فهرست مطالب

ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی - سال چهاردهم شماره 51 (تابستان 1397)
  • سال چهاردهم شماره 51 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/15
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مریم اسمعلی پور * صفحات 13-48
    رمان عادت می کنیم زویا پیرزاد، یکی از تاثیرگذارترین رمان های معاصر ادبیات فارسی است. شخصیت کلیدی و مهم این رمان، زنی به نام آرزو است که در زندگی با سختی ها و دغدغه های فراوان دست و پنجه نرم می کند. زندگی آرزو از نگاه سفر قهرمانی زن، با الگوی مورین مرداک پیوند دارد. این الگو ده مرحله جدایی از زنانگی، همذات پنداری با مردان، امتحانات دشوار، آرزوی موهوم موفقیت، نه گفتن زنان قوی، سفر به سرزمین تاریک روح، میل شدید برای پیوند دوباره با زنانگی، شفای شکاف روحی بین دختر و مادر، یافتن مرد مهربان درون و فراسوی دوگانگی را شامل می شود. مقاله حاضر، رمان عادت می کنیم زویا پیرزاد را براساس مراحل مختلف الگوی مرداک بررسی کرده و نشان می دهد این الگو برای خوانش رمان هایی مناسب است که کهن الگوی آتنا غالب بر رفتار، کنش و شخصیت زن قهرمان آن باشد.
    کلیدواژگان: رمان، عادت می کنیم، زویا پیرزاد، مرداک، آتنا
  • مرتضی بالار، حمیدرضا فرضی *، رستم امانی صفحات 49-82
    امروزه از مهم ترین و پرکاربرد ترین روش های نقد ادبی معاصر، نقد کهن الگویی یا نقد اسطوره ای است، که به بررسی ماهیت و ویژگی و کهن الگوها و نقش آن ها در ادبیات می پردازد. نقد بر مبنای اسطوره از بحث های یونگ سرچشمه گرفته است و با استعانت از آرای او انجام می شود. در این مقاله سعی شده است منظومه همای و همایون خواجوی کرمانی بر اساس نظریه تفرد یونگ مورد نقد و بررسی قرار گیرد، به این صورت که همای قهرمان داستان، برای رسیدن به همایون سفر خود را به سوی سرزمین چین آغاز می کند. سفر قهرمان داستان به سوی چین نمادی از جست وجوی وی در خودشناسی و روند فردیت روانی است، که اساس داستان این منظومه را پی ریزی می کند؛ قهرمان داستان که در آغاز شاهزاده ای جوان و بی تجربه بود با فعال شدن کهن الگوی آنیما و ارسال فراخوان پیوستگی و یگانگی به قلمرو خودآگاه روان قهرمان، روند فردیت یابی وی آغاز می شود و با هدایت پیرخردمند و گذر از مشکلات و سایه های درون و انعطاف پذیری پرسونا، بین خودآگاه و ناخودآگاه اش هماهنگی ایجاد شده و در نهایت فرآیند فردیت و خودشناسی را با موفقیت به پایان می رساند.
    کلیدواژگان: نقد اسطوره ای، فرآیند فردیت، همای و همایون، تفرد، یونگ
  • سمیرا بختیاری نسب *، خیرالله محمودی صفحات 83-114
    منظومه فکری مسلط بر هر اثر را می توان به کمک تحلیل استعاره های مفهومی آن توصیف کرد. هدف از پژوهش حاضر، یافتن ساختار برآمده از استعاره های مفهومی لمعات است که منظومه فکری مسلط بر این متن را نشان می دهد. به این منظور، ابتدا با بررسی دقیق زبان لمعات، استعاره های مفهومی آن را مشخص کرده و در مرحله دوم با تحلیل استعاره ها و یافتن پیوند آن ها با یکدیگر، ساختار برآمده از استعاره های مفهومی متن را که آینه جهان بینی آن است، توصیف نموده ایم. چهار استعاره مفهومی خداوند عشق است، عشق پادشاه است، عشق خورشید است و عشق آینه است، ارکان اصلی جهان بینی لمعات را می سازند. علاوه بر پیوندی که این چهار استعاره با یکدیگر دارند، استعاره مفهومی عشق انسان است، در پیوند این چهار استعاره مفهومی با یکدیگر و ظهور سطح اندیشگانی لمعات در سطح زبان، نقش مهمی را ایفا می کند. در لمعات استعاره های مفهومی دیگری نیز وجود دارد که هر کدام گوشه ای از جهان بینی اثر را تبیین و در ساختار آن، ایفای نقش می کنند؛ اما نقش پنج استعاره گفته شده، محوری تر است.
    کلیدواژگان: استعاره مفهومی، زبان، جهان بینی، لمعات، عشق
  • شکرالله پورالخاص *، رقیه آلیانی صفحات 115-139
    روایت نقل معنایی، طرحی است که رویداهای آن با نظم زمانی خاصی بیان می شوند. در روایت، جهت گیری حوادث داستان به وسیله روابط علت و معلولی به سمت خاصی پیش می رود و با بررسی ساختار روایت یک اثر می توان به مفاهیم و ژرف ساخت آن دست یافت. لباو و والتسکی از نظریه پردازان ساختار روایی، معتقدند که روایت های شفاهی دارای اصول و ضوابط خاصی هستند، و برای آن ها ساختار داستانی متناسبی را مطرح می کنند. طبق الگوی لباو، روایت از مراحلی چون چکیده، جهت گیری، رخداد، گره، ارزیابی، نتیجه و پایانه تشکیل می شود که تمام مراحل به غیر از ارزیابی در بندهای ثابت روایی قرار دارند. از آنجا که مثنوی متنی گسترده با داستان های متنوع است، در پژوهش حاضر نویسندگان برآن هستند تا بر اساس الگوی روایت شناسی لباو و والتسکی، داستان پیر چنگی را مورد بررسی قرار دهند. نتایج پژوهش نشان می دهد که مثنوی با وجود کلاسیک بودن با نظریه های نوین از جمله الگوی لباو و والتسکی قابل تطبیق است و ارزیابی که مهم ترین بخش این الگو است در بندهای روایی آزاد، وجود دارد.
    کلیدواژگان: ساختار روایی، لباو و والتسکی، پیرچنگی، بند آزاد، بند ثابت
  • رضا رفایی قدیمی مشهد *، غلام حسین غلام حسین زاده صفحات 141-168
    زهد به عنوان یکی از عوامل اصلی شکل دهنده تصوف، از مباحث مهم و مورد توجه صوفیه است که در متون عرفانی از آن سخن به میان آمده است. در این پژوهش دیدگاه های مولانا جلال الدین محمد بلخی درباره زهد بررسی شده است. مولانا تلقیات متفاوتی نسبت به زهد داشته و از منظرهای گوناگون به این مقوله نگریسته است. هدف پژوهش پاسخ به تبیین تلقیات متفاوت مولانا در باب زهد و چرایی نگاه های متفاوت از سوی او است. نگارندگان برای نیل به این هدف، واژه های زهد و زاهد را در آثار منثور و منظوم مولانا بررسی و تحلیل کرده اند و تلاش می کنند جایگاه ارزشی زهد و کارکردهای آن را در هر یک از این دو دسته از آثار نمایان و دلیل یکسان نبودن نگاه مولانا به زهد را تبیین نمایند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مولانا از سه منظر فقیه، عارف و قلندر به زهد نگریسته است. از منظر نخست، زهد جایگاه والایی دارد و از دو منظر دیگر، امری کم ارزش است. به نظر می رسد میزان فردیت متفاوت مولانا در آثار مختلف، عامل ارزش گذاری متفاوت او در مورد زهد است.
    کلیدواژگان: عرفان، مولوی، زهد، عارف، قلندر
  • مالک شعاعی *، سید محمدرضا حسینی نیا، مهری پاکزاد صفحات 169-205
    منطق الطیر و گلشن راز با فاصله زمانی تقریبا یک قرن، مبتنی بر سیر و سلوک هستند. نویسندگان، طریقت را راهی دشوار می دانند؛ و از طریقت با عنوان وادی و مانع یاد کرده اند؛ چنان که در گلشن راز موانع سلوک آمده، و در منطق الطیر به هفت وادی (طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت و فقر و فنا) اشاره شده است. اگر مراتب سلوک این دو عارف با تکیه بر هفت وادی منطق الطیر و مقامات اربعین تحلیل شود، در برابر وادی طلب با اندکی تسامح، برخی مقام توبه را برای شبستری به عنوان اولین وادی اتخاذ کرده اند. شبستری بر خلاف عطار برای وادی عشق و توحید مفاهیمی بیان داشته که توام با شطح و طامات است، و آن را نهایت تفکر می پندارد؛ اما عطار حیرت را لازمة توحید می داند. وادی چهارم در سیر و سلوک عطار (استغنا) همچون مقامات محبت، صبر، جهد، عبادت و تسلیم در شعر شبستری به کار نرفته، همان گونه که نهایت، ورع، اخلاص و ولایت در شعر شبستری آمده، اما در منطق الطیر نیامده است. این دو شاعر 27 مقام مشترک دارند که البته برخی مقامات نیز در شعر هر دو به کار نرفته است. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، ابتدا هفت وادی عطار و مقامات اربعین، به عنوان مبانی تحقیق، در گلشن راز و منطق الطیر بررسی شده و مفاهیم، الفاظ مشترک و متباین در این دو، مشخص گردیده است.
    کلیدواژگان: منطق الطیر، گلشن راز، مراتب سلوک و عرفان، مقام، توحید
  • سهیلا فرهنگی *، علی اکبر خاصه، آرزو ابراهیمی دینانی صفحات 207-239
    با استفاده از تحلیل هم واژگانی می توان ساختار دانش را در یک حوزه پژوهشی، شناسایی و خوشه های موضوعی زیر مجموعه آن را بیان کرد. در این پژوهش سعی بر آن است تا با کاربرد این روش و استفاده از رویکردهای تحلیل شبکه و دیداری سازی علم، ساختار دانش در پژوهش های حوزه عرفان بررسی شود. مجموعه اصلی رکوردهای تحت مطالعه، 1931 مقاله چاپ شده در حوزه عرفان است که در پایگاه استنادی جهان اسلام نمایه شده اند. در این پژوهش که به روش کتاب سنجی و تحلیل شبکه های اجتماعی انجام شده پس از بازیابی رکوردها و یکپارچه سازی فایل داده ها، اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای مختص علم سنجی و همچنین spss مورد تحلیل قرار گرفته است. تحلیل خوشه های واژگانی، مهم ترین موضوعات مرتبط با پژوهش های عرفانی را در یازده خوشه، هر یک را تحت عنوانی مجزا نشان می دهد. بر اساس نقشه مقیاس چند بعدی، این یازده خوشه به هشت خوشه با موضوعاتی کلی تر و پیوستگی و شباهت بیشتر تقلیل یافت. بررسی مرکزیت و تراکم هر یک از این خوشه ها که بیانگر میزان بلوغ و توسعه هر موضوع بر مبنای کلیدواژه های آن است در نمودار راهبردی نشان می دهد که موضوع حکمت یا عرفان نظری، به ویژه در دیدگاه ابن عربی علاوه بر داشتن قابلیت توسعه، دارای بیشترین مرکزیت در میان دیگر موضوعات است.
    کلیدواژگان: ساختار دانش، عرفان، علم سنجی، هم واژگانی، خوشه بندی
  • عاطفه فندرسکی، فاطمه اکبری * صفحات 241-278
    نحله های فکری گوناگون، راه های متفاوتی را برای مطالعه اساطیر پیشنهاد می کنند. یونگ از پیشگامان روان شناسی، اعماق مفاهیم ناخودآگاهی جمعی و کهن الگو ها را پیش روی می نهد. آنیما نیمه زنانه در وجود مردان و آنیموس نیمه مردانه در وجود زنان، از کهن الگو های شاخص یونگ در جست وجوی ناخودآگاه بشریت هستند که از ابعاد مثبت، منفی و مراحل انکشاف خاص خود برخوردار هستند.
    این نحله های فکری قسمت عمده ای از ضمیر ناخودآگاه خود را از طریق اسطوره ها جلوه گر می سازند؛ ماه به شکل نمادین و روایت های اسطوره ای آن نزد ملل مختلف، بستر مناسبی برای جست و جوی این بخش از ناخودآگاه و کهن الگو ها است. در این پژوهش، بررسی روایت ها و شناسایی روابط کهن الگویی، اشتراکات فراوان ملل را نشان می دهد و از سرشت دو گانه ماه رازگشایی می کند، همچنین اتحاد اضداد را در این اسطوره به اثبات می رساند.
    کلیدواژگان: آنیما، آنیموس، اسطوره، ماه، کهن الگو
  • جبار نصیری، اسحاق طغیانی * صفحات 279-300
    نیمه پایانی منظومه حماسی برزونامه، اثر عطاء بن یعقوب ناکوک رازی، برگرفته از ماجرای مبارزه سوسن رامشگر با پهلوانان ایرانی است که به سبب ساختار نسبتا مستقل آن، داستانی مجزا و منفصل معرفی شده است. به نظر محققان این حماسه همانند سایر حماسه های ملی، در زیرساخت روایتگر اساطیر کهن ایرانی قرار گرفته است. از نظر خوانش اسطوره ای، اسطوره آفرینش در بندهش، از طریق دو عنصر کنش و شخصیت، در ساختار این اثر باز روایت شده، ساختاری مشابه با ساختار این اسطوره را در منظومه حماسی شکل داده است، به همین دلیل به نظر می رسد می توان با مقایسه و بررسی ساختار اسطوره باز روایت شده با ساختار حماسه، درباره الحاقی بودن یا نبودن ابیات و داستان های این منظومه به داوری پرداخت؛ بدین شیوه که با مرجع قرار دادن متن اسطوره و ساختار آن، درباره اصالت قسمت های حذف شده یا افزوده شده ساختار حماسه، اظهار نظر کرد. بر اساس این شیوه به نظر می رسد برخلاف نظر برخی از محققان، داستان سوسن رامشگر در حماسه برزونامه با توجه به بازتاب اسطوره آفرینش بندهش در ساختار آن نه تنها الحاقی نبوده بلکه جزو پیکره اصلی داستان حماسی است.
    کلیدواژگان: ساختار، داستان سوسن رامشگر، برزونامه، اسطوره آفرینش، بندهش
  • ابراهیم واشقانی فراهانی *، سمیرا ملکی صفحات 301-335
    اسطوره از کهن ترین و مهم ترین ساخته های ذهن بشر است که بنا به اهمیت و تاثیر فوق العاده اش، از دایره ساخته بودن فراتر رفته و خود مبدل به سازنده زندگانی بشر شده است. اسطوره، روایتی نمادین از هستی است که به مسائل کلان و بنیادین از قبیل پیدایش جهان و اجزایش و سرانجام جهان می پردازد و به رغم نبود پشتوانه تاریخی و علمی، برای علاقه مندان حقیقتی قدسی، والا و قطعی است. یکی از مهم ترین روایت های اساطیری در همه اقوام و ملل، کیفیت پیدایش مردم است. این اسطوره در میان اغلب اقوام و ملل، با وجود تفاوت های فکری، فرهنگی و دینی شان، شباهت ها و اشتراکات بسیار دارد، از جمله آفرینش مردم در نظام اساطیری آریایی و به ویژه ایرانی، شباهت های بسیار با روایت آفرینش مردم در میان سامی نژادان دارد که برخی تجلیات آن را در دو دین یهود و اسلام می توان مشاهده کرد. در این مقاله به روش تحلیلی توصیفی و بر اساس روایت های موجود در منابع ایرانی و سامی به بررسی تطبیقی اسطوره آفرینش مردم در این دو نظام اساطیری پرداخته ایم. این بررسی نشانگر شباهت هایی چشمگیر در آفرینش مردم در این دو نظام متفاوت است؛ به ویژه در گیاه واره انگاشتن انسان نخستین و از خاک دانستن منشا او. این شباهت ها گاه ناشی از تاثیر و تاثر طبیعی اساطیر است و گاه نیز از باورهای بنیادین و مشترک بشر که حاصل مشترکات تجارب زیستی انسان ها است، ناشی می شود.
    کلیدواژگان: اسطوره، آفرینش، مردم، اساطیر ایرانی، اساطیر سامی
|
  • Maryam Esmalipour * Pages 13-48
    Adat mikonim (We'll Get Used to It) by Zoya Pirzad is one of the most influential Persian contemporary novels. The key character of the novel is a woman called Arezo, who is struggling with many hardships in life. The Arezo's life follows Maureen Murdock's pattern of the heroine's journey. This ten-step pattern is as follows: Heroine separation from the feminine, identification with the masculine and gathering of allies, road or trials and meeting ogres and dragons, experiencing the boon of success, awakening to feelings of spiritual aridity/death, initiation and descent to goddess, yearning to reconnect with the feminine, healing the mother/daughter split, healing the wounded masculine within, integrating the masculine and feminine. The present article studies Zoya Pirzad's novel, Adat mikonim, based on various stages of Murdock's pattern, and shows that this pattern is suitable for analyzing novels that Athena archetype is dominant in behavior and personality of their heroines.
    Keywords: Heroine's Journey, Adat Mikonim (Well Get Used to It), Athena, Zoya Pirzad, Maureen Murdock
  • Mortez? B?L?R, Hamidrez? Farzi *, Rostam Am?Ni Pages 49-82
    Nowadays, “archetypal criticism” or “mythical criticism” is one of the most important and the most widely used methods of contemporary literary criticism which studies the nature and characteristics of archetypes and their roles in literature. Mythical criticism has originated in Jung's thoughts and generally, it is done by referring to his ideas. Based on the Jungian individuation theory, the present article tries to study the romance of Homāy o Homāyun by Khāju Kermāni. In this story, Homāy, the hero begins his journey to China to reach Homāyun (anima). The journey of the hero to China, as the base of the story, is a symbol of process of individuation and of his search for self-knowledge. By activation of anima and announcing the message of continuity and unity in the hero's conscious realm, the process of individuation of Homāy who is a young and inexperienced prince begins, and by guidance of the wise old man and eliminating difficulties and shadows and flexibility of persona, his conscious and unconscious are coordinated and finally, the process of individuation and self-knowledge achieves successfully.
    Keywords: Mythical Criticism, Jung, Individuation, Hom?y o Hom?yun
  • Samir? Bakhtiy?Rinasab *, Kheiroll?H Mahmoodi Pages 83-114
    The intellectual system of any text can be described by analyzing its conceptual metaphors. The aim of the present study is to find the structures derived from the conceptual metaphors of Lam’at (Divine Flashes), written by Fakhr al-Dīn Ibrahīm Irāqī. These structures represent the intellectual system of Lam’at. To this end, first, the conceptual metaphors of the text are identified by careful examination of its language. Next, the structure derived from the conceptual metaphors of the text, which functions as a mirror reflecting its worldview, is described by analyzing the metaphors and finding the links among them. The four main pillars of Lam’at and Fakhr al-Dīn Ibrahīm Irāqī's thought are these conceptual metaphors: ‘God is love’, ‘love is the king’, ‘love is the Sun’ and ‘love is a mirror’. In addition to the links among these four metaphors, the conceptual metaphor ‘love is human’ plays a key role in linking the four conceptual metaphors to each other and shows the intellectual level of Lam’at. There are other conceptual metaphors in Lam’at, each of which describes the worldview of its author, but the abovementioned five metaphors are more pivotal.
    Keywords: Conceptual Metaphor, Language, Worldview, Lam?at, love
  • Shokrollah Poorkh?Les *, Roghayeh ?Liy?Ni Pages 115-139
    In storytelling, the events of the story are driven by a cause and effect relationship, and go to a certain point. By studying the narrative structure of a work, its concepts and deep-structure can be identified. William Labov and Joshua Waletzky, theorists of narrative structure, believe that oral narratives have their own principles and criteria; they propose a structure for oral narratives. According to the Labov, a narrative consists of six principal parts: an abstract, an orientation, the complicating action, the result or resolution of the action, a final coda to close the story, the evaluation. The present article tries to examine the story of Pire Changi (the Harpist) in Masnavi of Manavi based on the narrative model of Labov and Waletzky. The results of the research show that Masnavi, despite being an old book, can be adapted to modern theories (including theory of Labov and Waletzky), and the evaluation, as the most important part of this theory, exists in free (independent) narrative clauses.
    Keywords: The Story of Pire Changi (the Harpist), William Labov, Joshua Waletzky, Free (Independent) Clause, Dependent Clause
  • Reza Refaee Ghadimi Mashhad *, Ghol?Mhossein Ghol?Mhosseinz?Deh Pages 141-168
    Asceticism, as one of the main factors shaping Sufism, is an important topic for Sufis and has been spoken about it in the most mystical texts. In this research, Jalal al-Din Rumi's views about asceticism have been discussed. The present research claims that Rumi has different views about asceticism and he has looked at it from various perspectives. The aim of the article is to explain different perspectives of Rumi about asceticism and to answer this question why Rumi had different views on asceticism. In order to achieve the purposes of the research, the terms of asceticism (zohd) and ascetic (zahid) in the prose and verse texts of Rumi are analyzed and is tried to examine the position of asceticism and its functions in these texts; also Rumi's different views on asceticism are explained. The results show that Rumi has looked at asceticism from the perspectives of jurisconsults, mystics and qalandars (wandering darvishs and Bohemians). From the perspective of the jurisconsults, asceticism has a high value, but from two others it is worthless. It seems that the degree of individuality expressed in his various works is the reason of his different valuation of asceticism.
    Keywords: Mystic, Jalal al-Din Rumi, Asceticism, Jurisconsult, Qalandar
  • M?lek Sho?ee *, Seid Mohammadreza Hosseinini?, Mehri P?kz?d Pages 169-205
    Manṭiq uṭ-Ṭayr (The Conference of the Birds) and Gulshan-i Raz (Rose Garden of Secrets), written about a century apart, are based on suluk (mystical journey). The authors of these two books consider mystical path (tariqat) as a difficult path; Farid ud-Din Attar in Manṭiq uṭ-Ṭayr calls it "valley" and Mahmud Shabestari in Gulshan-i Raz speaks about "obstacles". Gulshan-i Raz speaks about four obstacles to suluk and, in Manṭiq uṭ-Ṭayr, Attar believes in seven valleys: request, love, knowledge, detachment, Unity, wonderment and finally poverty and annihilation. If the stages of suluk put forth by these two mystics are analyzed based on seven valleys in Manṭiq uṭ-Ṭayr and forty stages of suluk (as mentioned by the Muslim mystics), it becomes clear that Shabestari puts forth "repentance" and not " request" as the first stage of suluk. In contrast to Attar, Shabestari proposes concepts for stages of "love" and "Unity (tohid)" which are accompanied by shaṭḥiyyāt and tamat (ecstatic sayings), but Attar considers wonderment as necessary for Unity. The fourth valley in Attar’s suluk, “detachment”, like the stages of love (mohabbat), patience (sabr), exertion (jahd), worship (ibadat), and obedience to God (taslim), is not present in Shabestari’s poetry. Similarly, the stages of piety (vara), sincerity (ikhlas), and saintship (vilayat) are present in Shabestari’s poetry while they are nowhere to be seen in Manṭiq uṭ-Ṭayr. The two poets cite 27 common stages and both of them do not mention a number of stages. In this descriptive-analytical study, seven valleys of Attar and the forty stages of suluk, as basis of the research, are evaluated in Manṭiq uṭ-Ṭayr and Gulshan-i Raz, and common and controversial concepts and terms are outlined in them.
    Keywords: Man?iq u?-?ayr, Gulshan-i Raz, The Stages of Suluk, Unity
  • Soheil? Farhangi *, Ali Akbar Kh?Sseh, ?Rezoo Ebr?Himi Din?Ni Pages 207-239
    By using co-word analysis, knowledge structure can be determined in a research field and its topical clusters can be identified. This research tries to study knowledge structure in mystical researches via this method and by using network analysis approaches and science visualization. The population of the current study is comprised of 1931 published articles in the field of mysticism that have been indexed in Islamic World Science Citation Center (ISC). By using scientometric and network analysis techniques, the records were retrieved and integrated. It has been used a combination of softwares, including UCINet, VosViewer and SPSS, for data analysis and mapping. Analyzing all keywords show that the most important keywords, based on frequency distribution, are top figures of mysticism: Rumi (Mulavi) and Ibn-Arabi, also Love. As in the co-word analysis, keywords’ pairs such as “Rumi-Masnavi”, “manifestation-unity of existence”, “Ibn-Arabi-unity of existence” have the most frequent co-occurrences. Analyzing lexical clusters show the most important topics related to mystical research in eleven clusters with diverse titles. Based on multidimensional scaling map, these eleven clusters are decreased into eight ones with more general topics, more conjunction and similarity. Studying the centrality and density of these clusters- which indicate maturity and development of each topic based on its keywords- in strategic diagram show that Hekmat (theosophy) or theoretical mysticism, especially from Ibn-Arabi’s point of view, not only have development ability, but also most central role among other topics.
    Keywords: Knowledge structure, Mysticism, Scientometric, Co-Words, Clustering
  • ?Tefeh Fenderski, F?Temeh Akbari * Pages 241-278
    Various intellectual schools have proposed different ways to study myths. Jung, one of the pioneers of psychology, discusses about the depths of collective unconsciousness and archetypes. Animus as the unconscious masculine side of a woman, and anima as the unconscious feminine side of a man, are two Jungian archetypes that help us to know unconsciousness. Also, according to Jungian thought, much of the unconscious is manifested through myths. The mythological narratives of different nations about the Moon are good platforms for the study of unconscious and archetypes. Based on Jungian concepts of animus and anima and archetypal relationships, in the present article, the common beliefs of the nations about the myth of Moon are reviewed and the dual nature of Moon and the union of opposite views about it are shown.
    Keywords: Anima, Animus, Myth, Moon, Archetype
  • Jabb?R Nassiri, Essh?Q Toqy?Ni * Pages 279-300
    The last half of the epic of Borzu Nāmeh by Atā bin Yaqub Nākuk Razi, is based on the battle of Susan the Minstrel (rāmeshgar) with Iranian Heroes, and because of its independent structure, it is recounted as a separate story. According to the scholars, in its infrastructure, the story, like other national epics, narrates the ancient Iranian myths. From mythological point of view, by using two elements of action and character, the Creation myth of Bundahesh has been re-narrated in Borzu Nāmeh. It seems that by comparing the structure of the re-narrated myth and the structure of Borzu Nāmeh, it can be judged whether some verses and stories of the epopee have been added later. In this way, by referring to the text and structure of the myth, we can comment on the authenticity of the added or deleted parts of the epopee. Contrary to the opinion of some scholars and with regard to the reflection of the Creation myth of Bundahesh in Borzu Nāmeh, it seems that the story of Susan the Minstrel had not been added later to the epopee and is part of the main body of it.
    Keywords: Myth, The Story of Susan the Minstrel (R?meshgar), Bundahesh, Structure, The Creation Myth, Borzu N?meh
  • Ebrahim V?Sh?Q?Ni Far?H?Ni *, Samir? Maleki Pages 301-335
    Myth, as one of the oldest and most important creations of the human mind, is also the maker of human life. It is a symbolic narrative of all existence that explains the great and fundamental issues, such as the genesis of the universe and its components and end the world. Despite the lack of historical and scientific evidences, myth for believers is a holy and supreme truth. One of the most important mythological narratives in all nations, is the myth of creation of man. Despite the intellectual, cultural and religious differences, different ethnic groups and nations share common views about the myth; there is a great resemblance between Aryan myth of creation of man, especially its Iranian version, and Semitic myth of creation. These similarities can be traced to the two religions of the Judaism and Islam. By descriptive-analytical method and based on narrations in Iranian and Semitic sources, in this article, we try to look comparatively at the myth of creation of man in Iranian and Semitic mythologies. The research shows significant similarities in these two mythologies, especially in the subject of the emergence of man from plant or soil. Sometimes, these similarities are due to the natural influence of myths, and sometimes are due to the fundamental and common beliefs of mankind that are the result of the common human biological experiences.
    Keywords: Myth, Creation, Man, Iranian Mythology, Semitic Mythology