فهرست مطالب

  • سال بیستم شماره 2 (پیاپی 78، تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/05/09
  • تعداد عناوین: 6
|
  • سید سعید موسوی ، فریبرز قنبری، محمدرضا عبداللهی صفحات 93-107
    اولین گام در به نژادی یک صفت، داشتن آگاهی کافی از پارامترهای ژنتیکی شامل نحوه وراثت پذیری و نوع عمل ژن ها برای آن صفت می باشد. روش تجزیه میانگین نسل ها به دلیل خطای برآورد کم تر، یکی از بهترین روش های برآورد پارامتر های ژنتیکی محسوب می شود. هدف تحقیق حاضر برآورد وراثت پذیری، تعیین تعداد و نوع عمل ژن ها برای برخی از صفات مهم اگرومورفولوژیک در ذرت بود. برای این منظور بذور شش نسل P1، P2، F1، F2، BC1 و BC2 در طی دو سال متوالی تهیه و در سال 1394 در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس وزنی نشان دهنده تفاوت معنی دار بین نسل ها و امکان اجرای تجزیه میانگین نسل ها برای کلیه صفات مورد نظر بود. صفات طول بلال، تعداد ردیف دانه در بلال، قطر چوب بلال و درصد چوب بلال توسط اثرات افزایشی و غالبیت نسبی کنترل می شدند و در کنترل سایر صفات، علاوه بر اثرات افزایشی و غالبیت، اثر اپیستاری نیز نقش داشت. برای اغلب صفات، تفاوت بین دو جزء غالبیت و افزایشی زیاد و میانگین درجه غالبیت ژنی، بزرگ تر از یک بود که این موضوع نشان دهنده سهم بیش تر اثرات غیرافزایشی و در نتیجه اهمیت هتروزیس در بروز این صفات بود. بیش ترین مقدار هتروزیس نسبی و هتروبلتیوسیس مثبت و معنی دار به ترتیب مربوط به صفات زیست توده بلال و عملکرد دانه در بلال بود. وراثت پذیری عمومی و خصوصی صفات، به ترتیب در دامنه 41/62 تا 06/90 و 43/3 تا 40/60 درصد برآورد شدند. حداقل تعداد ژن کنترل کننده صفات در دامنه 03/0 تا 74/4 برآورد شدند. به طور کلی، برخلاف عملکرد دانه،گزینش در نسل های اولیه برای صفات مرتبط با عملکرد با وراثت پذیری خصوصی بالا؛ازجمله طول بلال، قطر چوب بلال، وزن 250 دانه و تعداد ردیف دانه در بلال، منجر به بهبود عملکرد دانه در نسل های پیشرفته خواهد شد. علاوه بر این، با توجه به وراثت پذیری خصوصی بالا برای صفت در صد چوب بلال (4/60 درصد) ، انتخاب در نسل های اولیه برای کاهش درصد چوب بلال، تا حدی که منجر به کاهش معنی دار وزن کلی بلال نشود، باعث افزایش شاخص برداشت بلال و در نتیجه بهبود عملکرد دانه ذرت خواهد شد.
  • حبیباللهقزوینی ، محسن سرهنگی، فرزاد افشاری صفحات 108-125
    زنگ قهوه ای (Puccinia triticina) و زنگ زرد (Puccinia striiformis) از مهم ترین و رایج ترین بیماری های گندم در اغلب کشورهای جهان محسوب شده و نقش چشمگیری در کاهش محصول گندم دارند. انتقال ژن های مقاومت به ارقام گندم یکی از موثرترین و اقتصادی ترین روش های مبارزه با این بیماری ها است. یکی از ژن هایی که باعث القای مقاومت و پایداری مقاومت گیاه نسبت به زنگ قهوه ای و زرد گندم می شود، ژن Lr34/Yr18 است. در سال های اخیر نشانگرهای مولکولی متعددی که با ژن Lr34/Yr18 پیوستگی نزدیکی دارند، شناسایی شده اند. در این تحقیق، حضور ژن Lr34/Yr18 در 85 رقم و لاین امیدبخش گندم کشور در ارزیابی مزرعه ای و همچنین با استفاده از نشانگرهای مولکولی جدید مورد ارزیابی قرار گرفت. ارزیابی ژنوتیپ های گندم نسبت به عامل بیماری های زنگ زرد و زنگ قهوه ای به صورت مشاهده ای در سال 1393به ترتیب در خزانه بیماری های بخش تحقیقات غلات کرج و ایستگاه گلستان اهواز انجام شد و ارقام و لاین های مورد بررسی به صورت مصنوعی آلوده سازی شدند. نتایج بررسی های مولکولی نشان داد که سه نشانگر جدید caSNP4،caSNP12 وCssfr1 ، دقت بیشتری نسبت به نشانگر csLV34در تشخیص ژن Lr34/Yr18 دارند و به راحتی می توان از آنها در آزمایشگاه هایی با امکانات محدود استفاده کرد. بر اساس نتایج حاصل از نشانگرهای caSNP4 وcaSNP12، از مجموع 85 ژنوتیپ گندم مورد بررسی در این تحقیق، آلل های پیوسته با ژن Lr34/Yr18 در 18 ژنوتیپ مشاهده شدند. مقایسه نتایج ارزیابی مزرعه ای با آزمایشات مولکولی نشان داد که اکثر ژنوتیپ های واجد ژن Lr34 دارای واکنش های از نوع مقاوم و نیمه مقاوم تا نیمه حساس با شدت کم نسبت به زنگ قهوه ای و زنگ زرد بودند.
    کلیدواژگان: به نژادی مولکولی، بیماری زنگ، گزینش به کمک نشانگر، گندم، مقاومت گیاه بالغ و نشانگر هم بارز
  • توحید نجفی میرک، منوچهر دستفال، بهرام اندرزیان، حسین فرزادی، محمد بهاری، حسن زالی صفحات 126-138
    به منظور ارزیابی روش های تجزیه پایداری ناپارامتری جهت شناسایی ژنوتیپ های پرمحصول و پایدار گندم دوروم برای مناطق گرم و خشک کشور، آزمایشی با 18 لاین امید بخش به همراه یک رقم گندم دوروم (بهرنگ) و یک رقم گندم نان (چمران) در ایستگاه های تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی داراب، اهواز، خرم آباد و دزفول در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دو سال (93-1392 و 94-1393) اجرا شد. نتایج نشان داد که اثر ژنوتیپ، محیط و اثر متقابل ژنوتیپ × محیط با روش های ناپارامتری بریدینکامپ (به جز اثر ژنوتیپ) و هیلدبراند برای عدم وجود اثر متقابل غیرکراس اور (بدون تغییر در رتبه) و آزمون دی کرون و وان دیر لان (به جز اثر متقابل ژنوتیپ × محیط) برای عدم وجود اثر متقابل کراس اور (تغییر در رتبه) ، معنی دار بود. بر اساس شاخص انتخاب ژنوتیپ ایده آل (Selection index of ideal genotype; SIIG) بر مبنای کلیه روش های ناپارامتری، ژنوتیپ های DW-92-17 و DW-92-20 با بیشترین مقدار و به ترتیب با عملکرد دانه 6095 و 6215 کیلوگرم در هکتار، جزء پایدارترین لاین ها شناخته شدند. نتایج شاخص SIIGنشان داد که اغلب روش های ناپارامتری، قادر به شناسایی ژنوتیپ هایی با مفهوم استاتیکی (بیولوژیکی) هستند. بنابراین ژنوتیپ های انتخاب شده با استفاده از این روش ها ممکن است از عملکرد دانه بالایی برخوردار نباشند. در مجموع ژنوتیپ های DW-92-17 و DW-92-20 به عنوان لاین های پایدار با عملکرد بالاتر از شاهد و ژنوتیپ های DW-92-4 و DW-92-5 تنها به عنوان دو لاین پرمحصول برای تحقیقات تکمیلی (ارزیابی مقاومت به بیماری ها و خصوصیات کیفی) انتخاب شدند.
    کلیدواژگان: اثر متقابل ژنوتیپ × محیط، روش SIIG، ژنوتیپ ایده آل و گندم دوروم
  • مهرزاداللهقلی پور صفحات 139-150
    به منظور بررسی رابطه بین میزان آمیلوز دانه، دمای ژلاتینی شدن و خصوصیات ویسکوزیتی و شناسایی شاخص های شناسایی گروه های آمیلوزی متوسط و بالا در ژنوتیپ های برنج، تعداد 40 رقم و لاین خالص از دو گروه آمیلوز بالا و آمیلوز متوسط در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار طی دو سال 1394 و 1395 در موسسه تحقیقات برنج کشور – رشت مورد ارزیابی قرار گرفتند. خصوصیات فیزیکوشیمیایی دانه (میزان آمیلوز و دمای ژلاتینی شدن) و خصوصیات ویسکوزیتی شامل حداکثر چسبندگی، حداقل چسبندگی، فروریختگی، چسبندگی نهایی، پس روی چسبندگی و نرمی و ثبات ژل با استفاده از دستگاه رپید ویسکوآنالایزر بر حسب واحد RVU (Rapid Visco Unit) اندازه گیری شدند. نتایج حاصل از تجزیه خوشه ایبه روش حداقل واریانس وارد نشان داد که 40 ژنوتیپ برنج بر اساس خصوصیات ویسکوزیتی و دمای ژلاتینی شدن مجددا در دو گروه طبقه بندی شدند. گروه اول شامل 19 ژنوتیپ با محتوای آمیلوز بالا و گروه دوم شامل 21 ژنوتیپ با محتوای آمیلوز متوسط بودند. طبقه بندی ژنوتیپ ها بر اساس خصوصیات ویسکوزیتی و دمای ژلاتینی شدن، مشابه گروه بندی ژنوتیپ ها بر اساس میزان آمیلوز دانه بود. نتایج حاصل از تجزیه تابع تشخیص به روش رگرسیون گام به گام نشان داد که تنها چسبندگی نهایی و دمای ژلاتینی شدن نقش 100 درصدی در تفکیک دو گروه آمیلوز بالا و متوسط داشته و با ارزش ویژه 35/56، موثرترین خصوصیات برای تشخیص دو گروه بودند. چسبندگی نهایی و دمای ژلاتینی شدن نسبت به اندازه گیری مستقیم آمیلوز آسان تر و کم هزینه تر بوده و در زمان کوتاه تری انجام شده و در تفکیک و انتخاب ژنوتیپ های جدید برای محتوای آمیلوز متوسط و آمیلوز بالا قابل استفاده است. ارزیابی خصوصیات ویسکوزیتی نشاسته و دمای ژلاتینی شدن در ترکیب با روش های آماری چندمتغیره، یک روش کاربردی آسان و کم هزینه محسوب می شود که دارای پتانسیل خوبی برای طبقه بندی ژنوتیپ های برنج است و می توان از این روش در برنامه های اصلاحی جهت دستیابی به ارقام جدید با کیفیت مناسب دانه استفاده کرد. با توجه به مدل رگرسیونی برازش شده، پیش بینی میزان آمیلوز متوسط تا بالا با توجه به ارزش چسبندگی نهایی در دامنه 25/493-50/290 بر حسب واحد RVU، با ضریب تبیین 97 درصد امکان پذیر می باشد.
    کلیدواژگان: آمیلوز، برنج، تابع تشخیص، تجزیه خوشه ایو خصوصیات ویسکوزیتی
  • محمد قاسم جامی ، امیر قلاوند، سید علی محمد مدرس ثانوی، علی مختصی بیدگلی، ابوالفضل باغبانی آرانی، امین نامداری صفحات 151-167
    تحقیق حاضر با هدف بررسی اثر سطوح کود دامی، زئولیت و آبیاری بر ویژگی های خاک و عملکرد و روغن دانه آفتابگردان به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال های 1393 و 1394 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس اجرا شد. سطوح آبیاری (آبیاری پس از تخلیه 40، 60 و 80 درصد رطوبت قابل استفاده خاک) به عنوان عامل اصلی و ترکیب تیمارهای کودی (100 درصد کود دامی، 50 درصد کود دامی + 50 درصد کود شیمیایی و 100 درصد کود شیمیایی) و زئولیت (صفر، 5 و 10 تن در هکتار) به عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که استفاده از کود دامی باعث افزایش کربن آلی، نیتروژن، فسفر، پتاسیم، هدایت الکتریکی و کاهش جرم مخصوص ظاهری خاک در پایان دو سال آزمایش شد. کود دامی همراه با سطوح بالاتر زئولیت، میزان کربن آلی خاک را بهبود بخشیده و باعث تولید بالاترین عملکرد دانه آفتابگردان (1781 کیلوگرم در هکتار) و بهره وری مصرف آب (به ترتیب 01/3 و 3/3 کیلوگرم در هکتار بر میلی متر در سال اول و دوم) گردید. بیشترین میزان روغن دانه در شرایط آبیاری کامل، با مصرف 10 تن زئولیت و 50 درصد کود دامی + 50 درصد کود شیمیایی (9/37 درصد) در سال اول بدست آمد. در کلیه سطوح آبیاری، تیمارهای حاوی 100 درصد یا 50 درصد کود دامی همراه با 5 یا 10 تن زئولیت در هکتار، عملکرد دانه و بهره وری مصرف آب بالاتری داشتند. نتایج این آزمایش نشان داد که در اکثر تیمارهای آبیاری، مصرف زئولیت و کود دامی با افزایش دسترسی گیاه به آب و عناصر غذایی، باعث افزایش عملکرد، روغن دانه و بهره وری آب در آفتابگردان شد.
    کلیدواژگان: آبیاری، آفتابگردان، اصلاح کننده های خاک، روغن دانه، کربن آلی و کود دامی
  • مصطفی حق پناه ، آیدین حسن زاده، علی زمان میرآبادی، کامبیز فروزان، سجاد طلایی صفحات 168-179
    به منظور ارزیابی روابط بین عملکرد دانه و اجزای عملکرد، 78 ژنوتیپ بادام زمینی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در بهار سال 1395 در مرکز تحقیقات کاربردی و تولید بذر (تکاتو) ساری کشت و 17 صفت در آنها اندازه‏گیری شدند. نتایج تجزیه واریانس صفات نشان داد که بین ژنوتیپ‏های مورد بررسی در کلیه صفات، به جز عرض دانه، اختلاف معنی داری وجود داشت که حاکی از وجود تنوع قابل ملاحظه در بین ژنوتیپ‏های مورد بررسی بود. بر اساس نتایج تجزیه رگرسیون گام به گام، متغیرهای رتبه اول، دوم و سوم، با در نظر گرفتن سهم صفات در توجیه تنوع در عملکرد دانه و حداقل هم راستایی، مورد بررسی قرار گرفتند. بر این اساس صفات طول دانه و تعداد غلاف در بوته به عنوان متغیرهای رتبه اول با توجیه 76 درصد از تغییرات عملکرد دانه انتخاب شدند. نتایج نشان داد که صفات طول دانه و تعداد غلاف رابطه منفی (غیرمعنی‏داری) با عملکرد دانه داشتند. نتایج تجزیه مسیر ترتیبی نشان داد که اثر مستقیم صفات تعداد غلاف در بوته (**815/0) و طول دانه (**810/0-) بیشترین اثر را بر عملکرد دانه داشتند. بر اساس نتایج همبستگی صفات می توان از صفت تعداد غلاف در بوته به عنوان شاخص انتخاب جهت افزایش عملکرد دانه بادام زمینی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: بادام زمینی، تجزیه مسیر ترتیبی، غلاف در بوته، رگرسیون گام به گام و طول دانه
|
  • Saied Moosavi , Fariborz Ghanbari , Mohammadreza Abdollahi Pages 93-107
    Enough information about genetic parameters, including heritability and gene action, is the first step in breeding of a trait. Among different methods, generation mean analysis, with lower estimation error, is one of the best methods for estimation of genetic parameters. The present experiment was carried out to estimate heritability, number of genes and gene action for some agro-morphological traits in maize. The seeds of the generations of P1, P2, F1, F2, BC1 and BC2 were prepared during two successive years and were evaluated based on randomized complete block desine in Golestan Agricultural and Natural Resources Research and Education Center, Iran during 2015. Results of weighted ANOVA showed significant differences between the generations for all traits, therefore, generation mean analysis was performed. While, additive effect and relative dominance controlled ear length, number of row.ear-1, cob diameter and cob percentage, the additive, dominance and epistatic effects controlled the other traits simultaneously. Difference between dominance and additive components and the average of gene dominance was greater than unity which indicated the role of non-additive and the importance of heterosis effects in expression of these traits. The maximum heterosis and heterobeltiosis belonged to ear biomass and grain yield respectively. The broad and narrow sense heritability of the traits was ranged from 62.41 to 90.06 and 3.46 to 60.40, respectively. The average number of genes was ranged from 0.03 to 4.74 for different traits. In general, unlike grain yield, selection in early generations for yield-related traits with high narrow sense heritability such as ear length, cob diameter, 250-grain weight and number of grain.row-1, may improve grain yield in advanced generations. In addition, due to the high narrow sense heritability for cob percent (60.4%), selection in early generations for reduction in percentage of cob, with no significant increase the overall weight of the ear, may increase the ear harvest index and improving grain yield of maize.
    Keywords: Additive effect, Dominance effect, Epistasis, Genetic analysis, Generation mean analysis
  • Habibollah Ghazvini , Mohsem Sarhangi , Farzad Afshari Pages 108-125
    Leaf rust (Puccinia triticina) and yellow rust (Puccinia striiformis) are known as the most important and prevalent diseases of wheat worldwide, causing significant losses in the world’s wheat production. Transfer of leaf and yellow rusts resistance genes to wheat cultivars is one of the most economical and effective methods to control of diseaseses. Lr34/Yr18 is a resistance gene which confers a durable resistance to wheat leaf and yellow rusts. In the recent years, several molecular markers linked to Lr34/Yr18 have been identified. In this experiment, presence of Lr34/Yr18 in some Iranian wheat cultivars and promising lines was evaluated under field condition along with some recently developed molecular markers. Evaluation of plant resistance of wheat genotypes to yellow rust and leaf rust was conducted under artificial inoculation in disease nurseries of Cereal Research Department, SPII, Karaj and Golestan station in Ahvaz, Iran respectively, in 2014. Results of molecular assays indicated that three markers caSNP4, caSNP12 and Cssfr1 predicted presence of Lr34/Yr18 with more confidence compared to csLV34. These markers may be easily used in the genetic laboratories with limited equipments. Based on the results of caSNP4 and caSNP12 markers, from 85 wheat genotypes, 18 genotypes had linked alleles to Lr34/Yr18 gene. Comparison of the field evaluation with results of molecular assay indicated that most of the wheat genotypes with Lr34 gene had resistance and moderately resistant to moderately susceptible infection responses to leaf rust and yellow rust.
    Keywords: Adult plant resistance, Codominant marker, Marker assisted selection, Molecular breeding, Wheat
  • Tohid Najafi Mirak Pages 126-138
    To evaluate of non-parametric methods for identification of high yielding and stable durum wheat genotypes, 18 durum wheat promising lines along with two commercial durum (Behrang) and bread wheat (Chamran) as check cultivars, were evaluated in four warm and dry locations of Iran including Darab, Ahvaz, Khoramabad and Dezfoul stations during two cropping seasons (2013-2014). The experiments were conducted in a randomized complete block design with three replications. Results showed that the effect of environment (E), genotype(G) and interaction of GE were significant in Bredenkamp (except for genotype) and Hildebrand for non-crossover interaction (without change in rank) and de Kroon/van der Laan (except for interaction of GE) for non-crossover interaction (with change in rank) methods. Results of SIIG (Selection Index of Ideal Genotype) method, based on all non-parametric methods, showed that DW-92-17 and DW-92-20 genotypes (with 6095 and 6215 kg.ha-1 grain yield) were the most stable genotypes. According to SIIG method, the majority of non-parametric methods may identify the stable genotypes considering the static (biological) concept, so the selected genotypes may not necessarily produce high grain yield. Genotypes DW-92-17 and DW-92-20 were selected as stable lines with higher yields (compared to control) and DW-92-4 and DW-92-5 genotypes were selected as high yielding lines for complementary experiments, especially for resistance to diseases and quality characteristics evaluation
    Keywords: Interaction of Genotype × Environment, SIIG method, Ideal genotype, Wheat.
  • Mehrzad Allahgholipour Pages 139-150
    In order to investigate the relationship among amylose content, gelatinization temperature and paste viscosity properties and identifying the discriminator parameters of intermediate and high amylose groups in rice genotypes, 40 pure lines and cultivars from two groups of high and medium amylose content were evaluated in a randomized complete block design with three replications at Rice Research Institute of Iran during 2015 and 2016. Physicochemical characteristics of grain (amylose content, gelatinization temperature) and paste viscosity properties including peak viscosity, trough viscosity, breakdown viscosity, final viscosity, setback viscosity and consistency viscosity were measured by Rapid Visco Analyser in RVU unit. Results of cluster analysis with WARD method showed that all selected rice genotypes from high and intermediate amylose groups were classified into two groups based on paste viscosity characteristics and gelatinization temperature. The first group consisted of 19 genotypes with high amylose content and the second group included 21 genotypes with intermediate amylose content. In fact, the classification of the genotypes based on the viscosity parameters and gelatinization temperature was similar to the classification of the cultivars based on the amylose content of grain. Discriminant function analysis showed that only the final viscosity and gelatinization temperature completely (100%) separate the high and intermediate amylose groups and identified as the best and most effective discriminators (with an eigenvalue of 56.35) that are easier, less cost and time consuming, compared to direct measurement of amylose content of grain. Evaluation of starch viscosity characteristics and gelatinization temperature of rice grain in combination with multivariate statistical methods may be considered as an easier and less costly method suitable for the classification of rice genotypes and may be used in breeding programs to identify good grain quality rice cultivars. According to the fitted regression model, it is possible to predict the intermediate to high amylose groups of rice genotypes in regard to final viscosity value between 290.50 and 493.25 RVU with an adjusted R square of 97%.
    Keywords: Amylose, Cluster analysis, Discriminant function, Rice, Viscosity properties
  • Mohammad Ghasem Jami , Amir Ghalavand , S.alimohamad Modarres, Sanavy , Ali Mokhtassi Bidgoli , Abolfazl Baghbani, Arani , Amin Namdari Pages 151-167
    In order to investigate the effect of different levels of zeolite and farmyard manure, as environmental friendly fertilizers on soil properties and yield and quality of sunflower, a field experiment was carried out in a split -factorial layout based on completely randomized blocks design in three replications in the faculty of agriculture, Tarbiat Modarres University, Tehran, Iran, during 2014 and 2015. Treatments included irrigation regimes (irrigation after depleting 40, 60 and 80% of soil water content) as main factor and the combinations of nutrition systems (100% organic, 50% organic + 50% chemical and 100% chemical fertilizer) and zeolite (0, 5 and 10 ton.ha-1 of zeolite) in factorial layout. Results showed that using organic sources increased organic carbon, nitrogen, phosphorus, potassium, and electrical conductivity of soil, while decreased bulk density at the end of the growth season. Due to the high amount of organic carbon, organic sources accompanied with zeolite improved the organic carbon content of the soil and led to the highest seed yield (1781 kg.ha-1) and water productivity (3.01 and 3.3 kg.ha-1.mm-1 in the first and second years, respectively). In first year, the highest oil content of seed (37.9%) was obtained in 10 ton.ha-1 zeolite with 50% farmyard manure + 50% chemical fertilizer under full irrigation treatment. At all irrigation regimes, application of 100% organic sources or combined chemical and organic sources with 5 or 10 ton.ha-1 of zeolite led to greater seed yield and water productivity. Overall, the results of this experiment revealed that under the most irrigation regimes, application of farmyard manure and zeolite may increase the availability of water and nutrients for plant and may led to increase yield and oil content of seed and water productivity in sunflower.
    Keywords: Farmyard manure, Irrigation, Oil content, Organic carbon, Soil amendments, Sunflower
  • Haghpanah , Aydin Hassanzadeh , Ali zaman Mirabadi , Kambiz Foroozan , Sajjad Talaee Pages 168-179
    To evaluate the relationship between seed yield and its components in peanut (Arachis hypogaea L.), 78 genotypes of peanut were grown in a randomized complete block design with three replications at Takatoo research station, Sari, Iran, in 2016 and 17 plant traits related to seed yield were measured. Analysis of variance showed that there were significant differences in all traits (except for seed width), that indicated a considerable variation between peanut genotypes. Based on the results of multiple stepwise regression analysis, first, second and third ranked variables were evaluated by considering the contribution in seed yield variation and minimum co-liner and the seed length and number of pod.plant-1 were selected as first ranked variables (76% of variation of seed yield). Results showed that the seed length and number of pod.plant-1 had a negative (non significant) relationship with seed yield. The results of sequential path analysis showed that the direct effect of number of pod.plant-1 (r = 0.815**) and seed length (r = -0.810**), were the most effective component in seed yield. Based on the correlation analysis result, number of pod.plant-1 may be used as selection index to promote the seed yield in peanut.
    Keywords: Peanut, Pod.plant-1, Seed length, Sequential path analysis, Stepwise regression