فهرست مطالب

  • پیاپی 70 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/05/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • یوسف عباسپور گیلانده ، فرشته حسن خانی قوام، غلامحسین شاهقلی صفحات 1-12
    طراحی و بومی سازی ادوات و ماشین های کشاورزی نیاز به تعیین دقیق خواص فیزیکی و مکانیکی خاک از جمله ضریب اصطکاک خارجی آن دارد. در این تحقیق اثر سرعت لغزشی (در سه سطح 5/0، 5/2، و 5/3 سانتی متر بر ثانیه) چهار قطعۀ لغزندۀ فولادی، چدنی، لاستیکی و تفلونی بر ضریب اصطکاک خارجی سه نوع خاک لومی، لومی شنی، و شنی لومی در پنج سطح رطوبت بررسی شد. برای اندازه گیری ضریب اصطکاک خاک و فلز و چسبندگی، از یک سیستم اندازه گیری دقیق استفاده گردید. داده ها در قالب طرح فاکتوریل 5×4×3 و بر پایۀ طرح بلوک کامل تصادفی با استفاده از نرم افزار MSTATC تحلیل شدند. با توجه به تفاوت درصد رطوبت در فاز های مختلف اصطکاکی، چسبندگی و سیالی در خاک های با بافت مختلف تجزیه و تحلیل آماری برای هر بافت خاک به صورت جداگانه صورت گرفت و برای مطالعۀ اثر بافت از طرح عاملی آشیانه ای استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که اثر سه سطح سرعت لغزشی بر مقادیر ضریب اصطکاک خارجی خاک در سطح احتمال 1 درصد معنی دار است. با افزایش سرعت لغزشی، ضریب اصطکاک خاک و فلز نیز روند افزایشی داشته است. نتایج تحقیق همچنین نشان می دهد که الگوی منحنی های اصطکاک- مقدار رطوبت خاک ها در سرعت های لغزشی مورد آزمایش یکسان است. نتایج به دست آمده از این تحقیق و مقادیر تعیین شدۀ پارامترهای چسبندگی و اصطکاک خارجی خاک، می تواند در طراحی ادوات کشاورزی، مدل سازی رابطه بین ماشین و خاک، محاسبۀ نیروی مقاومت کششی، و بررسی عملکرد و ساییدگی ادوات خاک ورزی اهمیت اساسی داشته باشد.
    کلیدواژگان: اصطکاک خاک- فلز، خاک ورزی، دگرچسبی، فاز اصطکاکی، فاز روان کاری
  • فرزاد آزادشهرکی ، سیامک کلانتری، بهاره جمشیدی صفحات 13-24
    برای اندازه گیری ویژگی های کیفی میوه ها و سبزی ها از روش های مخرب و غیر مخرب متعددی استفاده می شود. روش های مخرب عمدتا هزینه بر و وقت گیر هستند. در این پژوهش، برخی ویژگی های کیفی میوۀ انگور رقم عسگری شامل مواد جامد حل شدنی (SSC) ، اسید قابل تیترکردن (TA) ، pH، و فنل کل (TP) با طیف سنجی فروسرخ نزدیک (NIRS) اندازه گیری شدند. بدین منظور از 110 نمونه در دامنۀ طیفی 1700-900 نانومتر طیف سنجی شد و بلافاصله از روش های شیمیایی برای اندازه گیری ویژگی های کیفی انگور رقم عسگری استفاده گردید و پس از آن مدل های کالیبراسیون برای ارتباط بین داده های طیفی و داده های حاصل از روش های شیمیایی تدوین شدند. بهترین مدل های رگرسیون حداقل مربعات جزیی (PLS)
    دارای ریشۀ میانگین مربعات خطای پیش بینی (RMSEP) 580/0 درجه بریکس، 020/0 درصد، 125/0 و 441/23 میلی گرم بر لیتر و ضریب همبستگی (rp) 927/0، 806/0، 898/0 و 866/0 به ترتیب برای SSC، TA، pH و TP بودند. مقایسۀ میانگین های پیش بینی شده با بهترین مدل های برازش و اندازه گیری شده با روش های مرجع برای هر صفت نشان می دهد که بین مقادیر اندازه گیری شده و پیش بینی شده با بهترین مدل در سطح احتمال 5 درصد اختلاف معنی دار وجود ندارد. نتایج این پژوهش همچنین نشان می دهد که NIRS می تواند روشی سریع برای اندازه گیری برخی ویژگی های کیفی درونی انگور رقم عسگری، حتی ویژگی هایی باشد که اندازه گیری آنها دشوار است.
    کلیدواژگان: انگور، طیف سنجی فروسرخ نزدیک، غیرمخرب، کیفیت
  • عادل واحدی ، محمد یونسی الموتی، احمد شریفی مالواجردی صفحات 25-40
    نیل به خودکفایی محصول برنج در کشور جز با بررسی وضعیت موجود مکانیزاسیون برنج مقدور نیست. این تحقیق به منظور تعیین وضعیت موجود مکانیزاسیون برنج و ارائۀ راهکارهای لازم برای بهبود آن انجام شد تا امکان خودکفایی در تولید این محصول استراتژیک فراهم آید. داده ها با تکمیل پرسشنامه، مراجعه به منابع آماری موجود، و بررسی های میدانی جمع آوری شد. با استفاده از اطلاعات به دست آمده، درجه مکانیزاسیون، سطح مکانیزاسیون، ظرفیت مکانیزاسیون، بازده اقتصادی مکانیزاسیون، بازده مزرعه ای ماشین، توان اجرایی بالقوۀ ماشینی، روزها و ساعات کاری، و ضریب بهره وری ماشین محاسبه شد. نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان می دهد که درجه مکانیزاسیون خاک ورزی اولیه و ثانویه در استان مازندران 7/99 و 3/99 درصد، کاشت با نشاکار 69/22 درصد، و برداشت مکانیزه برنج با دروگر و کمباین برنج 8/72 درصد است. کمترین درجه مکانیزاسیون تولید برنج برای وجین 8 درصد به دست آمد. سطح مکانیزاسیون محاسبه شده برای برنج کاری در استان مازندران 63/2 اسب بخار بر هکتار محاسبه شد. میانگین بازده اقتصادی مکانیزاسیون تولید برنج در استان مازندران 87/1 تن بر اسب بخار و متوسط ظرفیت مکانیزاسیون برنج استان 235 اسب بخار- ساعت بر هکتار تعیین شد.
    کلیدواژگان: بازده مزرعه ای، برنج، شاخص های مکانیزاسیون، مازندران
  • جعفر حبیبی اصل ، غلامعباس لطفعلی آینه صفحات 41-54
    دستگاه ترادیسک طی یک آزمایش مزرعه ای در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان ارزیابی شد. در زمین محل آزمایش، در تابستان ذرت دانه ای کشت شد و پس از برداشت محصول آن، در پاییز، گندم کشت گردید. تیمارهای آزمایشی برای ترادیسک شامل فاکتوریل سرعت پیشروی (در سه سطح 8، 10 و 12 کیلومتر بر ساعت) و میزان همپوشانی بشقاب های ردیف های جلو و عقب (در سه سطح صفر، 30 و 60 درصد) بود. کارایی ترادیسک همچنین با روش مرسوم منطقه (شخم با گاوآهن برگردان دار به عنوان تیمار شاهد) مقایسه گردید. نتایج تجزیۀ واریانس دو سالۀ داده های زراعی نشان می دهد که تاثیر سرعت پیشروی ترادیسک، میزان همپوشانی بشقاب ها و اثر متقابل آنها و همچنین روش مرسوم بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم معنی دار نیست. نتایج مقایسۀ فنی تیمارها نشان می دهد که هرچه میزان همپوشانی بشقاب ها کمتر باشد میزان بقایای مانده بر سطح خاک به طور معنی داری بیشتر می شود. بیشترین میزان بقایای مانده بر سطح خاک در همپوشانی صفر درصد به میزان 6/88 درصد و کمترین آن در همپوشانی 60 درصد و به میزان 7/64 درصد
    به دست آمده است. با افزایش سرعت پیشروی، شاخص MWD کاهش پیدا کرده است. کمترین میزان MWD در سرعت 12 کیلومتر بر ساعت به مقدار 6/31 میلی متر و بیشترین میزان MWD در سرعت 8 کیلومتر بر ساعت به مقدار 6/33 میلی متر به دست آمده است. همچنین، در همپوشانی 60 درصد کمترین اندازه (MWD) به میزان 1/29 میلی متر و در همپوشانی صفر درصد بیشترین (MWD) به میزان 2/36 میلی متر اندازه گیری شده است. سرعت پیشروی 12 کیلومتر بر ساعت کمترین میزان مصرف سوخت یعنی 8/11 لیتر در هکتار و سرعت 8 کیلومتر بر ساعت بیشترین میزان مصرف سوخت به میزان 5/15 لیتر در هکتار را داشته است. نتایج نشان می دهد که با بیشتر شدن همپوشانی بشقاب ها، سوخت مصرفی نیز افزایش پیدا می کند.
    کلیدواژگان: بقایای ذرت، ترادیسک، سرعت پیشروی، گندم، همپوشانی بشقاب ها
  • هادی اورک، سامان آبدانان مهدی زاده صفحات 55-68
    استفادۀ بی رویه از علف کش ها به منظور از بین بردن علف های هرز در مزارع کشاورزی، زمین چمن، زمین های ورزشی و غیره سبب بروز نگرانی های اقتصادی محیط زیستی شده است. به منظور کاهش علف کش ها، بهترین راه ممکن دست چین کردن آنهاست که بسیار پر هزینه و وقت گیر است. در این مقاله دو روش برای تشخیص علف هرز در چمن با استفاده از تکنولوژی بینایی ماشین ارائه شده است. با توجه به این موضوع که علف های هرز رنگ های متفاوتی دارند و به خوبی امکان تشخیص آنها از چمن وجود ندارد، از این فرض استفاده شد در مناطقی که علف های هرز وجود دارد، نسبت به مناطقی که چمن روییده است، تفاوتی در میزان لبه های تصویر اخذ شده وجود دارد. روش طبقه بندی بیز و ویژگی مورفولوژی برای تشخیص علف هرز در چمن به کار گرفته شد. میزان تشخیص درست علف هرز برای روش مورفولوژی 58/89 درصد و روش طبقه بندی بیز 42/80 درصد به دست آمد. از سامانۀ سمپاش هوشمند با سه نازل استفاده شد و میزان کاهش مصرف علف کش ها به بیش از 70 درصدرسید. این مسئله تا حد زیادی از لحاظ اقتصادی و کاهش آلودگی های محیط زیست می تواند مؤثر باشد.
    کلیدواژگان: بینایی ماشین، سمپاش هوشمند، طبقه بندی بیز، علف هرز، مورفولوژی
  • روزبه عبدی، سید جعفر هاشمی *، رضا طباطبایی کلور صفحات 69-84

    به منظور تبدیل پسماند مواد غذایی به کمپوست، دستگاه جدیدی برای تولید کمپوست مجهز به سامانه های هوادهی تحت فشار، حرارت دهی و همزنی به منظور تسریع در فرآیند تجزیه میکروارگانیزم ها ساخته شد. آزمایش ها در سه سطح هوادهی (2/0، 4/0 و 6/0 لیتر در دقیقه کیلوگرم- ماده خشک) در نسبت C/N برابر 28، در دور ثابت همزن (یک دور در دقیقه) و 6 سطح زمانی (0، 19، 38، 57، 76 و 96 ساعت) ، در دمای 55 درجه سلسیوس و رطوبت اولیه 60 تا 65 درصد روی پسماند مواد غذایی با افزودن ماده معدنی زئولیت و سبوس دو کوب برنج اجراشد. به منظور ارزیابی عملکرد سامانه تولید کمپوست، آزمایش های اندازه گیرینسبت C/N،هدایت الکتریکی ، pH و شاخص جوانه زنی، برای تعیین کیفیت و بلوغ کمپوست حاصل انجام گردید. با توجه به نتایج و بر اساس تحلیل آماری، تغییرات هدایت الکتریکی، شاخص جوانه زنی و نسبت کربن به نیتروژن معنی دار بوده است. مقدار هدایت الکتریکی طی فرایند در محیط رآکتور و خارج آن از 03/2 به ترتیب به 56/1 و 68/1 میلی زیمنس در سانتی متر رسید. میانگین نسبت C/N از 28 به 9/20 و در شرایط خارج از محیط رآکتور (نمونه شاهد) از 28 به 8/19 رسید. بیشترین مقدار درصد شاخص جوانه زنی در محیط رآکتور در سرعت هوادهی 4/0 لیتر در دقیقه کیلوگرم- ماده خشک، برابر 85 درصد به دست آمد. ظرفیت کاری دستگاه 35 کیلوگرم پسماند در هر چهار روز و بازده کمپوست تولیدی توسط دستگاه حدود 34 درصداست.

    کلیدواژگان: پسماند غذایی، تجزی? سریع، دستگاه تولید کمپوست، کود آلی
  • سجاد رستمی ، مریم لطفعلیان، بهرام حسین زاده سامانی صفحات 85-96
    گندم مهم ترین محصول زراعی و مادۀ غذایی در الگوی مصرف خوراکاست. با کاهش ضایعات گندم در مرحلۀ برداشت، امکان افزایش قابل توجه در تولیدات نیز وجود دارد. با توجه به استقبال کشاورزان در استفاده از کمباین های کاه کوب، تعداد این نوع کمباین ها به ویژه برای برداشت گندم در حال افزایش است. در این تحقیق به بررسی میزان تلفات کمباین های معمولی و کمباین های کاه کوب از نوع جاندیر 955 و کلاس 76 پرداخته شد. آزمایش کمباین های کاه کوب و معمولی در شرایط مزرعه ای کاملا یکسان و در رطوبت 14درصد اجرا و پارامتر های مختلف شامل تلفات در بخش های مختلف کمباین اعم از واحد برش، کوبش و جدایش، مخزن و MOGو نیز درصد جوانه زنی بذر اندازه گیری شدند. کمباین های مورد آزمایش نوع معمولی و کاه کوب از دو شرکت سازنده جاندیر (هپکو) و کلاس انتخاب شدند. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که مجموع تلفات برداشت کمباین کاه کوب با تلفات برداشت کمباین معمولی در هر دو نوع کمباین کلاس و جاندیر اختلاف معنی داری دارند. بیشترین تلفات کمباین کاه کوب جاندیر در بخش مخزن و به میزان 16/4 درصد و در کمباین کاه کوب کلاس در واحد کوبش و جدایش، به میزان 13/8 درصد دیده شد که در هر دو مورد با کمباین معمولی مورد مقایسه خود اختلاف معنی داردارند. بیشترین میزان مصرف سوخت اندازه گیری شده نیز در کمباین های کاه کوب به میزان 55 لیتر در هکتار برای کمباین کاه کوب کلاس و 44/69 لیتر در هکتار برای کمباین کاه کوب جاندیر دیده شد.
    کلیدواژگان: تلفات مخزن، گندم، واحد برش، واحد جدایش، واحد کوبش
  • احمد امیدی ، مهدی شعبانزاده، مجید خانعلی، فرهاد محمودی صفحات 97-110
    در مطالعۀ حاضر بهره‏وری نهاده‏های کشاورزی در کشت گندم دشت مهران در سال 1394 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. متغیرهای مد نظر در این پژوهش ویژگی های اقتصادی و اجتماعی گندم کاران و نهاده‏های مختلف مصرفی بوده است. متدولوژی این پژوهش، استفاده از تابع تولید برای برآورد بهره‏وری متوسط و نهایی نهاده‏های تولید و محاسبۀ کشش تولید است. برای گزینش تابع تولید مناسب، از آزمون نسبت راست نمایی بهره گرفته شد. برابر آزمون، تابع تولید ترانسلوگ در مقایسه با سایر توابع، سازگاری بیشتری با مشاهدات داشته است. برابر نتایج به دست آمده، بیشترین مقدار بهره‏وری نهایی به نهادۀ سطح زیر کشت و کمترین آن به نهادۀ ماشین آلات اختصاص دارد. بهره‏وری نهایی استفاده از ماشین آلات در منطقۀ مورد نظر نشان دهندۀ کاهش 74/4 کیلوگرمی تولید محصول گندم به ازای استفادۀ یک ساعت بیشتر از این نهاده نسبت به شرایط فعلی است. مصرف نهادۀ ماشین آلات در ناحیۀ غیر اقتصادی تولید (مرحلۀ سوم) و سایر نهاده ها در مرحله اقتصادی تولید (مرحلۀ دوم) واقع شده است. اثر همزمان سطح زیرکشت و ماشین آلات در تولید، گویای این مطلب است که کوچک بودن قطعات زمین ها امکان استفاده از ماشین آلات و در نتیجه استفاده از صرفه‏های مقیاس را از بین برده و تنها باعث افزایش هزینه‏های تولید شده است.
    کلیدواژگان: بهره وری نهایی و متوسط، شهرستان مهران، ماشین های کشاورزی، محصول گندم
  • محمدعلی رستمی ، هوشنگ افضلی گروه صفحات 111-124
    مدیریت بقایای گیاهی در سطح مزارع اهمیت بالایی دارد. حفظ و مدیریت صحیح بقایای گیاهی موجب اصلاح ساختمان خاک، حفظ رطوبت، و کاهش فرسایش خاک می شود در حالی که سوزاندن بقایای گیاهی به از دست رفتن مواد آلی، افزایش فرسایش، و تبخیر رطوبت می انجامد. وضع قوانین تشویقی برای اجرای کشاورزی حفاظتی و قوانین تنبیهی برای سوزاندن بقایای گیاهی در کشور، راهکاری است که سازمان های اجرایی آن را آغاز کرده اند اما به علت مشکل شناسایی مزارعی که در آنها بقایای گیاهی سوزانده می شود، این راهکار متوقف گردید. این تحقیق به منظور یافتن روشی دقیق، سریع، و ارزان برای پایش مزارعی است که در آنها بقایای گیاهی آتش زده می شود تا بتوان به سادگی مزارع را شناسایی و قوانین تنبیهی یا سیاست های پیشگیرانه را اعمال کرد. در این پژوهش با استفاده از سه روش طبقه بندی نظارت شده، طبقه بندی نظارت نشده، و تشخیص تغییرات، توانایی تصویرهای سنجنده لندست 8 برای تعیین محل و مساحت مزارعی که بقایای گیاهی در آنها آتش زده شده اند، ارزیابی شده است. برای اجرای این پژوهش و ارزیابی نتایج به دست آمده، 120 مزرعه در نظر گرفته شد. نتایج به دست آمده از تعیین محل و تخمین مساحت مزارع آزمایشی در تصویرهای ماهواره ای با داده های میدانی مقایسه شد. به علت تغییرات پی درپی شرایط سطحی مزارع آزمایشی، در فاصلۀ زمانی بین دو تصویربرداری سنجنده لندست، روش تشخیص تغییرات نتوانست مزارعی که بقایای گیاهی در آنها آتش زده می شود را به دقت پایش کند. شناسایی و تخمین مساحت مزارع سوخته با روش طبقه بندی نظارت شده دقت بالایی دارد (صحت کلی طبقه بندی 6/96 درصد، ضریب کاپا 93/0 و ضریب تبیین 92/0). بنابراین، بر اساس نتایج پژوهش، روش طبقه بندی نظارت شده برای پایش مزارع سوخته و تعیین مساحت آنها پیشنهاد و فناوری آن ارائه شد.
    کلیدواژگان: بقایای گیاهی، تشخیص تغییرات، سنجش از دور، طبقه بندی نظارت شده
  • زینب رمدانی ، رضا عبدی، محمود امید، محمد علی میسمی صفحات 125-138
    داشتن اطلاعات یکپارچه در تبادل انرژی محصولات علوفه ای برای ایجاد امکان مقایسۀ الگوی مصرف انرژی آنها ضروری است. هدف از این پژوهش، بررسی الگوی مصرف انرژی، تعیین میزان انتشار گاز کربن دی اکسید و مدل سازی رابطۀ بین عملکرد محصول و انرژی نهاده های مصرفی در سه محصول علوفه ای است. این سه محصول شامل کاه گندم، ذرت سیلویی و یونجه معمولا در اکثر دامداری ها در ترکیب جیرۀ غذایی دام ها قرار دارند. میزان کل انرژی نهاده های ورودی به مزرعه در کشت گندم، ذرت سیلویی، و یونجه به ترتیب 85/32077، 87/93049 و 04/30208 مگاژول در هکتار تخمین زده شده است. همچنین، میزان کربن دی اکسید منتشرشده در کشت این سه محصول به ترتیب برابر 67/2704، 79/5861 و 53/5538 کیلوگرم در هکتار محاسبه شده است. نسبت انرژی در گندم و یونجه 65/2 و 18/2 به دست آمد در حالی که در ذرت سیلویی، به علت کمتر بودن انرژی خروجی از مزرعه نسبت به انرژی ورودی، این رقم کمتر از یک محاسبه شده است. با استفاده از سامانۀ استنتاج عصبی- فازی رابطۀ بین عملکرد این سه محصول و میزان انرژی نهاده های مصرفی مدل سازی گردید. برای تخمین عملکرد کاه، مدلی با تابع های عضویت 'gaussmf' با سه تابع ورودی به عنوان بهترین مدل در میان مدل های مختلف تعیین گردید. در میان مدل های به دست آمده برای تعیین علمکرد ذرت، بهترین عملکرد در مدلی با دو تابع عضویت 'pimf' دیده شد. همچنین، مدلی با سه تابع عضویت ذوزنقه ای 'trapmf' و ضریب تعیین 960/0 بهترین عملکرد را برای مدل سازی عملکرد یونجه نشان داده است.
    کلیدواژگان: الگوی مصرف انرژی، سامان? استنتاج عصبی- فازی، گازهای گلخانه ای، مدل سازی
|
  • Yousef Abbaspour, Gilandeh , Fereshteh Hasankhani, Gh. Shahgholi Pages 1-12
    Design of agricultural machinery and implements for local needs, requires determination of accurate values of physical and mechanical properties of soil, including soil-metal friction coefficient. In this study, the effects of soil moisture content at five levels and sliding speed (at three levels of 0.5, 2.5 and 3.5) on four contact materials namely: steel, cast iron, rubber, and Teflon on the soil- metal external coefficient of friction of of loam, sandy loam and loamy sand soil at 5 levels of soil moisture content was investigated In this context a device was designed and evaluated for accurate determination of soil friction coefficient. Data were analyzed based on 5×4×3 factorial experiment in randomized complete block design using MSTATC software. Due to differences in moisture content at different phases of friction, adhesion and fluid in soils with different textures, statistical analysis was performed separately for each soil texture and nested factorial design was used to study the effects of soil texture. Results showed that in all soil types, three sliding speed levels affected soil-metal friction significantly at the probability level of 1%. Also, with increasing sliding speed, soil-metal friction coefficient had incremental trend. Meanwhile, the results also showed that at the experimental sliding speeds of 0.5, 2.5 and 3.5 cm/s, the trend and pattern of the curves of soil friction coefficient versus soil moisture content were similar. Results of this study and the determined values ​​of parameters of soil-metal friction coefficient and adhesion could be used in the design of agricultural machinery and implements, modeling of the relationship between soil & machine, draft calculation and also in tillage implements performance and their wear and tear investigations.
    Keywords: Adhesion, Friction Phase, Lubricating Phase, Soil-Metal Friction, Tillage
  • Farzad Azadshahraki , Siamak Kalantari, Bahareh Jamshidi Pages 13-24
    Several destructive and non-destructive methods are employed to measure the fruits and vegetables quality. Destructive methods are principally expensive and time-consuming. In the current study, some quality attributes of Vitis vinifera CV. Asgari such as soluble solids content (SSC), titratable acidity (TA), pH and total phenolics (TP) measured by near-infrared spectroscopy (NIRS). For this purpose spectroscopy was performed for 110 grape samples in the range of 900-1700 nm chemicals measures were carried out for the quality attributes of samples, and calibrated models were used to establish the correlation between the spectral data and chemical measurements. Results indicated that the best Partial least square (PLS) models had root mean square error of prediction (RMSEP) equivalent to 0.580, brix of 0.02%, 0.125 and 23.441 and correlation coefficients (rp) of 0.927, 0.806, 0.898 and 0.866 for SSC, TA, pH and TP respectively. Comparison between the mean values predicted by the best models and the mean values measured by the reference method for each attribute showed a non-significant difference between the values predicted by the best models and the measured values by reference method at the 5% level for all attributes. It was concluded that NIRs could be a fast and accurate method for non-destructive prediction of some internal quality of Asgari grape< and other attributes which are difficult to measure.
    Keywords: Grape, Near-infrared spectroscopy, Non-destructive, Quality
  • Adel Vahedi , M. Younasi, Alamouti, Ahmad Sharifi Malvajerdi Pages 25-40
    Rice with the cultivation area of more than 565 thousand hectares and production amount of 2.45 million tons is the second most important crop after wheat in Iran. Most of cultivated area is also located in Mazandaran and Guilan province. It is clear that reaching to self-sufficiency in rice production is not possible without assessment of current status of rice mechanization. Therefore present study was conducted to determine current status of rice mechanization and propose needed solutions to improve it. Data were gathered by completing questionnaire and by reviewing the literature and field surveying. In view of information obtaeined; degree of mechanization, level of mechanization, capacity of mechanization, economic efficiency of mechanization, field efficiency of machine, potential ability of machine, working hours and days and productivity coefficient of machine were calculated. The results showed that degree of mechanization of primary tillage and secondary tillage was 99.7 and 99.3%, planting operation with transplanter was 22.69% and harvesting operation with mower and combine was 72.8 %. The lowest degree of mechanization of rice production was obtained for mechanical weeding with the value of 8%. The level of mechanization was calculated 2.63 hp/ha. Mean economic efficiency of mechanization and capacity of mechanization of rice was found to be 1.87 ton/ha and 235 hp.hr/ha, respectively.
    Keywords: Mechanization Indices, Rice, Field Efficiency, Mazandaran
  • Jafar Habibi Asl , Gh. A. Lotfalie, Ayeneh Pages 41-54
    Performance of Terradisc stubble cultivator was evaluated in a field experiment during two years in Khuzestan agricultural research center with nine treatments. These treatments were also compared with traditional method. Corn planted in experimental field in summer and wheat cultivated after corn in fall. Terradisc treatments consisted of three levels of forward speed namely: 8, 10, and 12 km/h and three levels of front and rear discs overlaps: 0, 30, and 60 percent. All treatments were replicated three times in this research. The measured and evaluated parameters were fuel consumption, time, effective field capacity, percentage of residue remained on the soil surface, wheat grain yield, and yield components. Two years ANOVA results showed that, tillage method, forward speed, and discs overlap had no significant effect on wheat yield and yield components. Variance analysis of technical parameters showed that effects of forward speed and discs overlap were significant on some of these parameters such as fuel consumption and time requirement. The results showed that amount of residue remained on the soil surface increased significantly, as discs overlap reduced. The highest and lowest remained residue was 88.6 and 64.7 percent in 60 and zero degrees of discs overlap, respectively. Mean weight diameter (MWD) reduced as forward speed increased. MWD calculated 31.6 mm and 33.6 mm in forward speeds of 12 and 8 km/h, respectively. Forward speed of 12 km/h had the minimum fuel consumption (11.8 lit/ha), while the maximum fuel consumption (15.5 lit/ha) belonged to forward speed of 8 km/h. According to obtained results, Terradisc can be recommended as an acceptable option for applying the minimum tillage in corn residue with higher forward speed and lower discs overlap.
    Keywords: Corn Residue, Discs Overlapping, Forward Speed, Terradisc, Wheat
  • H. Orak, S. Abdanan, Mehdizadeh Pages 55-68
    A large amount of herbicide is being used for controlling weeds in agricultural, lawns, sport fields on yearly basis. This causes environmental pollution and economic concerns. To reduce the use of herbicides, hand labor may be the best way of removing weeds. It is, however, costly and time consuming. In this paper, two methods of distinguishing weeds from lawns using computer vision techniques are proposed. Due to the fact that the weeds have different colors and identification of them from grass is not possible; therefore, an algorithm was developed based on the assumption that the grass area should contain more edges while the weed area is smoother than the grass area. For identification of weed/grass two methods were used, namely: Bayesian Classifier (BO) and morphology (MO. Results indicated that correct weed identification rates for MO and BO methods were 89.58% and 80.42% respectively. Furthermore, from results obtained it can be concluded that herbicide usage was reduced more than 70%, which from economical point of view as well as reduction of environmental pollution is of great importance.
    Keywords: Bayes Classifier, Intelligent Sprayer, Machine vision, morphology, weed
  • Roozbeh Abdi, S. J. Hashemi, Reza Tabatabaei Kolour Pages 69-84

    In this study, a U-shaped reactor with aeration, heating and stirring systems was designed for composting process. The length, width and height of reactor were 110, 66 and 70 cm respectively. The experiment was carried out at different aeration rate (0.2, 0.4 and 0.6 Lit/min.Kg DM) and time (0, 19, 38, 57, 76, 96 hour). The agitation speed and temperature for the purpose of this experiment was; 55 and 1 rpm respectively. In order to adjust the C/N ratio and humidity of compost, two additives namely: zeolites and rice bran was used. The initial moisture content of waste material was between 60 to 65 percent in all operations. Results showed that the changes in the EC, germination index, and C/N ratio were significant. The EC of compost declined and the pH value increased at the end of process for all operations. The average C/N ratio of compost materials changed from 28 to 20.9 after 96 hours in the reactor. In traditional method, the C/N ratio reached to 19.8 after 21 days. Composting process time has a significant effect on germination index. The maximum germination index occurred at the aeration rate of 0.4 Lit/min. Kg DM which was 85 percent. Also the results indicated that the designed reactor with continuous rotating agitator, heating and air pressure was able to convert the food waste to compost within 96 hours. Results indicate that the proposed composting system can create a suitable environment for the growth and performance of micro-organisms in order to accelerate the decomposition of food waste.

    Keywords: Composting Machine, Fast Decomposition, Food Waste, Organic fertilizer
  • S. Rostami , M. Lotfalian, B. Hoseinzadeh, Samani Pages 85-96
    Wheat is the most important staple crop in Iran. By reducing losses of wheat at harvest stage, a significant increase of wheat fields production is possible. In view of increasing acceptance and the demand for straw walker combine, especially for harvesting the wheat, under present present investigation, the harvesting losses rate of the conventional combine and the straw walker combine of John Deere 955 and Class 76 were compared. The straw walker and the conventional combines were tested under quite the same field conditions with 14% moisture content. Further losses at different parts of combine such as cutting unit, threshing and separation, tank, MOG and seed germination percentage were also measured. The tested straw walker and the conventional combines were selected from Jandier (Hepko) and class companies. The results showed that the total harvest losses of the straw walker combine and the conventional combine in both Claas and John Deere, had a significant difference. The losses of John Deere straw walker combine mostly occurred at combine wheat storage tank at the value of 4.16%, whereas the losses in straw walker Class combine was mostly occurred at threshing and cleaning units which was about 8.13%. It should be noted that losses of both of tested combine had a significant difference as copared with losses in conventional combine. Finally, it was observed that fuel consumption in case of straw walker Class combine was 55 litres per hectare and 69.44 litres per hectare for straw walker John Deere combine.
    Keywords: Cleaning Unit, Cutting Unit, Tank Losses, Threshing Unit, Wheat
  • Ahmad Omidi , Mehdi shabanzadeh, Majid Khanali, Farhad Mahmoudi Pages 97-110
    In this study agricultural inputs productivity in the wheat cultivation during the year 2015 was analyzed. The considered variables under investigation were social and economic characteristics of farmers, and also different inputs. The research methodology was based on estimation of the average and marginal productivity function of the production and also the elasticity of production. For selection of the appropriate production functions, the likelihood ratio test was used. According to the test results, the translog production function as compared with other functions was more consistent with the observations. Based on obtained results, the maximum and minimum value of the marginal productivity of inputs were for cultivation area and machinery respectively. The final productivity of the machinery in the region represent a declining order of -4.74 kg of wheat, in exchange for additional usage of an hour of the input to the current conditions. Degree of utilization of machinery as an input in areas with no economical production level (third stage) and other inputs were observed to be in the economic production stage (second stage). The simultaneous effect of both acreage and machines on production, indicates that in small and fragmented fields, the possibility of using machineries is not justified and is associated with an increase in the cost of production.
    Keywords: Agriculture Machinery, Marginal, Average Productivity, Mehran County, Wheat Product
  • Mohammah Ali Rostami , Hooshang Afzali Gorouh Pages 111-124
    Crop residue management is very important in farmlands. Conservatiion and proper management of residues, improves soil structure, retain moisture and reduces soil erosion. Whereas, crop residue burning converts organic material into ash, increases soil erosion and moisture loss from feild. The aim of present study was to research for accurate, fast and inexpensive methods for monitoring farms where crop residues are burned. keeping this in view, the potential of Landsat 8 sensor local data for monitoring residue burning was evaluated, using three classification methods including; supervised classification, unsupervised classification and detection of changes. Total number of 120 farms with 4 different surface coverage namely: plant residue, soil, green plant and residue ash were considered. Burned field’s location and their area were determined through satellite image with tree methods and their results were compared with field results. The results showed that due to successive changes in surface conditions of experimental farms, between two satellite imagery, such as tillage, seed planting and planted crop emergence, the satellite imagery could not be monitor the burned farms appropriately. Location and estimation of burned farm area by supervised classification was done with high accuracy. Overall classification accuracy of supervised classification method was 96.6, kappa coefficient was 0.93 and R2 was 0.92. Although by the unsupervised classification method some burned farms were separated, but overall classification accuracy and kappa coefficient of this method was low (71.6 and 0.61 respectively). Finally and based on the results it can be suggested that, supervised classification was chosen for farms remote sensing, where crop residues are burned.
    Keywords: Change Detection_Crop Residue_Landsat 8 Sensor_Supervised Classification_Unsupervised Classification
  • Zeynab Ramedani , Reza Abdi, Mahmoud Omid, Mohammadali Maysami Pages 125-138
    It is essential to have integrated information on the energy exchange of forage crops in order to allow comparisons of their energy consumption patterns. Thus the aims of this study are examination of the energy consumption pattern, estimation of the amount of produced CO2eq. and modeling between the yield and energy inputs in three forage crops. These forage crops that are fed to dairy cows were wheat straw, maize silage and alfalfa. The total amount of energy inputs in fields of wheat (and its straw), silage corn and alfalfa were calculated as: 32077.85, 93049.87 and 30208.04 MJ ha-1 respectively. The amount of produced CO2eq. in these three crops were estimated to be 2704.67, 5861.79 and 5538 respectively. The value of energy ratio in two crops of wheat and alfalfa were computed as 2.69 and 2.18 while in the silage crop due to higher amount of output energy rather than input energy was calculated less than one. Also, the adaptive neuro-fuzzy inference system was used for modeling the relation of the yield of these forage crops and the amount of energy inputs. For estimation of the model for wheat straw, the model with three 'gaussmf' memberships function for each input variables was the best among the other models. Also, the best model for maize silage and alfalfa were 'pimf' for tow memberships function and 'trapmf' for three memberships function, respectively.
    Keywords: Energy Consumption Pattern, Greenhouse gases, Modeling, Adaptive Neuro-Fuzzy Inference System