فهرست مطالب

  • پیاپی 60 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/04
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محمد بهاریه، مهدی پورمهدی بروجنی ، بهمن مصلی نژاد، داریوش غریبی صفحات 5-13
    ارلیشیوز مونوسیتیک سگسانان، یک بیماری زئونوز و منتقله از طریق کنه است که توسط ارلیشیا کنیس ایجاد می شود. بیماری در سگ دارای نشانه های بالینی متنوعی از خفیف تا مرگ می باشد. هدف از انجام مطالعه حاضر، تعیین میزان آلودگی و فاکتورهای خطر ارلیشیا کنیس در سگ به روش الایزا و گسترش خونی بود. نمونه های خون از 184 قلاده سگ شهری و روستایی و بهصورت تصادفی، در منطقه اهواز تهیه شد. از 184 قلاده سگ مورد مطالعه، 98/30 درصد (فاصله اطمینان95% 68/37-28/24 درصد) و صفر درصد به ترتیب در الایزا و گسترش خونی مثبت بودند. رگرسیون لاجستیک نشان داد که شانس آلودگی بین سن برحسب سال و بیماری 6/1 (فاصله اطمینان 95% 97/1- 3/1) است (001/0>P) و سن 3/16 درصد از تغییرات بیماری را توجیه می کند. شانس آلودگی در جنس نر 1/1 برابر جنس ماده (فاصله اطمینان 95% 09/2- 58/0) بود (05/0<P). فراوانی نسبی آلودگی در نژاد اصیل و مخلوط به ترتیب 69/11 و 86/44 درصد بود. شانس آلودگی در نژاد مخلوط 14/6 برابر نژاد اصیل (فاصله اطمینان 95% 58/13- 78/2) است و نژاد 9/17 درصد از تغییرات آلودگی را توجیه می کند (001/0>P). شانس آلودگی در سگ های روستایی 31/4 برابر شهری (فاصله اطمینان 95% 59/8- 17/2) بود و محل زندگی 9/13 درصد از تغییرات آلودگی را توجیه می نمود (001/0>P). شانس آلودگی در سگ های دارای کنه 51/8 برابر نداشتن کنه (فاصله اطمینان 95% 57/19- 7/3) بود و تماس با کنه 2/20 درصد از تغییرات آلودگی را توجیه می نمود (001/0>P). مطالعه حاضر نشان داد که ارلیشیا کنیس در سگ های منطقه اهواز وجود دارد و اقدامات کنترلی و پیشگیری، می بایست مدنظر سیاست گذاران بهداشتی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: اپیدمیولوژی، ارلیشیوز، سرولوژی، سگ، اهواز
  • هدیه جابری، ایمان حاج خدادادی، محمدحسین مرادی، حسینعلی قاسمی* صفحات 14-27

    به منظور بررسی اثرات سطوح مختلف پروتئین و مکمل فایتوژنیک در جیره بر پایه ذرت-کنجاله سویا بر عملکرد، بیوشیمی خون و پاسخ آنتی بادی، از تعداد 288 قطعه جوجه گوشتی نر یکروزه (سویه راس 308) به مدت 42 روز استفاده شد. این آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی به صورت فاکتوریل 2 ×3 در 4 تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل 3 سطح پروتئین جیره (توصیه شده، 5/1 و 3 درصد کمتر از سطح توصیه شده) و 2 سطح مکمل فایتوژنیک (0 و 1/0 درصد) بودند. در روزهای 10، 24 و 42، میانگین خوراک مصرفی، افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی محاسبه گردید. عیار پادتن بر علیه ویروس بیماری های نیوکاسل و برونشیت به ترتیب از طریق آزمایش هماگلوتیناسیون و الایزا در روزهای 27 و 35 تعیین شد. در 42 روزگی، نمونه خون برای اندازه گیری برخی از فراسنجه های بیوشیمی جمع آوری شد. نتایج آزمایش نشان داد که استفاده از تیمار با پروتئین پایین (3 درصد کمتر از سطح توصیه شده) در مقایسه با تیمار با پروتئین نرمال سبب کاهش افزایش وزن، پاسخ ثانویه پادتن علیه نیوکاسل و برونشیت عفونی و افزایش ضریب تبدیل غذایی و غلظت تری-گلیسرید خون شد (05/0> P). اثر مکمل فایتوژنیک بر عملکرد رشد و فراسنجه های بیوشیمی خون معنی دار نبود. اما مکمل فایتوژنیک به طور معنی داری عیار اولیه پادتن علیه واکسن بیماری نیوکاسل را کاهش داد (05/0> P). اثر متقابل بین پروتئین جیره و مکمل فایتوژنیک بر عیار ثانویه پادتن علیه واکسن نیوکاسل مشاهده شد (05/0> P) ؛ بطوریکه افزودن مکمل فایتوژنیک به جیره حاوی 5/1 درصد پروتئین کمتر عیار پادتن را افزایش داد. همچنین غلظت کلسترول سرم با افزودن مکمل فایتوژنیک به جیره کم پروتئین کاهش یافت (05/0> P). با توجه به نتایج این مطالعه، استفاده از مکمل فایتوژنیک فقط قادر به بهبود پاسخ آنتی بادی و سوخت و ساز کلسترول در جیره کم پروتئین (3 درصد کمتر از سطح توصیه شده) می باشد.

    کلیدواژگان: پروتئین جیره، فایتوژنیک، عملکرد، سیستم ایمنی، جوجه های گوشتی
  • محمدمهدی حق پرست رادمرد ، مجتبی علیشاهی، مسعود قربانپور، علی شهریاری صفحات 28-40
    با توجه به محدود بودن منابع آبی تکنیک های نوین در جهت پرورش متراکم آبزیان درحال توسعه است. یکی از این تکنیکها تکنولوژی بایوفلاک است. در این سیستم با اضافه نمودن منبع کربنه به آب باعث بالا رفتن تراکم و فعالیت باکتری های هتروتروف شده که نهایتا حذف ترکیبات ازته آب را انجام می دهند. لذا در این تحقیق سیستم بایوفلاک با منبع کربنه ملاس نیشکر و با نسبتهای کربن به نیتروژن 25، 20 و 15 در مخازن 100 لیتری در سه تکرار و با تراکم5/17 کیلوگرم در مترمکعب ایجاد گردیده و شاخص های مختلف کیفیت آب و فلاک تولید شده در طول یک دوره 90 روزه شامل میزان اکسیژن، آمونیای کل، نیتریت ، نیترات، pH، سختی، تعداد باکتری کل، تعداد باکتری های اسید لاکتیک ، BOD و میزان تعویض آب، به علاوه ی شاخص های فلاک: نسبت حجم فلاک (FVI) ، مواد معلق جامد (TSS) ، نسبت میکروارگانیسمهای فلاک، میزان ماده خشک، پروتئین و چربی فلاک تولید شده، اندازه گیری و بین تیمارها مقایسه گردید. نتایج حاکی از بهبود برخی فاکتورهای آب در مقایسه با گروه شاهد بود به نحوی که میزان No2در تیمارهای بایوفلاک کمتر از تیمارهای کنترل بود ومیزان آمونیاک کلTAN با وجود تعویض آب در تیمارکنترل تقریبا اختلاف معنی داری با تیمارهای بایوفلاک نشان نداند. همچنین تعداد باکتری کل در تیمارهای بایوفلاک از نظر تعداد بیشتر از تیمار کنترل بود. آنالیز تقریبی بایوفلاک هم نشان دادکه بالاترین میزان پروتئین و چربی در تیمارهای بایوفلاک به ترتیب 4/28 و 6/1درصد بود که در مقایسه با خوراک ماهی کپور نسبت مناسبی است. بطورکلی نتایج نشان دادند که در سیستم بایوفلاک علاوه بر بهبود شاخص های کیفی آب، میزان مصرف آب کاهش یافته و کیفیت فلاک تولیدی نیز مناسب برای تغذیه ماهی کپور است. لذا از این روش می توان برای پرورش کپور در فضای بسته استفاده نمود.
    کلیدواژگان: بایوفلاک، پرورش متراکم ماهی، کیفیت آب، ملاس نیشکر، کپور معمولی
  • رضا حکیمی آلنی، عبدالمجید محمدزاده*، پژمان محمودی کوهی، محمدرضا پژوهی الموتی صفحات 41-49

    استافیلوکوکوس اورئوس به عنوان یکی از عوامل اصلی بیماری های غذا زاد در کل جهان مطرح است. هدف از مطالعه اخیر بررسی منشا آلودگی و شناسایی ژن tst در استافیلوکوکوس اورئوس های جدا شده از مواد غذایی با منشا دامی در استان همدان می باشد. در این مطالعه، منشا آلودگی 65 جدایه استافیلوکوکوس اورئوس که پیشین از این از شیرینی خامه ای (45 جدایه) و پنیر سفید ایرانی سنتی (20 جدایه) ایزوله شده بودند، با استفاده از روش بیوتایپینگ مورد ارزیابی قرار گرفتند. همچنین شناسایی ژن tst در این جدایه ها با روش PCR و حساسیت آنتی بیوتیکی با روش انتشار دیسک سنجیده شد. از میان 65 جدایه مورد مطالعه، 3/52 درصد (34 جدایه) و 6/44 درصد (29 جدایه) به ترتیب متعلق به بیوتیپ های با میزبان خاص (Host specific: HS) و بیوتیپ های غیر میزبان خاص (Non-host specific: NHS) بودند و 1/3 درصد (2 جدایه) نیز در تیپ مشخصی جای نگرفتند. در ضمن اکوارهای انسانی در شیرینی خامه ای و اکوارهای گاوی در پنیر از فراوانی بالایی برخوردار بودند. میزان فراوانی ژن tst در میان جدایه ها 6/4 درصد (3 جدایه) بود همچنین بر اساس نتایج آزمون حساسیت آنتی بیوتیکی، بیوتیپ های با میزبان خاص نسبت به بیوتیپ های غیر میزبان خاص مقاومت آنتی بیوتیکی بالاتری نشان دادند. با توجه به فراوانی اکوارهای انسانی و گاوی به ترتیب در جدایه-های شیرینی خامه ای و پنیر، امکان منشا آلودگی شیرینی از انسان و پنیر با گاو بیشتر است. از طرف دیگر با توجه به بالا بودن مقاومت آنتی بیوتیکی جدایه ها، وجود سویه های حامل ژن tst در میان بیوتیپ های HS و احتمال گردش این سویه ها در جامعه، امکان به خطر افتادن سلامت افراد و بهداشت عمومی وجود دارد.

    کلیدواژگان: استافیلوکوکوس اورئوس، بیوتایپینگ، ژن tst، آزمون حساسیت آنتی بیوتیکی
  • ناصر علیدادی، ناهید اطیابی، علی رسولی ، سیما قدمی، حسام الدین اکبرین صفحات 50-56
    انروفلوکساسین یک داروی ضدمیکروب مفید برای درمان بیماری های عفونی اسب به شمار می رود. بخاطر محدودیت راه تجویز تایید شده دارو (داخل وریدی) و نبود اطلاعات کافی در خصوص اثر احتمالی آن روی شاخص های خون شناسی در این گونه حیوانی، مطالعه حاضر صورت گرفت. 9 راس اسب از نژاد مختلط (6 راس ماده و 3 راس نر) ، با سن 15-1 سال و دارای وضعیت طبیعی از نظر بالینی بطور تصادفی به سه گروه تجربی سه راسی تقسیم شدند: گروه شاهد (بدون خوراندن دارو) ، گروه انروفلوکساسین با دوز متوسط و گروه انروفلوکساسین با دوز بالا (با استفاده از محلول 5 % انروفلوکساسین ویژه گاو، به ترتیب 5 و 15 میلی گرم به ازای کیلوگرم وزن بدن، هر 12 ساعت به مدت 3 هفته). ضمن معاینه بالینی از همه اسب ها، در مدت مطالعه پنج نوبت: قبل از تجویز (روز صفر) ، در حین تجویز (روزهای 7، 14، 21) و چهار هفته پس از پایان تجویز دارو (روز 49) از اسب ها خونگیری به عمل آمد. آزمایش های خون شناسی رایج روی نمونه ها صورت گرفت و داده های سه گروه در زمان های مختلف و همچنین روند تغییرات پارامترهای هماتولوژیک و بیوشیمیایی بررسی شد. میزان هماتوکریت و هموگلوبین، تعداد گویچه های سرخ، گویچه های سفید و شمارش تفریقی آنها، پلاکت ها و مقادیر پروتئین تام پلاسما و فیبرینوژن در بین سه گروه در طی پنج نوبت نمونه برداری، و همچنین روند تغییرات پارامترها اختلاف آماری معنی داری را نشان نداد. نتایج نشانگر آن است که تغییرات خون شناسی ناشی از انروفلوکساسین در دوزهای مورد استفاده معنی دار نمی باشد، با این حال با توجه به تعداد محدود اسب در هر گروه و پراکندگی داده ها، مطالعات بیشتری در این زمینه لازم است.
    کلیدواژگان: انروفلوکساسین، تجویز خوراکی، خون شناسی، اسب
  • محمدرضا قربانی ، احمد طاطار، محمدرضا جمالی، صادق کرد زنگنه صفحات 57-68
    ببه منظور بررسی اثر استفاده از افزودنی های خوراکی بر عملکرد، صفات لاشه، اندام های ایمنی و خصوصیات استخوان درشت نی جوجه‏های گوشتی پرورش یافته در تراکم بالا، آزمایشی به مدت 42 روز و با استفاده از 280 قطعه جوجه گوشتی سویه راس، 308 از هر دو جنس در قالب طرح کاملا تصادفی با پنج تیمار و چهار تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از شاهد مثبت با 10 قطعه جوجه در هر مترمربع، شاهد منفی با 15 قطعه جوجه در هر مترمربع، شاهد منفی به همراه 500 گرم در تن عصاره خرفه، شاهد منفی به همراه 200 گرم در تن پروبیوتیک و شاهد منفی به همراه 500 گرم در تن عصاره خرفه و 200 گرم در تن پروبیوتیک. نتایج این بررسی نشان داد که در دوره رشد و کل دوره آزمایش مصرف خوراک تحت تاثیر افزایش تراکم قرار نگرفت ولی جوجه های پرورش یافته در محیط متراکم که از عصاره خرفه، پروبیوتیک و مخلوط آن دو استفاده کرده بودند، مصرف خوراک کم تری نسبت به گروه شاهد مثبت داشتند (05/0>P). افزایش وزن بدن تحت تاثیر گروه های مختلف آزمایشی قرار نگرفت (05/0<P). در دوره رشد و کل دوره پرورش، ضریب تبدیل خوراک گروه های استفاده کننده از عصاره خرفه، پروبیوتیک و مخلوط آن دو نسبت به گروه شاهد مثبت کاهش یافت (05/0>P). قطر اپی فیز دیستال در گروه استفاده کننده از عصاره خرفه به همراه پروبیوتیک بالاتر از گروه کنترل مثبت و کنترل منفی بود (05/0>P). نتایج این آزمایش نشان داد افزایش تراکم تا 15 قطعه جوجه گوشتی در هر متر مربع با وزن نهایی حدود 2 کیلوگرم به ازای هر جوجه تاثیر منفی بر عملکرد جوجه ها ندارد و استفاده از افزودنی های غذایی با کاهش مصرف خوراک در دوره رشد و کل باعث بهبود ضریب تبدیل خوراک نسبت به گروه شاهد مثبت گردید.
    کلیدواژگان: تراکم گله، جوجه گوشتی، عصاره خرفه، پروبیوتیک
  • مهرداد مدیرصانعی، زهراسادات رحیمی ، بهزاد منصوری، محمد رضاییان، محسن فرخوی، ژیلا هنرزاد صفحات 69-78
    هدف این مطالعه، بررسی تاثیر پیش فرآوری اجزاء خوراک (ذرت و کنجاله سویا) با عوامل مختلف در شرایط آزمایشگاهی، بر میزان فیتات باقی مانده بود. برای این منظور از سه فراورده آنزیمی تجاری (Bio-phytase، آنزیم Rovabio Excel AP و آنزیمAP Rovabio Max) و سه محلول با سطوح مختلف pH (آب مقطر، اسید هیدرو کلریدریک 5/0 درصد و 1 درصد به ترتیب دارای pH مساوی 5/5، 12/2 و 88/1) ، استفاده شد. ابتدا نمونه ها با فراورده های آنزیمی مخلوط شده، سپس محلول های فوق به آنها اضافه و یرای مدت 2 ساعت در دمای 25 یا 40 درجه سانتی گراد پیش فرآوری شدند. سپس میزان فیتات در نمونه ها اندازه گیری شد. نتایج نشان دادند افزودن محلول های دارای مقادیر مختلف pH (در دمای 25 و 40 درجه سانتی گراد به مدت 2 ساعت) به ذرت مخلوط شده با Bio-phytase یا Rovabio Max AP موجب کاهش معنی دار میزان فیتات باقی مانده در آن گردید که این امر به معنی افزایش آزادسازی فسفر از فسفر فیتاته و بهبود قابلیت زیست فراهمی آن می باشد. بهترین نتیجه با پیش فراوری نمونه های ذرت مخلوط باAP Rovabio Max و محلول اسید هیدروکلریدریک 5/0درصد در دمای 40 درجه سانتی گراد بدست آمد، و میزان فیتات تا حدود 5/98 درصد در مقایسه با گروه شاهد، کاهش یافت. نتایج تقریبا مشابهی برای نمونه های کنجاله سویا بدست آمد به طوری که بیشترین میزان کاهش فیتات (تا 4/55 درصد) در نتیجه پیش فرآوری نمونه های مخلوط شده با AP Rovabio Max و محلول اسید هیدروکلریدریک 5/0درصد در دمای 25 درجه سانتی-گراد حاصل گردید. بر اساس نتایج حاصل می توان نتیجه گیری نمود که افزودن محلول اسیدهیدروکلریدریک 5/0 درصد به نمونه های ذرت و کنجاله سویای مخلوط شده با فراورده آنزیمی Rovabio Max AP (حاوی فیتاز و آنزیم های NSPases قابلیت زیست فراهمی فسفر را افزایش داد.
    کلیدواژگان: پیش فرآوری، فیتات، ذرت، کنجاله سویا، آنزیم
  • عباس مسعودی ، آرش آذرفر صفحات 79-88
    جهت بررسی اثر تغذیه سطوح مختلف پوسته ذرت به عنوان یک منبع فیبر بر فراسنجه‏های خونی و آنزیم های کبدی جوجه‏های گوشتی از 240 قطعه جوجه گوشتی سویه راس که در قالب طرح کاملا تصادفی به 4 تیمار تقسیم و از سن 1 تا 42 روزگی پرورش یافتند، استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل سطوح 0، 5/2، 0/5 و 5/7 درصد پوسته ذرت در جیره‏های آزمایشی بودند. در طول آزمایش از دو نوع جیره ی آغازین و رشد که بر اساس نیازهای جوجه گوشتی (NRC, 1994) و بر پایه ذرت و سویا بصورت هم ازت و هم انرژی تنظیم گردیدند، استفاده شد. در سن 42 روزگی از هر تکرار دو قطعه جوجه به صورت تصادفی انتخاب شد و پس از خونگیری از ورید بال، سرم خون جدا گردید و غلظت فراسنجه‏های خونی و آنزیم‏های کبدی تعیین گردیدند. پوسته ذرت خوراک مصرفی و افزایش وزن را بطور معنی داری کاهش داد (05/0>P) ، اما ضریب تبدیل خوراک تحت تاثیر تیمارهای‏آزمایشی قرار نگرفت (05/0>P). هیچ یک از فراسنجه‏های خونی و آنزیم‏های کبدی شامل گلوکز، کلسترول، تری‏گلیسرید، پروتئین، آلبومین، اسیداوریک، کلسیم، فسفر، HDL، LDL و VLDL، آسپارتات آمینوترانسفراز، آلانین آمینوترانسفراز و آلکالین فسفاتاز تحت تاثیر سطوح مختلف پوسته ذرت مصرفی قرار نگرفت و اختلاف معنی داری بین تیمارها مشاهده نگردید (05/0P>). این آزمایش نشان داد مصرف پوسته ذرت سبب کاهش عملکرد جوجه‏های گوشتی می‏گردد. ولی هیچ یک از فراسنجه‏های خونی و آنزیم‏های کبدی تحت تاثیر میزان مصرف این منبع فیبر قرار ندارد.
    کلیدواژگان: پوسته ذرت، فیبر نامحلول، فراسنجه‏ های خونی، آنزیم‏ های کبدی
  • محمد معینی، غلامعلی کلیدری، غلامرضا هاشمی تبار، جمشید رزم یار صفحات 89-96
    هدف این تحقیق مطالعه ی جداسازی استرپتوکوکوس های گروهC و D (غیرانتروکوکی)
    محوطه دهانی و کلوآک پرندگان (ماکیان، طوطی سبز، دلیجه، سار، عقاب طلایی، کلاغ، مینا، کبوتر، قناری، فنچ آفریقایی، طوطی برزیلی، طوطی استرالیایی، اردک، طوطی کاسکو، کاکاتیل، بلبل هزار دستان، یاکریم، بالابان، قرقاول، کبک) و تعیین هویت تا حد گونه به روش تست های بیوشیمیایی و همچنین تعیین الگوی مقاومت به انتی بیوتیک ها به روش دیسک دیفیوژن در گونه های جدا شده بود.
    از 150 پرنده ارجاعی به بیمارستان از مناطق و گونه های مختلف در این مطالعه نمونه گیری شد. حهت جداسازی استرپتوکوکوس کشت بر روی پلیت آگار خون دار انجام شد. روی کلونی های مشکوک تست های بیوشیمیایی انجام گرفت و در نهایت با واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) با استفاده از پرایمرهای اختصاصی جدایه های استرپتوکوکوس تایید شد.
    در این مطالعه 42 ایزوله جداسازی و تعیین هویت گردید که بیشترین گونه به ترتیب استرپتوکوکوس دیس گالاکتیه %33/21، سپس استرپتوکوکوس گالولیتیکوس 66/2 %، استرپتوکوکوس زواپیدمیکوس 2%، استرپتوکوکوس موتانس 33/1 %، استرپتوکوکوس سوئیس 66/0 % مشخص گردید. همچنین در تعیین الگوی مقاومت آنتی بیوتیک به روش دیسک دیفیوژن، استرپتوکوکوس ها به ترتیب بیشترین مقاومت دارویی به آنتی بیوتیک های سفازولین، سفتریاکسون، سفالکسین، فلومکوئین، اکسی تتراسایکلین، استرپتومایسین، تیامولین، تایلوزین، داکسی سیکلین، نئومایسین را نشان دادند.
    وجود گونه های مقاوم به آنتی بیوتیک در پرندگان قفسی که در مجاورت انسان زندگی می کنند از دیدگاه بهداشت عمومی حائز اهمیت می باشد.
    کلیدواژگان: استرپتوکوکوس C و D، پرنده قفسی، PCR، مقاومت آنتی بیوتیکی
  • رقیه نوروزی ، آرمان منوچهری، پریسا شهبازی، معصومه فیروزامندی صفحات 97-101
    استرونژیلوئیدس پاپیلوزوس (Strongyloides papillosus) نماتود مهم روده ای نشخوارکنندگانی مانند گاو، گوسفند و بز است که که به صورت متناوب سیکل انگلی (Parasitic) و آزادزی (free-living) را طی می کند و باعث ایجاد چرخه های عفونت خودبخودی (Autoinfection) در میزبانان می گردد. این عفونت در نشخوارکنندگان بالغ معمولا بدون علامت می باشد ولی در نشخوارکنندگان جوان (گوساله ها و بره ها) ایجاد استرونژیلوئیدیازیس کشنده و سندرم مرگ ناگهانی (sudden death syndrome) می نماید. این سندرم بدلیل اختلالات قلبی در اثر حضور لاروها در دهلیز و بطن قلب، اتفاق می افتد. هدف این تحقیق، بررسی شیوع آلودگی ناشی از استرونژیلوئیدس پاپیلوزوس در نمونه های مدفوع گاو، گوسفند و بز با استفاده از روش PCR در استان کردستان می باشد. در این بررسی 30 نمونه مدفوع گاو، 30 نمونه مدفوع گوسفند و 30 نمونه مدفوع بز از نظر آلودگی به لارو استرونژیلوئیدس پاپیلوزوس، به روش PCR و با استفاده از پرایمرهای اختصاصی برای تکثیر ژن 18S rRNA مورد آزمایش قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که 29 نمونه گاوی (7/96٪) ، 12 نمونه گوسفندی (40٪) و از 15نمونه بزی (50٪) آلوده به استرونژیلوئیدس پاپیلوزوس بودند.
    کلیدواژگان: استرونژیلوئیدس پاپیلوزوس، PCR، ژن 18S rRNAو استان کردستان
  • نسترن نیکخواه، عباس جلودار ، احمد تقوی مقدم صفحات 102-111
    تعداد 10 عقرب مزوبوتوس اپئوس از منطقه باغملک استان خوزستان صید و پس از شناسایی درآزمایشگاه رفرانس عقرب موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی اهواز به منظور استخراج DNA به روش دستی فنل/کلروفرم به آزمایشگاه بیولوژی ملکولی دانشکده دامپزشکی شهید چمران اهواز منتقل گردید. تعداد ده نمونه به کمک PCR ژن سیتوکروم اکسیداز زیر واحد 1 ( (COXI با اندازه 623 نوکلئوتید با استفاده از آغازگرهای رفت و برگشت تکثیر گردید. پس از خالص سازی محصول PCRاز ژل آگاروز، توالی یابی در دو جهت رفت و برگشت صورت گرفت. به منظور مقایسه توالی نوکلئوتیدی به دست آمده با توالی های موجود در بانک ژن از برنامهnBLAST موجود در پایگاه اینترنتی NCBI استفاده گردید. همترازی اسید آمینه ای ژن سیتوکروم اکسیداز با توالی های مشابه از عقرب های دیگر و همچنین بررسی های فیلوژنیک نشان داد که این ژن با ژن های مشابه جدا شده از عقرب های دیگر نظیر عقرب مزوبوتوس مارتنزی و مزوبوتوس گیبوسوس در 99 درصد طول به میزان بترتیب، 92 و 91 درصد یکسان است. این توالی با ژن مشابه از عقرب مزوبوتوس اپئوس فیلیپسی در 99 درصد طول به میزان 93 درصدیکسان بود، که این میزان بیشترین میزان یکسانی را با ژن مورد بررسی در این پژوهش نشان داد. با توجه به تفاوت توالی ژن مزوبوتوس اپئوس استان خوزستان با ژن مشابه از مزوبوتوس اپئوس فیلیپسی، که در دو سطح نوکلئوتید و اسید آمینه انجام گردید، می توان نتیجه گرفت که این دو گونه احتمالا متعلق به دو زیرگونه متفاوت هستند.
    کلیدواژگان: مزوبوتوس اپئوس، عقرب، فیلوژنیک، سیتوکروم اکسیداز، خوزستان
  • مجید هاشمی ، محسن معنویان، داوود نیکو، مهران بخشش، فرهنگ توان صفحات 112-119
    بیماری زبان آبی یکی از بیماری عفونی مهم از نظر سازمان جهانی بهداشت دام است که دارای اهمیت بهداشتی و اقتصادی می باشد. استان فارس مقام اول در جمعیت گوسفند و بز کشور را دارد. هدف از اجرای این تحقیق بررسی میزان شیوع سرمی ویروس زبان آبی و شناسایی عوامل خطر موثر بر آن در این استان بود. برای انجام این بررسی 1782 و 1569 نمونه خون به ترتیب از جمعیت گوسفند و بز در دو منطقه با بارش سالیانه بالاتر یا پایین تر از 300 میلی متر در استان فارس و از هر دو جنس نر و ماده گرفته شد. پس از جداسازی سرم از نمونه های خون وجود آنتی بادی های ضد ویروس زبان آبی با استفاده از کیت تجاری الیزا مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که 2138 نمونه (8/63 درصد) دارای آنتی بادی بر علیه ویروس زبان آبی بودند. میزان شیوع بیماری در بین گوسفند و بز به ترتیب 9/70 و 7/55 درصد بود که دارای اختلاف معنی داری (p<0. 001) بود. بین بیماری و فاکتورهای خطر مورد بررسی شامل میزان بارندگی، سن و جنس ارتباط معنی داری (p<0. 001) مشاهده شد. نژاد و سابقه سقط جنین اثر معنی داری بر روی شیوع سرمی ویروس نداشتند. در رگرسیون لجستیک مشخص شد که شانس عفونت در سن 6 ماهگی تا 2 سالگی بیشتر از سایر سنین بوده (نسبت شانس 78/4) و دام های ماده بیشتر از نرها در معرض خطر (نسبت شانس 78/1) بودند. با توجه به بالا بودن میزان شیوع سرمی ویروس زبان آبی در گله های گوسفند و بز استان فارس، علاوه بر لزوم برنامه ریزی به منظور کنترل و پیشگیری از این بیماری، تحقیقات بیشتر در این زمینه همچون تعیین الگوی توزیع پشه های ناقل، جداسازی ویروس و تعیین سکانس ژنی آن پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: سرولوژی، گوسفند، بز، زبان آبی
|
  • mohammad Baharie_m p _bahman mosallanejad_daruosh garibi Pages 5-13
    Canine monocytic ehrlichiosis is a tick borne and zoonotic disease caused by Ehrlichia canis. The disease has a variety of clinical signs from mild to fatal in dogs. The aim of the present study was to determine the prevalence and risk factors of Ehrlichia canis in dogs by ELISA assay and blood smear examination. Blood samples were randomly collected from 184 urban and rural dogs in Ahvaz district. Of the 184 dogs that were studied, 30.98% (95 % CI: 24.28-37.68%) and zero percent were identified as positive on the ELISA and blood smear, respectively. Logistic regression showed that the odds of infection is 1.6 (95 % CI: 1.3-1.97%) between the age based on year and disease and 16.3% of fluctuation in infection was justified by age (P<0.001). The odds of infection in male dogs was 1.1 times than female (95% CI: 0.58-2.09) (P>0.05). The relative frequency of infection in pure breed and mixed breed were 11.69 and 44.86 percent, respectively. The odds of infection in mixed breed was 6.14 times than pure breed (95% CI: 2.78-13.58) and 17.9% fluctuation in infection was justified by breed (P<0.001). The odds of infection in rural dogs was 4.31 times than urban dogs (95% CI: 2.17-8.59) and 13.9% of fluctuation in infection was justified by location (P<0.001). The odds of infection in dogs with tick was 8.51 times than without tick (95% CI: 3.7-19.57) and 2.02% of fluctuation in infection was justified by contact with tick (P<0.001). This study confirmed that E. canis exists in dogs of Ahvaz district. Prevention and control measures should be considered by health authorities.
    Keywords: Epidemiology, Ehrlichiosis, Serology, Dog, Ahvaz
  • Hediyeh Jaberi, Iman Hajkhodadadi, Mohammad Hossein Moradi, Hossein Ali Ghasemi Pages 14-27

    A total number of 288 one-day-old male broiler chicks (Ross 308) were used for 42-d period to investigate the effect of different levels of dietary protein and phytogenic supplementation in the corn-soybean meal based diet on performance, blood biochemistry and antibody response. This experiment was conducted in a completely randomized design as factorial experiment (3 × 2) with 4 replicates. Treatments consisted of three levels of protein (recommended, 1.5 and 3 % lower than recommended level) and 2 levels of phytogenic supplementation (0 and 0.1 % of diet). Mean feed intake, weight gains, feed conversion ratio were determined at 10, 24 and 42 days of age. Antibody titers against Newcastle and infectious bronchitis disease viruses were determined by haemagglutination and Elisa tests, respectively, at 27 and 35 days. Blood samples were collected to determine some serum biochemical parameters. The results showed that the use of low-protein treatment (3 % lower than recommended level) in comparison with normal-protein diets reduced body weight gain and secondary antibody response to Newcastle and infectious bronchitis viruses and increased feed conversion ratio and blood triglycerides levels (P < 0.05). The effect of phytogenic supplementation on performance parameters and blood biochemical parameters were not significant. However, phytogenic supplement significantly increased primary antibody tire against Newcastle vaccine (P<0.05). Significant interaction between dietary protein and phytogenic supplement was observed in term of secondary antibody tire against Newcastle vaccine, so that adding phytogenic supplement to the 1.5 % lower dietary protein improved the antibody response (P<0.05). Moreover, the serum cholesterol level was significantly decreased when phytogenic supplement was included in the low-protein diet. According to the results of current study, the use of phytogenic could only improve the antibody response and cholesterol metabolism in low-protein diet based on corn-soybean meal diet.

    Keywords: dietary protein, phytogenic, performance, immune system, broilers
  • mohammadmehdi haghparastradmard , m A, Masoud Ghorbanpoor, A Sh Pages 28-40
    Regarding to the limitation of water resources, some effective new technologies for intensive aquaculture is being developed. One of these efficient technologies in recent years is Biofloc system, . In this system density of heterotrophic bacteria increased by adding carbon source to water and these bacteria remove nitrogenous compounds in water. So in this study, biofloc system with cane Molasses as carbon source prepared with three different ratio of C:N A(15:1), B(20:1),C(25:1) and D(control) in the 100 liters tanks in triplicates with a density of 17.5 kg/m3 and various indicators of water quality and floc production were evaluated during 90 days . Water quality indices including: DO, TAN, No2, No3, pH, Hardness, Total bacterial count, total acid lactic bacteria, BOD and the rate of water exchange as and some floc quality : FVI(floc volume index),TSS, number of Microorganisms and proximate analysis of biofloc were investigated and compare among the treatments. The results showed that some water quality index were improved by using biofloc system, No2 in biofloc treatment was lower than control group (P<0.05) but there was no significant difference in TAN level among the groups despite the daily water exchange in control group. Water microbial assay showed that there was significant difference between biofloc and control tanks. Biochemical biofloc analysis showed that level of protein (%28.4) and lipid (%1.6) had beter quality compare to fish diet. . According to this study it can be cocluded that notonly some water biochemical factors improved in biofloc system, but also water exchange were extremely decreased and The floc quality were comparable to standard carp diet. Then this technology can be used in common carp in indoor situation. if done daily accurate monitoring this system could be useful for aquaculture species and cause of improving of cultural condition.
    Keywords: Biofloc, intensive aquaculture, Water Quality, cane Molasses, Cyprinus carpio
  • Reza Hakimi Alni, Abdolmajid Mohammadzadeh, Pezhman Mahmoodi, Mohammad Reza Pajohi Alamoti Pages 41-49

    S. aureus is a major cause of food borne diseases throughout the world. The aim of the present study was the identification of source contamination and tst gene in Staphylococcus aureus isolated from food of animal origin in Hamedan city. In this study, the contamination sources of 65 S. aureus isolates which had previously been isolated from cream pastry (45 isolates) and traditional Iranian white cheese (20 isolates) were evaluated using biotyping method. Meanwhile, the identification of tst gene by PCR method and susceptibility of the isolates against several antibiotics was examined using standard disk diffusion test. Of the 65 biotyped isolate, 52.3% (34 isolate) and 44.6% (29 isolate) belonged to the host specific (HS) and non-host specific (NHS) biotypes, respectively, and 3.1% isolates (2 isolates) were not placed in in certain types. Besides, human ecovars in cream pastry and bovine ecovars in cheese sample were predominant. The prevalence rate of tst gene in the isolates is 4.6% (3 isolate), and according to the results of antimicrobial susceptibility testing, HS biotypes showed higher resistance than NHS biotypes.

    Conclusion

    Due to the abundance of human and bovine ecovars in cream pastry and cheese, respectively, it maybe the contamination of cream pastry by human and cheese by bovine have occurred. Also, because of high antibiotic resistance and existence of tst gene among HS biotypes and the possibility of their circulation in the community can have a potentially alarming effect on general health of community.

    Keywords: Staphylococcus aureus, Biotyping, tst gene, Antibiotic susceptibility test
  • N A_N A_A R _S Gh_H A Pages 50-56
    Enrofloxacin is a useful antimicrobial drug for treatment of infectious diseases in the horse. The present study carried out due to the limitation of the approved route of administration of the drug (intravenous) and lack of data on its potential effects on hematological parameters in this animal species. Nine healthy mixed–bred (6 female and 3 male) horses, aged between 1-15 years, were randomly divided into three experimental groups (each 3 animals): Control group (with no drug dosing), enrofloxacin moderate-dose and enrofloxacin high-dose groups (using the bovine 5% enrofloxacin solution at 5 or 15 mg/kg body weight, respectively, every 12 hours, for three weeks). In addition to physical examination of all horses, blood samples were collected at five- time points during the study period including before (day 0), during (days 7, 14 and 21) and 4 weeks after completion of drug administration (day 49). Routine hematological tests were done on samples and data of three groups and trend of alterations of hematologic and biochemical parameters were analyzed. There were no significant changes in hematological parameters including hematocrit (PCV), hemoglobin (Hb), red blood cell (RBC) counts, white blood cell (WBC) and differential counts, platelets, as well as total plasma protein and fibrinogen levels among three groups during 5 sampling time points. The results suggest there were no significant hematological changes due to enrofloxacin at given dosing rates but more studies are needed in this regard.
    Keywords: enrofloxacin, oral administration, haematology, horse
  • Mohammad Ghorbani , Ahmad Tatar, mohammad reza jamali, Sadegh Kord Zanganeh Pages 57-68
    The aim of present study was to evaluate the effect of feed additives on performance, carcass traits, immune organs and tibia characteristics of broiler chickens reared in high stocking density. Two hundred and eighty, one-d old broiler chicks (Ross 308) of both sex were used in a completely randomized design with five treatments and four replicates for 42 days. Dietary treatments included; 1- positive control (PC) (10 chicks/m 2), 2- negative control (NC) (15 chicks/m 2), 3-NC + 500 ppm Purslane extract (PE), 4- NC + 200 ppm probiotic (P) and 5- NC + 500 ppm PE +200ppm P. The results of this experiment showed that feed intake was not affected by stocking density (between PC and NC), however, chicks in NC+PE, NC+P and NC+PE+P groups consumed significantly less than PC in growing and total period (P < 0.05). Body weight gain did not differ among treatments.In grower and overall periods, birds in NC+PE, NC+P and NC+PE+P groups had lower feed conversion ratio rather than PC (P < 0.05). Distal epiphysis diameter of birds in NC+PE+P treatment was significantly higher than NC and PC (P < 0.05). In conclusion, rearing broiler in high stocking density (15 chicks/m2, until 2kg for final body weight) had not adverse effect on performance and use of purslane extract and probiotic can improved feed conversion ratio by reducing feed intake in grower and overall periods.
    Keywords: Stoking density, broiler, purslane extract, probiotics
  • Mehrdad Modirsanei, Zahra sadat Rahimi , Behzad Mansoori, Mohammad Rezaian, Mohsen Farkhoy, Jila Honarzad Pages 69-78
    The objective of this study was to evaluate of pre-treating of feed ingredients (corn and soybean meal) with different factors on phytate content under in vitro condition. For this purpose three commercial enzymatic products (Bio-phytase, Rovabio Excel AP, and Rovabio Max AP) and three different solutions including distilled water, HCl 0.5% and HCl 1% (with levels of pH = 5.5, 2.12 and 1.88, respectively) were used. Each sample was first supplemented with the enzymatic products, and then pre-treated with the above mentioned solutions for 2 hours at at 25 and 40ºC, and phytate content was determined. Results indicated that addition of different solutions (at 25 and 40 for 2 hours) to corn samples mixed with Bio-phytase or Rovabio Max AP caused a significant reduction in the content of phytate. The best results were obtained when corn samples were treated with Rovabio Max AP and mixed with HCl 0.5% at 40 ºC, where phytate content decreased up to 98.5% in comparison with control. The same results were observed in soybean samples, where the highest reduction in phytate content (up to 55.4%) was found when they were mixed with Rovabio Max AP and then treated with HCl 0.5% solution at 25º C. According to results it could be concluded that adding HCl 0.5% to corn and soybean meal which were mixed with Rovabio Max AP (including phytase and NSPases enzymes) increased phosphorus bioavailability.
    Keywords: Pre-treatment, Phytate, Bio-phytase, Rovabio Excel AP, Rovabio Max AP
  • abbas masoudi , Arash Azarfar Pages 79-88
    The current study in order to investigate the effects of feeding different levels corn hull as fiber source on blood’s parameters and liver’s enzymes in broiler type chickens. Two hundred and forty day-old Ross 308 strain broiler type chickens were used randomly in four treatments and keeping 1 to 42 day. Treatments include levels of 0, 2.5, 5 and 7,5 percent of corn hull in diets. During the experiments two types of diet including starter and grower used. According to their needs recommended by the National Research Council (NRC, 1994) and all diets were calculated in iso-nutritive to meet or exceed the nutrient for broilers based on corn and soybeans. After 42 days, two bird from each replicates were randomly selected for serum biochemical and liver enzyme profile analysis. Corn hull significantly decreased weight gain and feed intake (P<0.05), but had no significant effect on feed conversion ratio (P>0.05). None of blood parameters and liver enzymes including glucose, triglyceride, total cholesterol, protein, albumin, uric acid, phosphor, calcium, HDL, LDL, VLDL, AST, ALT and ALP were not affected by different levels of corn hull and there was no significant difference between treatments (P>0.05). Overall, this experiment showed that the fiber that was consumed did not have any affect neither the blood parameters nor liver enzymes in this experiment.
    Keywords: corn hull, insoluble fiber, blood parameters, liver enzymes
  • Pages 89-96
    The purpose of this study was streptococcus isolation from cloacal and oral cavity birds including :(chickens, amazon parrots, kestrels, starling, golden eagles, crows, mynahs, pigeons, canaries, finches african, brazilian parrot, australian parrots, ducks, african grey parrots, cocktail, nightingale, eurasian collared dove, balaban, pheasants, partridges) and identification to species level by biochemical tests, as well as the pattern of antibiotic resistance by disk diffusion method.
    One hundred and fifty birds referring to our hospital from different regions of province and species were included in this study. For streptococcal isolation, samples were streaked onto Blood agar plates. Biochemical tests were done on suspected colonies and finally, polymerase chain reaction (PCR) using specific primer was used for confirmation of streptococcus isolates.
    In this study, 42 strains were isolated and identified as Streptococcus dysagalactiae, the most frequently isolate 21.33%, S.galloliticus 2.66%, S .zooepidermicus 2%, S.mutans 1.33% and S.suis 0.66%. In addition the pattern of antibiotic resistance was assessed by diffusion method and showed high resistance to antibiotics such as: cefazolin, ceftriaxone, cephalexin, flumequine, oxytetracycline, streptomycin.
    Presence of antibiotic resistance organisms in caged birds which lives in nearness of human has a public health importance
    Keywords: streptococcus, Birds, Antimicrobial Resistance
  • Parisa Shahbazi, Masomeh Firouzamandi Pages 97-101
    Strongyloides papillosus is an important intestinal nematodes in ruminants including, calf, sheep and goat that their life cycle alternates between free-living and parasitic generations and autoinfection can occur in hosts. This infection in adult ruminants asymptomatic but in young ruminant (calves and lambs) is causing severe strongyloidiasis and sudden death syndrome. Strongyloides papillosus causes sudden cardiac arrest by ventricular fibrillation which is preceded by continuous sinus tachycardia in calves and lambs. The main objective of this study, was to determine the prevalence of Strongyloides papillosus infection in livestock faecal samples by using PCR in Kurdistan province. In this present, 30 calf faecal samples, 30 sheep faecal samples and 30 goat faecal samples were examined by PCR with specific primers from the 18srRNA gene of Strongyloides papillosus. The results of this study, revealed that 29(96.7%) of calf samples, 12(40%) of sheep samples, and 15(50%) of goat samples infected with Strongyloides papillosus.
    Keywords: Strongyloides papillosus, PCR, 18S rRNA gen, Kurdistan province
  • Pages 102-111
    Ten Scorpion samples Mesobuthus eupeus were collected from Baghmalek region in the Khuzestan province of Iran before were identified by Razi Vaccine and Serum Research Institute reference laboratory of Ahvaz. Then, DNA was extracted by phenol/chloroform method in the Laboratory of Molecular Biology in the Faculty of Veterinary Medicine of Shahid Chamran University of Ahvaz. The molecular phylogenetic analysis of Mesobuthus eupeus is carried out based on sequence data of 623 nucleotides fragment of cytochrome C oxidase subunit I. The gene fragments were amplified by PCR using the specific forward and reverse primers. PCR products were fractionated by agarose gel electrophoresis prior to purifying using gel extraction kit. The purified DNA was sequenced by an Applied Biosystems DNA sequencer via Gene Fanavaran Company. In order to confirm the sequencing data, each gene fragment was sequenced in both directions. In order to compare the sequence data with the similar sequences from other scorpions, the target sequence data from different scorpions were retrieved from the Genbank using nblast program via NCBI website. Multiple alignments of the deduced amino acid sequence of cytochrome C oxidase subunit I exhibited 92 and 91% identity to the homologous M. martensii and M. gibossos, respectively. The highest level of identity was scored with M. eupeus philipsi (93%). The results of phylogenetic analysis using cytochrome oxidase subunit 1 indicate that the sequence data of Khuzestan scorpion Mesobuthus eupeus is slightly different from M. eupeusphilipsi gene. As regards of this discrepancy, it concluded that these two Mesobuthus species with highly similar morphological features possibly belonging to two different subspecies.
    Keywords: Mesobuthus eupeus, Scorpion, Phylogenetic, Cytochrome oxidase, Khuzestan
  • Majid Hashemi , Mohsen Manavian, Davood Nikoo, Mehran Bakhshesh, Farhang Tavan Pages 112-119
    World animal health organization (OIE) has introduced Bluetongue as an important infectious disease for its healthy and economic matters. The most of sheep and goat of Iran have risen in Fars province and this study was done to determine the seroprevalence of Bluetongue virus infection and related risk factors in this province. Blood samples were collected from 1782 sheep and 1569 goat in two regions with different annual precipitation (up or down 300 mm) from both male and females. Serum was detected from samples and evaluated for antibodies against Bluetongue virus. The results showed 2138 (63.8%) of samples had BTV antibodies. Seroprevalence was significantly (p<0.001) different between sheep (70.9%) and goat (55.7%). Associations between precipitation rate, age and sex and BTV infection were statistically significant (p<0.001). Breed and abortion history did not affect BTV infection significantly. Logistic regression showed higher odds ratio for animals with 6 months to 2 years old age (odds ratio=4.78). The females had a higher chance for contamination (odds ratio=1.78). Finally it can be concluded that bluetongue seroprevalence was high in sheep and goat in Fars province, then prevention and control programs establishment and research on distribution pattern of Culicoides vectors, virus isolation and genome sequencing of the isolated viruses are suggested.
    Keywords: Serology, Sheep, Goat, Bluetongue