فهرست مطالب

  • سال شانزدهم شماره 1 (پیاپی 62، بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/05
  • تعداد عناوین: 9
|
  • صفحات 5-7
  • سیدکمال موسوی، سید محمدرضا ابن الرسول * صفحات 9-37
    نگارندگان، در مقاله حاضر، پس از مقدمه ای کوتاه‏ در شرح زندگی و آثار قاضی نظام الدین اصفهانی، شاعر ذولسانین اصفهانی در قرن هفتم هجری، قصیده نونیه او در ستایش امام علی (ع) را با استناد به دست‏نویس‏ های ‏آثار او، گزارده و بر اساس سنت تصحیح نسخ خطی، به بررسی اختلاف نسخ و سپس، تحلیل ساختار قصیده و شرح و ترجمه یکایک ابیات آن پرداخته اند. از مهم ترین نتایج این پژوهش، که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، این است که قاضی نظام الدین در این سروده به عنوان عالمی شیعی ظاهر می شود و مناقبی از امیرمومنان (ع) را نقل می کند که تنها در متون شیعه مذکور است.
    کلیدواژگان: امام علی(ع)، قاضی نظام الدین اصفهانی، غدیریه، شعر عربی در ایران، شعر قرن هفتم هجری
  • شیوا میهن، جولین کوک صفحات 39-75
    کهن ترین نسخه دیوان اشعار خواجوی کرمانی در زمان حیات شاعر استنساخ شده است. بخش عمده این نسخه که در کتابخانه ملی ملک نگهداری می شود، پیش تر موضوع پژوهش های بسیاری بوده و چاپ عکسی آن هم منتشر شده است، اما این نسخه تنها بخشی از یک نسخه اصلی بوده که حدود یک سده پیش به چند نسخه جداگانه تقسیم و در کتابخانه های مختلف پراکنده شده است. در این نوشتار ابتدا به معرفی دو نسخه دیگر در کتابخانه بریتانیا و کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران پرداخته شده که به همراه نسخه ملک بخش هایی از همان نسخه نخستین بوده است. سپس، با مقایسه آن ها با بیش از سی نسخه متقدم، نسخه اصلی و ترتیب اولیه آثار خواجو بازسازی می شود. همچنین، نویسندگان به ارزش های هنری نسخه اصلی در سنت کتاب آرایی در عصر آل اینجو پرداخته و تاریخ تقریبی پراکنده شدن این نسخه را برآورد کرده اند.
    کلیدواژگان: خواجوی کرمانی، کهن ترین نسخه دیوان خواجو، محمد بن عمران کرمانی، هنر آل اینجو، صدرالافاضل
  • محمدصادق خاتمی، سلمان ساکت صفحات 77-92
    اغلب جنگ های شعری، به دلیل وجود اشعار منتخب از سخنوران متقدم پارسی گو در آنها، از منابع جنبی مهم در تصحیح انتقادی آثار منظوم و نیز پژوهش های شعرشناسی به شمار می آیند. یکی از این سفینه ها، دست نویس شماره 14456 کتابخانه گنج بخش است که به احتمال بسیار در اواخر سده هشتم هجری کتابت شده و به دو سفینه یحیی توفیق (مورخ 754ق) ، گردآورده سعدالدین الهی/ آلهی و جنگ 534 کتابخانه مجلس (مورخ سده دهم هجری) شباهت بسیار دارد. در این جنگ ضبط هایی تازه و متفاوت از ابیات فهلوی بندار آمده که با ضبط های منابع دیگر متفاوت است. نویسندگان، در این مقاله، این ضبط ها را گزارش، و سپس ابیات جنگ را بر اساس صورت نهایی پیشنهادشده برای برخی از واژه های مبهم آنها، معنا کرده اند.
    کلیدواژگان: جنگ گنج بخش، سفینه یحیی توفیق، سعدالدین الهی، آلهی، فهلویات، بندار رازی
  • گلپر نصری، یونس کرامتی صفحات 93-130
    نورالعیون، اثر ابوروح محمد بن منصور جرجانی (زرین دست) ، نخستین کتاب چشم پزشکی فارسی است که ظاهرا در قرن پنجم هجری نگاشته شده است. این اثر به کوشش یوسف بیگ باباپور، برپایه شش نسخه تصحیح، و در 1391ش منتشر شده است. مصحح از دست نویس کهن و اصیل کتابخانه مرعشی (به شماره 12528) بهره ای نجسته و در خواندن نسخه های منتخب خویش هم توفیقی نیافته است. نیز برای پیداکردن سرچشمه های کار مولف و بازیافتن ضبط های درست از راه هم سنجی کتاب با کحالی نامه های عربی مانند کتاب العشر مقالات فی العین حنین ، تذکره الکحالین علی بن عیسی کحال و بخش چشم پزشکی الحاوی کمترین اهتمامی نکرده است. از مقایسه نورالعیون با تذکره الکحالین آشکار می شود که بخش زیادی از آن برگردان متن عربی تذکره است.
    بدخوانی ها، کاست و فزودهای نابجا، کامل نبودن نمایه ها و تعریف نگاری های نادرست در واژه نامه کتاب نشان می دهد که نورالعیون همچنان در شمار آثار نیازمند تصحیح است. در این مقاله ضمن نشان دادن برداشت ها و اثرپذیری های نورالعیون از کتاب های دیگر، به برخی از ضبط های نادرست متن اشاره شده و ایضاحاتی در این خصوص آمده است.
    کلیدواژگان: نورالعیون، ابوروح محمد بن منصور جرجانی، زرین دست، تذکره الکحالین، چشم پزشکی
  • سید محمد عمادی حائری صفحات 131-148
    حسن بن حمزه طبری از علمای شیعی قرون سوم و چهارم است که بخش مهمی از میراث مکتوب شیعه را از مشایخ ایران به علمای بغداد انتقال داد. وی افزون بر تالیف آثار متعدد در علوم دینی، همچون حدیث، فقه و کلام، طبع شعر نیز داشت. ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان ابیاتی از قصیده حسن بن حمزه را نقل کرده که سفرنامه منظوم او از آمل تا مشهد رضوی است. در مقاله حاضر، نویسنده ضمن تقریر سفرنامه منظوم حسن بن حمزه، به تصحیف یک واژه در بیتی از آن توجه می دهد و با کشف صورت صحیح آن واژه، یادآور می شود که این بیت درباره اقامتگاه کودکی و نوجوانی حسن بن حمزه است و باید آن را به دلبستگی حسن بن حمزه به مامطیر تفسیر کرد. در بخش های پایانی مقاله، با بررسی و نقد فرضیه هایی که درباره یک مزار در مامطیر طرح شده از یک سو، و استناد به شواهد و قرائن و یادآوری تصحیفات و تحریفات رخ داده در برخی نقل های شفاهی از سوی دیگر، نشان داده شده که آن مزار از آن ابوالقاسم، پدر حسن بن حمزه، است.
    کلیدواژگان: حسن بن حمزه، ابوالقاسم حمزه، امامزاده قاسم، مامطیر، سفرنامه منظوم، غیبت
  • مجید منصوری صفحات 149-172
    سوزنی سمرقندی، مخصوصا در شعرهای هزل و هجو خود، از واژه هایی استفاده کرده که ابیات وی گاه در فرهنگ ها به عنوان یگانه شاهد مثال همان واژه ها نقل شده است. از آنجا که فرهنگ نویسان نسخه هایی کهن از دیوان سوزنی در اختیار داشته اند، غالبا به صورت درستی به بیت هایی از او استشهاد کرده اند. در عین حال، چون نسخه های بازمانده از دیوان سوزنی هیچ کدام قدمت چندانی ندارند، از همین بیت های او که در فرهنگ ها آمده می توان، همانند یک نسخه بدل، در تصحیح دیوان استفاده کرد.
    در تحقیق حاضر، تلاش شده تا بیشتر بر پایه فرهنگ جهانگیری و در مواردی چند بر اساس فرهنگ های دیگر بیت هایی از دیوان سوزنی تصحیح شود.
    کلیدواژگان: دیوان سوزنی سمرقندی، تصحیف، فرهنگ های لغت، فرهنگ جهانگیری، لغت نامه دهخدا
  • بابک خضرایی، محمدرضا آزاده فر صفحات 173-184
    عبدالعزیز بن عبدالقادر مراغی، پس از افول تیموریان، از زادگاه خود هرات به بورسا و دربار سلطان محمد بن مراد عثمانی رفت و رساله موسیقی خود، نقاوهالادوار، را به او تقدیم کرد. با این که کلیات مطالبی که عبدالعزیز در رساله خود آورده، برگرفته از رسالات پدرش است، گاه توضیحات مفیدی در رساله او دیده می شود. به علاوه، او از برخی ابتکارات خود در این کتاب سخن گفته است؛ مثلا، از دو شعبه ای که خود ابداع کرده و آن ها را «شاهی» و «صفا» نامیده است. دست نوشته ای از او یافته ایم که تصنیفی را در شعبه صفا، در دور مخمس، با حروف و اعداد، نت نویسی کرده است. در این مقاله گمانه زنی هایی برای یافتن وزن این تصنیف و شیوه پیوند هجاها با دور ایقاعی آن شده است.
    کلیدواژگان: عبدالعزیز بن عبدالقادر مراغی، نقاوه الادوار، شعبه صفا، دور مخمس
  • یاسر دالوند صفحات 185-214
    تصحیف بدخواندن کلمه است به‌گونه‌ای که معنای آن تغییر پذیرد. تصحیف ممکن است به دلایل مختلف به متون راه یابد؛ یکی از مهم‌ترین آن‌ها می‌تواند شباهت ظاهری حروف الفبا باشد. در مقاله حاضر تلاش شده است تا بر پایه شکل ظاهری حروف الفبا، برخی از گونه های تصحیف و بدخوانی، در دسته هایی منظم تبیین شود. در این دسته بندی‌، به حروفی که اختلاف آن‌ها تنها در نقطه‌گذاری است (نظیر «ب» و «ت» و «پ» و «ث») پرداخته نشده است و تنها حروفی بررسی شده‌اند که در نگاه نخست ممکن است شباهتی آشکار به هم نداشته باشند (نظیر «ک» و «ل»). این مقاله زمینه‌ای خواهد بود برای تصحیح برخی از تصحیفات راه‌یافته به متون، و راهکاری پیشنهاد می‌کند تا به کمک آن، مصححانی که در خوانش برخی کلمات مشکل دارند، بتوانند به صورت صحیح آن‌ها دست یابند.
    کلیدواژگان: تصحیف، بدخوانی، قواعد کشف تصحیف، تصحیح متون
|
  • Seyyed Kamal Mousavi, Seyyed Mohammad Reza Ibnorrasool * Pages 9-37
    After a brief introduction about the life and works of Qāzi Nezām al-Din, the 7th/ 11th-century bilingual poet of Esfahan, the authors have presented his Nuniyye qasideh (an ode with the letter “nūn” [n] as the final sound of its rhyme), in praise of Imam Ali; and by virtue of his manuscript works and on the basis of the established techniques of redacting manuscripts, they have examined the differences of these MSS. Then, they have analyzed the structure of the qasideh, expounding and translating its distiches one by one. A very important conclusion of this study, which has been conducted through a descriptive-analytical approach, is that, in this poem, Qāzi Nezām al-Din appears as a Shi’i scholar, relating eulogies of Imam Ali that can be found only in Shi’i sources.
    Keywords: Imam Ali (peace be upon him), Q?zi Nez?m al-Din of Esfahan, Qadiriyye, Arabic poetry in Iran, poetry of the 7th century AH
  • Shiva Mihan, Julian Cook Pages 39-75
    The earliest Divān of Khwājū Kirmānī (1290-1352) was collected and transcribed during the poet's lifetime. The bulk of that Divān which is now housed in Tehran’s National Malek Library, has already been the subject of a great deal of research, and was published as facsimile in 2013. However, this manuscript is but a section of an original copy that was disassembled into several portions about a hundred years ago and transferred to different libraries.
    Challenging the common belief that it is a complete manuscript, the present article brings to light two other manuscripts, arguing that these together with the Malek Library copy, were all once parts of the very same original codex. One fragment of the original codex is preserved in the British Library, and another in the Central Library of Tehran University.
    The article aims to reconstruct the original codex and establish the order in which Khwājū’s poems originally appeared. This has involved subjecting the three fragments to detailed textual analysis, comparing their contents with more than 30 other manuscripts of Khwājū’s works from libraries around the world. Further, the artistic merits of the original manuscript, in the context of book making during the Inju dynasty, have been addressed and the approximate date of the dispersal of Khwājū’s Divān estimated
    Keywords: Khw?j? Kirm?n?, oldest copy of Khwaju?s D?v?n, Mu?ammad b. Emr?n al-Kermani, art under the Inju rule, Sadr al-Afazel
  • Mohammad Sadegh Khatami, Salman Saket Pages 77-92
    A good number of poetry anthologies, due to the presence therein of selected poems of the earlier Persian speaking poets, are counted as some of the important secondary sources used in critical emending of works of poetry as well as poetic studies. One of such anthologies is the manuscript 14456 at the Ganjbakhsh Library, which was most probably scribed towards the end of the 8th/14th century, having great resemblance to the Yahyā Towfiq anthology (dated 754 AH) collected by Sa’d al-Din Elāhi, and the Majlīs Library anthology 534 (dated 11th /17th century). In the Ganjbakhash anthology, there are new recordings of Bondār’s Fahlavi couplets differing from recorded forms in other sources.
    The authors of the present article have set out these recorded variants and, then, based on the variants they recommend, they have defined some of the obscure words in them
    Keywords: Ganjbakhsh anthology, Yahy? Towfiq anthology, Sa?d al-Din El?hi, ?lehi, Fahlaviy?t, Bond?r-e R?zi
  • Golpar Nasri, Younes Karamati Pages 93-130
    Nūr al-‘oyūn, by Abū Rūh Moḥammad b. Manṣūr-e Jorjānī (Zarrīndast), is the first Persian book on ophthalmology to have apparently been written in the 5th/11th century. This work was redacted by Yūsefbeyg Bābāpūr based on six manuscripts and published in 2012. The redactor has made no use of the old and original codex kept at the Mar‘aši Library (No. 12528) nor has he been successful in reading his own selected manuscripts. He made no effort either to find the sources of the author of the Nūr al-‘oyūn and to establish the correct recorded versions by way of comparing the book with such Arabic ophthalmological books as Al-‘Ašr maqālāt fi al-‘ayn, by Ḥonayn b. Isḥaq; Taḏkerat al-kaḥḥālīn, by ‘Alī b. ‘Īsā al-Kaḥḥāl, and the ophthalmology section of Al-Hāwi. A comparison between the Nūr al-‘oyūn and Taḏkerat al-kaḥḥālīn reveals that a substantial part of the former is in facta translation of the Arabic text of the latter.
    Bad reading, inappropriate deletions and additions, incomplete indexes, and inaccurate definitions in the word lists of this edition indicate that the Nūr al-‘oyūn is amongst the works in need of further correction.
    In the present article, while showing the influences and impressions that the Nūr al-‘oyūn hasreceived from other books, some of the erroneous recordings of the text together with explanatory notes are presented
    Keywords: N?r al-?oy?n, Ab? R?h Mo?ammad b. Man??r-e Jorj?n?, Zarr?ndast, Ta?kerat al-ka???l?n, ophthalmology
  • Sayyed Muhammad Emadi, Haeri Pages 131-148
    Hasan b. Hamzeh-ye Tabari is a 3-4th- century Shi’i scholar who transferred a considerable amount of Shi’i written heritage from Iranian sheikhs to Bagdad’s religious scholars. In addition to authoring many books on Islamic sciences such as Hadith (Tradition), Feqh (Jurisprudence) and Kalām (Islamic speculative theology), he had the talent of writing poetry. In his Tabarestān History, Ebn-e Esfandiyār has quoted several couplets of a qasideh composed by Hasan b. Hamzeh, which narrates his travel from Āmol to Mashhad.
    In this article, the writer, in addition to reproducing the versified travelogue of Hasan b. Hamzeh, addresses a misread word; and through discovering its correct form, he points out that this couplet refers to Hasan’s home during his childhood and youth years, and that it must be interpreted as his love for “Māmatir”. In the latter part of the article, by examining and assessing the views put forward as to a grave in Māmatir, on the one hand, and by referring to certain evidences and clues and drawing attention to misreadings and lexical distortions that have occurred, on the other, it has been demonstrated that the grave belongs to Abū al-Qāsem, Hasan b. Hamzeh’s father
    Keywords: Hasan b. Hamzeh, Ab? al-Q?sem Hamzeh, Em?mz?deh Q?sem, versified travelogue, Al-Ghaybah (absence)
  • Majid Mansouri Pages 149-172
    Sūzani of Samarqand made use, especially in his satires and lampoons, of such rare words that are often exemplified in dictionaries only by the poet’s own verses containing those words. Since the early compilers of dictionaries had at their disposal old codices of Sūzani’s Divān, they generally cited the correct versions of his verses. However, as the existing manuscripts of Sūzani’s Divān are hardly old enough, one can benefit from those very verses, like an alternative manuscript, in correcting his Divān.
    Keywords: S?zani Samarqandi?s Div?n, misreading, dictionaries, Farhang-e Jah?ngiri, Loghat-n?meh-ye Dehkhod?
  • Babak Khazrai, Mohammad Reza Azadehfar Pages 173-184
    Following the Timurid decline, Abd al-Aziz b. Abd al-Qāder of Marāgheh left his birthplace, Herat, for Bursa and joined the court of the Ottoman Sultān Mohammad b. Morād, presenting him with his essay, Naqāvat al-advār on music. Even though the general topics that Abd al-Aziz has stated in this essay are taken from his father’s tracts, there are useful explanatory notes here and there in his own essays. Additionally, in this book he has made mention of some of his innovations. For instance, he speaks of two “sho’beh” (literally, branch) that he has invented calling them “shāhi” and “safā”. We have found a manuscript of his in which he has presented, in musical notation, a song in the safā branch, in the dawr-e mokhammas (literally, fivefold round) using letters and numbers.
    In this article, assumptions have been suggested with a view to finding the rhythm of this song and the way syllables are connected to the dawr-e iqā’i (literally, rhythmic cycle)
    Keywords: Abd al-Aziz b. Abd al-Q?der of Mar?gheh, Nagh?vat al-adv?r, sho?be-ye saf?, dawr-e mokhammas
  • Yaser Dalvand Pages 185-214