فهرست مطالب

اقتصاد کشاورزی و توسعه - پیاپی 102 (تابستان 1397)
  • پیاپی 102 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/05/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سید حبیب الله موسوی ، علیرضا علی پور، امین ارجمندی صفحات 1-29
    اثرگذاری متغیرهای اقلیمی بر تولیدات بخش کشاورزی در مناطق مختلف یکی از تمایزهای وابسته به اقلیم محسوب می شود که فرایند رشد و توسعه درونی بخش کشاورزی را تحت تاثیر قرار می دهد. در این مطالعه، با تجزیه و تحلیل آمار و اطلاعات استانی دوره زمانی 1390-1370، نقش تفاوت های اقلیمی در فرایند رشد بخش کشاورزی ایران با استفاده از رهیافت میانگین گروهی تلفیقی (PMG) بررسی شد. نتایج نشان داد که وجود تمایزهای اقلیمی در مناطق مختلف کشور باعث ایجاد تفاوت در نحوه بهره برداری از نهاده های انرژی، نیروی کار و زمین در مناطق مختلف کشور می شود و در نهایت تاثیر مهمی در فرایند رشد بخش کشاورزی در کشور از خود نشان می دهد. از این رو، در مطالعه حاضر پیشنهاد شد که سیاست گذاری های مرتبط با عوامل تولید بخش کشاورزی همچون قیمت گذاری عامل انرژی و تعیین دستمزد نیروی کار در این بخش با توجه به تمایزهای اقلیمی در مناطق مختلف کشور و با عنایت به آثار پدیده های مرتبط با اقلیم مورد نظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تمایزهای اقلیمی، رشد بخش کشاورزی، شاخص دومارتون، اقتصادسنجی پانلی
  • امیر دادرس مقدم، محمد قربانی ، علیرضا کرباسی، محمدرضا کهنسال صفحات 31-49
    یکی از اهداف اصلی برندها در بازار، حفظ و توسعه سهم بازار است و تنوع پذیری برند می تواند کمک به سزایی به این امر کند. تنوع پذیری در شرکت ها بایستی با توجه به شناخت از نیازهای مصرف کنندگان‏ و افزایش رفاه اجتماعی صورت بگیرد. در این مطالعه، تنوع، قیمت و ارزش ترجیحی برندهای کاله و پگاه محصول پنیر در بازار مشهد با استفاده از داده های پروژه نوشاد و شرکت صنایع شیر پگاه (شامل 425 فروشگاه مواد غذایی درسال 1393) و با روش سیستم معادلات به ظاهر نامرتبط در قالب 4 سناریو برآورد و سپس تغییرات مازاد مصرف کننده، سود و رفاه اجتماعی به ازای یک واحد افزایش در تنوع هر برند محاسبه شد. نتایج نشان داد که درسناریوی 1، افزایش قیمت برند کاله نسبت به قیمت برند پگاه باعث کاهش تغییر مازاد مصرف کننده برند کاله، افزایش سود فروشگاه های مواد غذایی و کاهش مازاد رفاه اجتماعی می شود. سناریوی دوم نشان داد که کاهش قیمت برند کاله نسبت به قیمت برند پگاه به ترتیب باعث افزایش تغییر مازاد مصرف کننده، کاهش تغییرات سود برند کاله و افزایش رفاه اجتماعی می شود. برای سناریوی سوم تغییر مازاد مصرف کننده به ازای یک واحد افزایش در تنوع برند پگاه کاهش می یابد. همچنین در سناریوی سوم تغییرات سود به ازای یک واحد افزایش در تنوع برند پگاه افزایش می یابد. در سناریوی چهارم، یک واحد افزایش در تنوع برند پگاه باعث اندکی تغییر در مازاد مصرف کننده برند پگاه می شود. تغییرات سود در سناریوی چهارم به ازای یک واحد افزایش در تنوع برند پگاه، کاهش می یابد و رفاه اجتماعی را مقدار کمی می‏کاهد. بر اساس نتایج این مطالعه، زمانی تنوع پذیری برند کاله رفاه اجتماعی را افزایش می دهد که با یک واحد افزایش در تنوع پذیری برند کاله، قیمت برند کاله نسبت به برند پگاه افزایش نیابد.
    کلیدواژگان: تنوع محصول برند، تغییرات مازاد مصرف کننده، تغییرات رفاه اجتماعی، سیستم معادلات به ظاهر نامرتبط
  • مرتضی مولایی ، شهرام آقایی صفحات 51-73
    رشد جمعیت و افزایش تقاضا برای خدمات شهری موجب گسترش حوزه شهری و فشار زیاد بر اراضی کشاورزی برای تغییر کاربری شده و آثار سوء زیست محیطی را در پی داشته است. در سال های اخیر نگرانی ها در ارتباط با آثار سوء زیست محیطی فعالیت های تولیدی افزایش پیدا کرده است. از این رو باید روش های اصولی در مدیریت منابع زمین اتخاذ شود که بتواند بین ارزش های زیست محیطی و ارزش افزوده اقتصادی توازن برقرار کند. در این مطالعه با استفاده از داده های جمع آوری شده از 104 نفر از ساکنان نقاط شهری و روستایی شهرستان سیاهکل و به کارگیری روش آزمون انتخاب، ارزش منافع غیراستفاده ای زمین های کشاورزی با توجه به سناریوهایی برآورد شد. نتایج این مطالعه نشان داد که افراد تمایل به پرداخت بیشتری برای زمین های باغ و شالیزار نسبت به پیش فرض مدل، که زمین دیم می باشد، دارند. همچنین نتایج مدل تمایل به پرداخت بیشتر را برای حفظ باغ‏ها نسبت به شالیزارها نشان داد. براساس نتایج، متوسط تمایل به پرداخت برای حفظ شالیزار و باغ به ترتیب 99/28977 و 53/42732 میلیون ریال برای هر خانوار در هکتار در سال به دست آمد.
    کلیدواژگان: تغییر کاربری، ارزش های زیست محیطی، زمین های کشاورزی، آزمون انتخاب، شهرستان سیاهکل
  • سامان ضیایی، سمیرا امیرزاده مرادآبادی ، خدیجه ثمره هاشمی، هما نارویی صفحات 75-92
    هدف مطالعه حاضر ارزیابی اثراقتصاد دانش محور بر ارزش افزوده بخش کشاورزی ایران طی سال های 1393-1368 بود. به منظور بررسی روابط بلندمدت بین ارزش افزوده بخش کشاورزی و متغیرهای شاخص ICT، شاخص R&D، شاخص ترویج و آموزش، سرمایه و نیروی کار از روش هم انباشتگی جوهانسن- جوسیلیوس و الگوی تصحیح خطای برداری (VECM) استفاده شد. نتایج حاصل از تخمین تابع بلندمدت مدل مبین تاثیر مثبت و معنی دار شاخص ICT، شاخص R&D، متغیرهای سرمایه و نیروی کار بر ارزش افزوده بخش کشاورزی بود. تاثیر شاخص ترویج و آموزش کشاورزی بر ارزش افزوده بخش کشاورزی مثبت اما فاقد ارزش آماری بود. علاوه بر این، نتایج حاصل از مدل تصحیح خطا نشان داد که حدود 53 درصد از انحرافات کوتاه مدت ارزش افزوده بخش کشاورزی از مقدار تعادلی بلندمدت آن طی یک دوره تعدیل می شود. از این رو، افزایش اعتبارات تحقیق و توسعه در بودجه بخش کشاورزی می تواند در رشد ارزش افزوده این بخش موثر باشد.
    کلیدواژگان: اقتصاد دانش محور، شاخصICT، شاخص R&D، ارزش افزوده بخش کشاورزی، الگوی تصحیح خطای برداری
  • کیمیا سام دلیری، سیدعلی حسینی یکانی ، سیدمجتبی مجاوریان صفحات 93-117
    توجه به ترجیحات کشاورزان، به عنوان اصلی ترین فعالان بازارهای آتی محصولات کشاورزی، در موفقیت قراردادهای دادوستدپذیر در این بازارها موثر است. بر مبنای شواهد تجربی در ایران، یکی از ترجیحات مهم تولیدکنندگان در ارتباط با بازار محصولات کشاورزی، موضوع نیاز مالی آنان است. در این راستا، هدف کلی مطالعه حاضر، تعیین جایگاه نیاز مالی کشاورزان در توفیق یا عدم توفیق قراردادهای آتی از سوی کشاورزان بود. جامعه آماری این مطالعه را کشاورزان برنج کار شهرستان ساری تشکیل دادند که از میان آنها 272 کشاورز از طریق روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور دستیابی به هدف اصلی این مطالعه، اثر دو مولفه میزان شناخت از بازارهای آتی و تامین نیاز مالی کشاورز به عنوان متغیرهای مکنون مستقل، در کنار تعدادی متغیرهای مکنون وابسته میانی، بر میزان پذیرش قرارداد آتی، به عنوان متغیر مکنون وابسته اصلی، در چارچوب یک مدل ساختار کوواریانس بررسی شد. نتایج نشان داد متغیر تامین مالی کشاورز اثر معنادار و مثبتی بر میزان پذیرش قرارداد آتی دارد، بنابراین، ضروری است که قراردادهای آتی به گونه ای طراحی و بومی سازی شوند که علاوه بر پوشش ریسک قیمتی تولیدکنندگان، ریسک مالی آنها را نیز پوشش دهند.
    کلیدواژگان: قرارداد آتی، تامین نیاز مالی، کشاورزی، مدل ساختار کوواریانس، لیزرل
  • محمد عمرانی ، محمدنبی شهیکی تاش، احمد اکبری صفحات 119-144
    انتقال نامتقارن قیمت بنگاه های تولیدی می تواند دال بر وجود قدرت بازار باشد. در همین راستا، این مطالعه به کمک یک الگوی ترکیبی، به تحلیل هم زمان انتقال قیمت میان بازار تولید و خرده فروشی قند و شکر با وجود متغیر قدرت بازار پرداخت. بدین منظور از داده های فصلی متغیرهای مورد نیاز طی سال های 1392-1374 استفاده شد. در راستای هدف مطالعه، رفتار قیمت خرده فروشی قند و شکر در قالب یک الگوی دو رژیمی ارزیابی گردید که با ماهیت عرضه محصولاتی سازگار است که در فصول برداشت عرضه فراوان دارند. همچنین از معکوس کشش عرضه محصول به عنوان متغیر قدرت بازار استفاده شد. با استناد به رژیم محتمل تر (رژیم دوم) ، مشخص شد که عاملان بازاریابی در سطح عمده فروشی تمایل دارند افزایش قیمت را در مقایسه با کاهش قیمت با شدت بیشتری به سطح خرده فروشی منتقل کنند. در این رژیم، انتقال نامتقارن قیمت و وجود قدرت بازار تایید شد. در رژیم اول، قدرت بازار بسیار بیشتر بوده و با توجه به احتمال وقوع حدودا 30 درصدی، بیشتر با فصل‏های وفور عرضه انطباق دارد که در این فصول واحدهای تولید و فرآوری قند و شکر مبادرت به افزایش قدرت بازار و ایجاد بازار انحصاری در خرید نهاده ها می کنند.
    کلیدواژگان: انتقال قیمت، قدرت بازار، قند و شکر
  • لیلی ابوالحسنی*، ناصر شاهنوشی، آرش دوراندیش، حمیدرضا طاهرپور، هومن منصوری صفحات 145-164

    از سال 1389 دولت با هدف تخصیص بهینه منابع و اختصاص اعتبارات به اقشار نیازمند و مستحق برخورداری از امکانات یارانه ای، اقدام به اجرای قانون هدفمندکردن یارانه ها کرده است. با توجه به سهم بالای یارانه گندم، آرد و نان (حدودا 50 درصد) از کل یارانه کالاهای اساسی، این مطالعه آثار اجرای این قانون را بر متغیرهای مهم بخشهای نامبرده بررسی کرد. در این راستا، نمونهگیری با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای دومرحلهای در دو استان خراسان رضوی و تهران، به عنوان قطبهای مهم تولید و مصرف نان، آرد و گندم، از بین نانوایان (576 مشاهده) ، مصرف کنندگان (1622 مشاهده) و کارخانه‏های آرد (21 کارخانه) این بخش ها صورت گرفت. همچنین این مطالعه حوزه های مصرف نان، ضایعات، کیفیت ‏آرد ‏و ‏نان، تولید آرد و نان را بررسی کرد. برای مطالعه میزان تغییرات هر یک از متغیرها از آزمونهای مقایسه میانگین استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که در حوزه های مربوط به مصرفکننده قانون هدفمندی یارانه ها دارای موفقیت بیشتری نسبت به حوزه های مربوط به تولید ‏آرد و نان بوده است که دلیل آن مربوط به عدم ایفای کامل الزامات منبعث از قانون هدفمندی یارانه ها در حوزه های تولیدی است. بر همین مبنا، پیشنهاد ‏شد دولت برای تعدیل قیمت آرد و نان اقدامات لازم را انجام دهد. ‏

    کلیدواژگان: گندم، آرد، نان، قانون هدفمندی یارانه ها
  • مصطفی بنی اسدی ، محمدرضا زارع مهرجردی، حسین مهرابی بشرآبادی، حمیدرضا میرزایی، عباس رضایی استخرویه صفحات 165-194
    برداشت بیش از حد از منابع آب زیرزمینی در چند دهه اخیر منجر به اثرات جانبی منفی فراوانی شده است که یکی از پیامدهای آن کاهش رفاه کشاورزان است. در مطالعه حاضر، برای بررسی اثر افت سطح آب زیرزمینی بر رفاه کشاورزان، ابتدا تابع تولید گندم با استفاده از الگوی درجه دوم تعمیم یافته برآورد شد و سپس تولید نهایی هریک از نهاده ها و از جمله نهاده آب محاسبه گردید. در ادامه، با برآورد تابع هزینه استخراج، تابع رفاه ناشی از کاهش سطح آب محاسبه شد. در نهایت، با استفاده از قضیه پوش و مشتق گیری از تابع رفاه نسبت به سطح آب زیرزمینی، تغییرات رفاهی ناشی از افت سطح آب اندازه گیری شد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که به ازای یک متر کاهش سطح آب زیرزمینی در اثر برداشت های بی رویه، رفاه کشاورزان حدود 5/12 میلیون تومان کاهش می یابد و کل کاهش رفاه دشت ارزوئیه ناشی از کسری مخزن، رقم قابل توجه 9/12 میلیارد تومان است. همچنین رقم کاهش رفاه به ازای هر مترمکعب آب برابر با 97/20 تومان می باشد. با توجه به نتایج، دلیل کاهش رفاه کشاورزان، مصرف بیش از حد منابع آب زیرزمینی است بنابراین باید با سیاست هایی نظیر خاموشی اجباری موتورپمپ ها، کاهش سطح زیرکشت، تعیین الگوی کشت، فرهنگ سازی مصرف و افزایش مشارکت کشاورزان در مدیریت منابع زیرزمینی، از برداشت بیش از حد منابع آب زیرزمینی جلوگیری نمود.
    کلیدواژگان: آثار جانبی، رفاه کشاورزان، تابع تولید، آب زیرزمینی
  • فرهاد خداداد کاشی، جعفر عبادی، سید ضیاء الدین کیاالحسینی، خلیل حیدری صفحات 195-215
    این مطالعه با هدف تعیین قدرت انحصاری 22 صنعت غذایی از 136 رشته فعالیت صنایع کارخانه ای ایران در سطح کدهای آیسیک چهاررقمی و بررسی جایگاه صنایع غذایی از نظر پراکندگی قدرت بازار بین 23 رشته فعالیت در سطح کدهای دو رقمی آیسیک انجام گرفت. همچنین رویکرد غیرساختاری و پارامتریک، لو و یو برای برآورد قدرت انحصاری صنایع استفاده شد. بر اساس نتایج مطالعه، 73 درصد صنایع غذایی، قدرت انحصاری بیش از 10 درصد داشتند. صنایع تولید نان و انواع نوشیدنی ها از بیشترین قدرت انحصاری برخوردار بودند، در حالی که صنایعی مانند آماده سازی و آرد کردن غلات و حبوبات؛ کشتار دام و طیور؛ تولید فراوردهای لبنی؛ بسته بندی و درجه بندی پسته؛ تولید روغن های نباتی و عمل آوری گوشت و فرآوردهای آن، رفتاری رقابتی داشته اند. در مجموع، 87 درصد صنایع ایران قدرت انحصاری و رفتاری غیررقابتی دارند. همچنین صنایع به طور متوسط دارای بازدهی کاهنده نسبت به مقیاس هستند و جایگاه صنایع غذایی از نظر نابرابری قدرت بازار رتبه دوازدهم در بین 23 صنعت با کد دو رقمی است. بنابراین، استفاده از ظرفیت های بالقوه در برخی از صنایع مانند تولید آرد، با آزادسازی صادرات محصولات - به شرط نبود یارانه مواد اولیه- مفید خواهد بود. همچنین در خصوص صنایع کشتار دام و طیور این سیاست راهگشاست. به منظور افزایش رقابت در سایر صنایع، یکی از راهکارها کاهش و منطقی نمودن تعرفه های وارداتی با هدف بهبود رقابت در تولید این محصولات است.
    کلیدواژگان: رقابت، قدرت انحصاری، مارک آپ، پراکندگی قدرت بازار
  • حبیب شهبازی، واله فریادرس صفحات 217-244
    توسعه تقاضای کالاهای اساسی از جمله شیر و فراورده های آن از راهبردهای مهم تغذیه ای دولت ها به ویژه دولت ج. ا. ایران است. به همین منظور، بخشی از بودجه سلامت دولت ها و تولیدکنندگان صرف ترویج مصرف شیر با استفاده از تبلیغات عمومی می شود. بنابراین، هزینه تبلیغات جزء مهمی از هزینه های تولید محسوب می شود. تعیین سطح بهینه بودجه اختصاص یافته به تبلیغات عمومی در بنگاه ها یکی از پرسش های اساسی در فهرست هزینه های حسابداری بنگاه هاست. بر این اساس، هدف این مطالعه تعیین سطح بهینه بودجه تبلیغات عمومی شیر در بازار با استفاده از الگوی سطوح چندگانه بازاریابی با وجود قدرت بازاری در سطوح مختلف است؛ به عبارت دیگر، هدف اصلی مطالعه حاضر تعیین سطح بهینه بودجه تبلیغات شیر در سطح مزرعه و شیر فراوری شده در سطح خرده فروشی تحت سناریوهای مختلف وجود قدرت بازاری با داده های شبیه سازی شده برای سال 1394 است. نتایج نشان داد به طور متوسط بیشترین ضریب شاخص شدت تبلیغات در سطح مزرعه (سهم بودجه تبلیغات از عرضه شیر خام به مقدار38142/3 درصد) مربوط به حالتی است که بازار در سطح مزرعه به صورت رقابتی و بازار در سطح خرده فروشی به صورت انحصار کامل است. کمترین ضریب شاخص شدت تبلیغات (00209/0 درصد) نیز مربوط به حالتی است که بازار در سطح مزرعه انحصاری و در سطح خرده فروشی به صورت رقابتی است. همچنین اثر وجود قدرت بازاری در سطح مزرعه و خرده فروشی بر شاخص شدت تبلیغات عمومی منفی است. اما افزایش قدرت بازاری در سطح مزرعه و خرده فروشی اثر معکوسی را بر مقدار شاخص شدت تبلیغات دارند به طوری که افزایش قدرت بازاری در سطح مزرعه، شاخص شدت تبلیغات بهینه در سطح خرده فروشی را بیشتر و افزایش قدرت بازاری در سطح خرده فروشی، شاخص شدت تبلیغات بهینه در سطح خرده فروشی را کمتر می کند.
    کلیدواژگان: تبلیغات عمومی، قدرت بازاری، سطوح بازاریابی، شیر و فراورده های لبنی
|
  • Seyed H.A Mosavi Mosavi, Ali Reza Alipour, Amin Arjomandi Pages 1-29
    The impact of climate variables on agricultural production in different regions is one of the climatic differences that affects the process of internal growth and development in the agricultural sector. In this study, with the analysis of provincial statistics during the period of 1991-2011, the role of climatic differences in the growth process of Iran agricultural sector was investigated using the integrated group average approach (PMG). The results indicated that climatic distinctions in different areas of Iran cause different levels of energy, labor and land usage and have a significant impact on agricultural growth process. Therefore, this study suggested to consider policies related to agricultural production factors such as energy pricing and labor wage determination according to the both climatic differences in all various regions of the country and the effects of the climate-related phenomena.
    Keywords: Climatic Distinctions, Agricultural Sector Growth, De Martonne Aridity Index (DAI), Panel Data Econometrics
  • Amir A. Dadrasmoghadam, Mohammad Ghorbani, Alireza Karbasi, Mohammadreza ohansal Pages 31-49
    One of the main objectives of brands in the market is to preserve and develop market share that brand diversity can play significant role in this regard. Diversification in companies should be performed based on recognizing the consumers’ needs and increased social welfare of them. In this study, diversity, price, and preferred value of Kaleh and Pegah brands of cheese in Mashhad market were estimated using data of Naushad project and Pegah Milk Industry (including 425 food stores in 2014) and using seemingly unrelated regression system in the form of four scenarios. Then, changes in consumer surplus, and social welfare and profit per one unit increase in diversity of each brand have been calculated. The results showed that in the first scenario, increasing the the price of Kaleh brand compared to Pegah brand caused reduction in change of consumer surplus for Kaleh brand, increasing the profit of food stores and reducing the social welfare surplus. The second scenario showed that reducing the price of Kaleh brand compared to Pegah brand leads respectively to increase change in consumer surplus, reducing the profit changes for Kaleh brand and increased social welfare. In the third scenario, change in consumer surplus reduces per one unit increase in Pegah brand diversity. Also in third scenario, profit changes increases per one unit of increase in diversity of Pegah brand. In the fourth scenario, per one unit increase in the diversity of the Pegah brand leads to a slightly change in consumer surplus of the Pegah brand. In the fourth scenario, the change in profit per unit increase in the diversity of Pegah brands decreases and leads to a slight decline in social welfare. Based on the results of this study, it can be said that the time of diversification of Kaleh brand increases the social welfare, which, with an increase in the diversity of Kaleh brand, does not increase the price of Kaleh brand compared to Pegah brand.
    Keywords: Product Diversity of Brand, Changes in Consumer Surplus, Social Welfare Changes, Seemingly Unrelated Regression System
  • Morteza Molaei, Shahram Aghaei Pages 51-73
    Population growth and rising demand for urban services have led to an expansion of the urban area and a great deal of pressure on agricultural lands to change their use and have environmental impacts. In recent years, concerns have been raised regarding the environmental impacts of manufacturing activities. Hence, there should be fundamental principles in land resource management that can balance environmental values and economic added value. In this study, using collected data from 104 inhabitants of urban and rural areas of Siahkal County and using the choice experiment method, non-use values of agricultural land were estimated according to scenarios. The results of this study showed that respondents willing to pay more for orchards and paddy lands than the default lands, which is dryland. In addition, results show that respondents have more willingness to pay for orchards than paddy fields. On the base of the results of this study, mean willingness to pay for paddy fields and orchards are 28977.99 and 42732.53 million Rials, respectively.
    Keywords: Land Use Change, Environmental Values, Agricultural Lands, Choice Experiment, Siahkal County
  • Saman Ziaee, samira amirzadeh moradabadi, Kh Samareh Hashemi, Homa Narouei Pages 75-92
    The purpose of this study was to evaluate the effect of knowledge-based economy on value added of Iran’s agricultural sector from 1989 to 2014. To investigate the long-term relationship between the value added of the agricultural sector and ICT index, R&D index, extension and education index, capital and labor variables, Johansen-Juselius Co-integration method and error correction model (ECM) were used. The results of long-term function estimation of the model show a positive and significant impact of ICT index, research and development index, and capital and labor variables on value added of the agricultural sector. The effect of agricultural extension and education index on value added of the agricultural sector was positive but it was not statistically significant. In addition, the results of error correction model show that almost 53% of short-term deviations of the agricultural sector value added from its long-run equilibrium are modified in a period. Hence, the increase in research and development credits in the budget of agricultural sector can be effective in growth of value added of this sector.
    Keywords: ICT Index, Knowledge-Based Economy, R&D Index, Value Added
  • Kimia Sam Daliri, Seyed, Ali Hosseini, Yekani, Seyed, Mojtaba Mojaverian Pages 93-117
    Considering the farmer’s preferences as the main participants of agricultural futures markets affects the success of tradable contracts in these markets. According to the empirical evidences in Iran, one of the most important producers’ preferences about agricultural markets is their financial needs. In this context, the purpose of this study is determining the importance of the financial needs of farmers in the success or failure of futures contracts. The statistical population of this study is rice farmers of Sari County, which 272 farmers were selected through random sampling method as sample. In order to achieve the main purpose of this study, the effects of two variables of “level of understanding of futures markets” and “financing of farmers” as independent latent variables, along with the numbers of middle dependent latent variables on the “level of acceptance of futures contracts” as the main dependent latent variable was investigated using a Covariance Structure Model framework. Based on the results, farmers financing has a significant and positive effect on the level of acceptance of futures contracts. So, it is necessary that future contracts are designed and localized in such a way that in addition to hedging the price risk of producers, their financial risk is also can be hedged.
    Keywords: Futures Contracts, Financing, Agriculture, Covariance Structure Model, Lisrel
  • Mohammad omrani, M. Shahiki Tash, Ahmad Akbari Pages 119-144
    The asymmetric price transmission can be indicative of market power. In this regard, this study, with the help of a hybrid model, simultaneously analyzed the transfer of prices between the sugar and sugar market and the market, despite the changing market power. For this purpose, seasonal data of required variables during the years 1995-2013 was used. Asymmetric price transmission can indicate market power exerted by production firms. Regarding the issue a mixture model has been applied to analysis the price transmission pattern between processing and retailer markets of sugar while market power is considered as well. For this purpose, seasonal data of required variables during the years 1995-2013 was used. In this study, retailer price of sugar was examined using two regimes which have high conformity with agricultural products that are characterized by mass supply in the harvesting season. Inverse supply elasticity of output was used as market power parameter. Regarding the regime 2 that is more likely to happen, marketing agents in the wholesale market are inclined to transmit increase of prices to retailer market more significantly than decrease of prices. Asymmetric price transmission and market power were confirmed in this regime. In the first regime, market power was higher and had the probability of about 30%, mostly dependent on abundance of supply in the seasons of processing sugar, which is an attempt to increase market power and to create a monopoly in the purchase of agricultural inputs.
    Keywords: Price Transmission, Market Power, Production of Sugar
  • L. Abolhassani*, N. Shahnoushi, A. Dourandish, H. Taherpour, H. Mansouri Pages 145-164

    Iran’s government has followed subsidies reform since 2010. Due to the fact that a significant part of these subsides historically has belonged to wheat, flour and bread, this study aims to investigate on outcomes and consequences of subsidies reform in above mentioned sectors. To this end, 2-stage cluster sampling method among different populations of bread producers (576 observations) and consumers (1622 observations) plus flour producers(21 observations) is implemented in Tehran and Khorasan Razavi provinces as the dominant poles of consumption and production. Furthermore, this study covers subjects related to the fields of bread consumption, waste, flour and bread quality and production. Changes in variables have been verified by mean-comparison tests. Results indicate that more successful outcomes have been achieved with ‎bread consumption variables than those of bread and flour production. Consequently, this fact is argued that stems from incomplete enforcement of obligations to producers induced by subsidies-reform law. To address these issues, modification of bread and flour prices is proposed.‎

    Keywords: Wheat, Flour, Bread, Subsidies-Reform Law
  • Mostafa Baniasadi, M.R. Zare Mehrjordi, H. Mehrabi Boshrababd, H.R. Mirzaei, A. Rezaei Estakhrooye Pages 165-194
    Excessive withdrawal of groundwater resources in recent decades has led to many negative externalities that one of its consequences is decreased welfare of farmers. In the present study, to survey the effect of the declined groundwater level on the welfare of farmers, first, wheat production function was estimated using generalized quadratic function and then marginal production of each input, including water input, was calculated. Then, the welfare function caused by reduced water level was calculated by estimating extraction cost function. Finally, using the envelop theorem and differentiation of welfare function with respect to groundwater levels, welfare changes due to water level decline was measured. The results showed that for every one meter groundwater level decline due to excessive withdrawals, welfare of farmers reduces 124546820 Rials and the total decreased welfare caused by the Orzuiyeh plain reservoir deficit is 129 billion Rials which is considerable. In addition, reduction of welfare per cubic meter of water is equal to 209.7 Rials. According to the results, reduced welfare of farmers is due to excessive consumption of groundwater resources which must be prevented by taking policies such as forced shutdown of motor pumps, reducing the acreage, determination of cropping pattern, culture of consumption, and increasing the farmer participation in the management of natural resources.
    Keywords: Externalities, Farmer Welfare, Production Function, Groundwater
  • Farhad Khodadad kashi, Jafar Ebadi, syeyd zia aldyn kiaalhoseyni, khalil heidary Pages 195-215
    This article determine the monopoly power of 22 food industries among 136 manufacturing industries at 4 digit ISIC level, and also determine the position of food industry in terms of market power dispersion among 23 fields in industry at 2 digit ISIC level. The unstructured and parametric approach of Lu and Yu was used to estimate the monopoly power of industry. According to the results, the mark-up of 73 percent of food industries is more than 10 percent. Industrial production of bread and a variety of beverages are the largest monopoly power, while industries such as production, processing and preserving of meat and meat products; manufacture of vegetable and animal oils and fats; manufacture of dairy products; manufacture of grain mill products show a competitive behavior. On the whole, 87 percent of the Iranian industries have monopoly power and uncompetitive behavior. Meanwhile, the industries have the decreasing average of returns to scale and the position of food industry in terms of inequality rank of market power dispersion, is 12 among 23 industries with 2-digit level. Therefore, using the potential capacity of some industries such as flour production can be helpful, with liberalization the exports of their products while no subsidization is provided for the raw material. In order to increase the competitive nature of the other industries, a strategy can be; reducing and rationalizing the import tariffs with the aim of improving competition.
    Keywords: Competition, Monopoly Power, Markup, Market Power Dispersion
  • habib shahbazi, V. Faryadras Pages 217-244
    Commodity demand development such as milk and its processed are important nutrition strategies of government such as I.R. Iran government. For this, some of government health budgets and producer expenditures are allocated to milk consumption promotion by generic advertising. Accordingly, advertising expenditures are important component of production cost. Determination of optimal advertising budget in firms is basic question in accounting cost list. Accordingly, target of this study is determination of optimal generic advertising budget by using of multi stage marketing model and existence of market power in different stages. That is, the main target of this paper is determination of milk optimal generic advertising budget in farm level and processed milk in retail level under different scenarios of market power. Results indicate that, in average, the most optimal advertising intensity in farm level (share of advertising in fluid milk supply 3.38142 percent) is related to condition that farm and retail market are competitive and monopoly, respectively. The least optimal advertising intensity (0.00209 percent) is related to condition that farm and retail market are monopoly and competitive, respectively. Also, existence of market power condition in farm and retail levels on generic adverting intensity is negative. But increasing in market power in farm and retail levels has opposite effect on generic adverting intensity. That is, by increasing farm market power, optimal advertising intensity in retail level; will increase and by increasing retail market power, optimal advertising intensity in retail level; will decrease.
    Keywords: Generic Adverting, Market Power, Marketing Stages, Milk, Dairy