فهرست مطالب

راهبردهای آموزش در علوم پزشکی - سال یازدهم شماره 3 (پیاپی 49، مرداد و شهریور 1397)
  • سال یازدهم شماره 3 (پیاپی 49، مرداد و شهریور 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/19
  • تعداد عناوین: 20
|
  • رحیم بدری گرگری، غفور احراری *، اسکندر فتحی آذر، میر محمود میر نسب صفحات 1-12
    مقدمه
    هدف از این مطالعه بررسی اثرات برنامه مداخله ی یادگیری اجتماعی–هیجانی بر شایستگی های روانی–اجتماعی پیشنهادی کیسل و رضایت از مدرسه ی دانش آموزان پسر پایه پنجم دبستان بود.
    روش کار
    برای این منظور کودکان پایه پنجم به روش نمونه گیری خوشه ایانتخاب و در گروه های کنترل (32 نفر) و آزمایش (35 نفر) به صورت شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و در طی 10 جلسه مورد مداخله و آزمون قرار گرفتند. نتیجه مداخله با پرسش نامه شایستگی های اجتماعی–هیجانی و زیر مقیاس رضایت از مدرسه از مقیاس رضایت از زندگی دانش آموزان هیوبنر مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    تحلیل کوواریانس چند متغیره (مانکوا) نشان داد که دانش آموزان در خود آگاهی و کنترل خود تفاوت معناداری داشتند، اما در مؤلفه های دیگر آن یعنی آگاهی اجتماعی، روابط اجتماعی و تصمیم گیری مسئولانه، این تفاوت ها معنادار نبودند. همچنین بررسی رضایت از مدرسه دو گروه با تحلیل کوواریانس (آنکوا) تفاوت معناداری بین گروه های کنترل و آزمایش نشان داد.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که برنامه یادگیری اجتماعی–هیجانی می تواند شایستگی ها و رضایت دانش آموزان را بهبود بخشد. بر این اساس مشاوران و متخصصان نظام تعلیم و تربیت باید بر مبنای این یافته ها و با توجه به اهیمت سلامت روانی دانش آموزان و رشد کلی آنان و نیز بهزیستی در مدارس، توجه خود را به این مهارت ها در برنامه های درسی معطوف دارند.
    کلیدواژگان: شایستگی های روانی – اجتماعی، برنامه یادگیری اجتماعی – هیجانی، رضایت از مدرسه، دانش آموزان ابتدایی
  • سید سعید مظلومی، مریم ساکی، علی عبدلی مهرجردی * صفحات 12-16
    مقدمه
    فرهنگ سازمانی موضوعی است که به تازگی در دانش مدیریت و در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است. هدف پژوهش حاضر بررسی فرهنگ سازمانی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد از دیدگاه اعضای هیئت علمی بر اساس مدل هوفستد می باشد.
    روش کار
    این پژوهش از نوع پیمایشی و به شیوه مقطعی بود. این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و به شیوه مقطعی بود. کلیه اعضای هیئت علمی علوم پایه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید صدوقی یزد جامعه هدف بودند، حجم نمونه محاسبه شده برابر با 112 نفر و روش نمونه گیری تصادفی ساده بود. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه متغیرهای جمعیت شناسی و پرسشنامه فرهنگ سازمانی هوفستد بود. تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار 16SPSS v و آزمون های آماری ضریب همبستگی اسپیرمن و پیرسون، تی مستقل و آنالیز واریانس انجام شد.
    یافته ها
    3/72% افراد موردمطالعه مرد، 9/25% زن، میانگین سنی نمونه موردپژوهش 26/43 سال و میانگین سابقه کاری 07/15 سال بود. 1/24% مربی،50% استادیار،1/7% استاد و 1/16% دانشیار بودند. ویژگی های زیر در فرهنگ سازمانی دانشگاه یافت شد: تعادل فرهنگی با میل به مرد گرایی، ریسک پذیری متعادل، فردگرایی جمع گرایی متعادل و توزیع نسبتا متعادل قدرت. بین سابقه کار و ریسک پذیری رابطه معنادار منفی بود و میزان مرد گرایی /زن گرایی در زنان و مردان متفاوت است. رشته تحصیلی، سابقه مدیریت، وضعیت هیئت علمی و نوع دانشکده با فرهنگ سازمانی ارتباط معنی داری نداشت.
    نتیجه گیری
    اعضای هیئت علمی، فرهنگ سازمانی را حمایتی و پرورش دهنده می دانند و معتقدند دانشگاه علاوه بر اهمیت قائل شدن برای مسئولیت های فردی و اجتماعی گرایش به پرهیز از بی عدالتی دارد.
    کلیدواژگان: فرهنگ سازمانی، مدل هوفستد، اعضای هیات علمی
  • مریم رجبیان ده زیره، خدیجه علی آبادی، صلاح اسمعیلی گوجار *، لیلا خدری لیلوس صفحات 18-27
    مقدمه
    استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی به عنوان یکی از ابزارهای نوین فناوری های اطلاعات و ارتباطات در سال های اخیر با استقبال چشمگیری مواجه شده است. شبکه های اجتماعی مجازی در زمینه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و… کاربرد دارد. در آموزش، دانشجویان به طور فزاینده ای از سایت های شبکه های اجتماعی برای ایجاد و حفظ روابط اجتماعی و حمایت از شیوه های یادگیری غیر رسمی و فعالیت های یادگیری استفاده می کنند. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با اشتیاق و درگیری تحصیلی در دانشجویان انجام شده است.
    روش کار
    پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی تهران می باشد که در سال 96-95 مشغول به تحصیل بودند و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی هدفمند 300 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه های اشتیاق و درگیری تحصیلی استفاده شد.
    یافته ها
    تجزیه و تحلیل داده ها به روش رگرسیون چند متغییری و ضریب همبستگی پیرسون صورت گرفت. نتایج نشان داد بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با اشتیاق تحصیلی و درگیری تحصیلی رابطه وجود دارد (01/0. (P بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و مؤلفه های درگیری تحصیلی (درگیری شناختی، رفتاری و انگیزشی) رابطه مثبت و معنی داری (01/0 (P وجود دارد. همچنین بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و مؤلفه های اشتیاق تحصیلی (اشتیاق شناختی، عاطفی و رفتاری) رابطه مثبت و معنی داری (01/0 (P وجود دارد.
    نتیجه گیری
    استفاده از تکنولوژی به ویژه استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی موجب درگیری تحصیلی یادگیرنده، افزایش انگیزه، اشتیاق و مهارت یادگیری دانشجویان، قابلیت گسترش سریع محتوای درسی و دسترسی آسان برای همه افراد، ارائه مواد درسی شخصی شده/ انفرادی می شود و می توان از شبکه های اجتماعی مجازی در آموزش و یادگیری دانشجویان در جهت بهره گیری از مزایای آن استفاده کرد.
    کلیدواژگان: شبکه های اجتماعی مجازی، اشتیاق تحصیلی، درگیری تحصیلی، دانشجویان
  • سید سعید مظلومی محمودآباد، لیلا مرادی * صفحات 28-36
    مقدمه
    هدف این مطالعه ارزشیابی برنامه کارآموزی رشته بهداشت عمومی دانشگاه علوم پزشکی یزد با استفاده از الگوی CIPP بود.
    روش کار
    در این مطالعه توصیفی مقطعی، تعداد افراد شرکت کننده شامل 40 دانشجوی رشته بهداشت عمومی دانشکده بهداشت دانشگاه شهید صدوقی یزد و 5 مربی بودند که به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه الگوی CIPP برای دانشجویان و مربیان گردآوری شد. برنامه کارآموزی در چهار حیطه زمینه، درون داد، فرایند و محصول از دیدگاه دانشجویان و مربیان مورد ارزشیابی قرار گرفت. نمرات کسب شده هر حیطه محاسبه شد و برای آنالیز داده ها میانگین و انحراف معیار تعیین گردید. به علاوه برای مقایسه پاسخ های اساتید و دانشجویان از آزمون t-test استفاده شد.
    یافته ها
    دیدگاه دانشجویان و مربیان در حیطه های ارزشیابی برنامه کارآموزی با استفاده از آزمون t-test نشان داد که در حیطه زمینه بین دانشجویان و مربیان تفاوت معناداری وجود داشت (04/0 = P) ولی در سه حیطه دیگر تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0 > P). در ماتریس همبستگی از دیدگاه دانشجویان بین حیطه ها همبستگی متقابل مثبت و معناداری وجود داشت. بین زمینه و درون داد (001/0 > P، 842/0 = r). بین زمینه و فرایند (001/0 > P، 744/0 = r) ، بین زمینه و محصول (001/0 > P، 793/0 = r) روابط معناداری مشاهده شد. در ماتریس همبستگی از دیدگاه مربیان بین حیطه های فرایند و محصول (001/0 > P، 981/0 = r) همبستگی متقابل مثبت و معناداری وجود داشت اما بین حیطه های دیگر روابط معناداری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    طراحی و اجرای برنامه های ارزشیابی بر اساس الگوی CIPP می تواند به توسعه دانش مورد نیاز برای برنامه کارآموزی کمک نماید و در دستیابی دانشجویان به توانمندی های حرفه ای نقش موثری را ایفا نماید. لذا این مطالعه برای توسعه دانش در این زمینه پژوهش هایی را پیشنهاد می کند.
    کلیدواژگان: ارزشیابی، کارآموزی، الگوی CIPP
  • مریم رهام *، ابوالفضل زنده دل، ناهید میرزایی صفحات 37-44
    مقدمه
    با اهمیت ترین مهارت در آموزش، توانایی برقراری ارتباط مؤثر استاد با دانشجو است. رابطه استاد با دانشجو در محیط آموزشی، یک رابطه پیچیده انسانی است که عوامل متعدد و مختلفی بر آن تاثیر گذار است. این مطالعه با هدف بررسی عوامل مؤثر در برقراری ارتباط بین استاد و دانشجو از دیدگاه دانشجویان پزشکی در مقطع بالینی (دستیاری و کارورزی) انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه Cross Sectional در بین دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال تحصیلی 95-96 انجام شد. برای جمع آوری اطلاعات از یک پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که شامل 37 سؤال در چهار زمینه خصوصیات فردی و حرفه ای و علمی استاد و همچنین خصوصیات فضای فیزیکی مرکز آموزشی- درمانی بود استفاده شد. پاسخ آنها هم در 5 سطح از خیلی بسیار کم تا بسیار زیاد تنظیم شد. اطلاعات پس از جمع آوری وارد SPSS18 شدند و مورد انالیز قرار گرفتند. در آنالیز شاخصهای میانگین و انحراف محاسبه شد و سطح معناداری هم 05/0 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    موثرترین فاکتورها از دیدگاه هر دو گروه دانشجویان، آموزش بر بالین بیمار (میانگین 5) بود. هم رشته بودن استاد و دانشجو از دیدگاه دستیاران (95/4) و همچنین عدم استفاده از تقویت کننده های منفی (78/4) ، تلاش استاد در حل مسائل (73/4) و فضای آموزشی مناسب (7/4) ، از دیدگاه کارورزان از جمله مهمترین فاکتور در ایجاد ارتباط مؤثر بود. در ضمن جنس، اختلاف سنی و ظاهر استاد کمترین اهمیت را از نظر این دانشجویان داشت.
    نتیجه گیری
    مطابق این نتایج، آموزش بر بالین بیمار مهمترین نقش را در رابطه استاد و دانشجو و همچنین ارتقا آموزش دارد. توصیه می شود دانشگاه ها کارگاه هایی را بعد از پذیرش و قبل از شروع به کار اساتید برای آموزش بهتر آنها برنامه ریزی کند و راههای برقراری ارتباط مؤثر با مخاطب را آموزش دهند تا موجب رضایتمندی دانشجویان و بهبود کیفیت آموزش آنها شوند.
    کلیدواژگان: ارتباط، آموزش، علوم پزشکی، استاد
  • مهناز مقدری کوشا *، فاطمه چراغی، حمیده مظفری، بهزاد ایمنی، میترا زندیه، محمد مقدسی امیر، مژگان جوکار صفحات 45-52
    مقدمه
    مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان پیراپزشکی در سال 1395 انجام شد.
    روش کار
    این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی بود، جامعه پژوهش، دانشجویان ترم 3 تا 8 دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی همدان بودند. 400 دانشجو به روش سرشماری انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه استاندارد یادگیری خودتنظیمی. مورد ارزیابی قرار گرفتند. معدل کل دانشجویان نیز معیاری جهت ارزیابی وضعیت پیشرفت تحصیلی آنان در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در این مطالعه میانگین معدل آزمودنی ها 92/15 و میانگین نمره یادگیری خودتنظیمی آنها 10/77 بود. اکثر آزمودنی ها (75/78%) از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی استفاده می کردند. طبق مدل رگرسیون خطی ساده، بین میزان بکارگیری راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان در سطح معنی داری 5 درصد رابطه آماری معنی داری مشاهده شد (001/0 > P) بطوریکه به ازای افزایش هر واحد نمره در خودتنظیمی، بطور متوسط به میزان 04/0 به معدل دانشجو اضافه می شد. طبق آزمون T دو نمونه ای مستقل بین میزان پیشرفت تحصیلی دانشجویان دختر و پسر (001/0 > P) و میزان پیشرفت تحصیلی دانشجویان متاهل و مجرد تفاوت آماری معنی داری مشاهده شد (044/0 = P). طبق نتایج این مطالعه متغیر یادگیری خودتنظیمی 9 درصد از واریانس پیشرفت تحصیلی را تبیین می نماید.
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه بکارگیری راهبردهای یادگیری خودتنظیمی در پیشرفت تحصیلی دانشجویان مؤثر است و باعث افزایش پیشرفت تحصیلی آن ها می شود، لذا توصیه می شود استفاده از این راهبردها در برنامه های آموزشی دانشجویان گنجانده شود.
    کلیدواژگان: یادگیری خودتنظیمی، پیشرفت تحصیلی، دانشجویان
  • خدیجه علی آبادی، مریم فلاحی *، مهدی کماسی، فاطمه بریهی صفحات 53-63
    مقدمه
    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش از طریق تلفن همراه بر خلاقیت، خودپنداره و خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان رادیولوژی شهر بهبهان انجام گرفت.
    روش کار
    یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشکده پیراپزشکی بهبهان بود که در سال 94-95 مشغول به تحصیل بودند و نمونه پژوهشی، دانشجویان رشته رادیولوژی بودند که در این نیمسال مشغول به تحصیل و درس روش های پرتونگاری را اخذ نمودند. روش نمونه گیری در ابتدا به صورت تصادفی ساده از بین رشته های موجود در دانشکده، رشته رادیولوژی انتخاب گردید و در مرحله بعد همه دانشجویان کلاس مورد سنجش قرار گرفتند. متغیر مستقل در این پژوهش آموزش از طریق تلفن همراه و متغیرهای وابسته خلاقیت، خودپنداره و خودکارآمدی تحصیلی هستند.
    یافته ها
    با توجه به نتایج تحلیل کوواریانس پس از تعدیل نمرات پیش آزمون، تفاوت بین گروه آزمون و کنترل در متغیر خلاقیت، خودپنداره و خودکارآمدی تحصیلی معنی دار بود. همچنین تفاوت در 4 مؤلفه خلاقیت (سیالی، ابتکار، انعطاف پذیری و بسط) و هر 6 مؤلفه خودپنداره (جسمانی، اجتماعی، عقلانی، اخلاقی، آموزشی و خلق و خو) نیز معنی دار بوده است.
    نتیجه گیری
    استفاده از تلفن همراه در امر آموزش گروه آزمون موجب بهبود خلاقیت، خودپنداره و خودکارآمدی تحصیلی آزمودنی های این گروه نسبت به گروه کنترل شد که از دلایل احتمالی این امر می توان به ارائه محتوا در قطعات کوچک، تمرین و تکرار با فواصل زمانی و بازخورد به موقع و به کارگیری چندین حس فراگیر، دردسترس بودن این وسیله بدون محدویت زمانی و مکانی، استفاده بیشتر از زمان، اتصال محیط یادگیری غیررسمی به رسمی، اشاره کرد.
    کلیدواژگان: تلفن همراه، خلاقیت، خودپنداره، خودکارآمدی تحصیلی، دانشجویان پیراپزشکی
  • طاهره آقامیرزایی محلی، جمیله آقاتبار رودباری، باقر رحیم پور کامی، ابراهیم صالحی عمران * صفحات 64-72
    مقدمه
    امروزه سرمایه اجتماعی، نقش بسیار مهمتر از سرمایه فیزیکی و انسانی در سازمانها و جوامع ایفا می نماید. پژوهش حاضر با هدف بررسی سرمایه اجتماعی دانشجویان جهت فراهم آوردن زمینه مناسب برای توسعه اجتماعی، انجام شد.
    روش کار
    پژوهش حاضر توصیفی-پیمایشی بوده، جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علوم و فنون مازندران درنیمسال دوم 1396-1395، روش نمونه گیری، تصادفی ساده، ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه سرمایه اجتماعی بولن بوده، روایی پرسشنامه توسط صاحب نظران مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 95% به دست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارSPSS. 18 انجام گرفت.
    یافته ها
    میانگین سرمایه اجتماعی دانشجویان درکل در حد متوسط قرار دارد. کمترین میانگین، مربوط به مشارکت در اجتماعات محلی و بیشترین مربوط به حیطه ارتباط با دوستان و خانواده بوده، متغیرهای محل سکونت، تاهل، بومی یا غیر بومی بودن، جنسیت، ترم های حضور در دانشگاه، مقطع، معدل، سن، وضعیت اشتغال بطور مستقیم یا غیر مستقیم تاثیر معناداری بر سرمایه اجتماعی داشته اند.
    نتیجه گیری
    کمتر بودن سرمایه اجتماعی شرکت کنندگان در حیطه مشارکت در اجتماعات و تاثیر معنادار متغیرهای مورد بررسی بر سرمایه اجتماعی دانشجویان، توجه ویژه و اهتمام مسئولان دانشگاهی به فراهم نمودن زیر ساختهای مناسب مرتبط، به خصوص ایجاد زمینه های مشارکت دانشجویان در امور فوق برنامه، خدمات مشاوره ای و ایجاد فرصت برای تعامل اجتماعی اعم از تعاملات فردی و گروهی را می طلبد.
    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، آموزش عالی، دانشجویان، توسعه
  • ساختار هدفی تبحری و بی صداقتی تحصیلی: نقش میانجی جهت گیری هدف یادگیری
    سمیه مرادی، ایرج نیک پی *، سعید فرحبخش صفحات 73-80
    مقدمه

    تعیین رابطه ساختار هدفی تبحری و بی صداقتی تحصیلی با توجه به نقش واسطه گری جهت گیری هدف یادگیری بود.

    روش کار

    385 دانشجوی کارشناسی (شامل 131 پسر و 254 دختر) دانشگاه لرستان به روش نمونه برداری طبقه ای نسبی انتخاب و مقیاس ساختار هدفی کلاس (میگلی وهمکاران،2000) ، مقیاس بی صداقتی تحصیلی (خامسان و امیری،1389) ، و مقیاس جهت گیری هدف پیشرفت (بوفارد وهمکارن، 1998) را تکمیل کردند روش این پژوهش توصیفی و ازنوع همبستگی بود که در آن رابطه بین متغیرها در قالب تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که ساختار هدفی تبحری پیش بینی کننده منفی بی صداقتی تحصیلی و پیش بینی کننده مثبت جهت گیری هدف یادگیری است. همچنین نتایج تحلیل مسیر، نشانگر نقش واسطه ای جهت گیری هدف یادگیری در بین ساختار هدفی تبحری و بی صداقتی تحصیلی بود.

    نتیجه گیری

    با توجه به اینکه ساختار هدفی تبحری و جهت گیری هدف یادگیری با بی صداقتی تحصیلی ارتباط معکوسی دارد، می توان نتیجه گرفت که حاکم شدن ساختار هدفی تبحری در کلاس و انتخاب جهت گیری هدف یادگیری باعث کاهش بی صداقتی تحصیلی در بین دانشجویان می شود.

    کلیدواژگان: ساختار هدفی تبحری، جهت گیری هدف یادگیری، بی صداقتی تحصیلی
  • الهام حیدری *، رحمت الله مرزوقی صفحات 81-88
    مقدمه
    رشد مهارت های شهروندی سایبری می تواند نتایج مثبتی برای دانشجویان و دانشگاه داشته باشد. لذا، هدف پژوهش بررسی تاثیر مهارت ها شهروندی سایبری بر استفاده بهینه از فضای مجازی و اشتیاق تحصیلی دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود.
    روش کار
    روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. نمونه تحقیق شامل 192 نفر از دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیرازبودند، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس های مهارت های شهروندی سایبری، استفاده بهینه از فضای مجازی و اشتیاق تحصیلی بود که پس از محاسبه روایی و پایایی آن ها، بین نمونه توزیع و داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری تحلیل شدند.
    یافته ها
    مهارت های شهروندی سایبری تاثیر مثبت و معناداری بر استفاده بهینه از فضای مجازی و افزایش اشتیاق تحصیلی دارد. به علاوه، استفاده بهینه دانشجویان از فضای مجازی تاثیر مثبت و معناداری بر اشتیاق تحصیلی آنان دارد.
    نتیجه گیری
    رشد مهارت های شهروندی سایبری می تواند نتایج مثبت برای دانشجویان و دانشگاه از جمله استفاده بهینه از فضای مجازی و افزایش اشتیاق تحصیلی دانشجویان دارد.
    کلیدواژگان: مهارت های شهروندی سایبری، استفاده بهینه از فضای مجازی، اشتیاق تحصیلی
  • غلامحسین رحیمی دوست *، ناهید سیاحی، مریم فلاحی صفحات 89-97
    مقدمه
    پژوهش حاضر با هدف بررسی شیوه های بهره گیری دبیران کاردانش از شبکه های اجتماعی مجازی در آموزش انجام شده است.
    روش کار
    پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از جهت روش گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دبیران کاردانش دوره دوم متوسطه کاردانش ناحیه یک اهواز، به تعداد 200 نفر بود که از این میان تعداد 127 نفر به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایانتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته 50 سؤالی با استفاده از مقیاس لیکرت بود. روایی ابزار با استفاده از نظر کارشناسان تایید شد و برای تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ استفاده گردید. سؤالات پژوهش با استفاده از روش های آمار استنباطی از جمله آزمون t تک نمونه ای، یو من وایتنی، کروسکال والیس و همبستگی اسپیرمن مورد تجزءیه و تحلیل قرار گرفت است.
    یافته ها
    با توجه به اینکه میانگین استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در مجموع 73/3 به دست آمد، بنابراین دبیران کاردانش ناحیه یک اهواز به میزان 73/0 بیشتر از میانگین نظری از شبکه های اجتماعی مجازی در امر آموزش استفاده می کنند. براساس این نتایج می توان گفت میزان استفاده دبیران کاردانش از شبکه های اجتماعی مجازی برای ایجاد بحث گروهی، رفع اشکالات آموزشی، ایجاد یادگیری مشارکتی، آماده سازی یادگیرندگان برای درس جدید، تمرین و تعمیق یادگیری و ایجاد انگیزه و شوق یادگیری به طور معناداری بالاتر از میانگین نظری است.
    نتیجه گیری
    با توجه به امکاناتی که شبکه های اجتماعی مجازی در اختیار آموزش قرار داده اند، دبیران کاردانش می توانند در زمینه کیفیت تدریس خود و تعمیق یادگیری، افزایش انگیزش پیشرفت تحصیلی، مشارکت کلاسی و فعالیت های گروهی دانش آموزان از این شبکه ها بهره گیرند.
    کلیدواژگان: شبکه مجازی، شبکه اجتماعی مجازی، آموزش، هنرآموز
  • حسین فیضی، هیوا محمدی *، مهیلا رحمانی، سیدمجتبی احمدی صفحات 98-104
    مقدمه
    استقبال گسترده دانشجویان از شبکه های اجتماعی، فرصت بی نظیری را برای پیگیری استفاده از این این رسانه بر عملکرد تحصیلی آنان فراهم آورده است. از این رو تحقیق حاضر با هدف بررسی ارتباط استفاده از شبکه های اجتماعی با عملکرد تحصیلی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کردستان انجام شد
    روش کار
    در این مطالعه مقطعی 270 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کردستان در سال تحصیلی 94-95 با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از فرم اطلاعات جمعیت شناختی و پرسشنامه شبکه های اجتماعی جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین سنی نمونه ها برابر با 02/3 ± 85/21 سال بود. آزمون آماری پیرسون نشان داد که بین استفاده از شبکه های اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانشجویان ارتباط معنی داری وجود نداشت، اما همبستگی بین عملکرد تحصیلی دانشجویان و مدت زمان استفاده از رایانه معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از آن است که اکثریت دانشجویان در شبکه های اجتماعی عضویت دارند و استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی بر عملکرد تحصیلی آنان تاثیری ندارد. لذا با توجه به نوظهور بودن شبکه های اجتماعی و عدم آشنایی دانشجویان با تمامی آثار استفاده از آن و تفاوت در نتایج مطالعات انجام شده، انجام پژوهش های بیشتری بر روی سایر جنبه های تاثیر گذار آن بر زندگی و سلامت دانشجویان ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: شبکه های اجتماعی، عملکرد تحصیلی، دانشجویان علوم پزشکی
  • نقش خودکارآمدی تحصیلی و خود ناتوان سازی تحصیلی در اهمال کاری تحصیلی دانشجویان
    ایرج مهدی زاده *، سعید رجایی پور، رضا هویدا، مجتبی سلم آبادی صفحات 105-110
    مقدمه

    اهمال کاری تحصیلی یکی از متغیرهای شایع در دانشجویان است که لزوم توجه به آن و بررسی متغیرهای تاثیرگذار بر آن ازجمله خود ناتوان سازی تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی اهمیت بسیاری دارد. لذا پژوهش حاضر باهدف نقش خودکارآمدی تحصیلی و خود ناتوان سازی تحصیلی در اهمال کاری تحصیلی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید باهنر بیرجند انجام شد.

    روش ها

    پژوهش حاضر ازجمله پژوهش های همبستگی که به روش نمونه گیری طبقه ای تعداد 120 نفر از دانشجویان پسر پردیس شهید باهنر بیرجند انتخاب و پرسش نامه های اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (1984) ، خود ناتوان سازی تحصیلی میجلی و همکاران (2000) و خودکارآمدی تحصیلی مک ایلروی و بانتینگ (2002) را تکمیل نمودند. جهت تحلیل داده ها، از روش های آمار توصیفی مانند جداول توزیع فراوانی، محاسبه میانگین، انحراف معیار و نیز از شاخص های آمار استنباطی، همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین متغیرهای خودکارآمدی تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی (34/0- = R) رابطه منفی و معنی دار، خود ناتوان سازی تحصیلی با اهمال کاری تحصیلی (21/0 = R) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین این دو متغیر باهم مقدار 16/0 واریانس اهمال کاری تحصیلی را پیش بینی می کنند.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش توجه بیشتر مسئولین و متصدیان تعلیم و تربیت و موسسات آموزش عالی را در زمینه اهمال کاری تحصیلی دانشجویان را می طلبد.

    کلیدواژگان: خودکارآمدی تحصیلی، خود ناتوان سازی تحصیلی، اهمال کاری تحصیلی
  • شهرام رنجدوست * صفحات 111-117
    زمینه و اهداف
    تبدیل دانش و ایده به ثروت و تلاش برای شناسایی عوامل موثر بر تجاری سازی و نوآوری تحقیقات علوم پزشکی به عنوان یکی از ارکان اقتصاد دانش بنیان یک ضرورت است. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر روند تجاری سازی تحقیقات از دیدگاه استادان و کارمندان دانشگاه علوم پزشکی تبریز می باشد.
    روش بررسی
    این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش جمع آوری اطلاعات از نوع توصیفی – پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر با استفاده از جدول مورگان 260 نفر از استادان و 377 نفر از کارکنان به عنوان نمونه آماری به روش تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شده اند. در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات عوامل تجاری سازی از پرسشنامه اسفنجانی و دهکردی (1393) استفاده شده است.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که کلیه عوامل (فرهنگی، ساختاری، رفتاری، تسهیل قوانین) در روند تجاری سازی تحقیقات از دیدگاه استادان و کارمندان دانشگاه تبریز مؤثر است. همچنین نتایج بیانگر این است که: عامل رفتاری با وزن 58/0 در رتبه اول و عامل فرهنگی با وزن 23/0 در رتبه دوم و عامل ساختاری با وزن 12/0 در رتبه سوم و عامل تسهیل قوانین و مقررات با میانگین رتبه ای 049/0 در رتبه چهارم اولویت قرار دارند.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد ، که عوامل فرهنگ دانشگاه، اطلاع رسانی و تامین منابع، نهادی و تسهیل قوانین و آموزش از عوامل مؤثر در روند تجاری سازی تحقیقات از دیدگاه استادان و کارمندان دانشگاه علوم پزشکی تبریز می باشد که از این میان نقش عامل رفتاری در روند تجاری سازی نسبت به نسبت به سایر عوامل بیشتر است.
    کلیدواژگان: عامل فرهنگي، عامل ساختاري، عامل رفتاري، عامل تسهيل قوانين و آموزش
  • علیرضا اکرامی *، محمد سواری صفحات 118-123
    اهداف: علوم آزمایشگاهی یکی از رشته های مهم علوم پایه پیراپزشکی است که از نقش مهمی در تشخیص، درمان و پیگیری بیماری ها برخوردار است. بدیهی است واحد های درسی ارائه شده، نظم و ترتیب واحدها و نیز چگونگی تدریس از عوامل تاثیرگذار در توان علمی دانش آموختگان می باشد. هدف از این تحقیق بررسی میزان تطابق واحدهای آموزشی ارائه شده این رشته در دانشگاه های مختلف کشور با همدیگر و مقایسه آن با الگوی ارائه شده از طرف وزارت متبوع می باشد.
    روش ها
    این پژوهش با روش تطبیقی و با استفاده از مقایسه برنامه های آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی کشور که در آنها لیسانس رشته علوم آزمایشگاهی در حال ارائه می باشد با هم و با الگوی ارائه شده در آیین نامه وزارت متبوع، انجام شده است. اطلاعات آموزشی از پورتال هفده دانشگاه با شرایط مذکور و در مدت شش ماه از فروردین تا شهریور ماه سال 1395 گردآوری شده است.
    یافته ها
    بررسی مقایسه واحدهای ارائه شده توسط دانشگاه های مورد مطالعه از نظر تعداد واحدهای ارائه شده در هر نیمسال تفاوت قابل ملاحظه ای را نشان نمی داد و با الگوی ارائه شده در آئین نامه مطابقت داشت. در مقابل، اختلاف مجموع واحدهای گذرانده شده در طول دوره، پراکندگی واحدهای تخصصی در طول دوره، اختلاف فراوان در چگونگی و زمان ارائه واحد کارآموزی و نیز در تعداد اعضای هیئت علمی از موارد قابل توجه این تحقیق به شمار می رفت.
    بحث: با توجه به اهمیت رشته علوم آزمایشگاهی، لزوم بازنگری در چیدمان واحدها و همسان سازی ارائه واحدها در دانشگاههای کشور الزامی است که این موضوع بویژه در واحد کارآموزی از اولویت بیشتری برخوردار است.
    کلیدواژگان: علوم آزمایشگاهی، برنامه درسی، برنامه آموزشی، بررسی تطبیقی
  • پریسا مسعودیان، مهدی دوایی *، فهیمه انصاریان، علی اکبر خسروی صفحات 124-131
    زمینه و اهداف
    هدف از این پژوهش، تاثیر آموزش تفکر انتقادی بر اساس نظریه ساختن گرایی ویگوتسکی بر میزان تفکر انتقادی دانش آموزان پایه ی پنجم ابتدایی بود.
    روش بررسی
    فرضیه ی این پژوهش عبارت بود از: آموزش تفکر انتقادی بر اساس نظریه ی ساختن گرایی ویگوتسکی، باعث افزایش میزان تفکر انتقادی دانش آموزان پایه ی پنجم ابتدایی می شود. برای بررسی این فرضیه، از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. برای بررسی تاثیر آموزش تفکر انتقادی بر اساس نظریه ساختن گرایی ویگوتسکی بر میزان تفکر انتقادی این دانش آموزان، از آزمون تفکر انتقادی واتسون-گلیزر در تفکر انتقادی استفاده شد جامعه ی آماری این پژوهش، کلیه ی دانش آموزان دختر پایه ی پنجم ابتدایی هستند که در سال تحصیلی 97-1396 در شهر تهران در مدارس ابتدایی عادی مشغول به تحصیل بودند. در این پژوهش با استنفاده از نمونه گیری تصادفی خوشه ای، مدرسه ی شهید مدنی واقع در منطقه ی 15 شهر تهران انتخاب شد. تعداد اعضای گروه نمونه 66 نفر (33 نفر در گروه آزمایش و 33 نفر در گروه کنترل) بود. در پژوهش حاضر، برای آموزش درس علوم انتخاب شده در هر دو گروه آزمایش و کنترل، شش جلسه ی آموزشی اختصاص داده شد.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد که گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، به طور متوسط در آزمون تفکر انتقادی، 23. 7 نمره بیشتر کسب کردند که این مقدار تفاوت، در سطح 1 درصد معنادار می باشد.
    نتیجه گیری
    می توان گفت که آموزش تفکر انتقادی بر اساس نظریه ی ساختن گرایی ویگوتسکی، باعث افزایش میزان تفکر انتقادی دانش آموزان پایه ی پنجم ابتدایی می شود. لذا فرضیه ی این پژوهش تایید گردید.
  • سید علیرضا هوشی سادات، حمید رحیمیان *، عباس عباس پور، علی خورسندی، سعید غیاثی ندوشن صفحات 132-141
    مقدمه
    هدف پژوهش کیفی حاضر، شناسایی ابعاد و مؤلفه های بومی دانشگاه ناب در دانشگاه فرهنگیان و طراحی الگوی دانشگاه ناب می باشد.
    روش کار
    روش پژوهش حاضر کیفی از نوع داده بنیاد (رویکرد سیستماتیک) می باشد. بدین منظور از نمونه گیری نظری و مصاحبه عمیق با خبرگان استفاده شد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. . به منظور تحلیل داده ها نیز از سیستم کد گذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید.
    یافته ها
    تحلیل داده ها نشان داد که شرایط علی از 4 مقوله اصلی (نیازهای ذینفعان، سرمایه انسانی، اصلاح فرایندها، ارزشیابی اثربخش، نظام مندی دانشگاه، حرفه مندی) ؛ پدیده اصلی از 2 مقوله اصلی (کاهش اتلاف و ارزش آفرینی) ، راهبرد از 6 مقوله اصلی (تامین و تخصیص منابع مالی، مشارکت، انگیزش، مدیریت تغییر، اعتماد سازی و گزینش حرفه ای) ، شرایط محیطی از 4 مقوله اصلی (محیط سیاسی، محیط فرهنگی و اجتماعی، شرایط جهانی و فناوری و محیط اقتصادی) ، ویژگی های زمینه ای از 5 مقوله اصلی (ساختار و قوانین سازمانی، فرهنگ و جو سازمانی، فضای کالبدی و تجهیزات، هویت سازمانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات) و پیامدها از سه مقوله اصلی (فردی، اجتماعی و دانشگاهی) تشکیل شده است.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که برای ایجاد دانشگاه ناب با حداقل اتلاف و بیشترین ارزشمندی می بایست به مؤلفه های مؤثر بر ناب شدن دانشگاه ها توجه شود. همچنین برای حرکت به سوی دانشگاه ناب باید یک نگرش سیستماتیک و همه جانبه در قالب عوامل و مؤلفه های شرایط علی، راهبردها، عوامل زمینه ای، شرایط محیطی و پیامدها مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: دانشگاه ناب، آموزش عالی ناب، دانشگاه دولتی
  • بهزاد پارسی، فرزاد متولی حقی *، مجید ملک زاده شفارودی، معصومه اسلامی فر، خدیجه بریمانی صفحات 143-148
    اهداف: افت تحصیلی یکی از مشکلات عمده ای است که نه تنها باعث افزایش هزینه بلکه موجب مشکلات روحی- روانی دانشجویان نیز می گردد. هدف از این مطالعه بررسی علل افت تحصیلی و تعیین نقش این عوامل در بین دانشجویان دانشکده های تابعه دانشگاه علوم پزشکی مازندران بوده است.
    روش ها
    مطالعه حاضر از نوع مقطعی - تحلیلی می باشد که بر روی 497 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. اطلاعات دموگرافیک و آموزشی دانشجویان ورودی پنج نیمسال متوالی از سال 1391 تا 1393 از طریق سیستم آموزش دانشکده های تابعه و پرسشنامه جمع آوری گردید. داده ها با استفاده آزمونهای آماری استاندارد در نرم افزار SPSS 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بیشترین افت تحصیلی در مقاطع کارشناسی و کمترین آن در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری حرفه ای به دست آمد. اختلاف معنادار بین جنسیت و سن با افت تحصیلی نشان داده شد به طوری که میانگین افت تحصیلی در تمامی سطوح درگروه پسران بیش از دختران بوده است
    (P< 0. 05). اثر عواملی مانند فاصله زمانی میان اخذ دیپلم تا ورود به دانشگاه، تاهل و رشته تحصیلی برافت تحصیلی معنادار بوده، درحالیکه ارتباط معنادار بین متغیرهای سطح تحصیلات والدین، امکانات کمک آموزشی، تعداد فرزندان، سابقه بیماریهای خاص، اشتغال و شرایط اقتصادی دانشجو یافت نشد.
    نتیجه گیری
    این پژوهش لزوم توجه هر چه بیشتر بر تناسب تعداد دانشجویان پذیرفته شده در هر رشته تحصیلی با نیازهای واقعی جامعه و استفاده موثر از مشاوره های دانشجویی در جهت پیشرفت تحصیلی را متذکر می گردد.
    کلیدواژگان: افت تحصیلی، دانشجویان، دانشگاه علوم پزشکی
  • طیبه حق پرست لاتی *، عزت الله نادری، مریم سیف نراقی صفحات 149-157
    مقدمه
    سلامت معنوی با سلامت روانی و اجتماعی مرتبط است. بنابراین، آموزش و پرورش باید رشد و تکامل معنویت را در زندگی اجتماعی از دوران کودکی مد نظر قرار دهد. مطالعه حاضر با هدف ارائه الگوی برنامه درسی معنوی در درس مطالعات اجتماعی به منظور توسعه سلامت معنوی فراگیران انجام شد.
    روش پژوهش: این پژوهش جزء تحقیقات کاربردی است که با روش تحقیق زمینه ای انجام گرفته است. بدین منظور، با مراجعه و بررسی مبانی نظری در این باره، الگوی برنامه درسی معنوی در درس مطالعات اجتماعی برای توسعه سلامت معنوی فراگیران بر اساس چهار عنصر کلیدی برنامه درسی (هدف، محتوا، اجرا و ارزشیابی) ارائه شد. سپس با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، این الگو توسط 45 متخصص برنامه درسی و 360 معلم دوره ابتدایی استان گیلان در سال تحصیلی 95-1394 که به ترتیب به روش نمونه گیری تمام شماری و تصادفی طبقه ای انتخاب شدند، مورد نظرسنجی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (جدول فراوانی و درصد) استفاده شد.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که در مقوله هدف تاکید بر شناخت خدا، خود، دیگران و جهان است. محتوای این برنامه مبتنی بر مبنای دینی و ارزشی فرهنگ اسلامی- ایرانی و تقویت عادات اسلامی است. فرایند یادگیری مبتنی بر شیوه های مشارکتی، بحث گروهی، نمایش و قصه گویی است. برنامه درسی معنوی مبتنی بر خودارزشیابی و ارزشیابی عملکردی است. همچنین، بیش از 75 درصد متخصصان برنامه درسی و معلمان دوره ابتدایی این الگو را مطلوب ارزیابی کرده اند.
    نتیجه گیری
    لازم است در راستای توسعه سلامت معنوی فراگیران، اهداف، محتوا، شیوه های اجرا و ارزشیابی مناسب در برنامه درسی مطالعات اجتماعی دبستان فراهم گردد.
    کلیدواژگان: برنامه درسی، الگوی برنامه درسی معنوی، مطالعات اجتماعی، سلامت معنوی
  • علی رحمانی *، مهرداد فرجی، خانم محدثه احمدی صفحات 158-165
    مقدمه
    آموزش بالینی مهمترین دوره جهت تربیت پزشکان با صلاحیت است. آموزش بالینی، به ویژه آموزش درمانگاهی با چالش های متعددی همراه است. این مطالعه با هدف تعیین کیفیت آموزش درمانگاهی بیمارستان بقیه ا. . در سال تحصیلی 96-1395، انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی است. نمونه گیری به روش سرشماری در دانشجویان پزشکی به تعداد 100 نفر انجام گرفت. در این مطالعه برای گرد آوری اطلاعات از پرسشنامه (ACLEEM: Ambulatory Care Learning Education Environment Measure) و برای آنالیز داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 21 استفاده شد.
    یافته ها
    در این پژوهش یکصد نفر شرکت کننده در زمان مطالعه بودند که، تعداد 34 نفر استاد،25 نفر رزیدنت و 41 نفر دانشجوی پزشکی عمومی بود. کیفیت آموزش درمانگاهی از دیدگاه اساتید، با نمره 84/3 ± 21 و با کیفیت متوسط بدست آمد. کیفیت آموزش از نظر رزیدنتها، با نمره 52/24 ± 48/112 و با کیفیت خوب بدست آمد. کیفیت آموزش از نظر دانشجویان پزشکی عمومی، با نمره 06/23 ± 85/111 و با کیفیت متوسط ارزیابی شد.
    نتیجه گیری
    برای کیفیت بخشی بیشتر به آموزش درمانگاهی فراهم کردن شرایط کامل از جمله مدیریت تعداد بیماران، دسترسی آسان به منابع علمی و سوابق پزشکی بیماران مورد تاکید است.
    کلیدواژگان: آموزش درمانگاهی، کیفیت، آموزش پزشکی
|
  • Rahim Badri Gargari , Ghafour Ahrari *, Eskandar Fathiazar , Mirmahmoud Mirnasab Pages 1-12
    Introduction
    The aim of this study was to explore the effects of Social and Emotional Learning Program on elementary school kids’ five inter-related Psycho-Social Competencies suggested by CASEL and school satisfaction.
    Methods
    Fifth grade elementary school kids at Saqqez were chosen by cluster sampling method, based on Quasi-Experimental design and whole school approach method, as control (n = 32) and experimental (n = 35) intact groups. The psycho-social competencies were delivered over 10 sessions (45 minutes) in the classroom. Social-Emotional Questionnaire (SEQ) and Huebner’s Multidimensional Life Satisfaction Survey (MLSS) were used as pre-posttest scales to probe the results.
    Results
    Multivariate analysis of Covariance (MANCOVA) results showed significant differen ces in self-awareness and self-control between the control and experimental groups, but there were no significant differences in social awareness, social relationships, and responsible decision-making. Analysis of Covariance (ANCOVA) showed significant results between the groups in students’ school satisfaction.
    Conclusions
    This study showed that students’ Psycho-social Competencies and School Satisfaction can be improved as a result of this intervention. Based on these findings and with regard to mental health, whole child development and the students’ well-being, counselors and educators should integrate these competencies with classroom activities at schools.
    Keywords: Psycho-social Competencies, Social-Emotional Learning Program, School satisfaction, Elementary students
  • Seyedsaeed Mazloomy , Maryam Saki , Ali Abdoli Mehrjerdi * Pages 12-16
    Introduction
    Organizational culture is an issue that has recently accede in management knowledge and in the realm of organizational behavior. The aim of this study is to survey the organizational culture of Yazd Shahid Sadoughi University of Medical Sciences from the viewpoint of faculty members based on Hofstede's model.
    Methods
    This study was cross-sectional and cross-sectional. All the basic science faculty members of Yazd Shahid Sadoughi University of Medical Sciences and health service were the target population. A sample of 112 people was collected by random sampling. The data collection tools were demographic variables and Hofstede organizational culture questionnaire. Data analysis was performed using Spss v 16 software.
    Results
    3/72% of participants were male, and 25.9% female, mean age of the sample was 26/43 years and the average work experience was 07/15 years. 24.1% of samples were couch, 50% professor assistant, 7.1% professor and 16.1% associate Professor. The following features were found in the university’s organizational culture: Cultural balance with the desire for masculinity, balancing risk appetite, balanced individualism, collectivism and relatively balanced distribution of power. There is a significant negative relation between experience and risk appetite, and the amount of masculinity /femininity are different in women and men. Field of study, management experience, the faculty member’s condition and type of faculty don’t have significant relation with organizational culture.
    Conclusions
    Faculty members know the organizational culture as protecting and nurturing and believe that the university have tendency to avoid injustice in addition to care for personal and social responsibility.
    Keywords: Organizational Culture, Hofstede Method, Faculty Members
  • Maryam Rajabiyan Dehzireh , Khadijeh Aliabadi , Salah Esmaeili Gujar *, Leyla Khedri Lilus Pages 18-27
    Introduction
    The use of virtual social networks as one of the innovative means of information and communication technology has been welcomed in recent years. Virtual social networks are used in various fields of political, social, cultural, educational and etc. In education, students increasingly use social networking sites to create and maintain social relationships and support informal learning practices and learning activities.The aim of this study is to determine the relationship between the use of virtual social networks with the Enthusiasm and Academic Engagement among students.
    Methods
    In terms of aim this is an applied research and in terms of methodology it is descriptive a kind of correlation. The Statistical Society of research includes all Allameh Tabatabai University’s students who were enrolled in the academic year of 95-96. 300 of them were selected by the Targeted sampling method. Research tool of present study is questionnaire of Enthusiasm and academic engagement
    Results
    The analysis of data has been done by the Multiple Regression and Pearson Correlation Coefficient method. The results indicated that there is relationship between the rate of use virtual social networks with the enthusiasm and academic engagement of students. (P < 0/01) There is a positive and meaningful relationship between the rate of virtual social networks and the components of academic engagement (cognitive, behavioral and motivational engagement). (P < 0/01) There is a positive and meaningful relationship between the rate of use virtual social networks and components of the academic enthusiasm (cognitive, emotional and behavioral enthusiasm) (P < 0/01) as well.
    Conclusions
    The use of technology, especially the use of virtual social networks is causing Learner academic engagement, increased motivation, Enthusiasm and learning skills of students, The ability to quickly expand the content of the course and easy access for all individuals, personalized / individualized materials and virtual social networks can be used from virtual social networks in order to take of its advantage in education and learning students.
    Keywords: Virtual Social Networks, Academic Enthusiasm, Academic Engagement, Students
  • Seyyed Saeid Mazloomy Mahmoudabad , Leila Moradi * Pages 28-36
    Introduction
    The purpose of this study was to evaluate the curriculum of externship for public health course in Yazd University of Medical Sciences using the CIPP model (context, input, process and product).
    Methods
    In this descriptive cross sectional study, Participants included 40 public health students of Shaheed Sadoughi University of Yazd and 5 instructors who entered to the study by census method. Data was collected using CIPP model checklist questionnaire. Externship curriculum of public health course was assessed by students and trainers in four context, input, process and product aspects. Sum of scores in each aspect were calculated; mean and standard deviation were calculated separately. Moreover, T-test was used to compare the answers of students and professors.
    Results
    Students attitude was significantly different from trainers attitude in context aspect (P-value = 0.04) but the difference was not significant in the other three aspects (P-value < 0.05). Correlation matrix of students’ attitude showed a positive significant correlation between context, input, process and product aspects. Significant associations were observed between context and input (r = 0.842, P < 0.001), context and process (r = 0.744, P < 0.001), and context and product (r = 0.793, P < 0.001). Correlation matrix of professors’ attitude showed a positive significant correlation between process and product (r = 0.981, P < 0.001) but no other significant relationships observed.
    Conclusions
    Designing and Conduction assessments based on CIPP model can help science development in externship and effective performance of externship curriculum and help students achieve professional abilities. Consequently, this study suggests performing studies for science development in externship curriculum.
    Keywords: Evaluation, Externship, CIPP model
  • Maryam Roham Dr *, Abolfazl Zendehdel Dr, Nahid Mirzae Dr Pages 37-44
    Introduction
    The most important educational skill is the teacher’s effective communication with the student. Relationship between professor and student is of the human complex relationships in which multiple and variant factors are involved. This study was conducted at investigating the effective factors in the relationship between the professor and the student from the perspective of clinical physician students (interns and assistants) in Iran University of Medical Science.
    Methods
    This cross-sectional study was done among the students of medical sciences of Iran University of Medical Sciences in 2016-2017 academic years and based on census method all 150 students (intern and assistant) were entered the study. To collect data, a researcher-made questionnaire was used, containing 37 questions in four concerning professors’ personal, scientific and professional effects on their relationship with students and educational environment quality was prepared and the questionnaire was a five point scale ranging from very low to very high. The collected data were entered to SPSS 18.ed software and were analyzed. After completing the questionnaire by the students, the indices of mean, standard deviation and statistical tests at 5% significant level were used for data analysis.
    Results
    The most effective factors according to students' viewpoint were, Bedside patient education (5), being in the same branch of study (4.95), Do not use of negative reinforcement by the professor (4.78),Professor effort in solving problems (4.73), appropriate educational space (4.7). Meanwhile, sex, age gap and professors' appearance were not so crucial in establishing communication.
    Conclusions
    According to the results, patient´ bedside education is more effective in establishing communication. It is highly recommended to conduct workshops for improving this skill. It is necessary that universities, after admission and before their work will participate professors in educational workshops to teach how to communicate with the audience in order to get students’ satisfaction by increasing educational quality
    Keywords: Communication, education, Medical Sciences, Professor
  • Mahnaz Moghadri Koosha *, Fatemeh Cheragi Dr, Hamideh Mozafari , Behzad Imani , Mitra Zandiyeh , Mohammad Moghadasi Amir Dr, Mozhgan Jikar Pages 45-52
    Introduction
    This study examined the relationships between self-regulated learning and academic success of paramedical students in 2017.
    Methods
    The Design of this study is descriptive and Analytical. The statistical population of this study included all paramedical students in Hamedan University of Medical Sciences. Research sample was consisted of 400 3rd to 8th semester students of Paramedical School, which were selected by census sampling method. Data collecting was conducted by using self-regulated learning questionnaire. The average grade of all students' courses was also considered as a criterion for assessing their academic success status.
    Results
    The results showed that the mean of self-regulated learning score was 77.10 and the average grade of all students' courses was 15.92. The Most students (78.75%) used self-regulated learning strategies. According to the multivariable regression model, self-regulating learning factor had a significant effect on Academic success at the significant level of 5% (P < 0.001). Each unit increase in the self-regulatory factor, result to 0.04 unit increase in the average of student score. According to the Independent-Samples t-test, there were significant differences between the level of male and female student's academic achievement (P < 0.001) and Academic achievement of married and single students (P = 0.044). According to the results of this study, self-regulated learning variable explains 9% of the variance of academic achievement.
    Conclusions
    Using self-regulated learning strategies is effective in student's academic success and result to Increases their academic achievement.Therefore,it is recommended that these strategies be included in student training programs.
    Keywords: Self-Regulated Learning, Academic Success, Students
  • Khadijeh Aliabadi , Maryam Falahi *, Mahdi Komasi , Fatemeh Beraihi Pages 53-63
    Introduction
    The purpose of determination this was to measure the effect of mobile education on creativity, self-concept and academic self-efficacy of paramedical students in Behbahan.
    Methods
    A quasi-experimental study with pre-test and post-test design. The statistical population of this study included all students of Behbahan Paramedical Faculty who were studying in 2015-2016 and the research sample were radiology students studying in this semester and taking methods of radiography courses. The sampling method was firstly selected randomly from the faculty majors and the field of radiology was chosen. Then, all the students in the class were evaluated. The independent variable in this study is mobile education and dependent variables were creativity, self-concept and academic self-efficacy.
    Results
    According to the results of covariance analysis after modifying the pre-test scores, the difference between the experimental and control groups was significant in the variable of creativity, self-concept and self-efficacy. Indeed, the differences in the three components of creativity (fluidity, initiative, flexibility and expansion), and all six components of self-concept (physical, social, rational, moral, educational, and mood) were also significant.
    Coclusions: The use of mobile phones in the training of the experimental group improved the creativity, self-concept and academic self-efficacy of the subjects in this group in comparison with the control group. Possible reasons for this include the provision of content in small parts, training and repetition with intervals time and timely feedback, and the use of multiple senses, the availability of this device without time and space constraints, the more use of time, the unification of the informal learning environment into the formal.
    Keywords: Mobile, Creativity, Self-Concept, Educational Self-Efficacy, Paramedical Students
  • Tahereh Aghamirzaee mahali ma , Jamile Aghatabar , Bagher Rahimpour , Ebrahim Salehi omran PhD * Pages 64-72
    Introduction
    Nowadays, social capital plays much more important role than physical and human capital in organizations. This study has been conducted aiming to investigate the social capital of students in order to provide a suitable context for social development.
    Methods
    This study was a descriptive survey; the statistical population included of all students of Mazandaran University of Science and Technology in the second semester of academic year 1396-1395; sampling method was simple random sampling and data collection tool was Bullen social capital questionnaire; validity of the questionnaire was confirmed by the experts and its reliability was obtained with Cronbach's alpha coefficient in the 95% level. Data analysis was performed using SPSS.18 software.
    Results
    The average social capital of students in general is moderate. The lowest average was related to participation in local communities and the most one was related to the field of communication with friends and family, the variables of location, marital status, native or non-native, gender, university terms, level, GPA, age, employment status had a directly or indirectly significant effect on social capital.
    Conclusions
    Lower social capital of participants in community participation and significant impact of reviewed variables on students' social capital requires special attention and the efforts of academic officials to provide related appropriate infrastructure, especially creating student participation areas in extra-curricular activities and counseling services and creating opportunities for social interaction, including individual and group interactions.
    Keywords: Social Capital, Higher Education, Students, Development
  • Mastery Goal Structure and Academic Dishonesty; the Mediatory Role of Learning Goal Orientation
    Somaye Moradi, Iraj Nikpay *, Saeed Farahbakhsh Pages 73-80
    Introduction

    This research aimed to examine the relationship between the Mastery goal structure and academic dishonesty through mediatory role of learning goal orientation.

    Methods

    The sample consisted of 385 (131 male and 254 female) student of Lorestan university were selected using multi-stage cluster sampling and completed the classroom goals structure scale (midgley, & et al., 2000), the academic dishonesty scale (Khamesan & Amiri, 2010) and the achievement goal orientation scale (Boofard, & et al., 1998). The method of this research was descriptive and based on correlation method in which the relationship between variables was investigated in the form of path analysis.

    Results

    The results showed that the mastery goal structure mastery is a negative predictive of academic dishonesty and positive predictive orientation of learning purpose. Also, the results of path analysis indicated the mediator role of orienting the learning goal between the goal of learning and academic dishonesty.

    Conclusions

    Considering that the goal structure of mastering and orienting the purpose of learning is inversely related to educational inaccuracies, it can be concluded that the dominance of the structure of the goal of mastery in the classroom and the choice of orientation of the learning goal reduces academic dishonesty among Students.

    Keywords: Mastrey goal structure, Learning goal orientation, academic dishonesty
  • Elham Heidari Dr *, Rahmatalah Marzoghi Dr Pages 81-88
    Introduction
    The development of cyber citizenship skills can have positive outcomes for students and universities. Therefore, the aim of the study was to investigate the effect of cyber citizenship skills on the optimal use of cyberspace and academic engagement of medical students in Shiraz University of Medical Sciences.
    Methods
    The study was a descriptive correlational research. The study sample consisted of 192 medical students of Shiraz University of Medical Sciences who were selected by random sampling method. The research tools included the scale of cyber citizenship skills, the optimal use of cyberspace and academic engagement, which then calculating their validity and reliability, were distributed between samples and data were analyzed by using structural equation model.
    Results
    finding showed that cyber citizenship skills have a positive and significant effect on the optimum use of cyberspace and increased academic engagement. In addition, students' optimal use of cyberspace has a positive and significant effect on their academic engagement.
    Conclusion
    The development of cyber citizenship skills can have positive results for students and universities, including the optimal use of cyberspace and expending students' academic engagement.
    Keywords: Cyber Citizenship skills, Optimal Use of Cyberspace, Academic Engagement
  • Gholamhossein Rahimidoost Dr *, Nahid Sayahi , Maryam Falahi Pages 89-97
    Introduction
    Present research aimed to investigate the use of virtual social networks during instruction by trainers of Ahvaz school district1.
    Methods
    In terms of aims the research method was applied and in terms of data gathering was descriptive- survey. The statistical population of this study included all its college teachers in the second year of their secondary education in Ahvaz district of 200 people. Among them 127 samples were selected by cluster sampling method. 50 items Researcher made questionnaire was used for gartering data. The questionnaire was validated by 5 filed experts. Reliability of the questionnaire was 94.5 date was analyzed by infernal statistics such as one sample T test, U Mann–Whitney, Kruskal-wallis, and spearman brown correlation.
    Results
    results showed that usage of virtual social networks was ignorantly more for creating corporative leaning environment, for preparing learners for new lesson, for practice and Deeping learning and for increasing motivation.
    Conclusions
    Due to the possibilities offered by the virtual social networking, their college teachers can use these networks to improve the quality of their teaching and deepen their learning, increase the motivation of academic achievement, class participation, and student group activities.
    Keywords: social network, virtual environment, trainers, virtual social networks
  • Hossein Feyzi , Hiwa Mohammadi *, Mahila Rahmani , Seyed Mojtaba Ahmadi Pages 98-104
    Introduction
    The wide acceptance of social networking students has provided a unique opportunity to track the use of this medium for their academic performance. Therefore, the present study was conducted to investigate the relationship between the use of social networks and academic performance in students of Kurdistan University of Medical Sciences
    Methods
    In this cross-sectional study, 270 students of Kurdistan University of Medical Sciences in the academic year of 1996-96 were studied by stratified random sampling. Data were collected using demographic information form and social network questionnaire and analyzed using SPSS software version 22.
    Results
    The mean age of the samples was 21.85 ± 3.22 years. Pearson statistical test showed that there was no significant relationship between the use of social networks and academic performance of students, but there was a significant correlation between students' academic performance and computer use time.
    Conclusions
    The results indicate that the majority of students are members of social networks and the use of virtual social networks does not affect their academic performance. Therefore, considering the emergence of social networks and the lack of familiarity of students with all the effects of using it and the differences in the results of studies, more research on other aspects affecting the life and health of students seems necessary.
    Keywords: Social Networks, Academic Performance, Students of Medical Sciences
  • The Role of academic self-efficacy and academic self-handicapping in academic Procrastination
    Iraj Mehdizadeh *, Saeed Rajaeepoor, Reza Hoveida, Mojtaba Salmabadi Pages 105-110
    Introduction

    Academic procrastination is one of the prevalence variables in students and the varibles affecting it, such as academic self-handicapping and self-efficacy should be examined. Thus, this study aimed to investigate the role of academic self-efficacy and academic self-handicapping In Academic dawdle Bahonar University.

    Methods

    This study is a correlational study that stratified sampling, 120 students from Birjand Shdndabzar. Research tools Scale Academic dawdle Rasblvm & Solomon (1984), academic self-handicapping Medgley & et al (2000) academic self- McIlroy & Bunting (2002).Were completed. For data analysis, descriptive statistics such as frequency tables, mean, standard deviation and inferential statistics, correlation and multiple linear regressions were used.

    Results

    Results showed that academic self-efficacy and Academic dawdle (R = -0.34) academic self-handicapping with Academic dawdle (R = 0.21) There was a significant negative correlation. Together these two variables also predict Academic dawdle amount of variance 16.0.

    Conclusions

    The results of the study and operators more attention to education and higher education institutions in the field of Academic dawdle sectors.

    Keywords: Academic self-efficacy, Academic self-handicapping, Academic dawdle
  • shahram ranjdoust * Pages 111-117
    Objectives
    The transformation of knowledge and ideas into wealth and the attempt to identify the factors influencing the commercialization and innovation of medical science research as one of the cornerstones of knowledge-based economics is a necessity. So the purpose of the research the of present study was to investigate the factors affecting the process of research commercialization from the viewpoint of the academic staff and employees of the Tabriz University of medical Science.
    Methodology
    This study was ‘applied’ regarding the objective, and ‘descriptive- regarding the data collection. The population of the study involved Using the Morgan Table, 260 academics and 377 employees. For collecting data on the commercialization factors, Esfanjani and Dehkordi’s questionnaire (2014) was used.
    Results
    . The results of the t-test showed that all the factors of culture, structure, behavior, and facilitation of regulations contributed to the commercialization of research findings according to the academics and employees of Tabriz University. The IHP test indicated that the ‘behavior’ factor with the weight of 0.58 ranked first, the ‘culture’ factor with the weight of 0.23 came second, the ‘structure’ factor with the weight of 0.12 had the third rank, and the ‘regulations facilitation’ factor with the weight of 0.049 held the fourth rank.
    Conclusion
    the results of the study showed that, according , the factors of university culture, supply of information and resources, institution, facilitation of regulations, and training were effective in the commercialization of research findings, of which the ‘behavior’ factor had the most contribution
    Keywords: Cultural factor, structural factor, behavioral factor, factor facilitating rules, education
  • Alireza Ekrami Dr. *, Mohammad Savari Dr. Pages 118-123
    Aims
    Medical laboratory science is one of the important fields in the paramedical sciences and has main role in diagnosis and treatment of diseases. Arrangement, discipline and quality of student’s training are effective causes in alumnus potential. The aim of this study was to evaluate theoretical and practical courses of medical laboratory sciences curriculum in some of Iranian Universities and comparison with Iran Ministry of Health and Medical Education standard curriculum.
    Methods
    the current study, was a comparative study and data were collected from web pages of 17 medical laboratory departments in Universities in Iran from March to September 2016 and then these data were compared to each other’s and with the standard curriculum.
    Results
    There was no significant difference between the numbers of units presented in each semester. In contrast, total numbers of the credits, distribution and arrangement of credits were different parameters in Universities and need more consideration.
    Conclusion
    Rearrangement and homogenization of units in Universities particularly practical units are necessary.
    Keywords: Medical laboratory sciences, outlines, Curriculum
  • Parisa Masudian , Mehdi Davaee *, Fahimeh Ansariyan , Ali Akbar Khosravi Pages 124-131
    Background and Aims
    The purpose of this study was to evaluate the effect of critical thinking based on Vygotsky's constructivism theory on the level of critical thinking among the students in the fifth grade elementary school.
    Methods
    The main hypothesis of this research was: teaching critical thinking based on Vygotsky's constructivism theory increases the critical thinking of the fifth grade elementary students. To examine this hypothesis, a semi-experimental method with pre-test and post-test design with control group was used. To investigate the effect of critical thinking training based on Vygotsky's constructivism theory on the critical thinking of these students Watson-Glaser critical thinking test in critical thinking was used. Statistical population of this study included all female Fifth grade students studying in elementary schools in Tehran during the academic year 2016-2017. In this research Shaheed Madani School in the 15th district of Tehran was selected by random cluster sampling. The sample size was 66 people (33 in the experimental group and 33 in the control group). In the present study, six specific training sessions were devoted to teaching the chosen science course in both the experimental and control groups.
    Results
    The results of this study showed that the experimental group obtained 23.7 points higher than the control group in the critical thinking test which is significant at 1% level.
    Conclusions
    it can be said that the teaching of critical thinking based on Vygotsky's constructivism theory increases the critical thinking of students of the fifth grade elementary school which confirms the research hypothesis.
    Keywords: Critical Thinking Training, Vygotsky's Constructivism Theory, Critical Thinking, Elementary Education
  • Alireza Hooshisadast Seyed, Hamid Rahimian *, Abbas Abbaspour , Ali Khorsandi , Saeed Ghiasi Nodooshan Pages 132-141
    Introduction
    The purpose of current qualitative research is to identify the dimensions and components of lean university model of the Farhangian Teacher Education University (FTEU) and to design the model of lean university.
    Methods
    The methodology of this research is qualitative from the type of grounded theory (systematic approach). For this purpose, theoretical sampling and in-depth interview were conducted with the experts and the interviews continued to reach the theoretical saturation. For analyzing the data, an open, axial and selective coding system was used.
    Results
    Data analysis showed that the causal conditions constitute of the four main categories (stakeholder needs, human capital, process improvement, effective evaluation, Being systematic in University, professionalism), the main phenomenon constitute of the two main categories (waste reduction, value creation), strategy constitute of the six main categories (supply and allocation of financial resources, participation, Motivation, change management, trust building and professional selection), environmental conditions constitute of the four main categories (political environment, cultural and social environment, global and technological conditions and the economic environment), contextual characteristics constitute of the five main categories (organizational structure and rules, organizational culture and climate, physical space and equipment, organizational identity, information and communication technology) and outcomes constitute of the three main categories (Individual, social and academic consequences).
    Conclusions
    The results showed that in order to create a lean university with the least amount of waste and the most valuable, it should be considered the factors that affect universities' leanness. Also, In order to move to the lean university, a systematic and comprehensive approach must be considered in the form of factors and components of causal conditions, strategies, contextual factors, environmental conditions, and outcomes.
    Keywords: lean university, higher education, lean higher education, public university, Farhangian Teacher Education University (FTEU), grounded theory, waste, lean thinking, value, process improvement
  • Behzad Parsi , Farzad Motevali Haghi *, Majid Malekzadeh Shafarudi , Masoumeh Eslamifar , Khadijeh Barimani Pages 143-148
    Background and Aims
    Academic failure is one of the major problems is that not only increases costs but also cause psychological problems for students.
    methods
    This study was a cross-sectional studythat was conducted on 497 students at Mazandaran University of Medical Sciences. Demographic and educational information incoming students five consecutive semesters since 2011 to 2013 through its subsidiary Schools at different levels and questionnaires were collected. Data were analyzed by SPSS (version 18) .
    Result
    The most educational failure was obtained on undergraduate students and lowest was in graduate and professional doctorate. There was observed a
    significant relation between age and gender of academic failure that the average decline in group of boys over girls. (P <0.05) There was a significant relation between obtaining a diploma to enter university, marital status and education on academic performance, while the correlation between the educational contents of parents, facilities, training, number of children, history of certain diseases, employment and economic conditions of students was not significant found. Conclusion: This study focuses on the number of students admitted with the needs of society. Identify factors influencing student academic failure and counseling students were the necessary steps to improve their academicachievement
    Keywords: Academic failure, Student, university of medical science
  • Tayebeh Haghparast Lati *, Ezatollah Naderi , Maryam Seif Naraghi Pages 149-157
    Background and Aims
    Spiritual health is related to mental and social health. Therefore, education should consider the development and evolution of spirituality in the social life of childhood. The purpose of this study was to provide a spiritual curriculum model in social studies course for the development of spiritual health of learners.
    Methods
    It was an applied research. The research method was field study research. To this end, by referring and reviewing the theoretical foundations in this regard, the spiritual curriculum model was presented in social studies course for the development of spiritual health of learners based on four key elements of the curriculum (goal, content, implementation and evaluation). Then, using a researcher-made questionnaire, this model was surveyed by 45 curriculum specialists and 360 primary school teachers in Guilan province in the academic year of 2015-2016, who were selected using census and stratified random sampling method, respectively. Descriptive statistics (frequency table and percentage) were used to analyze the data.
    Results
    The findings indicated that in the category of goal, emphasis is placed on recognizing God, self, others, and the world. The content of this program is based on the religious and value of the Islamic-Iranian culture and the strengthening of Islamic habits. The learning process is based on participatory methods, group discussion, demonstration and storytelling. The spiritual curriculum is based on self-evaluation and performance evaluation. Also, more than 75% of curriculum specialists and elementary school teachers have evaluated this model as desirable.
    Conclusions
    It is necessary to develop the spiritual health of learners, provide appropriate goals, content, implementation and evaluation in the curriculum of social studies of primary school.
    Keywords: curriculum, spiritual curriculum model, social studies, spiritual health
  • Ali Rahmani Dr *, Mehrdad Faraji Dr, Mohadeseh Ahmadi Ms Pages 158-165
    Introduction
    Clinical education is the most important training course for qualified physician training. Clinical education, especially ambulatory teaching, has many challenges.This study aims to determine the ambulatory teaching quality in Baqiyatallah Hospital.
    Methods
    This is a cross-sectional study. Sampling was done by census method in medical students, medical assistants and professors that during the course of clinical education, there were 100 people at the Baqiyatallah Hospital in the year 2016. This study used the ACLEEM (Ambulatory Care Learning Education Environment Measure) questionnaire for data gathering. Data was analyzed using SPSS version 21 software.
    Results
    In this study, 34 professors, 25 residents and 41 general medical students participated. The quality of ambulatory teaching was evaluated from the professors' point of view with mean score and standard deviation 21 ± 3.84, medium quality was evaluated. Residents evaluated the quality of education with mean score and standard deviation of 112.48 ± 24.52, good quality was evaluated. The general medical students assessed the educational quality of the center with mean score and standard deviation of 111.85 ± 23.66 medium quality was evaluated.
    Conclusions
    To improve the quality of the clinic, provision of full conditions, including management of the number of patients, easy access to scientific resources and medical records of patients are emphasized.
    Keywords: Clinical Education, Quality, Medical Education