فهرست مطالب

  • سال سی و چهارم شماره 4 (مهر و آبان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/08/01
  • تعداد عناوین: 13
|
  • وحید روشن ، عاطفه بهمن زادگان جهرمیorcid ، فرانه زارعیان، احمد حاتمی، لادن جوکار صفحات 535-546
    Marrubium astracanicum Jacq. (فراسیون) گیاهی از خانواده نعناعیان یا Lamiaceae می باشد. در این تحقیق 5 جمعیت از گونه فراسیون (مناطق دراک، غرب دشت ارژن، بوانات- سیمکان (لاک پشتی) ، پاسارگاد (قرق ابوالمهدی) و صدرا) جمع آوری شدند. پس از خشک کردن نمونه های گیاهی، از قسمت های هوایی آنها با استفاده از روش تقطیر با آب اسانس گیری شد و ترکیب های تشکیل دهنده اسانس با دستگاه های کروماتوگرافی گازی متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) و کروماتوگرافی گازی (GC) ، شناسایی و تعیین مقدار گردید. عصاره متانولی به روش خوابانیدن در حلال تهیه و با کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) برای ترکیب های پلی فنولی آنالیز شد. بازده اسانس ها از 21/0% تا 34/0% برحسب وزن خشک گیاه (وزنی/وزنی) بدست آمد. ترکیب های عمده اسانس ان-دکان، ان-دودکان، جرماکرن دی، ان-هگزادکانوئیک اسید، بتا-کاریوفیلن، بی سیکلوجرماکرن، فیتول، ان-تری کوزان، ان-پنتا کوزان، ان-هنئی کوزان و کاریوفیلن اکسید بودند. دوازده ترکیب عمده با استفاده از نرم افزار Minitab V. 14 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با وجود اختلاف ارتفاع و آب و هوا، منطقه صدرا از نظر ترکیب های شیمیایی قرابت بیشتری به دو منطقه دراک و لاک پشتی بوانات دارد. استانداردهای گالیک اسید، کوئرستین، کاتچین، کافئیک اسید و کلروجنیک اسید در طول موج های 280 و 320 نانومتر بررسی شدند. میزان این پلی فنل ها در مناطق مختلف متفاوت بودند. نتایج ما نشان داد که ارتفاع و شرایط آب و هوایی در هر یک از این مناطق باعث تغییر در ترکیب های پلی فنولی می شود.
    کلیدواژگان: اسانس، ترکیب های شیمیایی، ترکیب های پلی فنولی، عصاره، Marrubium astracanicum Jacq. (فراسیون)
  • رامین رضائی ، سید علیرضا ولدآبادی، امیرحسین شیرانی راد، سعید سیف زاده، اسماعیل حدیدی ماسوله صفحات 547-564
    به‎منظور ارزیابی اثرات کاربرد کودهای بیولوژیک و مقادیر متفاوتی از انواع کود اوره تحت تنش کم‎آبی بر عملکرد، کارایی مصرف نیتروژن و مواد موثره در گیاه دارویی گل ‎همیشه‎بهار (Calendula officinalis L.) ، آزمایشی طی دو ‎سال زراعی (1395-1394 و 1396-1395) در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین-پیشوا اجرا شد. آزمایش به‎‎صورت اسپلیت پلات در قالب طرح پایه بلوک‎های کامل تصادفی در سه تکرار انجام گردید. تیمارهای آزمایشی شامل سطوح کم‎آبی به‎عنوان عامل اصلی در دو سطح، عدم ‎تنش کم‎آبی (شاهد) و قطع آبیاری در مرحله غنچه دهی، همچنین سطوح کود بیولوژیک در چهار‎ سطح به‎عنوان عامل‎فرعی (عدم‎‎مصرف (شاهد) ، کاربرد ازتوباکتر ‎ (کروکوکوم) ، کاربرد آزوسپیریلوم ‎ (برازیلنس) و تلفیق ازتوباکتر و آزوسپیریلوم بود. انواع کود اوره نیز در چهار‎ سطح به‎عنوان عامل فرعی‎فرعی شامل عدم‎مصرف (شاهد) ، مقدار توصیه شده کود اوره با پوشش گوگردی (175 کیلوگرم در هکتار براساس توصیه کودی) ، 75‎% مقدار توصیه شده کود اوره با پوشش گوگردی (131 کیلوگرم در هکتار) و مقدار توصیه شده کود اوره بدون پوشش (فرم رایج منطقه) به‎میزان 175 کیلوگرم در هکتار بود. نتایج نشان داد که قطع آبیاری در مرحله غنچه‎دهی منجر به کاهش عملکرد گل، عملکرد بیولوژیک، میزان نیتروژن، کارایی استفاده از نیتروژن (کارایی زراعی) و کارایی جذب نیتروژن گردید. اما منجر به افزایش کارایی مصرف نیتروژن، آلفا‎-کادینول و مورولول شد. همچنین در هر دو سال آزمایش کاربرد تلفیق ازتوباکتر و آزوسپیریلوم به همراه مقدار توصیه شده کود اوره با پوشش گوگردی منجر به افزایش میزان آلفا‎-کادینول گردید. بیشترین میزان کارایی استفاده از نیتروژن در شرایط عدم‎تنش کم‎آبی و استفاده از کود بیولوژیک تلفیق ازتوباکتر و آزوسپیریلوم و کاربرد 75‎% مقدار توصیه شده کود اوره با پوشش گوگردی بدست آمد. در سال دوم عدم ‎تنش کم‎آبی و استفاده از کود بیولوژیک تلفیق ازتوباکتر و آزوسپیریلوم با مقدار توصیه شده کود اوره با پوشش گوگردی نیز منجر به کاهش معنی‎دار کارایی مصرف نیتروژن گردید. در سال اول و دوم نیز عدم‎ تنش کم‎آبی و کاربرد تلفیق ازتوباکتر و آزوسپیریلوم و مقدار توصیه شده کود اوره با پوشش گوگردی منجر ‎به افزایش عملکرد‎ گل و عملکرد بیولوژیک شد.
    کلیدواژگان: عملکرد گل، ازتوباکتر، آزوسپیریلوم، کود اوره با پوشش گوگردی، کارایی مصرف نیتروژن
  • فهیمه هلالی سلطان احمدی ، محمدرضا عامریان، مهدی قیاسی، حمید عباس دخت صفحات 565-578
    استفاده از مواد آلی و نانو کودها به منظور کنترل دقیق آزادسازی عناصر غذایی می تواند گامی موثر برای دستیابی به کشاورزی پایدار و سازگار با محیط زیست باشد. تنش خشکی مهمترین عامل محدودکننده رشد و عملکرد گیاهان دارویی ازجمله همیشه بهار (Calendula officinalis L.) است. این آزمایش در شرایط مزرعه ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار به صورت مرکب (تکرار در مکان) واقع در مزرعه تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی ارومیه و سلماس اجرا شد. فاکتور اول نحوه آبیاری در دو سطح شامل آبیاری و قطع آبیاری در مرحله شروع گلدهی و فاکتور دوم پیش تیمار بذرها در هفت سطح شامل بذرهای تیمار شده با کودهای نانو (اکسید آهن، اکسید روی و اکسید بر با غلظت دو در هزار) و پرایم شده با مواد آلی (اسید هیومیک 72 میلی گرم در لیتر، اسید سالیسیلک 2000 میکرومول و اسید آسکوربیک ppm200) و شاهد بود. نتایج تجزیه مرکب داده های آزمایش حکایت از این داشت که استفاده از پیش تیمار بذرها با مواد نانو و پیش تیمار با مواد آلی در صفاتی مانند ارتفاع بوته، تعداد کاپیتول، وزن تر و خشک بوته، وزن تر و خشک ریشه، عملکرد دانه، شاخص برداشت، درصد اسانس و درصد عنصر معدنی فسفر واکنش مثبتی نشان داده و بهترین واکنش از کاربرد پیش تیمار اسید سالسیلیک و نانو اکسیدروی دیده شد و باعث افزایش و بهبود صفات یادشده و عملکرد کمی و کیفی همیشه بهار به ویژه در شرایط تنش خشکی می گردد و کاربرد آن در راستای کشاورزی پایدار و ارگانیک قابل توصیه می باشد.
    کلیدواژگان: تیمار قبل از کاشت، نانو کود، اسید های آلی، تنش خشکی، درصد اسانس، فسفر
  • فاطمه سفیدکن، پروین صالحی شانجانی ، سمیه فکری قمی صفحات 579-593
    یکی از مهمترین روش های حفظ و بقای گیاهان در طبیعت، کشت و اهلی کردن گونه های گیاهی و انتخاب بهترین جمعیت می باشد. با توجه به لزوم کشت و اهلی کردن گیاهان دارویی، در این تحقیق 22 جمعیت Achillea wilhelmsii C. Koch در ایستگاه تحقیقات البرز (موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور) کاشته شده و مورد ارزیابی قرار گرفت. این تحقیق در قالب طرح بلوک کاملا تصادفی در سال 94-1392 انجام شد. به منظور بررسی و مقایسه صفات مورفولوژیک جمعیت های مختلف این گیاه، در زمان 50% گلدهی، صفاتی مانند ارتفاع بوته، سطح تاج پوشش، تعداد ساقه اصلی، تعداد کلاپرک در بوته، تعداد گلچه در کلاپرک، وزن تر و خشک بوته و بازده اسانس اندازه گیری شد. اسانس گیری به روش تقطیر با آب و با دستگاه کلونجر انجام شد. تجزیه واریانس و مقایسه میانگین صفات مورد مطالعه نشان داد که تفاوت بین صفات در جمعیت های مختلف در سطح احتمال 1% معنی دار بودند. نتایج نشان داد که جمعیت سقز1 بیشترین ارتفاع بوته، وزن خشک بوته، تعداد کلاپرک و گلچه و میزان اسانس را داشت. همبستگی صفات مورد مطالعه با یکدیگر نیز در سطح احتمال 1% معنی دار بود، البته همبستگی معنی داری میان بازده اسانس با دیگر صفات بجز تعداد کلاپرک وجود نداشت. با استفاده از تجزیه به مولفه های اصلی، 5 مولفه اول 99% از کل واریانس متغیرها را توجیه کردند که صفات سطح تاج پوشش، ارتفاع بوته، تعداد ساقه، تعداد کلاپرک، وزن تر و خشک بوته با ضریب مثبت مهمترین نقش را در تبیین مولفه اول داشتند و 75% از واریانس متغیرها را توجیه نمودند. در تجزیه خوشه ای، اکسشن ها در 3 گروه متفاوت قرار گرفتند که اکسشن سقز1 به طور شاخص در خوشه جداگانه ای قرار گرفت.
    کلیدواژگان: بومادران (Achillea wilhelmsii C. Koch)، همبستگی صفات، تجزیه خوشه ای، اکسشن
  • سارا حیدری مقدم، نجمه عظیمی زاده ، حمید محمدی صفحات 594-603
    به علت محدودیت استفاده از سموم در کنترل آفات انباری و خطر ایجاد مسمومیت توسط سموم شیمیایی برای جانوران خونگرم نیاز به استفاده از سموم با خطر کمتر، ازجمله ترکیب های گیاهی بیش از پیش احساس می گردد. عصاره ها و اسانس های گیاهی سازگار با طبیعت هستند و در انبارهای مواد غذایی می توان از آنها برای مبارزه با آفات انباری استفاده کرد. در این تحقیق سمیت تنفسی اسانس گیاهان زیره سبز (Cuminum cyminum L.) و رزماری (Rosmarinus officinalis L.) و سمیت گوارشی عصاره گیاه زیره سبز روی شب پره آرد Ephestia kuehniella (Zeller) بررسی شد. عصاره گیری از زیره سبز به روش الکلی انجام و اسانس های زیره سبز و رزماری با استفاده از دستگاه کلونجر استخراج شد. عصاره زیره سبز با جیره غذایی مخلوط و در اختیار آفت قرار گرفت، ولی اسانس ها به روش تنفسی یا تدخینی استفاده شدند. آزمایش ها در شرایط کنترل شده (دمای oC1±27، رطوبت 5±50% و دوره نوری 14:10 (تاریکی: روشنایی) ) انجام شد. تاثیر هر یک از مواد روی درصد مرگ و میر لاروها و شفیره ها و طول دوره لاروی، بررسی و با یکدیگر مقایسه شد. نتایج نشان داد، اسانس زیره سبز نسبت به عصاره زیره سبز و اسانس رزماری بیشترین درصد کشندگی را روی آفت دارد. بنابراین با توجه به تاثیر مثبت این ترکیب ها در تلفات آفت، استفاده از این عصاره و اسانس های گیاهی ضمن مطالعات بیشتر می تواند گزینه مناسبی برای کنترل آفات در انبارهای مواد غذایی، سیلوها، سایر مکان های بسته و… باشد.
    کلیدواژگان: شب پره آرد (Ephestia kuehniella (Zeller))، زیره سبز (Cuminum cyminum L.)، رزماری (Rosmarinus officinalis L.)، سمیت گوارشی، سمیت تنفسی
  • جمیله نظری، وحیده پیام نور ، محمدرضا کاوسی، جهانبخش اسدی صفحات 604-616
    گلسنگ ها زیست بوم های کوچکی هستند که شامل دو موجود همزیست قارچی و جلبکی می باشند. آنها به عنوان یکی از منابع سرشار از ترکیب های طبیعی با خاصیت آنتی توموری، آنتی بیوتیکی و همچنین آنتی اکسیدانی شناخته شده اند که از برخی از آنها به عنوان دارو و برای درمان بیماری های خاص استفاده می شود. این پژوهش با هدف شناسایی و تعیین میزان بتولین، بتولینیک اسید و ارزیابی فعالیت آنتی اکسیدانی گلسنگ پوست زی درخت توس (. Betula pendula Roth) و همچنین قارچ همراه آن انجام شد. مشخص گردید که گلسنگ جدا شده از پوست این درخت، گلسنگ های برگی دارای ترکیب های بیواکتیو، تحت عنوان Ramalina sinensis می باشد. قارچ همراه با گلسنگ حاوی ماده موثره با روش مولکولی Arthrinium arundinis شناسایی شد. این قارچ جزء قارچ های آسکومیست بوده و برای اولین بار با کد MG198621 در سایت NCBI ثبت گردید. از گلسنگ و قارچ همراه آن عصاره گیری شد و با استفاده از دستگاه HPLC میزان اسید بتولینیک و بتولین آن تعیین شد. اسید بتولینیک و بتولین جزء ترپن ها بوده و به عنوان عامل ضد سرطانی قوی شناخته شده است. در بافت گلسنگ R. sinensis (به ترتیب 2. 17% و 0. 075%) و در قارچ همراه آن A. arundinis (به ترتیب 1. 6% و 0. 025%) به میزان قابل توجهی اندازه گیری شد. به این ترتیب گلسنگ و قارچ همراه آن برای نخستین بار به عنوان منابع جدید حاوی این دو ماده موثره معرفی می شوند. اندازه گیری خاصیت آنتی اکسیدانی عصاره گلسنک و قارچ همراه آن با استفاده از دو حلال متانول و اتانول آزمون شد. مشخص گردید که عصاره گلسنگ و قارچ همراه آن، علاوه بر داشتن متابولیت های ثانویه با ارزش دارای خاصیت آنتی اکسیدان بوده که توانایی حذف رادیکال های آزاد سمی را دارند. این نتایج می تواند در عرصه پزشکی و صنعت اثرهای ارزنده ای داشته باشد.
    کلیدواژگان: اسید بتولینیک، بتولین، آنتی اکسیدان، توس (.Betula pendula Roth)، گلسنگ
  • حیدر مفتاحی زاده، یوسف حمید اوغلی، محمدحسن عصاره ، محید جوانمرد داخلی صفحات 617-628
    این پژوهش به منظور بررسی اثر تاریخ کشت و رژیم های مختلف آبیاری بر خصوصیات فیتوشیمیایی 3 ژنوتیپ گیاه گوار به صورت طرح کرت های دو بار خرد شده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با 2 تیمار تاریخ کشت به عنوان عامل اصلی، 4 تیمار رژیم آبیاری به عنوان عامل فرعی و 3 ژنوتیپ به عنوان عامل فرعی- فرعی در 3 تکرار انجام شد. بعد از برداشت بذر، عصاره اتانولی تهیه گردید و مهمترین شاخص های فیتوشیمیایی شامل میزان فنول، تانن، ظرفیت آنتی اکسیدانی (DPPH) ، درصد پروتئین و ویسکوزیته اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که تاریخ کشت و رژیم های مختلف آبیاری بر روی تمامی صفات فیتوشیمیایی اثر معنی داری در سطح 1% داشت. درصد پروتئین بذر و درصد صمغ (گالاکتومانان) تحت تاثیر تاریخ کشت و رژیم های مختلف آبیاری قرار گرفت. درصد گالاکتومانان از 33. 8-28% متغیر بوده که بیشترین میزان را تیمار اثرات متقابل تاریخ کشت دوم در رژیم آبیاری 4 مرحله ای با 33. 8% به خود اختصاص داد. در بین ژنوتیپ های مورد بررسی، ژنوتیپ سوم (RGC-1066) بیشترین میزان ظرفیت آنتی اکسیدانی و درصد پروتئین صمغ را به خود اختصاص داده است. در مورد سایر خصوصیات مورد بررسی، تفاوت معنی داری بین ژنوتیپ ها وجود نداشت. در مجموع، تاریخ کشت دوم (اوایل مردادماه) ، RGC-1066 و رژیم آبیاری 4 مرحله ای بهترین تیمارها از نظر خصوصیات مورد بررسی بودند. نتایج این مطالعه نشان داد که کاشت گوار در منطقه مورد مطالعه، از نظر درصد پروتئین و ویسکوزیته صمغ مثبت ارزیابی می شود و توسعه کاشت آن می تواند در برنامه زراعی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: گوار (Cyamopsis tetragonoloba L.)، تاریخ کشت، DPPH، صمغ، آنتی اکسیدان، ویسکوزیته
  • حمید ملاحسینی، محمد فیضیان ، سعید دوازده امامی، ابراهیم مهدی پور صفحات 629-644
    این پژوهش به منظور بررسی چگونگی پوشش نانو اکسید سیلیسیم با اسید هیومیک و اسید سالیسیلیک و تاثیر آن در افزایش تحمل به شوری گیاه سیاهدانه (Nigella sativa L.) در شرایط آزمایشگاهی و گلخانه ای در سال زراعی 96-1395 انجام شد. شرایط آزمایشگاهی با پوشش نانو اکسید سیلیسیم در غلظت های مختلف اسید هیومیک (40 تا 1600 میلی گرم در لیتر) با حضور اسید سالیسیلیک و در زمان های مختلف (0. 5 تا 120 ساعت) به ترتیب برای حداکثر پوشش و انرژی جذب و شرایط گلخانه ای در قالب طرح اسپیلیت پلات بر پایه بلوک های کامل تصادفی در 4 تکرار برای آزمون اثربخشی نانو اکسید سیلیسیم پوشش دار اجرا گردید. تیمار شوری در 3 سطح شامل 2، 3. 5 و 5 دسی زیمنس بر متر با آب آبیاری و تیمار نانو اکسید سیلیسیم پوشش دار در 4 سطح شامل 0. 25، 0. 5 و 0. 75 گرم در لیتر در دو مرحله چند برگی (15 روز پس از کاشت نشاء) و گلدهی (50 روز پس از کاشت نشاء) در آب آبیاری اعمال شدند. بررسی نتایج آزمایشگاهی نشان داد که با افزایش غلظت و زمان تماس اسید هیومیک، میزان جذب کربن از 7. 6 به 11. 9 میلی گرم بر گرم افزایش یافت ولی اندازه نانو ذرات در حدود 20 تا 30 نانومتر بود. ارزیابی نتایج گلخانه ای نشان داد که وزن خشک اندام هوایی، ریشه، ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی اولیه، رطوبت نسبی برگ و پتاسیم برگ با افزایش شوری کاهش و با کاربرد نانو ذره پوشش دار در غلظت 0. 5 گرم در لیتر افزایش معنی دار داشتند. به طوری که وزن خشک اندام هوایی در غلظت 0. 5 گرم در لیتر نانو ذره پوشش دار در شوری های 3. 5 و 5 دسی زیمنس بر متر اختلاف معنی دار نداشت. بنابراین نتیجه گیری می شود که با پوشش نانو اکسید سیلیسیم توسط اسید هیومیک و اسید سالیسیلیک می توان با کاهش مقدار و دفعات مصرف مواد مذکور، تحمل به شوری گیاه سیاهدانه را افزایش داد.
    کلیدواژگان: سیاهدانه (Nigella sativa L.)، نانو اکسید سیلیسیم، اسید سالیسیلیک، اسید هیومیک
  • مریم روستایی ، سینا فلاح، علی عباسی سورکی، علی تدین صفحات 645-661
    کودهای آلی می توانند به عنوان جایگزین کودهای شیمیایی در کشاورزی پایدار استفاده شوند. از سوی دیگر کشت مخلوط در مقایسه با کشت خالص، یک راهبرد امیدوارکننده برای تولید غذا با اتکای کمتر بر کودهای شیمیایی است. به منظور ارزیابی اثر کشت مخلوط بر عملکرد و اسانس شوید (Anethum graveolens L.) تحت تاثیر کودهای آلی و شیمیایی، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی شهرکرد در سال 1396 انجام شد. کشت خالص سویا (S) ، کشت خالص شوید (D) و سه الگوی کشت این دو گیاه (S: D، 1:1، 1:2 و 2:1) به عنوان فاکتور اول و دو منبع کودی (شیمیایی و مرغی) به عنوان فاکتور دوم در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که بیشترین عملکرد ماده خشک شوید (1001. 48 کیلوگرم در هکتار) و بیشترین عملکرد اسانس (18. 47 کیلوگرم در هکتار) در تیمار دو ردیف سویا+ یک ردیف شوید مشاهده شد. بیشترین درصد اسانس (2. 64%) در کشت خالص تحت تغذیه کود آلی بدست آمد. بیشترین تعداد غلاف در بوته (47. 5 عدد) و عملکرد دانه سویا (2192 کیلوگرم در هکتار) به تیمار یک ردیف سویا + دو ردیف شوید حاوی کود مرغی اختصاص داشت. بیشترین نسبت برابری زمین (1. 19) در تیمار دو ردیف سویا+ یک ردیف شوید حاوی کود آلی حاصل شد. براساس نتایج بدست آمده، تیمار دو ردیف سویا+ یک ردیف شوید تحت تغذیه کود آلی با داشتن حداکثر نسبت برابری زمین و میزان زیاد اسانس شوید، تیمار برتر بود.
    کلیدواژگان: اسانس، زراعت ارگانیک، شوید (Anethum graveolens L.)، عملکرد، کود مرغی
  • فاطمه نصرتی، براتعلی فاخری، محمود سلوکی، نفیسه مهدی نژاد ، محرم ولی زاده صفحات 662-671
    توسعه و اجرایی شدن برنامه های اثربخش و مفید در راستای احیاء، حفاظت و بهره برداری مناسب از گونه های دارویی تنها با شناسایی ویژگی های گیاهی و اکولوژیکی میسر است. گیاه انزروت (Astragalus fasciculifolius Bioss) از خانواده بقولات (Fabaceae) گونه دارویی ارزشمندی است که از نظر ترکیب هایی مانند ساپونین ها، فلاونوییدها و پلی ساکاریدها نقش موثری در درمان بیماری های قلبی، بازدارندگی رشد سلول های سرطانی و از بین بردن اثرات شیمی درمانی دارد. در این بررسی نقشه پراکندگی این گونه با استفاده از منابع موجود تهیه گردید. سپس خصوصیات اقلیمی، تجزیه فیزیکی و شیمیایی خاک، مراحل مختلف فنولوژیکی و گیاهان همراه در منطقه ثبت شد. نتایج این بررسی نشان داد این گیاه در شهرستان های خاش، سراوان، سوران و مهرستان پراکنش دارد. پهنه بندی اقلیمی این مناطق در بلوچستان براساس ضریب خشکی دومارتن از نوع اقلیم خشک می باشد. متوسط میزان بارندگی سالیانه این رویشگا ها 52 میلی متر، رطوبت نسبی 20% و دمای متوسط آن oC25 است. این گونه به طور عمده در ارتفاع 1300 تا 1500 متر از سطح دریا، در دامنه ها و عمدتا در آبراهه ها در بستر رودخانه های فصلی و در تمامی جهات به ویژه جهت شمالی و شیب صفر تا 75% پراکنش دارد. خاک رویشگاه عمدتا دارای بافت شنی لومی با اسیدیته 6. 73 تا 8. 23، هدایت الکتریکی dS/m0. 56 تا 06/1 و مقدار آهک 30. 64 تا 50. 62% می باشد. انزروت گونه ای مقاوم به خشکی است و در شرایط اقلیمی خشک با متوسط بارندگی سالیانه کمتر از30 میلی متر قادر به رویش است.
    کلیدواژگان: انزروت (Astragalus fasciculifolius Bioss.)، بوم شناسی فردی، پراکندگی، سیستان و بلوچستان، ویژگی های رویشگاهی
  • علیرضا قنبری ، رحیم موید امینی، اصغر استاجی، سمیه فهیم، حسن قربانی قوژدی صفحات 672-683
    خیار آب پران (Ecballium elaterium (L.) Rich. ) از تیره Cucurbitaceae و گونه وحشی بوده که بومی مناطق معتدل آسیا، شمال آفریقا و اروپا می باشد. این گیاه یکی از ذخایر مهم دارویی در دنیا محسوب می شود. در این تحقیق صفات مورفولوژیکی و بیوشیمیایی اکوتیپ های خیار آب پران از سه رویشگاه طبیعی آن در استان اردبیل شامل مناطق گرمی، بیله سوار و پارس آباد (از هر منطقه 10 جمعیت) بررسی شدند. نتایج نشان دادند که اکوتیپ های پارس آباد دارای میوه های بزرگتر و میزان کلروفیل و کاروتنوئید بیشتری بودند. از آن جایی که تنوع ژنتیکی این گیاه در منابع جهانی به صورت جامع بررسی نشده، ازاین رو در این پژوهش تنوع ژنتیکی سه اکوتیپ خیار آب پران با استفاده از 13 نشانگر ISSR بررسی شد و برای ارزیابی شباهت ژنتیکی میان نمونه ها از تجزیه خوشه ای به روش جاکارد استفاده گردید. آغازگر ISSR13 بیشترین چندشکلی (46%) را بین آغازگرها نشان داد. تجزیه نتایج مولکولی توده های خیار آب پران نشان داد که کمترین شباهت ژنتیکی بین دو اکوتیپ از جمعیت بیله سوار و گرمی دیده شد. تجزیه خوشه ای داده های مولکولی نیز نمونه ها را در پنج گروه دسته بندی کرد. نتایج نشان داد که نشانگر ISSR به عنوان یک نشانگر مناسب قادر است تنوع ژنتیکی موجود بین اکوتیپ های گیاه خیار آب پران را آشکار کند.
    کلیدواژگان: Ecballium elaterium (L.) Rich، مورفولوژیکی، بیوشیمیایی، نشانگر مولکولی، نشانگر ISSR
  • الهام هرمزی نژاد، مریم ذوالفقاری ، محمد محمودی سورستانی، نعیمه عنایتی ضمیر صفحات 684-696
    به منظور بررسی تاثیر باکتری های محرک رشد و کود شیمیایی بر رشد، عملکرد، گلدهی و برخی ویژگی های بیوشیمیایی گیاه دارویی همیشه بهار (Calendula officinalis L.) آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 5 تیمار و 4 تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز در سال 95-1394 انجام شد. تیمارهای مورد بررسی در این آزمایش شامل باکتری های انتروباکترکلوزه R13، انتروباکترکلوزه R33، گونه ای از سودوموناس، کود شیمیایی کامل و شاهد (بدون کود و باکتری) بود. نتایج این پژوهش نشان داد که بیشترین تعداد گل در مترمربع، تعداد برگ، تعداد انشعابات شاخه های اصلی و فرعی، قطر نهنج، قطر کاپیتول گل و قطر دمگل در تیمار انتروباکترکلوزه R13 و بیشترین وزن تر و خشک کاپیتول گل در تیمار انتروباکترکلوزه R33 بدست آمد. همچنین بیشترین درصد فسفر و نیتروژن برگ، کلروفیل و کاروتنوئید برگ در کرت های مایه زنی شده با انتروباکترکلوزه R13 اندازه گیری شد. بیشترین میزان فنل کل در تیمارهای انتروباکتر مشاهده شد و تیمار شاهد کمترین میزان فنل کل را نشان داد. نتایج مقایسه میانگین ها نشان داد که در بیشتر شاخص های مورد بررسی تیمار انتروباکترکلوزه R33 اثری مشابه با انتروباکترکلوزه R13 داشته و تفاوت معنی داری بین آنها وجود نداشت. با توجه به نتایج مثبت و افزایشی باکتری ها بر شاخص های مورد بررسی گیاه دارویی همیشه بهار، می توان گفت باکتری های بکار رفته در این تحقیق می توانند به عنوان یک جایگزین مناسب برای کود شیمیایی ضمن کاهش مصرف کودهای شیمیایی، تضمین کننده تولید گیاهان دارویی عاری از مواد شیمیایی باشند.
    کلیدواژگان: همیشه بهار (Calendula officinalis L.)، کود شیمیایی، انتروباکترکلوزه، سودوموناس، شاخص های رشد
  • امین پسندی پور، حسن فرح بخش صفحات 697-709
    گیاهان عالی موجودات زنده خوداتکایی هستند که می توانند ترکیب های آلی خود را از عناصر غذایی معدنی جذب نموده از محیط بسازند. بنابراین دسترسی کافی به سطحی مطلوب از عناصر غذایی در محیط بسیار با اهمیت می باشد. هدف اصلی این مطالعه تعیین نیاز غذایی اکوتیپ های مختلف گیاه دارویی- صنعتی حنا (بم، شهداد و رودبار) براساس عناصر پرمصرف نیتروژن، فسفر و پتاسیم (K: P: N، 0:0: 0، 100:50: 50، 200:100: 100، 300:200: 150 Kg ha-1) در شرایط آب و هوایی شهر کرمان بوده است. نتایج نشان داد که اثر متقابل اکوتیپ در کود تنها در مورد پارامترهای عملکرد خشک برگ و عملکرد خشک کل در سطح احتمال 5% معنی دار شد. مقایسه میانگین اثر متقابل اکوتیپ در کود نشان داد هر سه اکوتیپ مورد بررسی در نسبت کودی 300:200: 150 دارای بیشترین عملکرد خشک برگ بوده و از لحاظ آماری اختلاف معنی داری نیز با یکدیگر نداشتند. اثر ساده اکوتیپ روی فتوسنتز خالص و هدایت روزنه ای معنی دار بوده و بیشترین میانگین این صفات مربوط به اکوتیپ شهداد بود. در این مطالعه اثر ساده کود برای تمامی صفات مورد بررسی بجز سطح ویژه برگ و وزن مخصوص برگ معنی دار گردید. مقایسه میانگین تیمارهای مختلف کودی نشان داد که بیشترین میانگین شاخص سطح برگ، فتوسنتز خالص و هدایت روزنه ای مربوط به نسبت کودی 300:200: 150 بوده، در حالی که صفات سرعت تعرق و سرعت رشد محصول در نسبت های 300:200: 150 و 200:100: 100 تفاوت معنی داری باهم نداشتند. به طور کلی برای دستیابی به حداکثر سرعت رشد محصول و شاخص سطح برگ مناسب برای تولید بیشترین عملکرد خشک برگ حنا در اکوتیپ های شهداد و رودبار نسبت کودی 300:200: 150 و در اکوتیپ بم نسبت کودی 200:100: 100 در شرایط مشابه با این مطالعه مناسب به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: آنالیز رشد، سرعت تعرق، شاخص رشد، عملکرد، نیاز غذایی
|
  • V. Rowshan , A. Bahmanzadegan Jahromiorcid , F. Zareiyan, A. Hatami, L. Jowkar Pages 535-546
    Marrubium astracanicum Jacq. is belonging to the Lamiaceae family. In this study, five populations of M. astracanicum (Derak, the west of Dasht Arjan, Bavanat-Simakan (Lakposhti), Ghorogh Abolmahdi (Pasargad) and Sadra areas) from Fars province were collected. After drying the plant samples, the essential oils (EOs) were extracted from the aerial parts by using the Clevenger Apparatus, and analyzed by Gas Chromatography (GC-FID) and Gas Chromatography/Mass Spectrometry (GC/MS). Methanolic extract was prepared by maceration method and analyzed by HPLC for polyphenolic compounds. EO yields were from 0.21 to 0.34% (w/w) based on dried material. The major constituents of the EOs were n-decane, n-dodecane, germacreneD, n-hexadecanoicacid, (E)-caryophyllene, bicyclogermacrene, phytol, n-tricosane, n-pentacosane, n-heneicosane and caryophyllene oxide. The 12 major compounds were analyzed by Minitab V.14 software. The findings of chemical compounds showed that despite the difference in height and climate, Sadra region was more similar to Derak and Lakposhti Bavanat. The standards of gallic acid, quercetin, catechin, caffeic acid chlorogenic acid were measured in the wavelengths of 280nm and and 320nm. The amount of polyphenols varied in different areas. Our results showed that the height and climate in each area caused the variation of polyphenolic compounds.
    Keywords: Essential oil, chemical compounds, polyphenolic compounds, extract, Marrubium astracanicum Jacq
  • R. Rezaei , S.A.R. Valadabadi, A.H. Shirani Rad, S. Sayfzadeh, E. Hadidi Masouleh Pages 547-564
    In order to investigate the effects of biological fertilizers application and various amounts of urea fertilizers under the water stress conditions on yield, nitrogen use efficiency, and effective ingredients of Calendula officinalis L., an experiment was implemented during the two cultivation years of 2015-2106 and 2016-2017. The study was conducted at the research farm of Islamic Azad University, Varamin-Pishva Branch. The experiment was performed in three replications as a split-split plot in a completely randomized blocks design. The experimental treatments included two levels of water stress as (the main factor): the absence of water stress (control) and irrigation cut off at the budding stage, as well as, four levels of biological fertilizers (as sub-factor) (no use), the application of Azotobacter (Chroococum), the application of Azospirillum (Brasilense), and combined application of Azotobacter and Azospirillum. Urea fertilizer sources were also classified (sub-factor) in four levels including no use (control), recommended amount of sulfur coated urea fertilizer (175 kg/ha of recommended amount of fertilizer), 75% of recommended amount of sulfur coated urea fertilizer (131 kg/ha), and the recommended amount of urea fertilizer without coating at 175 kg/ha. The results showed that irrigation cut off at budding stage resulted in reduced flower yield, biological yield, the amount of nitrogen, nitrogen use efficiency (crop efficiency), and nitrogen uptake efficiency. However, it resulted in the increased nitrogen use efficiency, α-cadinol, and morolol. In addition, in both years of experiment, the combined use of Azotobacter and Azospirillum, along with the recommended amount of sulfur coated urea fertilizer resulted in the increased content of α-cadinol. The highest nitrogen use efficiency was achieved under non-water stress conditions and the combined use of bio-fertilizer (Azotobacter and Azospirillum) and the use of 75% of the recommended amount of sulfur coated urea fertilizer. In the second year, the lack of water stress and the combined use of bio-fertilizer (Azotobacter and Azospirillum) and the recommended amount of sulfur coated urea fertilizer also resulted in a significant reduction in nitrogen use efficiency. In the first and second years, the lack of water stress and the combined use of Azotobacter and Azospirillum and the recommended amount of sulfur coated urea fertilizer resulted in increased flower yield and biological yield.
    Keywords: Flower yield, Azotobacter, Azospirillum, sulfur coated urea fertilizer, nitrogen use efficiency
  • F. Helali Soltanahmadi , M.R. Amerian, M. Ghiyasi, H. Abasdokht Pages 565-578
    The use of organic materials and nano-fertilizers to control the release of nutrients could be an effective step towards achieving sustainable agriculture. Drought stress is the most important factor limiting the growth and yield of medicinal plants including marigold (Calendula officinalis L.). This experiment was conducted under field conditions in a factorial arrangement in a randomized complete block design with three replications (replication in place) in the Research Farm of the Urmia and Salmas Agricultural Research Center. The first factor was irrigation method at two levels including normal irrigation and irrigation cut in the beginning of flowering, and the second factor was priming treatments in seven levels including the seeds primed with nano fertilizers (iron oxide, zinc oxide and oxide with concentrations of two in thousands) and the seeds primed with organic material (humic acid, 72 mg/L, salicylic acid 2000 micromole and ascorbic acid 200ppm) and control. The results indicated that the priming of seeds with nano materials and priming with organic materials caused an increased plant height, number of capitol, fresh and dry weight of the plant, fresh and dry weight of root, grain yield, harvest index, essential oil percentage, and mineral phosphorus percentage as well as increased quantitative and qualitative yield of marigold, especially in drought stress conditions. Therefore, its application could be recommended for sustainable and organic agriculture.
    Keywords: Priming, nano-fertilizer, organic acids, drought stress, essential oil percentage, phosphorous
  • F. Sefidkon, P. Salehi Shanjani , S. Fekri Qomi Pages 579-593
    One of the most important methods of conservation and survival of plants in nature is the cultivation and domestication of plant species to select the best population. According to the necessity of cultivating and domesticating medicinal plants, in this research, 22 accessions of Achillea wilhelmsii C. Koch were planted and evaluated in the Alborz Research Station, Research Institute of Forests and Rangelands. This research was performed in a randomized complete block design during 2013-2015. In order to study and compare the morphological characteristics of different accessions of this plant, the plant height, canopy cover, number of main stems, number of capitol per plant, number of florets in capitol, plant fresh and dry weight, and essential oil content were measured at 50% flowering. The extraction was carried out by water distillation method with Clevenger. Analysis of variance and mean comparison showed that the difference among the accessions was significant at 1% level. The results showed that Saqez 1 had the highest plant height, plant dry weight, number of capitol and florets and essential oil content. The correlation between the study characteristics was significant at 1% level; however, no significant correlation was found between essential oil content and other characteristics except for the number of capitol. Using the principal component analysis, the first five components explained 99% of the total variance of the variables. Canopy cover, plant height, number of stems, number of capitol, and plant fresh and dry weight, with a positive coefficient, had the most important role in explaining the first component and explained 75% of the variance of the variables. In the cluster analysis, the accessions were divided into three groups, and the Saqez1 accession was placed in a separate cluster as an indicator.
    Keywords: Achillea wilhelmsii C. Koch, correlation, analysis cluster, accession
  • S. Heydari Moghadam, N. Azimizadeh , H. Mohammadi Pages 594-603
    Due to the limitation of using poisons in controlling storage pests and the risk of creating intoxication by chemical poisons for endotherms, the need to use poisons with lower risk such as plant compounds is felt more than before. Plant extracts and essential oils are consistent with nature and they could be used in foodstuff for pest control. In this study, the respiratory toxicity of essential oils of Cuminum cyminum L. and Rosmarinus officinalis L. and oral toxicity of C. cyminum extract were examined on Ephestia kuehniella (Zeller). Extraction from C. cyminum was done by the alcoholic method and essential oils of C. cyminum and R. officinalis were extracted using Clevenger apparatus. The C. cyminum extract was provided for pests through food plates, but essential oils were used by fumigation method. The experiments were performed in controlled laboratory conditions at a temperature of 27±1ºC and a relative humidity of 50±5% and a photoperiod of 14 hours of light and 10 hours of darkness. The impact of each material on the mortality percentage of larva and pupas and the length of larval period were studied and compared with each other. According to the results, the essential oil of C. cyminum showed the highest mortality percentage on the pests as compared with the essential oil of C. cyminum extract and R. officinalis. Therefore, regarding the positive impact of these combinations on pest losses, the use of this extract and essential oils could be a good alternative to control pests in food stores, silos etc.
    Keywords: Ephestia kuehniella (Zeller), Cuminum cyminum L, Rosmarinus officinalis L, respiratory toxicity, oral toxicity
  • J. Nazari, V. Payamnoor , M.R. Kavosi, J. Asadi Pages 604-616
    Lichens are small environments containing two fungus and algae symbiosis. They are one of the richest sources of natural ingredients with anti-tumor, antibiotic, and antioxidant properties, some of which are used as drugs and for the treatment of certain diseases. This research was aimed to identify and determine the amount of betolin and betulinic acid as well as evaluation of the antioxidant activity of lichen Betula pendula Roth. Roth.and its symbiotic fungus. It was found that the lichen isolated from the bark of birch contained bioactive compounds entitled Raminalina sinensis. The symbiotic fungus (Arthrinium arundinis) was detected by the molecular method. This fungus belongs to the ascomycetes, registered for the first time in the NCBI website with MG198621 code. In the extract of lichen and its symbiotic fungus, the amount of betulinic acid and betulinic acid was determined using HPLC. Betulinic acid and betulin, belonging to the terpenes, are known as a strong anticancer agent. The mentioned ingredientswere significantly found in the lichen tissue(2.17 and 0.075 percent, respectively) and in its symbiotic fungus A. arundinis (1.6 and 0.025 percent, respectively). In this way, the lichen and its symbiotic fungus are introduced for the first time as new sources containing these two active ingredients. Measurement of antioxidant properties of lichen extract and its symbiotic fungus was examined by methanol and ethanol solvents. It was found that the lichen extract and the symbiotic fungus, besides having alternative metabolites, have antioxidant properties, which are able to remove toxic free radicals. These results could have valuable effects in medicine and industry.
    Keywords: Betulinic acid, betulin, antioxidant, birch (Betula pendula Roth.), lichen
  • H. Meftahizade, Y. Hamidoghli, M.H. Asareh , M. Javanmard Dakheli Pages 617-628
    This research was aimed to investigate the effects of sowing date and irrigation regimes on phytochemical attributes of guar genotypes. The study was conducted in a split-split plot randomized block design including two sowing dates (15th and 30th July), four irrigation regimes, and three genotypes with three replication for two seasons (2015 and 2016). The seeds were harvested and ethanolic extraction was prepared to analyze physicochemical traits such as antioxidant activity, phenol, tannin, protein, viscosity, galactomannan content, etc. The results showed that there were significant differences (P≤0.01%) between sowing date and irrigation regimes in case of phytochemical traits, seed protein, galactomannan content, and minerals. The range of galactomannan content was 28-33%, where the maximum galactomannan level (33.8%) was recorded for the interaction of late sowing date × four- stage irrigation schedule. Among the genotypes studied, the third genotype (RGC-1066) had the highest antioxidant activity and gum protein percentage. There is no significant difference among the genotypes for other characteristics. Late sowing date, G3 (RGC-1066) and four-stage irrigation schedule during growth cycle were the best treatments. The results of this study showed that guar planting in the study area is positively evaluated in terms of mineral materials, protein content, and gum viscosity; therefore, its development can be recommended in the agronomic program.
    Keywords: Cyamopsis tetragonoloba L, Sowing date, DPPH, galactomannan, antioxidant, viscosity
  • H. Molahoseini, M. Feizian , S. Davazdaemami, E. Mehdi Pour Pages 629-644
    In order to evaluate the effects of silicone nano oxide coated with humic acid and salicylic acid on some morphological parameters and ionic composition of black cumin (Nigella sativa L.) under salinity stress, two set of experiments were conducted (in lab. and greenhouse) during 2016-2017. First, silicone nano oxide was coated by different concentrations of humic acid (40-1600 mg l-1) in the presence of salicylic acid (pH=4) and at different times (0.5 to 120 hours) to maximize the coverage and energy absorption. Then, the effects of coated silicone nano oxide were evaluated in salinity stress in a split plot experiment based on randomized complete blocks with four replications. The salinity treatment was applied in three levels including 2 ds m-1 as control, 3.5 and 5 ds m-1 with irrigation. The coated silicone nano oxide treatments included 0, 0.25, 0.5 and 0.75 g l-1, applied via irrigation at two growth stages of black cumin (vegetative and reproductive). The results of laboratory experiment showed that by increasing humic acid concentration and exposure time (in presence of salicylic acid), the carbon adsorption rate increased from 6.6 to 11.9 mg g-1. However, the size of silicone nano oxide was not significantly different (20 to 30 nanometers). Results of analysis of variance showed that changes in dry weight of shoot, root, plant height, shoot/root ratio, number of branches, relative water content, and potassium in the salinity treatments and coated nanoparticles were independently significant. It is concluded that the silicone nano oxide coated with humic acid and salicylic acid can result in increased salinity tolerance of the black cumin through reducing the amount and frequency of these materials.
    Keywords: black cumin (Nigella sativa L.), nanosilica, salicylic acid, humic acid
  • M. Rostaei , S. Fallah, Ali Abbasi Sorki, A. Tadayon Pages 645-661
    Organic manure can be used as an alternative for chemical fertilizers in sustainable agriculture. Hence, compared with sole cropping systems, intercropping is a promising approach for crop production due to the lesser reliance on chemical fertilizer. In order to evaluate the effects of intercropping on yield and essential oil of dill (Anethum graveolens L.) under organic manure and chemical fertilizers, a factorial experiment was conducted in a randomized complete block design with three replications at Shahrekord University research farm in 2016. Sole cropping of soybean (S) and dill (D) accompanied by three intercropping ratios of them (S:D 2:1, S:D 1:1, and S:D 1:2) were evaluated as the first factor, and two sources of fertilizer (chemical fertilizer, and broiler litter) as the second factor. The results showed that the highest dry matter yield of dill (1001.48 kg ha-1) and essential oil yield of dill (18.47 kg ha-1) was observed in the one-row dill + two-row soybean. The maximum essential oil percentage of dill (2.64%) was achieved in sole crop under organic manure. The highest pod/ plant (47.50) and seed yield of soybean (2192 kg ha-1) were dedicated to the two-row dill+one-row soybean under organic manure. The maximum land equivalent ratio (1.19) was achieved in treatment of one-row dill + two-row soybean under organic manure. According to the results, treatment of one-row dill + two-row soybean under organic manure had the highest land equivalent ratio, and produced a large amount of dill essential oil; therefore, it was considered as the superior treatment.
    Keywords: Essential oil, organic farming, dill (Anethum graveolens L.), yield, broiler litter
  • F. Nosrati, B. Fakheri, M. Solouki, N. Mahdi Nezhad , M. Valizadeh Pages 662-671
    Development and implementation of effective and useful programs for the rehabilitation, conservation and sustainable utilization of medicinal species is possible only by identifying plant and ecological characteristics. Astragalus fasciculifolius Bioss. belonging to the Fabaceae family, is a valuable medicinal species. This species plays an effective role in treatment of heart disease, inhibition of cancer cell growth, and eliminating the chemotherapy effects due to the presence of compounds such as saponins, flavonoids, and polysaccharides. In this study, the distribution map of this species was prepared using available resources, and then climatic characteristics, physical and chemical analysis of soil, different phenological stages, and associated plants in the region were recorded. The results of this study showed that this plant is distributed in the cities of Khash, Saravan, Soran and Mehrestan. According to the Demartonne method, the climate of this region is arid. The average annual precipitation, relative humidity, and an average temperature of these habitats are 52 mm, 20%, and 25°C, respectively. This species is distributed between approximately 1300 and 1500 m above sea level, on the slopes and mainly in the waterways, in the bed of seasonal rivers, and in all directions, especially the northern direction and the slope between 0 to 75%. The soil texture of habits is mainly sandy loam with the pH range of 6.73 to 8.28, EC range of 0.56 to 1.06 ds/m, and 30.64-50.62% lime. A. fasciculifolius is a drought tolerant species which is capable of growing under dry climatic conditions with an average annual rainfall of less than 30mm.
    Keywords: Astragalus fasciculifolius Bioss, autecology, distribution, Sistan, Baluchestan, habitat characteristics
  • A.R. Ghanbari , R. Moayed Amini, A. Estaji, S. Fahim, H. Ghorbani Ghozhdi Pages 672-683
    Squirting cucumber (Ecballium elaterium (L.) Rich.) is a wild species that is native to temperate regions of Asia, North Africa, and Europe. This plant is one of the most important medicinal plants in the world. In the present study, morphological and biochemical traits of squirting cucumber ecotypes were investigated from three natural habitats in Ardabil province including Germi, Bilesuar-Anjirlooin and Parsabad regions (10 genotypes per region). The results showed that Parsabad ecotypes had large fruits and higher chlorophyll and carotenoids content. Since the genetic diversity of this plant is not been thoroughly investigated, the genetic diversity of three squirting cucumber ecotypes were examined by using ISSR markers. To assess the genetic similarity between samples a cluster analysis was performed using Jacquard. Among primers, the primer ISSR-13 showed the most polymorphism (46%). The lowest genetic similarity was found between the two genotypes of Bilesuar and Germi population. Cluster analysis of molecular data was categorized into five groups. This preliminary study demonstrated that ISSR markers were an effective method to evaluate genetic variability among squirting cucumber plant genotypes.
    Keywords: Ecballium elaterium (L.) Rich, morphological, biochemical, molecular marker, ISSR markers
  • E. Hormozinejad, M. Zolfaghari , M. Mahmoodi Sourestani, N. Enayati Zamir Pages 684-696
    In order to investigate the effects of Plant Growth Promothing Rhizobacteria (PGPR) on growth, yield, flowering and biochemical content of marigold (Calendula officinalis L.), an experiment was carried out in a randomized complete block design with five treatments and four replications during the 2015-2016 in the Faculty of Agriculture of Shahid Chamran University of Ahvaz. The treatments included Entrobacter closea R13, Entrobacter closea R33, Pseudomonas sp., chemical fertilizers (NPK), and control (no fertilizer). The results of the experiment showed that the highest flower number per square meter, leaf number, stem branches, receptacle diameter, and capitol diameter were observed in E. closea R13, while the highest capitol fresh and dry weight was found in E. closea R33. Moreover, the most leaf phosphorus and nitrogen content, and leaf chlorophyll and carotenoids content were observed in the plots incubated with E. closea R13. The highest and lowest total phenolic content was found in the Entrobacter treatment and control, respectively. Mean comparison of treatment effects showed that the effects of E.closea R33 were similar to E. closea R13 in most parameters and there was no significant difference between them. According to the positive and additive effects of PGPR on calendula plants, the PGPR could be recommended as an alternative to chemical fertilizers to reduce the consumption of chemical fertilizers and guaranty the production of medicinal plants, free of chemicals.
    Keywords: Calendula officinalis L, chemical fertilizer, Entrobacter closea, Psudomonas sp, growth parameters
  • A. Pasandi Pour, H. Farahbakhsh Pages 697-709
    Higher plants are self-supporting organisms that can build their organic molecular compounds from mineral nutrients absorbed from the environment. Therefore, sufficient access to the optimum level of nutrients in the environment is very important. The main objective of this study was to determine the nutritional requirements of different ecotypes of henna (Lowsonia inermis L.) as a medicinal- industrial plant (Bam, Shahdad and Roodbar) based on nitrogen, phosphorus and potassium (N: K: P, 0: 0: 0, 100: 50: 50 , 200: 100: 100, 300: 200: 150 Kg ha-1) in Kerman climatological condition. The results showed that the interaction of ecotype × fertilizer was significant only for leaf and total dry yield at the probability level of 5%. Mean comparison of this interaction showed that all three examined ecotypes had the highest leaf dry yield in the fertilizer ratio of 300: 200: 150 and did not have a significant difference with each other. The effect of ecotype was significant only on net photosynthesis and stomatal conductance and the highest mean of these traits belonged to the Shahdad ecotype. In this study, the simple effect of fertilizer treatment was significant for all traits studied except for specific leaf area and specific leaf weight. The highest mean of leaf area index, net photosynthesis and stomatal conductance was recorded for the 300: 200: 150 fertilizer ratio, while in the case of transpiration rate and crop growth rate there was no significant difference between 300: 200: 150 and 200: 100: 100 combination treatments. In general, in order to achieve maximum crop growth rate and suitable leaf area index to produce the highest leaf dry yield of henna in Shahdad and Roodbar ecotypes, the fertilizer ratio of 300: 200: 150, and in the Bam ecotype, the fertilizer ratio of 200: 100: 100 under similar conditions of this study seems to be appropriate.
    Keywords: Growth analysis, transpiration rate, growth index, yield, nutritional requirement