فهرست مطالب

  • سال بیستم شماره 3 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/08
  • تعداد عناوین: 8
|
  • نسرین مهرنوش، هاجر علیپور، منصوره کریم اللهی صفحات 186-195
    زمینه وهدف

    تغذیه لوله ای، روشی مناسب برای تغذیه بیماران بستری در بخش های ویژه است که اجرای آن بر عهده پرستاران می باشد. بهبود عملکرد پرستاران در تغذیه لوله ای ضمن کاهش هزینه های بیمارستانی، نتایج بالینی بهتری نصیب بیماران می نماید. هدف از این مطالعه، تعیین عملکرد پرستاران بخش های ویژه بیمارستان های شهر اردبیل در تغذیه لوله ای بود.

    روش کار

    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، با پرسشنامه جمعیت شناختی و چک لیست استاندارد تغذیه لوله ای، عملکرد 66 پرستار بخش های ویژه بیمارستان های شهر اردبیل در 3 شیفت صبح، عصر و شب مشاهده شد و در مجموع 198 مشاهده انجام گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-24، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای یافتن تاثیر عوامل جمعیت شناختی بر عملکرد پرستاران از آزمون تی و تحلیل واریانس آنووای یکطرفه استفاده شد.

    یافته ها

    میانگین و انحراف معیار نمره کلی عملکرد پرستاران بخش های ویژه بیمارستان های شهر اردبیل در ارتباط با تغذیه لوله ای 6/9± 68/8 بود که نشان دهنده سطح عملکردی متوسط می باشد. طبق نتایج، عملکرد پرستاران در سه مرحله قبل، حین و بعد از تغذیه لوله ای اختلاف آماری معنی داری داشت (0/001≤p) به طوری که عملکرد پرستاران در مرحله قبل از تغذیه لوله ای، بهتر از مراحل دیگر بود. ارتباط آماری معنی داری بین متغیرهای فردی اجتماعی و عملکرد پرستاران در تغذیه لوله ای وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین نمره عملکرد پرستاران در سطح متوسط بود. لذا اقدامات آموزشی در زمینه ارائه استانداردهای عملی و پیروی از پروتکل های تغذیه لوله ای، ضروری به نظر می رسد

    کلیدواژگان: بخش مراقبت ویژه، تغذیه لوله ای، عملکرد پرستاران
  • سمانه حقی، زهره پارسا یکتا صفحات 196-206
    زمینه وهدف

    یکی از حوادث آسیب رسان و ناراحت کننده که در طول زندگی فرد می?تواند رخ دهد، سوختگی است. مشکلات و عوارض سوختگی در اکثر مواقع تا آخر عمر باقی مانده و گریبان?گیر فرد خواهد بود. بدشکلی های ناشی از سوختگی باعث اضطراب در بیماران سوختگی می?گردد. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش تاب آوری بر میزان اضطراب بیماران مبتلا به بدشکلی ناشی از سوختگی انجام شد.

    روش کار

    این پژوهش ار نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و با گروه کنترل بود. بدین منظور از دی ماه سال 1395 تا اردیبهشت ماه 1396 از بین مراجعه کنندگان به درمانگاه بیمارستان سوانح و سوختگی ولایت شهرستان رشت تعداد 60 نفر که دچار بدشکلی ناشی از سوختگی بودند با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) قرار گرفتند. بیماران برگه مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه های تاب آوری کونور و دیویدسون (CD-RIS) و اضطراب اشپیل برگر (STAI) را قبل و بلافاصله بعد از اتمام مداخله در هر دو گروه تکمیل کردند. در گروه آزمایش، بیماران در کنار دریافت مراقبت معمول پزشکی به مدت دو ماه طی 8 جلسه 90 دقیقه ای و هفته ای یک بار تحت آموزش تاب آوری قرار گرفتند. داده ها با نرم افزار SPSS-23 و با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.

    یافته ها

    میانگین نمرات تاب آوری و اضطراب پس از اجرای آموزش در گروه آزمون 7/02 ±80/23 و 4/23±25/40 و در گروه کنترل 11/58±63/66 و 4/73±48/50 محاسبه شد. نتایج تحلیل کوواریانس چندگانه نشان داد بین میانگین نمرات پس آزمون دو گروه آزمایش و کنترل در تاب آوری (0/01? p, 168/10=F) و اضطراب (0/01?p, 6/908=F) تفاوت معناداری وجود داشت.

    نتیجه گیری

    جلسات آموزش تاب آوری در کاهش علایم اضطراب بیماران مبتلا به بدشکلی ناشی از سوختگی موثر بوده و می تواند به عنوان یک روش درمانی در درمان اضطراب بیماران سوختگی مورد استفاده قرار گیرد.
    واژه های کلیدی: تاب آوری، اضطراب، بدشکلی، سوختگی

  • یوسف حبیبی، حجت الله یوسفی، سمیه غفاری صفحات 207-214
    زمینه وهدف

    آسم از رایج ترین بیماری های مزمنی است که باعث ایجاد مشکلات تنفسی می شود و آموزش برنامه های خودمراقبتی می?تواند به صورت موثری باعث کاهش علائم و عوارض آن گردد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش یک برنامه خودمراقبتی بر کنترل آسم انجام گرفت.

    روش کار

    پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی با گروه کنترل بود که روی 50 نفر از افراد مراجعه کننده به درمانگاه تنفس بیمارستان الزهرای اصفهان انجام شد. نمونه ها به روش نمونه گیری آسان انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 25 نفری آزمون و کنترل قرار گرفتند. داده ها به کمک پرسشنامه تست کنترل آسم و آزمون اسپیرومتری، قبل از شروع برنامه آموزشی و یک ماه بعد از اتمام آن جمع آوری و با استفاده از آزمون های آماری تیمستقل، تیزوجی، کای دو، اندازه گیری های مکرر و ضریب همبستگی پیرسون در نرم افزار SPSS-20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که میانگین تمام شاخص های اسپیرومتری (FEV1, FVC, FEV1/FVC, PEF, FEF75% FEF25%-75%) و نمرات پرسشنامه تست کنترل آسم پس از مداخله در گروه آزمون افزایش پیدا کرد. مقایسه میانگین نمرات تظاهرات بالینی و شاخص های اسپیرومتری قبل و بعد از مداخله در گروه آزمون، معنی دار بود (0/05>p). همچنین بعد از مداخله، تمام شاخص های اسپیرومتری به جز PEF25%-75% در گروه آزمون نسبت به گروه کنترل افزایش یافته بود (0/05>p).

    نتیجه گیری

    نتایج، موثر بودن آموزش برنامه خودمراقبتی را در بهبود وضعیت بیماران آسمی نشان داد، لذا می توان از آن به عنوان یک روش موثر برای کنترل آسم در کنار سایر روش ها مانند ورزش و دارو استفاده کرد

    کلیدواژگان: آسم، خودمراقبتی، تظاهرات بالینی، شاخص های اسپیرومتری، کنترل آسم
  • مونا قبادی، طاهره ضیایی، نوشاز میرحق جو، فرزانه پازنده، احسان کاظم نژاد لیلی صفحات 215-224
    زمینه وهدف

    رضایت زنان از لیبر و زایمان، شاخص مهمی جهت ارزیابی کیفیت مراقبت?های مامایی است، بنابراین این مطالعه با هدف تعیین میزان رضایتمندی و عوامل مرتبط با رضایت زنان از تجربه زایمان طبیعی صورت گرفت.

    روش کار

    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود که با مشارکت 126 زن بستری در بخش بعد از زایمان طبیعی انجام گرفت. نمونه ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای محقق?ساخته و شامل 3 بخش عوامل انسانی، عوامل محیطی و اقدامات مرتبط با فرایند لیبر و زایمان بود. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS-20 و آزمون های همبستگی اسپیرمن، پیرسون و تی تست تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    میانگین نمره رضایتمندی مادران از تجربه زایمان طبیعی 6/53±59/03 و در حد متوسط بود. بیشترین میزان رضایتمندی از عوامل محیطی گزارش شد (2/78±68/00). رضایتمندی مادر از دسترسی به امکانات لیبر و دریافت اطلاعات کافی پیرامون مراحل لیبر و زایمان، تاثیرات یکسانی در رضایتمندی مادران از تجربه زایمان داشتند (0/001, p< 0/54=r). برخورد محترمانه پرسنل لیبر، مهمترین عامل در جلب رضایت مادران از تجربه زایمان بود (0/001p<, 0/06r=).

    نتیجه گیری

    کیفیت روابط بین زنان و مراقبین از مهمترین عوامل مرتبط با میزان رضایتمندی زنان از زایمان طبیعی بود. پیشبرد مراقبت حین لیبر و زایمان به سوی مراقبت های مامایی زن محور و ایجاد روابط مناسب با زنان از موثرترین اقدامات جهت ارتقا کیفیت مراقبت های مامایی و بهبود رضایت زنان از زایمان طبیعی می باشد.

  • ناصر احمدی، فرامرز سهرابی، باقر غباری بناب، اسماعیل آزادی صفحات 225-234
    زمینه وهدف

    یکی از حوزه های مهم سلامت جوانان دانشجو، بعد روانی آن است که نیازمند توجه و پیشگیری از اختلالاتی نظیر اضطراب در آنها است. مواجهه با مرگ و اضطراب ناشی از اجتناب ناپذیر بودن مرگ یک کیفیت روانشناختی جهان?شمول برای تمامی انسان ها محسوب می شود. پژوهش حاضر به منظور تعیین رابطه بین تصویر ذهنی از خدا و خودشکوفایی با اضطراب مرگ در بین دانشجویان انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه یک پژوهش توصیفی همبستگی بود. شرکت?کنندگان در پژوهش حاضر را 206 نفر از دانشجویان ساکن در خوابگاه های دانشگاه تهران در سال 1390 تشکیل دادند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها، مقیاس اضطراب مرگ (DAS) ، مقیاس خودشکوفایی (SISA) و مقیاس تصویر ذهنی از خدا (GI) بودند. داده های پژوهش با روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه و با استفاده از نرم افزار SPSS-16 تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج مطالعه نشان داد که بین تصویر ذهنی از خدا و خودشکوفایی همبستگی معناداری وجود داشت (0/01<p) به طوری که با افزایش میزان خودشکوفایی افراد، مقادیر مولفه های تصویر ذهنی از خدا (به جز مولفه چالش) نیز، افزایش می یافت. همچنین بین اضطراب مرگ و مولفه های تصویر ذهنی از خدا (به جز مولفه چالش) با خودشکوفایی، همبستگی معکوس دیده شد (0/01<p). نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که تصویر ذهنی از خدا و خودشکوفایی، قادر به پیش بینی اضطراب مرگ در دانشجویان می باشند.

    نتیجه گیری

    براساس یافته ها، متغیرهای تصویر ذهنی از خدا و خودشکوفایی توانایی تبیین اضطراب مرگ را در دانشجویان دارند لذا از طریق بهبود تصویر ذهنی از خدا و خودشکوفایی در دانشجویان، می توان اضطراب مرگ را در آن ها کاهش داد.

    کلیدواژگان: تصویر ذهنی از خدا، خودشکوفایی، اضطراب مرگ، دانشجویان
  • منا رهنوردی، سولماز حیدری فرد، مریم محمدی صفحات 235-243
    زمینه وهدف

    استفاده از طب مکمل در بارداری و زایمان رو به افزایش است. در مطالعه حاضر تاثیر رایحه درمانی با اسانس بابونه بر اضطراب و برخی از پیامدهای زایمان در زنان نخست زا مورد بررسی قرار گرفت.

    روش کار

    این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده بود که روی 130 زن نخست زای واجد شرایط (65 نفر گروه مداخله و 65 نفر گروه کنترل) مراجعه کننده به بیمارستان امدادی شهرستان ابهر در سال 1392 انجام گرفت. اضطراب هر دو گروه با استفاده از پرسشنامه اضطراب اشپیل برگر در بدو ورود به مطالعه سنجیده شد. در گروه مداخله، 2 قطره اسانس بابونه و در گروه شاهد 2 قطره آب مقطر (در دیلاتاسیون های 4-3، 7-5 و 10–8 سانتی متر) به گاز آغشته شد و از فاصله 10-7 سانتی متری بینی مورد استنشاق قرار گرفت. بعد از مداخله، مجددا اضطراب در دیلاتاسیون های 4-3 و 10-8 سانتی متر، اندازه گیری شد و پیامدهای زایمان ثبت و بین دو گروه مقایسه گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و با آزمون?های تی مستقل، من ویتنی و کای دو تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که نمره اضطراب گروه مداخله در دیلاتاسیون های 4-3 و 10-8 سانتی متر به طور معنی?داری کمتر از گروه کنترل بود (0/0001<p). با این حال، استفاده از رایحه گل بابونه تاثیری بر میزان زایمان طبیعی، بستری نوزاد در بخش مراقبت ویژه و نمره آپگار نوزادان در دقایق اول و پنجم بعد از زایمان نداشت.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که استفاده از رایحه بابونه در زنان نخست زا بدون تاثیر بر پیامدهای زایمان سبب کاهش درجاتی از اضطراب آنان می گردد. بنابراین می توان از اسانس بابونه جهت کاهش اضطراب زایمان استفاده کرد.

    کلیدواژگان: گل بابونه، اضطراب، پیامد زایمان، آروماتراپی
  • وجیهه آتشی، احمدرضا یزدان نیک، حسین محجوبی پور، حجت الله یوسفی، رضا بخردی صفحات 244-251
    زمینه وهدف

    یکی از جنبه?های اساسی مراقبت پرستاری در بخش?های ویژه، مراقبت از دهان می?باشد که نه تنها در ایجاد احساس راحتی بیمار بلکه در جلوگیری از عوارض جدی مانند پنومونی وابسته به ونتیلاتور نقش دارد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر برنامه جامع مراقبت از دهان بر بهداشت دهان بیماران بستری در بخش?های مراقبت ویژه انجام گرفت.
    روش کار

    مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی بود که در سال 96 روی 76 بیمار بستری در بخش مراقبت ویژه که واجد معیارهای ورود بودند انجام گرفت. بیماران به روش تصادفی ساده در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. برای نمونه های گروه آزمون، علاوه بر مراقبت معمول از دهان، یک برنامه ترکیبی مراقبت از دهان شامل مسواک، کلرهگزیدین، ژل مرطوب کننده مخاط دهان و چرب کننده لب به مدت 5 روز انجام شد. وضعیت بهداشت دهان طی پنج روز مطالعه در هر دو گروه ارزیابی و مورد مقایسه قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها فرم مشخصات دموگرافیک و مقیاس ارزیابی دهان بک بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-16 انجام گرفت.
    یافته ها

    نتایج نشان داد که تفاوت آماری معناداری در نمرات مقیاس ارزیابی بهداشت دهان روزهای اول و دوم در دو گروه آزمون و کنترل وجود نداشت ولی در روزهای سوم، چهارم و پنجم، وضعیت بهداشت دهان گروه آزمون به طور معناداری، بهتر از گروه کنترل بود (0/05نتیجه گیری

    بر اساس نتایج بدست آمده، برنامه جامع مراقبت از دهان منجر به بهبود وضعیت بهداشت دهان بیماران بستری در بخش?های ویژه می?شود. بنابراین، استفاده از برنامه پیشنهاد شده می?تواند به اطمینان از رعایت حداقل مراقبت از دهان در بیماران بخش ویژه کمک کند.
    کلیدواژگان: مراقبت از دهان، بهداشت دهان، بخش مراقبت ویژه، پرستار
  • صفحات 252-260
    زمینه وهدف

    گردشگری سلامت، سفری سازمان یافته است که به منظور حفظ، بهبود و بازیابی سلامت جسمی و روانی صورت می?پذیرد و به عنوان یکی از ابعاد گردشگری، به توسعه پایدار و پویایی اقتصادی کشور کمک می نماید. هدف از این مطالعه تعیین عوامل موثر بر سفر درمانی به ایران از دیدگاه گردشگران آذربایجانی بود.
    روش کار

    پژوهش حاضر یک مطالعه ترکیبی بود که در بخش کیفی آن، با ده نفر از گردشگران آذربایجانی، مصاحبه نیمه ساختار مند انجام شد. داده ها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی آنالیز شده و متغیرهای موثر در جذب و نیز عوامل نارضایتی گردشگران مشخص گردید. در مرحله بعدی با استفاده از نتایج بخش کیفی مطالعه و نیز مرور متون، پرسشنامه ای براساس سیستم لیکرت تهیه و توسط 213 گردشگر سلامت تکمیل گردید و عوامل موثر براساس شدت تاثیرشان امتیازبندی شدند. داده ها توسط نرم افزار SPSS-20 و با استفاده از آمار توصیفی شامل فراوانی، میانگین و انحراف معیار تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها

    بیشتر شرکت کنندگان در مطالعه (63/4%) ، مرد بوده و بین 20 تا 40 سال سن داشتند (43/2%). بالاترین فراوانی در رابطه با نوع بیماری جهت مراجعه مربوط به بیماری های داخلی (10/3%) ، عفونی (9/4%) ، جراحی (8/5%) و اورولوژی (8%) بود. دو عامل کیفیت خدمات درمانی و هزینه درمان به ترتیب با میانگین و انحراف معیار 0/05±3/08 و 0/35±3/05 موثرترین عوامل در مسافرت درمانی به ایران بودند. عوامل تجهیزات پزشکی و سیاسی- امنیتی نیز به ترتیب با میانگین 0/07±2/98 و 0/04±2/98 در رتبه های سوم و چهارم قرار داشتند. زمان انتظار برای دریافت خدمات، با میانگین 0/09±2/84 کمترین عامل تاثیرگذار در سفر به ایران از دیدگاه گردشگران آذربایجانی بود.
    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که کیفیت خدمات درمانی، هزینه درمان، تجهیزات پزشکی و عوامل سیاسی- امنیتی بر انگیزه ورود بیماران خارجی به ایران اثر مثبت داشته، اما زمان انتظار، تنوع درمانی، عوامل جامعه شناختی و جاذبه های گردشگری، تاثیر زیادی نداشتند. بنابراین پیشنهاد می?شود در برنامه های بازاریابی و تبلیغاتی، روی پنج عامل اول تمرکز صورت گیرد.
    کلیدواژگان: گردشگری سلامت، گردشگری درمانی، سفردرمانی، آذربایجان، اردبیل