فهرست مطالب

روان شناسی بالینی - سال دهم شماره 2 (پیاپی 38، تابستان 1397)
  • سال دهم شماره 2 (پیاپی 38، تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/08/10
  • تعداد عناوین: 9
|
  • عارفه منجم، نادر منیرپور، حسن میرزاحسینی صفحات 1-14
    روش
    این پژوهش از نوع توصیفی بود که به روش همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دوره کارشناسی و ‏کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور و آزاد اسلامی شهر قم در نیمسال دوم سال تحصیلی 96-1395 بود، که 888 نفر از آنها با ‏استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های روابط موضوعی، ‏سازمان یافتگی شخصیت کرنبرگ، فرم ایرانی سبک های دفاعی و پرسشنامه نگرش های ‏خوردن را تکمیل نمودند. مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از داده های بدست آمده از پرسشنامه ها انجام شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که روابط موضوعی به طور مستقیم 81/16 درصد و به واسطه مکانیزم های دفاعی 6 درصد از الگوهای ‏مرضی خوردن را تبیین می کند. بعلاوه، سازمان یافتگی شخصیت به طور مستقیم 01/24 درصد و به واسطه مکانیزم های ‏دفاعی 02/1 درصد از الگوهای مرضی خوردن را تبیین نمود. در مجموع، برآورد مدل ساختاری که در آن روابط موضوعی ‏و سازمان شخصیت به عنوان متغیر پیش بین و سازوکارهای دفاعی به عنوان متغیر میانجی وارد مدل شدند، نشان داد که این مدل ‏‏07/41 درصد از الگو های مرضی خوردن را تبیین می کند. ‏
    نتیجه گیری
    بنابراین می توان چنین نتیجه گیری نمود که الگوهای مرضی خوردن هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم و از طریق سازوکار های دفاعی از طریق روابط موضوعی اولیه و سازمان یافتگی شخصیت به صورت مثبت تبیین می گردد.
    کلیدواژگان: الگوهای مرضی خوردن، روابط موضوعی اولیه، سازمان یافتگی شخصیت، مکانیزم های دفاعی
  • لیلا دباشی، محمود نجفی، اسحق رحیمیان بوگر صفحات 15-27
    مقدمه
    تکانشگری عامل زیر بنایی و پیش بین کننده آسیب شناسی روانی و یکی از پایدار ترین ویژگی های اختلال شخصیت مرزی شناخته می شود. همچنین، تجارب تجزیه ای از برجسته ترین مولفه های این اختلال می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی _ تحلیلی بر تکانشگری و تجارب تجزیه ای در بیماران مرزی بود.
    روش
    طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. نمونه این پژوهش 20 نفر از مردان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در زندان شهرستان سمنان بودند که توسط روانپزشک بر اساس مصاحبه بالینی ساختار یافته، آزمون چند محوری بالینی میلون-3 انتخاب شدند. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (10 نفر) و کنترل (10 نفر) گمارده شدند و مقیاس تکانشگری بارت و مقیاس تجارب تجزیه ای را در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. گروه آزمایش تحت 16جلسه 120 دقیقه ای دو بار در هفته تحت گروه درمانی درمان شناختی- تحلیلی قرار گرفتند. داده ها به روش تحلیل کواریانس بین گروهی تحلیل شدند.
    یافته ها
    یافته های این پژوهش نشان داد که درمان شناختی تحلیلی پس از 5 و10جلسه مداخله اثر معنی داری در کاهش تکانشگری و تجارب تجزیه ای گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل نداشت، اما پس از 16 جلسه مداخله و دوره پیگیری یک ماهه اثر معناداری در کاهش این علائم مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که درمان شناختی تحلیلی به شیوه گروهی، راهبردی موثر در بهبود علائم تکانشگری و تجارب تجزیه ای اختلال شخصیت مرزی می باشد و می توان از آن به عنوان روش درمانی موثر بهره برد.
    کلیدواژگان: اختلال شخصیت مرزی، تکانشگری، تجارب تجزیه ای، درمان شناختی-تحلیلی
  • زیبا نصیرزاده، علی محمد رضایی*، محمد علی محمدی فر صفحات 29-40
    مقدمه

    هدف حاضر بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری بر کاهش احساس تنهایی و اضطراب، دانش آموزان دختر دبیرستانی بود.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی است که در آن از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه پژوهش کلیه دانش آموزان دختر دبیرستان شهر الشترکه در سال 95 مشغول تحصیل بودند. به منظور انتخاب نمونه از بین دانش آموزانی که نمرات آنها در ترکیب متغیرهای وابسته بیش از یک انحراف استاندارد بالاتر از متوسط بود 30 نفر به صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه 15 نفره تقسیم شدند. در نهایت به صورت تصادف یکی از گروه ها به عنوان گروه آزمایش و گروه دیگر به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. و گروه آزمایش12 جلسه برنامه آموزش تاب آوری را دریافت کردند، در حالی که به گروه کنترل هیچ گونه آموزشی ارائه نشد. هر دو گروه پرسشنامه احساس تنهایی و اضطراب را قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند.

    یافته ها

    داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) و تک متغیره (آنوا) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میزان احساس تنهایی و اضطراب گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافت.

    نتیجه گیری

    نتایج تحقیق کاهش سطح تنهایی و اضطراب دانشجویان را بدنبال آموزش تاب آوری نشان می دهد. بر اساس نتایج پژوهش پیشنهاد می شود به منظور کاهش احساس تنهایی و اضطراب دانش آموزان از مداخله آموزش تاب آوری بهره گرفته شود.

    کلیدواژگان: حساس تنهایی، اضطراب، تاب آوری
  • نعمت الله سنایی نسب*، وحید صبری، شهرام محمدخانی صفحات 41-50
    مقدمه

    پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی مشخصه های هیجانی آزمون رورشاخ درنمونه ی غیر بالینی که مشکلات تنظیم هیجانی بالا و پایین داشتند صورت گرفت.

    روش

    200 نفر از دانشجویان دانشگاه خوارزمی به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از مقیاس مشکلات تنظیم هیجان 30 نفر براساس نمره ی بالا (15 نفر) و نمره ی پایین (15نفر) درمقیاس دشواری تنظیم هیجانبرای دو گروه انتخاب شدند.

    یافته ها

    به منظور مقایسه ی دو گروه به لحاظ پاسخ های هیجانی، از تحلیل واریانس چند متغییره استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که افراد دارای مشکلات تنظیم هیجانی بالا در مشخصه های رنگ خالص، نسبت عاطفی، فرافکنی رنگ، نسبت شکل به رنگ، نمره ویژه افسردگی، نمره ویژه سبک مقابله ای آزمون رورشاخ به طور معناداری نمره بالاتری را نسبت به گروه با مشکلات هیجانی پایین کسب کردند.

    نتیجه گیری

    آزمون رورشاخ در تمایز افراد طیف مشکلات تنظیم هیجانی می تواند به عنوان یک ابزار مرجع در تعیین شاخصه های تغییرات خلقی و حالات هیجانی افراد مورد استفاده قرارگیرد. تعمیم این نتایج باید با احتیاط صورت گیرد و نیازمند پژوهش های بیشتر می باشد.

    کلیدواژگان: آزمون رورشاخ، تنظیم هیجانی، پاسخ های هیجانی
  • احمد رحیمی، پرویز آزاد فلاح صفحات 51-58
    مقدمه
    هدف از پژوهش حاضر مقایسه دو گروه از زوجین ایرانی و افغانستانی در متغیرهای علاقه اجتماعی و خودشیفتگی، و نیز تعیین رابطه این دو متغیر با رضامندی زناشویی و نقش تعدیل کنندگی ملیت بود.
    روش
    این تحقیق با یک طرح علی مقایسه ای بر روی جامعه آماری شامل کلیه زوجین دانشجوی متاهل 22 تا 45 ساله ایرانی و افغانستانی ساکن در ایران و افغانستان که تحصیلات لیسانس و فوق لیسانس داشتند انجام شد. از میان این افراد 101 زوج دانشجوی متاهل ایرانی و 101 زوج دانشجوی متاهل افغانستانی به صورت در دسترس با مراجعه به 5 مرکز دانشگاهی در ایران و 4 مرکز دانشگاهی در افغانستان انتخاب و پرسشنامه های پژوهش را تکمیل کردند. همچنین دانشجویانی که در طی یکسال گذشته به روان شناس یا روانپزشک مراجعه کرده بودند از فهرست نهایی نمونه خارج شدند.
    یافته ها
    میانگین نمرات زوجین افغانستاتی بطور معنادار در خودشیفتگی کمتر از زوجین ایرانی بود (93/8 در برابر 01/12) ، در حالیکه برای علاقه اجتماعی یک میانگین بالاتر غیرمعنادار زوجین افغان (71/138 در برابر 5/123) مشاهده شد. رضامندی زناشویی بطور معنادار با علاقه اجتماعی و خودشیفتگی زوجین افغان (42/0 و 24/0-) و ایران (38/0 و 25/0-) ارتباط داشت.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر بیانگر خودشیفتگی کمتر زوجین افغان نسبت به زوجین ایرانی و همبستگی رضایت زناشویی زوجین ایرانی و افغانی با علاقه اجتماعی و خودشیفتگی است. در نظر گرفتن این تفاوت در درک مسایل روانشناختی آنان ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: ملیت، فرهنگ، علاقه اجتماعی، خودشیفتگی، رضایت زناشویی موضوعات
  • رضا نظام پور، علی مشهدی، ایمان ا… بیگدلی صفحات 59-70
    مقدمه
    این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پرخاشگری و رفتار پرخطر نوجوانان پسر بی‏سرپرست انجام شد.
    روش
    این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. از بین مراکز نگهداری نوجوانان پسر بی‏سرپرست در سطح شهر مشهد، دو مرکز به صورت تصادفی انتخاب شد. پرسشنامه های پرخاشگری و رفتار پرخطر از اعضای این دو مرکز اخذ شد. افرادی که یک انحراف معیار بالاتر از میانگین بودند به عنوان نمونه انتخاب شدند. 16 نفر به عنوان گروه آزمایش و گروه کنترل انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزینی شدند. گروه آزمایش گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی را به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای دریافت کرد و گروه کنترل در فهرست انتظار قرار گرفت. در پایان از هر دو گروه پس آزمون اخذ شد. آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری برای تجزیه و تحلیل داده‏ها استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش پرخاشگری و رفتارهای پرخطر نوجوانان بی‏سرپرست از نظر آماری معنادار بود.
    نتیجه گیری
    این پژوهش نشان داد که گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان یک درمان موثر، می تواند برای نوجوانان بی سرپرستی که به علت عدم شبکه حمایتی خانواده به رفتارهای پرخطر مانند بزهکاری و پرخاشگری فیزیکی و کلامی دچار هستند، مفید واقع شود.
    کلیدواژگان: کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی، پرخاشگری، رفتار پرخطر، نوجوانان بی‏ سرپرست
  • سروین انصارحسین، عباس ابوالقاسمی، نیلوفر میکائیلی، نادر حاجلو صفحات 71-82
    مقدمه
    هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی نوروفیدبک بر عدم تقارن امواج آلفا در قطعه پیشانی، عملکردهای اجرایی و علائم بیماران مبتلا به اختلال افسردگی بود.
    روش
    این پژوهش از نوع آزمایشی کنترل شده تصادفی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پی گیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل افراد مراجعه کننده در فاصله زمانی 5 ماهه به درمانگاه روانپزشکی مرکز بهداشت شهر تبریز که مبتلا به اختلال افسردگی تشخیص داده شده اند، بود. از این بین نمونه ای به حجم 30 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش تحت 10 هفته (هر هفته دو جلسه 30 دقیقه ای) درمان نوروفیدبک و گروه کنترل تحت نوروفیدبک غیر واقعی (پلاسیبو) قرار گرفتند و سپس در لیست انتظار جای گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها حاصله از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیری استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که نوروفیدبک منجر به افزایش فعالیت آلفای نیم کره چپ، کاهش فعالیت آلفای نیم کره راست، افزایش انعطاف پذیری شناختی و کاهش علایم افسردگی در مرحله پس آزمون شد. توجه انتخابی تغییری در پس آزمون نداشت، اما در مرحله پیگیری تغییرات معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    بر اساس این نتایج درمان نوروفیدبک در اصلاح ناقرینگی امواج آلفای ناحیه ی پیشانی و بهبود توجه انتخابی و علایم افسردگی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی موثر می باشد.
    کلیدواژگان: نوروفیدبک، ناقرینگی الگوی فعالیت امواج آلفا در قطعه پیشانی، عملکردهای اجرایی، افسردگی
  • معصومه اسماعیلی، حسین زارع، احمد علی پور، محمد اورکی صفحات 83-94
    مقدمه
    حل مسئله به عنوان یک عامل مهم در بیماری افسردگی اساسی شناخته می شود. چند بررسی اخیر نشان می دهد که نشخوار ذهنی و نقص در کارکرد اجرایی ممکن است یک متغیر تاثیر گذار در حل مسئله ناکارآمد در افراد افسرده باشد. اما مطالعات کمی درباره سازوکارهای درگیر در این رابطه انجام شده است. پژوهش حاضر با تاکید بر مدل ویلیامز، در قالب یک مدل علی به بررسی نقش واسطه ای حافظه سرگذشتی بیش کلی گرا در رابطه بین نشخوار ذهنی و نقص در کارکردهای اجرایی با حل مساله ناکارآمد در افراد افسرده می پردازد.
    روش
    بدین منظور 50 فرد مبتلا به افسردگی اساسی به روش نمونه گیری در دسترس در فاصله زمانی اردیبهشت 96 تا مهر96 انتخاب به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. همگی آزمودنی ها به مرکز مشاوره دانشگاه پیام نور، مرکز مشاوره آفرینش و بیمارستان شریعتی شهر فسا مراجعه کرده بودند. جهت گردآوری داده ها، پس از تشخیص افسردگی اساسی توسط روانشناس، از آزمون حافظه سرگذشتی، آزمون حل مسئله وسیله- غایت، پرسشنامه نشخوار ذهنی و دسته بندی کارت های ویسکانسین استفاده شد. جهت تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل مسیر از نوع مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد نشخوار ذهنی بصورت مستقیم (471/0 -) و غیرمستقیم (103/0-) بر حل مسئله تاثیر دارد. اثر کل نشخوار بر حل مسئله (573/ 0-) می باشدکه در سطح 95 درصد معنی دار می باشد. بنابراین با توجه به معناداری اثر مستقیم و غیر مستقیم، حافظه سرگذشتی بعنوان متغیر میانجی جزئی در تاثیر بین نشخوار بر حل مسئله عمل می کند. همچنین اثر مستقیم (309/0) و اثر غیرمستقیم کارکرد اجرایی (057/0 -) بر حل مسئله معنی دار می باشد. بنابراین، حافظه سرگذشتی بعنوان متغیر میانجی جزئی در تاثیر بین کارکرد اجرایی بر حل مسئله عمل می کند.
    نتیجه گیری
    پژوهش حاضر به قسمی مدل سه عاملی ویلیامز را تایید می کند. نتایج نشان داد که افراد افسرده به دلیل خلق منفی، نشخوار ذهنی و نقص در کارکردهای اجرایی، در بازیابی خاطرات سرگذشتی به طور اختصاصی دچار مشکل می شوند و این مشکل در بازیابی، حل مسائل و مشکلات آنها را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و باعث می شود که راه حل های کمتر موثری را تولید کنند.
    کلیدواژگان: نشخوار فکری، کارکرد اجرایی، حل مساله، حافظه سرگذشتی بیش کلی گرا، افسردگی اساسی
  • پرویز پرزور، مسلم عباسی، احمد شجاعی صفحات 95-105
    مقدمه
    مطالعات گذشته نشان داده است که خشونت ارتباط زیادی با تاب آوری در افراد دارد. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مداخله معنوی بر تاب آوری فردی و اجتماعی زنان قربانی خشونت خانگی بود.
    روش
    مطالعه حاضر یک تحقیق نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود که بر روی زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی شهر شیراز در سال 1395 انجام شد. نمونه پژوهش شامل 40 نفر از زنان قربانی خشونت خانگی بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 20 نفر). ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه تاب آوری فرایبورگ و همکاران (RSA) بود. مداخله آموزشی در 8 جلسه 90 دقیقه ای با روش بحث گروهی و توزیع جزوه آموزشی برگزار شد. 15 روز بعد از مداخله آموزشی، پس آزمون برگزار گردید و داده ها به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که آموزش مداخله ی معنوی باعث افزایش معنادار میانگین نمرات تاب آوری زنان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است. میانگین مولفه های تاب آوری فردی و اجتماعی نیز بطور معنادار افزایش یافتند.
    نتیجه گیری
    آموزش باورهای مذهبی از طریق مداخله معنوی می تواند تاب آوری فردی و اجتماعی زنان خشونت دیده را بهبود بخشد و برای آنان توصیه می شود.
    کلیدواژگان: مداخله معنوی، تاب آوری، زنان، خشونت خانگی
|
  • A Monajem, N Monirpour, H Mirzahosseini Pages 1-14
    Method
    The research method was descriptive and correlational. The statistical population of the study consisted of all undergraduate students of Payame Noor University and Islamic Azad University in Qom in the second half of the school year they were in 2017-18. For this purpose, 888 of these students were selected using multi-stage cluster random sampling. In order to collect data, the Subject Relations Questionnaire (1995), The Kernberg‎ Personality Inventory Questionnaire (IPO), the Iranian Form of Defense Styles (Andrews et al. , 1989) and Garner et al. (1982) Eating Attitudes Questionnaire (1982) were used to analyze the data. A confirmatory and exploratory factor analysis was used.
    Results
    The results showed directly that 16. 81% of the dispersion of the scores of pathological eating patterns was explained ‎through the Primary object relation and 6 % through the defense mechanisms. Also, in this model, 24. 01% of dispersion of personality ‎organization were explained through the defense mechanisms. In addition, the results of this study, estimating the structural model in which object relations and personality organization as a variable of defense and defense mechanisms were introduced into the middle eagle, showed that this model explains 41. 07% of pathological eating patterns.
    Conclusion
    The pathological eating patterns both directly and indirectly could be interpreted by defense mechanisms via primary object relations and personality organization.
    Keywords: pathological eating patterns, primary object relation, personality organization, defense mechanisms
  • L Debashi, M Najafi, Rahimian, Boogar Pages 15-27
    Introduction
    Impulsivity is known as one of  the underlying and predictive factor in psychopathology  that considered as the most enduring features of borderline personality disorder. Also, dissociative experiences are the most prominent components of this disorder. The aim of this study was to investigate the effectiveness of cognitive-analytical therapy (CAT) on impulsivity and dissociative experiences in patients with borderline personality disorder.
    Method
    This study was a semi-experimental research conducted in the form of pretest-posttest and follow-up with control group. The sample of this study included 20 male with borderline personality disorder in the prison of Semnan who were selected by an experienced psychiatrist based on the Structured Clinical Interview and Millon Clinical Multiaxial Inventory-III (MCMI-III). Participants were included randomly in two experimental groups (n=10) and one control group (n=10) and completed the Barratt Impulsivity Scale (BIS-II) and the Dissociative Experiences Scale (DES) in pretest, posttest and follow-up.   The experimental group received the cognitive-analytical therapy (CAT) for sixteen 120-minute sessions twice a week. Data were analyzed by mixed analysis of variance (ANOVA).
    Results
    The findings of this study showed that cognitive-analytic therapy (CAT) after 5 and 10 sessions had no significant effects on decreasing impulsivity and dissociative experiences of the experimental group compared to the control group, but after 16 sessions of intervention and one month follow-up, a significant effect on reduction of this symptoms was observed.
    Conclusion
    The results of the current study showed that cognitive-analytic therapy was an effective strategy to improve the symptoms of impulsivity and dissociative experiences inborderline personality and can be used as an effective therapeutic approach.
    Keywords: Cognitive analytic group therapy, Impulsivity, Dissociative experiences, Borderline personality disorder
  • Z Nasirzade, A. M Razai, M. A Mohamadifar Pages 29-40
    Introduction

    The purpose of this study was to investigate the effect of resilience education on the reduction of loneliness and anxiety of high school girl students.

    Method

    The present study was a quasi-experimental design with pretest-posttest design with control group. The research population of all high school girl students in al-Shaterkeh in 1995 was studying. In order to select a sample among students whose grades in the combination of dependent variables were more than a standard deviation higher than the average, 30 were randomly selected and divided into two groups of 15 person. Eventually, one of the groups was randomly assigned as the experimental group and the other group was considered as the control group. The experimental group received 12 sessions of the training program, while no training was provided to the control group. Both groups completed the loneliness and anxiety questionnaires before and after the intervention.

    Results

    Data were analyzed using a Multivariate Analysis of  Covariance and one-way Analysis of Variance. The final result showed that the level of loneliness and anxiety in the experimental group decreased compared to the control group.

    Conclusion

    Results of this research showed decreased level of loneliness and anxiety following the Resilience Education intervention in the students. Applying this intervention to reduce the students' loneliness and anxiety then is recommended.

    Keywords: loneliness, anxiety, resilience
  • N Sanaeenasab, V Sabri, SH Mohammadkhani Pages 41-50
    Introduction

    The aim of this study was to compare the emotional characteristics of Rorschach test among studentswith high and lowemotion regulation problems.

    Method

    Applying available sampling method a total sample of 200 students ofKharazmi University were selected and a sample of 30 participantswere chosen among them for two groups of the study basedon their high (n: 15) and low (n: 15) scores inDifficulties in Emotion Regulation Scale.

    Results

    A MANOV analysis performed for comparison emotional responses of two groups. Results were shownsignificantlyhigher scoresfor: pure C, affective ratio (Afr), color projection (CP), ratio figure then color (Fc: Cf + c), depression index (DEPI) and coping deficit index (CDI) forgroupof high emotion regulation difficulties rather thangroup of low emotion regulation difficulties.

    Conclusion

    The Rorschach test could be a useful reference tool to distinguish features of mood changes and emotional states of individual with range of emotion regulation problems. Generalization ofthis results should cautiouslybemade and needs further research.

    Keywords: Rorschach test, emotion regulation, emotional response
  • A. Rahimi, Parviz Azadfallah Pages 51-58
    Introduction
    The porpuse of this study was to compare two groups of Iranian and Afghan couples in social interest and narcissism, as well as, determining the relationship of these variables with marital satisfaction considering moderating role of nationality.
    Method
    This research was conducted by an expose-facto  design on a population including all 22 to 45 year-old Iranian and Afghan married couples living in Iran and Afghanistan with bachelore and master's digree. Among these population a final sample of 101 Iranian couples and 101  Afghan couples were selected by referring to 5 university centers in the Iran and 4 university centers in the Afghanistan and were asked to complete the research questionnaires. Students with a history of psychiatry or psychology interventions over the last year were excluded from the final list.
    Results
    The narcissism average scores of Afghan couples was significantly less than Iranian couples (8. 93 v. s 12. 01), while in social interest variable only a nonsignificant higher average score was observed (138. 71 v. s 123. 53). Marital satisfaction was significantly correlated to soscial-interest and narcissism in Afghan (0. 42, -0. 24) and Iranian (0. 38, -0. 24) couples.
    Conclusion
    The results of this study indicated the lower  narcissism levels of Afghan couples rather than Iranian couples.
    Marital satisfaction was strongly associated to social interest and narcissism in both Iranian and Afghan coupls. Considering this difference and association in understanding of their psychological problems seems necessary.
    Keywords: nationality, culture, social interest, narcissism, marital satisfaction
  • [English]R Nezampoor, A Mashhadi, I. Bigdeli Pages 59-70
    Introduction
    This research examined efficacy of mindfulness-based stress reduction group training on aggression and risky behavior in orphan male adolescents.
    Method
    This semi-experimental study was conducted with a pre-test and post-test design with control group. Two centers were randomly selected among the orphan care centers for adolescent boys in Mashhad. Buss-Perry Aggression Questionnaire and Adolescent Risk-taking Questionnaire were collected from the members of these two centers. Those with a higher score on aggression and risk-taking behavior were studied. 16 person were selected as the experimental and control groups and randomly assigned to two groups. The experimental group received mindfulness-based stress reduction for eight 90-minute sessions and the control group was placed on the waiting list. Both groups received post-test and a Multivariate Analysis of Covariance applied on the collected dataset.
    Results
    Results of a MANCOVA analysis indicated that a group training mindfulness-based stress reduction significantly reduced average scores of adolescent’s aggression and risky behaviors.
    Conclusion
    This study showed that mindfulness-based stress reduction group training as an effective treatment could be useful for orphan adolescents who are suffering from high risky behaviors such as delinquency and physical and verbal aggression due to lack of family support network.
    Keywords: Mindfulness-based stress reduction, aggression, risky behavior, orphan adolescents
  • S Ansarhossein, A Abolghasemi, N Mikaeili, N. Hajloo Pages 71-82
    Introduction
    The aim of this research was to study  the ffectiveness of the neurofeedback therapy for improvement of the frontal alpha asymmetry, executive functioning and symptoms severity in depressed patients.
    Method
    The study conducted with a randomized control trial design with pretest- posttest and follow- up plan. The study population included the referred persons to the psychiatry section of the Tabriz Hygiene Center with depression disorder diagnosis during a 5 months interval. Among these 30 patients were selected and randomly divided to experimental and control groups (n=15). The experimental group received 20 neurofeedback training sessions, whereas the control group received unreal neurofeedback training (placebo). The collected data were analyzed by a MANCOVA analysis.
    Results
    Increased activity of the left hemisphere, decreased activity of the right hemisphere, as well as, increased cognitive flexibility and decreased depression severity in the post-test stage were evident. A significant selective attention change was revealed in the follow-up stage as well.
    Conclusion
    According to the results on this research, neurofeedback could be an effective intervention to modify the asymmeric frontal alpha activity  and improvement of the selective attention and depression symptoms in depressed patients.
    Keywords: neurofeedback, alpha waves, frontal lobe, executive function, depression
  • M Esmaeili, H Zare, A Alipoor, M Oraki Pages 83-94
    Introduction
    Problem solving is known as important factor in major depression disorder. Some studies have recently shown that rumination and impairment of the executive function may be an underlying feature of ineffective problem-solving in MDD patients. The present study focusing on CaR-FA-X Williams model, investigated the intermediate role of over-general autobiographical memory on the relationship between rumination and impairment of executive function with ineffective problem-solving in major depression individuals.
    Method
    A total sample of 50 subjects with major depression were selected by available sampling method during the April to September 2017 interval. All subjects were referred to counseling center of Payame Noor University, Afarinish Center and Shariati Hospital in Fasa. For data collection, after diagnosis of major depression by a psychologist, Autobiographical Memory Test, Means-Ends Problem Solving Procedure, Rumination Questionnaire, and Wisconsin Card Test were used.
    Results
    The results showed that rumination directly (-0. 471) and indirect (-0. 103) affect the problem solving. The overall effect of ruminant on problem solving (-0. 573) is significant at 95% level. Therefore, with a significant direct and indirect effect, autobiographical memory acts as a partial mediator in the effect of rumination on problem solving. Also, direct effect of executive function (0. 309) and indirect effect of function (0. 057) on significant problem solving. Therefore, overgeneral autobiographical memory acts as a partial mediator in the impact between the executive function on problem solving.
    Conclusion
    The present study partialy supports the Williams CaR-FA-X model. Results showed that depressed people, due to their negative mood, rumination, and impairment in executive functions, have a particular problem in restoring their memory, and this is a problem in retrieval and solving problems. It also affects their problems and makes them to produce less effecient solutions.
    Keywords: rumination, executive function, problem solving, overgeneral autobiographical memory, major depression
  • P Porzoor, M Abbasi, A. Shojaei Pages 95-105
    Introduction: Past research have been shown strong relationship for the resiliency and extent of the violency in individual. The aim of this study then was to examine the effectiveness of a Spiritual Intervention on the personal and social resiliency of women victims of domestic violence.
    Method: This is a semi-experimental study with pretest and post-test design that was conducted with the participation of 60 women under the coverage of a charity centre (Komite-Emdad Emam) in the Shiraz city during 2017 year. The sample of study included 40 female victims of violence who were selected using an available sampling method and assigned randomly in the experimental and control group (n= 20). To collect data, demographic questionnaire and Friborg’s Resilience Scale for Adults (RSA) were used. The Spiritual Intervention was held in 8 sessions of 90 minutes with group discussion and distribution of educational pamphlets. 15 day after the intervention, the post-test was performed and data were analyzed using a Multivariate Analysis of Covariance )MANCOVA(.
    Results: Results showed significant increased resiliency mean scores  of the women in experimental group compared to the control groupafter the Intervention.  Mean components of Personal and Social Resiliency also increased significantly.
    Conclusion: Training religious beliefs by spiritual intervention could increase the individual and social resiliency of women victims of domestic violencePersonal and Social Resiliencyand is recommended for them.
    Keywords: Spiritual Intervention_Resiliency_Women & Domestic Violence