فهرست مطالب

  • سال سوم شماره 2 (پاییز و زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/11/05
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مرتضی روکی، مسعود طبری کوچکسرایی* ، سید احسان ساداتی صفحات 1-12
    سابقه و هدف
    سرو شیراز (Cupressus sempervirens L. var. fastigiata) گونه ای همیشه سبز و بومی کشور است که به دلیل ارزش های متنوع به ویژه استفاده در پارک ها و فضای سبز شهری، مورد توجه فراوان اغلب مناطق اقلیمی کشور از جمله استان های زاگرس می باشد. نظر به ضعیف بودن خاک و محدودیت منابع آب، مشکل تولید نهال آن در برخی از این مناطق مشهود است. این تحقیق برای نخستین بار با تلقیح ریزوباکتر Pseudomonus fluorescens به بستر خاک، مقاومت و تغییرات صفات رویشی نهال آن به تنش کم آبی را دنبال می کند.
    مواد و روش ها
    آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با دو تیمار ریزوباکتر (تلقیح و عدم تلقیح) و سطوح مختلف آبیاری (3، 6، 9 و 12 روزه) در سه تکرار چهارتایی طراحی شد. پس از 150 روز ویژگی های رویشی نهال ها اندازه گیری شد.
    یافته ها
    با افزایش دوره آبیاری (تنش کم آبی) ، زنده مانی، رویش طولی، زی توده اندام هوایی و زی توده کل به صورت معنی داری کاهش یافتند. به طوری که که تمام نهال ها در سطح آبیاری 12 روزه از بین رفتند و زنده مانی نهال در دوره آبیاری 9 روزه به 83/49 درصد کاهش پیدا کرد. قطر یقه، طول ریشه، حجم ریشه و نسبت زی توده ریشه به اندام هوایی با افزایش دوره آبیاری تغییری نکرد. این در حالی است که در نهال های تلقیح یافته با ریزوباکتر، درصد زنده مانی، رویش ارتفاعی، زی توده اندام هوایی، زی توده ریشه، زی توده کل و شاخص کیفیت نهال نسبت به نهال های تلقیح نشده بیشتر بود.
    نتیجه گیری
    نهال های سرو تلقیح شده با ریزوباکتر سودوموناس قادر به تحمل تنش های کمبود آب و افزایش عملکرد رویشی در شرایط خشکی هستند، اما در شرایط بهینه، تلقیح باکتری تاثیر مثبتی بر درصد زنده مانی نهال ندارد.
    کلیدواژگان: باکتری سودوموناس فلورسنس، تنش خشکی، زنده مانی، زی توده، شاخص کیفیت نهال
  • احمد حسینی* ، سید محسن حسینی صفحات 13-26
    سابقه و هدف
    شناخت الگوی مکانی گونه های درختی در زندگی اجتماعی شان می تواند استفاده های زیادی از جنبه های اکولوژی و جنگل شناسی کاربردی به منظور مدیریت بهینه آن ها داشته باشد. به منظور بررسی الگوی مکانی گونه های درختی بلوط ایرانی و بنه در ارتباط با فرم توده و عوامل توپوگرافی، منطقه جنگلی مانشت در شمال استان ایلام انتخاب شد.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق، تعداد 75 قطعه نمونه مستطیلی شکل 2000 مترمربعی به طور منظم تصادفی در سطح منطقه جنگلی منطقه مورد مطالعه پیاده شد. در داخل قطعه نمونه ها تعداد پایه های درختی به تفکیک گونه و مشخصات رویشگاهی اندازه گیری و ثبت گردید. شاخص های پراکنش استفاده شده برای بررسی الگوی پراکنش شامل موریسیتا، استاندارد موریسیتا، گرین، لوید و نسبت واریانس به میانگین بود. محاسبه شاخص های کمی بر اساس فرمول های محاسباتی مربوطه در نرم افزار Ecological methodology انجام گرفت. همچنین کارایی شاخص های کمی از نظر دقت مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. آنالیز آماری داده ها به کمک نرم افزار SPSS انجام شد
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در گونه بلوط مقادیر شاخص های پراکنش عمومی، موریسیتا و لوید و در گونه بنه شاخص های موریسیتا، گرین و لوید در فرم دانه و شاخه زاد بیشتر از فرم شاخه و دانه زاد بود. در هر دو گونه بلوط ایرانی و بنه مقادیر تمام شاخص های مورد مطالعه ضمن نشان دادن الگوی کپه ای، با افزایش ارتفاع از سطح دریا افزایش یافت و بیشترین مقدار شاخص ها در طبقه ارتفاعی 2300-2100 متر از سطح دریا بود. در مورد گونه بلوط مقادیر شاخص های پراکنش مورد مطالعه با افزایش شیب دامنه افزایش داشته و بیشترین مقدار آن ها در طبقه شیب بیش از 60 درصد وجود داشت. همچنین در گونه بنه بیشترین مقدار شاخص ها در طبقه شیب 60-30 درصد بود و الگوی مکانی در طبقات شیب 30-0 و 60-30 درصد به صورت کپه ای و در طبقه شیب تند به صورت یکنواخت بود. در گونه بلوط مقادیر تمام شاخص های پراکنش و در گونه بنه مقدار شاخص های موریسیتا و لوید در جهت جنوبی بیشترین بود. نتایج بررسی دقت شاخص ها نشان داد که برای گونه بلوط شاخص های موریسیتا و استاندارد موریسیتا و برای گونه بنه شاخص های گرین و استاندارد موریسیتا بیشترین دقت را داشتند.
    نتیجه گیری
    نتیجه گیری شد که مقادیر شاخص های کمی پراکنش (به ویژه شاخص های دقیق تر) تحت تاثیر عوامل محیطی تغییر کرده و می توان از چگونگی تغییرات مقادیر آن ها در مطالعات دینامیکی جنگل و تفسیر تغییرات پیش آمده در جنگل ها سود جست.
    کلیدواژگان: ارتفاع از سطح دریا، جهت جغرافیایی، زاگرس، شاخص های پراکنش مکانی، شیب، فرم توده
  • سمیه همایونفر، رقیه ذوالفقاری* ، پیام فیاض صفحات 27-41
    مقدمه
    گونه هایی که در محدوده جغرافیایی وسیعی پراکنش دارند، دارای رنج وسیعی به مقاومت به سرما می باشند. درختان مناطق معتدل باید در مقابل دماهای یخبندان به ویژه سرمای زودرس و زمستان سازگاری نشان دهند. یکی از راهکارهای مقاومت به سرما از طریق کاهش طول روز و دما در طی فرآیند سازگاری انجام می گیرد. از طرفی پرونانس یک گونه می تواند یکی از عوامل مهم تاثیرگذار در مقاومت به سرما باشد. لذا در این پژوهش تاثیر تنش سرما بر تغییرات فیزیولوژیکی سه پرونانس بنه در زاگرس جنوبی بررسی گردید تا مقاوم ترین پرونانس معرفی گردد.
    مواد و روش ها
    بذور سه پرونانس واقع در مارگون، نورآباد و یاسوج از زاگرس جنوبی جمع آوری شدند و در داخل گلدان کاشته شدند. پس از سبز شدن نهال ها، آن ها در معرض دو مرحله فرآیند سازگاری به مدت 4 هفته قرار گرفتند که این کار با شبیه سازی دمای روز و شب و طول دوره نوری در طی ماه های شهریور تا آبان ماه یاسوج انجام شد. سپس شاخص های عملکرد فتوسیستم و محتوای کلروفیل برگ اندازه گیری شد. پس از هر مرحله سازگاری، اندام برگ و ساقه نهال ها در سه تیمار دمایی C4 (کنترل) ، C20- به مدت یک ساعت و C20- به مدت دو ساعت قرار گرفتند. سپس محتوای نسبی آب و نرخ نشت الکترولیت برگ و ساقه اندازه گیری شد. پژوهش حاضر به صورت آزمایش فاکتوریل با سه فاکتور پرونانس (3 سطح) ، تیمار دمایی (3 سطح) و سازگاری (2 سطح) در قالب طرح کاملا تصادفی اجرا شد.
    نتایج
    نتایج نشان داد که با کاهش دما نرخ نشت الکترولیت افزایش یافت که این افزایش در پرونانس نورآباد بیشترین مقدار بود. همچنین کاهش محتوای نسبی آب ساقه در سازگاری دوم پرونانس یاسوج و مارگون مشاهده شد. محتوای کلروفیل، ماکزیمم عملکرد فتوسیستم II و سرعت انتقال الکترون در پرونانس نورآباد کمتر از دو پرونانس دیگر بود. همچنین در طی سازگاری به سرما نیز کلیه مولفه های فلورسانس کلروفیل به جز سرعت انتقال الکترون کاهش معنی دار یافتند.
    نتیجه گیری
    نتایج این تحقیق نشان داد که اندازه گیری نرخ نشت الکترولیت و عملکرد فتوسیستم می تواند در شناسایی پرونانس های مقاوم به سرما موثر باشد. نهال های پرونانس نورآباد حساس ترین و مارگون مقاوم ترین بودند که می تواند به دلیل ارتفاع بالاتر و اقلیم سردتر پرونانس مارگون باشد.
    کلیدواژگان: بنه، پارامترهای فلورسانس کلروفیل، مبدا بذر، سازگاری
  • فاطمه باباذکری، مهدی نوری پور* ، زینب شریفی صفحات 43-66
    سابقه و هدف
    جنگل و مرتع، مهم ترین ثروت های طبیعی یک کشور هستند. افزون بر این، دارای جایگاه ویژه ای در اکوسیستم کره زمین هستند؛ به طوری که در حفاظت از خاک و همچنین اعتدال آب و هوا نقش اساسی ایفا می کنند. با این وجود، آسیب های جدی و گاه جبران ناپذیری چه توسط عوامل طبیعی و چه توسط خود انسان بر آن ها وارد شده است. یکی از مناطقی که طی سال های گذشته، تخریب مراتع و جنگل ها در آن به وضوح قابل مشاهده بوده است، بخش مرکزی شهرستان دنا بوده است. لذا هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و تجزیه و تحلیل عوامل موثر بر تخریب مراتع و جنگل ها در بخش مرکزی شهرستان دنا بود.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش از روش های کمی و کیفی در دو مرحله با استفاده از تکنیک مصاحبه و پرسشنامه استفاده شد. جامعه ی پژوهش در مرحله اول روستاییان و کارشناسان جهاد کشاورزی و همچنین اداره کل منابع طبیعی استان کهگیلویه و بویراحمد و شهرستان دنا بود. جامعه پژوهش در مرحله دوم شامل کارکنان هیئت علمی دانشگاه بوده که بومی و با منطقه آشنا بودند. در هر دو مرحله از روش گلوله برفی برای نمونه گیری استفاده شد.
    یافته ها
    در مرحله ی اول، عوامل موثر بر تخریب مراتع و جنگل ها مشخص شد. این عوامل شامل عوامل سازمانی (نظارتی، حمایتی و اداری) ، عوامل زیربنایی، فرهنگی- اجتماعی، قانونی، اقتصادی و طبیعی است و پس از آن، در مرحله دوم، از پاسخ دهندگان خواسته شد تا عوامل مذکور را بر اساس اصول روش AHP رتبه بندی نمایند. نتایج رتبه بندی نشان داد که نبود مدیریت قرق در میان عوامل نظارتی، حمایت کم دولت از بخش منابع طبیعی در میان عوامل حمایتی، فساد اداری در میان عوامل اداری، جاده سازی در میان عوامل زیربنایی، فرهنگ سازی ضعیف در میان عوامل فرهنگی- اجتماعی، نبود اقدامات قانونی مناسب و به هنگام در مواجهه با تصرفات غیرقانونی در میان عوامل قانونی، وجود فقر در بین روستانشینان در میان عوامل اقتصادی و خشک سالی در میان عوامل طبیعی مهم تر بودند.
    نتیجه گیری
    در نهایت، از جمله پیشنهادهایی که به منظور جلوگیری از تخریب جنگل ها و مراتع ارائه می شود آن است که به منظور مدیریت بهتر مراتع و جنگل ها از افراد بومی در اموری مانند قرقبانی و بخش های حفاظتی مربوط به منابع طبیعی استفاده شود. همچنین ضروری به نظر می ر سد که ساخت و سازهای در دست انجام از جمله جاده سازی، تاسیس نیروگاه های برق و غیره، از روی مطالعه ی دقیق از طریق جلسه ای با حضور مهندسان راه، مهندسین عمران و مهندسان توسعه ی روستایی صورت گیرد.
    کلیدواژگان: منابع طبیعی، مدیریت جنگل و مراتع
  • مسعود نجابت* ، محمدرضا نگهدارصابر صفحات 67-79
    سابقه و هدف
    آشنایی با شرایط خاکی رویشگاه های پسته وحشی (بنه) امری لازم برای توسعه آن و بهبود پوشش گیاهی جنگلی زاگرس است. پژوهش حاضر به منظور بررسی ویژگی های خاکشناسی گسترش گاه های طبیعی بنه در استان فارس به انجام رسید.
    مواد و روش ها
    مبنای انتخاب مکان های تحقیق بر اساس روش شبکه بندی بود. پس از تهیه نقشه پراکنش بنه در استان فارس، شبکه آماربرداری به ابعاد 20×20 کیلومتر به آن اضافه شد. در محل رئوس شبکه مطالعات میدانی و نمونه گیری برای بررسی های آزمایشگاهی صورت پذیرفت.
    یافته ها
    این رویشگاه ها بیشتر در اراضی کوهستانی و تپه ماهوری پرشیب با بیرون زدگی سنگی، سنگ و قلوه سنگ زیاد و عمق خاک کم همراه با فرسایش آبی متوسط تا شدید قرار داشتند. بررسی 11 ویژگی اصلی فیزیکی و شیمیایی خاک های نمونه گیری شده نشان داد که عمق کم خاک و بافت سبک اکثر خاک های نمونه گیری شده، مهم ترین عامل محدودکننده رشد است. امکان ذخیره رطوبت (حاصل از باران) در این اراضی کم است که گذر از دوره های خشک سالی یا فواصل زمانی زیاد خشکی (حاصل از پراکنش نامطلوب باران) را مشکل می سازد. تجزیه و تحلیل های آماری بر اساس روش های تحلیل مولفه های اصلی (PCA) و تحلیل خوشه ای (CA) نشان می دهد که تغییرات ویژگی های خاک حتی تا حدود 40% افتراق در برخی از خصوصیات اندازه گیری شده، محدودیت ویژه ای برای حضور بنه در عرصه ایجاد نمی کند. از نظر اکولوژیک Pistacia atlantica یک گیاه مشخصا خشکی پسند است. مقاومت مطلوب این گونه (زنده مانی) در دامنه وسیعی از شرایط خاکی، مطلوبیت آن برای احیاء جنگل های زاگرس را نشان می دهد.
    نتیجه گیری
    مدیریت اراضی (برنامه ریزی کاربری اراضی) و چرا، به همراه عملیات آبخیزداری با حفاظت از خاک موجود، می تواند با بهبود شرایط محیطی رویشگاه های بنه، بانی حفظ و نگهداری جنگل های زاگرس باشد.
    کلیدواژگان: تحليل مولفه هاي اصلي، خاک هاي جنگلي، خصوصيات فيزيکي و شيميايي خاک، خشک سالي، زاگرس جنوبي
  • فرهاد قاسمی آقباش*، سارا فلاحی صفحات 81-94
    سابقه و هدف
    فعالیت های چند دهه اخیر مقابله با تخریب جنگل ها تا حدودی گویای این واقعیت است که در اغلب طرح های به اجرا درآمده به وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم محلی کمتر توجه شده است. در حوزه وسیع و گسترده تخریب جنگل ها، جامعه روستایی نقش زیادی دارد به همین دلیل این تحقیق با هدف بررسی عوامل موثر بر تخریب جنگل ها با تاکید بر منطقه جنگلی اولاد قباد صورت پذیرفت.
    مواد و روش ها
    تحقیق حاضر به صورت میدانی و با استفاده از پرسشنامه انجام گرفت. جامعه آماری مورد مطالعه در این تحقیق 398 خانوار از روستاییان حاشیه جنگل سامان عرفی اولادقباد است که بر اساس فرمول کوکران تعداد 150 نفر به عنوان نمونه آماری از بین روستاییان به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. علاوه بر این تعداد 40 پرسشنامه نیز بین کارشناسان منابع طبیعی استان لرستان به عنوان جامعه کارشناسان جهت نظرسنجی توزیع و تکمیل شد. روایی و پایایی پرسشنامه ها به ترتیب از طریق پیش آزمون و آلفای کرونباخ (پرسشنامه مردم محلی: 83/0 و کارشناسان: 705/0) مورد تایید قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که از دیدگاه کارشناسان و مردم محلی، عوامل انسانی (نظیر کمبود زمین های زراعی، تبدیل جنگل به اراضی کشاورزی توسط جنگل نشینان و حاشیه نشینان، فقر اقتصادی و پایین بودن درآمد، بالا بودن نرخ بیکاری در منطقه) نسبت به عوامل طبیعی (نظیر خشک سالی و آتش سوزی) در تخریب جنگل های منطقه موثرتر بوده اند و در اولویت بالاتری قرار دارند. اولویت بندی عوامل انسانی و طبیعی موثر بر تخریب جنگل های منطقه نشان داد که از دید مردم محلی، کمبود زمین های زراعی (میانگین رتبه 58/7) و از نظر کارشناسان نیز تبدیل جنگل به اراضی کشاورزی توسط جنگل نشینان و حاشیه نشینان (میانگین رتبه 25/11) حائز رتبه های اول بودند. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که بین میزان درآمد و عوامل موثر بر تخریب ارتباط معکوس معنی داری (P<0. 001) وجود دارد.
    نتیجه گیری
    در کل نتایج تحقیق نشان داد که عوامل انسانی در تخریب جنگل های منطقه اولادقباد کوهدشت تاثیر معنی داری دارند و نقش آن ها در تخریب جنگل های منطقه بیشتر از عوامل طبیعی است.
    کلیدواژگان: جنگل نشینان، زاگرس، عوامل اقتصادی- اجتماعی، عوامل طبیعی
|
  • Morteza Rooki , Masoud Tabari Kouchaksaraei*, Seyed Ehsan Sadati Pages 1-12
    Background and objectives
    Mediterranean Cypress (Cupressus sempervirens var. fastigiata) is a native, evergreen species. Due to its various merits, particularly its wide use in parks and urban green spaces, it is of interest in most climatic regions of Iran, including Zagros provinces. Due to the poverty of soil and limitation in water sources, the production of seedlings of this species has become particularly problematic in some of these regions. By using rhizobacteria Pseudomonas fluorescens inoculation in soil, for the first time, the present study aims to determine the resistance and variations of growth characteristics of seedlings under water deficit conditions.
    Materials and methods
    The experiment was conducted as a factorial, using a completely randomized design with two treatments (i.e., with rhizobacteria and without rhizobacteria), different watering levels (3, 6, 9 and 12 days) in three replicates. After 5 months, growth characteristics of seedlings were measured.
    Results
    Increasing the watering period (water deficit) caused to significantly decrease the survival, diameter, shoot biomass and total biomass, so that all seedlings were died under 12-day watering level. In watering period of 9 days, survival was reduced to 49.83 percent. There was no significant difference in collar diameter, root length, root volume and root/shoot biomass with water deficit intensity. However, the survival rate, height growth, shoot biomass, root biomass, total biomass and seedling quality index were greater in seedlings inoculated with rhizobacteria, compared with those of non-inoculated seedlings.
    Conclusion
    The seedlings of Mediterranean Cypress inoculated with Pseudomonas fluorescens rhizobacteria are able to tolerate the water deficit stress and increase their growth performance; however, under optimal conditions, the rhizobacteria inoculation has no positive effect on survival rate of the seedlings.
    Keywords: Biomass, Cupressus sempervirens var. fastigiata, Drought stress, Pseudomonas fluorescens, Seedling quality index, Survival
  • Ahmad Hosseini*, Seyed Mohsen Hosseini Pages 13-26
    Background and objectives
    Understanding the spatial pattern of tree species in their social life could have many applications from the standpoint of ecology and applied silviculture for their optimal management. For the purpose of studying the spatial pattern of Quercus brantii and Pistacia atlantica in relation to stand form and topographic factors, we selected the Manesht forested area in northern Ilam.
    Materials and methods
    In this research, 75 sample plots (with 2000 m2 area) were chosen, using systematic random sampling method within the study area. The variables in the plots comprised the number of tree species and topographic factors. The dispersion indices of interest included Morisita, Sstandard Morisita, Green, Lioyd and variance to mean ratio. The calculation of quantitative indices, by running the relevant computational formulas, was performed by Ecological Methodology Software. In addition, in terms of accuracy, the efficiency of quantitative indices was studied and compared. Statistical analysis of data was carried out using SPSS Software.
    Results
    The results showed that, for Q. brantii, the values of variance to mean ratio, Morisita and Lioyd indices and for P. atlantica, the values of Morisita, Green and Lioyd were higher in standard and coppice stands than the coppice and standard stands. For both species of Q. brantii and P. atlantica, all of the indices in question increased with increasing elevation, and the highest values of indices were obtained in 2100-2300 m a.s.l. For Q. brantii, the values of all of the indices increased with increasing slope, and the highest value was obtained in the slope class more than 60%. Moreover, for P. atlantica, the highest values of all indices were obtained in the slope class of 30-60%. The spatial pattern in classes of 0-30% and 30-60% was clumped and in more than 60%, it was regular. For Q. brantii, the values of all indices and for P. atlantica, the values of Morisita and Lioyd were the highest in the southern direction. The results of the precision study of the indices showed that for Q. brantii, the indices of Morisita and Standard Morisita and for P. atlantica, indices of Standard Morisita and Green had the highest precision.
    Conclusion
    It was concluded that the value of dispersion indices (especially more accurate indices) varies by environmental factors and thus changes in values could be used in forest dynamic studies and the interpretation of changes in forests
    Keywords: Elevation, Geographical direction, Zagros, Spatial dispersion indices, Slope, Stand form
  • Somayeh Homayounfar , Roghaiyeh Zolfaghari*, Payam Fayyaz Pages 27-41
    Background and objectives
    Plant species with wide geographic ranges, exhibit high tolerance to cold stress. Trees in temperate regions must cope with freezing temperatures, especially in late autumn and winter. One of the mechanisms to tolerate cold stress is through decreasing photoperiod and temperature during acclimation. In addition, provenance of a species could be one of the main factors contributing to cold resistance. Therefore, in the present study, the effect of cold stress on physiological responses of Pistacia atlantica seedlings from three provenances was investigated in southern Zagros to select the most cold-resistant provenance.
    Material and
    methods
    Seeds of three provenances, namely Margon, Noor Abad and Yasuj, from southern Zagros, were collected and planted in pots. After germination of seeds, induction of acclimation was carried out at two stages for four weeks. This was accomplished through the simulation of temperature and photoperiod of Yasuj region from September to November. Following that, the indexes of photosystem efficiency and chlorophyll content were measured. After each acclimation stage, leaves and stems of seedlings were exposed to three levels of temperature, +4°C (control), -20°C for one hour, and -20 for two hours. Then, relative water content (RWC) and electrolyte leakage (EL) of stems and leaves were measured. This study was conducted as a factorial with three factors of provenance (three levels), cold treatments (three levels) and acclimation (two levels), adopting a completely random design.
    Results
    The results showed that EL increased with decreases in temperature and this increase was the highest in the case of the Noor Abad provenance. In addition, the stem RWC of Yasuj and Margoon provenances decreased in the second cold acclimation stage. Chlorophyll content, photosystem efficiency and electron transport rate were lower in Noor Abad provenance, compared with other two provenances. Moreover, except the electron transport rate, all fluorescence parameters significantly decreased during the cold acclimation.
    Conclusion
    The results showed that measuring EL and fluorescence parameters could be a useful indicator for identifying cold-tolerant provenances. The seedlings of Noor Abad provenance exhibited the least and Margoon provenance showed the highest resistance to cold stress. This could be due to high altitude and cold climate of Margoon provenance
    Keywords: Pistacia atlantica, Fluorescence Chlorophyll parameters, Provenance, Acclimation
  • Fatemeh Babazekri , Mehdi Nooripoor*, Zeinab Sharifi Pages 43-66
    Background and objectives
    Forests and rangelands are the most important natural resources of a country. In addition, they have a special position in the ecosystem of the earth, and, thus, they play an essential role in soil conservation as well as climate moderation. However, serious and, sometimes irreparable, damage has been ocuured by both natural and man-made factors. One of the areas where degradation of rangelands and forests could clearly be recognized over the past years is the central District of the Dena County. Therefore, the purpose of the current study was to identify and analyze factors affecting the degradation of rangelands and forests in the central District of Dena County.
    Materials and methods
    A mixed research method including qualitative and quantitative methods was used in two phases, using interview and questionnaire as instruments. In the first phase of the study, the population comprised the villagers and officers of the Department of Agriculture, Dena County and also the Provincial Department of Natural Resources in Kohgiluyeh and Boyer-Ahmad Province. In the second phase, the population consisted of the academic faculty members of local universities who were native and were familiar with the region. Snowball sampling technique was adopted in both phases of the study.
    Results
    Factors affecting the degradation of rangelands and forests were identified in the first phase of the study. These factors comprised organizational factors (monitoring, supportive and administrative), infrastructural, socio-cultural, legal, economic and natural factors. Following that, in the second phase of the study, the participants were asked to rank the factors identified based on AHP procedure principles. The results showed that lack of grazing management in monitoring factors, less governmental support for natural resources in supportive factors, administrative corruption in administrative factors, road construction in infrastructural factors, poor cultural patterns in socio-cultural factors, lack of appropriate legal actions when faced with illegal possession in legal factors, rural poverty in economic factors, and finally drought in natural factors were the most important factors contributing to the problem of degradation.
    Conclusion
    Finally, out of the recommendations made to prevent the degradation of forests and rangelands, one can mention the employment of native people to improve the management of rangelands and forests in areas of guarding and conservation affairs of natural resources. In addition, for the purpose of constructing roads, building power plants, etc. it is necessary to seek the expert advice of engineers with expertise in road construction, civil engineering and rural development
    Keywords: Natural resources, Management of forests, Rangelands, AHP
  • Masoud Nejabat*, Mohammadreza Negahdarsaber Pages 67-79
     
    Background and objectives
    Familiarity with the appropriate soil conditions for Pistacia atlantica leads to improve and develop forest vegetation cover in Zagros zone. The main aim of this research was investigate suitable soil characteristics ranges for natural growth of this species in Fars province.
    Materials and Methods
    Field studies and soil sampling was done based on network sampling (20×20 km grid) in wild pistachio forests of Fars province with crucified pattern. The filed study showed mountain and hilly land are the main land types that pistachio species have placed on them. These land types include the displacement of rock, stone and gravel as high and low soil depth with moderate to severe water erosion.
    Results
    Main physical and chemical properties measurement of soil samples showed that the only limiting growth factor has been the low soil depth. The low effective soil depth and light soil texture are the most important limiting factor on soil moisture storage ability (from rain). This deficiency, transition from drought or very dry periods (resulting from an undesirable distribution of rain) makes it difficult. Statistical analysis methods based on principal component analysis (PCA) and cluster analysis (CA) shows that wide ranges in soil characters, even up to about 40% differentiation in the measured properties do not make restrictions for pistachio Natural growth. Ecologically, Pistacia atlantica is a drought-tolerant plant. Wild pistachio (Pistacia atlantica) is one of the high resistance species in wide range of soil condition (soil characteristics) and this feature (desirable survival) make it favorite for Zagros forest rehabilitation.
    Conclusion
    Land and grazing management (land use planning), along with watershed management practices can conserve and improve soil and environment of wild pistachio habitats of the Zagros forests
    Keywords: PCA, Forest soils, Soil physical, chemical properties, Drought, Southern Zagros
  • Farhad Ghasemi Aghbash Dr*, Sara Falahi Pages 81-94
    Background and objectives
    The recent movements opposing deforestation are indicative of the fact that in most programs carried out, less attention has been paid to the socio-economic status of the local people. In extensive deforestation, rural communities play a significant role. Therefore, this study examines the role of economic and social factors in the destruction of the forests of the Oulad Ghobad regions.
    Materials and methods
    This research was carried out as a field study, using a questionnaire. The population comprised 398 families living on the outskirts of the Saman-e Orfi Forest in the Oulad Ghobad region. Out of this population, 150 families were randomly chosen, using Cochran’s sample size formula. Furthermore, 40 questionnaires were distributed among the officers of Lorestan Natural Resources Office. The validity and reliability of the questionnaire established by a pre-test and Cronbach's alpha were 0.83 for local people and 0.705 for officers, respectively.
    Results
    The findings showed that from the viewpoints of both officers and local people, human factors (such as lack of agricultural lands, conversion of forests into agricultural lands by forest dwellers, poverty and and low income, and high unemployment rate) contribute more to deforestation, compared to natural factors (such as drought and forest fire). As for prioritizing human and natural factors contributing to deforestation, the results showed that according to local people, lack of agricultural lands (mean rank of 7.58), and according to officers, conversion of forests to agricultural lands by foresters (mean rank of 11.25) were the main contributing factors. In addition, the results showed that there was a significant negative relationship between income and the factors contributing to deforestation (P <0.001).
    Conclusion
    In general, the results showed that human factors have a significant effect on the deforestation of the Oulad Ghobad region of Koohdasht and the role of human factors is more conspicuous compared to natural factors.
    Keywords: Forest sprawl, Zagros, Socio-economic factors, Natural factors