فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 1 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/03/06
  • تعداد عناوین: 7
|
  • امین فرجی ، محمود آروین، نسرین آتش افروز صفحات 1-29
    افزایش مخاطرات طبیعی و انسانی به ویژه در کشورهای درحال توسعه سبب توجه بیشتر به مفاهیمی مانند آسیب پذیری و تاب آوری شده است. بررسی آسیب پذیری و تاب آوری شهرها و مناطق، میزان آمادگی و توان شهرها و مناطق را در کاهش تاثیرات بلایا نشان می دهد. اگر وضعیت شهر و منطقه از نظر تاب آوری خوب باشد، زیرساخت ها و شرایط اقتصادی و اجتماعی ساکنان توان بازیابی و برگشت سریع تر به حالت تعادل را دارند و خدمات رسانی و امدادرسانی به نحو مناسبی صورت می گیرد. در این پژوهش، تاب آوری در مقیاس منطقه ای با هدف ارزیابی ابعاد تاب آوری منطقه ای در شهرستان های استان خوزستان بررسی شده است. روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع، توصیفی-تحلیلی است. داده های تحقیق از سازمان برنامه وبودجه استان خوزستان تهیه شده است. داده ها به ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی –خدماتی، بهداشتی- درمانی و محیطی و 26 شاخص تقسیم می شوند. برای تحلیل داده ها از تکنیک آنتروپی شانون به منظور وزن دهی شاخص ها و از تکنیک WASPAS برای رتبه بندی شهرستان ها استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که شهرستان اهواز، دزفول، خرمشهر، شادگان، شوش، دشت آزادگان، شوشتر، آبادان، ایذه، رامهرمز، اندیمشک، بهبهان، باغ ملک، ماهشهر، رامشیر، امیدیه، کارون، حمیدیه، مسجدسلیمان، باوی، گتوند، لالی، هندیجان، اندیکا، هفتکل، هویزه و آغاجاری به ترتیب در رتبه های 1تا27 قرار گرفته اند. بدون شک با توجه به موقعیت خاص استان، هم از منظر تنوع قومی و هم ظرفیت های منابع طبیعی در کنار مرزی بودن، بی توجهی به موضوع تاب آوری می تواند کل سیستم حکومتی یا به بیان دیگر ملی را دچار بحران کند. پرواضح است تصویر ارائه شده از سیمای تاب آوری استان خوزستان در این مقاله حاکی از گسست فضایی برخورداری نیز هست.
    کلیدواژگان: تاب آوری، تاب آوری منطقه ای، خوزستان، مخاطرات، WASPAS
  • محمد تقی رضویان، مهدی علیان ، حسین رستمی صفحات 31-63
    امروزه زیرساخت ها نقش تعیین کننده ای در فرایند امن هر جامعه دارند و حفظ امنیت زیرساخت ها در برابر حمله ها و تهدیدها، از اولویت های امنیتی هر کشور است. بر همین اساس، شناخت وضعیت کنونی و میزان آسیب پذیری زیرساخت ها در مقیاس منطقه ای می تواند به عنوان راهکاری کارآمد، به تدوین راهبردهای منطقه ای و در نهایت، ملی بینجامد. در این زمینه، پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، پس از جمع آوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز، به سنجش آسیب پذیری زیرساخت های استان یزد با رویکرد پدافند غیرعامل اقدام کرده است. فرایند تحلیل به دلیل برهم کنش های زیرساختی با استفاده از مدل فرایند تحلیل شبکه ای و سیستم اطلاعات جغرافیایی انجام گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد حدود 51 درصد از پهنه استان در وضعیت آسیب پذیری زیاد و بسیار زیاد هستند. در این میان، بیشترین آسیب پذیری به بخش مرکزی استان، یعنی شهرستان های یزد و میبد مربوط است که به دلیل رعایت نکردن اصول پدافند غیرعامل، مرکزیت سیاسی- اداری و جغرافیایی و شرایط محیطی مساعدتر زیست، به تراکم و تمرکز زیرساخت های بیشتر در این نواحی و در نتیجه، آسیب پذیری بیشتر منجر شده است.
    کلیدواژگان: استان یزد، آسیب پذیری، برهم کنش های زیرساختی، پدافند غیرعامل، زیرساخت
  • میرنجف موسوی ، رضا قادری، علی اکبر تقیلو، فاطمه سادات کهکی صفحات 65-91
    آینده پژوهی در برنامه ریزی آمایش سرزمین بر یافتن عوامل کلیدی، پیشران ها و فقدان قطعیت های توسعه مناطق در فضای برنامه ریزی تاکید دارد تا برنامه ریز آمایشی با دراختیار داشتن آن ها به عنوان اهرم کنترل، به نگاشت و مدیریت آینده مطلوب بپردازد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی شاخص های تاثیرگذار بر تحقق پذیری آمایش استان خراسان رضوی، شناخت متغیرهای کلیدی آمایش استان و درنهایت تدوین سناریوهای موثر بر تحقق پذیری آمایش استان بوده است. فرایند حاکم بر این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و نوع روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. ماهیت داده ها کیفی بوده و روش گردآوری داده ها و اطلاعات به صورت کتابخانه ای، اسنادی و پیمایشی است. تجزیه وتحلیل داده ها مبتنی بر تکنیک های آینده پژوهی ازجمله پویش محیطی، تحلیل ساختاری و تحلیل تاثیر متقابل است. نتایج تحقیق نشان می دهد از بین سناریوهای تدوین شده، 22 سناریوی با سازگاری قوی، 2740 سناریوی با سازگاری ضعیف و 1837 سناریوی ناسازگار، پیش روی آینده آمایش استان وجود دارد. از 22 سناریوی محتمل، 8 سناریو وضعیت مطلوب، دو سناریو وضعیت بینابین و 12 سناریو وضعیت نامطلوب دارند. از بین سناریوهای مطلوب، سناریوی شماره یک بهترین سناریوی پیش روی آمایش استان است که تمام وضعیت های احتمالی آن کاملا مطلوب است.
    کلیدواژگان: آمایش سرزمین، آینده پژوهی، خراسان رضوی، سناریونگاری
  • آزاده مهری ، عبدالرسول سلمان ماهینی، علیرضا میکاییلی تبریزیorcid ، سید حامد میرکریمی، امیر سعدالدین صفحات 93-116
    برای ارزیابی اثرات تغییر الگوهای سیمای سرزمین بر فرایندهای بوم شناختی می توان از کمی سازی ساختار سیمای سرزمین استفاده کرد؛ زیرا این نمایه ها به سادگی اندازه گیری می شوند و به هزینه و زمان کمی نیاز دارند. در پژوهش حاضر، اثرات بوم شناختی تغییر کاربری سرزمین بر ساختار طبیعی حوضه قره سو بررسی شد تا براساس آنها، مناطق متاثر از تغییر کاربری ها مشخص شود. ابتدا تغییر مساحت کاربری ها بین سال های 1363 و 1392 محاسبه شد. سپس، تغییرات الگوهای مکانی کاربری ها با استفاده از نمایه های سیمای سرزمین بررسی شد. سرانجام، بر اساس کاربری فعلی یک شاخص، اثرات بوم شناختی برای منطقه تعریف شد. نتایج نشان داد طی سال های بررسی، مساحت جنگل 12 درصد و کشاورزی 5 درصد کاهش و مساحت مناطق مسکونی و صنعتی 292 درصد، مراتع 143 درصد و جاده 176 درصد افزایش یافته است. تحلیل نمایه های سیمای سرزمین بیانگر کاهش پیوستگی، افزایش تکه تکه شدگی و روند تخریب سیمای سرزمین است. نقشه شاخص ترکیبی اثرات بوم شناختی مشخص کرد حدود 28 درصد منطقه در معرض اثرات بوم شناختی زیاد و بسیار زیاد است. این مناطق پایه ای برای مطالعات آتی هستند و اقداماتی از قبیل تقویت مدیریت سرزمین و کاهش تکه تکه شدگی سرزمین در آنها ضروری است.
    کلیدواژگان: بوم شناسی سیمای سرزمین، تغییر کاربری، حوضه رودخانه قره سو، نمایه های ساختار سیمای سرزمین
  • هاشم داداش پور ، فردیس سالاریان صفحات 117-138
    مناطق کلان شهری ایران، از دیرباز تاکنون، مراکزی قدرتمند برای جذب جمعیت در کشور بوده و به تناسب، الگوهای فضایی مختلفی شکل داده است. هدف اصلی مقاله، تحلیل الگوهای فضایی رشد در مناطق کلان شهری ایران (شامل منطقه کلان شهری تهران، مشهد، اصفهان و شیراز) است که بر مبنای مدل آنتروپی شانون، ضریب جینی مکانی، شاخص تراکم فضایی و برآوردگر کریجینگ انجام شده است. نتایج یافته ها بر روند کاهش تمرکز در مناطق کلان شهری کشور تاکید دارد که در الگوهای مختلف فضایی نمود پیدا کرده است. در منطقه کلان شهری تهران، روند توسعه از الگوی متمرکز به سوی الگوی چندمرکزی و پیرامون پراکنده سوق پیدا کرده است. براساس روند توسعه مراکز سکونتگاهی آن در سال های اخیر، می توان گفت در عین تمرکز بر قطب تهران، سایر سکونتگاه ها نیز در تشکیل ساختار فضایی منطقه نقش موثری بازی کرده و مسیرهای ارتباطی قوی به تشکیل چنین الگویی منجر شده است. در منطقه کلان شهری اصفهان نیز الگوی ساختار فضایی از حالت تمرکز و با پراکنش نامتعادل، به سوی شکل گیری الگوی شعاعی سوق یافته است. این در حالی است که منطقه کلان شهری مشهد از الگوی تک مرکزیت خطی و شیراز از الگوی تک مرکزیت و پیرامون پراکنده پیروی می کند و دلیل آن را می توان به واسطه رشد اندک سکونتگاه ها در مقایسه با مراکز اصلی دانست.
    کلیدواژگان: ایران، الگوهای فضایی، رشد شهری، مناطق کلان شهری
  • محمدرحیم رهنما، کیان شاکرمی ، حامد عباسی صفحات 139-166
    تحقیق حاضر با استفاده از روش تحلیل ساختاری به دنبال ارائه سناریوهای محتمل پیش رو برای توسعه استان البرز در افق 1410 است. داده ها و اطلاعات موردنیاز تحقیق با مطالعه سند توسعه آمایش سرزمینی و به روش پیمایشی (پرسش نامه) و مصاحبه با کارشناسان در چارچوب مدل دلفی جمع آوری شده است. نمونه آماری تحقیق، 30 نفر از کارکنان نهادهای مرتبط و پژوهشگران شهری- منطقه ای بوده است. برای تحلیل داده از روش تحلیل اثر متقابل متغیرهای نرم افزار MICMAC و برای تدوین سناریوها از نرم افزار Morphol استفاده شده است. نتایج نشان داد «مسئله منابع آبی و خشک سالی» ، «نابودی باغات استان به دلیل گسترش بی رویه ساخت وساز» و مسئله مربوط به «تولیدات صنعتی، افزایش آلودگی های محیطی و فرسودگی کارخانه ها در افق 1410» با 3 تکرار سناریوی فاجعه در سناریوهای تدوین شده و 3 تهدید جدی و اساسی برای توسعه استان البرز تا افق 1410 هستند؛ اما قابلیت، هم جواری با استان تهران و استفاده از ظرفیت های جمعیتی، اقتصادی و… آن، در هر 3 سناریو به عنوان سناریوی مطلوب شناسایی شد. همچنین در همه سناریو، قابلیت های «صنایع بزرگ و استراتژیک» و «گردشگری استان» دارای بیشترین سناریوهای بینابین شناسایی شد و این موضوع نشان دهنده اهمیت این قابلیت ها در توسعه استان در افق طرح است.
    کلیدواژگان: استان البرز، برنامه ریزی منطقه ای، توسعه، سناریونگاری
  • عبدالرضا رحمانی فضلی، سعید صالحیان صفحات 167-192
    حوضه آبریز زاینده رود در منطقه مرکزی ایران از مناطق دارای مسئله ناپایداری منابع آب است. در دهه اخیر، منابع آبی حوضه کاهش یافته است؛ به طوری که بخشی از طول رودخانه در قسمت میانی و پایین دست جریان آب خشک شده یا به صورت موقتی درآمده و تخصیص آب کشاورزی به اراضی زراعی این بخش ها کاهش شدیدی یافته است. در این پژوهش، تغییرات کاربری زمین از طریق تحلیل تصاویر ماهواره ای لندست در دو دوره زمانی سال های 2000 و 2014 که منطبق بر دوره زمانی قبل و بعد از وقوع ناپایداری منابع آب حوضه زاینده رود بود، بررسی شده است. محقق محدوده مورد مطالعه را مشخص و به سه قسمت بالا، میانی و پایین دست تقسیم کرده و در قالب شش کاربری با هم مقایسه کرده است. طبق نتایج پژوش، همراه با وقوع ناپایداری منابع آب، طی این دو دهه کاربری ساخت وساز و مسکونی در کل محدوده افزایش و کاربری مرتع در کل محدوده کاهش یافته است. پوشش کشاورزی در بالادست افزایش، ولی در بخش های میانی و پایین دست کاهش یافته و برعکس، کاربری بایر و خالی از پوشش در بالادست کاهش و در بخش های میانی و پایین دست افزایش یافته است. با توجه به نتایج پژوهش می توان بخشی از ناپایداری منابع آب کشاورزی در حوضه را به گسترش سکونتگاهی، افزایش مصارف آب در کل محدوده و افزایش کشاورزی در بالادست حوضه نسبت داد.
    کلیدواژگان: تغییرات کاربری زمین، حوضه آبریز زایندهرود، گسترش سکونتگاهی، ناپایداری منابع آب
|
  • Amin Faraji , Mahmoud Arvin, Nasrin Atash, Afrooz Pages 1-29
    Natural and human hazards have caused vulnerability and resilience concepts receive much attention. Investigating the vulnerability and resilience of cities and regions shows the readiness and capacity of cities and regions to reduce the effects of disasters. If the situation of the city and the region is high in terms of resilience, Infrastructure, economic and social conditions of the residents have the ability to recover and return faster to a state of equilibrium. Besides, emergency services would be done properly. In this research, resilience was investigated on a regional scale with the purpose of assessment regional resilience dimensions in the townships of Khuzestan province. The research method is analytical-descriptive and in terms of purpose is applied. The data were extracted from the Planning and Budget Organization of Khuzestan Province`s database. The data are divided into economic, social, infrastructural, health, and environmental dimensions and 26 indicators. In order to analyze the data and weigh indices, Shanon entropy was employed. The townships were then ranked by use of WASPAS technique. The results showed that Ahvaz, Dezful, Khorramshahr, Shadegan, Shoosh, Azadegan, Shoshtar, Abadan, Izeh, Ramhormoz, Andimeshk, Behbahan, Baghmalek, Mahshahr, Ramshir, Omidieh, Karoun, Hamidieh, Masjed Soleiman, Bawi, Gotwand, Lali, Hendijan, Indica, Haftkel, Hoveiza, and Aghajari ranked 1st to 27th respectively. Undoubtedly, based on the Khuzestan province`s special position and its multi-cultural aspect, despite its rich natural resources, border situation and putting away the resiliency would result in a big crisis for the whole system. Also, the results showed that Khuzestan province resiliency related to spatial inequality.
    Keywords: Hazards, Resilience, Regional Resilience, Khuzestan, WASPAS
  • Mohammad Taghi Razavian, Mehdi Alian , Hossein Rostami Pages 31-63
    Nowadays, infrastructures play a significant role in the safety process in ordinary times and during the crisis. From this point of view, maintaining the safety of infrastructure against threats would be a security priority for any country; therefore, understanding current situation and vulnerability of infrastructures in a regional scale can be used as an efficient mechanism to formulate regional and national security strategies. This paper assesses the vulnerability of infrastructures with passive defense approach and analytical method, in Yazd province. The analysis of data and information collected were done with analytic network process model (ANP) and geographic information system (GIS) due to the interaction between infrastructures. The results showed that about 51 percent of province area is in the situation of high and very high vulnerability. The central part of the province, Yazd and Meybod, is the most vulnerable regions, because of their failure to comply with principles of passive defense, favorable environmental conditions, further concentration, centralization of infrastructure, and political, administrative, and geographical centrality.
    Keywords: Infrastructure, vulnerability, infrastructure interaction, passive defense, Yazd province
  • Mir Najaf Mousavi , Reza Ghaderi, Ali Akbar Taghilo, Fatemehsadat Kahaki Pages 65-91
    Future studies in Territorial planning focus on finding key factors, drivers and uncertainties in the development of regions in the planning space. This is in the way that the planner can map and manage a desirable future by having them as a control lever. The purpose of this study is to identify the effective factors on the planning of Khorasan-e- Razavi province, to identify the key variables of the province's development and finally to develop effective scenarios for the province's planning. The research process is practical in terms of purpose, and the research method is descriptive-analytic. The nature of the data is qualitative. The data are collected through survey and from documents and records. Data analysis is based on futures research techniques including environmental scanning, structural analysis, and cross-impact analysis. The results of the research show that among the developed scenarios, province planning will face 22 strong adaptive scenarios, 2740 weak adaptive scenarios, and 1837 inconsistent scenarios, in the future. Of the 22 possible scenarios, eight scenarios have a favorable status, two scenarios have interstitial status, and 12 scenarios are in an unfavorable situation. Between the favorable scenarios, Scenario 1 is the best and the most likely scenario ahead of the province and all of its possible probabilities are quite desirable.
    Keywords: Future studies, Scenario Writing, Territorial Spatial Arrangement, Khorasan-e-Razavi
  • Azade Mehri , Abdolrasoul Salmanmahiny, Alireza Mikaeili Tabriziorcid , Seyed Hamed Mirkarimi, Amir Sadoddin Pages 93-116
    In order to evaluate the impacts of land use change, the quantification of landscape structure through relevant metrics can be used. These metrics are appropriate owing to the fact that they are measured easily and take low cost and time. The goal of the present study is to investigate the ecological impacts of land use change on the natural structure of the Gharesoo Watershed in order to identify the highly affected areas. Firstly, the amount of land use change between 1984 and 2013 was calculated. Then, landscape metrics were used to investigate the spatial patterns of land use change. Finally, an ecological impact index based on current land use was established. The results showed that during the period studied, areas of forest and agriculture have decreased by 12 and 5 percent respectively, and other uses including residential-industrial, rangeland, and transportations have increased by 292, 143, and 176 percent respectively. Landscape metrics analysis indicated a decrease in compactness and an increase in fragmentation and degradation of the landscape. According to the ecological impact index map, approximately 28 percent of the region is exposed to high and very high impacts. These areas can be used as a base for future studies and may be earmarked for intervention measures such as improving land management and decreasing fragmentation.
    Keywords: Land use change, Landscape ecology, landscape metrics, Gharesoo Watershed
  • Hashem Dadashpoor , Fardis Salarian Pages 117-138
    Residential and employment attractions urge the population to reside in regions with appropriate potentials for development. The metropolitan regions of Iran have been attractive centers for the population; this attractiveness resulted in some changes in different spatial patterns. The present research examines the effect of spatial-physical, and demographic variables on metropolitan regions of Iran in order to achieve suitable planning for future spatial development of Iran. The objective of the study is to analyze correlation, centralization, and uniformity of distribution and composition of spatial patterns of development in the metropolitan regions. To do this, Shannon entropy, spatial Gini coefficient, spatial density index, and Kriging Estimator were employed. The results showed a trend that dictates on a decrease in concentration in metropolitan regions, which has manifested in different spatial patterns. In Tehran metropolitan region, the trend of development goes into polycentric with sprawl in the peri-urban and rural area. According to the development trend of population centers in Tehran, it can be said that at the same time of concentrated centralization, other settlements have played an effective role in the spatial structure of this metropolitan area, and strong road network has led to the formation of such pattern. In Isfahan metropolitan region, the spatial structure has changed into concentration. This has happened with an unbalanced distribution to a radial pattern. While Mashhad metropolitan region has a monocentric linear pattern, Shiraz shows a monocentric and sprawl in the periphery. This can be attributed to the small growth of settlements compared to the metropolis.
    Keywords: Spatial pattern, Urban growth, metropolitan regions, Iran
  • Mohammad Rahim Rahnama, Kiyan Shakarami , Hamed Abbasi Pages 139-166
    The present study uses a structural analysis method to seek out the most likely scenarios for the development of Alborz province on the horizon of 2032. The required data and information for the research have been collected through a territorial development study (Survey Questionnaire) as well as expert interviews within the framework of the Delphi model. The statistical samples of the study were 30 employees of relevant institutions and urban-regional researchers. For data analysis, MICMAC software has been used to analyze the interactions of variables, and Morphol software has been used to compile scenarios. Finally, the results showed that the issue of water resources and drought, and the issue of the destruction of gardens of the province are due to the irregularity of construction. Similarly, the issue of industrial production, environmental pollution increase, and the burnout of factories in the horizon of 2032, with three replications of the catastrophe scenario in the developed scenarios are three serious and major threats for the development of Alborz province up to the horizon of 2032. Nonetheless, the capability of being at the neighborhood of Tehran province and the use of demographic, economic, and other capacities of Tehran province in all three scenarios were identified as the desirable scenarios. Also, in each of the three scenarios, the capabilities of the "big and strategic industries" and "province tourism" were identified as the most intermediate scenarios, which indicates the importance of these three capabilities in the development of the province in the horizon of 2032.
    Keywords: Scenario, Regional Planning, Development, Alborz Province
  • Abdolreza Rahmani Fazli, Saeid Salehian Pages 167-192
    The Zayandeh-Rud Basin, placed in the center of Iran, is one of the areas with water instability problems. In the last decade, the water resources of the basin have decreased. Thus, that part of the length of the river in the middle and downstream of the water flow has dried or temporarily turned off, and the allocation of agricultural water to the agricultural lands of these sectors has decreased significantly. In this study, ground-level land use changes were analyzed through Landsat satellite imagery analysis in 2000, and 2014. These periods coincided with the periods before and after the occurrence of the instability of water resources in the basin. The researchers specified the research area and then divided it into three parts, naming upper, middle, and downstream. At the next step, these parts were compared in the form of 6 categories of use. According to the results, during the period, along with the occurrence of water resource instability, construction and residential land use across the rangelands has increased, and land use of pasture has decreased. Agricultural coverage has increased in the upstream, but it has decreased in the middle and lower parts. Besides, the empty and blank land use on the upstream has decreased, and it has increased in the lower parts. Regarding the results, some of the instability of agricultural water resources in the basin could be attributed to the expansion of settlements, increase in water consumption throughout the area, and increase in agricultural activities in the upstream basin.
    Keywords: land use changes, Residential expansion, Water resources instability, The Zayandeh- Rud Basin