فهرست مطالب

آمایش محیط - پیاپی 41 (تابستان 1397)
  • پیاپی 41 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/06
  • تعداد عناوین: 10
|
  • پژوهشی
  • امیر رحمانی *، محمد رحمانی صفحات 1-22
    الگوی رشد و توسعه ی کالبدی شهر به عنوان الگوی فضایی فعالیت های انسان، در برهه ی خاصی از زمان تعریف می شود و به دو دسته ی گسترش افقی و الگوی شهرفشرده تقسیم می گردد. شناخت الگوی توسعه ی کالبدی شهر به منظور هدایت آن در راستای توسعه ی پایدار شهری امری اساسی است، به طوری که بحث اصلی در تلاش برای متوقف کردن استفاده نادرست از زمین، این است که آیا کاربری زمین یا سیاست های استفاده از زمین عامل اصلی رشد پراکنده شهرها هستند یا رشد جمعیت نیروی غالب است؟ از طرف دیگر در دهه های اخیر شهرها به شکلی بی برنامه رشد نموده و محدوده های شهری در مدت کوتاهی به چندین برابر وسعت اولیه ی خود رسیدند؛ این معضل به الگوی گسترش افقی شهری معروف گردیده و منشا بسیاری از مشکلات در شهرهای کشورهای در حال توسعه شده است. از آنجایی که شهرسریش آباد نیز در طول سال های اخیر رشدی نامتوازن و پراکنده داشته است، محقق در این پژوهش با بهره گیری از مدل آنتروپی شانون به تحلیل چگونگی گسترش این شهر پرداخته است. روش پژوهش، تحلیلی- تطبیقی و به صورت مطالعه ی اسنادی بوده و جهت بررسی بیشتر موضوع به مشاهده ی مستقیم و غیرمستقیم پرداخته است. نتایج نشان می دهد شهرسریش آباد طی سال های 95-1390 به صورت پراکنده رشد نموده و دچار رشد بی قوارگی (اسپرال) شهر شده است، بر این اساس الگوی رشد فشرده (عمودی) به عنوان الگوی توسعه ی آتی شهر با در نظر گرفتن رشد سایر کاربری ها با کاربری مسکونی و ایجاد مجتمع های مسکونی در نواحی کم تراکم، پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: الگوی گسترش کالبدی- فضایی، مدل آنتروپی شانون، شهرفشرده، شهر سریش آباد، استان کردستان
  • نجمه وفادوست *، جواد میکانیکی صفحات 23-46
    برای اطمینان از رعایت ضوابط محیط زیست و رعایت اهداف توسعه پایدار و نیز جلوگیری از آلودگی زیست محیطی، مکان یابی مراکز دفن بهداشتی زباله و دستیابی به اهداف توسعه پایدار امری ضروری به نظر می رسد. منطقه مورد مطالعه، شهرستان گناباد در استان خراسان رضوی می باشد و دارای سه نقطه شهری (گناباد-کاخک- بیدخت) می باشد که دفن پسماند شهری درنزدیکی دو شهر گناباد و کاخک صورت می گیرد. هدف این تحقیق ارائه مکان های بهینه و مطلوب جهت دفن پسماند شهری در شهرستان گناباد می باشد. بگونه ای که با ارائه نتایج مناسب، بتوان در زمینه مسائل و خطرات زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی و… در منطقه مورد مطالعه تا حدودی موثر باشد و نقاط شهری را به بخشی از توسعه پایدار که مبتنی بر مسائل زیست محیطی می باشد، رهنمود نماید چرا که مرحله اول مدیریت پسماندهای شهری، مکان یابی درست آنها می باشد. از اینرو برای انجام این پژوهش مهم ترین شاخص های بکارگرفته شده جهت مکان یابی عبارتند از: فاصله از منابع آب، پوشش گیاهی، بافت خاک، ارتفاع، شیب، فاصله از راه های ارتباطی، فاصله از گسل، فاصله از نقاط جمعیتی. لایه ها و داده ها براساس فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP) وزن دهی شده و با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) محل های مناسب دفن پسماند نقاط شهری مشخص گردید. سپس نقشه نهایی مدل ANP پس از تشکیل شبکه و محاسبه وزن ها ازطریق جمع متوالی لایه های استاندارد شده بدست آمده و نقشه حاصله در 4 پهنه (کاملا مناسب، مناسب، نسبتا مناسب و نامناسب) طبقه بندی شد. روش تحقیق بر اساس ماهیت توصیفی-تحلیلی و بر مبنای هدف کاربردی و تحقیقاتی می باشد و برای جمع آوری اطلاعات از دو روش اسنادی و میدانی- پیمایشی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که مکان دفن پسماند شهر گناباد با معیار های محیطی منطبق بوده و نیاز به جابجایی ندارد اما محل دفن پسماند شهر کاخک در وضعیت نامناسب قرار دارد و در درازمدت اثرات مخربی برمحیط زیست و سلامت جامعه انسانی در پی خواهد داشت.
    کلیدواژگان: مکان یابی، پسماند شهری، گناباد، تحلیل شبکه ای(ANP)
  • توصیفی
  • ناهید سجادیان *، نعیم اکرامی صفحات 47-70
    هدف از انجام این پژوهش؛ سنجش میزان برخورداری استان های مرزی کشور از شاخص های توسعه است. بر این اساس در پژوهش حاضر سعی شده تا 16 استان مرزی کشور را بر اساس 11 شاخص آموزشی، فرهنگی- ورزشی، مذهبی، سیاسی- اداری، زیربنایی، بهداشتی- درمانی، بازرگانی- خدمات، حمل ونقل- ارتباطات، تعدادشاغلان، باسوادان و تعداد واحد مسکونی، بر پایه سرشماری آماری نفوس و مسکن سال 1390 و سالنامه آماری سال 1391، با استفاده از مدل های تاکسونومی عددی و تاپسیس؛ سطح بندی و میزان درجه توسعه یافتگی استان ها تعیین شود. نوع پژوهش کاربردی- توسعه ای، روش گردآوری اطلاعات از نوع کتابخانه ای و برای تحلیل داده ها و ترسیم نقشه از نرم افزارهای Excel و Arc GIS استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که: از مجموع 16 استان مرزی کشور؛ 2 استان توسعه یافته، 5 استان نیمه توسعه یافته، 4 استان کمتر توسعه یافته و 5 استان نیز در رده استان های محروم قرار گرفته اند. خراسان رضوی با درجه توسعه یافتگی (024/0) بر اساس آنالیز تاکسونومی عددی و (974/0) بر اساس تکنیک تاپسیس، به عنوان توسعه یافته ترین استان مرزی کشور و ایلام با درجه توسعه یافتگی (868/0) بر اساس آنالیر تاکسونومی و (008/0) بر اساس تکنیک تاپسیس، به عنوان محروم ترین استان مرزی کشور محسوب گردیده اند.
    کلیدواژگان: توسعه، استان های مرزی، مدل، میزان برخورداری
  • پژوهشی
  • هاشم داداش پور، نگین حاجی وندی * صفحات 71-92
    هدف اصلی مقاله حاضر، ارزیابی میزان تحقق پیشنهادهای طرح ناحیه ای ساوه (تهیه شده در سال 1375) ؛ بر اساس اسناد موجود در وزارت راه و شهرسازی در ارتباط با طرح ناحیه ساوه، طرح آمایش استان مرکزی و نتایج سرشماری ها و اطلاعات سازمان آمار ایران است. به این ترتیب، در این تحقیق با بهره گیری از رویکرد ارزشیابی و با استفاده از ارزیابی چندمعیاری و ابزار تحلیل سلسله مراتبی AHP و دوقطبی فاصله ای به ارزیابی میزان تحقق مولفه های پیشنهادی طرح ناحیه ای ساوه پرداخته شده است. بر اساس مدل تحلیل تحقیق سه مولفه اجتماعی-جمعیتی، اقتصادی و کالبدی-فضایی به عنوان معیارهای اصلی بررسی تحقق پذیری طرح انتخاب و شاخص های ارزیابی بر اساس این سه مولفه تدوین گردیدند. ارزیابی میزان تحقق پیشنهادها نشان می دهد در بین مولفه های ذکر شده به ترتیب حوزه کالبدی-فضایی، اقتصادی و اجتماعی-جمعیتی تاثیر بیشتری در محقق شدن پیشنهادهای طرح ناحیه ای ساوه داشته اند؛ در رابطه با مولفه های اجتماعی-جمعیتی بر اساس پیشنهادات طرح ناحیه ای ساوه وضعیت شاخص "جمعیت شهری"، در رابطه با شاخص های اقتصادی، "میزان شاغلین بخش خدمات" و در رابطه با شاخص های کالبدی-فضایی، شاخص هایی چون" مراکز شهری"، "مراکز روستایی"، "راه های چهارخطه"، "آموزش عالی"،"خانه بهداشت"، "بیمارستان"، "پهنه کشاورزی" و" پهنه صنعتی" بهترین وضعیت تحقق را داشته اند. در مجموع می توان گفت با وجود آنکه هنوز چند سال از افق طرح ناحیه ای ساوه باقی مانده پیشنهادهای طرح تا حد مطلوبی محقق شده است.
    کلیدواژگان: تحقق پذیری، ارزیابی، طرح توسعه و عمران ناحیه ای، روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، ناحیه ساوه
  • علیرضا صاحبقرانی * صفحات 93-114
    برنامه ریزی کاربری زمین به دنبال تخصیص کاربری های مختلف به منبع ارزشمند و محدود زمین به طور بهینه بوده که با استفاده ی حداکثری از آن بیش ترین مطلوبیت را برآورده کرده و اهداف برنامه ریزی کاربری زمین را تا بالاترین میزان محقق سازد. با توجه به تعدد اهداف مطرح در تخصیص کاربری زمین، لازم است تا نوعی سازش میان این اهداف به وجود آمده، به گونه ای که هر یک از اهداف متناسب با اولویت خود تا حد مشخصی تحقق یابند و آرایش بهینه ی کاربری ها حاصل گردد. بهینه سازی تخصیص کاربری، روشی است که امکان حل چنین مسائلی را فراهم می آورد. به دلیل پیچیدگی بسیار بالای مسئله ی بهینه سازی کاربری زمین، چه از نظر تعداد اهداف و چه از نظر اندازه و زمان حل مسئله، حل این مسئله بر الگوریتم های فراابتکاری تکیه دارد. در پژوهش حاضر، الگوریتم جست وجوی هارمونیک برای بهینه سازی تخصیص کاربری زمین توسعه یافته است. اهداف بهینه سازی سه هدف بیشینه سازی سازگاری، بیشینه سازی فشردگی، و بیشینه سازی تناسب اراضی را در بر می گیرد. قابلیت این الگوریتم در تخصیص بهینه ی هفت گونه ی کاربری، مورد آزمون قرار گرفته و نتایج آن با الگوریتم ژنتیک مقایسه شده است. مقایسه ی انجام شده نشان می دهد که الگوریتم جست و جوی هارمونیک، از کارآیی (68 درصد) و کیفیت بالاتری (27. 7 درصد) نسبت به الگوریتم ژنتیک برخوردار در حل مسئله ی طرح شده در این پژوهش برخوردار است. نتایج نشان می دهند که با به کارگیری الگوریتم پیشنهادی، میزان مطلوبیت کل در گزینه ی بهینه 54. 07 درصد بالاتر از وضع موجود کاربری ها در مطالعه ی موردی می باشد.
    کلیدواژگان: الگوریتم جست وجوی هارمونیک، الگوریتم ژنتیک، بهینه سازی کاربری زمین، محله ی بابلدشت اصفهان
  • جواد رحمانی *، اسفندیار زبردست صفحات 115-138
    نظام شهری هر کشوری بیانگر چگونگی کنش و واکنش متقابل شهرهای آن کشور می باشد. در این تحقیق ابتدا به بررسی توزیع فضایی جمعیت شهری ده منطقه طرح کالبدی ملی و منطقه ای (از سال های 1335 تا 1390) پرداخته شده و سپس تحلیل نظام جمعیت شهری در بین ده منطقه کالبدی صورت گرفته است. از بین مناطق ده گانه طرح کالبدی ملی و منطقه ای، دو منطقه البرز جنوبی (شامل استان های تهران، مرکزی، سمنان، زنجان، قزوین، قم و البرز) و خراسان (شامل استان های خراسان شمالی، خراسان رضوی، خراسان جنوبی) که به ترتیب دارای بیشترین و کمترین میزان تغییر و تحول بین مناطق ده گانه بوده اند انتخاب شده است. در ادامه تحلیل، شاخص هایی همچون تغییر جایگاه بیست شهر اول منطقه از سال های 1335 تا 1390؛ تحلیل تعداد جمعیت واقعی و تعداد جمعیت 20 شهر اول منطقه در رابطه با تئوری زیپف در سال 1390 و همچنین تحلیل های میزان نخست شهری و عدم تمرکز شهری در دو منطقه البرز جنوبی و خراسان؛ به صورت جداگانه انجام شده است. سرانجام با مقایسه دو منطقه خراسان و البرز جنوبی باهمدیگر و با مناطق کالبدی ملی منطقه ای مشخص گردید که منطقه البرز جنوبی به رغم اینکه جایگاهش در بین ده منطقه دچار تغییر و تحولی نشده ولی در تحولات درون منطقه ای دچار تحولات عظیم و بزرگی شده است و بالعکس منطقه خراسان که در تحولات بین منطقه ای دارای تغییر و تحول اساسی بوده، در تحولات درون منطقه از ثبات نسبی برخوردار بوده است. همچنین در این تحقیق مشخص گردید که با توجه به تحولات بین منطقه ای، نمی توان تحلیل و پیش بینی درون منطقه ای را نیز انجام داد.
    کلیدواژگان: نظام جمعیت شهری، ایران، مطالعه تطبیقی، مناطق البرز جنوبی و خراسان
  • کاربردی
  • معصومه پازکی* ، داوود شیخی، مختار یوردخانی صفحات 139-160
    حاشیه نشینی پدیده ای است که مدیریت شهری را با چالش بزرگی مواجه کرده است، زیرا که از یک سو، بستر ارتکاب به انواع جرایم را فراهم می کند و از دیگر سو به واسطه رشد قارچ گونه سکونتگاه های غیر رسمی و نامناسب منظر شهر را زشت و نازیبا می کند، از این رو می توان گفت حاشیه نشینی شهر را از لحاظ زیبا شناختی و امنیتی به واسطه بروز رفتارهای نابهنجار ناشی از بارگذاری بحرانی جمعیت، دچار چالش می کند. پژوهش حاضر به دنبال شناخت عوامل موثر بر میزان افزایش جرم در سکونتگاه های غیر رسمی در شهر پاکدشت است. روش انجام پژوهش، به شیوه توصیفی - تحلیلی است و ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه و مصاحبه می باشد.
    نمونه آماری 62 نفر متشکل از ساکنین سکونتگاه های غیررسمی در شهر پاکدشت، صاحبنظران و برخی از مسولین شهر پاکدشت بوده است که از این تعداد 13 نفر که دارای تحصیلات بالای دیپلم می باشند شامل صاحبنظران و مسولین می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزارspss انجام شده و از آزمون های پارامتری (واریانس یک طرفه و t تک نمونه ای و رگرسیون گام به گام) جهت سنجش معناداری عوامل موثر بر افزایش جرم در سکونتگاه های غیر رسمی در شهر پاکدشت استفاده شده است. نتایج آزمون رگرسیون گام به گام نشان می دهد که بین تمام مولفه های تحقیق (زیربنایی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، ساختاری –کالبدی، حقوقی، نهادی- سازمانی و امنیتی) با افزایش میزان ارتکاب به جرم رابطه معنادار وجود دارد و عامل اقتصادی با 974/0 بیشترین و عامل حقوقی با 935/0 کمترین تاثیر را بر میزان جرم در مناطق حاشیه نشین داشته اند.
    کلیدواژگان: سکونتگاه غیر رسمی، جرم، روش رگرسیون گام به گام، شهر پاکدشت
  • پژوهشی
  • اکبر شربتی * صفحات 161-183
    مشارکت مردم در روند تصمیم گیری شهری یکی از عناصراصلی توسعه همه جانبه شهری بوده و افزایش مشارکت مردم در امور شهری می تواند در ایجاد تعادل شهری نقش ارزنده ای را ایفا نماید. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل میزان مشارکت شهروندان شهر گنبد در مدیریت امور شهری و همچنین شناسایی مزایا و موانع و ارائه راهکارهایی در جهت جلب مشارکت شهروندان در بهبود مدیریت شهر است. این پژوهش از نظر ماهیت و هدف کاربردی است و روش تحقیق آن توصیفی – تحلیلی می باشد. جامعه آماری این تحقیق کلیه سرپرستان خانوار شهر گنبد می باشد که با بهره گیری از فرمول کوکران و با استفاده ازروش نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 320 نمونه انتخاب و اطلاعات توسط پرسشنامه محقق ساخته، جمع آوری شده است و از نرم افزارspss جهت تجزیه وتحلیل داده ها استفاده گردید. آلفای کرون باخ برای بخش های مختلف پرسشنامه 873/0 به دست آمد که نشان دهنده قابلیت بالایی از اعتماد و اطمینان ابزار مورد تحقیق است. نتایج حاصل از آزمون فرضیات نشان می دهد که رابطه معناداری در سطح 99 درصد بین متغیر های مستقل شامل؛ رضایت شهروندان از خدمات شهری، اعتماد شهروندان نسبت به مدیران شهری، آگاهی شهروندان از برنامه های مدیریت شهر و تعلق اجتماعی شهروندان با متغیر وابسته (مشارکت شهروندان در امور مدیریت شهری) وجود دارد. نتایج آزمون آماری تفاوت میانگین ها وتحلیل واریانس نشان داد که بین متغیرهایی مانند جنسیت، سن، تحصیلات، پایگاه اقتصادی – اجتماعی با میزان مشارکت شهروندان تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین بر اساس آزمون تحلیل واریانس رابطه معنا داری بین وضعیت سکونت شهروندان با میزان مشارکت آنان وجود ندارد.
    کلیدواژگان: شهر، شهروندان، مشارکت، مدیریت شهری، گنبد
  • حسین یوسفی*، سهیل رومی، یونس نوراللهی صفحات 185-206
    به کارگیری انرژی های نو و تجدید پذیر بویژه انرژی خورشید، این منبع لایزال الهی به دلیل دریافت آسانتر و در دسترس بودن آن، در طی سال های اخیر بیشتر مورد توجه دانشمندان و دانشجویان مرتبط با رشته های انرژی قرار گرفته است. روش های گوناگونی برای استفاده از این انرژی پاک و لایزال الهی وجود دارد، اما گرم کردن آب با استفاده از آبگرمکن های خورشیدی، آسان ترین و اقتصادی ترین روش موجود می باشد. در این تحقیق با در نظر گرفتن تورم و ارزش زمانی سرمایه، بررسی های اقتصادی برای دوره بازگشت سرمایه جایگزینی آبگرمکن های خورشیدی به جای انواع گازی آن در ساختمان های مسکونی شهر تهران صورت گرفته است. در ابتدا تحلیل اقتصادی با در نظرگرفتن پرداخت همه هزینه های جایگزینی توسط ساکنان در یک ساختمان مسکونی بررسی گردید. سپس اجرای طرح جایگزینی آبگرمکن های خورشیدی توسط دولت از طریق یارانه وزارت نیرو محاسبه شد. پس از بررسی استراتژی های مختلف جایگزینی آبگرمکن های خورشیدی به جای آبگرمکن های گازی موجود و با توجه به اهمیت بحث های اقتصادی و محیط زیستی، جایگزینی آبگرمکن ها توسط شهروندان به دلیل مسائل مالی و طولانی بودن دوران بازگشت سرمایه (2/11 سال) ، در عمل غیرممکن است. از سوی دیگر با توجه به کاهش تولید آلاینده های هوا و همچنین گازهای گلخانه ای (به ویژه CO2 به میزان7/2 میلیون تن در سال) و توانایی صادرات گاز صرفه جویی شده به کشور های همسایه، استراتژی پرداخت هزینه های اولیه توسط وزارت نیرودارای بازگشت سرمایه بسیار منطقی تری (تقریبا 2 سال) می باشد.
    کلیدواژگان: تهران، انرژی خورشیدی، محیط زیست، امکان سنجی اقتصادی- زیست محیطی
  • طاهره شهبازی ، عباس ملک حسینی * صفحات 207-229
    طی سال های اخیر، به دلایل متعددی جمعیت ومراکز شهری ایران دچار تحولات فضایی شدیدی شده که حاصل آن افزایش شهرهای کوچک ومتوسط وعدم تعادل در سلسله مراتب شهری کشور است. این پژوهش با هدف بررسی سلسله مراتب شهری وتحولات مربوط به آن در شهرهای استان کرمانشاه طی سال های 1355 تا 1395 و بازتاب های فضایی جنگ تحمیلی بر شبکه شهری و نظام سلسله مراتبی استان صورت گرفته است و در آن از روش تحقیقی با بهره گیری از مدل های حد اختلاف طبقه ای، ضریب آنتروپی، مدل کشش پذیری، مورد بررسی وتحلیل قرار گرفته اند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که الگوی پراکنش سکونتگاه های شهری در استان کرمانشاه نامتعادل بوده و جنگ تحمیلی بر عدم تعادل تاثیر به سزایی داشته و شهر کرمانشاه به علت عملکرد های متنوع وحوزه عملکردی قوی ویا جذب جمعیت نواحی اطراف واستان های دیگر به خصوص در دوران جنگ به صورت یک شهر مسلط موجب ناموزونی نظام شهری استان شده و جهت ایجاد تعادل در نظام سلسله مراتبی شهری تمرکز زدایی از شهر مرکز و تعریف کارکرد و نقش های تخصیصی به شهرهای دیگر استان پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: استان کرمانشاه، جنگ ایران وعراق، مدل حد اختلاف طبقاتی
|
  • Amir Rahmani *, Mohammad Rahmani Pages 1-22
    The Physical Growth and Development Pattern of the town as spatial pattern of activities in the particular period of time is defined and is addressed both as spread horizontally and compact town pattern of development. Understanding pattern of town physical development in order to steer it to sustained urban development is essential. Therefore, the main issue in the effort to stop the misuse of the land is Land Use or Land Use Policies of the major cities; hence, is sparse growth or population growth the dominant force? On the other hand, in the recent decades, urban growth plan was unscheduled, and urban areas in a short time came several times of its original size, this problem has been known as urban pattern of horizontal spread and the source of many problems in cities in developing countries has been this variable. In recent years the growth of Serish Abad town has been uneven and sporadic. The researchers in this study have used the Shannon entropy models to analyze how the development of this town has happened. With respect to the methodology, the analysis consisted of a comparative study of documents for review. The results show that during 2011-2016 Serish Abad town has grown and was developed in the scattered growing disproportion pattern (Sprawl); while, the intensive growth pattern (vertical) as a model for future development of town, with consideration of other uses with residential uses, a low-density residential complexes, is addressed and recommended.
    Keywords: Pattern of a Spread Physical - Spatial_Shannon Entropy Model_Compact Town_Serish Abad Town_Kordestan province
  • Najmeh Vafadoost * Pages 23-46
    It is essential to ensure that environmental regulations are observed and that sustainable development goals are taken into account as well to prevent environmental pollution. The location of waste landfill sites and the achievement of sustainable development goals must be supervised. The study area is Gonabad city in Khorasan Razavi province. It has three urban points (Gonabad-Kakhk-Bidokht) Which is burial of urban waste near two cities of Gonabad and Kakhk. The purpose of this research is to provide optimal and desirable locations for urban waste dumping in Gonabad city. The first stage of municipal waste management is their proper location. For this research, the most important indicators used for locating were: distance from water resources, vegetation, soil texture, elevation, gradient, distance from communication paths, distance from faults, and the distance from demographic points. Layers and data were weighed on the basis of ANP and using the GIS, suitable landfill locations for urban areas were identified. Then, the ANP model final map after the formation of the network and the calculation of weights were obtained by successive sum of standardized layers and the resulting map was classified in four zones (perfectly suitable, appropriate, relatively suitable and inappropriate). The method of research is based on the descriptive-analytical nature and based on the purpose of applied research. For collecting information, two methods of documentary and field-survey have been used.
    Keywords: locating, landfill in urban areas, Gonabad, Analysis Network Process(ANP)
  • Nahid Sajadian *, naeem ekrami Pages 47-70
    The purpose of this research is measuring the development indicators in the country's border provinces. Accordingly, sixteen border provinces on the basis of eleven indicators: educational, cultural-sports, religious, political-administrative, infrastructure, health, services, transportation, communications, employment, literates and residential units, drawn from the statistical census of population and housing and the Statistical Yearbook, using numerical taxonomy and TOPSIS model, in order for the level and degree of development of the provinces to be determined. The type of the research is applied and library data was collected and analyzed using Excel and Arc GIS mapping software. The results show that: from the total of 16 border provinces; 2 province were marked as developed, 5 provinces Semi-developed, 4 province less-developed and 5 provinces were located as deprived. Khorasan Razavi province with the degree of development 0.024 according to numerical taxonomy model and 0.974 according to TOPSIS model were considered as the most developed of the country border provinces and Ilam province with the degree of development 0.868 according to numerical taxonomy model and 0.008 according to TOPSIS model were considered as the most deprived of the country border provinces.
    Keywords: development, border provinces, ‌models, ‌‌the Degree of Development, TOPSIS
  • Hashem Dadashpoor, Negin Hajivandi * Pages 71-92
    The main objective of this paper is to assess the extent of implementation of the proposals for the Saveh region (prepared in 1996), based on the documents in the Ministry of Roads and Urban Development in relation to the design of Saveh, the design of the central province and the results of the census and information of Iran's Statistics Organization. Thus, in this research, using the evaluation approach and using a multivariate assessment and AHP hierarchical analysis tool and a dipole distance, we have evaluated the extent of realization of the proposed components of the Saveh Regional Design. Based on the research model, three socio-demographic, economic, and spatial components were identified as the main criteria for assessing the feasibility of the selection plan and evaluation indicators based on these three components. The evaluation of the implementation rate suggests that among the components mentioned above, the spatial, economic, and socio-demographic areas have a greater effect on the implementation of the proposals of the Saveh Regional Plan; in relation to socio-demographic components based on the recommendations of the Saveh Regional Design The "urban population" indicator, in relation to economic indicators, "service providers", and in relation to physical-spatial indicators, such as "urban centres", "rural centres", "quadruple paths", "higher education", "Health home","Hospital","Agricultural zone "and" Industrial Zone "have the best status. In general, it can be said that, despite the fact that a few years have passed from the horizon of the Saveh landscape, the proposals of the project have been achieved to the desired extent.
    Keywords: feasibility, evaluation, Realizability of Regional Development Plans, hierarchical analysis method (AHP), Saveh area
  • alireza sahebgharani * Pages 93-114
    Urban planning seeks to allocate the valuable and limited land resources among different land types. During this process various conflicting objectives are emerged and prepared, and land use planners should proffer land use layouts satisfying these kinds of objectives. Due to these facts, land use allocation is a multi-objective optimization problem that deals with a large set of data and variables and optimization methods have been developed to facilitate solving this kind of problem. As land use optimization is a complex NP-hard problem, current exact methods are not able to solve such problem and land use optimization relies on application of meta-heuristic algorithms. In this paper, a meta-heuristic algorithm is developed and applied based on harmonic search algorithm for solving land use optimization problem. In this paper, seven land types (residential, commercial, cultural, educational, medical, sport and green space) are allocated to 200 allocation cells with size 1000 m2 subject to compactness, compatibility and suitability maximization. The outputs of the harmonic search algorithm were compared to a common population-based algorithm, genetic algorithm. The results demonstrated that for the defined problem the harmonic search algorithm was more acceptable than genetic algorithm in terms of solution quality and algorithm efficiency. It was 98.9 percent faster than genetic algorithm. The results also showed that the land use layouts achieved by both algorithms had been better than the current state of land use distribution. Thus, the cross-cutting method represented in this paper can be used as a useful tool in the hands of urban planners and decision makers, and supports the land use planning process.
    Keywords: harmonic search algorithm, Genetic algorithm, land use optimization, Baboldasht district of Isfahan
  • Javad Rahmani *, Esfandyar Zebardast Pages 115-138
    Urban systems in each country explain how the interaction of regional cities happen. In this study, we have analyzed the spatial distribution of city population on ten regions of national and regional physical plans, the years 1956 to 2011 are discussed and has been analyzed both the urban population system and the ten physical regions. Of the ten regions of national and regional physical plans, two regions of the southern Alborz (Including the provinces of Tehran, Markazi, Semnan, Zanjan, Qazvin, Qom and Alborz) and Khorasan (Including the provinces of South Khorassan, Razvi Korasan and North Kohorasan) ,respectively, had the highest and lowest rates of change between the ten regions. In the follow-up analysis , indicators such as the first twenty positions in the years 1956 to 2011, the analysis of the actual population and population number of twenty cities Primary of the region in relation to the theoretical Zipf in 2011 and also the analysis of primacy city and decentralization city in the South Khorasan and Alborz, was completed separately. Finally, a comparison between Khorasan region and southern Alborz together and with physical national and regional regions determined that southern Alborz region despite its position among the ten regions was not affected by a change but the intra-regional changes are massive and large altered. Conversely, Khorasan region that on the variations between Regions has been a fundamental change, in the intra-regional variations was found in relative comfort. The study also revealed that due to the changes between regional, it cannot be possible to make an intra-regional analysis and predictions are imposssible.
    Keywords: Urban Population Systems, Iran, comparative analysis, southern Alborz, Khorasan regions
  • masoume pazoki *, Davood Shaikhi, Mokhtar Yourdkhani Pages 139-160
    Marginalized has made urban management encountered with a major challenge in the current era. Because on the one hand, it provides the background of committing crimes, and on the other hand, view of the city has been ugly due to the mushrooming increase of informal settlements, Hence it can be said that, marginalization will make the city face challenges in terms of aesthetic and security due to abnormal behavior which are emergent of population critical load. This study seeks to identify the influencing factors in crime rate increase in the informal settlements of PAKDASHT. The research method is descriptive – analytical and the data collection methods included questionnaires and interviews. The statistical sample included 62 people residents of informal settlements in PAKDASHT, experts and some city officials. Data analysis was performed using SPSS software and parametric tests (ANOVA, T-test and Step-wise Regression) were used in order to determine the significant evaluation of affecting factors in the crime increase in the informal settlements. Regression test results show that there is relationship between all of research factors (sub structural, economic, social, cultural, structural, legal institutional and security) and an increase in crime. According to this test, all components of the study are significant at alpha level 0.05, But the economic factor has the most value (0.974) and the legal factor has the least value (0.935).
    Keywords: Informal settlements, crime, regression step by step, Pakdasht city
  • Akbar Sharbati * Pages 161-183
    Public participation in municipal decision-making process is a key element of urban comprehensive development and increasing peoples’ participation in municipal activities can play an important role in urban balance. The aim of this study was to analyze the amount of participation of citizens in Gonbad in the management of municipal affairs and also identifying benefits and barriers and providing strategies to attract citizens’ participation in improving the management of the city. This research in term of nature and purpose is practical and its research method is descriptive-analytic. The statistical population is all household heads in Gonbad that utilizes the Cochran formula using simple random sampling of selected 320 samples . The data were collected by questionnaire and were analyzed using SPSS software. Cronbach's alpha was obtained for different parts of the questionnaire (87.3) which reflects the high capabilities of trust and confidence of research tools. The results of the research showed that a significant relationship at the level of 99% between the independent variables that involve citizen satisfaction municipal services, which depicts the trust of citizens in relation to city managers. Awareness of the citizens of the town management plan and association of citizens was the dependent variable. The results of analysis of variance showed that between the variables such as gender, age, education, economic and social status - with the amount of citizen participation there is a significant difference.
    Keywords: city, citizen participation, urban management, Gonbad
  • Hossein Yousefi *, Soheil Roumi, Younes Noorollahi Pages 185-206
    Public participation in municipal decision-making process is a key element of urban comprehensive development and increasing peoples’ participation in municipal activities can play an important role in urban balance. The aim of this study was to analyze the amount of participation of citizens in Gonbad in the management of municipal affairs and also identifying benefits and barriers and providing strategies to attract citizens’ participation in improving the management of the city. This research in term of nature and purpose is practical and its research method is descriptive-analytic. The statistical population is all household heads in Gonbad that utilizes the Cochran formula using simple random sampling of selected 320 samples . The data were collected by questionnaire and were analyzed using SPSS software. Cronbach's alpha was obtained for different parts of the questionnaire (87.3) which reflects the high capabilities of trust and confidence of research tools. The results of the research showed that a significant relationship at the level of 99% between the independent variables that involve citizen satisfaction municipal services, which depicts the trust of citizens in relation to city managers. Awareness of the citizens of the town management plan and association of citizens was the dependent variable. The results of analysis of variance showed that between the variables such as gender, age, education, economic and social status - with the amount of citizen participation there is a significant difference.
    Keywords: city, citizen participation, urban management, Gonbad
  • tahereh shahbazi, Abbas Malek Hosseini * Pages 207-229
    in recent years, for many reasons populated urban centers of Iran with severe spatial changes that resulted in the increase in small and medium urban imbalance in the hierarchy of the country were observed. This study examined the hierarchy of urban developments to those in the cities of Kermanshah province during the 1976 to the 2016 war time on the urban network hierarchical province .The method of the present research was quantitative - analysis in which models of deferential class analysis, prime city index, the rank - size, ranking model modification have been used. The results showed that the distribution pattern of urban settlements in Kermanshah province was unbalanced during war which imposed imbalances to all the difference parts. It was found that Kermanshah city due to the performance of various factors have had a strong performance, and had attracted surrounding populations from other provinces, especially in times of war as a city which was ​​predominant caused uneven systems in the city. Therefore, in order to maintain the last balance, a phase of reallocation and redirection of functions to the neighboring cities is recommended.
    Keywords: Kermanshah Province, Iran-Iraq War, class-difference limit model