فهرست مطالب

  • سال چهاردهم شماره 2 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/05/02
  • تعداد عناوین: 20
|
  • محمدحسین یارمحمدیان، غزال اسدی اسکندر صفحات 133-141
    مقدمه
    حفظ میزان تمیزی در محیط بیمارستان ها و فضاهای درمانی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ به گونه ای که می تواند منجر به کاهش عفونت بیمارستانی و حفظ و ارتقای سلامت بیماران و کارکنان شود. با توجه به کمبود تحقیقات صورت گرفته در زمینه برقراری ارتباط بین ویژگی های محیطی و فضای فیزیکی ساخته شده با کنترل عفونت ها در فضاهای درمانی، مطالعه حاضر با هدف بررسی تمیزی اتاق عمل با استفاده از ویژگی های فیزیکی فضا انجام شد و به تدوین راهکارهایی برای تعریف ویژگی های اتاق عمل با در نظرگرفتن تاثیر این ویژگی ها بر میزان تمیزی آن پرداخت.
    روش ها
    این پژوهش از نوع مروری سیستماتیک بود که در سال 1396 انجام گردید و کلید واژه های «اتاق عمل، اتاق تمیز، ویژگی های محیط فیزیکی و کنترل عفونت و عفونت بیمارستانی» در پایگاه های اطلاعاتی ISI، PubMed، ScienceDirect، SID، CIVILICA، Irandoc و Magiran و سازمان هایی مانند World Health Organization (WHO) ، مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها (Center for Disease Control and Prevention یا CDC) ، American Institute of Architects (AIA) ،
    American Society of Heating, Refrigerating and Air-Conditioning Engineers (ASHRAE) و International Health Facility Guidelines (IHFG) مورد جستجو قرار گرفت. پژوهش های انجام شده داخلی و خارجی در بازه زمانی سال های 2000 تا 2016 به دو زبان فارسی و انگلیسی مورد نظر بود.
    یافته ها
    عواملی همچون تسهیلات شستشو و بهداشت دست، مشخص کردن فرایند و گردش کار، تعیین و تفکیک حوزه های عملکردی، تهویه مطبوع و مصالح نهایی مورد استفاده در سطوح، در میزان تمیزی اتاق عمل نقشی حیاتی را ایفا می کند.
    نتیجه گیری
    توجه به عوامل محیطی موثر در تمیزی فضاهای درمانی از ابتدای فرایند طراحی به منظور کاهش عفونت های بیمارستانی، ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: اتاق تمیز، اتاق عمل، کنترل عفونت، عفونت بیمارستانی، طراحی فضاهای درمانی، بیمارستان
  • لیلا دشمنگیر، سولماز عظیم زاده صفحات 142-152
    مقدمه
    تامین مالی، یکی از چالش های عمده نظام های سلامت به ویژه در کشورهای با درامد کم و متوسط می باشد. چارچوب های مختلف ارایه شده در این حوزه، با هدف ارزیابی نظام تامین مالی و ارایه راهبردی برای اصلاحات سیاستی به کار گرفته شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی، تحلیل و تطبیق چارچوب های مختلف تامین مالی در حوزه سلامت انجام شد.
    روش ها
    این پژوهش به صورت تطبیقی و روش آن توصیفی- تشریحی مبتنی بر بررسی و تحلیل مقایسه ای چارچوب های مختلف تامین مالی در حوزه سلامت بود. برای جمع آوری داده ها، از پایگاه های داده ای خارجی و گزارش های انتشار یافته در پایگاه های سازمان های بین المللی به ویژه سازمان جهانی بهداشت و بانک جهانی استفاده شد. با انجام چهار مرحله مطالعه تطبیقی، داده ها ترکیب، توصیف و تحلیل گردید.
    یافته ها
    16 چارچوب تامین مالی مرتبط با حوزه سلامت استخراج گردید که طی سال های 2001 تا 2014 معرفی شده اند. از جمله چارچوب هایی که در سطح بین المللی ارایه شده است، می توان به چارچوب ارزیابی سازمانی برای بهبود و تقویت تامین مالی سلامت (Organizational Assessment for Improving and Strengthening Health Financing یا OASIS) ، Hsiao و Kutzin با هدف ارزیابی نظام تامین مالی کشورهای مختلف جهان اشاره کرد. برخی از چارچوب ها مانند راهبرد تامین مالی سلامت برای کشورهای منطقه آرام غربی و جنوب شرقی آسیا و مدل بانک توسعه آفریقا برای ارزیابی کارکردهای تامین مالی در گستره منطقه ای ارایه شد.
    نتیجه گیری
    چارچوب های تامین مالی ارایه شده در طول زمان متناسب با مقتضیات و نیازهای حوزه سلامت مورد تغییر و توسعه قرار گرفته است. بهره گیری درست از این چارچوب ها باعث پاسخگویی بهتر نظام های سلامت در ارتباط با کارکردهای تامین مالی می گردد و با توجه به ابعاد هر چارچوب می توان شیوه و سیاست تامین مالی نظام های سلامت را مورد ارزیابی قرار داد.
    کلیدواژگان: تامین مالی، سلامت، مطالعه تطبیقی، چارپوب
  • سعید فلاحی زاده، نصرالله کرمی، نظام الدین منگلی زاده، مجید هاشمی، سعید پرستار، ایمان پارسه صفحات 153-158
    مقدمه
    افزایش مقدار و تنوع پسماندهای بهداشتی- درمانی، یکی از معضلات مهمی است که سلامت انسان و محیط زیست را تحت تاثیر قرار می دهد. به دلیل اثرات عفونی این پسماندها، مدیریت صحیح آن ها در مراکز بهداشتی- درمانی ضروری به نظر می رسد. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین کمیت و کیفیت پسماندهای تولیدی در مراکز بهداشتی- درمانی استان کهگیلویه و بویراحمد در سال 1394 بود.
    روش ها
    این مطالعه به صورت توصیفی- مقطعی در استان کهگیلویه و بویراحمد انجام گرفت. نمونه ها از 432 مرکز بهداشتی- درمانی در استان و به روش سرشماری انتخاب گردید. 3 نمونه در یک سال از واحدهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی یاسوج برداشته شد و میانگین آن ها به عنوان وزن نهایی اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Excel مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    کل پسماند تولیدی در واحدهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی استان کهگیلویه و بویراحمد، 26/1186 کیلوگرم در روز بود. پسماند های معمولی، تیز و برنده، عفونی، شیمیایی، رادیولوژیک و پاتولوژیک به ترتیب 86/80، 10/5، 09/16، 71/0، 36/0 و 44/0 درصد را به خود اختصاص دادند. مراکز بهداشتی- درمانی در شهرستان های بویراحمد و چرام به ترتیب بیشترین و کمترین مقدار پسماند عفونی و تیز و برنده را داشتند.
    نتیجه گیری
    با توجه به حجم به نسبت بالای پسماند عفونی در مراکز استان (بیش از 16 درصد) ، تجهیز مراکز به دستگاه های بی خطرسازی پسماندهای عفونی و نوک تیز، ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: پسماند عفونی، مراکز بهداشتی- درمانی، کهگیلویه و بویراحمد، پسماند تیز و برنده
  • زهرا اردودری، احساناللهحبیبی، جواد غلامیان، اکبر حسن زاده صفحات 159-164
    مقدمه
    شخص زمانی می تواند فعالیت های سنگین را راحت تر انجام دهد که توان هوازی بیشتری داشته باشد. اندازه گیری چنگش دست، راه ارزان و ساده ای برای تعیین قدرت ماهیچه است. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی تاثیر ظرفیت کار فیزیکی (Physical work capacity یا PWC) بر قدرت دست در میان جوانان بود.
    روش ها
    این پژوهش به صورت مقطعی بر روی 120 نفر از جوانان 19 تا 29 ساله، با شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انجام شد. جهت تعیین PWC، قدرت و پایداری چنگش و نیشگون به ترتیب از آزمون پله به روش McArdle، دینامومتر و پینچ گیج استفاده گردید. داده ها با استفاده از آزمون های Independent t و Paired t در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. 050/0 > P به عنوان سطح معنی داری داده ها در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    قدرت و پایداری چنگش و نیشگون و PWC در مردان بیشتر از زنان بود (050/0 > P). ضمن این که PWC در مردان و زنان به ترتیب فقط بر روی قدرت نیشگون و پایداری چنگش تاثیرگذار بود (050/0 > P).
    نتیجه گیری
    به منظور جلوگیری و یا کاهش آسیب های جبران ناپذیر ناشی از عدم تناسب کار با کارگر، برای آن دسته از مشاغلی که به قدرت نیشگون و پایداری چنگش بالایی نیاز دارند، بهتر است از افرادی با PWC بالا استفاده شود. ضمن این که در به کارگیری افراد در مشاغل مختلف، جنسیت افراد لحاظ گردد.
    کلیدواژگان: چنگش قوی، قدرت نیشگون، آزمون پله، جنسیت، جوانان
  • علیرضا براری، شیرین امینی، آسیه عباسی دلویی، غزال دانه کار صفحات 165-170
    مقدمه
    فعالیت جسمی می تواند سبب کاهش نشانه های برخی از اختلالات روانی مانند افسردگی گردد. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر هشت هفته تمرین ترکیبی دویدن و شنا کردن بر شاخص های ان -متیل دی آسپارتات (N-Methyl-D-aspartate یا NMDA) ، فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (Brain-derived neurotrophic factor یا BDNF) و سروتونین در دختران جوان بود.
    روش ها
    این تحقیق به صورت نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و همراه با گروه شاهد انجام شد. 20 زن جوان (میانگین سن 27/3 ± 20/24 سال، میانگین قد
    05/0 ± 61/1 متر و میانگین وزن 69/11 ± 24/56 کیلوگرم) به طور تصادفی در دو گروه تجربی و شاهد قرار گرفتند. برنامه تمرینی آزمودنی ها شامل هشت هفته (سه جلسه در هر هفته) ترکیب دویدن و شنا کردن بود. تمرین دویدن متشکل از 10 دقیقه گرم کردن و 25 دقیقه دویدن تداومی در محدوده 60 تا 75 درصد ضربان قلب بیشینه و 25 دقیقه شنا کردن بود. قبل و بعد از دوره تمرینی، سطوح پلاسمایی NMDA، BDNF و سروتونین اندازه گیری گردید. جهت بررسی نرمال بودن توزیع داده ها، آزمون Kolmogorov-Smirnov و برای مقایسه بین گروهی نیز آزمون Repeated measures ANOVA مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    در گروه تجربی، افزایش معنی داری در میزان سروتونین، BDNF و NMDA مشاهده گردید. روند تغییرات درصد چربی بدن در گروه تجربی در مقایسه با گروه شاهد کاهش معنی داری را نشان داد. روند تغییرات وزن در گروه تجربی کاهش معنی داری داشت، اما در مقایسه با گروه شاهد تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    فعالیت ورزشی استقامتی منجر به افزایش سطوح سروتونین، NMDA، BDNF و کاهش وزن و درصد چربی بدنی و در نهایت، کاهش خطر ابتلا به افسردگی می گردد. همچنین، این احتمال وجود دارد که BDNF باعث تنظیم افزایشی عملکرد گیرنده های NMDA شود.
    کلیدواژگان: فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز، ان -متیل دی آسپارتات، سروتونین، چربی
  • امیر حسین بقایی، حمید ترنج زر صفحات 171-176
    مقدمه
    پالایش خاک ها به فلزات سنگین به خصوص در شهرهای صنعتی، امر مهمی در بحث آلودگی محیط زیست به شمار می رود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر ورمی کمپوست زباله شهری غنی شده با خاکستر لاستیک بر کاهش قابلیت دسترسی کادمیوم در گیاه کاهو در نوعی خاک آلوده به کادمیوم انجام گرفت.
    روش ها
    تیمارهای آزمایشی شامل کاربرد صفر، 20 و 40 تن در هکتار ورمی کمپوست زباله شهری غنی شده با صفر و 200 کیلوگرم در هکتار خاکستر لاستیک، در خاکی با مقادیر صفر، 20، 30 و40 میلی گرم کادمیوم در کیلوگرم و گیاه مورد نظر کاهو بود. غلظت کادمیوم خاک و ریشه گیاه با استفاده از دستگاه جذب اتمی اندازه گیری گردید.
    یافته ها
    افزایش کاربرد ورمی کمپوست زباله شهری از صفر به 20 و 40 تن در هکتار خاک آلوده به 20 میلی گرم کادمیوم در کیلوگرم خاک، به ترتیب منجر به کاهش 3/1 و
    4/2 برابری مقدار کادمیوم قابل دسترس خاک شد. غلظت کادمیوم اندام هوایی گیاه نیز به ترتیب 1/1 و 8/1 برابر کاهش یافت. کاربرد 20 و 40 تن در هکتار ورمی کمپوست زباله شهری غنی شده با خاکستر لاستیک در خاک آلوده به 30 میلی گرم کادمیوم در کیلوگرم خاک، به ترتیب باعث کاهش غلظت 2/1 و 9/1 برابری کادمیوم اندام هوایی گیاه گردید.
    نتیجه گیری
    کاربرد ورمی کمپوست زباله شهری، منجر به کاهش قابلیت دسترسی کادمیوم در خاک و گیاه می شود که در این میان، غنی سازی این ترکیب آلی با خاکستر لاستیک، جذب کادمیوم توسط گیاه را کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: زیست پالایی، فلزات سنگین، آلودگی خاک، کاهو
  • عباس خدایی مهر، حمید روح افزا، آوات فیضی صفحات 177-182
    مقدمه
    استرس شغلی شرایطی است که فرد در آن با تقاضایی مواجهه می شود که بیشتر از توانایی اش برای انجام دادن می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین سه بعد استرس شغلی (تلاش، پاداش و تعهد کاری) و سلامت روانی در بین کارکنان ذوب آهن اصفهان انجام گرفت.
    روش ها
    در این مطالعه، 3063 نفر از کارکنان ذوب آهن اصفهان به صورت مقطعی در سال 1393 مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با کمک پرسش نامه عدم تعادل بین تلاش و پاداش (Effort-Reward imbalance questionnaire یا ERI) و پرسش نامه سلامت عمومی (General Health Questionnaire یا 12-GHQ) جمع آوری گردید. ارتباط بین متغیرها با استفاده از روش رگرسیون چندکی در نرم افزار Stata مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    5/91 درصد (2800 نفر) از شرکت کنندگان را مردان تشکیل دادند. میانگین سنی نمونه ها 31/7 ± 47/36 سال بود. ارتباط معنی داری بین هر سه بعد استرس شغلی (تلاش، پاداش و تعهد کاری) با سلامت روانی وجود داشت (05/0 > P). سطوح بالای تلاش و تعهد کاری و سطوح پایین پاداش، در سطوح پایین سلامت روانی رخ داده بود.
    نتیجه گیری
    افراد در سطوح مختلف سلامت روانی به صورت متفاوتی تحت تاثیر استرس شغلی قرار می گیرند. از این رو، مدیران صنایع باید اقداماتی را جهت کاهش اثرات آن انجام دهند.
    کلیدواژگان: استرس شغلی، تلاش، پاداش، تعهد کاری، رگرسیون چندکی
  • حمیدرضا صمدی فرد، محمد نریمانی صفحات 183-188
    مقدمه
    اعتیاد جنسی، نگرانی رو به رشدی است که به عنوان یک بیماری جدی شناخته می شود. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اعتیاد جنسی در بین زوجین بر اساس باور فراشناختی و هم جوشی شناختی صورت گرفت.
    روش ها
    این مطالعه از نوع همبستگی بود که به روش توصیفی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زوجین شهر اردبیل در سال 1396 بود که 112 نفر (56 زن و شوهر) از آنان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس باور فراشناختی (Metacognitive beliefs یا MCB) ، پرسش نامه هم جوشی شناختی
    (Cognitive Fusion Questionnaire یا CFQ) و مقیاس اعتیاد جنسی (Sexual Addiction Scale یا SAS) استفاده گردید و در نهایت، با استفاده از ضریب همبستگی Pearson و Multiple regression مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    ارتباط معنی داری بین باور فراشناختی و هم جوشی شناختی با اعتیاد جنسی در بین زوجین وجود داشت (05/0 > P). همچنین، یافته های تحلیل Multiple regression نشان داد که باور فراشناختی و هم جوشی شناختی در مجموع می توانند 59/0 اعتیاد جنسی را در زوجین پیش بینی نمایند (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    باور فراشناختی و هم جوشی شناختی از جمله متغیرهای مرتبط با اعتیاد جنسی زوجین می باشند و توانایی پیش ینی آن را دارند. بنابراین، با کاهش باور فراشناختی و هم جوشی شناختی، می توان اعتیاد جنسی را در زوجین کاهش داد.
    کلیدواژگان: شناخت، سلامت تناسلی، ویژگی های زوجین
  • معصومه شفیعی علویجه، مسعود ریسمانچیان صفحات 189-194
    مقدمه
    با توجه به احتمال وجود سیلیس بلورین در فرایند تولید یا کاربرد مواد نسوز، کارگران این صنایع در معرض ابتلا به سیلیکوزیس قرار دارند. سیلیکوزیس، پنوموکونیوزی است که عامل مستعدکننده سرطان ریه و یکی از علل موقتی یا دایمی بودن ازکارافتادگی های شغلی می باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی سمیت مواد نسوز هنگام تخریب در کوره های ذوب فلز بود.
    روش ها
    این مطالعه در فرایند نسوزکاری یکی از صنایع ذوب فلز، در شغل تخریب نسوزها انجام شد. برای ارزیابی نمونه های گرد و غبار کلی و قابل تنفس هوای محیط کار، از روش وزن سنجی به ترتیب طبق روش های 0600 و 0500 National Institute for Occupational Safety and Health (NIOSH) استفاده گردید. سیلیس بلورین گرد و غبار کلی و قابل تنفس هوای محیط کار نیز به روش اسپکتروفتومتری 7601 NIOSH مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین غلظت گرد و غبار کلی در کوره ها هنگام تخریب نسوز، 6/153 میلی گرم بر مترمکعب به دست آمد که این مقدار 3/15 برابر حد مجاز استاندارد شغلی ایران بود. میانگین غلظت گرد و غبار قابل تنفس در کوره ها هنگام تخریب نسوز، 98/27 میلی گرم بر مترمکعب گزارش گردید که این مقدار نیز 3/9 برابر حد مجاز استاندارد شغلی ایران بود. میانگین غلظت گرد و غبار سیلیس بلورین در هوای کلی در کوره ها هنگام تخریب نسوز، 2235/0 میلی گرم بر مترمکعب محاسبه شد که این مقدار 9/8 برابر حد مجاز استاندارد شغلی ایران می باشد. میانگین غلظت گرد و غبار سیلیس بلورین در هوای قابل تنفس در کوره ها هنگام تخریب نسوز 1008/0 میلی گرم بر مترمکعب به دست آمد که این مقدار نیز
    4 برابر حد مجاز استاندارد شغلی ایران است.
    نتیجه گیری
    گرد و غبارهای کلی، قابل تنفس و سیلیس بلورین ناشی از تخریب نسوز در کوره ها بالاتر از حد مجاز استاندارد شغلی ایران می باشد.
    کلیدواژگان: سیلیس بلورین، نسوزکاری، کوره ذوب فلز
  • خدیجه یعقوبلو، لیلا آزادبخت، مژگان نوریان، بهزاد مهکی صفحات 195-203
    مقدمه
    تغذیه مناسب در دوران نوجوانی، علاوه بر تامین نیازهای تغذیه ای بدن به منظور رشد جسمانی و شناختی، در سلامت آینده فرد و جلوگیری از ایجاد چاقی در بزرگسالی موثر است. پژوهش حاضر برای اولین بار در ایران، با هدف تعیین کفایت رژیم غذایی با استفاده از شاخص تغذیه سالم 2005 (2005-Healthy Eating Index یا HEI) در دانش آموزان 13 تا 17 ساله شهر اصفهان در سال 1393 انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی بود و به صورت مقطعی انجام گرفت. داده های مربوط به وضعیت تغذیه با استفاده از ثبت سه روزه خوراک جمع آوری گردید. جهت اندازه گیری فعالیت بدنی نیز از پرسش نامه استاندارد معتبر استفاده شد. دریافت های غذایی، انرژی روزانه و مواد مغذی نیز به وسیله برنامه Nutritionist ثبت گردید. داده ها با استفاده از آزمون های ANOVA و Multiple linear regression در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین امتیاز HEI در نوجوانان، 67/72 به دست آمد که وضعیت مطلوبی را نشان نداد. ارتباط معنی داری بین متغیرهای شغل مادر و میزان کالری دریافتی با امتیاز HEI مشاهده شد (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    کیفیت رژیم غذایی بیشتر نوجوانان نیازمند تغییر و اصلاح می باشد. بنابراین، جهت بهبود کیفیت رژیم غذایی آن ها، به روش هایی نیاز است که عادات غذایی نوجوانان را اصلاح نماید و از آن جمله می توان به برنامه های آموزشی و تبلیغات اشاره نمود.
    کلیدواژگان: شاخص تغذیه سالم، رژیم غذایی سالم، نوجوانی، اصلاح رژیم غذایی، وضعیت تغذیه
  • مهدی قاسمپور، رضا غلام نیا، موسی جباری، امیرحسین متین، عباس آقابابایی صفحات 204-214
    مقدمه
    بررسی عوامل و نقاط حادثه خیز در صنایع فرایندی از طریق ارزیابی و مدیریت خطر و به منظور پیشگیری از بروز حوادث، اهمیت ویژه ای دارد. پالایشگاه های نفت و گاز دارای مخاطرات متعددی مانند اشتعال، انفجار و یا انتشار مواد سمی هستند و این مخاطرات می تواند پیامدهای فاجعه بار و جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد. انجام مطالعات سطح یکپارچگی ایمنی (Safety integrity level study یا SIL study) در صنایع فرایندی به منظور بررسی وضعیت ایمنی و قابلیت اطمینان سیستم های مهندسی پیچیده، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف از انجام پژوهش کاربردی حاضر، بررسی میزان موثر بودن سیستم های ایمنی مجهز به ابزار دقیق در واحد ایزومریزاسیون مجتمع بنزین سازی پالایشگاه اصفهان بود.
    روش ها
    در بخش اول مطالعه، از روش نیمه کمی آنالیز لایه های حفاظتی (Layer of Protection Analysis یا LOPA) به منظور ارزیابی لایه های حفاظتی و تعیین SIL مورد نیاز سیستم (Target SIL) استفاده شد. در بخش دوم، با استفاده از روش آنالیز درخت خطا (Fault tree analysis یا FTA) ، نسبت به تعیین SIL موجود سیستم (SIL verification) اقدام گردید.
    یافته ها
    در تمام سناریوهای منتخب، SIL موجود سیستم و SIL مورد نیاز منطبق بود. همچنین، فرکانس رویداد کاهش یافته نهایی، با معیار خطر قابل قبول پالایشگاه مطابقت داشت که این موضوع بیانگر کفایت لایه های حفاظتی مستقل (Independent protection layer یا IPL) موجود می باشد.
    نتیجه گیری
    طراحی دقیق و استفاده از تجهیزات به روز و جدید، منجر به ایجاد سطح مناسبی از ایمنی در این فرایند می گردد و سیستم با قابلیت اطمینان مناسبی در حال فعالیت می باشد.
    کلیدواژگان: صنایع فرایندی، ارزیابی خطر، LOPA، FTA، سطح یکپارچگی ایمنی
  • مهدی تذهیبی، محبوبه ایوبی سرشبادرانی، فریبرز مکاریان صفحات 215-220
    مقدمه
    جراحی، بهترین راه درمانی برای سرطان کولورکتال است، اما عود در نرخ ثابتی مطابق با مرحله بیماری رخ می دهد. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی عوامل موثر بر بقای بیماران غیر شفایافته مبتلا به سرطان کولون مراجعه کننده به مرکز تحقیقات سرطان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان طی سال های 1380 تا 1390 بود.
    روش ها
    در این پژوهش هم گروهی تاریخی، 146 بیمار مبتلا به سرطان کولون وارد مطالعه شدند. اطلاعات مورد نیاز از پرونده پزشکی بیماران استخراج گردید. جهت بررسی عوامل موثر بر بقا، از مدل شفایافتگی انعطاف پذیر استفاده شد. داده ها در نرم افزار Stata مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    از 146 بیمار، عود در 29 مورد (9/19 درصد) مشاهده شد. میانه بقای بدون عود، 87/19 ماه و نسبت شفایافتگی 71 درصد به دست آمد. متغیر Carcinoembryonic antigen (CEA) تاثیر معنی داری بر بقای بیماران غیر شفایافته داشت (050/0 > P). با توجه به ضرایب رگرسیونی به دست آمده، کلیه متغیرها به جزء همی کولکتومی راست، اثر افزایشی را بر کسر شفایافتگی نشان دادند.
    نتیجه گیری
    حضور افراد شفایافته در داده ها، باعث مسطح شدن نمودار Kaplan-Meier می شود. در چنین شرایطی، استفاده از مدل های شفایافتگی به منظور بررسی جداگانه اثر عوامل بر کسر شفایافتگی و بقای افراد مستعد، مناسب است.
    کلیدواژگان: تحلیل بقا، سرطان کولون، عود
  • مینا صالحی، احساناللهحبیبی، قاسم یارگارفر، علی طاهری صفحات 221-226
    مقدمه
    شاخص درصد VO2max، فاستاندارد طلایی طبقه بندی بار کاری فیزیکی می باشد که به دلیل دشواری اندازه گیری، در محیط های کاری واقعی کاربرد ندارد. به تازگی روشی جهت تخمین درصد VO2max از روی سه شاخص ضربان قلب استراحت، ضربان قلب کار و وزن، بر مبنای یک شبکه عصبی- فازی در نرم افزار MATLAB ارایه شد. هدف از انجام مطالعه حاضر، طراحی و ساخت نمونه آزمایشگاهی دستگاه طبقه بندی بار کاری فیزیکی بر مبنای این روش بود.
    روش ها
    برنامه نویسی دستگاه با استفاده از نرم افزار Arduino و به زبان C++ در برد توسعه AVR نوشته شد و توسط برنامه نویس به IC انتقال یافت. خروجی سنسور سنجش ضربان قلب نیز از طریق پروتکل I2C به برد وارد شد. نمره کاربردپذیری دستگاه توسط 20 کارشناس بهداشت حرفه ای شاغل در صنعت تعیین گردید و با طبقه بندی بار کاری فیزیکی به صورت دستی، مورد مقایسه قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین نمره کاربردپذیری این سیستم، 3/7 ± 6/84 به دست آمد که در طبقه B با کاربردپذیری خیلی خوب قرار گرفت. همچنین، زمان صرف شده جهت طبقه بندی بار کاری فیزیکی با روش دستی، حدود دو برابر زمان مورد نیاز جهت تعیین آن با دستگاه ساخته شده بود.
    نتیجه گیری
    سیستم استنتاجی فازی تطبیقی (Adaptive neuro-fuzzy inference system یا ANFIS) برای تخمین بار کاری فیزیکی و در قالب یک دستگاه جهت به کارگیری در صنعت ارایه گردید. با توجه به عدم دقت کافی شاخص های رایج جهت تخمین بار کاری فیزیکی از جمله ضربان قلب، دستگاه ساخته شده جایگزین مناسبی برای روش های قبلی می باشد. کاربردپذیری بالا و زمان مورد نیاز کم، از جمله مزایای دستگاه به شمار می رود.
    کلیدواژگان: طبقه بندی، بار کاری، اکسیژن مصرفی
  • آرش قندهاری، اکرم دهقانی صفحات 227-234
    مقدمه
    با توجه به اهمیت بعد روان شناختی و شخصیتی افراد در شکل گیری اعتیاد و اهمیت درمان های شناختی در حین ترک مواد مخدر که امروزه در بیشتر مراکز ترک اعتیاد مورد غفلت قرار گرفته است، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی طرحواره درمانی گروهی بر حوزه های طرحواره های ناسازگار طرد- بریدگی و خودگردانی- عملکرد مختل در مردان تحت درمان با متادون صورت گرفت.
    روش ها
    این مطالعه به روش نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون و پس آزمون، همراه با گروه شاهد انجام شد. جامعه آماری شامل مردان مراجعه کننده به کلینیک های ترک اعتیاد شهر اصفهان جهت درمان وابستگی به مواد، در بهار سال 1395 بود. یک مرکز به صورت در دسترس برگزیده شد و بر اساس نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. گروه آزمایش طرحواره درمانی را به مدت 10 جلسه هفتگی 90 دقیقه ای دریافت کرد. داده ها به وسیله پرسش نامه طرحواره Young (Young Schema Questionnaire یا YSQ-L2) جمع آوری گردید و سپس با استفاده از آزمون MANCOVA در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    طرحواره درمانی گروهی تاثیر معنی داری بر حوزه طرد- بریدگی و خرده مقیاس های آن (001/0 ≥ P) و حوزه خودگردانی- عملکرد مختل و خرده مقیاس های آن (001/0 ≥ P) در مردان تحت درمان با متادون داشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده، پیشنهاد می شود که همراه با سایر روش های به کار گرفته شده برای کنترل اعتیاد در مراکز ترک، از طرحواره درمانی نیز جهت درمان مشکلات روان شناختی استفاده گردد.
    کلیدواژگان: طرحواره های ناسازگار اولیه، طرد- بریدگی، خودگردانی- عملکرد مختل، متادون، طرحواره درمانی
  • فاطمه مکی زاده، اسماعیل بیگدلو صفحات 235-243
    مقدمه
    آموزش سلامت به بیمار، فرایندی بیمار محور مبتنی بر نیازهای ابراز شده توسط پزشک و بیمار برای کمک به بیمار جهت تصمیم مشارکتی و آگاهانه در مورد بیماری است. بررسی و تحلیل زمینه های پژوهشی این حوزه و کشف روابط بین اصطلاحات به کار رفته در این مقالات، می تواند اطلاعات مفیدی را در اختیار محققان قرار دهد. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف تحلیل محتوای مقالات مرتبط با حوزه آموزش سلامت به بیمار از طریق ترسیم نقشه موضوعی به روش خوشه بندی سلسله مراتبی انجام شد.
    روش ها
    این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بود که به تحلیل محتوای متون با رویکرد خوشه بندی سلسله مراتبی پرداخت. با جستجوی عبارت «Health education» و محدود کردن آن به موضوع «Patient education» در موضوعات اصلی (Major topics) سرعنوان های موضوعی پزشکی (Medical Subject Headings یا MeSH) ، تمام داده های مورد نظر این حوزه در پایگاه PubMed طی سال های 1964 تا 2014 استخراج گردید. تحلیل داده ها و خوشه بندی آن ها در نرم افزارهای SPSS و Ravar PreMap صورت گرفت.
    یافته ها
    تولید مقالات علمی در حوزه آموزش سلامت به بیمار رشد صعودی را نشان داد. با توجه به خوشه بندی سلسله مراتبی، حوزه های موضوعی مطرح شامل «آموزش های درمانی، آسیب شناسی مصرف دار، پرستاران، مهارت های ارتباطی، رفتارهای ارتقای سلامت، سازگاری و بهداشت روانی، سواد سلامت و رفتارهای پیشگیرانه» بود.
    نتیجه گیری
    خوشه های موضوعی شکل گرفته با برخورداری از روش های سنجش شباهت و فاصله بین توصیفگرهای مدارک، دارای ارتباط ساختاری با یکدیگر می باشند. بیشتر پژوهشگران به جنبه های روان شناسی و درمانی در حوزه آموزش سلامت به بیمار توجه دارند.
    کلیدواژگان: آموزش بیمار، آموزش سلامت، پایگاه PubMed، علم سنجی
  • ملیحه نجفی، قاسم یادگارفر، کریم ابراهیم پور، حمیدرضا پورزمانی صفحات 244-251
     
    مقدمه
    در میان ترکیبات آلی فرار، ترکیبات بنزن، تولوئن، اتیل بنزن و زایلن (Benzene, Toluene, Ethylbenzene, Xylene isomers یا BTEX) از آلاینده های مهم هوا به شمار می رود که حتی در غلظت های بسیار پایین نیز برای سلامتی مضر می باشد. منبع اصلی این ترکیبات، گازهای خروجی از اگزوز وسایل نقلیه است. هدف از انجام مطالعه حاضر، سنجش ترکیبات BTEX در هوای آزاد و محیط داخلی چهار دبیرستان واقع در دو منطقه شهر اصفهان و دو دبیرستان واقع در شهر چادگان بود.
    روش ها
    نمونه های هوای محیط داخل و خارج مدارس در دو شهر اصفهان و چادگان به وسیله پمپ نمونه برداری فردی و با استفاده از تیوب های کربن فعال جمع آوری گردید. سپس ترکیبات BTEX با استفاده از حلال دی سولفید کربن استخراج شد و به کمک دستگاه کروماتوگرافی گازی- اسپکترومتری جرمی (Gas chromatography-mass spectrometry یا GC-MS) مورد سنجش قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین غلظت ترکیبات BTEX در شهر اصفهان از شهرستان چادگان بالاتر بود. همچنین، غلظت ترکیبات BTEX در منطقه 2 اصفهان [میدان امام حسین (ع) ] بالاتر از منطقه 1 (چهارباغ خواجو) گزارش شد و بیشترین و کمترین غلظت در میان اجزای BTEX به ترتیب به تولوئن و اتیل بنزن اختصاص داشت. نسبت محیط داخل به خارج نیز در دو منطقه نزدیک به یک به دست آمد. رابطه معنی داری بین غلظت داخلی و خارجی ترکیبات BTEX در دو شهر و دو منطقه وجود نداشت و این یافته نشان داد که آلودگی محیط داخلی مدارس ناشی از منابع داخلی بوده است.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج به دست آمده، شهر اصفهان از چادگان و منطقه دو اصفهان از منطقه یک آلوده تر بود و آلودگی ها بیشتر به منابع خارجی همچون ترافیک نسبت داده می شود.
    کلیدواژگان: ترکیبات بنزن، تولوئن، اتیل بنزن و زایلن، مدارس، آلودگی محیط داخل و خارج، اصفهان، چادگان
  • اسماعیل محمودی، زهره فتحیان دستگردی، احمد علی اسلامی صفحات 252-257
    مقدمه
    ساعات به نسبت طولانی کار و رفت و آمد از منزل به محل کار و بر عکس، زمانی را جهت انجام فعالیت های ورزشی کارکنان باقی نمی گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل تبیین کننده فعالیت بدنی منظم بر اساس نظریه شناختی اجتماعی در کارکنان شبکه بهداشت شهرستان برخوار و شاهین شهر انجام گرفت.
    روش ها
    این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی بود که به روش سرشماری بر روی 170 نفر از کارکنان شبکه بهداشت شهرستان برخوار و شاهین شهر انجام شد. اطلاعات با استفاده از پرسش نامه استاندارد متشکل از سه بخش جمعیت شناختی، پرسش نامه بین المللی فعالیت بدنی (International Physical Activity Questionnaire یا IPAQ) و سازه های نظریه شناختی اجتماعی جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از آزمون های آمار توصیفی و آنالیز رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی جهت بررسی میزان پیشگویی فعالیت بدنی منظم توسط سازه های نظریه شناختی اجتماعی در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین سنی شرکت کنندگان، 42/38 سال بود. سازه های نظریه شناختی اجتماعی (خودکارامدی، انتظارات پیامد، ارزش پیامد، حمایت خانواده و حمایت دوستان) در گام اول وارد تحلیل شد که 13 درصد واریانس رفتار فعالیت بدنی را تبیین نمود. از میان سازه های نظریه شناختی اجتماعی، خودکارامدی و از میان متغیرهای جمعیت شناختی، سن ارتباط معنی داری با فعالیت بدنی منظم داشت.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج به دست آمده، خودکارامدی عامل مهمی در پیشگویی انجام فعالیت بدنی منظم در کارکنان است. پیشنهاد می شود که در مطالعات آینده، راهکارهای ارتقای خودکارامدی در انجام فعالیت بدنی بررسی گردد.
    کلیدواژگان: فعالیت بدنی منظم، نظریه شناختی اجتماعی، کارکنان
  • حبیباللهدهقان، کبری مقصودی صفحات 258-264
    مقدمه
    با توجه به بروز استرین گرمایی در هنگام کاربرد لباس های حفاظتی مقاوم در برابر اسید به عنوان لباس کار در محیط های کاری، مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر عملکرد دو نوع جلیقه خنک کننده بر روی شاخص های استرین گرمایی در هنگام پوشیدن لباس های حفاظتی مقاوم در برابر اسید انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه از نوع تجربی بود که در اتاقک شرایط جوی با دمای 40 درجه سانتی گراد و رطوبت 25 درصد، بر روی 10 دانشجوی پسر سالم که لباس مقاوم در برابر اسید پوشیده بودند، انجام گرفت. هر فرد سه بار و به مدت 90 دقیقه بر روی تردمیل با سرعت 8/2 کیلومتر در ساعت و شیب صفر درجه، یک بار بدون جلیقه (گروهA) ، یک بار با جلیقه ژل یخ (گروه B) و یک بار هم با جلیقه مواد تغییر فاز پارافینی (گروه C) راه رفت. ضربان قلب، دمای دهانی و دمای پوست در طول انجام آزمون اندازه گیری گردید.
    یافته ها
    میانگین ضربان قلب در گروه های A، B و C به ترتیب 0/104، 2/97 و 7/97 ضربان در دقیقه گزارش شد. میانگین دمای پوست به ترتیب 1/37، 1/31 و 2/33 درجه سانتی گراد و میانگین دمای دهانی به ترتیب 9/36، 7/36 و 6/36 درجه سانتی گراد بود. اختلاف معنی داری بین میانگین شاخص های فیزیولوژیک در گروه های B و C در مقایسه با گروه A وجود داشت.
    نتیجه گیری
    در هنگام استفاده از لباس کار ضد اسید، پوشیدن جلیقه خنک کننده ژل یخ و تغییر فاز پارافینی از طریق کاهش دادن شاخص های فیزیولوژیک، سطح استرین گرمایی را تا حد قابل قبولی کاهش می دهند.
    کلیدواژگان: استرس حرارتی، خنک، لباس، دمای بدن، مقاوم به اسید
  • محسن راستی اردکانی، احمدرضا رنجبری، محمدرضا حیدری صفحات 265-271
    مقدمه
    با توجه به خطرات مایکوتوکسین ها برای سلامت عمومی جامعه و ضرورت کنترل مداوم آن ها در محصولات کشاورزی، در مطالعه حاضر میزان آلودگی شیر پاستوریزه و شیر خام توزیعی در سطح شهر اصفهان به آفلاتوکسین M1 مورد سنجش قرار گرفت.
    روش ها
    19 نمونه شیر خام و 89 نمونه شیر پاستوریزه از فروشگاه های سطح شهر جمع آوری شد و میزان آفلاتوکسین M1 در آن ها با استفاده از روش کروماتوگرافی مایع با کارکرد بالا (High-performance liquid chromatography یا HPLC) تعیین گردید.
    یافته ها
    آلودگی شیرهای تولید داخل و خارج استان با آفلاتوکسین M1 در مقایسه با استاندارد رسمی کشور، کمتر از حد مجاز گزارش شد، اما در مقایسه با استاندارد رسمی اروپا، 63/2 درصد شیرهای تولید داخل استان و 5/37 درصد شیرهای تولید خارج استان به آفلاتوکسین M1 آلودگی داشتند. میانگین آلودگی شیرهای تولید داخل و خارج استان (شیر پاستوریزه و خام) ، به ترتیب 014/0 ± 020/0 و 200/0 ± 040/0 میکروگرم بر لیتر تعیین گردید. میانگین غلظت آفلاتوکسین M1 در شیر پاستوریزه، 019/0 ± 030/0 میکروگرم بر لیتر به دست آمد که به طور معنی داری از استانداردهای رسمی ایران، آمریکا و اتحادیه اروپا (به ترتیب 1/0، 5/0 و 05/0 میکروگرم بر لیتر) پایین تر بود. میانگین غلظت آلودگی شیر خام نیز 011/0 ± 008/0 میکروگرم بر لیتر بود که نه تنها به طور معنی داری از استاندارد اروپا کمتر می باشد، بلکه از آلودگی شیر پاستوریزه توزیع شده در سطح شهر نیز کمتر بود. همچنین، میزان آلودگی شیر پاستوریزه تولید داخل استان به طور معنی داری از آلودگی شیرهای وارداتی به استان کمتر بود.
    نتیجه گیری
    در زمان انجام پژوهش، میزان آلودگی شیرهای توزیع شده در سطح شهر اصفهان به آفلاتوکسین M1، سلامت عمومی جامعه را با تهدیدی مواجه نمی کند، اما همچنان بر لزوم نظارت دقیق آن توسط ادارات و سازمان های ذی ربط تاکید می گردد.
    کلیدواژگان: آفلاتوکسین M1، کروماتوگرافی مایع، شیر، اصفهان
  • زینب فیضی، افشین ابراهیمی صفحات 272-278
    مقدمه
    در زمینه تصفیه آب با فرات پتاسیم (Potassium ferrate) ، یون FeO4-2 دارای قدرت اکسیدکنندگی بالا و پایداری طولانی شناخته شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی کارایی حذف هیومیک اسید (Humic acid یا HA) از محلول های آبی با استفاده از فرات پتاسیم انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه از نوع تجربی- مداخله ای بود که در مقیاس آزمایشگاهی انجام گردید. فرات پتاسیم جامد به عنوان یک اکسیدکننده برای حذف HA در شرایط آزمایشگاهی ساخته شد. تاثیر شاخص های مختلف شامل pH (3، 6، 9 و 12) ، غلظت اولیه HA (5، 10، 15 و 20 میلی گرم بر لیتر) ، دوز فرات پتاسیم (3، 6، 9 و 12 میلی گرم بر لیتر) و زمان تماس (20، 40، 60 و 80 دقیقه) بر حذف HA مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    شرایط بهینه حذف HA با فرایند اکسیداسیون توسط فرات پتاسیم، در غلظت اولیه HA برابر با 5 میلی گرم بر لیتر، دوز فرات پتاسیم 12 میلی گرم بر لیتر، 8 = pH و زمان تماس 80 دقیقه به دست آمد. حداکثر حذف HA در شرایط بهینه، 72 درصد بود.
    نتیجه گیری
    فرات پتاسیم به عنوان یک اکسیدکننده قوی و دارای خاصیت منعقدکنندگی، می تواند در حذف HA از محلول های آبی موثر باشد.
    کلیدواژگان: هیومیک اسید، فرات پتاسیم، اکسیداسیون، مواد آلی طبیعی
|
  • Mohammad Hossein Yarmohammadian, Ghazal Asadi, Eskandar Pages 133-141
    Background
    Maintaining cleanliness in the environment of hospitals and medical spaces is of special importance, as it can reduce hospital infection and maintain and improve the health of patients and staff. Given the paucity of studies about the relationship of environmental features and physical spaces with the control of infections in medical settings, the present research aimed to study the cleanliness of operating rooms using physical features of the space and develop solutions for defining the operating room features considering the effects of these features on their cleanliness.
    Methods
    The present research was a systematic review which was conducted in 2017 through searching the keywords such as operating room, clean room, features of the physical environment, infection control, and hospital infection in ISI, PubMed, ScienceDirect, SID, CIVILICA, Irandoc, and Magiran scientific databases and the website of organizations such as World Health Organization (WHO), Center for Disease Control and Prevention (CDC), American Institute of Architects (AIA), American Society of Heating, Refrigerating and Air-Conditioning Engineers (ASHRAE), and International Health Facility Guidelines (IHFG). Domestic and foreign articles published in the period of 2000-2016 in both Persian and English languages were considered. Findings: Factors such as the facilities for washing and hand sanitation, identification of the process and workflow, determination and separation of functional areas, air conditioning, and final materials used at different surfaces play a vital role in the cleanliness of operating rooms.
    Conclusion
    Environmental factors which affect the cleanliness of medical spaces are necessary to be taken into account from the beginning of the design process in order to reduce hospital infections.
    Keywords: Clean room, Operating room, Infection control, Hospital infection, Medical spaces design, Hospital
  • Leila Doshmangir, Solmaz Azimzadeh Pages 142-152
    Background
    Health system financing is one of the main challenges especially in low and middle income countries. Various financing frameworks presented in this field have been applied to evaluate financing system and develop strategies for policy reforms. This study aimed to explore, analyze, and adjust different health financing frameworks.
    Methods
    This comparative descriptive study was based on explanation and comparative analysis of different health financing frameworks. Data were collected from foreign databases and published reports in international websites including World Health Organization (WHO) and World Bank. Four main steps of comparative study were followed for combination, description, and analysis of data. Findings: Sixteen health financing frameworks, developed during 2001-2014 were extracted. Of the frameworks developed in international level, we can name the framework of Organizational Assessment for Improving and Strengthening Health Financing (OASIS) (Hsiao and Kutzin) with the aim of evaluating financing systems of different countries of the world. Some frameworks such as health financing strategy for countries of the Western Pacific and South-East Asia Regions and African Bank Development model have been developed to evaluate financing functions in regional area.
    Conclusion
    Financing frameworks have been developed and modified during the years according to health sector needs and requirements. Appropriate use of these frameworks can improve responsibility of health systems regarding the financing functions. Considering the dimensions of each framework, the financing method and policy of health systems can be evaluated.
    Keywords: Financing, Health, Comparative study, Framework
  • Saeid Fallahizadeh, Nasrollah Karami, Nezamedin Mengelizadeh, Majid Hashemi, Saeid Parastar, Iman Parseh Pages 153-158
    Background
    Increase in amount and variety of healthcare wastes is one of the most important problems affecting human health and environment. Due to the infectious effects of these wastes, accurate management of them in the healthcare centers is essential. The aim of this study was to determine the quantity and quality of the wastes generated in the healthcare centers of Kohgiluyeh and Boyerahmad province, Iran, in 2015.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was conducted in Kohgiluyeh and Boyerahmad province. Samples were taken from 432 healthcare centers in the province through census method. Three samples were taken from the affiliated units of Yasuj (capital city of Kohgiluyeh and Boyerahmad province) University of Medical Science in one year, and the average weight of them was considered as final weight. Data were analyzed using SPSS and Excel software. Findings: Total wastes generated in the affiliated units of Yasuj University of Medical Science were 1186.26 kg/day. Ordinary waste, sharp waste, infectious waste, chemical waste, radiological waste, and pathological waste were 80.86%, 1.50%, 16.09%, 0.71%, 0.36%, and 0.44%, respectively. Healthcare centers in Boyerahmad and Choram counties had the highest and the lowest amount of infectious and sharp wastes, respectively.
    Conclusion
    Due to the relatively high volume of infectious wastes in the provincial centers (more than 16%), it is essential to equip the centers with devices which treat the infectious and sharp wastes
    Keywords: Infectious Waste, health care centers, Kohgiluyeh va Boyerahmad, sharp waste
  • Zahra Ordudari, Ehsanollah Habibi, Javad Gholamian, Akbar Hasanzadeh Pages 159-164
    Background
    A person can perform heavy activities easier when he has high aerobic capacity. Measuring hand grip is a cheap and easy way to measure muscle strength. This study aims at evaluating the effect of physical work capacity (PWC) and gender on hand grip strength in the youth.
    Methods
    This cross-sectional study was performed on 120 young people (19-29 years old) by means of simple random sampling. To assess the PWC, grip and pinch strength and endurance, the step test (McArdle method), dynamometer, and pinch gauge were used, respectively. Data analysis was carried out using independent-samples t-test and paired-samples t-test via SPSS software. P-value < 0.050 was considered significant. Findings: PWC, grip and pinch strength and endurance in men were higher than women (P < 0.050). Meanwhile, PWC in men and women affected only the pinch strength and grip endurance, respectively (P < 0.050).
    Conclusion
    In jobs that require high pinch strength and grip endurance, it is necessary to employ those with high PWC, so that the irreparable damages caused by incongruity between the job and the worker could be prevented or reduced. In general, gender should be considered as an important factor in employing workers in different jobs
    Keywords: Grip, Pinch strength, Step test, Gender, Youth
  • Alireza Barari, Shirin Amini, Asieh Abbassi, Dalooii, Ghazal Danekar Pages 165-170
     
    Background
    Physical activity may help relieve some symptoms of mental disorders such as depression. The purpose of this study was to investigate the effect of eight weeks of combined training of running and swimming on N-Methyl-D-Aspartate (NMDA), Brain-Derived Neurotrophic Factor (BDNF), and serotonin in young girls.
    Methods
    This quasi-experimental study was conducted with pre-test and post-test design with a control group. 20 young women (mean age: 24.20 ± 3.27 years, mean height: 1.61 ± 0.05 m, and mean weight: 56.24 ± 11.69 kg) were randomly assigned to 2 groups of experimental and control. Exercise schedule of subjects included a combination of running and swimming for eight weeks (three sessions per week). Running exercise included a 10-minute warm-up and 25 minutes of continuous running in the range of 60% to 75% maximum heart rate and 25 minutes of swimming. Before and after the training period, plasma levels of NMDA, BDNF, and serotonin were measured. To evaluate the normal distribution of data, Kolmogorov-Smirnov test (K-S test) and for between-groups comparison repeated measures analysis of variance (ANOVA) were used. Findings: In the experimental group, a significant increase in serotonin, BDNF, and NMDA levels was observed. The trend of change in body fat percentage in the experimental group showed a significant decrease compared with the control group. The trend of weight change had a significant decrease in the experimental group, but compared with the control group, no significant difference was observed.
    Conclusion
    Endurance training increases the levels of serotonin, NMDA, and BDNF, and decreases the weight and body fat percentage, which will reduce the risk of depression, eventually. Moreover, it is possible that BDNF upregulates the expression of NMDA receptors
    Keywords: NMDA receptors, BDNF protein, Serotonin, Fats
  • Amir Hossein Baghaie, Hamid Toranjzar Pages 171-176
    Background
    Remediation of soils polluted to heavy metals especially in industrial cities is very important in environmental pollution studies. This research was performed to investigate the effect of rubber ash enriched urban waste vermi-compost on decreasing Cadmium (Cd) availability in lettuce plant in Cd-polluted soil.
    Methods
    Treatments consisted of applying urban waste vermi-compost (0, 20, and 40 t/ha) enriched with 0 and 200 kg/ha rubber ash in a polluted soil with 0, 20, 30, and 40 mg Cd per kg, and plant in this experiment was lettuce. Soil and plant Cd concentration was measured by atomic absorption spectroscopy (AAS). Findings: Increasing the use of urban waste vermi-compost from 0 to 20 and 40 t/ha in a Cd-polluted soil (20 mg Cd per kg soil) caused a significant decrease in soil Cd availability by 1.3 and 2.4 times, respectively. Cd concentration in plant aerial organ was also decreased by 1.1 and 1.8 times, respectively. Applying 20 and 40 t/ha rubber ash enriched urban waste vermi-compost in a Cd-polluted soil (30 mg Cd/kg soil) caused a significant decrease in Cd concentration of plant aerial organ by 1.2 and 1.9 times, respectively.
    Conclusion
    Applying urban waste vermi-compost causes a decrease in Cd availability in soil and plants and meanwhile, enrichment of this organic compound with rubber ash also decreases Cd sorption by plant
    Keywords: Bioremediation, Heavy metals, Soil pollution, Lettuce
  • Abbas Khodaeimehr, Hamid Roohafza, Awat Feyzi Pages 177-182
    Background
    Occupational stress is a condition in which a person is faced with a demand that is more than his ability to perform it. The aim of this study was to investigate the relationship between three dimensions of occupational stress (effort, reward, and commitment) and mental health among the employees of Isfahan steel company, Iran.
    Methods
    3063 employees of Isfahan steel company were surveyed in a cross sectional study in 2014. The questionnaire of Effort-Reward Imbalance (ERI) and General Health Questionnaire (GHQ-12) were used to collect data. The relationship between variables was analyzed using quantile regression method by Stata software. Findings: 91.5% (2800 people) of the participants were men and their mean age was 36.47 ± 7.31 years. All three dimensions of occupational stress (effort, reward, and commitment) were significantly related to mental health (P < 0.05). High levels of effort and commitment and low levels of reward occurred at low levels of mental health.
    Conclusion
    People at different levels of mental health are differently affected by occupational stress. Hence, industry managers must take steps to reduce its effects.
    Keywords: Occupational stress, Effort, Reward, Employee engagement, Quantile regression
  • Hamidreza Samadifard, Mohammad Narimani Pages 183-188
    Background
    Sexual addiction is a growing concern which is known as a serious disorder. The present study was conducted to predict sexual addiction of couples based on meta-cognitive belief (MCB) and cognitive fusion.
    Methods
    The study was based on a descriptive correlational method. Statistical population consisted of all couples in Ardabil city, Iran, in 2017. 112 people (56 couples) were selected as the statistical sample using the convenience sampling method. For data collection, the MCB Scale, Cognitive Fusion Questionnaire (CFQ), and Sexual Addiction Scale (SAS) were used. Research data were analyzed using Pearson correlation coefficient and multiple regression. Findings: There was a significant relationship between the MCB and cognitive fusion with sexual addiction in couples (P < 0.05). In addition, the results of multiple regressions showed that MCB and cognitive fusion could predict the sexual addiction of couples by 0.59 (P < 0.05).
    Conclusion
    MCB and cognitive fusion are considered as the predictor variables related to sexual addiction. Therefore, sexual addiction can be reduced in couples by decreasing MCB and cognitive fusion.
    Keywords: Cognition, Reproductive health, Family characteristics
  • Masoomeh Shafiei, Alavijeh, Masoud Rismanchian Pages 189-194
    Background
    Regarding the possibility of existence of crystalline silica in production process or usage of refractory materials, the workers of this industry are exposed to the risk of silicosis. Silicosis is a type of pneumoconiosis that is a risk factor for lung cancer and also one of the causes of temporary or permanent occupational disabilities. This study aimed to examine the toxicity of refractory materials during destruction in metal melting furnaces.
    Methods
    The study was done in the refractory process of one of the metal melting industries in refractory destruction job. For the evaluation of total and respirable dust in workplace air, gravimetric method was used according to the National Institute for Occupational Safety and Health (NIOSH) 0500 and NIOSH 0600, respectively. For evaluation of crystalline silica in total and respirable dust in workplace air, the samples were analyzed by NIOSH 7601 spectrophotometry. Findings: Average total dust concentration in the furnaces during the destruction of refractory materials was obtained 153.6 mg/m3 that was 15.3 times more than the permissible limit of Iran's occupational standards. The average concentration of respirable dust during destruction of refractory materials in furnaces was reported 27.98 mg/m3 that was 9.3 times more than the permissible limit of Iran's occupational standards. The average concentration of crystalline silica dust in the total air in furnaces during the destruction of refractory materials was obtained 0.2235 mg/m3 that was 8.9 times more than the permissible limit of Iran's occupational standards. The average concentration of crystalline silica dust in the respirable air in furnaces during destruction of refractory materials was 0.1008 mg/m3 that was 4 times more than the permissible limit of Iran’s occupational standards.
    Conclusion
    The average concentration of total and respirable dust and also crystalline silica produced during destruction of refractory materials in the furnaces is higher than the permissible level of Iran’s occupational standards
    Keywords: Crystalline silica, Melting furnace, Destruction refractory material
  • Khadijeh Yaghoobloo, Leila Azadbakhat, Mojgan Nourian, Behzad Mahaki Pages 195-203
    Background
    In addition to providing nutritional needs of the body for the purpose of physical and cognitive development, proper nutrition during adolescence is effective in protecting the person’s future health and preventing obesity in adulthood. The present study was conducted for the first time in Iran with the aim of determining the adequacy of diet using the Healthy Eating Index (HEI)-2005 in 13-17-year-old students in Isfahan, Iran, in 2014.
    Methods
    This descriptive-analytical study was conducted on a cross-sectional basis. Data related to nutritional status of participants was collected using a three-day food record. A valid standard questionnaire was used to measure physical activity. Dietary intake, daily energy, and nutrients were recorded using Nutritionist software. Data were analyzed using analysis of variance (ANOVA) and multiple linear regression via SPSS software. Findings: The mean score of HEI in adolescents was obtained 72.67 which was not favorable. There was a significant association between the two variables of mother's job and calorie intake with the score of HEI (P < 0.05).
    Conclusion
    The diet quality of the most adolescents needs change and modification. Therefore, in order to improve the quality of their diet, some methods are needed to modify the nutritional habits of adolescents, including educational programs and advertisements
    Keywords: Healthy eating index, Healthy diet, Adolescence, Dietary modification, Nutritional status
  • Mahdi Ghasempur, Reza Gholamnia, Mousa Jabbari, Amirhossein Matin, Abbas Aghababaee Pages 204-214
    Background
    Investigating the hazardous factors and points in process industries through risk management and evaluation for preventing accidents is particularly important. Oil and gas refineries have several risks such as fire, explosion, or the release of toxic substances, which might have catastrophic and irremediable consequences. Conducting safety integrity level (SIL) studies in the process industries for assessing safety status and reliability of complex engineering systems is of particular importance. This study aimed to investigate the effectiveness of safety instrumented systems (SIS) in the isomerization unit of the gasoline production complex of Isfahan oil refinery, Iran.
    Methods
    In the first part of the study, the semi-quantitative method of layer of protection analysis (LOPA) was used to analyze the layers of protection and determine the required SIL of the system (target SIL). In the second part, using the fault tree analysis (FTA), the existing SIL of the system was verified. Findings: In all selected scenarios, the existing SIL of system is consistent with the required SIL (target SIL). The frequency of final reduced event corresponded to the acceptable risk standard of the refinery as well, which indicated the adequacy of the existing independent protection layers (IPLs).
    Conclusion
    Accurate designing and using the state-of-the-art equipment lead to an acceptable level of safety in this process, and the system is working with a proper reliability
    Keywords: Process industries, Risk assessment, Layers of protection analysis, Fault tree analysis, Safety integrity level
  • Mehdi Tazhibi, Mahboubeh Ayoubi, Sereshbaderani, Fariborz Mokarian Pages 215-220
     
    Background
    Surgery is the best treatment for colorectal cancer, but recurrence occurs at a steady rate according to the stage of disease. The aim of this study was to investigate the factors influencing the survival of patients with colon cancer who referred to cancer research center affiliated to Isfahan University of Medical Sciences, Isfahan, Iran, during 2001 to 2011.
    Methods
    In this historical cohort study, 146 patients with colon cancer were enrolled. The required information was collected from patients’ medical records. To investigate the factors influencing survival, flexible healing model was used. Data were analyzed by Stata software. Findings: Of 146 patients enrolled in the study, recurrence was observed in 29 cases (19.9%). Median of survival without recurrence was 19.87 months and healing rate was 71%. The carcinoembryonic antigen (CEA) variable had a significant effect on the survival of uncured patients (P < 0.05). Regarding the obtained regression coefficients, all variables, except for right hemicolectomy, had an increasing effect on healing fraction.
    Conclusion
    The presence of cured people in the data contributes to the flattening of the Kaplan-Meier chart. In such a situation, the use of healing models is appropriate to examine the effect of factors on healing fraction and survival of uncured individuals separately
    Keywords: Survival analysis, Colon cancer, Recurrence
  • Mina Salehi, Ehsanollah Habibi, Ghasem Yadegarfar, Ali Taheri Pages 221-226
    Background
    %VO2max index is the gold standard of physical workload classification. Because of difficulty of this index measurement, it is not a practical method in the real work places. Recently, a new method was proposed for estimating %VO2max through three parameters of resting heart rate, working heart rate, and weight based on a neuro-fuzzy network in MATLAB software. The goal of this study was designing and fabricating a laboratory model of physical workload classification tool based on the mentioned method.
    Methods
    The programming of the device was performed with the Arduino software and in C++ language in the AVR microcontroller; then, it was entered into integrated circuit (IC) by the programmer. The output of heart rate sensor was entered into the microcontroller through I2c protocol. The usability score of the device was evaluated by 20 occupational health experts employed in the industry and was compared with manual physical workload classification. Findings: The mean usability score of this system was 84.6 ± 7.3 and was ranked in B category. It means that the usability of the system is very good. The required time for physical workload classification using this tool was approximately half of the required time for this work without the tool.
    Conclusion
    The adaptive neuro-fuzzy inference system (ANFIS) was presented for estimating physical workload in the form of a practical tool in order to be used in the industry. Regarding the lack of sufficient accuracy of current indexes for estimating physical workload such as heart rate, this fabricated tool is a proper substitute for the former methods. High usability and low required time are two main advantages of the proposed tool
    Keywords: Classification, Workload, Oxygen consumption.
  • Fatemeh Makkizadeh, Esmaeil Bigdeloo Pages 235-243
    Background
    Educating health to patients is a patient-centered process based on needs expressed by both the physician and the patient in order to make a collaborative and conscious decision over the disease. Surveying and analyzing the research fields in this area and discovering the relationships between the expressions used in this paper can provide researchers and scholars with useful information. Therefore, this paper aims at analyzing the article contents related to the area of health education for the patients through thematic mapping and hierarchical clustering methods.
    Methods
    The current research is of descriptive-analytical type and has dealt with analyzing texts’ contents with a hierarchical clustering approach. Searching the phrase “Health Education” and filtering the search with “Patient Education” as well as the “Major Topics” helped us extract the entire data on PubMed database (1964 to 2014). Analysis and clustering of data were done using software such as SPSS20 and Ravar PreMap. Findings: Producing scientific articles on health education for the patients has showed an increasing trend. Regarding the hierarchical clustering, noted thematic areas included health education, drug consumption pathology, nurses, communication skills, health promotional behaviors, adaptability and mental health, health literacy, and preventive behaviors.
    Conclusion
    The thematic clusters formed have structural relationships as they exploit similarity measurement method and the distance between descriptors. The majority of researchers noticed psychological and therapeutic aspects in health education area.
    Keywords: Health Education, Patient Education, PubMed, Bbibliometrics
  • Maliheh Najafi, Gasem Yadegharifar, Karim Ebrahimpour, Hamidreza Pourzamani Pages 244-251
    Background
    Among the volatile organic compounds, benzene, toluene, ethylbenzene and xylene compounds (BTEX) are important as air pollutants that have harmful effect for health even at very low concentrations. The main source of these compounds is the exhaust gases from vehicles exhaust. The purpose of this study was to measure BTEX compounds in outdoor and indoor environment of 4 high schools located in two districts of Isfahan and Chadegan city.
    Methods
    Samples of air from inside and outside the schools were collected by individual sampling pumps using active carbon tubes. Then BTEX compounds were extracted by solvent CS2 and measured by mass spectrometric gas chromatography (GC-MS). Findings: The average concentration of BTEX compounds in Isfahan city was higher than Chadegan. Also, the concentration of BTEX compounds in Isfahan region 2 (Imam Hossein Square) was higher than Zone 1 (Chahar Bagh Khaju) and the highest and lowest concentrations among the BTEX components were respectively in relation to toluene and ethylbenzene. There was not significant difference between Indoor/Outdoor ratio in two regions. There was no significant relationship between the indoor and outdoor concentrations of BTEX compounds in two cities and two regions, which shows that the indoor environment is contaminated by internal resources.
    Conclusion
    Based on the results, the city of Isfahan was more polluted then Chadegan. Also, region 2 in Isfahan was more polluted than region 1. So that the pollution is more related to external sources such as traffic. Keywords
    Keywords: BTEX, schools, indoor, outdoor environment, Isfahan
  • Ismail Mahmoudi, Zohreh Fathian, Dastgerdi, Ahmad Ali Eslami Pages 252-257
    Background
    The relatively long hours of work (most of the adults are at work for half of waking hours) and much time spent travelling from home to work and vice versa practically do not leave time for regular physical exercise for employees. The purpose of this study was to investigate the performance of regular physical activity and effective factors on it among Borkhar and Shahinshahr Health Network Employees according to social cognitive theory (SCT).
    Methods
    In this descriptive-analytical study, 170 employees were enrolled by census. A standard questionnaire consisting of three sections, i.e., demographic information, international physical activity questionnaire and an SCT construct measure were used to collect information. Data were analyzed using SPSS 21. Descriptive statistics and multiple hierarchical regression were used to determine the predictive value of regular physical activity among employees by using SCT constructs. Findings: The mean age of participants was 38.42 years. The constructs of SCT (self-efficacy, outcome expectations, outcome value, family support and friends support) were analyzed in the first step, and were found to explain 13% of the variance in physical activity behavior. Results showed that, among the constructs of SCT, selfefficacy, and among demographic variables, age had a significant association with regular physical activity.
    Conclusion
    According to the results of this study, self-efficacy is an important factor in predicting the regular physical activity of employees. Therefore, it is suggested that strategies for self-efficacy promotion in physical activity in employees be addressed in future studies.
    Keywords: Physical activity, Social cognitive theory, Employees
  • Habibollah Dehghan, Kobra Maghsoudi Pages 258-264
    Background
    Regards to the occurrence heat strain when using acid-resistant protective work clothing clothing in the workplace, this study aimed to determine performance of two types of cooling vests on heat strain indices in hot conditions when wearing acid-resistant protective clothing.
    Methods
    This experimental study was conducted on ten healthy male students in hot conditions (Ta = 40°C, RH= 25%) when they were wearied acid-resistant protective clothing. Each participant was contributed in three trials including without cooling vest (A) with ice gel cooling vest, (B) and phase change material paraffin (C). In each trials, participant was walked on tread mill for 90 min. The heart rate, oral temperature, skin temperatureswere measured in regular time. Findings: Data analysis in the A, B and C trials showed that the mean of heart rate, were 104. 0, 97. 2 and 97. 7 beat/min respectively, skin temperature were 37. 1 °C, 31. 1 °C and 33. 2 °C, respectively and oral temperature 36. 3 °C, 33. 0 °C and 34. 0 °C respectively. There were significant difference physiological اheat strain indices in B and C trials compared to A trial.
    Conclusion
    When using the acid-resistant work clothing, wearing the ice gel cooling vest (Spadana Model) and phase change material paraffin (Techkewl-7026 Model) can be used to reduce physiological heat strain indices.
    Keywords: Heat stress, Cooling, Clothing, Body temperature, Acid-resistant
  • Mohsen Rasti, Ardakany, Ahmad Reza Ranjbari, Mohammad Reza Hydari Pages 265-271
    Background
    Mycotoxins in milk are a public health concern, then there is a need for monitoring its level regularly. In this study the levels of aflatoxin M1 in milk were evaluated.
    Methods
    During late march and early April 2015, 19 raw milk and 89 pasteurized milk samples distributed in Isfahan (Isfahan province, Iran) were collected in supermarkets and checked for aflatoxin M1 (AFM1). Samples were analyzed for aflatoxin M1 (AFM1) with a validated high performance liquid chromatography (HPLC) method. Findings: The mean concentration of aflatoxin M1 in pasteurized milk was 0.03 ± 0.019 µg/kg that was lower than Codex Alimentarius, FDA standards (0.5 µg/L), Iranian national standard (0.1 µg /L) and EU standard (0.05 µg/kg) (p < 0.05). The mean concentration of aflatoxin M1 in raw milk was 0.008 ± 0.011µg/L that were significantly not only below the FDA, Codex Alimentarius, Iranian national and EU standards, but also lower than mean concentration of aflatoxin M1 in pasteurized milk .The mean aflatoxin M1 concentration in pasteurized milk produced in Isfahan was 0.02 ± 0.011µg/L that was lower than aflatoxin M1 concentration (0.040 ± 0.020 µg/L) that import from other province to Isfahan (p < 0.05).
    Conclusion
    It is concluded that during winter of 2015, aflatoxin M1 levels in raw and pasteurized milks marketed in Isfahan were not a serious human health hazard, but strict regular control by official organization is emphasized.
    Keywords: Aflatoxin M1, Isfahan, HPLC, Pasteurized milk, Raw milk
  • Zeynab Feyzi, Afshin Ebrahimi Pages 272-278
    Background
    In the field of water treatment with potassium ferrate, (FeO4)2- ion is known as a long-lasting and having high oxidation potential. In this regard, the removal efficiency of humic acids from the aqueous solutions was investigated by a synthetized potassium ferrate.
    Methods
    This study was an experimental that was conducted on a laboratory scale. The potassium ferrate was synthetized in lab as an oxidizer to remove humic acid. The effect of various parameters pH (in the range of 6-12), initial concentration of humic acid (in the range of 5-20 mg/l), potassium ferrate dosage (in the range of 3-12 mg/l), and contact time (in the range of 20-80 min) on the removal of humic acid were studied. Findings: Optimum conditions for humic acid removal by potassium ferrate oxidation were obtained for the humic acid concentration, the dose of potassium ferrate, pH and contact time of 5 mg/l, 12 mg/l, 8 and 80 minutes, respectively. Maximum humic acid removal in the optimal conditions was 72%.
    Conclusion
    The potassium ferrate as a potent oxidizer agent and also the coagulant property can be effective in removing humic acid from aqueous solutions.
    Keywords: Humic acid, Potassium ferrate, Oxidation, Natural organic matter