فهرست مطالب

  • پیاپی 171 (شهریور 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/05
  • تعداد عناوین: 11
|
  • محمدرضا اسماعیل زاده ، زهرا رجبی، محمد مهدی سلطان دلال صفحات 1-10
    زمینه و هدف
    سالمونلوزیس یک گاستروانتریت ناشی از آلودگی با سروتایپ های مختلف باکتری سالمونلا می باشد. سالمونلا انتریکا زیر گونه انتریکا، سویه های انتریتیدیس، تیفی موریوم و اینفنتیس بعنوان مهم ترین عوامل گاستروانتریت در انسان از اهمیت جهانی خاصی برخوردار شده اند که در سال های اخیر بطور روز افزون به آنتی بیوتیک های رایج و مصرفی در درمان مقاوم شده اند. هدف اصلی از این مطالعه مقایسه اثرات آنتی باکتریالی کوکتل باکتریوفاژ لیتیک و سیپروفلوکساسین بر سویه های باکتری سالمونلا انتریکا در شرایط آزمایشگاهی است.
    روش کار
    سویه های استاندارد سالمونلا (انتریتیدیس، تیفی موریوم و اینفنتیس) از دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران تهیه و باکتریوفاژ اختصاصی آن ها با روش Soft agar جداسازی گردید. اختصاصیت باکتریوفاژها نسبت به سه سویه سالمونلا و باکتری های استافیلوکوکوس اورئوس، شیگلا دیسانتری و اشریشیا کلی انترو پاتوژنیک با استفاده از روش لکه گذاری نقطه ای (Spot Test) مورد بررسی قرار گرفت. تعیین حساسیت آنتی بیوتیکی با استفاده از روش E-Test انجام گرفت. به منظور دستیابی به تیتر مناسب جهت بررسی نتایج درمانی، غلظت های مختلف از باکتریوفاژ با باکتری مورد ارزیابی قرار گرفت. در نهایت اثر پیشگیری کننده و درمانی در مقایسه با سیپروفلوکساسین مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    باکتریوفاژها با غلظت های متفاوت، توانایی مناسبی در کاهش شمار و حذف سویه های سالمونلا (تیفی موریوم، انتریتیدیس و اینفنتیس) از خود نشان دادند. پلاک های اختصاصی باکتریوفاژها علیه سویه های دیگر سالمونلا و سایر باکتری های پاتوژن روده ای، فاقد عملکرد لیتیک بودند.
    نتیجه گیری
    نتایج بدست آمده نشان داد که باکتریوفاژها بصورت اختصاصی عمل می کنند. با توجه به افزایش روز افزون مقاومت آنتی بیوتیکی و نگرانی در خصوص درمان، باکتریوفاژها می توانند پیشنهاد مناسبی برای کاربرد آنتی بیوتیک ها در درمان عفونت های باکتریایی باشند.
    کلیدواژگان: گاستروانتریت، سالمونلا انتریکا، باکتریوفاژ، سیپروفلوکساسین
  • معصومه حبیبیان ، زینب صفرزاده صفحات 11-19
    زمینه و هدف
    دیسمنوره اولیه به گرفتکی قسمت پایینی شکمی اطلاق می شود که بلافاصله و یا در طول قاعدگی رخ می دهد و تاثیر منفی بر کیفیت زندگی زنان دارد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی پیاده روی همراه با تمرینات کششی و مصرف دارچین بر دیسمنوره اولیه بود.
    روش کار
    در این مطالعه نیمه تجربی 59 دختر غیرفعال با دیسمنوره متوسط و شدید به صورت تصادفی و در دسترس انتخاب و به گروه های کنترل، تمرین، دارچین و تمرین + دارچین تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل 6 تمرین کششی (30-45 دقیقه در روز) و پیاده روی (25- 45 دقیقه در روز) ، سه جلسه در هفته و طی 8 هفته بود. دارچین (کپسول 500 میلی گرمی) با شروع درد و 72 ساعت اولیه قاعدگی مصرف شد. شدت و مدت درد قاعدگی به ترتیب با استفاده از مقیاس های آنالوگ بصری و قاعدگی کوکس تعیین شد. از آزمون های آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر و یک راهه برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.
    یافته ها
    هرسه مداخله با کاهش معنی دار شدت و مدت درد دیسمنوره، پس از 4 و یا 8 هفته همراه بودند اما تفاوت معنی داری بین اثر بخشی این مداخله ها در شدت و مدت درد دیسمنوره وجود نداشت. به علاوه تاثیر 8 هفته ای هر یک از مداخله ها بر شدت درد و مداخله ترکیبی بر مدت درد در مقایسه با 4 هفته بیشتر بود.
    نتیجه گیری
    مداخله های غیردارویی پیاده روی همراه با تمرینات کششی، مصرف دارچین و مداخله ترکیبی می توانند شدت و مدت درد دیسمنوره را دختران غیرفعال کاهش بخشند و به عنوان شیوه های درمانی بی خطر و موثر برای دیسمنوره اولیه مورد توجه قرار گیرند.
    کلیدواژگان: دارچین، درد، دیسمنوره اولیه، تمرینات کششی، پیاده روی
  • عباسعلی گایینی ، پریسا پورنعمتی، بابک هوشمند مقدم صفحات 20-30
    زمینه و هدف
    با توجه به کاربردهای زعفران در طب سنتی و آثار اثبات شده آن بر هورمون های جنسی نر و اهمیت انقباض عضلانی در تحریک و ترشح هورمون های جنسی، هدف از پژوهش حاضر تاثیرتعاملی مکمل زعفران و تمرین مقاومتی بر مقادیر هورمون های جنسی (تستوسترون، LH و FSH) مردان جوان بوده است.
    روش کار
    در قالب یک طرح نیمه تجربی 30 مرد جوان به عنوان نمونه آماری انتخاب و تصادفی به دو گروه تمرین مقاومتی (15 نفر) و تمرین همراه با مصرف مکمل زعفران (15 نفر) تقسیم شدند. دو گروه به مدت شش هفته پروتکل تمرین مقاومتی منتخب راکه با 60 تا 70 درصد 1RM بود انجام دادند. همچنین گروه دوم در همین دوره، روزانه یک عدد قرص 150 میلی گرمی زعفران خالص مصرف می کردند. خون گیری قبل و بعد از شش هفته جهت سنجش متغیر ها انجام گرفت. سپس، یافته های پژوهش با استفاده از آزمون های t وابسته و مستقل در سطح معناداری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    تحلیل داده ها نشان داد تمرین و تمرین همراه با مصرف مکمل زعفران باعث افزایش معنا دار مقادیر تستوسترون، LH و FSH می شود (05/0p≤). همچنین، بین مقادیر تستوسترون، LH و FSH گروه تمرین با گروه تمرین همراه با مکمل اختلاف معنا داری مشاهده شد (05/0p≤).
    نتیجه گیری
    به طور کلی، می توان نتیجه گرفت تعامل مکمل زعفران و تمرین مقاومتی می تواند باعث افزایش بیشتر هورمون های تستوسترون، FSH و LH در مردان جوان شود
    کلیدواژگان: زعفران، تمرین مقاومتی، تستوسترون
  • مستوره سادات قریشی، آیدا ابوصالحی، نوشین پیمان ، هادی طهرانی صفحات 31-42
    زمینه و هدف
    دختران نوجوان به علت افزایش نیاز به ریز و درشت مغزی ها در دوران بلوغ و نیز دوره های قاعدگی یکی از گروه های پر خطر افزایش شیوع کم خونی فقر آهن محسوب می شوند و از آنجائی که در بسیاری از جوامع میزان آهن جذب شده از مواد غذایی برای تامین نیاز افراد کافی نیست بنابراین مصرف مکمل آهن جزئی ضروری برای کنترل کم خونی فقر آهن به شمار می رود. به همین منظور این مطالعه با هدف تعیین تاثیر مداخله ی آموزشی پیشگیرانه بر ارتقای دریافت مکمل های آهن در دانش آموزان دختر دبیرستانی انجام گردید.
    روش کار
    در مطالعه ی نیمه تجربی حاضر،140 نفر از دانش آموزان دختر دبیرستانی شهر مشهد (گروه آزمون و کنترل هر یک 70 نفر) شرکت داشتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های اطلاعات جمعیت شناختی، سوالات آگاهی و سازه های الگوی اعتقاد بهداشتی در زمینه ی مصرف مکمل آهن بود. پس از انجام پیش آزمون، مداخله ی آموزشی برای گروه آزمون اجرا شد و پس آزمون در دو بازه ی بلافاصله و 3 ماه پس از آن انجام گرفت. داده ها با استفاده از آمارهای توصیفی و آزمون های آنالیز واریانس داده های تکراری و تی مستقل در نرم افزار SPSS v19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    قبل از مداخله دو گروه از نظر کلیه متغیرها و سازه ها تفاوت معناداری نداشتند (05/0p>). پس از مداخله بین دو گروه از نظر متغیرهای آگاهی (01/0=p) ، منافع (03/0=p) و موانع درک شده (002/0=p) ، خودکارآمدی (01/0=p) و رفتار مصرف مکمل آهن (005/0=p) اختلاف آماری معناداری مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    مداخله ی آموزشی بر اساس الگوی اعتقاد بهداشتی می تواند در ارتقای آگاهی و ادراکات شناختی رفتاری دختران نوجوان موثر باشد.
    کلیدواژگان: مدل اعتقاد بهداشتی، مداخله آموزشی، مصرف مکمل آهن، نوجوانان، دختر
  • حامد کرد ورکانه، جمال رحمانی، سکینه شب بیدار * صفحات 43-51
    زمینه و هدف

    مطالعات قبلی نشان داده اند یک امتیاز بالای جایگزین شاخص تغذیه ی سالم (AHEI-2010) منجر به کاهش خطر بیماری ها می شود. با این حال مطالعه ای در ارتباط با جایگزین شاخص تغذیه ی سالم با سندرم متابولیک در جمعیت سالمندان وجود ندارد. در مطالعه حاضر ارتباط بین امتیاز جایگزین شاخص تغذیه ی سالم (AHEI-2010) با سندرم متابولیک در جمعیت سالمندان بررسی شد.

    روش کار

    این مطالعه مقطعی بر روی 215 سالمند ساکن شهر تهران با میانگین سنی 04/67 (60-83) انجام شد. پرسشنامه تکرر مصرف خوراک که شامل 147 قلم غذایی توسط کارشناسان مجرب و آموزش دیده تکمیل شد و امتیاز جایگزین شاخص تغذیه ی سالم (AHEI-2010) بر اساس 11 آیتم غذایی محاسبه گردید و پس از انجام اندازه گیری های تن سنجی و بیوشیمیایی سندرم متابولیک براساس تعریف سازمان آموزش ملی کلسترول (NCEP-ATP III) تعریف شد.

    یافته ها

    افزایش پایبندی به شاخص تغذیه ی سالم (AHEI-2010) ارتباط معنی دار آماری با سندرم متابولیک در جمعیت سالمندان نشان داد (031/0=p trend). بعد از تعدیل کردن مخدوشگرهای سن، انرژی دریافتی تام، جنس، میزان فعالیت فیزیکی، درآمد، وضعیت تاهل و سطح تحصیلات این ارتباط همچنان معنادار باقی ماند (048/0=p trend) ، همچنین افرادی که در بالاترین سهک شاخص تغذیه ی سالم (AHEI-2010) قرا داشتند به ترتیب 56 و 59 درصد شانش کمتری برای ابتلا به سندرو متابولیک و هایپرگلیسمی داشتند.

    نتیجه گیری

    مطالعه کنونی نشان داد که افزیش پایبندی به شاخص تغذیه ی سالم (AHEI-2010) رابطه عکسی با سندرم متابولیک در میان سالمندان تهرانی دارد.

    کلیدواژگان: جایگزین شاخص تغذیه ی سالم، سندروم متابولیک، سالمندان
  • ندا شاهواروقی فراهانی ، حسین اسکندری، احمد برجعلی صفحات 52-62
    زمینه و هدف
    سرطان پستان و رحم از شایع ترین انواع سرطان در میان زنان ایرانی هستند که آمار ابتلا و بهبودی بالایی دارد. به همین دلیل، پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفی رگه های شخصیتی در زنان مبتلا به سرطان های پستان و رحم پیشرفته و زنان بهبود یافته از سرطان های پستان و رحم انجام شده است.
    روش
    این پژوهش از نوع کیفی بوده که 18 نفر، به تفکیک 8 بیمار مبتلا به سرطان پستان و رحم پیشرفته، و 10 بانوی بهبود یافته از سرطان های پستان و رحم که از فروردین تا شهریور 1396 به مراکز درمانی شهر تهران مراجعه کرده بودند، به روش هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از روش ارزیابی شخصیت شدلر و وستن (SWAP) استفاده شد.
    زمینه و هدف
    سرطان پستان و رحم از شایع ترین انواع سرطان در میان زنان ایرانی هستند که آمار ابتلا و بهبودی بالایی دارد. به همین دلیل، پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفی رگه های شخصیتی در زنان مبتلا به سرطان های پستان و رحم پیشرفته و زنان بهبود یافته از سرطان های پستان و رحم انجام شده است.
    روش کار
    این پژوهش از نوع کیفی بوده که 18 نفر، به تفکیک 8 بیمار مبتلا به سرطان پستان و رحم پیشرفته، و 10 بانوی بهبود یافته از سرطان های پستان و رحم که از فروردین تا شهریور 1396 به مراکز درمانی شهر تهران مراجعه کرده بودند، به روش هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از روش ارزیابی شخصیت شدلر و وستن (SWAP) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها، امتیاز کسب شده در نرم افزار SWAP جایگذاری شده و جداول و نمره های مورد نظر دریافت گردید.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که رگه های افسردگی با کارکرد بالا و گسستگی ذهن در هر دو گروه بالا بود. با این حال، افراد مبتلا به سرطان پیشرفته در مقیاس اختلال های شخصیت، تشخیص زیرآستانه ای شخصیت وابسته دریافت کردند و افراد بهبودیافته از سرطان از سلامت روان شناختی بالاتری برخوردار بودند.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج حاصله تفاوت ها و شباهت های معناداری میان دو گروه مبتلا به سرطان پیشرفته بهبودیافته از سرطان های پستان و رحم در متغیر شخصیت وجود دارد. بنابراین، کاربرد درمان های هیجان مدار، جهت تجربه هیجانی سالم و کاهش دفاع های ناکارآمد از جمله گسستگی ذهنی برای بیماران مبتلا به سرطان مناسب خواهد بود.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که رگه های افسردگی با کارکرد بالا و گسستگی ذهن در هر دو گروه بالا بود. با این حال، افراد مبتلا به سرطان پیشرفته در مقیاس اختلال های شخصیت، تشخیص زیرآستانه ای شخصیت وابسته دریافت کردند و افراد بهبودیافته از سرطان از سلامت روانشناختی بالاتری برخوردار بودند.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج حاصله تفاوت ها و شباهت های معناداری میان دو گروه مبتلا به سرطان پیشرفته بهبودیافته از سرطان های پستان و رحم در متغیر شخصیت وجود دارد. بنابراین، کاربرد درمان های هیجان مدار، جهت تجربه هیجانی سالم و کاهش دفاع های ناکارآمد از جمله گسستگی ذهنی برای بیماران مبتلا به سرطان مناسب خواهد بود.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، سرطان رحم، شخصیت
  • لیلا شامکوییان ، فرح لطفی کاشانی ، محمدرضا صیرفی، حسن احدی، هدی کاوسی صفحات 63-75
    زمینه و هدف
    اسکلرودرمی سیستماتیک یک بیماری خودایمنی مزمن، پیچیده و پیشرونده است که ابتلای به آن پیامدهای جسمانی، روانی و اجتماعی متعددی را به دنبال دارد. هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر روان درمانی یکپارچه نگر با جهت گیری چهار عامل مشترک بر کاهش نگرانی از تصویر بدنی و همچنین دو زیر مقیاس آن (نارضایتی و خجالت فرد از ظاهر خود و تداخل نگرانی از ظاهر در عملکرد اجتماعی فرد) در زنان مبتلا به اسکلرودمی بود.
    روش کار
    این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری بعد گذشت 3 ماه از مداخله بود. جامعه آماری، شامل زنان مبتلا به اسکلرودرمی است که در سال 1396 به بیمارستان شریعتی و مرکز رماتیسم ایران مراجعه داشتند. از این میان، 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی (Body Image Concern Inventory) لیتلتون (2005) بود. داده ها بعد از جمع آوری، با کمک نرم افزار SPSS 24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر محاسبه شد.
    یافته ها
    روان درمانی یکپارچه نگر با جهت گیری چهار عامل مشترک، نگرانی از تصویر بدنی و دو زیر مقیاس آن در زنان مبتلا به اسکلرودمی را کاهش داده و این اثر بخشی بعد از سه ماه ، ماندگار بود.
    نتیجه گیری
    بنابراین با استفاده از این روش درمانی می توان به کاهش نگرانی از تصویر بدنی در این بیماران کمک کرد.
    کلیدواژگان: روان درمانی یکپارچه نگر با جهت گیری چهار عامل مشترک، نگرانی از تصویر بدنی، اسکلرودرمی سیستماتیک
  • بیژن فروغ، ناصح یوسفی، کتایون مرادی ، پیمان رومی زاده، یدالله خیرالله صفحات 76-83
    زمینه و هدف
    ولع مصرف مواد غذایی (Food craving) به معنی تمایل قوی برای خوردن است که با مصرف بی رویه ی مواد غذایی نمود دارد. تحریک الکتریکی فراجمجمه ای (tDCS) روشی کم تهاجمی جهت تحریک مناطق مشخصی در مغز است که قادر به تحریک یا مهار انتخابی بخش های ویژه ای از کورتکس می باشد. در این مطالعه تاثیر روش tDCS در کاهش میزان ولع مصرف مواد غذایی ارزیابی می شود.
    روش کار
    این مطالعه ی کارآزمایی بالینی تصادفی شده بر 30 بیمار مبتلا به ولع مصرف مواد غذایی انجام شد. گروه مداخله (15 نفر) جریان مستقیم با شدت 2mA به مدت 20 دقیقه دریافت کردند. در گروه شاهد (15 نفر) پس از قرار دادن الکترودها دستگاه روشن شد و پس از احساس سوزش اولیه توسط بیمار دستگاه خاموش می شد. بیماران توسط پرسشنامه ی استاندارد ولع مصرف مواد غذایی (FCQ-S, FCQ-T) ارزیابی شدند.
    یافته ها
    قبل از انجام مطالعه، در میانگین نمرات پرسشنامه های FCQ-S و FCQ-T در بین دو گروه مداخله و شاهد تفاوت معنی داری وجود نداشت. بعد از انجام مطالعه، میانگین نمره ی پرسشنامه ی FCQ-S در گروه مداخله (tDCS) نسبت به گروه شاهد به طور معنی داری کاهش یافته بود. همچنین، به طور مشابه، پس از انجام مطالعه، میانگین نمره ی پرسشنامه ی FCQ-T نیز در گروه مداخله (tDCS) نسبت به گروه شاهد به طور معنی داری کاهش یافته بود.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های این مطالعه به نظر می رسد استفاده از روش tDCS در درمان بیماران مبتلا به ولع مصرف مواد غذایی موثر می باشد.
    کلیدواژگان: تحریک الکتریکی فراجمجمه ای (tDCS)، ولع مصرف، مواد غذایی
  • زهرا حصاری، آزادرضا منصوریان، قاسم قاسمپور، علیرضا احمدی صفحات 84-89
    زمینه و هدف
    در بیماران با اختلال مزمن کلیوی سطح سرمی هورمون های مختلف تغییر پیدا می کند. هدف از این مطالعه مقایسه سطح سرمی هورمون ها و پارامترهای مختلف بیوشیمیایی قبل و بعد از همودیالیز بود.
    روش کار
    این مطالعه بر روی 111 بیمار با اختلال مزمن کلیوی در بیمارستان 5 آذر گرگان انجام شد. از تمام بیماران یک نمونه خون قبل و یک نمونه بلافاصله بعد از انجام همودیالیز به منظور اندازه گیری T3، T4، FT3، T3UP، TSH، FT4 و کلسترول، تری گلیسرید، BUN، اسید اوریک و قند خون ناشتا گرفته شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که سطح FT3، FT4، T3 بعد از همودیالیز افزایش معناداری داشته اند. سطح کراتینین و BUN و اسید اوریک با (00/0p=) کاهش پیدا کرده بود. اما میزان کلسترول و تری گلیسرید و FBS افزایش معناداری را در سطح خون نشان داده بودند.
    نتیجه گیری
    دیالیز می تواند باعث بهبود و افزایش سطح هورمون های تیروئیدی در بیماران مبتلا به نارسایی کلیوی گردد. از طرف دیگر همودیالیز باعث افزایش کلسترول توتال و تری گلیسرید شده و در نتیجه می تواند باعث افزایش احتمال خطر بیماری های قلبی عروقی گردد.
    کلیدواژگان: همودیالیز، نارسایی مزمن کلیوی، هورمون های تیروئیدی، فاکتورهای بیوشیمیایی
  • علی زارع مهرجردی ، فاطمه زجاجی کهن، نوید محمدی صفحات 90-110
    زمینه و هدف
    تقریبا 80 درصد از سرطان های گردن رحم در کشورهای در حال توسعه رخ می دهد. این سرطان در ایالات متحده، هشتمین سرطان شایع زنان است. متوسط سنی در زمان تشخیص 48سالگی است. سرطان گردن رحم در مراحل اولیه علائمی نمی دهد و هنگامی که تغییرات سلولی گردن رحم به سمت سرطانی شدن پیشرفت می کند، علائم ممکن است ظاهر شود. تقریبا همه کارسینومهای مهاجم سرویکس دارای یک مرحله پیش سرطانی هستند که در آن سلولهای غیرطبیعی محدود به اپی تلیوم می باشند. این ضایعات اینتراپی تلیال بسیاری از خصوصیات سیتولوژیک مرحله مهاجم مثل بزرگی، نامنظمی و هیپرکرومازی هسته ، افزایش فعالیت های میتوزی و تغییر طرح بلوغ را نشان میدهند و طیفی از اختلالات مورفولوژیک در بین این ضایعات وجود دارد که در صورت عدم درمان به سمت کارسینوم مهاجم سرویکس پیشرفت می کنند. عمق تهاجم در پروگنوزیس و Stage بیماری تاثیر دارد بالطبع آن هم در درمان بیماران تاثیر میگذارد. افتراق CIN Ш از SCC مهاجم سرویکس بسیار مهم است به علت اینکه هم در پروگنوز و هم در انتخاب نوع درمان موثر است.
    روش کار
    پس از اخذ اجازه از مراجع لازم با مراجعه به بخش پاتولوژی بیمارستان فیروزگر و میرزاکوچک خان لیست بیماران با تشخیص CINШ،SCC مهاجم سرویکس وافرادبا سرویکس نرمال از بایگانی استخراج گردید سپس بلوک های پارافینی جدا و از هر کدام یک لام رنگ آمیزی شده H&E تهیه و بلوک مناسب جهت رنگ آمیزی IHC انتخاب گردید. از بلوک ها برش با ضخامت mμ4 تهیه کرده و برای مارکر CD34 رنگ آمیزی شدند، نتایج توسط یک پاتولوژیست ماهر تفسیر و نمره دهی صورت پذیرفت. در نهایت نتایج توسط نرم افزارSPSS 17تفسیر گردید.
    یافته ها
    دراین مطالعه نمونه ی بافتی سرویکس 65نفر: 20 نفر با وضعیت نرمال (میانگین سنی 48 سال) ،20 نفر با وضعیت CINIII (میانگین سنی 43. 5) و 25 نفر مبتلا به SCC (میانگین سنی 54 سال) بامیانه ی سنی کل48. 9 سال ومیانگین سنی کل 3/19 ± 48. 9سال (حداقل 21وحداکثر 82 سال) موردبررسی قرارگرفت. براساس نتایج بدست آمده مشخص گردید 100 درصد نمونه های مرتبط (20 عدد) باافراد نرمال، 100 درصد (20 عدد) نمونه های سرویکس انتخاب شده باوضعیت پاتولوژیک CINIIIو 52 درصد (13عدد) ازنمونه های افراد مبتلا بهSCCاز لحاظ حضور مارکر CD34 مثبت بودند. بحث و
    نتیجه گیری
    باتوجه به نتایج به دست آمده یعنی کاهش 48 درصدی درمیزان بروزمارکرCD34درکارسینومای مهاجم (SCC) نسبت به وضعیت نرمال و وضعیت پاتولوژیک CINIIIوباتوجه به معنادار بودن وجودارتباط بین از دست دادن مارکر CD34ووضعیت پاتولوژیک افراد تحت مطالعه،میتوان ازمارکرCD34به عنوان یک تست افتراقی مناسب برای شناسایی تغییرات مربوط به کارسینومای تهاجمی درنمونه های سرویکس استفاده کرد. کلیدواژه ها: اینترااپیتلیال نئوپلازی بادرجه بدخیمی بالا،کارسینوم مهاجم سلول سنگفرشی سرویکس رحم،مارکرCD34،رنگ آمیزیIHC
    کلیدواژگان: اینترااپیتلیال نئوپلازی با درجه بدخیمی بالا، کارسینوم مهاجم سلول سنگفرشی سرویکس رحم، مارکر CD34، رنگ آمیزی
  • سید احمد هاشمی صفحات 97-105
    مقدمه
    از مهم ترین اهداف کلی که دولت ها و سازمان ها دنبال می کنند، می توان به بهره وری پایدار، نوآوری و کیفیت زندگی اشاره کرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین هوش هیجانی و جامعه پذیری سازمانی با بهره وری کارکنان مراکز درمانی شهرستان لامرد انجام شد.
    روش ها
    پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه اجرا توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش متشکل از 2131 نفر از کارکنان مراکز درمانی شهرستان لامرد در سال 1394 می باشد. حجم نمونه مورد بررسی براساس جدول مورگان 325 نفر می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، از بین بیمارستان ها و مراکز درمانی به صورت تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفته اند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه پرسشنامه هوش هیجانی آوستین و همکاران (2004) با ضریب پایایی کلی 80/. ، پرسشنامه جامعه پذیری سازمانی رالف و کتز ابداع و ترجمه مقیمی (1377) با ضریب پایایی 83/. و پرسشنامه سنجش بهره وری اسمیت و همکاران (1998) با ضریب پایایی 89/. مورد استفاده قرار گرفت و روایی پرسشنامه ها نیز مورد تایید متخصصان قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون چند متغیره استفاده شد.
    یافته ها
    ضرایب همبستگی بدست آمده بین هوش هیجانی و جامعه پذیری سازمانی با بهره وری کارکنان مراکز درمانی شهرستان لامرد در سطح معناداری (002/.) و (0001/.) معنادار گردیده است. همچنین با توجه به ضریب تعیین (24/.) به دست آمده نشان می دهد متغیرهای پیش بین روی هم رفته می توانند 24 درصد از تغییرات متغیر بهره وری را پیش بینی کنند. همچنین مقدار F برابر (11/13) در سطح (0001/.) معنادار گردیده و چون سطح قابل قبول معناداری کمتر از 05/. می باشد، می توان نتیجه گرفت که متغیرهای پیش بین (هوش هیجانی و جامعه پذیری سازمانی) می تواند متغیر ملاک (بهره وری) را پیش بینی کنند.
    نتیجه گیری
    بین هوش هیجانی و جامعه پذیری سازمانی با بهره وری کارکنان مراکز درمانی شهرستان لامرد رابطه معناداری وجود دارد و هوش هیجانی و جامعه پذیری سازمانی می تواند بهره وری را به طور معناداری پیش بینی نماید.
    کلیدواژگان: هوش هیجانی، جامعه پذیری سازمانی، بهره وری، کارکنان مراکز درمانی
|
  • Mohammad Reza Esmaeilzadeh , Zahra Rajabi , Mohammad Mehdi Soltan Dallal Pages 1-10
    Background
    Salmonellosis is a gastroenteritis caused by the infection with different serotypes of Salmonella. Salmonella enterica is an enterica subtype, enteritidis, typhimurium, and infantis are the most important factors of gastroenteritis in humans. In recent years, increasingly commonly used antibiotics and treatments are resistant. The main purpose of this study was to compare the antibacterial effects of lytic bacteriophage Cocktail and ciprofloxacin on Salmonella enterica strains in laboratory conditions.
    Methods
    Standard strains of salmonella (enteritidis, typhimurium, and infantis) were collected from the Faculty of Veterinary Medicine, University of Tehran, and their specific bacteriophages were isolated by soft agar method. Specificity of bacteriophages was investigated for strains of Salmonella and Staphylococcus aureus, Shigella dysenteriae and Enteropathogenic E. coli (EPEC) bacteria using spot test. Antibiotic sensitivity was determined using E-Test method. In order to obtain an appropriate headline for evaluating the therapeutic results, different concentrations of bacteriophage with bacteria were evaluated. Finally, the preventive and therapeutic effect was evaluated in comparison with ciprofloxacin.
    Results
    Different concentrations of bacteriophages have the ability to reduce and eliminate strains of salmonella (enteritidis, typhimurium, and infantis). Bacteriophage specific plaque against other strains of Salmonella and other intestinal pathogenic bacteria did not have any lytic function.
    Conclusion
    The results showed that bacteriophages function as specified. Due to the increasing prevalence of antibiotic resistance and treatment concerns, bacteriophages can be a good alternative to the use of antibiotics in the treatment of bacterial infections
    Keywords: Gastroenteritis, Salmonella enterica, Bacteriophage, Ciprofloxacin
  • Masoumeh Habibian , Zeynan Safarzadeh Pages 11-19
    Background
    Primary dysmenorrhea is characterized by cramping lower abdominal which happens just before and/ or during menstruation and has a negative impact on women's quality of life. The aim of this investigation was comparison of the effectiveness of walking assotiated with stretching exercises and cinnamon intake on the primary dysmenorrhea.
    Methods
    In this semi-experimental study 59 sedentary females with moderate or sever primary dysmenorrhea were selected via purposeful and available sampling method, were randomly divided into control, exercise, cinnamon and exercise-cinnamon groups. Exercise training program comprised 6 stretching exercise (30-45 min per day) and walking training (25-45 min per day), and 3 sessions per week for 8 weeks. Cinnamon (capsule containing 500 mg Cinnamon) used 3 times per day with beginning the pain and during first 72 h of menstrual, respectively. Visual analogue scale (VAS) and Cox Menstrual Scale (COX) were used for measuring the severity and duration of pain during menstruation. Repeated measures of ANOVA and one-way ANOVA used to analyze data.
    Results
    All the three interventions were associated with significantly decrease in the severity and duration of pain dysmenorrhea after 4 and/ or 8 weeks. There was no statistically significant difference between these the effectiveness of the interventions on the severity and duration of pain. But the effect of 8 weeks one of these interventions on pain severity and combined intervention on pain duration was only greater in comparison to the 4 weeks.
    Conclusion
    Each of the non-medicinal interventions of either walking associated with regular stretching exercises and cinnamon intake or their combination is likely to reduce the severity and duration of pain during menstruation in sedentary females. Thus, these interventions can be regarded as safe and effective treatments for primary dysmenorrhea
    Keywords: Cinnamon, Pain, Dysmenorrhea, Stretching, Walking
  • Abbas Ali Gaeini , Parisa Pournemati , Babak Hooshmand moghadam Pages 20-30
    Background
    Regarding wide range of saffron applications in traditional medicine and its proved effects on male sex hormones and also the importance of muscle contraction in stimulating the secretion of sex hormones, the aim of this study was to study the interactive impact of saffron supplement and resistance training on sex hormones levels (testosterone, LH and FSH) in young adults.
    Methods
    In the form of semi-experimental design, 30 young men were selected as samples and randomly assigned to two resistance training groups: one with mere resistance training (n= 15) and the other with both resistance training and saffron supplements (n= 15) groups. These two groups carried out a resistance training protocols of 60 to 70% 1 RM. In this manner, the latter participants were consuming 150 mg pure saffron tablets per day, in the same period. Bloodletting was performed, before and after six weeks, to assess variables. Thereafter, the research findings were analyzed using independent t-test at a significance level of 0.05.
    Results
    Data analysis showed that training and training with saffron supplements has significantly increased levels of testosterone, LH and FSH (p≤0.05). Also, significant difference in levels of testosterone, LH and FSH between mere resistance training and resistance training with saffron supplement groups was observed (p≤0.05).
    Conclusion
    Generally, it could be concluded that synergistic effect of saffron supplements and resistance training would further increase the sex hormones in young men.
    Keywords: Saffron, Resistance training, Testosterone, FSH, LH
  • Mastoureh Sadat Ghoreishi , Aida Abusalehi , Nooshin Peyman , Hadi Tehrani Pages 31-42
    Background
    Iron supplementation is a necessary component of programs to control iron deficiency anemia because in many populations, the amount of iron absorbed from the diet is not sufficient to meet many individuals’ requirements and it can lead to increased prevalence of iron deficiency among adolescents that are one of high risk groups. This study aimed to determine the effect of preventive educational intervention for promoting iron supplement use in high school female’s students.
    Methods
    In this quasi-experimental study, 140 high school girl students from Mashhad participated during 2016-2017 (test group n=70 and control group n=70). The research tools included one questionnaire of demographic information, knowledge and the HBM constructs regarding iron consumption. After collecting pre-test data, the educational intervention was implemented for adolescent girls in the test group & the post-tests were carried out immediately and three months after the intervention ended. The data were analyzed using appropriate statistical tests through SPSS software v.19.
    Results
    Before the study, both groups had not any significant difference in all variables and constructs (p>0.05). After intervention a significant difference was reported between the test and control group concerning knowledge (p=0.01), perceived barrier (p=0.002), perceived benefit (p=0.03), self-efficacy (p=0.01) and iron consumption (p=0.005).
    Conclusion
    Health education programs which are based on health belief model can be effective in promoting health awareness, and cognitive perceptions and behavior high school girl students
    Keywords: Health belief model, Educational intervention, Iron supplementation, Adolescent, Girl
  • Hamed Kord Varkaneh, Jamal Rrahmani, Sakineh Shab, Bidar Pages 43-51

     

    Background

    Previous studies have shown that high adherence to Alternate Healthy Eating Index (AHEI-2010) reduces the risk of the diseases. However, there is no study related to AHEI-2010 with the metabolic syndrome in the elderly population. The present study aimed to investigate the relationship between the Alternate Healthy Eating Index (AHEI-2010) with the metabolic syndrome in the elderly population.

    Methods

    This cross-sectional study was conducted on 226 elderly residents in Tehran, with a mean age of 67.04 (60-83). Food frequency questionnaire includes 147 food items were collected by qualified and trained experts. Then the score of AHEI-2010 was calculated based on the 11-item food intake and after anthropometric and biochemical measurements the metabolic syndrome was defined by the National Cholesterol Education (NCEP-ATP III).

    Results

    Higher adherence to AHEI-2010 showed a significant relationship with the metabolic syndrome in the elderly people (p=0.031). This relationship still remained significant after adjustment for age, total energy intake, sex, physical activity level, income, marital status and education level also individuals in the highest tertile of AHEI-2010 had respectively 56 and 59 percent lower chance of developing metabolic syndrome and hyperglycemia.

    Conclusion

    The present study showed that high adherence to the AHEI-2010 had inverse relationship with the metabolic syndrome among the elderly people of Tehran

    Keywords: Alternative healthy eating index, Metabolic syndrome, Elderly
  • Neda Shahvaroughi Farahani , Hossein Eskandari , Amad Borjali Pages 52-62
    Background
    Breast and endometrial cancers are the most common types of cancer among Iranian women which have high rates of incidence and survive. Due to the importance of personality variables, the aim of the present study is to investigate the personality subtypes of women with advanced breast and endometrial cancers and breast and endometrial cancers survivors.
    Methods
    This is a qualitative study with 18 participants divided into 8 advanced breast and endometrial cancer patients, and 10 breast and endometrial cancer survivors referred to medical centers in Tehran from April to September 2017. They were selected via purposive sampling. For data collection, Shedler-Westen Assessment Procedure (SWAP) was used. To analyze the data, SWAP software was used and generated tables and scores were analyzed.
    Results
    The findings of this study showed that high functioning depression and dissociation were high in both groups. Individuals with advanced cancer also showed subthreshold dependent personality disorder. Survived cancer patients had higher psychological health.
    Conclusion
    According to the results, there were significant differences and similarities between the two groups in personality variable. Therefore, the use of emotion based psychotherapies for cancer patients would be appropriate as it would result in a healthy emothinal experience and the reduction of ineffective defenses
    Keywords: Breast cancer, Endometrial cancer, Personality
  • Layla Shamkoeyan , Farah Lotfi Kashani , Mohammadreza Sayrafi , Hassan Ahadi , Hida Kavosi Pages 63-75
     
    Background
    Systematic scleroderma is a chronic autoimmune, complex and progressive disease that has many physical, psychological and social consequences. The purpose of this study was to investigate the effect of integrated psychotherapy with the orientation of four common factors on reducing image body anxiety as well as its two sub-scales (the dissatisfaction and embarrassment of the person from their appearance and the interference of appearance anxiety in the social function of the individual) in women with Scleroderma.
    Methods
    The research was a semi-experimental design with pre-test and post-test design in both experimental and control groups, and follow-up after 3 months of intervention. The statistical population included women with scleroderma referred to Shariati Hospital of Tehran and Iran's Rheumatism Center in 2017. Of these, 30 patients were selected as available samples and randomly were placed in two control and treatment (experiment) groups. The research tool was the Littleton's Body Image Questionnaire (2005). Data were analyzed by SPSS24 software and repeated measures analysis of variance after completing the questionnaires.
    Results
    Integrated psychotherapy with four common factors guidance reduced image body anxiety and its two sub-scales in women with systemic sclerosis, and this effect was lasting after three months.
    Conclusion
    Throught this therapeutic approach, we can help to reduce the concern of the body image in patients with scleroderma
    Keywords: Integrative Psychotherapy with Orientation of Four Common Factors, Body Image Concern, Systematic Scleroderma
  • Bijan Forogh , Naseh Yusefi , Katayoun Moradi , Peyman Roomizadeh , Yadollah Kheirollah Pages 76-83
    Background
    Food craving is a strong temptation and motivation to eat foods. Transcranial Direct Current Stimulation (tDCS) is a noninvasive method of stimulating or inhibiting specific areas in the cortex of brain. In this study we investigated the efficacy of tDCS on patients with food craving.
    Methods
    This randomized clinical trial was conducted on 30 patients with food craving. The intervention group (15 patients) received 2mA direct electrical stimulation for 20 minutes. The control group (15 patients) only received sham tDCS. The patients were assessed using standardized Food Craving Questioner (FCQ-S, FCQ-T).
    Results
    There was no significant difference in the mean FCQ-T and FCQ-S scores between the two study groups. After the study, the mean FCQ-T score was significantly lower in the intervention group as compared to the control group. Similarly, the mean FCQ-S score in the intervention group was lower than the control group, and the difference was statistically significant.
    Conclusion
    Based on the findings of this study, tDCS showed to be efficient in controlling food craving
    Keywords: Food craving, Transcranial direct current stimulation, Food consumptiong
  • Zahra Hesari , Azadreza Mansourian , Ghasem Ghasempour , Alireza Ahmadi Pages 84-89
    Background
    The serum levels of various hormones change in patients with chronic renal failure. The aim of this study was to compare the serum levels of hormones and various biochemical parameters before and after hemodialysis.
    Methods
    This study included 111 patients with chronic renal disorder and was conducted in Gorgan's 5 Azar hospital. Blood samples were collected from all patients before and immediately after dialysis to measure T3, T4, FT3, T3UP, TSH, FT4, cholesterol, triglycerides, creatinine, BUN, uric acid and fasting blood sugar.
    Results
    The results showed that the levels of FT3, FT4 and T3 were significantly increased after hemodialysis; the levels of creatinine, BUN and uric acid were decreased; but the levels of Cholesterol, triglycerides and FBS were shown a significant increase in blood.
    Conclusion
    Dialysis can improve and augment the levels of thyroid hormones in patients with renal failure. On the other hand, hemodialysis leads to rise total cholesterol and triglycerides and as a result can increase the risk of cardiovascular diseases.
    Keywords: hemodialysis, CRF, thyroid hormones, biochemical parameters
  • Ali Zare mehrjerdi , Fateme Zojaji kohan , Navid Mohammadi Pages 90-110
    Introduction
    Approximately 80% of cervical cancers occur in developing countries. This cancer in the United States is the eighth most common cancer in women, mean age at diagnosis is 48 years. Cervical cancer does not have symptoms in the early stages and when cervical cell changes that lead to cancer progresses, symptoms may appear. Almost all invasive carcinomas of the cervix have an earlier stage in which abnormal cells are confined to the epithelium. This intra-epithelial lesions associated with cytologic features of invasive stage such as large size , hyperchromasia and irregular nuclei, increased mitotic activity, and change in the maturity scheme, show there is a spectrum of morphologic abnormalities in between lesions that if left untreated, may progress to invasive carcinoma of the cervix . Depth of invasion has an impact on prognosis and staging of the disease and affects the treatment too . CIN Ш differentiation from invasive cervical SCC is very important because both prognosis and choice of treatment are different.
    Methods
    After obtaining permission from the appropriate authorities of the Department of Pathology of Mirza kochak khan and Firouzgar hospitals, lists of patients with a diagnosis of CIN Ш, Uterine Cervical SCC and normal cervix were extracted from the archives., Paraffin blocks are then separated and H & E stained slides were prepared then appropriate blocks for IHC staining were chosen . The blocks were cut 4 micrometers in thickness and were stained for CD34 antigen . The Results were interpreted and scored by a expert pathologist. In the end, the results were Analysed with spss 17 software.
    Results
    In this study The cervical tissue sample of 65 patients: 20 women with normal cervix (mean age 48 years), 20 patients with the CIN III (mean age 43.5) and 25 patients with SCC (mean age 54 years) with a mean age of 48.9 3/19 ± 48.9 years (minimum 21 and maximum 82 years) were studied. The results obtained showed 100% of slides-related (20 cases) with normal’s condition, 100% (20 cases) of patients with the pathological’s condition CINIII and 52 percent (13 cases ) of patients with SCC were positive for presence of CD34 + fibrocytes in cervical stroma.
    Conclusion
    Considering the obtained results due to the reduction of 48% in the incidence of Positivity of CD34 marker in invasive carcinoma (SCC) stroma compared with normal cervix and CIN III and considering the significance of the relationship between the loss of CD34 antigen and pathological findings , the CD34 antigen can be used as a diagnostic test for the detection of changes related to invasive carcinoma in cervix samples. Keywords: high grade Intraepithelial neoplasia (CINIII) , Invasive squamous cell carcinoma of the uterine cervix(SCC), CD34 antigen , IHC staining
    Keywords: high grade Intraepithelial neoplasia (CINIII), Invasive squamous cell carcinoma of the uterine cervix(SCC), CD34 antigen, IHC staining
  • Said ahmad Hashei Dr Pages 97-105
    Introduction
    overview of the most important objectives pursued by governments and organizations, can be sustained productivity, innovation and quality of life noted. This study aimed to investigate the relationship between emotional intelligence and organizational socialization and employee productivity was Lamerd city health centers.
    Methods
    The study objective is applied, and the way the cross-correlation. The study population consisted of 2131 employees in 1394 is Lamard city health centers. In order to collect the data, Emotional Intelligence Questionnaire Austin and colleagues (2004) with an overall reliability index of. /80 And Ralph Katz developed a questionnaire of organizational socialization and translations Moqimi (1998) reliability / 83. And inventory efficiency Smith et al (1998) with reliability of 89 /. Was used and the validity was confirmed by experts. To analyze the data, Pearson correlation coefficient and multiple regression coefficient was used.
    Results
    The correlation coefficient between emotional intelligence and organizational socialization and employee productivity Lamerd city health centers at a significance level (./002) And (./0001) Has been significant. As well as the amount F (13/11) in the (0001 /.) Meaningful and significant because an acceptable level of less than 05 /. Is, it can be concluded that the predictor variables (emotional intelligence and organizational socialization) can criterion (efficiency) to predict.
    Conclusion
    between emotional intelligence and organizational socialization and employee productivity Lamerd city health centers there is a significant relationship between emotional intelligence and organizational socialization can significantly predict productivity
    Keywords: motional intelligence, organizational socialization, productivity, employee health centers