فهرست مطالب

هنر و تمدن شرق - پیاپی 20 (تابستان 1397)
  • پیاپی 20 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/02
  • تعداد عناوین: 6
|
  • دانش طاهرآبادی* صفحات 5-12
    استفاده از عنصر کنگره به صورت تزیینی، در هنر بعد از اسلام مراکش، به اندازه ای وسیع است که همراه با جایگاهی شبیه کاربرد عملی آن (قرارگیری در ردیف بالایی یک ریتم از تزیینات) ، در همه تزیینات کشور مراکش مشاهده می شود.
    هرچند کنگره در معماری نقاط دیگر جهان نیز به صورت عملکردی و گاه، تزیینی مشاهده می شود اما فراوانی و فراگیر بودن کاربرد کنگره در تزیینات و هنر بعد از اسلام مراکش موضوعی است که اهمیت خاص این نقش را در هنر مراکش نشان می دهد. این مقاله با استناد به بازدیدهای میدانی و مطالعه هنر بعد از اسلام در کشور مراکش، در پی آن است که اثبات کند اولا کنگره یکی از مولفه های تزیینی و پرکاربرد در کشور مراکش است و ثانیا با بررسی های میدانی و کتابخانه ای در زمینه تاریخ، معماری و شهرسازی اسلام، به فضای حاکم برجامعه مراکش در بعد از اسلام دست یابد و به اثبات برساند که شکوفایی تمدن مراکش و برتری آن بر آندلس به دلیل دستیابی به توانایی دفاع از خود و تامین امنیت شهرها بوده است. به بیانی دیگر توانایی نظامی و دفاعی، یکی از دستاوردهای مهم و مورد توجه جامعه مراکش است که باعث جلب توجه هنرمندان مراکش به عنصر کنگره شده و این امر به صورت کاربرد کنگره در تزیینات تبلور یافته است
    کلیدواژگان: مراکش، تزیینات، کنگره، مولفه تزیینی، نقش مایه
  • سیده فاطمه مردانی * صفحات 13-20
    فضای جمعی جایی برای تفریح و گذران اوقات فراغت، قابل دسترس برای همه مردم در همه ساعات شبانه روز و محل برقراری تعاملات اجتماعی است و فضای شهری سرزنده فضایی است که تعداد قابل توجهی از افراد در بیشتر ساعات شبانه روز در آن حضور دارند؛ یعنی فضا باید به گونه ای باشد که مردم از روی اختیار به آنجا آمده، در آن فضا بمانند، اوقات فراغت خود را در آن جا سپری کرده و با دیگران تعاملات اجتماعی برقرار کنند. فضای جمعی در شهرهای مغربی، متفاوت از فضاهای جمعی اروپایی، شباهت هایی به بازارهای خیابانی شهرهای ایرانی دارد. با انجام مطالعات میدانی در مورد فضاهای جمعی شهرهای مغرب، پرسش هایی مطرح می شود: رونق فضاهای جمعی مغرب وابسته به چیست؟ اهمیت فضای جمعی وابسته به عوامل کالبدی -زیبایی ظاهری، سهولت دسترسی و میزان گشودگی عرصه- است و یا فعالیت هایی که در آن انجام می شود؟ آیا حذف کارکرد تجاری از فضاهای جمعی مغربی، منجر به مرگ آن فضاها می شود؟ پژوهش پیش رو -محصول مشاهده و تحلیل بر اساس مشاهدات میدانی- به این امر خواهد پرداخت که واحدهای تجاری نقش عمده ای در تعریف فضاهای جمعی شهر و سرزندگی آنها دارد؛ به نظر می رسد شکل زندگی اجتماعی مغربی ها تاثیر عمده ای در تعریف فضاهای شهری و از جمله فضای جمعی دارد. علیرغم حضور تعداد زیادی گردشگر –به ویژه اروپایی ها- در کشور مغرب، بومیان به حفظ ارزش های گذشته خود پایبند بوده و فضاهای جمعی آنها همچنان ساختار سنتی خود را حفظ کرده است. آنچه از مشاهده چند نمونه فضای جمعی حاصل شد این است که رونق، موفقیت و سرزندگی فضاهای جمعی در کشور مغرب عمدتا وابسته به فعالیت (تجاری) بوده و نه کالبد. اختلاط کاربری ها در فضای شهری امکان حضور فعالیت های گسترده و همزمان را فراهم آورده و افراد بیشتری به آن فضاها جذب می شوند. حضور جمعیت فعال در یک فضا از یکسو به تقویت حس امنیت منجر شده، از سوی دیگر در طول زمان آن را به مکانی دارای اصالت و هویت بدل کرده و مردم به آن حس تعلق بیشتری خواهند داشت. این امر در نهایت به سرزندگی فضای جمعی و رونق هر چه بیشتر آن می انجامد. توجه به نحوه شکل گیری و فعالیت فضاهای جمعی در بافت تاریخی شهرهای مغرب حائز اهمیت بوده؛ چرا که الگویی برای باززنده سازی نمونه های موجود و نیز طراحی و ساخت نمونه های معاصر شهرهای آن بوم و حتی بافت های تاریخی مشابه همچون ایران است. شناخت و بهره گیری از الگوهای بومی موجود در بازتولید عرصه های جمعی سرزنده و حفظ هویت شهرها، ضرورت پرداختن به پژوهش حاضر را توجیه می کند.
    کلیدواژگان: فضای جمعی، سرزندگی، حس تعلق، اختلاط کاربری، کارکرد تجاری
  • ریحانه حجتی * صفحات 21-30
    با نگاه به ریشه کلمه "بومی"، برای درک جلوه بومی یک عنصر در فرهنگ یک سرزمین باید جلوه های مختلف عینی و ذهنی آن را در محصولات فرهنگی برخاسته از آن جستجو کرد. نمودهای عینی بیشتر از فضاهای کالبدی مانند شهرها، معماری و سایر محصولات مبتنی بر عینیت یافتن یک اندیشه قابل استخراج است و جلوه های ذهنی بیشتر از بروز ذهنیت اهالی یک سرزمین در هنرها و دریافت های ذهنی تر آنها حاصل می شود. در این مقاله برای درک جلوه بومی درخت در شهرهای مراکش به نحوه حضور درخت در مدینه های مراکش -به عنوان هسته اولیه شکل گیری شهر -و نحوه حضور آن در هنرهای مختلف مانند باغ سازی و هنرهای تزئینی رجوع شده است. بازدید نمونه های منتخب در مدینه شهرهای مراکش، استفاده حداقلی در به کارگیری درخت در مناطقی که حتی با مشکل تامین آب نیز مواجه نیستند، نشان از نگاه بومی به این عنصر در شکل گیری شهرها به عنوان یکی از آثار تمدن بومی مراکش دارد. غیر از سبزینگی مربوط به منازل مسکونی در بافت، حضور درخت در سطح معابر و جداره های شهری غالبا صفر و بعضا محدود به حضوری غیرکاربردی و منفعلانه بوده است. گرچه این موضوع در مدینه شهر مکناس به صورت دیگری اتفاق افتاده و درختان به عنوان یکی از مولفه های تعریف نقاط عطف محله نقش دارند، اما برخورد غالب در بهره گیری از درخت، استفاده حداقلی از آن است. با کنکاشی در هنرهای بومی مراکش نیز این اتفاق به گونه ای مشابه قابل شناسایی است؛ به طوری که حضور کم رنگ درخت و گیاه در نقاشی ها، هنر تزئینات و حتی هنر باغسازی که موضوع اصلی آن ایجاد محیط های سبز عمده است نشان از عدم وجود نگاه بومی به این عنصر است. بدین ترتیب می توان گفت جلوه بومی درخت در مراکش، «بی درختی» یا عدم جلوه گری درخت در فضاهای شهر است یا به عبارت دیگر درخت تبدیل به عنصر بومی در سرزمین مغرب نشده است.
    کلیدواژگان: درخت، مراکش، جلوه بومی منظر، جایگاه ذهنی
  • نیره سادات علایی* صفحات 31-36
    باززنده سازی شهری به عنوان یکی از مفاهیم مربوط به مرمت و حفظ بافت های قدیمی شهر، تعاریف متعددی داشته است که با تکامل دانش بشری کامل تر شده اند. در این مقاله به یک پروژه باززنده سازی شهری م یپردازیم و آن را براساس انگاره های نظری این حوزه ارزیابی م یکنیم. پروژه باززنده سازی مدینه فاس که در جریان سفر به کشور مراکش مورد بازدید قرار گرفته است، یکی از مشهورترین پروژ ه هاست و عمده شهرت خود را با عنوان بزرگ ترین محدوده پیاده جهان از آن خود کرده است. اما ارزیابی این پروژه از طرفی با سنجش اقدامات انجام شده در مرمت شهری با تعاریف ارایه شده توسط صاح بنظران صورت گرفته و از طرفی رویکرد یا نحوه تعامل آن را با منظر بومی مقایسه می کند. چرا که آرای صاح بنظران در مجموع بیانگر این است که یک پروژه باززنده سازی باید در وهله اول نیازها و احتیاجات ساکنان بومی را برای ادامه زندگی در بافت در نظر گیرد و این مستلزم نگاه درست و توجه ویژه به مولفه های منظر بومی است. در ارزیابی انجام شده، اقدامات مربوط به هریک از مولفه های منظر – چه از طریق مشاهدات میدانی و چه از طریق مطالعات کتابخانه ای استخراج و دسته بندی شده است.  این دسته بندی نشان می دهد جز دسته ای از اقدامات اقتصادی که در راستای توسعه صنعت گردشگری در فاس صورت گرفته، سایر اقدامات در راستای حفظ، تقویت و تداوم منظر بومی است. از طرفی این اقدامات در راستای تعاریف نظری باززنده سازی شهری نیز بوده و می تواند بیانگر این باشد که یک پروژه باززنده سازی موفق، پروژه ای است در راستای منظر بومی آن مجموعه.
    کلیدواژگان: بافت تاریخی، باززنده سازی، منظر بومی، مدینه فاس، مراکش
  • لیلا سلطانی *، علیرضا سیاوشی صفحات 37-42
    مدیریت فضاهای جمعی در نظام منظر شهر نیازمند سیاس تگزاری و برنامه ریزی بر مبنای اولویت بندی مولفه های موثر بر رفتار فضایی است. با هدف استمرار حیات مدنی میدان جماع الفنا به عنوان یک فضای جمعی پویا در نظام منظر شهری مراکش، در این پژوهش زیرمعیارهای سه مولفه اصلی منظر شهری (معنایی-ادراکی، عملکردی-فعالیتی و زیباشناختی )در ارتباط با سه گزینه اصلی برنامه ریزی فضای جمعی( مخاطب، زمان و خلاقیت )تدقیق شده است. معیارها و زیرمعیارهای مرتبط با استفاده از روش سلسله مراتبی AHP مورد بررسی قرار گرفت و بر این اساس اولویت های برنامه ریزی مدیریت فضای جمعی میدان جماع الفنای مراکش( به عنوان نمونه موردی) مشخص شد. پژوهش حاضر نشان داد که در مدیریت منظر شهری از طریق برنامه ریزی فضای جمعی جماع الفنا، مخاطبین بیشترین تاثیر را دارند و پس از آن گزینه های خلاقیت و زمان به ترتیب بر مولفه های منظرشهری در فضای جمعی موثرند. با استناد به نتایج معنادار ارزیابی انجام شده، فضای جمعی جما عالفنا به شدت مخاطب محور است. همچنین برای برنامه ریزی فضای جمعی مذکور در اولویت نخست، تنظیم رابطه مخاطب به ترتیب با مولفه عملکردی-فعالیتی، مولفه معنایی-ادراکی و سپس مولفه زیبای یشناختی واجد اهمیت است.
    کلیدواژگان: فضای جمعی، منظر شهری، جماع الفنا، مراکش، حیات مدنی
  • محمد جمشیدیان * صفحات 45-56
    زیبایی شناسی بومی حضور گیاه در معماری مراکش عبارت است از سلیقه و رویکرد غالب در به کارگیری گیاه در معماری بومی این کشور. این رویکرد که نسبتی را بین معماری و عناصر سبز طبیعی تعریف می کند، محصول نگاه معماران بومی به این عناصر طبیعی و برخاسته از جایگاه هویتی و ذهنی این عناصر در تفکر آنهاست. این جایگاه موجب شکل گرفتن اصولی زیباشناسانه در ایجاد فضا شده است که زیبایی گیاه را نه فقط با جنبه های تزیینی و فرمال بلکه همزمان با جنبه های کارکردی و در نسبت با فضای معماری بررسی م یکنند. در این پژوهش با تحلیل چگونگی وضع موجود در گونه های بومی معماری مراکش اصولی استخراج می شوند که نتیجه مشاهده فراوانی و تفسیر آنهاست. با تعریف گونه های بومی مورد نظر و انتخاب چهار دسته «معماری مسکونی » ،« مساجد »،« مدارس علمیه » و «ریاض ها»  به مطالعه نمونه های مورد بازدید پرداخته شده است. در هر دسته، چهار ویژگی «وجود یا عدم وجود ،»  «محل قرارگیری» ، «فرم» و «کارکرد» گیاه - بر مبنای تعریف «زیبایی» مدنظر این مطالعه - در معماری مراکشی بیان شده و برای تقویت نتیج هگیری به نمونه های متون و تصاویر تاریخی نیز ارجاع شده است.  فراوانی این ویژگی ها در مرحله بعد مورد تحلیل قرار گرفته که منجر به اصول دوگانه معنایی و کالبدی شده است. این اصول بر مبنای نداشتن جایگاه مقدس و محترم گیاه، عامل اتصال آن به جهان مادی و عدم توجه آن به فضاسازی، در نهایت گیاهانی را زیبا می داند که هرچه کوچک تر، قابل حمل توسط گلدان، رونده یا آویز و با بافت و مقیاس ریز باشند. این زیبای یشناسی که برخاسته از تفکر تزیینی و اقلیمی – در مواردی محدود- است منتج به حضوری سطحی و ارتباطی شکننده بین معماری و عناصر سبز طبیعی مرتبط با آن شده است که می تواند به ریشه های اقلیمی، سبک زندگی یا حتی قدرت های حاکم بر این سرزمین بازگردد. این زیبایی شناسی همچنین می تواند الگویی برای معماران منظر و برنامه ریزان محیطی در راستای ایجاد مناظر اصیل و بومی باشد.
    کلیدواژگان: معماری بومی، گیاه، فضای سبز، اصول زیبایی شناسی، جایگاه گیاه
|
  • Danesh Taherabadi * Pages 5-12
    The use of the crenel element in decorative way in the post-Islam art in Morocco is so vast that it can be observed with a position similar to its operational function (placed at the top of a decorative rhythm) in all of the Moroccan decorations.
    Although crenel is used in architecture of other parts of the world in operational and sometimes decorative way, but the redundancy and extensiveness of the crenel’s function in the post-Islamic decoration and art shows the specific importance of its role in Morocco’s art. Based on field researches and studying the post-Islamic art in Morocco, this study looks to firstly, prove that crenel is one of the most useful decorative indicators in Morocco, and secondly reach the ruling atmosphere of Morocco’s post-Islam society by library and field researches in field of history and prove that the cause of Morocco’s civilization thrive and its advantage on Andalusia is gaining access to the ability of self-defense and providing security for its cities. In another words, military and defense capability is one of the important and considerable achievements of Morocco’s society that attracts the attention of Moroccan artists to the element of crenel and it has manifested in the function of crenel in decorations.
    Keywords: Morocco, Decorations, Crenel, Decorative indicator, Motif
  • Seyedeh Fatemeh Mardani * Pages 13-20
    Public space is a place for amusement and passing leisure time, accessible to all at all times, and a place to initiate social interactions. A lively urban space contains the presence of considerable number of people in most of the day; So people should be able to come voluntarily, stay, spend leisure time and socially interact with others.Contrary to Europe, public spaces in Moroccan cities have similarities with street fairs in Iranian cities. Field research about public spaces in Moroccan cities, arises these questions: what is thriving of Moroccan public spaces depended on? Is the importance of public spaces depended on physical factors, beauty of appearance, ease of access and the level of openness in area or the activities taking place there? Does removing the commercial function results in the death of the spaces? The study ahead, a product of observation and analysis based on field observations, attends to the major part of the commercial units in the definition of city public spaces and their liveliness.it seems that Moroccan social lifestyle has a major influence on the definition of city spaces including public spaces. Despite the presence of numerous tourists in Morocco, especially Europeans, natives have been adhere to values of their past and their public spaces has still preserved their traditional structure. The result of observing several of public spaces is that prosperity, success and liveliness of the public spaces in Morocco is mainly depended on activities (commercial) and not form. Confounding land-use in city space provides the possibility of wide range of simultaneously activities, and attracts more people. On one hand, the presence of an active crowd in a space results in strengthening the sense of security and on the other hand, it makes the space, a place with originality and identity which people can feel more belonging to. Eventually this comes to liveliness of the public spaces and more prosperity. It is important to pay attention to the course of forming and the activities of public spaces in the historical textures of Moroccan cities; because it is a pattern for reviving the present cases and also, designing and building contemporary ones of that nation and even similar historical textures like Iran. Recognition and utilization of native patterns, present in reproduction of lively collective arenas and preserving the identity of cities justifies the necessity of proceeding with the following study.
    Theory:The success of Moroccan public space which forms with creation of openness in the city’s shape, depends on the presence of commercial units, specially retail sales and results in active presence of people in those spaces. The present study looks to prove the theory that plurality of land-uses and activities in public spaces, especially commercial function and buy-sell activity, results in liveliness and prosperity of public spaces in historical textures of the cities.
    Keywords: Public space, Liveliness, Sense of belonging, confounding land-use, Commercial function
  • Reyhaneh Hojjati * Pages 21-30
    With Looking at the root of the word “indigenous”, in order to understanding the indigenous nature of an element in the culture of a land, various objective and subjective aspects, should be sought in the cultural product. Objective aspects are more extravagant than physical spaces such as cities, architecture, and other objects which based on the objectivity of a thought, and the mental effects are more than the mentality of the inhabitants of a land in the arts and their subjective impressions. In this article, understanding the native consequences of the tree in the cities of Morocco and the tree’s presence in the Medina1 of Morocco, as the core of city’s formation, and its presence in various arts, such as gardening and decorative arts, are discussed. Visiting selected cases in Moroccan cities in Medina, the minimal use of trees in areas which are not even encountered with the problem of water supply, shows the indigenous appearance of this factor in the formation of cities as one of the works of the native Moroccan civilization. Apart from the greenery of residential buildings in the tissue, the presence of trees on the street and urban walls are often zero and sometimes limited to inactive and passive presence. Although this has happened in Minnesota’s Medina in a different way, trees are involved as one of the components of the definition of the neighborhood milestones, the dominant approach in exploiting the tree is the minimal use of it. With the exploration of Moroccan indigenous arts, this is also recognizable in such a way that the presence of plant and tree in paintings, ornamentation and even gardening, the main theme of which is the creation of major green environments, is the lack of a native look at this Element is Thus, it can be said that the tree’s native in Morocco is “indifference” or the absence of a tree’s appearance in the city’s spaces, in the other words, the tree has not become an indigenous element in the land of the morocco.
    Keywords: Tree, Morocco, native landscape, mental status
  • Nayereh S Alaei * Pages 31-36
    City revitalization has had various definitions as one of the concepts related to the restoration and preservation of old city contexts which have become more complete with the evolution of human knowledge. In this article, we will address a city revitalization project and will evaluate it based on theoretical sketches of this area. The revitalization project of Medina Fes which was visited during the trip to Morocco is one of the most famous projects, and most of its reputation is named as the largest range of foot in the world. But, the evaluation of this project, on the other hand, has been carried out by measuring the actions taken in urban restoration with the definitions provided by the experts and on the other hand, it compares the approach or the way it interacts with the native perspective. Because the experts’ opinions in general indicate that one revitalization project must first consider the needs and requirements of indigenous residents to continue living in the context, and this requires an accurate look and a special attention to components of native perspective. In the conducted evaluation, the actions related to each component of the perspective - whether from the field observations or library studies - were extracted and categorized. This classification shows that except for a series of economic actions taken in line with developing the tourist industry in Fes, other measures were to maintain, strengthen and continued of native perspective. On the other hand, these actions are in line with the theoretical definitions of city revitalization and can indicate that a successful revitalization project is one along with native perspective of that complex.
    Keywords: Historical context, Revitalization, Native perspective, Medina-Fes, Morocco
  • Leila Soltani *, Alireza Siavoshi Pages 37-42
    Public place Management requires policy and planning based on the priority of the components affecting spatial behavior. To plan and preserve Jemaa el-Fna square as a dynamic public place, the sub-criterias of the three main components of the urban landscape (semantic-perceptual, functional-activity and aesthetic) has been researched and elucidated in relate to the three main alternatives for the planning public place (audience, time and creativity).
    The criterias and sub-criterias in Analytic Hierarchy process method (AHP) were examined and the prioritied for planning the public space management in Jemaa el-Fna (as a case study). The study showed that audiences have the greatest impact in urban landscape management of Jemaa el-Fna, and then creativity and time alternatives affect the components of urban landscape. Based on the meaningful results of the evaluation, this public place is strongly focused on the audience. Also, planning priority of public place is initially focuced on the relationship of audience with the functional-activity component, (ii) the semantic-perceptual component, and (iii) the aesthetic component.
    Keywords: Public place , urban landscape , Jemaa el-Fna , Moracco, Public life
  • Mohammad Jamshidiyan * Pages 45-56
    The native aesthetics of plant presence in Moroccan architecture is the prevailing taste and approach to plant planting in its native architecture. This approach, which defines a relation between architecture and natural green elements, is the product of the native architects’ look at these natural elements, arising from their subjective identity and mindset in their thinking. This position has led to the formation of aesthetic principles in the creation of space, which examines the beauty of the plant not only with decorative and formal aspects, but also with functional aspects and in relation to the architectural space. In this study, we analyze the status of native species of Moroccan architecture, which are the result of the observation of their abundance and interpretation. By defining the native species and selecting four categories of “residential architecture”, “mosques”, “schools of theology” and “Riyadh”, we have studied examples. The abundance of these features has been analyzed in the next stage, which has led to dual semantic and physical principles. These principles, based on the lack of a holy and respectable position of the plant, are the cause of its connection to the material world and its lack of attention to specialization, Finally, plants are considered to be beautiful, smaller, portable by pots, sculptures or pendants, with a tiny texture and scale. This aesthetics that comes from the decorative and climatic thinking - in some cases limited - has resulted in a superficial, intimate presence between the architecture and the natural green elements associated with it, which could return to the roots of the climate, lifestyle, or even the powers that dominate the land. This aesthetics can also be a model for landscape architects and environmental planners to create original and native landscapes.
    Keywords: Native architecture, plant, green space, principles of aesthetics, plant position