فهرست مطالب

پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی - سال چهل و نهم شماره 2 (پیاپی 103، پاییز و زمستان 1395)
  • سال چهل و نهم شماره 2 (پیاپی 103، پاییز و زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/26
  • تعداد عناوین: 7
|
  • فریبا پات * صفحات 143-170
    در سنت تعلیمی خوشنویسی عثمانی رسمی وجود داشته که به «اجازه نامه» ، «اذن نامه» یا «اهلیت نامه» شناخته می شود. این رسم ظاهرا فقط در خوشنویسی عثمانی رواج داشت. بر اساس این رسم شاگرد قطعه ای را به خط نسخ، ثلث یا نستعلیق می نوشت و آن را به رویت استاد یا استادانی می رساند و استادان نیز غالبا با خطی موسوم به «خط اجازه» و با الفاظی به عربی آن را تایید می کردند. افزون بر بررسی مفهوم اجازه و خاستگاه آن در این سنت تعلیمی، پژوهش درباب ساختار و محتوای اجازه نامه ها و شناخت خط موسوم به خط اجازه، اندازه اجازه نامه ها، عبارت های اجازه و محل رقم اجازه برای شناخت بهتر این رسم لازم است که این نوشتار آن را بر عهده دارد.
    کلیدواژگان: سنت تعلیمی خوشنویسی، اجازه نویسی، اجازه نامه، اذن نامه، اهلیت نامه، خط اجازه
  • محسن رحمتی *، میترا روشنی صفحات 171-198
    فرقه کرامیه که از سده سوم هجری پدیدار شد، در دوره غزنویان، تحت تاثیر عواملی چند، رشد کرد و در حیات اجتماعی خراسان تاثیر گذاشت. در این مقاله ضمن بازکاوی دلایل و عوامل رشد کرامیه، پیامدهای اجتماعی حضور آنها در خراسان در دوره غزنویان بررسی شده است. پایگاه اجتماعی کرامیان و بحران مشروعیت حکومت غزنوی در ابتدای قدرت یابی آن سلسله، زمینه همکاری میان کرامیان و غزنویان را فراهم ساخت. پیشوایان کرامی با استفاده از نهادهای اجتماعی آموزشی نظیر مدرسه و خانقاه، به تبلیغ مذهب خود پرداختند و با انتشار عقاید خود در میان بازرگانان، پیشه وران و کارگزاران حکومتی، عملا نظام قشربندی اجتماعی خراسان را در هم شکسته و برای تصاحب منابع اقتصادی و اجتماعی و دست یابی به مناصب اداری به رقابت با پیروان سایر مذاهب و گروه های متنفذ در خراسان پرداختند؛ این رقابت موجب شکل گیری نخستین محنه مذهبی در تاریخ خراسان شد.
    کلیدواژگان: حنفیان، خراسان، شافعیان، شیعیان، غزنویان، کرامیان
  • رضا عشقی گنبکی * صفحات 199-217
    ابونصر طاهر بن محمد خانقاهی از واعظان و حکیمان بزرگ میانه سده ششم هجری است. نوشته های او و القابی که بدان خوانده شده است، نشان دهنده جایگاه بلند علمی و معرفتی اوست. با این همه، آگاهی ما از باورهای کلامی و فقهی او محدود و تا حدی آشفته است. گاه او را شافعی مذهب و گاه کرامی دانسته اند. در این مقاله، با استخراج اندیشه های کلامی و اعتقادی ابونصر از کتاب گزیده و بررسی زمانه و زیست بوم وی، کوشش شده است، اندیشه های کلامی وی واکاوی شود. نگارنده در این پژوهش می کوشد تا نشان دهد که گرچه مایه هایی از اندیشه های اشعری و کرامی در عقاید ابونصر خانقاهی یافت می شود، اما نمی توان وی را اشعری مذهب یا دارای عقاید کرامی دانست، بلکه باید او را از معتقدان به مکتب «حنفیان اهل سنت و جماعت» به شمار آورد.
    کلیدواژگان: ابونصر خانقاهی، اشاعره، حنفیان اهل سنت و جماعت، کتاب گزیده، کرامیه
  • مهدی قربانی حصاری، قنبرعلی رودگر *، ابراهیم موسی پور بشلی، هادی عالم زاده صفحات 219-238
    در سنت اسلامی، مصادره اموال صاحب منصبان متخلف، دست کم از زمان خلیفه دوم چونان تنبیهی اداری به کار گرفته می شده است، این شیوه با وجود چنین کارکردی، به سرعت به یکی از راه های کسب درآمد در دولت های مسلمان بدل شد. در پژوهش حاضر ضمن بررسی تحولات مفهوم مصادره، حوزه کاربردی این اصطلاح، به ویژه در محدوده قلمرو دولت های حاکم بر ایران تا پایان عصر صفوی بررسی شده است. نویسندگان کوشیده اند از میان گزارش های ناظر بر انواع مصادره هایی که در ایران دور هاسلامی روی داده، تاریخچه ای از مصادره اموال کارگزاران دولتی ترتیب دهند و درضمن آن نشان دهند که مصادره در ساختارهای معطوف به تامین مالی این دولت ها به عنوان یک منبع درآمد دست کم تکمیلی و قابل پیش بینی و برنامه پذیر، سخت محل توجه بوده است.
    کلیدواژگان: تاریخ اقتصادی ایران، دوره اسلامی، مصادره اموال، منابع مالی حکومتهای ایرانی
  • بهرام کارجواجیرلو *، نگار ذیلابی صفحات 239-248
    مکوس (ضرائب گمرکی) ، مالیات ویژه واردات و صادرات کالاهای تجاری، یکی از منابع مهم مالی دوره والیان (19254 ق) مصر بود. در دوره حاکمیت والیان مسلمان، مالیات مکوس، متاثر از قوانین مالیاتی مصر دوره بیزانسی، در شمار مالیات های رایج پذیرفته شد و با تغییر و تحولاتی تداوم یافت. والیان برای بهره برداری بیشتر از عوائد صادرات و واردات، در رونق تجارت خارجی و ایجاد بنادر و رونق آن ها می کوشیدند. در این نوشتار، بر اساس منابع متقدم، با روش توصیفی تحلیلی، قوانین مرتبط با مکوس در دوره والیان مصر و چگونگی تاثیر آن بر نظام اقتصادی مصر بررسی شده است.
    کلیدواژگان: تجارت، مصر دوره والیان، مالیات، مصر اسلامی، عاشر، ماکس، مکوس
  • محمد محمدپور *، فاطمه جان احمدی صفحات 249-261
    ورود فاتحان مسلمان به مصر موجب تحولات بسیاری در این سرزمین شد. ساخت یا توسعه شهر فسطاط در همجواری باب الیون در شمال شرقی ساحل رود نیل توسط فاتحان مصر یکی از این تحولات در حوزه شهرسازی اسلامی بشمار می آید. صرف نظر از علل دوام و بقای این شهر، هدف مقاله پیش رو یافتن پاسخ این مسئله اساسی است که عوامل گسترش و توسعه ی شهری فسطاط از بدو تاسیس به سال 20 تا روی کارآمدن فاطمیان (358) چه بوده است؟ بررسی های تاریخی نشان داده است که موقعیت جغرافیایی ژئوپلتیکی و همجواری با کانون شهری باب الیون در شمال شرقی مصر و رشد فزاینده نیروی انسانی به علت ورود قبایل متعدد عربی و نیروهای جهادگر مسلمان و ضرورت اسکان آنها برای تداوم عملیات نظامی در سرزمین های مجاور، عاملی تعیین کننده برای گسترش شهری فسطاط به حساب می آمد. علاوه بر این لزوم تشکیل مرکزیتی دینی و سیاسی در قالب دارالاماره ها و مساجد و یا ساخت بازار های پر رونق برای بهره گیری از سود اقتصادی را نیز باید به این عوامل افزود.
    کلیدواژگان: مصر، فسطاط، جغرافیای تاریخی فسطاط، شهرسازی اسلامی
  • سعید نجفی نژاد *، ناصر جدیدی، محمدکریم یوسف جمالی صفحات 263-283
    شاه اسماعیل اول صفوی با شخصیتی پیچیده و جذاب، توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. تمجید فوق العاده از وی از سوی هوادارانش در دوره صفویه، موجب شده است که سخنان نادرستی درباره او و عقایدش گفته شود. یکی از مهم ترین مطالبی که به وی نسبت داده شده این است که وی ادعای الوهیت داشت. این موضوع را برخی از پژوهشگران غربی مطرح کرده اند و عده ای از محققان ایرانی نیز دنباله آن را گرفته اند. در این مقاله، با ارائه مستنداتی، نظریه ادعای الوهیت به توسط شاه اسماعیل نقد و بررسی شده است. صفوی پژوهان غربی به سبب ناآگاهی از اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران عصر صفوی، چنین نسبت ناروایی به شاه اسماعیل داده اند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی نشان می دهد که نظر معتقدان به ادعای الوهیت به توسط شاه اسماعیل اول صفوی، با گزارش های تاریخی همخوان نیست.
    کلیدواژگان: ادعای الوهیت، خطایی نامه، شاه اسماعیل اول صفوی، صفویان، صوفیان
|
  • Fariba Pat * Pages 143-170
    In the teaching tradition of Ottoman calligraphy, there was a custom known as "Ijazat Nameh", "Idhn Nameh" or "Ahliyat Nameh". This custom was apparently only prevalent in the Ottoman calligraphy. According to this custom, the apprentice wrote a piece in naskh, thuluth, or Nasta’liq script, and s/he brought it to the sight of one or more professors, and professors also often confirmed it by a script called "authorization script" ( Ijazah script). In addition to examining the concept of permission ( Ijazah ) in this teaching tradition and its origin, research on the structure and content of permission letter (Ijazat Nameh) and the recognition of a script called " Ijazah script", the size of Ijazat Namehs, permission terms and the place penned by master as permission, are required to better understand this custom. And this is what this article is to undertake.
    Keywords: the Teaching tradition, Ottoman calligraphy, Permission letter (Ijazat Nameh), Idhn Nameh, Ahliyat Nameh, Ijazah script
  • Mohsen Rahmati *, Mitra Roshani Pages 171-198
    The Karrāmiyya sect, which emerged in the third century AH, grew in the Ghaznavid period as a result of several factors, and affected the social life of Khurasan. This papaer investigates the social consequences of the Karrāmiyya’s activities in Khurasan during the time of Ghaznavid Sultans, and reviews the causes and factors of the growth of them. This article shows that the social status of Karrāmiyya as well as the crisis of the legitimacy of the Ghaznavid rule during the time of Sultan Mahmūd provided the basis for their cooperation. Using social-educational institutions such as school and khanakah, Karrāmiyya’s leaders propagated their sect and published their sect among the groups of businessmen, and government agents. In fact, the system of social stratification of Khurasan was broken by Karrāmiyya and they competed with the followers of other religions and influential groups in Khurasan to seize economic resources, social and administrative positions. This competition led to the creation of the first religious requisition in the history of Khurasan.
    Keywords: Karr?miyya, Ghaznavids, Social history, Social classes, Khurasan
  • Reza Eshghi * Pages 199-217
    Abū Naṣr Tāhir ibn Muhammad Khānqāhī is one of the greatest preachers and wise men of Khurasan. He lived in the middle of the 6th (AH) century in City of Sarakhs.
    Our knowledge of his theological and jurisprudential ideas is limited and confused. He is regarded sometimes as a follower of Shāfiʼī's thoughts and sometimes as a follower of Karrāmiyya sect.
    In this article, author, tries to study the historical and geographical environment of Khānqāhī and his book Gozideh and to throw light on his theological ideas.
    The result of the research shows that although the traces of Ashʻarīte and Karrāmiyya thoughts can be found in Abū Naṣr, but he cannot be regarded as a follower of Ashʻarī or Karrāmiyya, but he can be regarded as a follower of “Hanafīs of Sunna and Jamāʻat”.
    Keywords: Ab? Na?r T?hir ibn Muhammad Kh?nq?h?, Ash?ar?te, Hanaf?s of Sunna, Jam??at, Karr?miyya, Gozideh
  • mehdi Qorbani hesari, Qanbarali Roodgar *, Ebrahim Mousapour Besheli, Hadi Alemzadeh Pages 219-238
    The confiscation of delinquent official's properties as an administrative punishment started from the beginning of Islamic era and certainly, Umar's reign. Regardless of such function, this practice became one way of acquiring income for Muslim rulers. In this survey, besides investigating the conceptual changes of confiscation, the practical domain of the term has been inquired in Iran at the Islamic period up to the end of Safavid era. From the concerned data about confiscations exerted in Islamic Iran, the authors try to present the history of official's confiscation, and show that confiscation has usually been considered as a complementary programmable income source.
    Keywords: Economic history of Iran, Islamic period, Confiscation, Financial resources of Iranian governments
  • Bahram Karju *, Negar Zeilabi Pages 239-248
    Mukus tax (customs duty), a type of special tax on the import and export of commercial goods, was an important financial resource for governors in Egypt (19-254 AH/ 640-868 CE). The Mukus tax initiated by the Byzantine tax law of Egypt was adopted and applied in a modified form under the Muslim governors’ rule. The governors tried to capitalize on the proceeds of import and export, improve foreign trade and set up ports and to make them economically prosperous. Drawing on earlier sources, the study will examine the law associated with Mukus tax under Egyptian governors, the similarity of the mucus system with other systems like ʿushūr and how it affected Egypt’s economic system.
    Keywords: Mukus, ?Ush?r, Trade, Islamic Egypt, Taxation
  • Mohammad Mohammadpoor *, Fatemeh Janahmadi Pages 249-261
    The arrival of Muslim conquerors to Egypt has caused many developments in this land. One of these historical developments in Islamic urbanism was the construction of Fustat's city, which is located next to Bab Elion in the northeastern coast of the Nile River. Although Fustat was a temporary city and it had been built momentary tents of Muslim's conquerors, it has been recognized as a permanent and stable city in Egyptian history. Irrespective of the causes of durability and stability of the city, this paper is to answer this question that what were the factors behind the expansion and development of the city of Festus from its first time 20 AH to the Fatimid’s rise (358AH)? Using descriptive and analytical method this study indicates that the following factors were the determining one for the expansion of the Fustat's city: geopolitical location, its vicinity to Babil Elion in the northeast of Egypt, the increasing number of human resources because of the arrival of numerous Arab's tribes and Muslim jihadist forces, and the necessity of their settlement for the continuation of military operations in adjacent territories. The need for establishing a religious and political center in the form of castles and mosques and creating prosperous markets for economic benefit should be added to these factors, as well.
    Keywords: Egypt, Fustat, Fustat's Historical Geography, Islamic Urbanism
  • Saeed Najafinezhad *, Naser Jadidi, Mohammadkarim Yousefjamali Pages 263-283
    Throughout the pre-modern history and almost in all regions, kings have enjoyed special privileges in their people’s view, due to some special features and abilities. Shah Ismaʻīl I, is one of those historical figures who have attracted the attention of many researchers to his sophisticated, and engaging personality.
    The extraordinary praise of his supporters during the Safavid period has led to some incorrect opinions about his ideas and motives. One of these views is the claim to divinity attributed to Shah Ismaʻīl. These opinions proposed mostly by Western scholars, were endorsed by some Iranian scholars.
    In this research, we try to critically examine the evidence of the claim to divinity by Shah Ismaʻīl. Western scholars of Safavids seem to have proposed such opinion for some reason, including lack of knowledge of the cultural and social conditions of Iran during the Safavid era.
    Keywords: Shah Isma??l I, Safavid, the Claim to Divinity, Sufis, Safavists, khataee nameh