فهرست مطالب

کارنامه متون ادبی دوره عراقی - سال دوم شماره 3 (پاییز و زمستان 1396)
  • سال دوم شماره 3 (پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1397/08/10
  • تعداد عناوین: 11
|
  • میرجلال الدین کزازی صفحه 1
    زبان‎ها و گویش‎های بومی ایرانی که خوشبختانه شمار آنها نیز بسیار است، گنجینه‎هایی‎اند گران‎ارز از واژه های ناب و نژاده و گاه، بس دیرینه که راه به هراره‎های دور نیز در تاریخ و فرهنگ ایران می‎توانند برد. یکی از دانش های گرانمایه و برین‎پایه، در دیرین شناسی فرهنگی، هرآینه، زبان شناسی درزمانانه یا تاریخی است؛ به‎ویژه گرانسنگ‎ترین و گسترده‎ترین شاخه آن: واژه‎شناسی ‎تاریخی. دراین دانش، به شیوه‎ای درزمانانه، سرگذشت واژه را می‎کاویم و برمی رسیم و از نوترین ریخت یا کاربرد و معنای آن، به کهن‎ترین این‎ دو می‎توانیم راه‎ برد و دست یافت. واژه شناسی تاریخی را، از نگاهی فراخ و فراگیر، در دو بخش بنیادین می‎توانیم گنجانید: ریخت شناسی یا آواشناسی تاریخی واژه و معنی‎شناسی تاریخی آن. به یاری کندوکاو در این دو زمینه و قلمرو واژه، می‎توانیم سرگذشت آن را، در درازنای زمان، از دیرترین روزگاران تاکنون بپژوهیم، آشکار بداریم و بر پایه این سرگذشت، به کاوشی دلنشین و دیرین شناسانه نیز، در فرهنگ ایرانی و پیشینه نیاکانی، بپردازیم و دست دریازیم.
    کلیدواژگان: گویش های بومی، زبان شناسی، کلپا، هورپا
  • قهرمان شیری، فاطمه کلاهچیان، دنیا حیدری صفحه 5
    هوشنگ گلشیری، یکی از نویسندگان صاحب سبک و نام‎آور معاصر است که آثار او به بسیاری از زبان‎ها ترجمه شده‎اند. او را پس از صادق هدایت، تاثیرگذارترین داستان نویس ایرانی دانسته‎اند. گلشیری پایه‎گذار بسیاری از تکنیک‎های نو، در داستان نویسی مدرن بود. او توانست با عرضه شگردهای گوناگون روایی و زبانی، سبکی متفاوت و بدیع را در داستان نویسی معاصر ایران ارائه دهد. با توجه به این اهمیت، هدف از این پژوهش که نگارندگان طی آن، با شیوه کتابخانه‎ای و با روش توصیفی- تحلیلی آثار گلشیری را بررسی کرده‎اند؛ معرفی تکنیک‎های خاص این نویسنده در روایتگری و پرداخت شخصیت است که به دلیل داشتن جنبه‎های نوآورانه، توانست در زمانه تکرارها و تقلیدها، سهمی بارز در پیشبرد جریان داستان‎نویسی نوین به خود اختصاص دهد. از مهم‎ترین این شگردها می‎توان به شیوه جریان سیال ذهن، بیان نمادین، تمثیل پردازی، استفاده از نثر کهن، توصیف جزئیات اعمال و رفتار شخصیت‎ها، گفت‎و‎گو و نیز تبیین حالات درونی و ویژگی‎های روانی اشخاص، اشاره کرد.
    کلیدواژگان: روایت، شخصیت پردازی، ادبیات معاصر داستانی، هوشنگ گلشیری
  • وحید سبزیان پور، صدیقه رضایی صفحه 23
    از دیرباز عمر خیام با لقب حکیم شناخته شده است. از دیگر سو خیام را همگان با «فلسفه خیامی» یعنی توجه بسیار به مرگ، بدبینی، فنای موجودات، آمیختگی غم و شادی و توصیه به شادخواری و استفاده از فرصت‎ها می‎شناسند، با تامل در این دو نکته، این سوال ذهن را مشغول می‎کند که به چه مناسبت به خیام لقب حکیم داده شده است؟ مگر او اولین متفکری است که به مرگ اندیشیده و «برق را در خرمن مردم تماشا کرده است» ؟ آیا باده‎نوشی و استفاده از فرصت‎ها تنها در اندیشه‎های خیام دیده می‎شود؟ و آیا این نوع نگرش به هستی و زندگی کافیست که لقب حکیم را برای کسی به ارمغان آورد؟ در پاسخ به این سوال‎ها نشان داده‎ایم که لقب حکیم را به همان سبب به خیام داده‎اند که فردوسی را حکیم دانسته‎اند و علت آن، مفاهیم حکیمانه بسیاری است که در رباعیات او آمده و ریشه در فرهنگ و اندیشه ایرانیان باستان دارد و این هردو حکیم سیراب از آن هستند. غلبه باده‎نوشی، خوش‎باشی و اغتنام فرصت در رباعیات خیام موجب شده است که حکمت‎های این شاعر ایرانی از دید محققان پنهان ماند همان چیزی که موب شده است به این سخنگوی نامی لقب حکیم داده شود.
    کلیدواژگان: خیام، رباعیات، حکمت، ایران باستان، فردوسی
  • محمد مراد ایرانی، مریم اسدیان صفحه 43
    نگاه زبان شناسانه به برخی مقولات هنری کلام، یعنی استعاره و مجاز، یکی از پیامدهای نگرش زبان شناسانه به ادبیات، به عنوان نظامی نشانه وار از زبان و توجه به کارکرد زبانی ادبیات است. در این جستار، با رویکردی زبان شناسانه به تحلیل و بررسی زبان شعری احمد شاملو، شاعر جریان ساز معاصر می پردازیم. شاملو پیش از ابداع سبک «شعر سپید» ، پیرو نیما بود و در سرودن اشعاری به سبک نیمایی بسیار موفق؛ اما شاید بتوان تفاوت های میان دو سبک شعری شاملو - نیمایی و سپید - را با بررسی نظام نشانه ای زبان شعری او دقیق تر نشان داد. بنابراین، در پژوهش پیش رو، با رویکرد به نظریه رومن یاکوبسون، رابطه مشابهت (استعاره) و رابطه مجاورت (مجاز) را در سه سطح زبانی آوایی، واژگانی و نحوی شعر شاملو، بررسی خواهیم کرد و در پی پاسخ به این سوال هستیم که آیا با تغییر شعر این شاعر از سبک نیمایی به شعر سپید، وجه غالب شعر او نیز دستخوش تغییر شده است یا خیر؟ با بررسی برخی اشعار شاملو دریافتیم که وجه غالب اشعار نیمایی او «استعاره» است؛ چراکه این اشعار از وزن و قافیه (تشابه در سطح آوایی) و نیز رابطه مشابهت (استعاره) در محور جانشینی سطح واژگانی و نحوی برخوردارند. از سوی دیگر وجه غالب اشعار سپید وی، «مجاز» است؛ چراکه شاعر در آنها با دورشدن از تشابه آوایی، بر اساس اصل مجاورت در محور همنشینی زبان و نیز نزدیکی مدلول ها به مصداق هایشان به گسترش نظام زبانی شعر خود می پردازد و از این رو به زبان غیرادبی نزدیک تر است.
    کلیدواژگان: قطب های استعاری و مجازی زبان، وجه غالب، رومن یاکوبسون، احمد شاملو، شعر سپید
  • وحید مبارک، مظفر نوری صفحه 63
    پژوهش در نشانه‎ها و تحلیل داستان‎های شاهنامه می‎تواند در شناخت علمی این اثر و راه یافتن به اندیشه‎های متن و عواطف خالق آن‎ راهگشا و موثر باشد. عناصر شعری – عاطفه، زبان، تخیل، آهنگ و سبک و اسلوب بیان- به شاعر یاری می‎رسانند تا بتواند تاثیر کلام خود را تا حد بیان تجربه‎های ذهنی افزایش دهد و امکان انتقال عواطف خود را به دیگران از طریق زبان فراهم‎آورد. در این جستار، به بررسی عناصر شعری با تکیه بر نشانه‎ها، در داستان‎ کی‎کاووس و جنگ مازندران پرداخته‎ایم تا از این رهگذر به گستره‎های فکری و احساسی فردوسی برسیم. اما چون فردوسی سخن منثور منابعی چون شاهنامه ابومنصوری را به نظم کشیده، بیشتر اندیشه‎ها و عواطف حماسه‎سازان نخستین را، بسان کرده است و برای انتقال مفاهیم و اندیشه‎های شخصی، مجالی نداشته است. البته بیان پندها و تالمات روحی در پایان داستان‎ها اندک فرصتی برای فردوسی فراهم آورده است تا به بیان عواطف و احساسات خودش بپردازد ولی بیشتر در فحوا، زمینه و بافت کلام، خواسته‎هایش را‎ گنجانده است؛ یافتن این اندیشه‎ها نیازمند واسازی از طریق نشانه‎ها است. این پژوهش، با مطالعه کتابخانه‎ای و از راه توصیف و تحلیل نشانه‎ها و عناصر شعری داستان رزم مازندران شاهنامه، نشان می‎دهد که امانتداری فردوسی به منبع و متن حماسی منثور، اجازه نمی‎داده‎ که سخن و خواسته خویش از این داستان را که همانا «تنفر از ظلم و بیداد» است، به صراحت، بگوید و شاعر هم نمی‎خواسته است به طور مستقیم (از زبان راوی) ، حمله ایرانیان را در داستان مورد نکوهش قرار دهد (هرچند که قهرمانان آنرا نادرست می‎دانند) ، اما نشانه‎ها و عناصر شعری در خدمت بیان این اندیشه و عاطفه شاعر قرار گرفته‎اند، و او عاطفه و احساس فردی خود را، اگرچه علیه اردوی نیکی باشد، در فحوای کلام گنجانیده است.
    کلیدواژگان: واسازی، نشانه‎ها، شاهنامه، کاووس و جنگ مازندران، عاطفه فردوسی
  • امیرعباس عزیزی فر صفحه 79
    شاعران در سراسر غزل سنتی فارسی در توصیف معشوق، گویی از یکدیگر رونویسی کرده‎اند و «پروتوتایپ» یا «پیش‎نمون» اصطلاحی است که برای نخستین الگویی به کار می‎رود که نمونه‎ها یا الگوهای بعدی از روی آن ساخته می‎شود. هدف از این جستار آن است که دریابیم تصویری که سعدی از معشوق ارائه داده تا چه حدود با «پروتوتایپ» آن همسانی دارد و از سوی دیگر نشان دهد که چه علل یا عواملی درتصویرپردازی این معشوق در غزل سعدی تاثیرداشته است. این پژوهش به روش کیفی و مطالعه کتابخانه‎ای با رویکرد توصیفی – تحلیلی، به انجام رسیده است؛ مبنای نظری پژوهش نظریات روان‎کاوانه یونگ است. نگارنده تعداد صد غزل آغازین غزل‎های سعدی را بررسی کرده، آن‎گاه به دسته‎بندی و تحلیل شواهد پرداخته است. ویژگی‎های معشوق مثالی در دو بعد ظاهری و معنوی یا باطنی، دسته‎بندی شده و شواهد مثال هر کدام آورده شده و به تحلیل آن پرداخته شده است، نتایج پژوهش نشان می‎دهد که عوامل محیطی، تجارب شخصی وحضور برخی چهره‎های اساطیری فارسی در تصویرپردازی پیش‎نمونی معشوق در غزل سعدی تاثیرگذار بوده است. از طرفی، تصویر معشوق مثالی، در سعدی هم متناقض است، چنانکه، گاه، یک ویژگی مثبت است و گاه، نقطه مقابل آن نیز از نظر شاعر مثبت و پذیرفتنی است. معشوق سرنمون سعدی دارای سرپنجگی و قدرت قاهره است و عاشق را یارای پایایی در برابر او نیست و از این منظر برآیند زنان و معشوقان حماسی است. نکته قابل توجه دیگر اینکه در برخی توصیفاتی که از معشوق دیده شد، به وضوح، نمی‎توان مشخص کرد که معشوق زن است یا مرد و البته جنسیت او چندان شفاف نیست (با ویژگی‎هایی همچون خوش‎نوایی یا قدرت قهر و جبر یا سرمستی) ، هرچه هست و هرآنچه دیدیم حضور یک جانان و معشوق است که اصل خود او و بیان ویژگی‎های اوست تا اینکه جنسیت او اهمیت داشته باشد. نکته دیگر اینکه در تصویرپردازی معشوق در غزل سعدی، در هر دو بعد، شاهد دوگانگی و تناقض رفتاری و اخلاقی معشوق هستیم، اگر پوشیده‎رویی از الزامات اوست، گاه عیان روی است و اگر عتاب‎گر و تلخ زبان، شیرین سخن نیز هست. این موارد بیانگر تناقض تصویری است که از این سرنمون در ذهن و زبان شاعران ترسیم شده است و سعدی در این بین، جز بازنمایی این معشوق چند وجهی، طریقی دیگر برنمی‎گیرد.
    کلیدواژگان: سرنمون (پروتوتایپ)، غزل سعدی، یونگ، معشوق
  • ناصر سبزیان پور صفحه 101
    محور داستان پادشاه و کنیزک در مثنوی معنوی عشقی آتشین است که موجب بیماری کنیزک می شود؛ اما با بیماری زرگر (معشوق) ، سرد و خاموش می شود، پدیده ای که در بسیاری از عشق های تند و افراطی دیده می شود. پژوهش حاضر کوشیده است به دو پرسش زیر پاسخ دهد: تفاوت عشق های حقیقی و مجازی در چیست؟ سبب خاموشی عشق های تند و سوزان چیست و چگونه می توان مانع سردی آن شد؟ تحلیل روانکاوانه این داستان نشان می دهد که عامل فروکشی این عشق شدید، دو مکانیزم فرافکنی و آرمان سازی است؛ بدین معنی که عاشق در دنیای خیالی خود از واقعیت ها غافل شده، با جزئی کردن عشق و ندیدن حقایق دچار هیجان بیش از حد می شود اما به محض وصال، دنیای خیالی او در هم فرو ریخته دچار سرخوردگی و گاه تنفر می شود. اگر عاشق از دو آفت آرمان سازی و فرافکنی در امان باشد هرگز شور و حرارت خود را از دست نمی دهد. نگاه ریزبین و نقادانه مولوی در این داستان بسیار نزدیک به دیدگاه های روانکاوانه این روزگار است.
    کلیدواژگان: مثنوی، مولوی، عشق، وصال، فرافکنی، آرمان سازی
  • معرفی کتاب
|
  • []Mir, Jalaluddin Kazazi Page 1
    The Iranian native languages and accents which, fortunately are very numerous, are expensive treasures of both pure and rational vocabularies, and sometimes find the way to far-flown farms in the history and culture of Iran. One of the most precious and basic sciences, in cultural paleontology, is, of course, linguistics of time or history, especially its most prolific and broadest branch: historical terminology. In this knowledge, in a timely way, we examine the story of word since the most ancient time to the recent one. Historical terminology, from a broad and comprehensive perspective, can be incorporated into two fundamental sections: Morphology or historical phonetics of the word and its historical semantics. With the study of these two fields and the realm of the word, we can reveal the history of it, in the long run, from the earliest days until now, and based on this story, a pleasant and patriotic exploration, in Iranian culture and the ancestral background.
    Keywords: Native Accents, Linguistics, Kolpa, Hoorappah
  • Ghahreman Shiri, , Fatemeh Kolahchian, Donya Heidari Page 5
    Hooshang Golshiri is one of the well-known, contemporary writers whose works have been translated into different languages. After Sadegh Hedayat , he’s been known as one of the most affective, Iranian writer. Hooshang Golshiri firstly introduced a new technique in narrating modern stories. He has introduced the different methods of narration and innovation in the contemporary stories, therefore, the goal of this study, through which the writers have considered the descriptive analytical method to examine Golshiri’s works, in order to introduce some special techniques of narration and characterization due the various innovations, imitations, which played an important role in the novice narration. One of the methods is stream of consciousness, the symbolic expression, the use of archaic prose, the description of people’s behaviors, the expression of internal and psychological features of persons.
    Keywords: Narration, Characterization, Contemporary Literature Story, Hooshang Golshiri., Donya Heidari
  • Vahid Sabzeyan Poor, Sedigheh Rezaei Page 23
    Omar Khayyam has long been known with the title of Hakim. On the other hand, everybody knows Khayam with “Khayyam's philosophy” drawing attention to the death, pessimism, species extinction, blending of sadness and joy and recommending to get drunk and using opportunity, reflecting on these two points, one mind is engaged with this question “ why has this title been given to Khayam? Is he a thinker who firstly thought of death and “has watched power in people’s harvest? Do drinking and taking advantage of opportunities can be seen only in the thoughts of Khayyam ? And does this kind of attitude to life and existence is sufficient for someone to grant him/her the title of Hakim? In order to answer these questions we have depicted that the title of Khayyam has been given by the same reason that considers Ferdowsi a Hakim and the reason is too much wise concepts that have root in the culture and thought of ancient Iranian and these two Hakim are fully equipped with. The exaggeration of drinking wine, taking the pleasant time, carpe diem in Khayyam’s quatrains caused the intelligence of this Iranian Hakim left latent of researchers, the same point that made him called Hakim.
    Keywords: Khayyam, quatrain, Wisdom, Ancient Iran, Ferdowsi
  • Mohammad Morad Irani, Maryam Asadian Page 43
    A linguistic look to some of the artistic archetypes of metaphor and metonymy are one of the consequences of linguistic attitudes toward literature, has been considered as a sign system of language in the linguistic function of literature. In this essay, we will analyze the poetic language of contemporary poet, Ahmad Shamloo in a linguistic approach. Shamloo was a follower of Nima before the invention of the style of "blank verse" and he was very successful in composing Nima’s lyrics, but perhaps the differences between Shamloo’s poems and blank verse of Nima could be more accurately illustrated by examining the system of his poetic language. Therefore, in the present study, with the approach to Roman Jakobson's theory, we will examine the relation between similarity (metaphor) and the proximity relation (metonymy) in three phonetic, linguistic and syntactic levels of Shamloo's poetry, and we seek to answer this question, has poetry changed from Nima’s poetry to blank verse, the dominant aspect of his poem has also been changed or not? By examining some of Shamlo's poetry, we find that the dominant aspect of his poetry is "metaphor", since these poems have a lexical and syntactic level in terms of rhythm and similarity (similarity at the phonetic level) as well as the similarity (metaphor). On the other hand, the dominant feature of his blank verse is "metonymy" because the poet, by moving away from the phonetic similarity, draws on the principle of proximity in the language axis and the proximity of the proverbs to their extensions to expand the language system of their poetry, and hence it is nearer to non- literary language.
    Keywords: Metaphorical, Metonymical Poles of Language, Dominant Aspect, Roman Jakobson, Ahmad Shamloo, Blank Verse
  • Vahid Mubarak, Mozaffar Nouri Page 63
    [Research in the signs and analysis of the stories of Shahnameh can be effective in understanding the scientific knowledge of this work and in accessing the thoughts of the text and the creator's emotions. Poetry elements - affection, language, imagination, song, style, and the system of expression - help the poet to increase the influence of his word to the level of mental experience and they allow the transfer of emotions to others through language. In this essay, we examine the elements of poetry based on the signs, in the story of Kay Kavos and the Mazandaran War, in order to reach Ferdowsi's intellectual and emotional range. However, as Ferdowsi has drawn the prose speech into sources such as Shahnameh of Abu Mansouri, he has more of the thoughts and emotions of the first saga-makers, and has not had the opportunity to convey personal concepts and thoughts. Of course, the expression of spiritual tune-telling at the end of the stories has given Ferdowsi an opportunity to express his emotions but he has included his demands more in the context, and the texture of the word; finding these ideas needs decomposition through signs. This study is descriptive, analytical and the library study describing and analyzing the signs and the elements of the poem of Mazandaran's story of Shahnameh, shows that Ferdowsi's entrustment to the prose's epic source and text does not allow him to speak of it explicitly states this story, which is "hatred of oppression", and the poet did not want to directly (in the narrator’s words) condemn the Iranian attack on the story (although the heroes reject it), but poems and the poetic elements serve to express the poet's thoughts and his emotions, and he has his own emotional and personal feeling, though he is against the good campus, It has been incorporated into the words.
    Keywords: Deconstruction, Signs, Shahnameh, Kavos, Mazandaran War, Ferdowsi's Emotions
  • Amir Abbas Azizifar Page 79
    Throughout the traditional Persian poem, the poets describe their beloved, as if they have transcribed each other, and "prototype" or "pre-expression” is a term used as the first pattern in which the samples or the subsequent patterns are constructed. The present study seeks to ascertain how close the image of Saadi from the beloved is to its "prototype" and what are the causes or the factors influence in the image of this beloved in Saadi's Gazelles? This research is qualitative and it is based on a descriptive-analytical library study; the theoretical basis of the research is the psychoanalytic Jung’s theory. The author has studied the first thousands Gazelles of Saadi, then he has categorized and analyzed the evidences. The properties of the beloved are exemplified in both the apparent and spiritual or internal dimensions, and the examples of each case are presented and analyzed. The findings show that the environmental factors, the personal experiences and the appearance of some mythological figures of Persian myths have influenced in the image of a beloved preacher in Saadi's Gazelles. Of course, the image of the beloved is also affective in Saadi. However, It is contradictory, as it sometimes has a positive feature, and sometimes the opposite is also considered positive by the poet. The prototype beloved of Saadi has the power and the strength, and the lover is not able to resist against her, and from this perspective, the result is that women and the beloved ones are epic. Another point is that it is clearly notified that a woman is beloved or a man and of course, his gender is not so clear (with the features like the pleasant sound or the power of cruelty or happiness), whatever It is, the presence of a soul and a beloved are visible, which is the principle itself and the expression of his attributes until his or her gender is important. Moreover, in the portrayal of the beloved in Saadi's Gazelles, in both dimensions, we witness the duality and the moral and paradox features that wearing is her necessity., sometimes he is zealous, and if the angel with the bitter and sweet language. These cases represent a contradiction between the image depicted in this mind and the language of the poets, and Saadi does not take any other way, except for the representation of this multifaceted beloved.
    Keywords: Prototype, Saadi’s Gazelles, Jung, Beloved
  • Nasser Sabzianpour Page 101
    The axis of the story of the King and the Kennel in the Masnavi is a fiery love that, after the closure of the cold, is our attempt to answer the following two questions: What is the difference between real and virtual love? What causes the silence of burning love and how can it be prevented by coldness? The psychoanalytic analysis of this story shows that the downfall of this intense love is twofold and idealistic mechanisms. It means that the lover in his fantasy world is unaware of the realities, and with exaggerated excitement, by limiting his love and not seeing the truths, he becomes frustrated and sometimes hated as soon as he has joined his fantasy world. If a lover is protected from two pests of ideation and projection, he will never lose his passion. The meticulous view of Rumi is very close to our contemporary psychoanalytic views.
    Keywords: Masnavi, Rumi, Love, Joining, Prophecy, Idealization