فهرست مطالب

دانشور پزشکی - پیاپی 136 (شهریور 1397)
  • پیاپی 136 (شهریور 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/31
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مریم آدینه وند، انوشیروان کاظم نژاد، احیا گرشاسبی * صفحات 1-6
    مقدمه و هدف
    تقریبا 13٪ - 18. 4٪ از زنان باردار در طول بارداری افسردگی دارند. در حال حاضر اطلاعات زیادی در مورد ارتباط بین ورزش در دوران بارداری و علائم افسردگی در زنان باردار سالم وجود ندارد. در این مطالعه، اثرات یک برنامه تمرینی قبل از زایمان بر روی نمره افسردگی ادینبورگ بررسی شده است.
    مواد و روش ها
    در مجموع 100 زن باردار سالم (سن 18 سال و سن بارداری 21 تا 24 هفته) به دو گروه، گروه مداخله (50 نفر) و کنترل (50 نفر) تقسیم شدند. به گروه تجربی یک برنامه ورزشی 12 هفته ای (توصیه های استاندارد شامل تمرین هوازی و تمرینات قدرتی) بین 20 تا 36 هفته بارداری تحت نظارت هر دو هفته ارائه شد. آن ها تشویق می شدند که سه روز در هفته برنامه ورزشی آموزش داده شده را در منزل انجام دهند. گروه کنترل مراقبت های روتین بارداری را دریافت می کردند. نتیجه اولیه نشانه های افسردگی بود که توسط پرسشنامه افسردگی ادینبورگ در اولین مصاحبه و بلافاصله پس از مداخله 12 هفته ای مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    مقایسه میانگین و انحراف معیار نمره پرسشنامه افسردگی ادینبرگ در دو گروه قبل از مداخله نشان داد که اختلاف مشخص آماری بین دو گروه قبل از مداخله وجود ندارد. (p>0. 05) پس از مداخله 12 هفته ای، نمره افسردگی پرسشنامه ادینبورگ گروه مداخله به طور معنی داری نسبت به گروه کنترل علائم کاهش یافت (P<0. 01). مقایسه میانگین و انحراف معیار تفاوت نمرات افسردگی ادینبرگ قبل و بعد از مداخله نشان دهنده اختلاف مشخص آماری دو گروه است p<0. 001) ).
    نتیجه گیری
    ورزش در دوران بارداری علائم افسردگی را کاهش می دهد. توصیه و ترویج انجام ورزش و فعالیت فیزیکی در بارداری اقدامی مفید برای سلامت جسمی و روانی زنان است.
    کلیدواژگان: ورزش، بارداری، افسردگی
  • امین احمدی *، امیرحسین حقیقی، رویا عسگری، کریم نیکخواه صفحات 7-14
    مقدمه و هدف
    تمرین ورزشی و مصرف مکمل کوآنزیم Q10، ممکن است در کاهش عوامل پیش التهابی و افزایش عوامل ضدالتهابی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مؤثر باشند. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر هشت هفته تمرین ترکیبی با غالب مقاومتی همراه با مصرف مکمل کوآنزیم Q10 بر سطوح سرمی TNF-α و IL-10 در این بیماران بود.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق نیمه تجربی، 28 بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس به طور تصادفی به سه گروه تجربی (تمرین + مکمل، تمرین + دارونما، مکمل) و یک گروه کنترل (دارونما) تقسیم شدند. بیماران در دو گروه تمرین ورزشی، یک برنامه ترکیبی شامل سه جلسه در هفته (دو جلسه مقاومتی و یک جلسه هوازی) ، به مدت هشت هفته اجرا و در دو گروه مصرف کننده مکمل، روزانه 200 میلی گرم مکمل کوآنزیم Q10 مصرف کردند. سطوح سرمی TNF-α و IL-10، قبل و بعد دوره تمرین اندازه گیری و داده ها با استفاده از روش های آماری شاپیرو- ویلک، آنالیز کوواریانس و t همبسته، در سطح معنی داری 05/0˂P تحلیل شدند.
    نتایج
    بر اساس تحلیل آنکووا روی مقادیر پس آزمون، تفاوت گروه ها با یکدیگر معنی دار نبود (05/0˃P بین گروهی). همچنین نتایج آزمون t همبسته، تفاوت معنی داری در سطوح سرمی TNF-α و IL-10 هیچ یک از گروه ها نسبت به قبل از مداخله نشان نداد (05/0˃P درون گروهی).
    نتیجه گیری
    هشت هفته تمرین ترکیبی و مصرف مکمل کوآنزیم Q10، تغییر معنی داری در سطوح سرمی TNF-α و IL-10 ایجاد نمی کند.
    کلیدواژگان: مولتیپل اسکلروزیس، تمرین ورزشی ترکیبی با غالب مقاومتی، مکمل کوآنزیم Q10، TNF-?، IL-10
  • صدرا جمشیدی گوهری، مرجان حشمتی *، محمدرضا جلالی ندوشن صفحات 15-24
    مقدمه و هدف
    ضایعه فشاری بروی طناب نخاعی سبب بروز طیف وسیعی از اختلالات حسی و حرکتی می گردد. در این تحقیق سعی شد پس از ایجاد مدل فشاری بر نخاع موش صحرایی بالغ تغییرات بافتی بررسی شود. بدین منظور واکنش گلیوز با استفاده از روش ایمنوهیستوشیمی بابیان آنزیم CNP ase و GFAP و تاثیر استیل ال کارنیتین در این روند ارزیابی شد.
    مواد و روش ها
    24 موش صحرایی نر نژاد اسپراگوداولی در 4 گروه بصورت تصادفی تقسیم شدند. پس از انجام لامینکتومی مهره های 9 تا 11 پشتی با توجه به گروه مطالعه یا کنترل اعمال فشار (30 گرم بر واحد سطح) و تزریق روزانه داخل صفاقی استیل ال کارنیتین (300 میلی گرم) انجام شد. پس از 4 هفته تمامی نخاع ها خارج و بررسی مورفومتری و ایمنوهیستوشیمی به صورت میانگین ± خطای استاندارد بیان گردید. پس از مشخص نمودن توزیع داده ها برای مقایسه نتایج از آزمون تی و آنوای یک طرفه با نرم افزار SPSS Ver19 استفاده شد.
    نتایج
    نتایج مورفومتری حاکی از کاهش تعداد سلول های عصبی حرکتی به دنبال فشار مکانیکی است. استیل ال کارنیتین سبب کاهش این روند گردید (05/0 ≥ p). همچنین استیل ال کانیتین سبب کاهش سلول های آستروسیت شد (05/0 ≥ p).
    نتیجه گیری
    برای اولین بار استیل ال کارنیتین در واکنش گلیوز مطالعه و نتایج حاکی از کاهش آستروسیت ها و افزایش حدودا سه برابر اولیگودندروسیت ها شد. با پیش فرض تولید میلین جهت مشخص شدن نقش بیشتر استیل ال کارنیتین پیشنهاد بررسی درازمدت و چگونگی انتقال پیام عصبی می گردد.
    کلیدواژگان: استیل ال کارنیتین، گلیوز، موش صحرایی بالغ
  • اشرف پیراسته، زهرا جوهری، نفیسه ظفرقندی، کبری خاجوی شجاعی *، سمیه سیاحی صفحات 25-32
    مقدمه و هدف
    فعالیت جسمانی در دوران بارداری اثرات سودمندی بر سلامتی مادر و جنین دارد. مطالعه ی حاضر با هدف تعیین الگوی فعالیت جسمانی در زنان باردار نخست زا مراجعه کننده به بیمارستان شهید مصطفی خمینی انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مقطعی تحلیلی بر روی 268 زن باردار نخست زا در بیمارستان مصطفی خمینی انجام شد. ابزار مطالعه، پرسشنامه ی استاندارد فعالیت جسمانی در بارداری بود. داده ها با استفاده از نرم افزار spss نسخه 16 و با آزمونمن ویتنی و ضریب همبستگی اسپیرمن تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد فقط 2/36 درصد از زنان باردار، مدت زمان پیاده روی مطلوب و مطابق راهنما داشتند. کار در منزل که عمدتا به شکل فعالیت های در حالت نشسته است درصد قابل توجهی از فعالیت های روزانه ی افراد مورد مطالعه است (60/2±34/7) و مدت زمان فعالیت های ورزشی کمترین مدت زمان فعالیت های روزانه آنان است (08/0 ± 14/0 روز/ساعت). عمده فعالیت های مادران از نوع فعالیت های سبک و بی تحرک است. زایمان به صورت طبیعی 6/30 درصد از کل زایمان ها بود. مقدار وزن گیری در 6/58% افراد بیش ازحد توصیه شده بود. ارتباط معناداری بین فعالیت جسمانی و ورزشی با نوع زایمان مشاهده شد. افرادی که پیاده روی بیشتری داشتند، احتمال زایمان طبیعی بیشتری هم داشتند (03/0= P).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه از اثرات مثبت فعالیت جسمانی در بارداری حمایت می کند. لذا با توجه به اقبال کم از طرف خانم های باردار، راهکارهای مناسب از طرف مراکز ذیربط از جمله دانشگاه ها و مراکز مراقبت بارداری لازم است.
    کلیدواژگان: فعالیت جسمانی، زن باردار، نخست زا، افزایش وزن، وزن تولد، زایمان طبیعی
  • لیلا خاکسار، پردیس سادات طباطبایی پناه *، رضا اکبر زاده باغبان صفحات 33-42
    مقدمه و هدف
    آلوپسیا آره آتا (AA) یک ریزش موی خودایمنی است که حدود 1 تا 2% از جمعیت را تحت تاثیر قرار می دهد. اگرچه سبب شناسی و پاتوژنز بیماری هنوز ناشناخته است اما پلی مورفیسم TNFα-308G/A به عنوان عامل مؤثر در گسترش AA شناخته شده است. هدف از انجام تحقیق، بررسی تاثیر این پلی مورفیسم بر بیماران مبتلا به AA و افراد کنترل است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه شامل 30 بیمار مبتلا به AA و 15 فرد کنترل است. DNA ژنومی توسط روش DNG-Plus جداسازی و توسط روش PCR-RFLP به منظور تشخیص پلی مورفیسم TNFα-308G/A انجام گرفت. به علاوه ارتباط این ژن ها با فاکتورهای دموگرافیک مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    نتایج تست PCR-RFLP مشخص کرد که ژنوتیپ GG بیشترین فراوانی را در افراد مبتلا به آلوپسیا آره آتا و افراد کنترل دارد (P= 0. 816). ژنوتیپ GA در 30% بیماران و 20% افراد کنترل شناسایی گردید (P= 0. 477). ژنوتیپ AA فقط در 7/6% افراد کنترل یافت شد اما هیچ کدام از بیماران دارای ژنوتیپ AA نبودند.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان می دهد که ارتباط معنی داری بین پلی مورفیسم TNFα-308G/A با بیماری AA و فاکتورهای دموگرافیک مورد بررسی وجود ندارد.
    کلیدواژگان: آلوپسیا آره آتا، بیماری خودایمنی، پلی مورفیسم، TNF-?، PCR-RFLP
  • مریم امینی زاده، غلامرضا کاوسی * صفحات 43-54
    هدف
    اثرات مهارکننده ی اسانس آویشن شیرازی بر تولید سوپراکسید و نیتریک اکسید و بیان ژن های NADH اکسیداز (NOX) و نیتریک اکسید سنتاز (NOS) مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها
    اسانس گیاه توسط روش تقطیر جداسازی و اجزای تشکیل دهنده آن بوسیله کروماتوگرافی گازی متصل به طیف سنج جرمی مشخص شد. قدرت جاروب کنندگی اسانس بر روی رادیکال سوپراکسید و نیتریک اکسید به روش بیوشیمیایی مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله بعد سلول های ماکروفاژ موشی تحریک شده با لیپوپلی ساکارید (LPS) با غلظت های مختلف اسانس تیمار شدند و بیان ژن های ان آدی اچ اکسیداز و نیتریک اکسید سنتاز به روش Real Time PCR و همچنین میزان تولید یون سوپراکسید و نیتریک اکسید به روش های بیوشیمیایی مورد بررسی قرار گرفت.

    نتایج
    ترکیبات اصلی تشکیل دهنده اسانس گیاه آویشن، لینالوول (9/32 درصد) ، کارواکرول (7/26 درصد) ، تیمول (5/12 درصد) ، پاراسیمن (5/4 درصد) و الفا- پینن (2 درصد) می باشند. اسانس آویشن در غلظت های پایین 70-100 میکروگرم/میلی لیتر قدرت جاروب کنندگی زیادی از آنیون های سوپراکسید (O2-) و نیتریک اکسید (NO) در مطالعات درون شیشه ای از خود نشان می دهد. اسانس در غلظت غیرسیتوتوکسیک، در ماکروفاژهای موشی تحریک شده توسط LPS باعث کاهش شدید تولید یون سوپراکسید و نیتریک اکسید شد. همچنین در سلولهای J774 (لاین ماکروفاژهای موشی) تحریک شده با LPS اسانس آویشن باعث کاهش بیان ام آر ان آنیتریک اکسید سنتتاز و NADH اکسیداز شد.
    نتیجه گیری
    مشاهدات حاکی از آن است که فعالیت آنتی اکسیدانی اسانس آویشن احتمالا از طریق کاهش تولید نیتریک اکسید، سوپراکسید و کاهش بیان ژن های نیتریک اکسید سنتتاز و NADH اکسیداز است.
    کلیدواژگان: نیتریک اکسید، سوپر اکسید آنیون، نیتریک اکسید سنتتاز، NADH اکسیداز
  • صدیقه حاج منوچهری ، پردیس سادات طباطبایی پناه *، رضا اکبرزاده باغبان صفحات 55-63
    مقدمه و هدف
    بولوس پمفیگوئید (BP) متعلق به گروه بیماری های خودایمنی بوده و شایع ترین نوع در میان بیماری های پوستی همراه با تاول است. اگرچه مختصات ژنتیکی این بیماری هنوز به طور کامل روشن نشده است، برخی مطالعات ارتباط وجود یک پلی مورفیسم در اگزون 10 ژن COL17A1 Exon) (10-pos 734-T /C, rs805708 را با استعداد به بیماری BP نشان داده اند. تاکنون، این مطالعات به طور مستقل تکرار نشده و همچنین ارتباط این پلی مورفیسم ها با بیماری BP در جمعیت ایرانی مورد مطالعه قرار نگرفته است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه شامل 20 بیمار مبتلا به BP و 20 فرد کنترل است DNA ژنومی توسط روش DNG-Plus جداسازی شد. به منظور آنالیز جهش نقطه ای اگزون 10 ژن COL17A1 (rs805708) از روش Tetra-primer ARMS PCR استفاده شد. بررسی احتمال ارتباط استعداد ژنتیکی بیمار در صورت داشتن هر یک از ژنوتیپ های این ژن ها با بیماری های مختلف و همچنین مواردی مانند سن و جنس نیز مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    نتایج بررسی جهش موجود در اگزون 10 ژن COL17A1 (rs805708) نشان داد که هیچ تفاوت معنی داری در فرکانس ژنوتیپی و اللی این پلی مورفیسم در بیماران و افراد کنترل وجود ندارد (05/0P>)
    نتیجه گیری
    مقایسه ژن جهش یافته در پلی مورفیسم rs805708 اگزون 10 ژن COL17A1 ارتباط معناداری را با بیماری نشان نداد. این نتایج نشان می دهد که استعداد ژنتیکی برای ایجاد بیماری BP در نژادهای مختلف می تواند کاملا متفاوت باشد.
    کلیدواژگان: COL17A1، بولوس پمفیگوئید، بیماری خود ایمنی، جهش
|
  • Maryam Adinehvand , Anoshirvan Kazemnejad , Ahia Garshasbi * Pages 1-6
    Background and Objective
    Approximately 13-18.4% of pregnant women experience depression during pregnancy. There is currently not much information about the relationship between exercise during pregnancy and depressive symptoms in healthy pregnant women The present study assessed the effects of a prenatal exercise program on Edinburgh depression questionnaire score.

    Materials and Methods
    A total of 100 healthy pregnant women (age ≥ 18 years; gestational age 21-24 weeks) were divided into two groups in the experimental group (n=50) and in the control group (n=50). The experimental group was offered a 12-week exercise program (standard recommendations and included both aerobic and strength training) between 20 and 36 weeks of pregnancy, under supervision, every two weeks. They were encouraged to do exercise program at home three days a week. The control group received routine antenatal care. The primary outcome was symptoms of depression assessed by the Edinburgh Depression Inventory at the first interview and immediately after the 12-week intervention.

    Results
    The comparison of mean and standard deviation of the Edinburgh Depression Inventory in the two groups before intervention showed that there was no statistically significant difference between the two groups (p<0.10). After the 12-week intervention, as compared to the control group, the exercise group showed significantly reduced depressive symptoms on the Edinburgh Depression Inventory (p<0.01). Comparison of subtraction of mean and standard deviation of Edinburgh depression scores before and after intervention indicates a statistically significant difference between the two groups (p<0.001).

    Conclusion
    Exercise during pregnancy reduces depressive symptoms. It is recommended to promote exercise and physical activity in pregnancy as a useful measure for the physical and mental health of pregnant women.
    Keywords: Exercise, Depression, Pregnancy
  • Amin Ahmadi *, Amir Hossein Haghighi , Roya Askari , Karim Nikkhah Pages 7-14
    Background and Objective
    Exercise training and coenzyme Q10 supplementation may be effective in reducing the pre-inflammatory and increasing the anti-inflammatory agents in patients with multiple sclerosis. The purpose of this study was to investigate the effects of eight weeks of combined exercise training with resistance dominance along with coenzyme Q10 supplementation on serum levels of TNF-α and IL-10 in these patients.

    Materials and Methods
    In this semi-experimental research, twenty-eight patients with multiple sclerosis were randomly divided into three experimental groups (training+supplement, training+placebo, supplement) and one control (placebo) group. In two exercise training groups, the patients performed a combined training program including three sessions per week (two resistance sessions and one aerobic session) for eight weeks, and in two groups of supplement consumer, they took 200 mg of supplement of coenzyme Q10 daily. Before and after training period, serum levels of TNF-α and IL-10 were measured and the data were analyzed using Shapiro-Wilk's, analysis of covararience and paired samples t-test at a significant level of p˂0.05.

    Results
    Based on the ANCOVA result on post-test values, the difference of the groups was not significant together (p˃0.05). Also, the results of paired samples t-test indicated no significant differences in serum levels of TNF-α and IL-10 in any of the groups as compared to the pre-intervention (p˃0.05).

    Conclusion
    Eight-week combined training and coenzyme Q10 supplementation do not cause significant changes in serum levels of TNF-α and IL-10.
    Keywords: Multiple sclerosis, Combined exercise training with the dominance of resistance, Coenzyme Q10 supplement, TNF-?, IL-10
  • Sadra Jamshidi , Marjan Heshmati *, Mohammadreza Jalali Nadoushan Pages 15-24
    Background and Objective
    Contusion injury causes a major variety of functional and sensory disorders. In this research, we tried to study histological changes after performing contusion model in spinal cord. For this reason, we investigated the effect of acetyl L-carnitine on gliosis reaction by using immunohistochemistry method for GFAP and CNPase after spinal cord injury(SCI).

    Materials and Methods
    In this study, 24 male adult Sprague-Dawley rats were randomly divided into 4 groups. Laminectomy at T9-T11 was done in all of the rats and based on control groups or study groups, normal saline or acetyl L-carnitine (300 mg/kg) was injected. In study groups, SCI was done by 30 gr compression. After 4 weeks, spinal cords were extracted for morphometry and immunohistochemistry study and data were analyzed using t test and ANOVA at p<0.05.

    Results
    Motoneurons reduced after SCI and acetyl L-carnitine reduced this reduction in addition to reduction of astrocytes (p<0.05).

    Conclusion
    For the first time it was shown that in gliosis reaction, acetyl L-carnitine could reduce astrocytes and increase oligodendrocytes (about 3 times) and this improvement may be due to myelin production and also due to better conduction. Further study is needed to distinguish synapse conduction.
    Keywords: Acetyl L-carnitine, Gliosis, Adult Rat
  • Ashraf Pirasteh , Zahra Jouhari , Nafiseh ZafarGhandi , Kobra Khajavi Shojaie *, Somayeh Sayahi Pages 25-32
    Background and Objective
    Physical activity during pregnancy is one of the factors that have beneficial effects on the health of the mother and fetus. This study aimed to determine the pattern of physical activity in nulliparous pregnant women referred to Shaheed Mostafa Khomeini hospital.

    Materials and Methods
    This study was an analytical cross-sectional study that was conducted on 268 healthy nulliparous women in Mostafa Khomeini hospital. The survey tool was a standard questionnaire of physical activity during pregnancy. Data were analyzed using SPSS software (version 16).

    Results
    Only 36.2% of cases had walking pattern in accordance to the guidelines. A significant percentage of the daily activities of the subjects involved house work, mainly in the form of sitting activities (7.34 ± 2.60). The average time spent on sports activities was their least daily activity (0.14 ± 0.08 day/hour). Major activities of mothers were light and inactive. Generally, normal delivery was 30.6% of all deliveries. In 58.6% of subjects, weight gain during pregnancy was greater than recommended rate. There was a significant relationship between the type of delivery and physical activity and sport, so that those who had more walking had a higher probability of normal delivery (p= 0.03).

    Conclusion
    The results of this study support the positive effects of physical activity during pregnancy. However, due to its low popularity in the pregnant women, the appropriate approach is required from relevant institutions including universities and pregnancy care centers.
    Keywords: Physical activity, Pregnant woman, Nulliparous, Weight gain, birth-time weight, Normal labor
  • Leila Khaksar , Pardis Sadat Tabatabaei Panah *, Reza Akbarzadeh Pages 33-42
    Background and Objective
    Alopecia Areata (AA) is characterized by an autoimmune hair loss usually, but not limited to, the scalp, affecting approximately 1-2% of the general population. Although the etiology and pathogenesis of this disease is still unknown, it is known that TNFα-308G/A polymorphism can influence the development of AA. The aim of this study was to investigate TNF-α(rs1800629) in patients with Alopecia Areata.

    Materials and Methods
    This study included 30 AA patients and 15 healthy subjects. Genomic DNA was isolated using DNG plus method and DNA was amplified by PCR-RFLP to detect TNFα-308G/A polymorphism. Furthermore, association of this TNFα-308G/A with demographic factors was assessed.

    Results
    PCR-RFLP results showed that GG was the most frequent genotype in both patient and control groups (P= 0.816). GA genotype was detected in 30% and 20% of patients and controls, respectively (P= 0.477). Genotype AA was detected in 6.7% of controls.

    Conclusion
    The results of TNFα-308G/A polymorphism showed no significant difference with respect to AA disease and demographic factors (p>0.05).
    Keywords: Alopecia Areata, Autoimmune disease, Polymorphism, TNF-?, PCR- FLP
  • Maryam Aminizadeh , Gholamreza Kavoosi * Pages 43-54
    Objective
    In this study, inhibitory effect of Zataria multiflora essential oil on superoxide and nitric oxide production and NADH oxidase (NOX) and nitric oxide synthase (NOS) expression was examined.
    Materials and Methods
    Zataria essential oil was obtained by hydro-distillation and chemical composition was analyzed by gas chromatography-mass spectrometry (GC-MS). Superoxide and nitric oxide scavenging effects of zataria essential oil were tested by biochemical assays. Then, LPS-stimulated macrophages were treated by different concentrations of essential oil and expression of superoxide-producing enzyme and nitric oxide-producing enzyme was investigated by Real-time PCR, also superoxide anion and nitric oxide levels was examined by biochemical assays.
    Results
    The main components of the zataria essential oil were linalool (32.9%), carvacrol (26.7%), thymol (12.5%), p-Cymene (4.5%) and α-Pinene (2%). Zataria essential oil sequestered superoxide anion (O2-) and nitric oxide (NO) in in vitro assay at low concentrations of 70-100 µg/ml. Zataria essential oil at non-cytotoxic level strongly reduced intracellular reactive oxygen species (ROS) and nitric oxide (NO) production in LPS-stimulated macrophages. Superoxide-producing enzyme and NO producing enzyme expression in LPS-stimulated murine macrophage (cell line J774) was declined by zataria essential oil.
    Conclusion
    Due to the results, the in vivo antioxidant activity of zataria essential oil may be attributed to down-production of NO and superoxide and also down-regulation of NOS and NOX expression.
    Keywords: Nitric oxide, Superoxide anion, Nitric oxide synthase, NADH oxidase
  • Sedigheh Haj Manoochehri , Pardis Sadat Tabatabaei Panah *, Reza Akbarzadeh Pages 55-63
    Background and Objective
    Bullous pemphigoid (BP) is the most frequently occurring entity among autoimmune bullous skin diseases. Although the genetic determinants of BP have not been precisely elucidated, some studies have shown an association between a mutation in Exon 10 of COL17A1 gene (rs805708) and BP disease susceptibility. Yet, these findings had so far not been independently replicated, and no data on a possible association of these mutations and BP in Iranian population were available.

    Materials and Methods
    This study contained 20 BP patients and 20 healthy controls. Genomic DNA was isolated using DNG-plus. The mutation in Exon 10 of COL17A1 gene (rs805708) was evaluated by using tetra-primer ARMS PCR method. Several relevant information such as demographic data (age, gender, and so forth) or clinical characteristics were analyzed for a possible effect of these factors on susceptibility to BP in patients.

    Results
    The results of the mutation in Exon 10 of COL17A1 gene (rs805708) showed no significant difference between patients and controls (p>0.05).

    Conclusion
    Comparison of mutant genotype in a mutation in Exon 10 of COL17A1 gene (rs805708) showed no significant difference. These results show that the genetic predisposition to develop BP can greatly varies among different ethnic groups.
    Keywords: COL17A1, Bullous pemphigoid, Autoimmune disease, Mutation