فهرست مطالب

  • سال هجدهم شماره 2 (پیاپی 68، تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/05/08
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سیده سارا آقایی ثابت، شکوه سادات بنی جمالی* ، غلامرضا دهشیری صفحات 5-22
    هدف
    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی دو روش توانبخشی حافظه کاری کلامی و دیداری فضایی بر بهبود عملکرد ریاضی دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری ریاضی است.
    روش
    گروه نمونه پژوهش، 30 نفر از دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدایی بودند که مطابق با معیارهای DSM5، اختلال یادگیری ریاضی داشتند که به طور هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در سه گروه توانبخشی حافظه کاری کلامی، توانبخشی حافظه کاری دیداری-فضایی و گروه گواه (در لیست انتظار) جایگزین شدند. پس از شناسایی دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ریاضی، آزمون های ریاضیات ایران کی مت، آزمون حافظه کاری کلامی n-back و حافظه کاری دیداری فضایی n-back در سه گروه انجام شد. در دو گروه آزمایش، مداخله شناختی حافظه کاری به صورت 20 جلسه 45 دقیقه ای انجام شد. پس از اتمام دوره مداخله، پس آزمون و به فاصله یک ماه پس از پایان مداخله، پیگیری انجام شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس آمیخته استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها حاکی از آن بود که هر دو روش مداخله می توانند نمرات عملکرد ریاضی دانش آموزان را به طور معناداری افزایش دهند. بنابراین، روش های توانبخشی حافظه کاری کلامی و دیداری-فضایی در بهبود عملکرد ریاضی دانش آموزان تاثیرگذار هستند.
    نتیجه گیری
    بر این اساس می توان نتیجه گیری کرد که مداخلاتی که به منظور توانبخشی حافظه کاری به کار می روند، می توانند به عنوان مداخلات تکمیلی در بهبود مشکلات دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ریاضی به کار گرفته شوند.
    کلیدواژگان: توانبخشی شناختی، حافظه کاری کلامی، حافظه کاری دیداری فضایی، اختلال یادگیری ریاضی
  • علی محمد ناعمی* ، زهرا خاتون فائقی صفحات 23-38
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف تاثیر مداخله روان شناسی مثبت گرا بر خودبخشایشگری و تاب آوری مادران کودکان دارای ناتوانی یادگیری سبزوار انجام شد.
    روش
    روش این پژوهش، نیمه تجربی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مادران کودکان 6 تا 12 ساله دارای اختلال یادگیری در سبزوار در سال 1395-1396بود که 34 نفر بر حسب شرایط ورود به پژوهش انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش (17 نفر) و کنترل (17 نفر) جای دهی شدند. پس از انجام پیش آزمون ، به کمک پرسشنامه های مقیاس خودبخشایشگری ول، دی شی و واکینی (2008) و تاب آوری کونور و دیویدسون (2003) ، به گروه آزمایشی طی هشت جلسه 90 دقیقه ای روان شناسی مثبت گرا آموزش داده شد. در پایان از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد و داده های به دست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس و به کمک نرم افزار SPSS ویراست 23 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که مداخله روان شناسی مثبت گرا بر خود بخشایشگری و تاب آوری مادران کودکان دارای ناتوانی یادگیری سبزوار تاثیر مثبت و معنا داری داشته است (001/0P≤).
    نتیجه گیری
    مداخله روان شناسی مثبت گرا یک برنامه آموزشی موثر برای کمک به مادران کودکان دارای اختلال یادگیری است.
    کلیدواژگان: روان شناسی مثبت گرا، خودبخشایشگری، تاب آوری، ناتوانی یادگیری
  • امید عیسی نژاد* ، سمیه رمضانی صفحات 39-54
    هدف
    هدف این پژوهش مقایسه تاثیر آموزش مبتنی بر زوج درمانی هیجان مدار و زوج درمانی کوتاه مدت به شیوه خودتنظیمی (SRCT) بر تنظیم شناختی هیجان و راهبردهای مقابله زناشویی والدین دارای فرزند کم توان ذهنی بود.
    روش
    روش پژوهش نیمه آزمایشی با رویکرد کاربردی و با بهره گیری از طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری (یک ماهه) با گروه کنترل بود. نمونه مورد مطالعه شامل 41 زوج از والدین دارای فرزند کم توان ذهنی بود که به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (زوج درمانی هیجان مدار، 12زوج و زوج درمانی کوتاه مدت به شیوه خودتنظیمی، 14زوج) و یک گروه گواه (15 زوج) جایگزین شدند. زوج درمانی هیجان مدار (EFT) در 10 جلسه و زوج درمانی کوتاه مدت به شیوه خودتنظیمی (SRCT) در 8 جلسه (هفته ای یک جلسه) بر روی گروه های آزمایش انجام شدند و داده های حاصل از پرسشنامه راهبردهای مقابله زناشویی بومن و تنظیم شناختی هیجان با آزمون طرح مختلط اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر زوج درمانی هیجان مدار (EFT) و زوج درمانی کوتاه مدت به شیوه خودتنظیمی (SRCT) ، باعث افزایش نمرات زوج ها در تنظیم شناختی هیجان و راهبردهای مقابله زناشویی می شود. یافته ها همچنین نشان داد، اثر بخشی هر دو مداخله بعد از یک ماه باقی مانده است.
    نتیجه گیری
    با توجه به نقش تنظیم شناختی هیجان و راهبرد های مقابله زناشویی در تعاملات زوجین، پیشنهاد می شود از شیوه هیجان مدار و خودتنظیمی برای بهبود راهبردهای مقابله زناشویی و تنظیم شناختی هیجان و کاهش تعارضات زناشویی در والدین دارای فرزند کم توان ذهنی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: زوج درمانی هیجان مدار، زوج درمانی کوتاه مدت به شیوه خودتنظیمی، راهبرد های مقابله زناشویی، تنظیم شناختی هیجان
  • فاطمه فولادی* ، مهدیس کاویانی بروجنی، یوسف رنجبر سودجانی صفحات 55-64
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت (ISDTP) بر اضطراب اجتماعی مادران دارای فرزند با اختلال نشانگان آسپرگر انجام شد.
    روش
    این پژوهش از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای فرزند با اختلال نشانگان آسپرگر استان چهارمحال و بختیاری در سال 1395 بود که با همکاری اداره آموزش و پرورش استثنایی این استان و استخراج پرونده دانش آموزان (12-7 ساله) دارای اختلال نشانگان آسپرگر، به روش نمونه گیری در دسترس 16 نفر از زنان دارای فرزند با اختلال نشانگان آسپرگر، انتخاب و به طور تصادفی در 2 گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. از پرسشنامه استاندارد شده "اضطراب اجتماعی (SAS) " در پیش آزمون و پس آزمون برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. پروتکل درمان مبتنی بر رویکرد دوانلو بر روی گروه آزمایش به صورت انفرادی، هفته ای دو بار در 12 جلسه 60 دقیقه ای به صورت انفرادی صورت گرفت؛ بر روی گروه کنترل هیچ مداخله درمانی صورت نگرفت. پردازش داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس یک متغیره) انجام شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تحلیل داده های پژوهش نشان داد که پس از کنترل نمرات پیش آزمون، تفاوت معناداری بین نمرات پس آزمون در گروه آزمایش و نمرات پیگیری در متغیر اضطراب اجتماعی وجود دارد (05/0P£).
    نتیجه گیری
    بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت که روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده (ISDTP) بر کاهش اضطراب اجتماعی مادران دارای فرزند با اختلال آسپرگر اثربخش بوده است.
    کلیدواژگان: روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت (ISDTP)، اضطراب اجتماعی، نشانگان آسپرگر
  • سمیه شکری* ، خلیل اسماعیل پور، جلیل باباپور خیرالدین صفحات 65-76
    هدف
    پژوهش حاضر به منظور بررسی نقش مشکلات رفتاری و کارکردهای انطباقی کودکان با تاخیرهای تحولی برآشفتگی روان شناختی مادران انجام شد.
    روش
    طرح پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش تمامی کودکان 6-11 ساله با تاخیرهای تحولی شامل کودکان مبتلا به اتیسم مراجعه کننده به مراکز آموزشی و توان بخشی و دانش آموزان مدارس با نیازهای ویژه شهر تبریز در سال تحصیلی 94-1393 را شامل می شد. در این پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 100 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. مقیاس های رفتار غیرعادی کودکان (1986) ، فرم کوتاه شده آزمون علائم روانی (1973) ، مقیاس کارکرد انطباقی واینلند (1984) توسط مادران تکمیل شد.
    یافته ها
    داده های پژوهش به وسیله روش آماری رگرسیون چندگانه از طریق نرم افزار SPSS مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد که بین مولفه های مشکلات رفتاری و کارکردهای انطباقی کودکان با تاخیرهای تحولی و آشفتگی روان شناختی مادران آن ها رابطه مثبت وجود داردمشکلات رفتاری 25% از تغییرات آشفتگی روان شناختی و کارکردهای انطباقی 63 %از تغییرات آشفتگی روان شناختی را پیش بینی می کند.
    نتیجه گیری
    یافته های این پژوهش نشان داد آشفتگی روان شناختی در بین مادران کودکان با تاخیرهای تحولی بیشتر است که احتمالا ناشی از مشکلات رفتاری زیاد و کارکردهای انطباقی پایین در بین این کودکان است که ضرورت دارد مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تاخیرهای تحولی، مشکلات رفتاری، کارکردهای انطباقی، آشفتگی روان شناختی
  • حسن جعفری* ، محمود ابوالقاسمی، محمد قهرمانی، اباصلت خراسانی، مسلم قبادیان صفحات 77-86
    هدف
    تحقیق حاضر با هدف «شناسایی عوامل محتوایی توسعه حرفه ای معلمان ابتدایی مدارس استثنایی گروه کم توان ذهنی» انجام شد.
    روش
    روش پژوهش، آمیخته بود. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل کلیه خبرگان آموزش و پرورش و علوم تربیتی بود. نمونه آماری برابر 15 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردید. در بخش کمی، جامعه آماری کلیه معلمان ابتدایی گروه کم توان ذهنی شهر تهران به تعداد 347 نفر بودند. بر اساس فرمول کوکران تعداد 200 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های کیفی، با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده های کمی از روش حداقل مربعات جزئی استفاده گردید.
    یافته ها
    نتایج حاصل از یافته ها نشان داد که محتوای توسعه حرفه ای معلمان شامل 10 عامل (مولفه) است که عبارت بودند از: نگرش معلمان، دانش تخصصی موضوعی، تنوع فراگیران و نیازهای ویژه آنان، طراحی راهبردهای آموزشی، شیوه های ارزشیابی، محیط های یادگیری و الگوهای تدریس، مشارکت و تشریک مساعی، فناوری اطلاعات و ارتباطات، فعالیت های گروهی و انفرادی و آموزش شهروندی و شخصیتی.
    نتیجه گیری
    در مجموع عوامل محتوایی، حدود 95 درصد تغییرات توسعه حرفه ای معلمان را تبیین نمودند. در بین این عوامل، عامل محیط های یادگیری بیشترین بار عاملی (90/0) و عامل شیوه های ارزشیابی، کمترین بار عاملی (81/0) را به خود اختصاص داد.
    کلیدواژگان: عوامل محتوایی، توسعه حرفه ای معلمان، مدارس استثنایی، دانش آموزان کم توان ذهنی
  • قاسم عبداللهی بقرآبادی* صفحات 87-98
    هدف
    انتخاب راهبرد مناسب جهت کاهش میزان اضطراب،استرس و افسردگی مادران کودکان دارای اتسیم دارای اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان اثربخشی برنامه مبتنی بر آموزش خود شفقتی بر میزان اضطراب،استرس و افسردگی مادران کودکان دارای اتسیم انجام شد.
    روش
    طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با پیگیری سه ماهه می باشد. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای کودک اتیسم مراجعه کننده به مرکز امید عصر در شهر تهران و در سال 1395 می باشد. نمونه آماری شامل24 مادر دارای کودک اتیسم سطح یک می باشد که به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی 12 مادر در گروه آزمایش و 12 مادر در گروه شاهد جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه در زمینه خودشفقتی آموزش دیدند و گروه شاهد در لیست انتظار برای مداخله قرار گرفتند. جهت سنجش میزان اضطراب،استرس و افسردگی مادران از پرسشنامه 21-DASS استفاده شد و آمار توصیفی و آزمون تحلیل کوواریانس برای تجزیه و تحلیل داده به کار برده شد.
    یافته ها
    یافته های حاصل از تحلیل داده ها بر اساس آزمون کوواریانس نشان داد که آموزش خودشفقتی در کاهش میزان اضطراب، استرس و افسردگی مادران کودکان دارای اتسیم تاثیر معنی داری داشته است (001/0>P).
    نتیجه گیری
    بنابراین با توجه به نتایج یافته ها، آموزش خودشفقتی به عنوان راهبرد مداخله ای روان شناختی در کاهش میزان اضطراب، استرس و افسردگی مادران کودکان دارای اتسیم موثر بوده است.
    کلیدواژگان: خودشفقتی، اضطراب، استرس، افسردگی، مادران، کودکان دارای اتیسم
  • احمد به پژوه*، مسعود طاهریان، مسعود شکار رو صفحات 99-112
    هدف

    تحرک و جهت یابی مناسب، مهم ترین عامل در مستقل سازی و حضور اجتماعی افراد با آسیب بینایی تلقی می شود. مهم ترین روش تحرک و جهت یابی، استفاده از عصای سفید است. مشکلات مربوط به سلامت روانی و خصلت های شخصیتی افراد می تواند به منزله عوامل محدود کننده تحرک و جهت یابی تلقی شود. پژوهش حاضر به دنبال بررسی رابطه تحرک و جهت یابی با استفاده از عصای سفید با سلامت روانی و خصلت های شخصیتی در افراد با آسیب بینایی در شهر تهران بود.

    روش

    در این پژوهش که از نوع همبستگی بود، 41 نفر از افراد با آسیب بینایی از مراکز توان بخشی و دانشجویان شهر تهران با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پرسشنامه تحرک و جهت یابی، سیاهه سلامت روانی و آزمون شخصیتی آیزنک به شکل مصاحبه ساختارمند و نیمه ساختارمند اجرا شد و داده های به دست آمده با استفاده از ضرایب همبستگی، تحلیل رگرسیون چند متغیره و آزمون های t و F مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    مشکلات حساسیت فردی، افسردگی و نمره جمع نشانه های مرضی از عوامل سلامت روانی و مقیاس دروغ گویی از خصلت های شخصیتی بهترین پیش بینی کننده های مولفه تحرک و جهت یابی افراد با آسیب بینایی بودند. همچنین تفاوت هایی از نظر وضعیت اشتغال و دید تونلی افراد مورد مطالعه بر حسب مولفه تحرک و جهت یابی ملاحظه شد.

    نتیجه گیری

    یافته های به دست آمده نشان داد که میزان تحرک و جهت یابی با سلامت روانی و خصلت های شخصیتی همبستگی دارد و با بهبودسازی شرایط اشتغال برای افراد با آسیب بینایی، می توان عملکرد بهتری در تحرک و جهت یابی برای آنان ایجاد کرد.

    کلیدواژگان: تحرک و جهت یابی، عصای سفید، سلامت روانی، خصلت های شخصیتی
  • اصغر مینایی* ، ساناز ناظری صفحات 113-122
    پژوهش حاضر با هدف مطالعه ویژگی های روانسنجی مقیاس درجه بندی اوتیسم گیلیام-ویرایش سوم (گارز-3) به اجرا درآمد. تعداد 200 نفر (87 دختر و 113 پسر) از مبتلایان به اتیسم مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر تهران انتخاب و از والدین آنها دخواست گردید تا مقیاس گارز-3 و سیاهه رفتاری کودک (CBCL) را تکمیل نمایند. دامنه سنی مبتلایان به اتیسم بین 3 تا 22 با میانگین 11/5 و انحراف استاندارد 3/70بود. نتایج نشان داد که خرده مقیاسها و همچنین کل مقیاس گاز-3 از اعتبار بالایی برخوردارند. همچنین شواهد حاصل از منابع و تحلیل های مختلف، حاکی از روایی محتوا، همگرا، و سازه گارز-3 است. در مجموع می توان گفت که گارز-3 ابزاری معتبر و روا برای سنجش اتیم و غربالگیری افراد مبتلا به اتیسم در ایران است و از آن می توان در مشاوره های بالینی و فعالیت های پژوهشی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: اعتبار، روایی، مقیاس درجه بندی، اوتیسم، گارز
  • فرزاد علی پور*، مهناز علی اکبری دهکردی، زیبا برقی ایرانی صفحات 123-134
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش مهارت فرزندپروری ایمن بر شیوه های فرزندپروری مادران کودکان با علائم مشکلات رفتاری درونی سازی و برونی سازی شهرستان لاهیجان انجام گرفته است.

    روش

    این پژوهش با رویکرد کاربردی و روش تحقیق نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مادران کودکان 6 ساله پیش دبستانی شهرستان لاهیجان بود. حجم نمونه اولیه شامل 120 نفر از مادران کودکان پیش دبستانی بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. در نهایت 30 نفر از مادرانی که کودکان آنها علائم مشکلات درونی سازی و برونی سازی را داشتند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارش شدند. ابزار پژوهش شامل فهرست رفتاری کودک آخنباخ (فرم والد و معلم) (1991) به عنوان ابزار غربالگری و پرسشنامه شیوه های فرزند پروری بامریند (1972) است. برنامه آموزش مهارت فرزندپروری ایمن که توسط علی اکبری دهکردی و علی پور (1394) طراحی شده بود در 8 جلسه بر روی گروه آزمایش اجرا گردید. داده‏ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره (مانکوا) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد برنامه آموزش مهارت فرزند پروری ایمن بر شیوه های فرزند پروری مادران موثر است (01/0≥P). نتیجه ‏گیری: نتایج نشان داد که برنامه آموزش مهارت فرزند پروری ایمن باعث ارتقاء شیوه فرزندپروری مقتدرانه و کاهش شیوه فرزندپروری سختگیرانه می شود. با توجه به اینکه شیوه های فرزندپروری والدین نقش اساسی در تامین سلامت روانی فرزندان آنها دارد، لذا پیشنهاد می شود از برنامه آموزش فرزندپروری ایمن برای مادران جهت مدیریت روابط سالم با فرزندانشان و به کارگیری سبک های فرزندپروری مثبت استفاده شود.

    کلیدواژگان: آموزش مهارت فرزند پروری ایمن، شیوه های فرزندپروری، مشکلات رفتاری درونی سازی و برونی سازی
|
  • Seyedeh Sara Aghaei Sabet Miss, Shokouh alsadat Banijamali Doctor*, Gholamreza Dehshiri Doctor Pages 5-22
    Objective
    The present study was conducted to study the effectiveness of cognitive rehabilitation of verbal and visuospatial working memory in improving the mathematical performance of students with dyscalculia.
    Method
    This research was a quasi-experimental study with experimental and control groups. The sample included 30 3rd-grade female students suffering from dyscalculia, selected using purposive sampling and classified into three groups through random assignment: verbal working memory rehabilitation, visuospatial working memory rehabilitation, and control group (n=10 each). The sample was selected on the basis of DSM-5 criteria, the Wechsler Intelligence Scale for Children, Assessment of Persian Reading Ability (APRA) Test, and Child Symptom Inventory-4 (CSI-4). After conducting KayMath Mathematics Test and n-back verbal and visuospatial working memory tests in all groups, one group received verbal working memory intervention and the other one received visuospatial working memory intervention for 20 sessions of 45 minutes each. At the end of the interventions and one month later (follow-up), mathematical performance and verbal and visuospatial working memory were assessed again in all groups.
    Results
    The results indicated that both verbal and visuospatial working memory interventions significantly increased the scores of students’ mathematical performance.
    Conclusion
    Based on findings, interventions conducted for working memory rehabilitation can be used as complementary interventions to resolve the problems of students with dyscalculia
    Keywords: Cognitive rehabilitation, verbal working memory, visuospatial working memory, dyscalculia
  • Ali Mohammad Naemi*, Zahra Khatoon Faeghi Pages 23-38
    Objective
    The aim of this study was to determine the effects of positive psychology intervention on self-forgiveness and resilience in mothers of children with learning disabilities in Sabzevar, Iran.
    Method
    This study was a controlled quasi-experimental research with a pretest-posttest design. The statistical population consisted of all mothers of children with learning disabilities aging 6 to 12 years and living in Sabzevar during academic year 2016-2017, of whom 34 were selected according to inclusion criteria and assigned to experimental (n=17) and control (n=17) groups through simple randomization. After administering pretests, including the Self-Forgiveness Scale of Wohl, DeShea, and Wahkinney, and the Connor-Davidson Resilience Scale, the experimental group received positive psychology intervention for 8 sessions of 90 minutes, while the control group received no intervention. At the end of the program, posttests were administered to both groups. The data were analyzed using descriptive (mean and standard deviation) and inferential statistics (analysis of covariance) in SPSS 23.
    Results
    The results showed that positive psychology intervention has a significant effect on self-forgiveness and resilience in mothers of children with learning disabilities in Sabzevar (p£0.001).
    Conclusion
    Positive psychology is an effective intervention program for helping the mothers of children with learning disabilities
    Keywords: Positive psychology, self-forgiveness, resilience, learning disability
  • Omid Isanejad Dr*, Somaie Ramezani Ms Pages 39-54
     
    Objective
    This research aimed at comparing the impact of emotionally focused therapy training (EFT) and short-term self-regulation couple therapy (SRCT) on cognitive emotion regulation and dyadic coping strategies of parents of children with intellectual disabilities.
    Method
    This study was a controlled quasi-experimental research with an applied approach involving a pretest-posttest-follow-up (one month) design. The sample comprised of 41 couples with children with intellectual disabilities randomly assigned to two experimental groups (n=12 in EFT and n=14 in SRCT) and a control group (n=15). Ten sessions of EFT and eight sessions of SRCT (once a week) were provided for experimental groups. Data from the Dyadic Coping Strategies Questionnaire and Cognitive Emotion Regulation Questionnaire were analyzed by the complex repeated-measures design test.
    Results
    Results demonstrated that EFT and SRCT led to an increase in the scores of cognitive emotion regulation and caused improvements in dyadic coping strategies in experimental groups, and results were persistent after one month. Upon comparing the two approaches, short-term self-regulation couple therapy indicated greater effectiveness.
    Conclusion
    In light of the roles of cognitive emotion regulation and dyadic coping strategies in couples’ interaction, it is recommended that emotionally focused and self-regulative methods be used in couple therapy to improve dyadic coping strategies and cognitive emotion regulation and reduce marital conflicts.
    Keywords: Emotionally focused couple therapy, Short-term self-regulation couple therapy, Dyadic coping strategies, Cognitive emotion regulation
  • Fatemeh Fooladi Miss*, Mahdis Kavyani borujeni Miss, Yusef Ranjbar Sudejani Mr Pages 55-64
    Objective
    The present study aimed to investigate the effectiveness of intensive short-term dynamic psychotherapy (ISTDP) on the social anxiety of mothers of children with Asperger syndrome.
    Method
    This study was a controlled quasi-experimental research with a pretest-posttest design. The population consisted of all mothers of children with Asperger syndrome in Chaharmahal and Bakhtiari Province, Iran, in 2016. With the collaboration of the Office of Special Education, records of students aging 7-12 years old with Asperger syndrome were examined. Then, 16 mothers of children with Asperger syndrome were selected through convenience sampling and randomly assigned to experimental and control groups. The standardized Social Anxiety Scale (SAS) was administered as pre- and posttest. The treatment protocol, based on Davanloo approach, was implemented on the experimental group individually twice a week for 12 sessions of 60 minutes each, while the control group received no intervention. Data analysis was conducted using descriptive and inferential statistics (analysis of covariance).
    Results
    The results showed that, after controlling for pretest scores, there is a significant difference between the two groups in social anxiety (p<0.05).
    Conclusion
    It can be concluded that the ISDTP is effective in reducing social anxiety in mothers of children with Asperger syndrome
    Keywords: Intensive short-term dynamic psychotherapy (ISDTP), social anxiety, Asperger syndrome
  • Khalil Esmaeilpuor, Ph.D., Jalil Babapour, Ph.D., Somayeh Shokri, M.A. Pages 65-76
    Objective
    The present study aimed to investigate the role of behavioral problems and adaptive functions of primary school children with developmental delays on the psychological distress of mothers.
    Method
    The present research was a descriptive-correlational study. The statistical population consisted of children aging 6-11 years old with developmental delays, including those with autism who sought help at rehabilitation centers, and also students with special needs in Tabriz, Iran, during the academic year 2014-2015. Using the convenience sampling method, 100 participants were selected. Children's mothers completed the Aberrant Behavior Checklist, short form of Mental Symptoms Test, Vineland Adaptive Behavior Scales, and Parents’ Stress Index.
    Results
    Data were analyzed through multiple regression in SPSS. Results showed that there is a positive relationship between components of behavioral problems and adaptive functions in children with developmental delays and the psychological distress of their mothers. Behavioral problems and adaptive functions predicted 25% and 63% of the variance in psychological distress, respectively.
    Conclusion
    The findings indicated that psychological distress is more common among mothers of children with developmental delays, which may be due to behavioral problems and low adaptive functions among these children
    Keywords: Developmental delays, behavioral problems, adaptive functions, psychological distress
  • Hasan Jafari, Ph.D., Mahmood Abolghasemi, Ph.D. , Mohammad Ghahramani, Ph.D., Abasalt Khorasani, Ph.D. Mosleme Ghobadian, Ph.D Pages 77-86
    Objective
    The aim of this study was to identify the content factors of professional development for teachers of special elementary schools for students with intellectual disability in Tehran, Iran.
    Method
    The present study was a mixed methods research. In the qualitative part, the population was composed of all the experts of education, of which 15 were selected through purposive sampling. The statistical population in the quantitative study comprised all elementary school teachers of students with intellectual disability in Tehran (n=347), of which 200 were selected based on Cochran’s formula through simple random sampling. To collect data, semi-structured interviews and a researcher-made questionnaire were employed. Qualitative data were analyzed through thematic analysis, and quantitative data were analyzed using the partial least squares method.
    Results
    The results revealed that the content of teachers’ professional development consists of 10 factors: teachers’ attitudes, specialized subject knowledge, variety of learners and their special needs, design of educational strategies, evaluation methods, learning environments and models, participation and collaboration, information and communication technology, group and individual activities, and citizenship and personality education.
    Conclusion
    In total, content factors explained about 95% of the variance in teachers’ professional development. From among these factors, learning environments and models had the highest (0.90) and evaluation methods had the lowest (0.81) factor loading
    Keywords: Content factors, teachers’ professional development, special schools, students with intellectual disability
  • Ghasem Abdollahi baqrabadi * Pages 87-98
    Objective
    Choosing a strategy to control anxiety, stress and depression in mothers of children with Autism is crucial. This study aimed to evaluate the effectiveness of training programs based on self-compassion on anxiety, stress and depression in mothers of children with Autism.
    Methods
    A quasi-experimental research design of pre-test - post-test and follow-up was used to answer the research questions in this study. The population consisted of all mothers of children with autism referred to Omid-Asr center in Tehran in 1395. The sample consisted of 24 mothers of level one children with autism which were recruited through a convenient method of sampling. The sample were randomly assigned into two groups each of them 12 mothers as the experimental group and 12 mothers as the control group. The experimental group trained for 8 sessions in the field of self-compassion and the control group was put on the waiting list for a shorter version of the intervention. To measure the level of anxiety, stress and depression in mothers 21-DASS scale was used and descriptive statistics and analysis of covariance was used to analyze the data.
    Results
    The results of the data analysis of covariance analysis showed that self-compassion training had a significant impact in reducing anxiety, stress and depression in mothers of children with Autism (p≤ 0/001).
    Conclusion
    Therefore, according to the results of the findings, self-compassion training as psychological intervention strategy in reducing anxiety, stress and depression in mothers of children with Autism has been effective
    Keywords: self-compassion, anxiety , stress , depression, mothers, children with autism
  • Ahmad Beh, Pajooh Dr *, Masoud Taherian Mr, Masiud Shekar Roo Mr Pages 99-112
    Objective

    Orientation and mobility is the most important factor in independence and social participation of people with visual impairment. The main mode of independent mobility and orientation is using white cane. Therefore, the purpose of the present study was to investigate the relationship between mobility and orientation using white cane and mental health and personality traits among individuals with visual impairment in Tehran, Iran

    Method

    For this purpose, a correlation design was used. In this study 41 visually impaired persons from rehabilitation centers and university students in Tehran were selected by purposive sampling. Orientation and Mobility Inventory, Symptom Checklist-90-Revised (SCL-90-R) and Eysenck Personality Inventory (EPI) in the form of structured and semi-structured interview were utilized. Finally, using correlation, multiple regression analysis and t and F tests data were analyzed.

    Result

    Lying Scale (tend to improve your show) of EPI factors were correlated with orientation and mobility component. Also, problems in Iinterpersonal Sensitivity (feelings of inadequacy and inferiority, particularly in comparison to other people), Depression (clinical depression) and the score of Positive Symptom Total (PST) of SCL-90-R factors, were best predictors of orientation and mobility component. The differences between varying levels of employment and tunnel vision in terms of mobility and orientation component found.

    Conclusion

    The results indicated that the role of mental health and personality traits on mobility and orientation is confirmed. However, as provided by improving the conditions of employment for people with visual impairment can imagine a better performance in mobility and orientation for them

    Keywords: Orientation, Mobility, White Cane, Mental Health, Personality Traits
  • Asghar Minaei Dr.*, Sanaz Nazeri Mrs Pages 113-122
    The purpose of this preliminary study was to study the psychometric properties of the Gilliam Autism Rating Scale-3 (GARS-3). Participants included children and adolescents diagnosed with autism who referred to autistic therapeutic centers in Tehran, of which 200 were selected (113 male and 87 female, mean of ages was 11.5 with SD=3.70), and we asked from their parents to complete GARS-3 and Child Behavior Checklist (CBCL). The results showed that internal consistency of GARS-3 was very good. Results also confirmed content, convergent and construct validity of the GARS-3. In general, results yielded that GARS-3 is a reliable and valid assessment tool to be used with individuals with autism
    Keywords: Reliability, Validity, Autism, Rating scale, GARS
  • Farzad Alipour *, Mahnaz Aliakbari Dehkordi Dr, Ziba Barghi Irani Dr Pages 123-134
    Objective

    This study aimed at evaluating the effectiveness of safe parenting skills training program on parenting practices of mothers of children with signs of internalizing and externalizing behavior problems Lahijan city.

    Methods

    This is an experimental study with pretest-posttest control group. The study population consisted of all mothers of preschool children (6-year-old) in Lahijan city. The initial sample size included 120 mothers of preschool children who were selected randomly. Finally, 30 mothers of children with internalizing and externalizing problems were selected and randomly divided into two groups: experimental group (n = 15) and control group (n = 15). Achenbach's Child Behavior Checklist (parent and teacher form) (1991) as a screening tool and Bamyrand''s questionnaire on parenting style (1972) were used in this study. Safe parenting skills training program which was designed by Aliakbari Dehkordi and Alipour (1394) was implemented in the experimental group during 8 sessions. Data were analyzed using Multivariate analysis of Covariance data (MANCOVA).

    Results

    The results showed that safe parenting skills training program impacts parenting style significantly (P0.01≥).

    Conclusion

    The results showed that safe parenting skills training programs improves authoritative parenting style and reduces strict parenting practices. Given the fact that parenting practices have a major role in providing mental health of children, using the safe parenting skills training program is recommended to mothers in order to manage safe relations with their children and to use positive parenting practices

    Keywords: Safe Parenting Skills Training, Parenting Practices, Internalizing, Externalizing Behavior Problems