فهرست مطالب

ذهن - پیاپی 74 (تابستان 1397)
  • پیاپی 74 (تابستان 1397)
  • ویژه نامه فلسفه عرفان
  • بهای روی جلد: 190,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1397/08/12
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقاله پژوهشی
  • سید یدالله یزدان پناه صفحات 5-39
    سئله امکان بیان مشاهدات عرفانی از مسائل مهم فلسفه عرفان است. در این زمینه دیدگاه های متفاوتی وجود دارد که در جای خود آن دیدگاه ها را تبیین و نقد کردیم. در این نوشته به طرح دیدگاه بیان پذیری بر اساس سه ساحت حقیقت، معنا و زبان می پردازیم؛ آن گاه برخی از متون عرفانی را که می توانند چنین دیدگاهی را تایید کنند، مطرح می کنیم. ازآنجاکه عارف با شهود حق الیقینی با ساحت حقیقت مواجه می شود و توسط عقل منورش آن را فهم می کند، می تواند آن را در قالب های زبانی درآورد؛ البته عارف در هر یک از این ساحت ها، دچار مشکلاتی می شود: در ساحت حقیقت، پیچیدگی و گستردگی آن و نیز ضعف شهود و در ساحت معنا، تازگی و تاویل افزوده فکری و نداشتن مهارت معناسازی و در ساحت زبان، استفاده از زبان عرفی و نیز نداشتن زبان فنی از جمله مشکلاتی است که گزارش مشاهدات را برای او سخت و در برخی اوقات غیرممکن می کند.
    کلیدواژگان: مشاهده عرفانی، بیان پذیری، زبان عرفان، شهود حق الیقینی
  • امیر دیوانی صفحات 41-72
    در اینکه شناخت انسان از واقع که علوم مختلف بشری آن را پیگیری و دنبال می کنند، خطاپذیر است، تردیدی نیست. دانش منطق از گذشته طراحی و تنظیم شد تا راه بخشی از عوامل خطا را مسدود کند؛ اما درباره منطق و هر دانش دیگری که درصدد تصحیح خطا و دفع و رفع آن مطرح می شود، این پرسش به میان می آید چه دانشی می تواند به مثابه معیار عمل کرده، امکان انتقال به واقع به صورت خطاناپذیر بدان سپرده شود. عقل، موجود اکتشاف کننده واقع، از بخشی برخوردار است که می توان آن را ناقد و سنجشگر معیار دانست. در عین حال این معیار به امداد و یاری نیاز دارد و مکمل آن معیار دین است که نه محدودیت را به آن راهی هست و نه امکان خطا. دین معیار عقلی را به این صورت تکریم کرده است که آن را در احتجاجات ناظر به وجود معیار دین فراخوانده است. در این نوشتار می کوشیم با توجه به یک آیه از کتاب خدا اعتبار معیار عقلی را در همه عرصه های دانش و اکتشاف های بشری، از جمله دانش های شهودی و حتی در رسیدن به مقاصد دین، نشان دهیم.
    کلیدواژگان: معیار عقلی، معیار دینی، اختلاف (علمی) ، خطاپذیری
  • علی فضلی صفحات 73-115
    این نوشته در صدد پی ریزی یک دستگاه سنجش به عنوان میزان و منطق مادی عرفان نظری است؛ چراکه عرفان نظری یک نظام سازمند از گزاره های شهودی- وجودی است که به دلیل وجود امکان خطا در هنگام تبدیل شهود به تعبیر همواره نیاز ضروری به سنجش دارند و این مسئله نیاز به دستگاه سنجش را ضروری می نماید؛ ولی ساختار این دستگاه چیست؟ این دستگاه از دو میزان تشکیل شده است: یکی میزان دینی و دیگری میزان عقلی. هر یک از این دو میزان دو گونه معیار در خود دارند: معیارهای پایه و معیارهای غیرپایه. معیارهای پایه معیارهای ضروری، واقعی و قطعی اند که به نحو مطلق صدق محض هستند. معیارهای غیرپایه معیارهای محدود، تدریجی الحصول و نظری هستند که به نحو مشروط صادق می باشند. میزان دینی نظام واره ای از گزاره های وجودی موجود در کتاب و سنت است که با هر یک از گزاره هایش معیار سنجش گزاره های عرفانی می باشد. آن گزاره ها دو گونه دلالت دارد: یکی دلالت تحققی و دیگری دلالت قطعی که در صورت اول آن گزاره معیار پایه و در صورت دوم آن گزاره معیار غیرپایه هستند. به معیارهای پایه احتجاجات و به معیارهای غیرپایه تنجیزات گویند. احتجاجات ادله ای هستند که مدلول و مودای خود را در عقل به گونه ای تثبیت می کنند که عقل با تمامی مبانی اش این مودی را با قطع بالمعنی الاخص به نحو نامشروطی تصدیق می کند. تنجیزات ادله ای هستند که مدلول و مودای خود را به گونه ای در عقل تثبیت می کند که عقل به آن قطع بالمعنی الاعم می یابد؛ لذا مجاز به تخلف از آن نیست و در صورت تخلف از آن معذور نیست، بی آنکه بتواند بر اساس اصول خود آن مودی را به نحو نامشروط تصدیق کند. میزان عقلی صرفا دانش کلی نظری است؛ با اصول عقلی محض و به روش استدلالی محض درباره پرسمان عقلی محض می اندیشد؛ دستگاهی که به صورت منطق و فلسفه تحصل پیدا کرده است. این میزان عقلی دستگاهی از گزاره های عقلی محض است که همه گزاره های کلی و جزئی را در بر می گیرد. این گزاره ها بر پایه تقسیم عقل به عقل عام و عقل خاص به گزاره های عام عقلی محض و گزاره های خاص عقلی محض تقسیم می شوند. در این میزان ضروریات به عنوان معیارهای پایه، اصول عام و همگانی، پیشاتجربی و پیشااستدلالی و ضروری الصدق هستند و نظریات به عنوان معیارهای غیرپایه اصول غیرهمگانی، استدلالی.
    کلیدواژگان: عرفان نظری، میزان دینی، میزان عقلی، ضروریات، احتجاجات، تنجیزات و نظریات
  • سید احمد فاضلی صفحات 117-155
    بیان‌ناپذیری شهودها و تجارب عرفانی، به معنای ناممکن‌بودن بیان لفظی تجربه عرفانی است. استدلال‌هایی نظیر انتقال‌ناپذیری وجودی احساس، نمادین‌بودن زبان عرفان، نظریه استعاره، مفهوم‌ناپذیری تجربه عرفانی، معلوم‌ناپذیری تجربه عرفانی، محصورناپذیری تجربه عرفانی، فروتربودن رتبه معانی موضوع‌له نسبت به معانی شهودی، فنا، استحاله اشتراک لفظی و معنوی و زودگذری با رویکردهایی ناظر بر ذات تجربه‌گر، ذات تجربه و ذات متعلق تجربه در اثبات این مدعا اقامه شده‌اند. این نوشتار به توصیف و تحلیل و ارزیابی استدلال‌های یادشده می‌پردازد. نتیجه این پژوهش آن است که دلایل فوق، اغلب از ارائه مفهوم صحیحی از بیان‌ناپذیری ناتوان است و اموری در آنها ابطال شده که به ‌رغم شباهتشان به بیان‌ناپذیری، با آن تفاوت اساسی دارند؛ همچنین مقدمات برخی ادله سقیم بوده و بر برخی دیگر نقدهایی مهم وارد است؛ بنابراین نمی‌توان بر اساس این استدلال‌ها بیان‌پذیری عرفان را محال شمرد.
    کلیدواژگان: بیان ناپذیری، تجربه عرفانی، تجربه گر، متعلق تجربه
  • محمد فنایی اشکوری صفحات 157-181
    رفان به عنوان معرفت، حاصل تجربه ای باطنی است که در سنت اسلامی معمولا از آن به «کشف» و «شهود» و در سنت غربی جدید معمولا از آن به «تجربه عرفانی» تعبیر می کنند. در فلسفه دین معاصر از «تجربه دینی» نیز بسیار سخن می گویند که نزدیک به تجربه عرفانی است. مباحثی هم که در این دو زمینه مطرح می شود، مشابه است و در مواردی هم پوشانی دارد. گاهی تجربه دینی را امری عام و تجربه عرفانی را قسمی از آن در نظر می گیرند که در این صورت نسبت آنها عام و خاص است. گاهی آنها را دو نوع تجربه متفاوت تلقی می کنند. در این تلقی تجربه عرفانی شهود مستقیم وحدت هستی است؛ اما تجربه دینی، تجربه امر مقدس بدون عنصر یگانگی هستی است. آنچه در این تلقی ها مشترک است، این است که تجربه عرفانی نوع برتر تجربه باطنی و معنوی است. برای شناخت چیستی و حقیقت تجربه عرفانی نخست به مهم ترین ویژگی هایش آن گونه که برخی از پژوهشگران غربی طرح کرده اند، خواهیم پرداخت؛ سپس نکاتی را در باب چیستی تجربه عرفانی خاصه شهود و اقسام آن در عرفان اسلامی طرح می کنیم.
    کلیدواژگان: عرفان، تجربه عرفانی، کشف، شهود، کشف صوری، کشف معنوی
  • مهدی بابایی صفحات 183-211
    عقل به عنوان قوه ای از قوای نفس انسانی دارای کارکردهای مختلف است که عبارت اند از ادراک و فهم، انتزاع، تجرید، تعمیم، تحلیل، تجزیه، ترکیب، تعریف، سنجش و مقایسه، حکم و استدلال یا استنتاج. ذکر این کارکردها به صورت استقرایی است و می توان موارد دیگری را یافت و بر آنها افزود. ابن عربی در فتوحات به صورت پراکنده درباره کارکردهای عقل سخن گفته است و تبیین های خاصی دراین باره دارد. عقل توانایی ادراک معانی مجرد از مواد را دارد و به دلیل خاصیت قبول که در او هست، معارف شهودی را ادراک کرده و می پذیرد. شرط دستیابی عقل به معانی مجرد، تجرید و تلطیف معانی از ماده و عوارض ماده است و این کار توسط خیال و به کمک عقل صورت می گیرد و نیز تنزل معانی مجرد از عالم عقل به خیال و حس مستلزم تکثیف و صورتگری معانی در خیال است. ادراک حسی و خیالی استعداد لازم را برای ادارک معانی توسط عقل را فراهم می کنند. معانی قابل خلق و ابداع نیستند. آنها صرفا تعقل می شوند و جایگاه اصلی آنها در حضرت معانی و علم حق تعالی است. حقیقت اشیا را معانی تشکیل می دهد و ظهور و تنزل آنها در هر مرتبه ای مستلزم پذیرش احکام و آثار آن مرتبه است. ادراک اشیا در مرتبه حس ادراک معانی در قالب صور محسوس مادی است و ادراک خیالی، ادراک معانی در قالب صور خیالی است و ادراک عقلی، ادارک معانی در قالب صور معقول است. بیشتر انسان ها قدرت بر تجرید معانی از موادشان را ندارند و بیشترین بهره شان از معانی در حد خیال منتشر و صور خیالی مبهم است.
    کلیدواژگان: ادراک، شهود، محسوس، متخیل، خیال، حکم، سنجش عقلی
  • مسعود اسماعیلی صفحات 213-236
    بیان ناپذیری عرفان، با مفهوم «استحاله به قالب لفظ درآمدن تجربه عرفانی» ، یکی از مشخصه های شهود یا تجربه عرفانی تلقی شده است. وجود این خصیصه درباره تجربه عرفانی، به طیف وسیعی از استدلال ها مستند است که از آن جمله می توان به این استدلال ها اشاره کرد: نابینایی معنوی، مانعیت عقل، فروتربودن رتبه معانی موضوع له نسبت به معانی شهودی، مفهوم ناپذیری تجربه عرفانی، استحاله کلام حین وصال، انتقال ناپذیری وجودی احساس، عمق عاطفه و احساس در تجربه عرفانی. در بررسی این دلایل مشاهده می شود که برخی از آنها مبانی و مقدمات نادرستی دارند، یا نقض ها و اشکالاتی جدی بر آنها وارد است، یا درک درستی از مفهوم بیان ناپذیری در آنها وجود ندارد؛ ازاین رو یا دلایل، وافی به مقصود نیست یا نمی توان بیان ناپذیری مدنظر در این دلایل را «استحاله به لفظ درآمدن تجربه عرفانی» دانست؛ درنهایت باید چنین نتیجه گرفت که امکان بیان تجارب و شهودهای عرفانی منتفی نیست و اقامه استدلال به نفع بیان پذیری، راه غیرممکنی را نمی پیماید.
    کلیدواژگان: بیان ناپذیری، شهود، تجربه عرفانی
  • ولی محمد احمدوند، محمدرضا تاجیک صفحات 237-261
    اساس مقاله پیش رو درباره این سوال است که ویژگی های زبان عرفان در قرن هفتم و هشتم شمسی یعنی در زمان حکومت ایلخانان چیست؟ لذا با تاسی به تئوری های زبان شناختی ویتگنشتاین و تئوری قدرت/ دانش فوکو می کوشد ویژگی های زبان عرفان در این عصر را توضیح دهد. از نگاه مقاله پیش رو زبان عرفان از تجربیات درونی انسان ناشی می شود و مربوط به حواس ظاهر نیست؛ ولی آثار عرفا به زبان متداول بشری بیان شده است. کوشش مقاله حاضر این است که با بررسی مهم ترین شاخصه های اصلی زبان عرفان چون عقل گریزی، عادت ستیزی و تعدی به تابوها و رازآمیزبودگی، رابطه هر یک از این ویژگی های زبانی را با قدرت های سیاسی مستقر توضیح دهد.
    کلیدواژگان: عقل گریزی، عادت ستیزی، رازآمیزی، زبان عرفان، قدرت سیاسی
|
  • Sayaed Yadollah Yazdanpanah Pages 5-39
    The issue of the possibility of expressing mystical intuition is one of the important issues of the philosophy of mysticism. There are different perspectives in this regard, which we explain and criticize them. In this essay, we outline the concept of expressiveness based on three areas of truth, meaning and language, then we will present some mystical texts that can confirm such a view. Since the mystic confronts with truth by “Absolute Experienced Certainty” intuition and understands it by illuminated reason, can put it in language templates. Of course, the mystic in each of these areas is in trouble. Among the problems that make it difficult and sometimes impossible for him to report observations as follows: In the realm of truth, its complexity and extent, and the weakness of intuition, In the realm of meaning, novelty and added intellectual interpretation, and lack of semantic skills, and in the realm of language, the use of common language and lack of technical language.
    Keywords: Mystical intuition, The expressibility, language ofmysticism, “Absolute Experienced Certainty” intuition.
  • Amir Divani Pages 41-72
    Undoubtedly, the mankind's recognition of the real that various human sciences follow it, is fallible. Logics was designed and arranged from the past to block some of the error factors. But about logics and any other knowledge that seeks to correct, repel and obviate the faul, this question arises as to what knowledge can act as a criterion and the possibility of transferring to the real estate to it infallible. Reason, as the discoverer of the real, has a part that can be considered as critic of criterion. At the same time, this criterion needs help and it's complements is criterion of religion that hasn't limit and there is infallible. Religion has honored the criterion of rationality, which calls it in
    argumentation observe to criterion of religion. In this article, according to a verse from God's Book, we try to show the validity of the rational criterion in all areas of human knowledge and discoveries, including intuitive knowledge and even in achieve to religious purposes.
    Keywords: Rational criterion, Religious criterion, (Scientific)Difference, Falsity
  • Ali Fazli Pages 73-115
    This paper is an initial attempt to lay the foundations for what may be termed as the logic of theoretical ʿirfān. Since theoretical mysticism is based on descriptions of mystical witnessing — which is liable to be mistakenly interpreted in the process of describing the experience itself — there is a need to identify framework by which the validity of these experiences can be tested. What are the criterion upon which this framework can be based? The proposed framework is based on two criterion. The first is the criterion of religion and the second, the criterion of the intellect. Both of these criterion have two measures; foundational and not foundational. The foundational measures are those which are necessary, real and certain and their attestation is absolute. The measures which are not foundational are limited, graded in their attainment and theoretical and so they are conditionally attested. The criterion of religion is organised according to what is present in the Qurʾān and the aḥādīth reports which together form a criterion against which the descriptive accounts of mystical experience can be  tested. Those accounts have two types of implication; real implications and certain implications. The first type of implication has foundational measures and the second type has advanced measures.The foundational measures result in definitive reasons (iḥtijājāt) and the advanced measures result in conditional reasons (tanjīzāt). The iḥtijājāt are implications in which what is implied is testified by the intellect in a manner that all of its foundations are accepted unconditionally and with certainty. Tanjīzāt, on the other hand, are implications where what is implied is testified by the intellect with a more general certainty that may not be acted against. If someone acts against this type of certainty they are not pardonable (maʿdhūr), rather what is implied can also be unconditionally ratified. The criterion of the intellect applies to universal, theoretical sceince (dānesh-i kullī naẓarī). By using intellectual principles and intellectual methods of derivation intellectual questions are answered through the frameworks of logic and philosophy. The criterion of the intellect is the framework for all universal and particular statements. These statements specific to the intellect can be categorised with the categorisation of the intellect into the general intellect and the specific intellect. Using this criterion necessary statements (ḍurūrīyāt), the general principles (usūl-i ʿāmma), pre-experience (pīshātajribī), prederivation (pīshāistidlālī) and what is essentially ratified (ḍurūrīyat-i ṣidq) are the foundation, whereas theories (naẓariyāt), uncommon principles (uṣūl ghayrhamgānī) and uncommon derivation are advanced measures.
    Keywords: Theoretical mysticism, The criterion of religion, Thecriterion of the intellect, I?tij?j?t, Tanj?z?t, Necessary statements, Theories.
  • Seyed Ahmad Fazeli  Pages 117-155
    The inexpressibility of mystical intuitions and experiences refers to the impossibility of expressing mystical experience in words. The following are some of the arguments that have been posed in order to prove this claim: the existential non-transferability of feeling, the symbolic nature of mystical language, the metaphorical theory, the non-conceptuality of mystical experience, the indefinability of mystical experience, the non-restrictedness of mystical experience, the lower rank of the meanings of the purports of words in relation to intuitional meanings, spiritual annihilation, the impossibility of homonyms and shared meanings and transience with approaches concerning the essence of the experiencer, the essence of experience and the essence of the object of experience. This article describes, analyzes and assesses the abovementioned arguments. The conclusion drawn from this study is that the arguments are mostly unable to present a correct meaning of inexpressibility and some issues within them have rendered them void and despite their similarity to inexpressibility, they have some fundamental with it; likewise some of
    the premises were false and some others had some critical issues. Therefore one cannot assume the impossibility of inexpressibility of mysticism according to these arguments.
    Keywords: Inexpressibility, Mystical experience, Experiencer, Object of experience
  • Mohammad Fanaei Eshkvari Pages 157-181
    Mysticism as a kind of knowledge is the outcome of an inner experience which is usually called "discovery" and "intuition" in the Islamic tradition and in the Modern Western tradition it is usually called "mystical experience. In the contemporary "philosophy of religion", too, many speak of a "religious experience" that is close to the mystical experience. The issues raised in these two titles are similar and in some cases overlapping. Sometimes they consider
    religious experience as a general and mystical experience as a part of it, in which case their relation is general and particular. Sometimes they consider them to be two different types of experience. In this usage mystical experience is a direct witnessing of the unity of being, whereas religious experience is the experience of the Holy without the element of unity of being. What is common in all these considerations is a higher kind of inner and spiritual experience. In order to know the essence and reality of mystical experience, first I deal with the most important characteristics of this phenomenon from the viewpoints of  ome Western scholars. Then I mention some points about the essence of the mystic experiences, especially intuition and its different types in Islamic mysticism.
    Keywords: Mysticism, Mystical experience, Discovery, Intuition, Formal discovery, Spiritual discovery
  • Mahdi Babaei Almoshiri Pages 183-211
    Reason as a power of human powers has various functions that are perception and understanding, abstraction, generalization, analysis, decomposition, composition, definition, measurement and comparison, judgment and reasoning or inference. The mention of these functions is inductive and other things can be found and added to these. Ibn 'Arabi in al-Futuhat spoke spontaneously about the  functions of reason, and has specific explanations in this regard. The reason has the ability to perceive immaterial meanings, and perceives and accepts the intuitive learning because of the property of acceptance in him. The condition for the acquisition of reason to immaterial meanings is abstraction and freshening of meaning from matter and its accidents and this is done by imagination and with the help of reason. Also, the degradation of immaterial meanings from the world of intellect to world of imagination and sense requires the duplication and formulation of meanings in imagination. The sensory and imagination perception provides the necessary talent for the perception of meanings by reason. The meanings can not be created and invented. They are merely thought out and their main position is in the presence of meanings and the Divine knowledge. The truth of things is made up of meanings, and the emergence and degradation of them in every stage requires the adoption of the rules and effects of that stage. The sense perception of things is perception of meanings on sensible material forms, the imaginary apprehension is apprehension of meaning on imaginal forms, and intellectual apprehension is apprehension of meaning on intellectual forms. Most people do not have the power to abstract the meaning of their material and maximum use of meanings in the form of fantasy and imaginal forms is obscure.
    Keywords: Apprehension, Intution, Sensible, Imaginal, Imagination, Judgment, Rational assessment.
  • Masud Esmaeily Pages 213-236
    The inexpressibility of mysticism to mean "the impossibility of expressing mystical experience in the form of words" is considered as one of the characteristics of mystical intuition or experience. The existence of this characteristic concerning mystical experience is supported by a wide range of arguments, some of which are the following: spiritual blindness, the barrier of intellect, the lower rank of the meanings of the purports of words in comparison to intuitional meanings, the non-conceptuality of spiritual experience, the impossibility of speech while experiencing mystical union, the existential non-transferability of feeling, the depth of feeling and emotion in mystical experience etc. A study of these arguments shows that some of them have incorrect premises or foundations or some serious issues and objections can be raised against them or that a correct perception of the concept of inexpressibility does not exist within them. Therefore, either the arguments are not enough to get the objective across or the inexpressibility that is intended in these arguments cannot be considered to mean "the impossibility of expressing mystical experience in the form of words"; ultimately, the conclusion that must be drawn is that the possibility of expressing mystical intuitions and experiences is not eliminated and argumentation in favor of inexpressibility does not follow  an impossible path.
    Keywords: Inexpressibility, Intuition, Mystical experience.
  • Vali, Mohammad Ahmadvand, Mohammad, Reza Tajik  Pages 237-261
    The present paper relates to this question, what are the characteristics of the language of mysticism in the 7th and 8th centuries, during the rule of the Ilkhanites. Using the Whittsteinnean linguistic theories and Foucault's power/ knowledge theory, this study tries to explain the characteristics of the language of mysticism in this age. From the perspective of this paper, although the mystical concepts comes from the inner experience of human and is not related to the senses, but the works of mystics are expressed in the common language of mankind. Examining the main characteristics of the language of mysticism such as antirationality, removing established habits, breaking the taboo and being secret…we try to explain the relationship between each of this elements with political power.
    Keywords: Mysticism, Language of mysticism, Linguistic theories, Power, knowledge theory, Breaking the taboo