فهرست مطالب

دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - سال هفدهم شماره 2 (پیاپی 39، تابستان 1383)
  • سال هفدهم شماره 2 (پیاپی 39، تابستان 1383)
  • 105 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1383/05/15
  • تعداد عناوین: 12
|
  • علویه وحید صفحه 5
    ضایعات ثلث سرویکال ریشه مثل پروفوریشن ها (ایاتروژنیک یا در اثر تحلیل)، شکستگی ها یا پوسیدگی های پیشرفته مواردی هستند که تهیه رستوریشن مناسب برای دندانها را با مشکل مواجه می سازند. گاهی برای در دسترس قرار گرفتن نسج سالم دندان مجبور به جراحی پریودنتال بلندکردن تاج (Crown Lengthening) می شویم که به جای آن می توان از Forced Eruption (FE) یا رویاندن کششی که درمان مناسب تری بخصوص برای دندانهای قدامی است، استفاده کرد. با این درمان ضایعات ثلث سرویکال در دسترس قرار می گیرند و می توان بدون درگیری لثه مجاور، رستوریشن مناسبی روی آنها قرار داد. در این مقاله سعی شده است با مروری بر مقالات متعدد و بررسی های شخصی این روش درمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
    کلیدواژگان: رویاندن کششی، اکستروژن: افزایش طول تاج
  • تبسم هوشمند، علیرضا کشواد، کیوان محرم زاده صفحه 14
    بیان مساله: با کاربرد صحیح سایلن (Silane) بدون نیاز به اچ کردن سطوح سرامیکی با اسید هیدروفلویوریک، اتصال (Bond) مطلوب کششی بین سرامیک و رزین حاصل می گردد. با توجه به اهمیت اتصال سرامیک به رزین کامپوزیتی در دندانپزشکی، امروزه بررسی بیشتر روش کاربردی صحیح سایلن با آزمونهای مناسب تر دیگر ضروری به نظر می رسد.
    هدف
    مطالعه حاضر با هدف مقایسه Interfacial Fracture Toughness سطوح سرامیکی صاف و خشن باندشده با روش صحیح کاربرد سایلن به یک رزین انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، 80 دیسک سرامیکی به قطر 10 و ضخامت 2 میلیمتر تهیه گردید. به منظور Surface Treatment از چهار روش مختلف 1) پالیش سطوح سرامیکی تا 1 میکرون،Gritblast (2 با ذرات آلومینای 50 میکرون، 3) اچینگ با اسید 10% HF به مدت 2 دقیقه و Gritblast (4 و اچینگ استفاده شد. (در هر گروه 20 نمونه مورد بررسی قرار گرفت). دیسک های سرامیکی داخل رزین PMMA قرار داده شدند و در ناحیه Adhesive، توسط نوار تفلون پوشانده شدند. یک سوراخ گرد به قطر 3 میلیمتر با زاویه 90 درجه روی نوار تفلون پانچ شد. سطوح سرامیکی Expose مانده، توسط روش بهینه شده کاربرد سایلن، Treat شدند و بعد از کاربرد یک Unfilled Resin، رزین استوانه ای به قطر 4 و طول 11 میلیمتر بر روی آن ساخته شد؛ سپس نمونه ها در دو محیط نگهداری مختلف (گروه: A آب مقطر 37 درجه سانتیگراد به مدت 24 ساعت و گروه: B آب مقطر 37 درجه سانتیگراد به مدت 30 روز) قرار گرفتند (GIC) Interfacial Fracture Toughness با سرعت 1 mm/min اندازه گیری شد. نحوه شکست با استفاده از استریومیکروسکوپ و سطوح شکست با استفاده از میکروسکوپ الکترونی بررسی گردیدند. به منظور تحلیل داده ها از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون Independent-Samples t استفاده شد.
    یافته ها
    مقدار میانگین Interfacial Fracture Toughness به شرح زیر بود:1) گروه A: 4) 379.4±127.8 J/m2±SD، 3) 364.5±169.8، 2) 304.5±109.2، 317.1±114.82) گروه B: 4) 639.9±489 J/m2±SD، 3) 629.3±182.6، 2) 648±185.1، 255.6±134.4بین میانگین میزان GIC گروه های A1 تا A4 اختلاف معنی داری وجود نداشت. (p<0.05) اما میانگین میزان GIC در گروه B1 به طور معنی داری با گروه های B2،B3 و B4 اختلاف داشت (p<0.05)؛ همچنین افزایش قابل ملاحظه ای در میزان GIC در گروه های اچ شده و Gritblastشده بعد از 30 روز نگهداری در آب مقطر 37 درجه سانتیگراد وجود داشت. (p<0.05) نحوه شکست به طور غالب به صورت Interfacial و یاCohesive در رزین بود.
    نتیجه گیری
    روش آزمون اندازه گیری Fracture Toughness مورد استفاده در این تحقیق می تواند برای ارزیابی ناحیه Adhesive در سیستم های سرامیک- رزین مناسب باشد و در صورت استفاده از روش مناسب کاربرد سایلن، گیر میکرومکانیکال با Gritblast نمودن سطوح سرامیکی بدون نیاز به اچ کردن سطوح سرامیکی با HF کافی است.
    کلیدواژگان: سرامیک های دندانی، رزین، سایلن، چغرمگی
  • مریم سقا زاده، نرگس عشایری صفحه 26
    بیان مساله: جهت برداشت پلاک میکروبی از سطوح دندانی، تاکنون روش های مختلفی برای مسواک زدن ارائه شده است. توانایی این روش ها در برداشت پلاک میکروبی و نیز زمان لازم برای آموزش، یادگیری و انجام آنها، می تواند متفاوت باشد؛ ضمن این که کارایی هر یک از این روش ها ممکن است در طول زمان به دلیل کاهش دقت عمل کننده در رعایت اصول آموخته شده، کاهش یابد؛ به همین دلیل انتخاب موثرترین روش مسواک زدن مطلبی قابل بررسی است.
    هدف
    مطالعه حاضر با هدف مقایسه کارایی شش روش رایج و پذیرفته شده مسواک زدن بلافاصله پس از آموزش و نیز پس از مدت 7±1 روز استفاده از هر روش، انجام شد؛ همچنین زمان لازم برای آموزش، یادگیری و کاربرد روش ها مورد مقایسه قرار گرفت.
    روش بررسی
    این تحقیق به صورت Single Blind Randomized Controlled Trial طراحی شد؛ 15 نفر داوطلب از بین دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در مقطع علوم پایه، مورد مطالعه قرار گرفتند. روش های مسواک زدن مورد بررسی شامل روش های Roll، Bass، Charters (C)، Modified Stillman (MS) و Modified Bass به دو طریق (MB2، MB1) بود. تمام روش های مورد بررسی با ترتیب انتخاب تصادفی و طی شش دوره متوالی به هر شرکت کننده آموزش داده شد. طی دوره نخست در جلسه اول پس از پالیش کامل دندانها، از شرکت کننده درخواست شد به مدت 72-48 ساعت از تمیزکردن دهان به هر نحوی خودداری نماید. در جلسه دوم پس از ثبت پلاک ایندکس اولری، روش انتخاب شده آموزش داده شد و در پایان داوطلب دهان خود را به همان روش مسواک می زد. مجددا ایندکس پلاک اولری ثبت گردید. زمان لازم برای آموزش، یادگیری و استفاده از روش، تعیین و ثبت گردید. در پایان از داوطلب خواسته شد که به مدت 7±1 روز و روزی دو مرتبه به روش تازه آموخته شده، مسواک بزند. پس از این مدت در جلسه سوم ایندکس پلاک اولری برای بار سوم ثبت گردید و پس از پالیش مجدد دندانها دستور مجدد توقف هر گونه اقدام تمیزکننده دندانها به مدت 72-48 ساعت داده شد. این مدت به عنوان دوره Wash Out مرحله قبل و آماده سازی مرحله بعد در نظر گرفته شد؛ سپس دوره های بعد نیز با همین روند در جلسات اول تا سوم انجام گرفت. در نهایت میزان پلاک میکروبی در دندانهای مختلف و سطوح مختلف دندانی، در اولین مرتبه استفاده و نیز پس از 7±1 روز استفاده از روش ها مورد بررسی قرار گرفت؛ همچنین زمان لازم برای آموزش و استفاده از روش ها نیز مقایسه شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از برنامه SPSS و بر اساس آنالیز واریانس بلوک های کامل تصادفی تحلیل گردید.
    یافته ها
    از نظر تمیزکردن همه سطوح دندانها، در کاربرد بلافاصله پس از آموزش، روش C نسبت به بقیه روش ها بجز MB1 و روش MB1 نسبت به دیگر روش ها بجز C کارایی بیشتری نشان دادند (05/0 P<) ولی در این مرحله اختلاف بین این دو روش و نیز بین دیگر روش ها معنی دار نبود. پس از یک هفته استفاده از روش ها، در کارایی روش های مختلف تفاوت معنی دار مشاهده نگردید؛ از نظر تمیزکردن دندانهای خلفی در کاربرد بلافاصله پس از آموزش، روش C از بقیه روش ها بجز MB1 بطور معنی داری کارایی بیشتری نشان داد (05/0 P<). برتری روش MB1 نیز نسبت به برخی روش های دیگر معنی دار بود (05/0 P<) ولی بین روش C و MB1 تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد. پس از یک هفته کاربرد نیز روش C نسبت به بقیه روش ها بجز MB1 برتری معنی دار آماری نشان داد (05/0 P<) ولی اختلاف دو روش C و MB1 معنی دار نبود. در اولین کاربرد روش ها، کارایی روش C در تمیزکردن دندانهای قدامی بطور معنی داری بیشتر از روش های MS، Bass و MB2 بود (05/0 P<). روش MB1 نیز از این نظر نسبت به روش های دیگر برتری معنی داری نشان داد اما بین دو روش MB1 و C تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت. پس از یک هفته کاربرد روش ها نیز، کارایی روش های مختلف در تمیزکردن دندانهای قدامی تفاوت آماری معنی داری نشان نداد. از نظر زمان مورد نیاز برای آموزش یادگیری و کاربرد، از نظر آماری روش C تنها از روش های Bass و Roll و نیز روش MBI فقط از روش Roll وقت گیرتر بوده اند؛ همچنین روش MB2 نیز از روش های Boss، Roll و MS به صورت معنی داری وقت گیرتر بود (001/0 P<).
    نتیجه گیری
    بر اساس تحقیق حاضر به نظر می رسد با استفاده کامل و صحیح از روش ها، از نظر برداشت پلاک میکروبی روش های C و MB1 که طی آن روش های Bass و Roll بطور مستقل ولی متوالی بکار می رود، کارآمدتر از سایر روش ها می باشند ولی با گذشت زمان از کارایی روش ها و اختلاف بین آنها کاسته می شود که به نظر می رسد این امر ناشی از کاهش دقت عمل کننده و عدم رعایت تمام جزئیات روش باشد؛ همچنین هر چند زمان لازم برای روش های مختلف تفاوت دارد، ولی زمان لازم برای موثرترین روش ها (C و MB1) با یکدیگر و با بیشتر روش های دیگر تفاوت معنی دار نداشته است.
    کلیدواژگان: روش مسواک زدن، روش Bass، روش Roll، روش Charters، روش Modified Bass، روش Modified Stillman
  • علی اکبر خوشخو نژاد*، افشین خورسند، فهیمه رستگار صفحه 39
    بیان مساله: معمولا برای کنترل درد پس از جراحی های پریودنتال در بیشتر موارد از مسکن های سیستمیک استفاده می شود که از جمله معایب این درمان دیر اثر بودن آنها و خطر عوارض جانبی می باشد. دهانشویه بنزیدامین هیدروکلراید، داروی ضدالتهاب غیراستروییدی با اثر بی حس کنندگی موضعی می باشد. عوارض جانبی آن نادر و شامل کرختی و سوزش مخاط می باشد. بنزیدامین اثرات دارویی خود را بسیار سریع بروز می دهد.
    هدف
    مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه بنزیدامین و استامینوفن کدئین در کاهش درد پس از جراحی های پریود نتال انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه که به روش کارآزمایی بالینی انجام شد، 18 بیمار از مراجعه کنندگان به بخش پریودنتیکس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انتخاب شدند. این بیماران مبتلا به پریودنتیت مزمن اولیه یا متوسط بودند و حداقل در دو ناحیه از دهان نیاز به جراحی داشتند. ضایعات در دو ناحیه تا حد امکان با هم مشابه بودند. برای بیماران پس از مرحله اول جراحی، دهانشویه بنزیدامین هیدروکلرید و پس از مرحله دوم جراحی (ناحیه بعدی) استامینوفن کدیین تجویز شد. میزان کاهش درد با استفاده از نمودارVisual Analog Scale (VAS) سنجیده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمونهای آماری غیرپارامتری Wilcoxon-Signed، Mann Whitney انجام شد.
    یافته ها
    بین اثر ضددرد بنزیدامین هیدروکلراید و استامینوفن کدیین پس از جراحی های پریودنتال اختلاف معنی داری وجود داشت؛ به عبارت دیگر میزان درد به دنبال مصرف استامینوفن کدیین کمتر از موقعی بود که بنزیدامین استفاده شده بود (008/0 P=). بین اثر ضددرد بنزیدامین هیدروکلراید و استامینوفن کدیین پس از جراحی در بیماران مبتلا به پریودنتیت مزمن اولیه (1/0 P=) و در بیمارانی که استئوپلاستی برای آنها انجام شد (31/0 P= و یا در مواردی که تصحیح استخوان انجام نشد (18/0 P=)، اختلاف معنی داری وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    در بیمارانی که احتمال درد کمی پس از جراحی در آنها وجود دارد، مثل بیماران مبتلا به پریودنتیت اولیه، بیمارانی که برای آنها استئوپلاستی انجام شده و یا بیمارانی که تصحیح استخوان برای آنها انجام نشده است، می توان بنزیدامین را به عنوان مسکن تجویز نمود؛ در سایر موارد جراحی، بهتر است به منظور کاهش در مصرف مسکن سیستمیک، دهان شویه بنزیدامین هیدروکلراید را به همراه استامینوفن کدیین تجویز نمود.
    کلیدواژگان: جراحیهای پریودنتال، بنزیدامین هیدروکلراید، استامینوفن، درد بعد از جراحی
  • مرجانه قوام نصیری، رضا گوهریان، اعظم سادات مدنی، تقی سالاری صفحه 45
    بیان مساله: عادات پارافانکشنال مهمترین علت ایجاد ضایعات غیر پوسیده طوق هستند و حل این مشکل ممکن است بر وضعیت ضایعات فوق تاثیر بگذارد.
    هدف
    مطالعه حاضر با هدف بررسی یک ساله تاثیر تصحیح اکلوژن بر میزان موفقیت معیارهای کلینیکی ترمیم های سرویکالی دندان انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه بالینی،60 عدد ترمیم سرویکالی همرنگ دندان در دندانهای نیش و پرمولر، در بیماران با عادات پارافانکشن (دندان قروچه و فشار دندانی) مورد بررسی قرار گرفت. دندانها (از نظر نوع ماده ترمیمی)، به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در گروه اول (30 نمونه)، از یک نوع کامپوزیت رزین سیال (Tetric Flow، گروه A) و در گروه دوم (30 نمونه) از یک کامپومر (Compoglass Flow، گروه B) استفاده شد. بعد از ترمیم هر گروه به دو زیر گروه (A1، A2، B1، B2) تقسیم شدند. در زیرگروه شماره 1، بعد از ترمیم برای بیماران تصحیح اکلوژن انجام شد (گروه مورد)؛ در زیر گروه شماره 2، بعد از ترمیم تصحیح اکلوژن انجام نشد (گروه شاهد). ارزیابی به صورت یک سوکور و در زمان 6 و 12 ماه پس از ترمیم طبق طبقه بندی US Public Health Service (USPHS) انجام شد. معیارهای ارزیابی عبارت بودند از: دقت مارجین، تغییر رنگ مارجین، پوسیدگی، حساسیت پس از ترمیم و افتادن ترمیم. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون دقیق Fisher تحلیل گردید.
    یافته ها
    ترمیم های Compoglass Flow گروه B1 بعد از 12 ماه، در مقایسه با گروه B2 نتایج بهتری را نشان داد. اما بین دو گروه ترمیم های Tetric Flow A2)، (A1 اختلاف قابل ملاحظه ای مشاهده نشد؛ همچنین در وضعیت معیارهای کلینیکی بین گروه های A2 و B2 اختلافی مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    طبق یافته های این مطالعه می توان بیان کرد که تصحیح اکلوژن تاثیر بسزایی بر موفقیت کلینیکی ترمیم های Compoglass Flow در ضایعات بدون پوسیدگی طوق دندان دارد؛ البته لازم به ذکر است تصحیح اکلوژن در موفقیت ترمیم های Tetric Flow تاثیر قابل ملاحظه ای نداشت.
    کلیدواژگان: تصحیح اکلوژن، ترمیم های سرویکالی، ضایعات بدون پوسیدگی
  • یحیی برادران نخجوانی، قاسم میقانی، مرجان اخوان صفحه 53
    بیان مساله: پالپوتومی یکی از شایعترین درمانها در دندانهای شیری می باشد؛ بنابراین یافتن ماده ای مناسب و ایمن برای این درمان ضروری است. مطالعات نشان داده اند که سولفات آهن می تواند به عنوان ماده درمانی در پالپوتومی مطرح شود.
    هدف
    مطالعه حاضر با هدف مقایسه تغییرات بالینی و پرتونگاری پالپوتومی سولفات آهن و فرموکرزول در مولرهای شیری کودکان 8-3 ساله انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی (Clinical Trial)، 15 کودک 8-3 ساله از بین مراجعه کنندگان به بخش کودکان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، که بیماری سیستمیک و یا منع تجویز درمان پالپوتومی نداشتند و دارای حداقل دو دندان خلفی مناسب از لحاظ بالینی و پرتونگاری برای پالپوتومی بودند، انتخاب شدند. در مجموع 43 دندان مورد مطالعه قرار گرفت و در هر بیمار از هر دو روش پالپوتومی با سولفات آهن و فرموکرزول استفاده شد. پس از آن، بیماران در دوره های فراخوانی 3، 6، 9 و 12 ماه پس از درمان، از نظر بالینی و پرتونگاری مورد بررسی قرار گرفتند. در معاینات پیگیری برای بررسی مقایسه ای بیشتر، دندانهای دارای موارد شکست از مطالعه خارج نگردید و در پیگیری های بعدی نیز از لحاظ بالینی و پرتونگاری بررسی شدند. به منظور تحلیل داده ها از آزمون Chi-square و آزمون دقیق Fisher استفاده شد و موفقیت کلی درمان بر اساس یافته های بالینی و پرتونگاری به طور توام تعیین شد.
    یافته ها
    در تمام زمانهای فراخوانی (3، 6، 9 و 12ماه پس از درمان) پالپوتومی با فرموکرزول میزان موفقیت بیشتری را (7/73%) نسبت به پالپوتومی سولفات آهن (8/70%) نشان داد. این اختلاف از لحاظ آماری معنی دار نبود (05/0P>). آزمونهای آماری اختلاف معنی داری را از نظر بروز درد، تحلیل داخلی، تحلیل خارجی، متامورفوز کلسیفیک، آبسه، تحلیل انتهای ریشه، رادیولوسنسی در ناحیه انتهای ریشه و رادیولوسنسی در ناحیه بین ریشه ها بین دو درمان نشان ندادند.
    نتیجه گیری
    اگرچه سولفات آهن به دلیل سمیت کمتر ممکن است جانشین مناسبی برای فرموکروزول در پالپوتومی مولرهای شیری باشد ولی برای بررسی اثرات دراز مدت آن به مطالعات بیشتر با دوره پیگیری طولانی تر و منظور کردن تعداد نمونه بیشتر در مطالعه نیاز می باشد.
    کلیدواژگان: پالپوتومی، سولفات آهن، فرموکرزول
  • اعظم سادات مدنی، بهجت الملوک عجمی صفحه 62
    بیان مساله: در سالهای اخیر تعداد بیماران مبتلا به اختلالات مفصل گیجگاهی فکی در کودکان و نوجوانان افزایش یافته و تاکنون مطالعه ای پیرامون ارتباط روابط اکلوزالی و این اختلالات در بین نوجوانان شهر مشهد انجام نشده است.
    هدف
    مطالعه حاضر با بررسی ارتباط شاخصهای اکلوژن و مال اکلوژن باTemporomandibular Disorders (TMD) در نوجوانان شهر مشهد با دامنه سنی 14-11 سال انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی مقطعی، 1066 دانش آموز (533 پسر و 533 دختر) با دامنه سنی 14-11 سال (96/0±62/12 سال) از مناطق هفتگانه آموزش و پرورش شهر مشهد انتخاب شدند و مفصل گیجگاهی فکی آنها به طور کامل معاینه گردید. تمامی شاخصهای اکلوژن، شامل نوع سیستم دندانی، کلاس بندی Angle، انواع مال اکلوژن مانند کراس بایت، دیپ بایت، اپن بایت و انواع اکلوژن در حرکات طرفی، تماسهای زوردس در حرکت طرفی و پیشگرایی در این افراد بررسی شد. داده ها با استفاده از آزمونهای آماری t، Logestic Regression، Chi-squire مورد تحلیل آماری قرار گرفت.
    یافته ها
    میزان شیوع TMD، در مجموع 5/23% بود. بین نوع سیستم دندانی نوع کلاس بندی Angle و نوع اکلوژن در حرکات طرفی و وجود TMD ارتباط آماری معنی داری وجود نداشت. در بین انواع مال اکلوژن، ارتباط آماری معنی داری بین TMD و Deep Over Bite وجود داشت (05 /0 P<). تماسهای پیش رس در حرکات طرفی در سمت Balancing ارتباط معنی داری با بروز TMD داشت (003/0=P).
    نتیجه گیری
    در این مطالعه مهمترین عامل در ایجاد TMD در گروه بیمار در میان عوامل احتمالی مورد بررسی، تماس زودرس دندانی در سمت Balancing و پس از آن مال اکلوژن Deep Bite بود.
    کلیدواژگان: اختلالات مفصل گیجگاهی فکی، اکلوژن: مال اکلوژن
  • تاثیر هیپوکلریت سدیم بر میزان ریز نشت در ترمیم های کامپوزیت
    سکینه آرامی، مریم قوام، مریم عباس زاده صفحه 71
    بیان مساله: از آنجا که نقش الیاف کلاژن در ادهیژن کاملا ثابت شده نیست، ممکن است حذف شبکه کلاژن اکسپوز شده پس از اچینگ توسط یک عامل دپروتیینیزه کننده مانند هیپوکلریت سدیم سبب سهولت دسترسی ادهزیو رزین به یک سوبسترای نفوذپذیرتر و حساسیت کمتر به محتوای آب گردد که باندینگ با دوام تری را نیز به دنبال خواهد داشت.علاوه بر این چون از هیپوکلریت سدیم در کلینیک به عنوان تمیزکننده حفره، بند آورنده خون یا شستشو دهنده کانال استفاده می شود، ممکن است تاثیرات آن بر سطح، قبل از اچینگ در کیفیت باند موثر باشد.
    هدف
    مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر 2 دقیقه کاربرد هیپوکلریت سدیم 25/5% بر میزان ریزنشت عاجی ترمیم های کامپوزیت با دو دنتین باندینگ متفاوت انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، مداخله ای، 72 دندان انسیزور دایمی مندیبل گاو تهیه شد. حفره های کلاس 5 در روی عاج ایجاد شد. سپس دندانها به طور تصادفی و مساوی به شش گروه (A1، A2، B1، B2، C1 و C2) با مشخصات زیر تقسیم شدند:گروه A1: اچینگ معمولی با استفاده از باندینگ عاجی Scotchbond Multipurpose Plus (SBMPp) گروه A2: اچینگ معمولی با استفاده از باندینگ عاجی One Stepگروه B1: NaOCl + اچینگ معمولی + SBMPp گروه B2: NaOCl + اچینگ معمولی + One Step گروه C1: اچینگ معمولی + NaOCl + SBMPp گروه C2: اچینگ معمولی + NaOCl + One Step پس از اتمام مراحل باندینگ طبق دستور کارخانه از کامپوزیت Z100 برای ترمیم استفاده شد؛ سپس نمونه ها در 500 سیکل در آب 55 و 5 درجه سانتیگراد ترموسایکل شدند. پس از غوطه وری نمونه ها در محلول فوشین قلیایی 2/0%، دندانها از قسمت مرکزی حفره در جهت باکولینگوالی، برش داده شدند و درصد نفوذ رنگ در حفره توسط لنز مدرج استریومیکروسکوپ اندازه گیری شد. میانگین ریزنشت نمونه ها با استفاده از آنالیز واریانس Two way تحلیل گردید.
    یافته ها
    مقدار ریزنشت گروه B به طور معنی داری کمتر از گروه های A و C بود (001/0 P<)؛ بین گروه های A و C اختلاف معنی داری وجود نداشت (73/0 P=)؛ همچنین بین زیر گروه های A، B و C (داخل هر گروه آزمایشی) اختلاف معنی داری وجود نداشت (852/0 P=)؛ بین نوع باندینگ عاجی و روش مداخله سطحی اثرات تداخلی وجود نداشت (946/0 P=).
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه نشان داد که کاربرد هیپوکلریت سدیم پس از اچینگ عاج برای حذف لایه هیبرید بر مقدار ریزنشت آن نسبت به روش معمولی باندینگ تاثیری ندارد؛ اما استفاده از این ماده، قبل از شروع اچ کردن، باعث بهبود سیل ترمیم می شود. درضمن بین دو ماده باندینگ عاجی مورد آزمایش که از لحاظ نسل و نوع حلال متفاوت بودند، اختلاف آماری معنی داری وجود نداشت.
    کلیدواژگان: هیپوکلریت سدیم، دنتین باندینگ، ریزنشت
  • زینب کدخدا، رویا عطایی صفحه 80
    بیان مساله: افزایش حجم لثه (GOI) یکی از عوارض جانبی و شایع درمان دارویی سیکلوسپورین می باشد. آزیترومایسین آنتی بیوتیک ماکرولیدی است که تاثیر آن در کاهش افزایش حجم لثه ناشی از مصرف سیکلوسپورین در مقالات متعدد مورد بحث قرار گرفته است.
    هدف
    مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر آزیترومایسین سیستمیک بر روی افزایش حجم لثه ناشی از مصرف سیکلوسپورین در بیماران دریافت کننده کلیه پیوندی انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه مورد- شاهدی و کارآزمایی بالینی 18 بیمار (6 زن و 12 مرد) پیوند کلیه که افزایش حجم لثه در آنها مشاهده شد، مورد مطالعه قرار گرفتند. بیماران به طور تصادفی در دو گروه درمانی قرار گرفتند: گروه مورد با مصرف آزیترومایسین سیستمیک و گروه شاهد با مصرف پلاسبوی سیستمیک. شاخصهای خونریزی در حین پروب کردن (BOP)، طول تاج کلینیکی (CL)، عمق پاکت (PPD)، شاخص افزایش حجم لثه (GOI) و Stent-IDP (فاصله عمودی یک Stent یا Plate در تماس با سطح اکلوزال دندانها در حداقل سه نقطه از قدامی ترین نقاط تماس تا نوک پاپی مزیال) قبل از درمان و دو و شش هفته پس از درمان اندازه گیری شدند. به منظور تحلیل داده های به دست آمده، از آزمونهای Wilcoxon و Mann-Whitney استفاده شد.
    یافته ها
    بیشتر شاخصهای اندازه گیری شده در دو گروه مورد و شاهد پس از دو هفته به میزان معنی داری بهبود یافتند (05/0 P<). تفاوت میان دو گروه از نظر تغییر در متغیرهای مورد بررسی در زمانهای مختلف معنی دار نبود و بین دو گروه تنها از نظر شاخص BOP تفاوت معنی داری وجود داشت (05/0 P<)؛ به عبارت دیگر این شاخص پس از شش هفته در گروه مورد بهبود بیشتری را نسبت به گروه شاهد نشان داد.
    نتیجه گیری
    در مجموع از یافته های این مطالعه، چنین استنباط می شود که تاثیر آزیترومایسین بر افزایش حجم لثه ناشی از مصرف سیکلوسپورین که در مطالعات قبلی گزارش شده تا حدودی اغراق آمیز است و احتمالا تاثیر این دارو فقط کاهش التهاب بوده است.
    کلیدواژگان: افزایش حجم لثه، سیکلوسپورین، آزیترومایسین
  • داریوش گودرزی پور، شکوفه شهرابی فراهانی، هوشمند واحدی گشنیانی صفحه 87
    بیان مساله: یکی از ضایعات دندانی که معمولا با استفاده از کلیشه های پری اپیکال تشخیص داده می شود، تحلیل اپیکالی ریشه دندان می باشد. تشخیص وجود و مقدار این عارضه می تواند در نحوه درمان ریشه و پیش آگهی درمان تاثیرگذار باشد.
    هدف
    مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان کارایی پرتونگاری پری اپیکال در تشخیص تحلیل اپیکالی ریشه انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی (In-vitro) 60 دندان که قبل از خارج شدن، از آنها پرتونگاری تهیه شده بود، مورد مطالعه بافت شناسی قرار گرفتند و نتیجه بررسی های پرتوشناختی و بافت شناختی از نظر وجود و شدت تحلیل اپیکالی ریشه با استفاده از آزمون تعمیم یافته فیشر با یکدیگر مقایسه شدند.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه اختلاف معنی داری را بین دو روش پرتوشناختی و بافت شناسی نشان داد (0003/0 P=). تنها در 33/53% از موارد ارزیابی این دو روش با یکدیگر منطبق بودند که از این تعداد 23% واجد تحلیل ریشه بودند. عدم هماهنگی در 46% از موارد مشاهده شد؛ همچنین هیچ گونه اختلافی بین شیوع تحلیل اپیکالی در دندانهای فک بالا و پایین وجود نداشت (233/0 P=). میزان حساسیت پرتونگاری پری اپیکال در تشخیص تحلیل اپیکال ریشه در این تحقیق 3/57 % تعیین شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های این مطالعه، به نظر می رسد تکنیک پری اپیکال برای تشخیص تحلیل اپیکالی ریشه دندان، از کارایی مطلوبی برخوردار نمی باشد و لازم است محدودیت آن مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تحلیل اپیکال، پری اپیکال، بافت شناسی، حساسیت، پرتونگاری
  • مجید صاحبی، شهین رکنی صفحه 94
    بیان مساله: کشور ایران از نظر اقلیمی دارای شرایط آب و هوای مختلف است و با توجه به اختلاف زیاد دما و رطوبت در شهرهای مختلف و استفاده وسیع و همگانی لابراتوارهای پروتز از استون نوع IV برای ساخت دای، انجام این بررسی ضروری به نظر رسید.
    هدف
    مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر دما، رطوبت و زمان بر تغییرات ابعادی استون نوع IV (Velmix) انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، به منظور قالبگیری نیاز به یک مدل با ابعاد ثابت بود که نمونه مکعبی شکل فلزی با ابعاد 10 میلی متر ساخته شد سپس با استفاده از ماده قالبگیری از نوع سیلیکون تراکمی به کمک تری مخصوص با 10 خانه به ابعاد 25 20 15 قالبگیری در 10 مرحله انجام گرفت. قالبها به طور همزمان با استون نوع IV ریخته و 80 نمونه در دستگاه مخصوص نگهداری شد. پس از زمانهای انتخابی 2 تا 24 ساعت و یک هفته نمونه ها که در 3 گروه 10 تایی با مشخصات رطوبت ثابت و دمای متغیر و 5 گروه 10 تایی با مشخصات دما ثابت و رطوبت متغیر نگهداری شده بودند، با میکرومتر با دقت 01/0 میلیمتر اندازه گیری گردیدند؛ سپس با استفاده از آنالیز واریانس تک عاملی- دو عاملی و دانکن نمونه ها تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه نشان داد که زمان در ایجاد تغییرات ابعادی نقش ندارد؛ تغییرات دما و رطوبت باعث ایجاد تغییرات ابعادی در گچ می شود؛ همچنین افزایش دما باعث انقباض و افزایش رطوبت باعث انبساط می گردد.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این مطالعه بهترین دما برای ایجاد کمترین تغییر ابعادی 20 درجه و بهترین رطوبت برای ایجاد کمترین تغییرات ابعادی 30% می باشد.
    کلیدواژگان: قالبگیری، انبساط، تغییرات ابعادی
  • گزارش یک مورد Benign Mesenchymoma در لثه
    شکوفه شهرابی، محمدرضا طالبی اردکانی صفحه 101
    Benign Mesenchymoma تومور خوش خیم نسج نرم است که علاوه بر داشتن زمینه ای از بافت فیبروز، حاوی حداقل دو بافت مزانشیمی بالغ می باشد. در این مقاله، یک مورد نادر از این ضایعه در لثه مردی 53 ساله گزارش می گردد؛ همچنین پاتوژنز و خصوصیات کلینیکی و پاتولوژیکی این تومور غیر شایع در ناحیه سر و گردن مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: مزانشیمومای خوش خیم، تومور خوش خیم، تومور نسج نرم، لثه
|
  • A. Vahid* Page 5
    Cervical third root defects, like perforations (due to resoption or iatrogeic), fractures or invasive decays make great difficulties for appropriate restoration making. In these circumstances crown lengthening is needed, especially for anterior teeth. Forced eruption also could be a beneficial treatment. By this therapy, cervical third root defects will be available to receive a good restoration. without gum and biologic width problems. In this article tried to introduce this method of therapy by reviewing litraure and with regard to personal research.
    Keywords: Forced Eruption, Extrusion, Biologic width
  • T. Hooshmand*, A. Keshvad, K. Moharamzadeh Page 14
    Statement of Problem: In a previous study it was reported that a durable resin-ceramic tensile bond could be obtained by an appropriate silane application without the need for HF acid etching the ceramic surface. Evaluation of the appropriate application of silane by other test methods seems to be necessary.
    Purpose
    The purpose of this study was to compare the interfacial fracture toughness of smooth and roughened ceramic surfaces bonded with a luting resin.
    Materials And Methods
    Ceramic discs of 10 mm in diameter and 2 mm in thickness were prepared. Four different surface preparations (n=10) were carried out consisting of (1) ceramic surface polished to a 1µm finish, (2) gritblasted with 50µm alumina, (3) etched with 10% HF for 2 min, and (4) gritblasted and etched. The ceramic discs were then embedded in PMMA resin. For the adhesive area, the discs were masked with Teflon tapes. A circular hole with diameter of 3 mm and chevron-shaped with a 90° angle was punched into a piece of Teflon tape. The exposed ceramic surfaces were treated by an optimised silane treatment followed by an unfilled resin and then a luting resin cylinder of 4mm in diameter and 11 mm in length was built. Specimens were stored in two different storage conditions: (A): Distilled water at 37°C for 24 hours and (B): Distilled water at 37°C for 30 days. The interfacial fracture toughness (GIC) was measured at a cross-head speed of 1 mm/min. The mode of failure was examined under a stereo-zoom microscope and fracture surfaces were examined under Scanning Electron Microscope.
    Results
    The mean interfacial fracture toughness values were Group A: 1) 317. 1±114. 8, 2) 304. 5±109. 2, 3) 364. 5±169. 8, and 4) 379. 4±127. 8 J/m2±SD. Group B: 1) 255. 6±134. 4, 2) 648. 0±185. 1, 3) 629. 3±182. 6 and 4) 639. 9 ±489. 0 J/m2±SD. One way Analysis of Variance showed that there was no statistically significant difference in the mean interfacial fracture toughness for groups A1-A4 (P>0. 05). However, the mean interfacial fracture toughness for group B1 was significantly different from that for groups B2, B3 and B4 (P<0. 05). Independent-ٍٍٍSamples T-Test results showed that there was a significant increase in the GIC mean value for groups B2 and B3 after 30 days water storage (P<0. 05). The modes of failure were predominantly interfacial or cohesive within the resin.
    Conclusions
    The fracture toughness test method used in this study would be appropriate for analysis of the adhesive zone of resin-ceramic systems. From the results, it can be concluded that micro-mechanical retention by gritblasting the ceramic surfaces could be sufficient with no need for HF acid etching the ceramic surfaces when an appropriate silane application procedure is used.
    Keywords: Dental ceramics, Luting resin, Silane, Fracture toughness, Interface
  • M. Saghazadeh*, N. Ashayeri Page 26
    Statement of Problem: There are different tooth brushing methods for removing dental plaque from tooth surfaces. The effectiveness of these methods, and the time needed for instruction, learning and using seem to be different. Also, it is possible that the effectiveness of each method reduces with time, based on its difficulty level and the reduction of the patient s attention in following the given instructions.
    Purpose
    The aim of this research was to compare the effectiveness of six different accepted tooth brushing methods on total and specific teeth, as well as on special tooth surfaces. The research also compared the time needed for instruction, learning and using the methods.
    Materials And Methods
    The study was designed as a single blind randomised controlled trial protocol to compare the six accepted tooth brushing
    Methods
    Roll, Bass, Charters (C), Modified Stillman (MS), and Modified Bass in two ways (MB1-MB2). 15 volunteers were selected from the basic science level dental students at Tehran University of Medical Sciences. All the six methods were instructed to each volunteer, using a randomly selected sequence. Each participant should, therefore, pass six consequent courses, by the same sequences as follow: 1st Visit: After polishing the teeth, the participant was asked to abstain any kind of tooth cleaning. - 2nd visit (48-72 hours later): O Leary Plaque Index (PI) was recorded and then the randomised selected method was instructed. Then, the participant brushed his/her teeth and PI was registered again. The time needed for instruction and using the method was registered too. The participant was then asked to use this newly learned tooth brushing method twice a day for 7±1 days. - 3rd visit (7±1 days later): PI was recorded. The teeth were polished. The participant was asked to abstain any kind of tooth cleaning for 48-72 hours, as washout period of the previous method and preparation period for the next method (2nd visit of the next course). The final stage was comparing the results, in which the effectiveness of each method was evaluated based on the mean percentage of plaque reduction after the first usage, and also the mean percentage of the plaque remained after using the method for 7±1 days. The time needed for instruction, learning and using the methods were also compared. The statistical analysis was done using the SPSS software and variance analysis (randomised block design).
    Results
    Considering all the teeth and their total surfaces after 1st usage, the methods of C and MB1 were statistically more effective than the other methods. But the difference between these two methods was not significant. Also after 7±1 days, the differences between all methods were not statistically significant. On the posterior teeth, after 1st usage and also after 7±1 days, the method of C was significantly more effective than the others, with the exception of MB1 for which their differences were not significant. Also MB1 was significantly more effective than the methods of Bass and Roll, but only after the 1st usage. On the anterior teeth, after 1st usage, method of C was statistically more effective than the methods of Bass, MB2 and MS. Also MB1 was significantly more effective than MB2 and MS. But after 7±1 days, the differences proved insignificant. Considering the specific surfaces of the teeth on the proximal surfaces, after the 1st usage of the methods, the methods of C and MB1was significantly more effective than the others, except each other, which their difference was not significant. But after 7±1days the method of C was statistically more effective only than the methods of Bass, MB2 and MS, and the method of MB1was significantly more effective than MB2. On the buccal and lingual surfaces the differences were not statistically significant at both stage of evaluation. When statistically considering the time needed for instruction, learning and usage, the method of C needed more time than Bass and Roll methods. In the same way, MB1 needed more time than Roll method. The most time needed was related to MB2 which was more than the time needed for the methods of Bass, Roll and MS (P<0.001 and α=0.05).
    Conclusion
    The tooth brushing methods of Charters’ and a kind of Modified Bass method (in which Bass and Roll methods are used separately and consequently) were evaluated as the most effective methods.
    Keywords: Tooth brushing method, Roll, Bass, Modified Stillman, Charters, Modified Bass
  • Aa. Khoshkhoonejad*, A. Khorsand, F. Rastgar Page 39
    Statement of Problem: Systemic analgesics are frequently prescribed for pain reduction following periodontal surgery. This type of treatment, however, brings about some disadvantages due to its late effect and inherent side effects. Benzydamine hydrochloride mouth wash is a non steroidal anti-inflammatory drug with local anaesthetic properties. Side effects of benzydamine are minor such as tissue numbness, burning and stinging. It brings relief to pain and inflammation rapidly.
    Purpose
    The goal of this study was to compare benzydamine HCL 0.15% and Acetaminophen codeine as analgesics following periodontal surgery.
    Materials And Methods
    This clinical study was performed on 18 patients referred to periodontics Department, Faculty of Dentistry, Tehran University of Medical Sciences. All patients were affected with chronic mild or moderate periodontitis and required surgery at least at two oral sites with similar lesions. Each patient received benzdamine HCL after first surgery and Acetaminophen codein following second operation. Pain reduction was evaluated by Visual Analog Scale (VAS). Data were analyzed with Wilcoxon-Signed and Mann-Whitney non-parametric tests.
    Results
    Analgesic effect of Acetaminophene codeine was significantly more than that of benzydamine HCL following Reriodontal surgery (P=0.008). No significant difference was found between analgesic effects of Acetaminophene codeine and benzydamine HCL in patients with chronic mild periodontitis (P=0.9), and in cases that osteoplasty (P=0-31) or no osseous surgery (P=0.18) were performed.
    Conclusion
    In cases with mild post-operative pain following periodontal surgery, Benzydamine HCL and be prescribed as an analgesic. However, in other cases this mouth wash should be prescribed along with Acetaminophene codein to reduce systemic drugs consumption.
    Keywords: Periodontal surgeries, Benzydamine hydrochloride, Acetaminophene codein
  • M. Ghavam Nasiri*, R. Goharian, A. Madani, T. Salari Page 45
    Statement of Problem: Parafunctional habits are the most important factor in the creation of non-carious cervical lesions and correcting of these habits may affect cervical lesions.
    Purpose
    The goal of this study was to survey the effects of one-year occlusal adjustment on clinical success of non- carious cervical restorations.
    Materials And Methods
    In this clinical study, sixty tooth-colored cervical restorations on canines and premolars in patients with parafunctional habits (bruxism and clenching) were studied. The teeth, according to the type of restorative material, were randomly divided into two groups: One group with a composite resin (Tetric Flow Group A: n=30) and the other group with a compomer (Compoglass Flow Group B: n=30). After restoration, each group was divided into two subgroups: (A1, B1) with occlusal adjustment (case group), (A2, B2) without occlusal adjustment (control group). The evaluation was perfumed single blind at 6 and 12 months after restorative operations according to Us Public Health Service (USPHS) classification. Assessment criteria included: marginal integrity, marginal discoloration, recurrent caries, postoperative sensitivity and loss of filling. Statistical analysis was completed using Fisher’s exact test.
    Results
    In 12 month period between two groups of compoglass Flow restorations, group B1 showed superior results than group B2, however, no significant difference was found between both groups of tetric flow restorations (A1 and A2). There was also no difference in clinical conditions between A2 and B2 groups.
    Conclusion
    Considering the results of this study, it can be concluded that occlusal adjustment puts a considerable effect on clinical success of compoglass non- carious cervical restorations. However, it should be mentioned that such and effect was not found among Tetric flow restoration.
    Keywords: Occlusal adjustment, Cervical restorations, Non carious lesions
  • Y. Baradaran Nakhjavani*, Gh. Mighani, M. Akhavan Page 53
    Statement of Problem: Pulpotomoy is considered as one of the most common treatments among primary teeth. Therefore, search for an appropriate and safe material seems necessary. Studies have proved ferosulfate as a therapeutic material in pulpotomy.
    Purpose
    The goal of the present study was to compare clinical and radiographic changes of pulpotomy using ferosulfate and formocresol in primary molars among 3-8 year old children.
    Materials And Methods
    In this clinical trial study, fifteen 3-8 years old children, referred to the pedodontics department, faculty of Dentistry, Tehran University of Medical Sciences were selected. All subjects did not show any systemic disease, with at least two clinically and radiographically accepted posterior teeth for pulpotomy technique. Totally, forty- three teeth were studied. For each patient both materials were used. Following treatment, patients were investigated, clinically and radiographically in 3, 6, 9 and 12 month follow-ups. During follow-up periods, teeth with failures were not excluded and investigated. For data analysis, Chi-square and Fisher’s-exact tests were used and treatment success was evaluated, based on clinical as well as radiographic findings.
    Results
    In all follow-up periods (3, 6, 9 and 12 months after treatment), pulpotomies with formocresol showed more success rate (73.7%) comparing to those with ferosulfate (70.8%), although the difference was not statistically significant (P>0.05). Statistical tests revealed no significant difference between two different treatment techniques regarding pain, external and internal resorption, calcified metamorphosis, abcess, apical root resorption, apical and interradicular radiolucency.
    Conclusion
    Although ferosulfate, due to its less toxicity, may be considered as a proper substitute for formocresol in primary molars pulpotomies, more studies with longer-term follow up and larger sample size are required to determine its long-term effects.
    Keywords: Pulpotomy, Ferosulfate, Formocresol
  • As. Madani*, B. Ajami Page 62
    Statement of Problem: In recent years, the prevalence of temporomandibular disorders among children and adolescents has increased, however, no study on the correlation between occlusal relations and temporomandibular disorders, in Mashhad adolescents, has been conducted yet.
    Purpose
    The aim of this study was to survey the relationship between occlusal indices and temporomandibular disorders (TMD) among Mashhad adolescents, with the age range of 11-14 years old. Methods and Material: In this descriptive cross-sectional study, 1066 students (533 males and 533 females), age ranging from 11-14 years old (12.620.96 years), from seven Mashhad educational regions, were selected. Temporomandibular joints were thoroughly examined for all subjects. All occlusal indices including dentition system, angles classification, types of malooclusion such as cross-bite, deep-bite as well as types of lateral occlusion, premature contacts in lateral and protrusive movements were investigated. Data were analyzed statistically using, Chi-Square and logestic regression tests.
    Results
    The prevalence of TMD was 23.5%. There was no significant relation between TMD and type of dentition, angles classification and type of occlusion in lateral movements, however, statistically significant relation was found between TMD and deep over bite (P<0.05). Premature contacts in lateral movements at balancing side were proved to be significant etiologic factors of TMD (P=0.003).
    Conclusion
    In the present study, premature contacts at balancing side and secondary deepbite malocclusion were considered to be the most important etiologic factors of TMD.
    Keywords: Temporomandibular disorders, Occlusion, Malocclusion
  • Effects of Sodium hypochlorite on the microleakage of composite restorations
    S. Arami*, M. Ghavam, M. Abbaszadeh Page 71
    Statement of Problem: Considering that the role of collagen fibers in dentin adhesion has not been thoroughly established yet, the removal of exposed collagen fibers with a deproteinization agent such as sodium hypochlorite following etching may facilitate access of adhesive resins to a substrate that is more penetrable and less sensitive to water content which in turn would lead to a more durable bonding system. Furthermore, due to sodium hypochlorite clinical application as a cleanser or canal irrigator, its effects on the surface before etching may influence adhesive bonding strength.
    Purpose
    The goal of this study was to evaluate the effects of a two-minute 5.25% NaOCL application on composite restorations microleakage, using two different adhesive systems.
    Materials And Methods
    In this interventional experimental study, on seventy-two extracted boving incisors class V cavities were prepared on dentinal surfaces. The specimens were then randomly divided into six equal groups: A1) Acid etch (AE) dentin bonding Scontchbond Multipurpose Plus (SBMBP), A2) AE/ dentin bonding One Step (OS), B1) NaOCL/ AE/SBMPp, B2) NaOCL/AE/OS, C1) AE/NaOCL/SBMPp, C2) AE/NaOCL/OS. After bonding procedures according to the manufacturer’s instructions, cavities were restored using Z100 composite. Then, the specimens were thermocycled for 500 times in water baths of 5 and 55C. After thermocycling, the specimens were immersed in a 0.2% solution of basic fuchsin for 24 hours. A buccolingual section at the center of each restoration was obtained and examined with a stereomicroscope to evaluate color penetration into cavities. The data were subjected to two-way variance analysis.
    Results
    The microleakage of group B was significantly less than those of A and C (P<0.001). No significant difference was found between groups A and C (P=0.73). There were also no significant differences within groups A, B and C (P=0.852). No interaction was observered between dentin bondings and surface treatment (P=0.946).
    Conclusion
    The findings of this study revealed that NaOCL application after etching, for hybrid layer removal, did not make any difference on microleakage as compared with conventional bonding systems. However, its application before etching improved the seal of restoration. Additionally, there was not any significant difference between two different dentin bondings.
    Keywords: Sodium hypichlorite, Dentin bonding, Microleakage
  • Z. Kadkhoda*, R. Ataei Page 80
    Statement of Problem: Gingival overgrowth is a side effect commonly induced by Cyclosporin treatment. The effects of Azithromycin, a macrolidic antibiotic, has been focused on gingival enlargement treatment induced by cyclosporine in numerous articles.
    Purpose
    The goal of the present study was to survey the effects of systemic Azithromycin in the treatment of gingival overgrowth induced by cyclosporine among renal transplant patients.
    Materials And Methods
    In this clinical trial study, 18 renal transplant patients (6 females and 12 males) with gingival overgrowth were studied. Samples were randomly divided into two groups: case group were treated by systemic Azithromycin and controls were treated by systemic placebo. Periodontal parameters including bleeding on probing (BOP), clinical crown length (CL), periodontal pocket depth (PPD), gingival overgrowth (GOI) and stent-IDP (vertical distant between a stent or plate with teeth occlusal planes at least from three of the most anterior contact points to mesial papillae) before treatment, two and six weeks after treatment were measured. To analyze the data, Wilcoxon and Mann-Whitney tests were used.
    Results
    Most of the measured indices, among case and control groups, were significantly improved, after two weeks (P<0.05). No statistically significant differences were found between two groups except for BOP index (P<0.05). In other words, more BOP improvement was observed in the case group after six weeks comparing to the control group.
    Conclusion
    Considering the findings of this study, one can assume that the reported effects of Azithromycine on gingival overgrowth, induced by cyclosporine is somehow exaggerated and the effects attributed this medicine is probably inflammation reduction.
    Keywords: Gingival overgrowth, Cyclosporine, Azithromycine
  • D. Goodarzipoor*, Sh. Shahrabi Farahani, H. Vahedi Gashniani Page 87
    Statement of Problem: One of the dental lesions which is mainly diagnosed by periapical radiography is apical root resorption Diagnosis of the presence and extension of this lesion can put some effects on its treatment plan and prognosis.
    Purpose
    The aim of the present study was to evaluate the efficacy of periapical radiography on apical root resorption diagnosis.
    Materials And Methods
    In this experimental study, sixty extracted teeth were examined radiographic and histological regarding the presence and extension of apical root resorption. It should be noted that periapical radiographs were taken before extraction of all mentioned teeth. The results were analyzed by Fisher’s exact test.
    Results
    The results of this study showed significant differences between radiological and histological examinations (P=0.0003). Significant correlation between these two observations was seen only in 53.33% of cases comprising 23% of teeth with root resouption. Non-correlation was found in 46% of samples. Moreover, there was no significant difference in the prevalence of apical root resorption between maxillary and mandibular teeth (P=0.233). Sensitivity of periapical radiographs in apical root resorption diagnosis was determined 57.3%.
    Conclusion
    According to the findings of the present study, it seems that periapical radiography technique does not possess desirable efficacy in diagnosis of apical root resorption and its limitation should be considered by clinicians.
    Keywords: Apical root resorption, Periapical, Histology, Radiography
  • Sm. Sahebi*, Sh. Rocni Page 94
    Statement of Problem: Different temperature and moisture around Iran and wide usage of stone type IV in dental laboratories in our country were the reasons for us for doing this study.
    Purpose
    In this survey the effect of temperature, moisture and time on dimensional change of dental stone type IV (Velmix) were investigated.
    Materials And Methods
    In this experimental study cube shape Metal models (10×10×10mm) was made for Taking impression. We used special tray, which has ten holes (15×20×25mm) and made impression with condensational silicone in two-step procedure, and poured it with stone type IV. stone cubes were divided to different groups. 3 groups holed in fix moisture and variable tempraure and 5 groups in fix temperature and variable moisture. After 2 hours, 24 hours and one-week dimension of stone cubes were measured. Then analysis was done with ANOVA and dauncan.
    Results
    The following conclusions were achieved: 1-Time has no effect on dimensional changes. 2-Tempreture and moisture has some effect on dimensional changes in stone IV. Increasing of temperature result in stone contraction and increasing in moisture result in stone expansion.
    Conclusion
    The best temperature for least dimensional change is 20C and the best moisture for a least dimensional change is 30 %.
    Keywords: Dimensional change, Expansion, Impression
  • Benign Mesenchymoma of the gingival (a case report)
    Sh. Shahrabi*, Mr. Talebie., Ardakani Page 101
    Benign mesenchymoma is a soft tissue neoplasm that contains 2 or more mature mesenchymal tissues in addition to fibrous tissue. A rare case of gingival benign mesenchymoma in a 53- year- old man is presented and the clinicopathologic characteristics of this uncommon tumor in the head and neck region is reviewed and discussed.
    Keywords: Mesenchymoma, Gingival neoplasm, neoplasm, Soft tissue neoplasm