیم مهدوی ، فاطمه احمدی، علیرضا اکبرزاده باغبان صفحات 263-273
    مقدمه و اهداف:
    امروزه علی رغم پیشرفت‏های اخیر در حیطه پردازش دیجیتالی سمعک‏ها، شمار کثیری از کاربران از سمعک خود راضی نیستند و یکی از مهترین علل آن، عدم فهم خوب گفتار در محیط‏های نویزی است. کاهش دیجیتالی نویز و جهت داری از جمله فناوری‏هایی هستند که در این امر کمک کننده می‏باشند. مطالعه حاضر به ارزیابی تاثیر این دو فناوری بر راحتی شنوایی و درک گفتار افراد در نویز با افت شنوایی حسی-عصبی متوسط می‏پردازد.
    مواد و روش ها
    در مطالعه حاضر دو آزمون تراز پذیرش نویز زمینه (نسخه فارسی) و نیز بازشناسی اعداد (فارسی) در نویز بر روی 18 فرد بزرگسال (8 مرد و 10 زن) که دچار افت شنوایی حسی-عصبی متوسط بودند، انجام شد. تراز پذیرش نویز زمینه و نیز بازشناسی اعداد در نویز به ترتیب به منظور بررسی راحتی شنوایی و درک گفتار در نویز انجام شد. در این مطالعه 6 حالت تنظیمی مختلف برای سمعک وجود داشت که عبارت بودند از 1) Omnidirectional–DNR/off (Baseline) ، 2) Omnidirectional–Broadband DNR، 3) Omnidirectional–Multichannel DNR، 4) Directional، 5) Directional–Broadband DNR ، 6)Directional – Multichannel DNR.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد هر دو فناوری کاهش نویز دیجیتالی و جهت‏داری باعث بهبود امتیاز آزمون تراز پذیرش نویز شد، ولی تاثیر جهت‏داری بیشتر بود. هیچ کدام از فناوری‏های کاهش نویز دیجیتالی و جهت‏داری باعث بهبود امتیاز در آزمون بازشناسی اعداد در نویز نشد، ولی نتایج آن را بدتر نیز نکرد.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد از آنجایی که دو فناوری کاهش نویز دیجیتالی و جهت‏داری باعث بهبود در راحتی شنیداری شدند، و در درک گفتار در نویز نیز تاثیری نداشتند، لذا توصیه می‏شود که در زمینه بالینی و برای تنظیم سمعک این دو گزینه فعال شوند.
    کلیدواژگان: کاهش شنوایی، میکروفون جهت‏دار، کاهش نویز دیجیتالی، تراز پذیرش نویز، درک شنیداری اعداد در نویز
  • مقاله مروری
  • الناز براری پور، گیتا موللی * صفحات 274-284
    مقدمه و اهداف:
    مطالعات نشان می دهد که کم شنوایی با بروز اختلالات رفتاری در فرد همبستگی مثبت دارد و امکان بروز برخی از مشکلات را افزایش می دهد. هدف از مطالعه ی حاضر، بررسی مقالات مختلف در زمینه ی اختلالات رفتاری و هیجانی در کودکان کم شنوا و بررسی میزان شیوع و علل بروز این اختلالات است.
    مواد و روش ها
    در مطالعه حاضر مقالات منتشرشده در فاصله ی سال های 2005 تا 2016 در مورد اختلالات رفتاری و هیجانی در کم شنوایان در بانک های اطلاعاتی Pubmed, SID, Sage, Springer link, Elsevier و موتور جستجوی گوگل با واژه های کلیدی اختلالات رفتاری، اختلالات هیجانی، کم شنوایی، آسیب شنوایی و واژه های مرتبط مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    زبان در بروز تحولات اجتماعی کودک نقش اساسی دارد؛ متاسفانه کودکان کم شنوا به دلیل عدم تسلط کافی بر مهارت های زبانی دارای مشکلات اساسی در ایجاد ارتباط صحیح با دیگران و مهارت های اجتماعی هستند.
    نتیجه گیری
    شیوع اختلالات رفتاری در کودکان کم شنوا بیش تر از هم سالان شنوای آن هااست؛ مهمترین عللی که می توان برای بروز این اختلالات نام برد شامل نقص در تحول زبان و مشکلات ارتباطی این افراد است؛ همچنین سبک فرزندپروری والدین و میزان پذیرش آن ها بسیار تاثیرگذار است.
    کلیدواژگان: کودک کم شنوا، کودک شنوا، اختلالات هیجانی رفتاری
  • علی اصغر نورسته، حامد محمودی *، سارا امامی، الهام حاجی حسینی صفحات 285-298
    مقدمه و اهداف

    هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی ارتباط بین ورزش در سطوح قهرمانی و تفریحی با استئوآرتریت بود.

    مواد و روش ها

    برای انجام تحقیق مروری حاضر، جستجوی پیشینه تحقیق از طریق موتورهای جستجوگر الکترونیک در سه دهه گذشته (از سال 1987 تا 2017) در پایگاه PubMed و Sportdiscus انجام شد. برای جست و جو از واژه های کلیدی “Osteoarthritis” ، “Athletes” ، “Elite” و “sports” به همراه مترادف های مرتبط استفاده گردید. همچنین برای جست و جوی مقالات فارسی از پایگاه مجلات کشور (MAGIRAN) ، پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID) و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) استفاده شد.

    یافته ها

    با در نظر گرفتن معیارهای ورود به تحقیق حاضر، 29 مقاله (شامل 28 مقاله انگلیسی و 1 مقاله فارسی) انتخاب شد. از بین این مقالات، 13 مقاله مربوط به ارتباط استئوآرتریت و ورزش تفریحی و 15 مقاله مربوط به بررسی استئوآرتریت در بین ورزشکاران نخبه بود. از 13 مقاله مربوط به ورزش تفریحی، 5 مقاله آینده نگر به بررسی استئوآرتریت مفاصل زانو و ران در بین دوندگان بزرگسال و 8 مقاله از نوع مورد-شاهدی به بررسی استئوآرتریت مفاصل زانو و ران در بین سایر ورزشکاران پرداخته بود. از 16 مقاله مربوط به ورزش قهرمانی، 7 مقاله، استئوآرتریت مفاصل اندام تحتانی در بین فوتبالیست های نخبه بازنشسته، 5 مقاله استئوآرتریت مفاصل اندام تحتانی در بین ورزشکاران نخبه بازنشسته رشته های مختلف ورزشی، 1 مقاله استئوآرتریت مفصل زانو در بین پینگ پنگ بازان نخبه بازنشسته، 1 مقاله استئوآرتریت مفصل شانه در بین تنیس بازان نخبه بازنشسته، 1 مقاله استئوآرتریت مفصل مچ پا در بین والیبالیست های نخبه بازنشسته و 1 مقاله استئوآرتریت دوندگان نخبه را بررسی کرده بودند.

    نتیجه گیری

    فعالیت های ورزشی-تفریحی در حد متوسط، صرف نظر از اینکه ورزش مورد نظر چه باشد، عامل خطرسازی برای استئوآرتریت رادیوگرافیک و بالینی نمی باشد و به دلیل مزایای غیرقابل انکار ورزش، افراد را باید به سمت ورزش تشویق کرد. در بین جمعیت عموم و ورزشکاران نخبه به نظر می رسد استئوآرتریت رادیوگرافیک با رشته های ورزشی تیمی و قدرتی (فوتبال، راگبی، کشتی، وزنه برداری و ورزش های راکتی) در شرایطی که تمرینات و رقابت ها به شکل شدیدی انجام شود، بیشتر رخ می دهد. همچنین به نظر نمی رسد که ورزشکاران استقامتی نخبه در خطر استئوآرتریت قرار داشته باشند. خطر استئوآرتریت با رشته های ورزشی دارای ضربه های شدید و تکراری افزایش پیدا می کند که این خطر به شکل قابل ملاحظه ای با آسیب مفصلی در ارتباط است.

    کلیدواژگان: استئوآرتریت، ورزش، ورزشکار حرفه ای، ورزشکار تفریحی
  • علیرضا نداف، مینو کلانتری *، زهرا شفیعی صفحات 299-307
    مقدمه و اهداف

    حرکت درمانی با محدودیت اجباری یکی از روش های موثر در بهبود عملکرد حرکتی اندام فوقانی کودکان فلج مغزی همی پلژی اسپاستیک است که انواع مختلفی دارد. هدف مطالعه مروری ادغام یافته حاضر، بررسی تاثیر محدودیت درمانی در کودکان با فلج مغزی همی پلژی اسپاستیک و ایجاد یک دستورالعمل مشخص برای استفاده ی این روش در این کودکان بود.

    مواد و روش ها

    در مطالعه ی ترکیبی و دو مرحله ای حاضر، ابتدا در یک بررسی ادغام یافته سیستماتیک کلیه مقالات فارسی و انگلیسی بین سال های 2000 تا 2015 درباره ی حرکت درمانی با محدودیت اجباری در کودکان فلج مغزی همی پلژی اسپاستیک با کلیدواژه های فلج مغزی، همی پلژی، حرکت درمانی با محدودیت اجباری، توانبخشی و کاردرمانی استخراج و نتایج آن ثبت گردید. سپس در مرحله ی کیفی نتایج استخراج شده، در پانل خبرگان 5 نفره از کاردرمانگران حرفه ای در حوز ه ی فلج مغزی، مطرح و مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    در بررسی انجام شده 36 مقاله مرتبط با محدودیت درمانی در فلج مغزی و عملکرد اندام فوقانی یافت شد. ابتدا با بررسی خلاصه ی مقالات، تنها 14 مقاله که شرایط ورود به مطالعه را داشتند، انتخاب شدند. سپس متن کامل مقالات مرتبط با مداخلات در بهبود عملکرد دست بیماران فلج مغزی مورد بررسی قرار گرفت.

    نتیجه گیری

    در بررسی های انجام شده تاثیر مثبت حرکت درمانی با محدودیت اجباری در بهبود عملکرد حرکتی کودکان فلج مغزی اثبات شده بود، ولی نتایج به شکل یک دستورالعمل مشخص نبوده؛ لذا با توجه به نظر خبرگان و متخصصین یک دستورالعمل مشخص برای این درمان تدوین شد. همچنین تاثیر این درمان با اسلینگ یا اسپیلنت به مدت 14 روز، روزی 6 ساعت همراه با مداخلات کاردرمانی و فیزیوتراپی بیشتر بود.

    کلیدواژگان: فلج مغزی، همی پلژی، محدودیت درمانی، اندام فوقانی، کاردرمانی، توانبخشی
  • گزارش مورد
  • منیژه زارعی محمودآبادی، طلیعه ظریفیان * صفحات 308-317
    مقدمه و اهداف

    امروزه برخی از مدل ها در ارزیابی اختلالات گفتار و زبان بر اساس توالی رشد زبان بنیان گذاری شده اند، از جمله مدل توصیفی-تکاملی که این مدل حامی رویکرد پیروی از توالی رشد طبیعی زبان به عنوان بهترین راهنمای آموزشی برای آموزش زبان است. در گفتاردرمانی دسترسی به جداول رشد گفتار طبیعی در سنین مختلف یک ضرورت قطعی به نظر می رسد. جداولی که در کشورمان مورد استفاده قرار می گیرد عمدتا از منابع خارجی است. بدین ترتیب هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی خزانه واژگان بیانی کودک فارسی زبان از 15 تا 34 ماهگی است.

    معرفی بیمار

    در تحقیق حاضر با روش مشاهده ای طولی، برونداد واژگانی یک دختر فارسی زبان از 14 تا 34 ماهگی به روش وقایع نگاری، یادداشت برداری روزانه شد. تمام نمونه گیری های زبانی در شرایط کاملا طبیعی در تمام لحظات احتمالی زندگی به غیر از مهد کودک صورت پذیرفت. تاریخ ظهور تمامی عناصر زبان به محض شنیدن ثبت می شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد نخستین واژه معنادار در 15 ماهگی بیان شد. در 22 ماهگی خزانه ی واژگانی حدود 55 کلمه بود و بیان ساخت دستوری دوکلمه ای آغاز شد و بیشترین درصد واژه ها به ترتیب مربوط به اسامی افراد، خوراکی، اشیاء، اعضای بدن، پوشاک و حیوانات بود. افعال در ظهور جملات مرکب و به دنبال افزایش طول گفته نقش بسزایی داشتند. ظهور افعال جدید در 26 تا 28 ماهگی دارای یک جهش رشدی بود که همزمان با کاربرد جملات مرکب است. ارزیابی واژگان کودک هر 15 روز، انفجار واژگانی را در 26 تا 28 ماهگی نشان داد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد سن ظهور اولین واژه، محتوای 50 واژه ابتدایی، میزان پیشرفت خزانه واژگان در گذر زمان و فراوانی بیشتر اسم نسبت به فعل، شباهت با زبان های خارجی و فارسی دارد و مطالعاتی از این دست که به توصیف عمیق رشد خزانه واژگان می پردازند، در مشخص کردن توالی رشد طبیعی گفتار در کودکان فارسی زبان نقش بسزایی خواهند داشت.

    کلیدواژگان: واژگان، رشد زبان، کودک، فارسی
|
  • Masumeh Zahedi, Abdolhamid Daneshjoo *, Mansour Sahebozamani, Mohammad Sadeghi, Gogheri Pages 1-9
    Background and Aim
    Exersices for improving the accuracy of proprioception, as a risk factor in the most common site of injury, i.e. knee, and rehabilitation to prevent further injury and improving function, is required. The purpose of the current study was to investigate the effect of plyometric hopping and box jump for six weeks on the knee joint position of male individuals with ACL reconstruction.
    Materials and Methods
    A total of 40 males with ACL reconstruction (mean±SD; age: 27.88±1.62 year, weight: 79.9±10.28 kg, height: 1.77±0.05 meter) were objectively selected. Participants were randomly divided into three groups: hopping (n=14), box jump (n=13), and control group (n=13). Prior to and six weeks after the exercises (three sessions per week), at the same time and place, joint positions were recorded using a digital camera and the data was analysed using Auto CAD softwear. The control group did not perform any intervention program. Mixed repetead measure ANOVA was used for data analysis.
    Results
    The results showed significant improvement from pre-test to post-test in joint position at 45º (p=0.002) and 60º(p=0.046) in hopping group and at 45º (p=0.001) in box jump group. No significat improvement was observed in other angles (p>0.05). No differnces in the joint position was found between hopping and box jump training groups (P=1/001) either. But a significant difference was found between the two hopping and box jump groups and control group (P=0/001).
    Conclusion
    It can be concluded that hopping and box jump exercises are useful to improve propriocpetion at 45º among male individuals with ACL reconstruction. However, it seems that hopping exercise is more benfitial compared with box jump exercise in improving joint position at 60º.
    Keywords: joint position, anterior cruciate ligament, plyometric exercise, Balance, Rehabilitation
  • kimia Habibnejad Arabi, Seyyed Jalal Sameni Sameni *, Malihe Mazaheryazdi, Shohreh Jalaie, Tila Mousavi Pages 10-17
    Background and Aims
    Real ear measurement is the most prevalent way of verifying hearing aids in children and adults. Recently, auditory evoked potentials have been used to assess the accuracy of fitting in infants and young children who could not present decent behavioral feedbacks. In the present study, the real ear measurement responses of hearing aids fitted with cortical responses are compared with NAL-NL2 formula.
    Materials and Methods
    A total of 10 children suffering from moderate to severe hearing loss in the age group of 2 to 4 years were selected. At first, real ear measurement responses were obtained from hearing aids which were fitted with cortical responses and then they were compared with the target of NAL-NL2.
    Results
    Hearing aids which were fitted with cortical responses presented more gain in comparison with NAL-NL2 formula. The amount of P-value was lower than 0/005 in all frequencies and intensities except in the frequency of 500Hz in low intensity level and 4KHz in high intensity level. There was a significant difference in almost all frequencies and intensities between real ear measurement responses and the responses of NAL-NL2 formula (P-Value<0/05).
    Conclusion
    In the current study, real ear response of hearing aids fitted with cortical responses and NAL-NL2 formula were compared. The results showed a significant difference in almost all frequencies and three levels of intensities between real ear responses of hearing aids, which was fitted with cortical responses, and NAL-NL2 formula.
    Keywords: Hearing aids, Real Ear Measurement, Cortical Responses, Children with moderate to severe hearing loss, NAL-NL2 formula
  • Abbass Dehghan, Mehdi Rassafiani *, Seyed Ali Hosseini, Hamid Dalvand Pages 18-24
    Background and Aims
    Children with cerebral palsy require a constant care because of their long-term complications. Thus, taking care of them can affect physical and mental health of their caregivers. The aim of the present study was to investigate the effectiveness of handling training program on caregivers’ quality of life working in care centers for children with cerebral palsy.
    Materials and Methods
    In the current semi-experimental interventional study, 60 caregivers were selected supervised by Welfare Organization of Tehran according to the related inclusion criteria and divided into intervention (30 participants) and control (30 participants) groups. Demographic questionnaire and SF-36 were used for data collection three months prior to and after presenting handling training program. The training session were conducted theoretically and practically in two days and each day with 15 caregivers. Statistical analyses were carried out using SPSS, version 22.
    Results
    The mean age and standard deviation of caregivers in intervention and control group were (43/57±10/84) and (42/50±9/22), respectively. The comparison of the mean scores between the two groups showed that the quality of life of the caregiver in the intervention group significantly increased three months after receiving handling training in all dimensions of SF-36 except for social function (p <0.05).
    Conclusion
    Providing the caregivers with proper handling training program can decrease their job and physical stress and improve both their and the children’ quality of life, well-being, and health.
    Keywords: Child with cerebral palsy, Caregiver, Quality of life, Handling training (special care)
  • Nahid Divandari, Farideh Dehghan Manshadi *, Mehdi Vakili Pages 25-33
    Background and Aims
    The present study aimed to investigate the effects of a-tDCS on pain score in women with Chronic Low Back Pain (CLBP).
    Materials and Methods
    A total of 10 women with CLBP participated in the current double-blind sham-controlled cross-over study. Each participant received one session of a 20-minute, 0.3 mA tDCS with a current density of 0.1mA/cm2 on M1 and DLPFC, concurrently. Pain intensity and electrical pain threshold were assessed immediately prior to and after the treatment. In addition, the disability was assessed before and one week after the treatment. Shapiro-Wilks goodness-of-fit test was used for normality and dependent t-Test was used for data analysis. Values of p ≤ 0.05 were considered as statistically significant.
    Results
    The results showed no effect of active or sham treatment on the pain intensity, disability, and pain threshold (p>0.05). The mean difference between before and after active treatment were 0.9 (p=0.7) for pain, 5.6 (p=0.7) for disability, and-0/16 for pain threshold (p=0.1). These values were 0.4, 2.4, and -0.73 for sham treatment with p-value greater than 0.05.
    Conclusion
    The method studied proved to have no significant effect on pain intensity of women suffering from CLBP; however, this finding may be related to the limited sessions of the treatment.
    Keywords: Chronic Low Back Pain, Transcranial direct current stimulation, Disability, pain threshold
  • Azad Mohammadi *, Seyed Sadradin Shojaedin, Amir Letafatkar, Maliheh Hadadnejad Pages 34-47
    Background and Aims
    Ankle joint is known as one of the most vulnerable joints of the body. The aim of the present study was to compare the impacts and sustainabilities of NASM and combined excersices (neuromuscular and core stability) on the functional charactristics and balance of individuals with unilateral chronic ankle injury.
    Materials and Methods
    A total of 36 male athlete students suffering from chronic ankle instability voluntarily participated in the present study and were randomly divided into three groups of 12: NASM excersices, combined training, and the control group. All the participants’ performance characteristics and dynamic balance were evaluated prior to, after, and four weeks after the exercises. To evaluate the functional characteristics, we used Side-to-Side Hop Test, Figure-eight Hop Test, Triple Hop Test, and questionnaires measuring the ability of the foot and ankle in sports and daily activities and to evaluate the dynamic balance, the balance test Y was used. Then, the NASM and combined groups performed the relevant exercises.
    Results
    The results showed that both NASM and compound exercises caused improvement in the dependent variables. Also, NASM exercises had lasting impacts four weeks after the exercise protocol in indicators of figure-eight hop test and the ability of ankle and foot test. Also, combination exercise had lasting effects observed in side-to-side hop test, figure-eight hop test, and the ability of ankle and foot scale. The results also showed that compound exercises, as compared with NASM exercises, were more effective as observed in the ability of the ankle and foot test.
    Conclusion
    Doing eight weeks of combined training (neuromuscular and core stability) was observed to be significantly more effective, compared with NASM training, in the performance and postural control in patients with chronic ankle instability.
    Keywords: Training NASM, Neuromuscular training, Core stability exercises, Chronic ankle instability, Physical education students
  • Hadi Moradi *, Mehdi Sohrabi, Hamid Reza Taheri, Jalal Dehghanizade Pages 48-58
    Background and Aims
    Developmental Coordination Disorders (DCD) is one of the most common disorders affecting 5-8 year-old children. The purpose of the present study was to investigate the effects of training and different background interference (blocked and random practice) on sensory-motor functions in children with growth coordination disorder aged 6-9 years in Mashhad city.
    Materials and Methods
    Among all children with growth coordination disorder in Mashhad, 45 were selected using screening tests (Developmental Coordination Disorder Questionnare, IQ). After completing Conner neuropsychological testing questionnaire as pre-test, they were randomly divided into three groups of 15: block practice, random practice, and control groups. The three groups performed the relvant trainings for 8 weeks (3 sessions per week, each session 45 minutes). Then, post-test, i.e. Connors neuropsychological questionnaire was administered. Shapiro Wilk test was used to check the normality and t-test and analysis of covariance (ANCOVA) were run to determine intra-group and inter-group differences, respectively.
    Results
    The results showed that there is a significant difference between pre-test and post-test scores in the two groups' study variables. However, no significant difference was observed between the mean scores of pre-test and post-test for control group. The findings also showed that there is a significant difference between the two groups with different training contextualinterferences. Also, the training group with more background interference was observed to have further improvement in sensory-motor functions after training (P=0/04).
    Conclusion
    However, it can be concluded that training with more background interference can further improve sensory-motor functions in children with developmental coordination disorder.
    Keywords: Children with developmental coordination disorder, Contextualinterference, Random practice, Constant practice, Sensory-motor functions
  • Mostafa Poorkiani, Amir Letafatkar *, Maliheh Hadadnejad, Seyed Sadradin Shojaedin Pages 59-68
    Background and Aim
    The aim of the present study was to determine the effectiveness of eight weeks of progressive jump-landing exercises on the performance and dynamic balance in young football players prone to anterior cruciate ligament injury.
    Materials and Methods
    In the current study, 30 football players prone to the risk of anterior cruciate ligament injury (screened by functional movement screening tests) participated on a voluntary basis and were randomly divided into two groups of progressive jump-landing exercises (n=15; age 17.8±0.77 yrs; height 169.2±4.84 cm, weight 63.4±5.86 kg) and control (n=15; age 18±0.84 yrs; height 168.2±3.75 cm, weight 64.46±7.71 kg). The hoping (single leg hop, triple hop, triple diagonal hop, and timed hop) and Y balance tests were used for evaluation of performance and dynamic balance, respectively (at baseline and after 8-weeks of progressive jump-landing exercises). For statistical analysis, the mixed 2*2 analysis of variance and paired t-tests in SPSS, v. 22, were used.
    Results
    The results revealed that eight weeks of progressive jump-landing exercises led to significant effects on the scores of performance (P=0.001) and dynamic balance (P=0.001) tests in participants.
    Conclusion
    According to the results, eight weeks of progressive jump-landing exercises could improve participants' performance and dynamic balance, so this type of exercise is recommended for improving performance and dynamic balance of young football players prone to the risk of anterior cruciate ligament injury.
    Keywords: Progressive Jump-Landing Exercises, Performance, Dynamic Balance, Anterior Cruciat Ligament
  • Zahra Zonnor, Nader Farahpour *, Amirali Jafarnezhadgero Pages 69-78
    Background and Aims
    The previous studies have reported controversial results on the shoulder muscles’ activity of individuals with shoulder impingement. The aim of the present study was to quantify the shoulder muscles’ activity during the cocking and acceleration phases of handball throwing with slow and fast speeds.
    Materials and Methods
    A total of 12 controls (age: 23±3; weight: 64±12) and 12 patients with shoulder impingement (age: 27±4; weight: 60±13) were studied. The electrical activity of shoulder muscles in the right sides, including upper trapezius, anterior, middle, posterior deltoid, latissimus dorsi, pectoralis major, supraspinatus, and triceps muscles, were measured in both shoulders using an EMG system with surface electrodes. A mixed 2×2 analysis of variance was used at a significant level of p < 0.05.
    Results
    In cocking phase of the slow and fast throwing, in patients, higher activities of upper trapezius, supraspinatus, and latissimus dorsi muscles were observed, as compared with control group and in cocking phase of fast throwing, middle deltoid activity was lower in patient group (p<0.02). In the acceleration phase of the slow throwing, the activity of upper trapezius muscle was higher in patients compared with control group. However, in the acceleration phase of the fast throwing, in patients, lower activity in middle deltoid and higher activities in latissimus dorsi and trapezius muscles were observed (p<0.05).
    Conclusion
    Shoulder pain syndrome results in altered shoulder muscle activity. These alterations are greater in fast throwing activity. The current study does not determine whether these changes are because of adaptation to the pain, or are caused by the injury. However, it appears that with pain present, fast throwing movements will put the shoulder in greater risk of injury. It is suggested that isometric or slow movements be used in the shoulder rehabilitation at the early stage of the treatment. Correct muscle enhancement is also recommended to prevent the shoulder pain syndrome.
    Keywords: Shoulder impingement syndrome, Electromyography, Handball, Shoulder joint, Muscle activity
  • Amirali Jafarnezhadgero *, Amirhosein Sadri, Goodarz Ghiasvand, Mahdi Majlesi Pages 79-87
    Background and Aims
    Higher excessive hip adduction and internal rotation is one of the risk factors for lower limb injuries. The aim of the present study was to evaluate the immediate effects of hip external rotator and hip abductor muscular taping on three-dimensional lower limb joint kinematics during stance phase of running.
    Materials and Methods
    A total of 24 healthy male participants (age: 24.6±2.5 year; Weight: 74.8±6.2; and Height: 177.1±7.9 cm) were volunteered to participate in the study. Three-dimensional lower limb kinematics were measured using a motion analysis system during running with and without femoral rotational and abductoral taping. Paired sample t-test was used for statistical analysis. Significant level was set at 0.05.
    Results
    Application of femoral tapes increased and decreased peak eversion angle during loading response (P=0.001) and mid-stance (P=0.001) phases, respectively. Compared with no tape, femoral tape significantly reduced peak knee adduction angle during the entire stance phase (P<0.05). Moreover, both peak hip adduction and internal rotation during taping condition were about 1° and statistically lower than that of no tape condition (P<0.05).
    Conclusions
    Femoral rotational and abductoral taping could alter lower limb joint kinematics (reduction of ankle eversion during mid-stance, reduce peak knee adduction and peak hip adduction, and internal rotation during stance phase of running. However, effect size values in all cases were low. Therefore, further study is warranted in this field and on different patients.
    Keywords: Taping, Running, Kinematic, Lower Limb
  • Vafa Delphi, Talihe Zarifian *, Enayatollah Bakhshi, Maryam Delphi Pages 88-95
    Background and Aims
    During the development of the phonological system, gradually, some of error patterns decrease and speech intelligibility increase. The aim of the present study was to investigate phonological skills, including phonological processes and percentages of correct consonants and phonemes in the bilingual Persian-Arabic speaking children aged 4-5 in Ahvaz.
    Materials and Methods
    In the current study descriptive-analytical cross-sectional study, 28 children aged 49-60 months were randomly assigned to two groups: Persian monolingual and Persian-Arabic bilingual (14 participants in in each group). All participants were recruited randomly based on inclusion criteria from Ahvaz kindergartens in Iran. The instrument used study was the Persian Phonological Test (PPT), a subtest of Persian Diagnostic Evaluation Articulation and Phonological test. In this test, phonological processes are investigated in two groups: structure and substitution processes. Data was analyzed using SPSS, running Mann-Whitney test.
    Results
    The results showed statistically significant differences between the two groups in proportion to the occurrence of substitution process (p <0/05), but there was no significant difference in the type of phonological processes between the two groups. Also, the results indicated a significant difference between the two groups in the percentages of correct consonants and correct phonemes (p <0/05).
    Conclusion
    The present study showed that bilingualism has no effect on the type of phonological processes, but this can be effective on the frequency of processes. Since frequency of phonological processes was greater in bilingual children, it can be assumed that there are two phonological systems at work in bilingual children.
    Keywords: Bilingual child, Phonological processes, Percentage of consonant correct, Percentage of phonemes correct syllable structure processes, Substitution processes
  • Zahra Shojaei, Nazila Akbarfahimi, Hamid Dalvand , Gholamreza Ghaedamini Harouni, Mehdi Rassafiani * Pages 96-104
    Background and Aims
    Children with Cerebral palsy need for caring at school because of their inability to perform daily occupations. The caregivers at physical disability schools provide care support for these children at school time. The caring is accompanied by physical and psychological tension and may affect the caregivers’ health and therefore quality of life. The aim of the present study was to evaluate the musculoskeletal pain and quality of life of caregivers of children with Cerebral Palsy at physical disability schools.
    Materials and Methods
    In the present cross-sectional study, caregivers of children with cerebral palsy in Tehran, Isfahan, and Karaj who were willing to participate in the study and met the inclusion criteria were recruited. Finally, 92 participants took part in the study. The evaluations were done using the Persian version of the 36-item Short Form Health Survey (SF-36) questionnaire, Nordic Musculoskeletal Questionnaire (NMQ), and Visual Analog Scale. The statistical analyses of data were done using exploratory factor analysis and Pearson correlation coefficient tests.
    Results
    The results indicated that the mean score for the study sample on physical component summary (PCS) and mental component summary (MCS) were 58.81 and 59.01, respectively. The greatest amount of pain and functional limitations were found in the lower back and knees, and the highest intensity of pain were found in the shoulders, neck, as well as upper and lower back. There were also a significant correlation between musculoskeletal pain and quality of life (r=0/523, P=0.001). Furthermore, there were significant correlations between work experience, insurance, working hours, income as well as Multiple job and physical pain (P<0/05).
    Conclusion
    Permanent caring for many children with cerebral palsy and doing the heavy and repetitive caring tasks not only reduce the quality of life but also cause physical pain in the caregivers of children with cerebral palsy at physical disability schools. It is suggested that more support and pre-employment trainings about the principles of caring be provided to prevent physical pain in caregivers.
    Keywords: Caregiver, Cerebral palsy, Musculoskeletal pain, Quality of life
  • Somayeh Nazari *, Saied Hassanzadeh, Haydar Sayahi Pages 105-112
    Background and Aims
    Visual perception is necessary for reception and application of environmental information; when it weakens, it causes disorders in learning. Spatial relationship is one of the dimensions of visual perception for improving of which limited number of programs have been designed. Hence, the present study was carried out to investigate the effect of spatial dots training program on the perception of spatial relationship in children with learning disabilities.
    Materials and Methods
    The study adopted an A/B with follow-up design and active control group. The participant was selected using purposeful sampling from among students with learning disabilities who were in the educational and rehabilitation centers in Ahvaz city. The participant was a boy aged seven years and nine month without any sensory or motor handicaps with full IQ = 93. Frostig visual perception test was administrated as Baseline Data during 3 sessions. The participant was trained in 9 sessions and 3 follow-up assessment sessions using spatial dots training program. Data was analyzed using graphic displays visual analysis as well as Cohen’s coefficient effect size for statistical significance.
    Results
    Findings of the present study revealed that dots spatial intervention improves perception of spatial relationship with the mean effect size of 2/06.
    Conclusion
    It seems that using structured exercise of spatial dots can positively affect treatment of visual perception difficulties in children with learning disabilities as this training program uses motor-playing training methods in a purposeful manner and with a special concern to the principles and functions of perception substructure.
    Keywords: Spatial Relationship, Learning disability, Spatial dots training program, Visual perception
  • Gholamali Ghasemi, Hamed Arghavani *, Parisa Hajirezayi Pages 113-124
    Background and Aims
    Minor biomechanical changes within the reliance surface of feet could affect postural control strategy, which can be more and exacerbated under fatigue. Therefore, the aim of the present study was to investigate the effect of functional fatigue protocol on postural control in students with different foot arch.
    Materials and Methods
    Statistical population of the current semi-experimental and cross-sectional study was 720 male students aged 10 to 13 years in the 6th district of Isfahan. A total of 60 students were selected as sample and were divided into 4 homogeneous groups of 15: natural foot, flexible flat foot, rigid flat foot, and cavus foot. Functional fatigue and standing with two feet for 20 seconds on a foot pressure was used for inducing fatigue and evaluating postural control, respectively. Independent T-test, analysis of variance, and tukey post hoc test were used at the 0.05 significance level.
    Results
    Fatigue resulted in significant decrease in all factors measured in all four groups (p≤ 0/05), but this decrease was significantly different among the four groups (p≤ 0/05). Also, prior to and after fatigue, there was a significant difference among the four groups in the measured factors (p≤ 0/05).
    Conclusion
    Anatomical structure of the foot is effective in participants’ postural control. During fatigue, the balance in participants with abnormality in foot, especially in rigid flat foot, is further impaired. Therefore, due to a significant reduction in balance in individuals with different foot arches, it is suggested that corrective exercises of the foot arches and balance exercises in specific directions, in addition to the usual exercises, be considered in clinical and practice specific situations.
    Keywords: Balance, Flexible Flat Foot, Rigid Flat Foot, Cavus Foot, Fatigue
  • Asghar Mahmoudi *, Marefat Siahkohian, Manuchehr Iranparvar, Farnaz Seifi, Skishahr, Hasan Anari Pages 125-132
    Background and Aims
    Non-alcoholic fatty liver disease is a public health problem in the world. Exercise is a first-line therapy for patients with non-alcoholic fatty liver disease. Therefore, the present study was conducted to determine the effect of eight weeks of endurance training on serum levels of alanine aminotransferase, aspartate aminotransferase, and resistin in men with non-alcoholic fatty liver disease.
    Materials and Methods
    A total of 23 patients with non-alcoholic fatty liver disease were selected following purposeful sampling in the present quasiexperimental study. Participants were randomly divided into two groups: endurance training group (n=12) and control group (n=11). The endurance training program included moderate intensity training with 60-75% of maximal heart rate for 45 min/session, 3 times/week for 8 weeks. At both baseline and completion of the eighth week, blood samples were obtained from all the participants. Data were analyzed running Shapiro-Wilk test and dependent and independent t-tests at the significant level of p
    Results
    In the current study, eight weeks of endurance training resulted in a significant decrease in serum levels of alanine aminotransferase, aspartate aminotransferase, and resistin in males with non-alcoholic fatty liver(α<0.05).
    Conclusion
    According to the findings, endurance training may improve the serum levels of alanine aminotransferase, aspartate aminotransferase, and resistin in men with non-alcoholic fatty liver disease. Therefore, to reduce the dependent risk factors of non-alcoholic fatty liver disease, this therapeutic intervention seems to be beneficial.
    Keywords: Nonalcoholic fatty liver disease, Endurance training, Transaminases, Resistin
  • Elham Ahmadi Tehrani, Sedigheh Sadat Naimi *, Khosro Khademi Kalantari, Alireza Akbarzadeh Baghban, Sara Tavakolizadeh Pages 133-140
    Background and Aims
    Todevelop a Persian version of the diagnostic criteria for temporomandibular disorders (DC/TMD) Axis I and to assess its content validity
    Methods
    The present study is a cross-sectional survey. To cross-culturally adapt the instrument, the DC/TMD Axis I was translated using a forward-backward method. Translation quality and cultural adaptation were assessed by a panel of five experts on a scale of 0 to 100. Then, the content validity of the Persian version was quantitatively evaluated by a panel of 10 experts calculating content validity index (CVI) and content validity ratio (CVR).
    Results
    Average values of translation quality were less than 90% in 7 items, which were rephrased. Average values of cultural adaptation of 2 items were less than 90% and they were omitted according to the experts' opinion. CVR values in all items of the questionnaire were between 0.8 - 1 and for the total instrument, the CVR values was obtained to be 0.94. All of the items of the questionnaire in terms of relevancy earned values higher than 0.75. CVI values in terms of clarity for 13 items and in terms of simplicity for 10 items were less than 0.75, which were candidates for revision in the second round. All these items received values higher than 0.75 in the second round.
    Conclusions
    Evaluating contentvalidity of the Persian version of DC/TMD Axis I can be an introduction for assessing other psychometric properties of the questionnaire and will pave the way for including Iran in international studies on TMD.
    Keywords: Translation, Cultural adaptation, Temporomandibular disorders, Content validity
  • Mojtaba Babaei Mobarakeh *, Amir Letafatkar, Amir Hosein Barati Pages 141-156
    Background and Aims
    Tennis elbows injury is one of the most common types of athletic upper extremity overuse injury which is accompanied by remarkable pain and functionality deficit in the injured limb. The aim of the present study was to investigate the effect of eight weeks of Powerball mediated resistance training on the wrist extensor muscle strength, wrist proprioception, grip strength, and upper extremity performance in volleyball players with tennis elbow.
    Materials and Methods
    For the current quasi-experimental study, 30 volleyball players with tennis elbow were selected and randomly divided into two (control and experimental) groups. To measure wrist extensor muscle strength, grip strength, and performance before and after implementation of the intervention programs (eight weeks of resistance training using Powerball), the isokinetic dynamometer, hand held dynamometer, and Y balance tests were used, respectively.
    Results
    The results of the present study showed that the Powerball exercises have significant effects on wrist extension strength (P=0.009), wrist proprioception (P=0.011), grip strength (P=0.001), and upper extremity performance (P=0.001).
    Conclusion
    Due to the significant effect of Powerball mediated exercises on wrist extension strength, wrist proprioception, grip, and performance of upper extremity, using this exercise program is recommended in the process of rehabilitation in patients with tennis elbow who have deficiency in the mentioned variables.
    Keywords: Powerball, Performance, Strength, Proprioception, Tennis elbow
  • Maryam Heydari, Yones Lotfi *, Abdollah Moossavi, Mitra Rezapour, Enayatollah Bakhshi Pages 157-164
    Background and Aims
    Children with reading disorder show problems in auditory attention and cerebral dominance that can be assessed using dichotic listening techniques. The aim of the present study was to assess and compare auditory attention (divided and selective) and language lateralization between normal and reading disabled children.
    Materials and Methods
    The current cross-sectional study was performed on 30 normal children and 30 children with reading disability of 8 to 10 years old with normal peripheral hearing and strong right-handedness. First, participants were divided into three age groups of 8, 9, and 10 years old. Then, the mean scores of right and left ear responses and laterality index values were calculated and compared in three divided and selective attention conditions for all age groups using repeated measures test.
    Result
    Comparison of the scores showed statistically significant differences between the mean scores of right and left ears responses and laterality index values between the two groups in all age groups and three condition tests (p-value< 0/05).
    Conclusion
    The results of the present study showed poor performance of children with reading disorder in dichotic digit test in both divided and selective attention conditions.
    Keywords: Reading Disorder, Dichotic Listening, Dichotic Digit Test, Divided Attention, Selective Attention
  • Roghayeh Asadi Gandomani, Abbas Nesayan *, Maryam Maleki Pages 165-172
    Background and Aims
    The aim of the present study was to compare the theory of mind in intellectually disabled and normal children and to determine the relationship between theory of mind and attachment style and mental health.
    Materials and Methods The method of study was descriptive correlational and Ex post facto. The sample consisted of 74 children with intellectual disabilities and 100 normal children who were selected using census sampling and available sampling in Birjand city. Mothers completed General Health Questionnaire (GHQ) and Adult Attachment Style Questionnaire and the theory of mind in children was evaluated through the theory of mind Test.
    Result
    The results showed that there is a significant difference between children with intellectual disability and normal children in the first and second levels of acquisition of the theory of mind (p<0/05), but there is no significant difference between children with intellectual disability and normal children in the third level of acquisition of the theory of mind (p>0/05).
    Conclusion
    Also, the result showed that there is no significant relationship between theory of mind with attachment style and mental health (p>0/05). Therefore, it can be concluded that there is a significant difference between the acquisition of the theory of mind in children with intellectual disability and normal children, but there is no significant relationship between the theory of mind as well as attachment style and mental health in mothers.
    Keywords: Theory of mind, Attachment styles, Mental health, Intellectual disability
  • Malihe Hataminia, Mahdi Dadgoo *, Shabnam Shahali, Ghamartai Khanbabaee, Anoshirvan Kazemnejad, Susan Aghamohammadi Pages 173-179
    Background and Aims
    Cystic fibrosis is a genetic disorder that produces adhesive secretions along airway. Assisting the clearance of airway secretions plays an important role in treating these patients. The purpose of the present study was comparing mechanical cough assist and traditional chest physiotherapy in patients with cystic fibrosis.
    Materials and Methods
    A total of 14 patients (mean age: 11/4 years) with cystic fibrosis participated in in the current study. Each patient was treated on two different days using two different methods, i.e. mechanical cough assist and traditional chest physiotherapy. Forced Vital Capacity (FVC), Forced Expiratory volume in one second (FEV1), Forced Expiratory Flow between 25% and 75% expired (FEF),and patient preference were evaluated.
    Results
    The results showed no significant difference in changing the FVC (P=0/83), FEV1(P=0/21), and FEF(P=0/74) after two treatment methods. Also, no significant difference was observed in patients adherence (p=0/66).
    Conclusion
    Mechanical cough assist and traditional chest physiotherapy have the same effects on airway clearance in patients with cystic fibrosis and the patients prefer both of them at the same level.
    Keywords: Cystic Fibrosis, Clearance, Chest Physical Therapy, Cough Assist Machine
  • Hadi Samadi *, Zolfaghar Bikdeloo Pages 180-188
    Background and Aims
    Ankle is the most commonly injured area in sport, which accounts for 25% of all sports injuries. The relationship between injury occurrences in this joint with the anatomical alignment of the lower extremity is unclear. So, the purpose of the present study was to compare anatomical intrinsic risk factors between athletes with and without a previous history of ankle sprain.
    Materials and Methods
    In the current cross-sectional study, 25 male athletes with previous history of ankle sprain and 25 healthy athletes were randomly selected and participated in the study voluntarily. Foot arch index, navicular drop, tibia vara, knee hyperextension, and tibia torsion were measured in samples. A comparison between the two groups was made using independent t-test for normally distributed variables, whereas the Mann–Whitney's U-test was used for non-normal distributed variables at a significance level of 0.05.
    Results
    Analysis of data using independent t-test and Mann–Whitney U test showed that there were significant differences in foot arch index (P=0.040) and tibia vara (P=0.0001) measures between the two groups. While there were no significant differences in navicular drop, knee hyperextension, and tibia torsion measures between the two groups.
    Conclusion
    According to findings, it is possible that lower limb malalignments can be contributed in ankle injuries incidence as intrinsic risk factors. Therefore, port injuries prevention and rehabilitation professionals are recommended to consider leg and ankle malalignments in preventing and managing the risk factors of lateral ankle sprain.
    Keywords: Lateral Ankle Sprain, Anatomical Alignment, risk factor
  • Keyvan Sharifmoradi *, Nader Farahpour, Saleh Azizi Pages 189-198
    Background and Aims

    Flat foot is associated with changes in the bone alignment and muscle activity. Yet, there is scarcity of information about kinetic and kinematic aspects of gait after exhaustion in flat foot people. The objectives of the present study were to evaluate the effects of exhaustion on temporal variables and kinetics of ankle foot during gait in flat foot people and control group.

    Materials and Methods

    A total of 10 flatfoot students at Bu Ali Sina University (Mean age, height, and weight, respectively: 24.4±2.16, 177.2±4.31, and 81.9±17.4) and 10 normal students with matched age, height, and weight participated in the study. A Vicon motion analysis system (100 Hz) with four cameras and as well as two Kistler force plates (1000 Hz) were used to measure the temporal variables and kinetics during the gait. For statistical analysis, independent student-t test, and repeated measure were used. The type one error was set at α

    Results

    The inventory ankle moment of flat foot group was 0.16 N.m/BW and greater compared with that in control group. After fatigue protocol, walking speed (p=0.04), stride length (0.62 N.m/BW), and ankle plantar flexor moment of flat foot group (p=0.00) increased as compared with those of control group.

    Conclusion

    Plantar Flexor moment was lower in flat foot, compared with normal group. Maybe, weakness and malfunction of the plantar flexor muscles led to lower ankle plantar flexor. Higher inventor moment of the ankle joint may increase the pressure on the medial side of the foot during endurance activity. Fatigue change ankle Plantar Flexor moment and spatiotemporal gait variables, thus strengthening these muscles is recommended.

    Keywords: Flat foot, Kinetic, Kinematic, Fatigue, Gait
  • Amir Dana *, Fatemeh Rahimizadeh, Elmira Gozalzadeh, Sima Eshgarf Pages 199-207
    Background and Aims
    Depression is one of the most common psychological disorders in the world, with the prevalence of 13.6% in Iran among the population with 14-64 years old. The effectiveness of using antidepressants drugs is doubtful as the primary method of treatment and researchers are seeking alternative methods without side effects. In the present study, antidepressant effects of strength, aerobic, and combined exercise among adult men were studied.
    Materials and Methods
    In the present semi-experimental study, 60 men aged 20 to 35, who were moderately or moderately to highly depressed, based on the diagnostic interviews and Beck Depression Inventory (BDI-2), were randomly placed into four groups of 15 individuals, including 1) strength group, 2) aerobic group, 3) combined group of strength-aerobic, and 4) control group, and participated in an eight-week exercise period (24 sessions of 45-60 minutes, 3 sessions per week, intensity of 60 to 75% of one maximum repetition/maximum heart rate). The data resulted from depression levels measurements in pre-test and post-test were analyzed using paired t-test and covariance analysis at 95 percent confidence level.
    Results
    Depression levels decreased significantly in all three experimental groups (strength, aerobic, and combined group). In addition, after controlling the effect of pre-test, the aerobic and combined and strength exercises groups experienced the highest reduction in depression levels, respectively.
    Conclusion
    Based on the existing evidence, it seems that aerobic exercises can produce the most physiological adaptations associated with the regulation of emotions and levels of depression in men; however, other kinds of strength and combined physical exercises and sport activities can be used to reduce the symptoms of depression, as well.
    Keywords: Depression, Men, Strength Exercises, Aerobic Exercise
  • Shabnam AsadKarami, Gholamali Ghasemi * Pages 208-216
    Background and Aims
    Swayback abnormality is one of the most common abnormalities in the spine and is the most common abnormality in the age range of 18 to 25 years, with an outbreak in non-athlete individuals ranging from 10% to 62%. The aim of the present study was to investigate the effect of eight weeks of NASM exercises on sway back of Tabriz high school girl students.
    Materials and Methods
    In the current semi-experimental research, among the non-athletic female students of Tabriz city, the lateral aspect of sway backs was identified using a primary screening by graph sheet to observe the spine status. Then, the researcher selected 30 students with the highest deviation in this anomaly. Next, they were randomly divided into two groups of 15 experimental participants with the mean age 14.23 ± 0.66 yrs, height 147.73 ± 27.27 cm, and weight 48.43 ± 4.44 kg, and 15 participants in control group with the mean age of 14.28 ± 0.63 yrs, height 147.33 ± 6.55 cm, and weight 48.53 ± 4.24 kg. Forward head, back kyphosis, lordosis, anterior tilt, and quality of life variables were measured and recorded using cervical donor, flexible ruler, tilt meter, and quality of life questionnaire SF-36 before and after the training period. The experimental group performed weekly three sessions of 50 minutes of NASM corrective exercises for eight weeks, while those in the control group performed their daily activities. Data were analyzed using ANOVA for repeated data at a significance level of P≤0.05.
    Results
    The results showed that eight weeks of NASM exercises had a significant effect on the forward head, back kyphosis, lordosis, anterior tilt, and quality of life variables of high school female students.
    Conclusion
    According to the results, the new NASM series of exercises seems to be effective as a new approach to improving abnormality. Therefore, this exercise program is recommended for coaches, therapists, and specialists.
    Keywords: Forward head. Back kyphosis, Lordosis, Anterior tilt, Quality of life questionnaire
  • Mohammad Aghazade Amiri, Vajihe Ahmadi Gheshrbat *, Alireza Baradaran Rafiee, Seyed Mehdi Tabatabaee Tabatabaee Pages 217-225
    Background and Aims
    To compare the results of Photorefractive Keratectomy (PRK), surgery was performed using three Conventional, Iris Registration, and Spherical Equivalent methods in correcting astigmatism
    Materials and Methods
    In the current cohort study, 72 myopic eyes (40 patients) with astigmatism less than 1.00 D were randomly divided into 3 groups (Conventional, Iris Registration, and Spherical Equivalent) and were respectively reviewed. In the first group, the excimer laser changed the corneal curvature regardless of the rotation of the eye. In the second group, a high resolution photo of the iris was provided before surgery and the amount of rotation of the eye in the lying state was measured related to the sitting. Finally, in the last group, half of power of the cylinder was added to the sphere and regardless of the rotation and axis of cylinder, the surgery was performed. Residual astigmatism and outcomes were compared with initial data six months postoperatively.
    Results
    The mean age of patients was 28.19±5.35. Preoperative BCVA was 10/10 in all patients. No statistical difference was noticed between the groups (p>0.05) in the preoperative astigmatism. In Conventional PRK group, the average astigmatism decreased from-0.48±0.30 D preoperatively to -0.19±0.20D postoperatively (p=0.002) and the average astigmatism in Iris Registration PRK group decreased from -0.54±0.19D preoperatively to -0.18±0.21D postoperatively (P<0.001), compared with the increased astigmatism in Spherical Equivalent PRK group from -0.55±0.12D preoperatively to -0.65±0.16D postoperatively (p=0.008). The average myopia decreased from -3.90±1.04 to 0.04±0.35D in Conventional group, decreased from -3.77±1.04 to 0.44±0.35 in Iris Registration group, and decreased from -2.58±1.11 to 0.14±0.28 in Spherical Equivalent group.
    Conclusion
    According to the results, Conventional and Iris Registration PRK decreased the amount of postoperative astigmatism more than Spherical Equivalent PRK. The amount of postoperative myopia decreased in the three groups.
    Keywords: Photorefractive Keratectomy, Astigmatism, Myopia
  • Seyedeh Saeideh Babbazadeh Zavieh, Behnoosh Vasaghi Gharamalaki *, Afsaneh Nikjooy, Javad Sarrafzadeh Pages 226-235
    Background and Aims
    Urinary incontinence is one of the most important pelvic floor disorders affecting the patients' quality of life. Although natural delivery and pregnancy are the most important risk factors, less attention is paid to the other involved factors. The aim of the present study was to investigate the factors influencing urinary incontinence in women.
    Materials and Methods
    A total of 195 obese women (91 cases with urinary incontinence and 104 without UI) were studied in the age range of 25 to 65 years old. After obtaining their consent to participate in the project, completion of the questionnaires and measurement of anthropometric characteristics were performed. SPSS software (version 18, USA) and ANOVA, t-test, and chi-square test were used for Data analysis (α≥ 0.05).
    Results
    There was a significant relationship observed between the mean age, menopause, as well as regular exercise and urinary incontinence. The mean age was higher in the affected group, and regular weekly exercise reduced the incidence of urinary incontinence. In general, the mean of anthropometric indices (height, weight, BMI, waist circumference, hip circumference, and waist to height ratio) was lower in participants with urinary incontinence
    Conclusion
    Contrary to the popular belief, in obese women with urinary incontinence, low anthropometric indices appear to increase the incidence of urinary incontinence and regular exercise can reduce the incidence of urinary incontinence.
    Keywords: Effective factors, Urinary incontinence, Obesity
  • Mohammad Ghaderi *, Amir Letafatkar Pages 236-243
    Background and Aims
    With regard to the importance of curing osteoporosis, the following study aims at investigating the effects of a period of HIIT exercises on BMD and BMC in male mature rats.
    Materials and Methods
    In the present study, 27 adult male Wistar rats, with an average weight of 190±20 grams were used. Mice were divided into three groups with the same diet: high intensity interval training (HIIT) (n=9), continuous training (n=9), and control group (n=9). Then, 24 hours after six weeks of training sessions, and after using anesthesia, the rats were sacrificed. HIIT protocol was equivalent to an intensity of 95% to 100% of the maximum oxygen consumption. The first session of the continuous exercise was initiated with an intensity equal to 80% of the maximum consumed oxygen. After each training session, one minute was added to the time of the exercise and after each week, the speed was increased by one meter per second. The femurs of the animals were carefully extracted and placed in formalin solution. Evaluations of BMD and BMC were performed using DEXA method at the femoral neck site. After the exercise, in order to analyze the dates of one-way analysis of variance, the Scheffe’ test was used with the significance level of 0.5.
    Results
    The results in BMD indicated a non-significant increase in the bone density of the HIIT group and also a non-significant decrease in the continuation training group compared with the control group. Also, in the HIIT group, there was a significant increase in BMC compared with the continuation group and also compared with the control group.
    Conclusion
    Considering that HIIT has led to an increase in BMC, it seems that this training method, after considering the scientific exercise principles (including age, sex, exercise records, access to good nutrition, etc.), can have a positive effect on the individuals exposed to the risk of osteoporosis.
    Keywords: High intensity interval training (HIIT), Continuous exercises, Bone mineral content (BMC), Bone mineral density (BMD)
  • Amirhossein Haghighi *, Ali Zaferanieh, Maliheh Zaferanieh Pages 244-254
    Background and Aim
    Different training frequencies can affect the peoples’ physical fitness in different ways. The purpose of the present study was to evaluate the effect of exercise training with different sessions on some factors of physical and motor fitness in girls with mental retardation.
    Materials and Methods
    In the current study, 31 girls with mental retardation (age: 12.06 ± 2.42 years; height: 136.2 ± 15.5 cm; weight: 30.48 ± 12.42 Kg; and IQ: 50-70) from Maryam Special Elementary School in Sabzevar were selected following purposeful sampling and randomly divided into three groups: 1) exercise training with 2 sessions per week, 2) exercise training with 4 sessions per week, and 3) control group. The experimental groups participated in selected trainings program for 8 weeks, with an intensity of 65-75% of reserve heart rate. Before and after the training period, physical and motor fitness tests, including static balance, dynamic balance, muscle force, agility, coordination, and endurance function, were administered. The data were analyzed using the Kolmogorov- Smirnov, one way ANCOVA, and dependent t tests at significance level of P<0.05.
    Results
    The results showed that there is no significant difference between the three groups in the static balance with closed eyes, agility, and endurance function parameters (P>0.05). Dynamic balance and muscle force of the group with exercise training of four sessions per week improved significantly moer than those of two sessions per week and control groups (P<0.05). Static balance with open eyes and coordination were not observed to be significantly different between the two experimental groups (P>0.05).
    Conclusion
    According to the results, both training programs with two and four sessions of training per week improved the static balance with open eyes and coordination indices in girls with mental retardation. The indices of dynamic balance and muscle force improved through training volume with four sessions of training per week. The indices of static balance with closed eyes, agility, and endurance function were not affected by these training programs. Therefore, it may be suggested that girls with mental retardation may apply the selected trainings with frequency of four sessions per week for eight weeks to improve their physical and motor fitness indices.
    Keywords: Exercise training, Mental retardation, Physical fitness, Different sessions
  • Maryam Delphi *, Farzaneh Zamiri Abdollahi, Arash Bayat, Afsaneh Doosti Pages 255-262
    Background and Aims
    Aging has apparent functional effects on auditory processing, such as spatial hearing processing, with the most apparent being speech in noise perception disorder. The aim of the present study was comparison of spatial hearing ability between young adults and elderly people.
    Materials & Methods
    According to the inclusion criteria, 30 young adults with the age range of 18 to 28 years old with normal hearing and 20 elderly people with the age range of 60 to 70 years old with normal hearing and speech in noise disorder were included in study
    Results
    The comparison of mean scores using independent t-test showed that there was a significant difference in the mean scores of speech in noise-quite, lateralization, and total score between the two groups. Sex had no effect on the results obtained,
    Conclusion
    Lower scores of elderly people with normal hearing in spatial hearing questionnaire, compared with young adults, can be defined as their weak performance in spatial hearing processing. The results of the present study reconfirms the effect of age on spatial hearing processing, such as lateralization and speech in noise.
    Keywords: Spatial hearing, Speech in noise, Aging
  • Roghayeh Ahmadi, Hamid Jalilvand *, Mohammad, Ebrahim Mahdavi, Fatemeh Ahmadi, Alireza Akbarzadeh Baghban Pages 263-273
    Background and Aims
    Despite the recent advances in digital processing of hearing aids, a large number of users are not happy with their hearing aids. One of the major reasons for this is the lack of good recognition of speech in noisy environments. Digital noise reduction and directionality are some of the technologies that are helpful in this issue. The present study was conducted to evaluate the effects of these two technologies on listening comfort and speech recognition of individuals with moderate sensory-neural hearing loss.
    Materials and Methods
    In the current study, we applied Acceptable Noise Level (ANL) and Farsi Auditory Recognition of Digit in Noise (FARDIN), as measures of listening comfort and speech intelligibility, respectively, on 18 participants (8 male and 10 female) who had moderate sensory neural hearing loss. We evaluated both these measures under six different hearing aid conditions: 1) Omnidirectional-DNR/off (baseline), 2) Omnidirectional-Broadband DNR, 3) Omnidirectional-Multichannel DNR, 4) Directional, 5) Directional-Broadband DNA, and 6) Directional-Multicellular DNR.
    Results
    Both the digital noise reduction technology and the directionality improved the ANL, but the effect of directionality was more than the other. None of the digital noise reduction or directionality could improve the score in FARDIN test, but it did not make the results even worse.
    Conclusion
    According to the results, since these two technologies improve listening comfort and do not affect speech comprehension, it is recommended that these two options be activated for adjusting the hearing aid in clinics.
    Keywords: Hearing loss, Directional Microphone, Digital noise reduction, Acceptable Noise level, Auditory recognition of digits in noise
  • Elnaz Bararipoor, Guita Movallali* Pages 274-284
    Background and Aims
    Previous studies showed that hearing loss is positively correlated with behavioral disorders and increases the risk of some problems. The purpose of the present study was to review articles on behavioral and emotional disturbances in hearing impaired children and to determine the prevalence and causes of these disorders.
    Materials and Methods
    In the current study, articles published between 2005 and 2016 about the emotional and behavioral disorders, and hearing loss in Pubmed, SID, Sage, Springer link, Elsevier and Google databases were searched using the following keywords: behavioral disorders, emotional disorders, hearing loss, hearing impairment, and related terms.
    Results
    Language plays a key role in the development of the child's social development. Unfortunately, hearing impaired children, due to the lack of fluency in language skills, have fundamental problems in establishing the right relationship with others and social skills.
    Conclusion
    The prevalence of behavioral disorders is more in hearing impaired children, as compared with normal children. The most important reasons that can be cited for these disorders include defects in the development of language and these individuals’ communication difficulties. In addition, parenting style and their acceptance rate are very important in this regard.
    Keywords: Hearing impaired children, Children with hearing, Behavioral, emotional disorders
  • Ali Asghar Norasteh, Hamed Mahmoudi *, Sara Emami, Elham Hajihosseini Pages 285-298
    Background and Aims

    To investigate the relationship between recreational and professional sports and osteoarthritis

    Materials and Methods

    To carry out the present review article, we conducted a literature search in PubMed and Sportdiscus databases in the past three decades (1987 to 2017). The keywords used in the search process included ‘Osteoarthritis’, ‘Athletes’ and ‘Elite’, and ‘Sports’ with their related synonyms. Also, to search Persian articles, we used MAGIRAN, SID, and ISC databases.

    Results

    Considering the inclusion criteria, 29 articles (28 English and 1 Persian) were selected: 13 articles were about the relationship between osteoarthritis and recreational sport and 16 articles investigated the osteoarthritis among elite athletes. Out of 13 articles on recreational sports, 5 prospective studies investigated OA among adult runners and 8 case control studies investigated OA in the knee and hip joint of other athletes. Out of 16 articles addressing professional sports, 7 articles investigated OA of lower extremity joints in former elite soccer players, 1 article investigated knee joint OA in former table tennis players, 1 article inspected shoulder joint among retired tennis players, 1 article investigated ankle joint OA in former volleyball players, and 1 article investigated OA among elite runners.

    Conclusion

    Recreational sport activities with moderate intensity, regardless of the sport, is not a risk factor for radiological and clinical OA and due to undeniable advantages of athletic activities, people should be encouraged to pursue them. Radiographic OA seems to increase among general population and elite athletes in certain team and power sports (football, rugby, wrestling, weightlifting, and racket sports) if the conditioning and competitions are intensive. Furthermore, it does not seem that elite endurance athletes are at the risk of OA. The risk of OA increases with repetitive and high-impact sports. This risk is highly associated with joint injury.

    Keywords: Osteoarthritis, Sports, Professional athlete, Recreational athlete
  • Alireza Naddaf, Minoo Kalantari *, Zahra Shafiee Pages 299-307
    Background and Aims

    Constraint Induced Movement Therapy (CIMT) is one of the effective methods in improving motor function of upper extremity in children with spastic hemiplegic cerebral palsy, which has various types. The objective of the present integrated review was to investigate the effect of CIMT in children with spastic hemiplegic cerebral palsy and to create specific instruction for using this method for these children.

    Materials and Methods

    In the present combined and two-stage study, first, in an integrated review, all articles in Persian and English languages between 2000 and 2015 on children with spastic hemiplegic cerebral palsy were extracted using the following keywords: cerebral palsy, hemiplegia, Constraint Induced Movement Therapy, rehabilitation, and occupational therapy. Then, in the qualitative stage, the results were examined in the five-member expert panel of professional occupational therapists in the area of cerebral palsy.

    Results

    In the conducted investigation, 36 articles were found related on cerebral palsy and upper extremity function. First, by examining the summary of articles, only 14 articles that met the inclusion criteria were selected. Then, full texts of articles related to interventions CIMT to improve hand function of patients with cerebral palsy were examined.

    Conclusion

    In the investigations conducted, the positive impact of CIMT in improving the motor function of children with cerebral palsy had been proven, but the results were not provided as an instruction. Therefore, with regard to the view of experts and specialists, a specific instruction for this treatment was developed. In addition, the impact of this treatment with a sling or splint for 14 days, 6 hours a day along with occupational therapy, and physiotherapy was more.

    Keywords: Cerebral palsy, Hemiplegia, Constraint Induced Movement Therapy, Upper limb, Occupational therapy, Rehabilitation
  • Manijeh Zarei Mahmood Abadi, Talihe Zarifian * Pages 308-317
    Background and Aim

    Some of the models in the evaluation of speech and language disorders have been based on the sequence of language development. Developmental-descriptive model supports the approach of following the sequence of natural language as the best training manual for teaching language to children who have a language disorder. The present study aims to investigate expressive vocabulary and lexical development of a Persian speaking child aged between15 to 34 months.
    Case Report: In the current observational longitudinal study, expressive vocabulary and lexical output of a Persian speaking girl sampled from 15 to 34 months by daily scripting.

    Results

    The first meaningful word was stated at the age of 15 months. Since about 22 months of age, when the vocabulary storage contained about 55 words, the child started to produce grammatical structures in the form of two-word sentences. In this period, names had the most frequency in child's lexicon. At 22 months of age, the highest frequencies of her vocabulary included names of persons, foods, objects, body parts, clothing and animals, respectively. The emergence of new verbs showed a remarkable growth at the age of 26 to 28 months. In this stage, the child started to use compound sentences. Scripting and evaluating the development of the child's vocabulary every 15 days showed vocabulary spurt at the age of 26 to 28 months.

    Conclusion

    According to the results, the present 20-month longitudinal study showed that the development of expressive vocabulary in the Persian speaking girl was similar those in other languages. It also follows a hierarchical process from simple to sophisticate. This information can hopefully provide useful evidence for clinical research and practice.

    Keywords: Vocabulary, Language Development, Child, Persian