فهرست مطالب

پژوهشنامه ادبیات تعلیمی - پیاپی 38 (تابستان 1397)
  • پیاپی 38 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/02
  • تعداد عناوین: 6
|
  • علمی- پژوهشی
  • صدیقه سلیمانی، یوسف عالی عباس آباد، حسین آریان * صفحات 1-30
    تحلیل تطبیقی دو مفهوم «تعلیم» و «تربیت» بر اساس آراء ابوحامد محمد غزالی توسی و عنصرالمعالی، رویکردهای خاصی را در شیوه ها و روش تعلیم و تربیت نشان می دهد. با اینکه موضوع فکر و روش خردورزی غزالی، در ظاهر بر اساس مبانی تعلیمی و تربیتی انسان نیست، تامل در متن نوشته هایش، وجود و ظهور چنین پدیده تربیتی تعلیمی را نشان می دهد؛ به گونه ای که حجم بیشتر کتاب کیمیای سعادت را همین مباحث تشکیل می دهد. عنصرالمعالی به عنوان امیرزاده آل زیار، نیز چنین رویکردی به مبانی تربیتی انسان دارد. تلاش پژوهشگر عمدتا متمرکز بر یافته های دو متن کیمیای سعادت و قابوسنامه و تطبیق آن با ایده های مفاهیم تعلیم و تربیت از دیدگاه جامعه شناسی بوده است.
    یافته های پژوهش حاضر که به روش تحلیلی توصیفی انجام یافته، نشان می دهد که کتاب هایی مانند کیمیای سعادت و قابوسنامه، بستر مناسبی برای طرح تفکرات و راهکارهای جامعه شناسی تعلیم و تربیت و بروز آن در جامعه است. متفکر دانشمندی همانند غزالی توسی و عنصرالمعالی سعی کرده اند تا با استفاده از ابزار «داستان» ، «تمثیل» یا «حکایت» ، به مبانی شناخت نفس انسان، تربیت نفس و تربیت خرد و راهکارهای پیشرفت و رشد انسان در قالب نظام تعلیمی و تربیتی اشاره کنند.
    کلیدواژگان: ابوحامد محمد غزالی توسی، کیمیای سعادت، عنصرالمعالی، قابوسنامه، تعلیم و تربیت
  • ابراهیم ظاهری عبدوند*، جهانگیر صفری صفحات 31-57
    نویسندگان و شاعران در ادبیات تعلیمی، از ابزارهای مختلفی استفاده می کنند تا مخاطب را برای پذیرش پیام و درون مایه های اخلاقی مورد نظر خود قانع کنند. واقع نمایی از جمله این شگردهاست. هرگاه مخاطب باور کند حادثه ای به واقع اتفاق افتاده است، آن را بهتر می پذیرد و در باور کردن آن حادثه، شک وتردید کمتری برایش ایجاد می شود. هدف این پژوهش نیز بررسی شگردهای ایجاد واقع نمایی، به منزله یکی از تمهیدات اقناع مخاطب برای پذیرش پیام های اخلاقی در گلستان سعدی است. سعدی از شگردهایی مانند اشاره به شخصیت های تاریخی و اسطوره ای، زمان و مکان واقعی، بازنمایی گفتار به شکل مستقیم، زاویه دید اول شخص، شروع داستان از میانه داستان، توصیف جزئیات، استناد به منابع دیگر در روایت حکایت ها و بیان واقعی بودن داستان از زبان نویسنده، استفاده کرده است تا توهم محاکات در حکایت های گلستان ایجاد کند. وی بدین طریق توانسته است احساسات خوانندگان را تحریک و تصور خاصی را در آنان ایجاد کند و بدین ترتیب با تزکیه رذایل اخلاقی، آنان را به سوی اهداف متعالی سوق دهد.
    کلیدواژگان: حکایت های گلستان، واقع نمایی، مفاهیم اخلاقی، شخصیت، مکان
  • محمد اخگری*، منوچهر دانش پژوهان صفحات 58-82
    حکایت یکی از پرکاربردترین قالب های روایی در ادبیات فارسی است که ادبیات تعلیمی برای انتقال مفاهیم اخلاقی و اجتماعی از آن بسیار بهره برده است. با پیدایش رسانه های جمعی و اجتماعی در عصر حاضر و کارکرد تعلیمی و آموزشی رسانه، این مسئله قابل طرح است که آیا قالب های ادبیات تعلیمی می توانند در تولیدات تعلیمی رسانه ای بازآفرینی شوند و چگونه می توان از قالب ها و شیوهای روایی ادبیات کهن برای رسانه های امروز الگو گرفت. پژوهش حاضر با روش مطالعه موردی به مقایسه شیوه روایت در حکایات گلستان سعدی و قالب رسانه ای آگهی خدمات عمومی (PSA) می پردازد. آگهی خدمات عمومی، قالبی کوتاه برای انتقال پیام های عام المنفعه و غیرتجاری است که چندین دهه از تولید آن در همه انواع رسانه های مکتوب، شنیداری، دیداری و نوین تولید می گذرد و به لحاظ کارکرد و نوع روایت، با حکایات تعلیمی گلستان سعدی قابل مقایسه است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که روایت مسجع گلستان سعدی از منظر محتوایی، شیوه روایت، ایجاد تعلیق در ذهن مخاطب و نیز پایان بندی اخلاقی در قالب زبانی آهنگین، الگویی مناسب برای نوشتن متن قالب رسانه ای آگهی خدمات عمومی است که می توان آن را روایت مسجع رسانه ای نامید.
    کلیدواژگان: آگهی خدمات عمومی (PSA)، ادبیات تعلیمی، حکایت، قالب رسانه ای، گلستان سعدی
  • عباس واعظ زاده، حامد نوروزی، سیده فاطمه شجاع زاده مقدم * صفحات 83-117
    «حکایت اخلاقی» یکی از انواع قصه های سنتی است که پدیدآورندگان آن، آن را صرفا به منظور تعلیم و تایید آموزه های اخلاقی مد نظر خود به کار می برده اند. هدف این مقاله، شناسایی ساختار این نوع ادبی بر پایه حکایت های اخلاقی منظومه های تعلیمی و به طور ویژه مخزن الاسرار نظامی و سه نظیره مشهور آن (مطلع الانوار امیرخسرو، روضه الانوار خواجوی کرمانی و تحفه الاحرار جامی) است. نگارندگان با به کارگیری روش ریخت شناسی پراپ، که یکی از روش های مناسب برای گونه شناسی انواع ادبی روایی است، حکایت های اخلاقی این چهار منظومه را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده اند که حکایت اخلاقی از لحاظ ساختاری، روایت کوتاهی است که از یک صحنه آغازین (وقوع صحنه سوال برانگیز/ بروز مشکل) و سیزده خویشکاری (طرح سوال، سرزنش، پاسخ دهی، نصیحت، شرارت، نابودی شریر، یاری طلبی، یاری دهی، رفع مشکل، تنبه، پشیمانی، جبران اشتباه و پاداش یابی) تشکیل شده است که پنج شخصیت (قهرمان، نصیحت شنو، ناصح، شریر و یاریگر) این خویشکاری ها را بر عهده دارند. حکایت های اخلاقی دارای دو الگوی روایی اصلی و دو الگوی روایی فرعی هستند که گاهی نیز با هم ترکیب می شوند.
    کلیدواژگان: حکایت اخلاقی، منظومه های تعلیمی، مخزن الاسرار، ریخت شناسی، نوع ادبی
  • احمد رنجبر*، بهناز شکوری صفحات 118-148
    شاهنامه حکیم فردوسی از آثار حماسی طراز اول در ادب فارسی است و با آثار برجسته ادب جهانی می تواند برابری کند. این کتاب حاوی اطلاعات مهمی از آغاز آفرینش تا زمان مولف است و می توان موضوعات فراوانی از آن را با آثار مشهور و برتر ادب جهانی مقایسه و بررسی کرد. یکی از آثار معروف جهان، تلماک اثر فنلون فرانسوی است که کتابی حماسی تعلیمی شمرده می شود. در شاهنامه نیز افزون بر حماسه، می توان تعالیم و آموزه های اخلاقی بسیاری را مشاهده کرد. ازاین رو، می توان موضوعات مشترکی را در تطبیق دو اثر شاهنامه و تلماک جست. یکی از موضوعات مشترک در دو بخش حماسی و تعلیمی، «آیین کشورداری» است که در هر دو اثر جلوه خاصی دارد. مهم ترین پرسش مطرح در این جستار این است که کدام یک از دو اثر، در بعد اخلاقی و تعلیمی غنی تر است؟ بدین نتایج رسیده ایم که اولا هرچند شاهنامه و تلماک در موضوع کشورداری، در هر دو زمینه حماسه و تعلیم سخنان مشترکی دارند، می توان برتری شاهنامه را در هر دو حوزه بر تلماک مشاهده کرد. ثانیا آیین کشورداری در شاهنامه معمولا بر اصول و مبانی دینی استوار است، درحالی که در تلماک دین در کشورداری مطرح نیست. ثالثا آیین کشورداری در شاهنامه معمولا در قالب سفارشی از شاهان پیشین برای شاهان پسین است و جنبه حماسی و حکم و اجبار در آن بیش از تلماک است که در قالب گفت وگوی دوسویه بین مانتور و تلماک با جنبه تعلیمی ارائه شده است.
    کلیدواژگان: شاهنامه، تلماک، فردوسی، فنلون، آیین کشورداری
  • افسانه سعادتی جبلی * صفحات 149-189
    یکی از مسائل پراهمیت در خوانش مقالات، نحوه تعامل شمس تبریزی با مخاطبانش است. ساختار مقالات بیش از هر مطلب دیگری، متاثر از نگاه مداوم شمس به مخاطب بوده است. شمس تبریزی در لابه لای مقالات به تبیین جایگاه و نقش مخاطب در تکوین اثرش، مخاطب خاص و چگونگی تعامل با وی پرداخته است. وی نه مخاطب محور نه مخاطب سالار و نه مخاطب ناشناس بوده است؛ او مخاطب گزینی بوده که وسواس فراوانی در تخصیص خطاب و کلام داشته است. بیان مختصر و موجز، نامانوس، دیریاب و دشوار و پرابهام شمس با مخاطبان خویش در مواضعی از مقالات، تغییر و نوسان یافته است. روی سخن شمس در مقالات، بیشتر با مخاطبان زبده ای بوده که عمدتا قادر به درک و دریافت زبان ویژه وی بوده اند؛ ازاین رو، وی در مقالات تلاش کرده است تا به نحو موثری با آنان ارتباط برقرار کند. در این مقاله، نویسنده به شیوه تحلیلی و توصیفی، در پی تبیین شیوه هایی ارتباطی است که شمس با به کاربستن آن ها بر ذهن و ضمیر مخاطبان تاثیر گذاشته است.
    کلیدواژگان: مقالات، شمس تبریزی، مخاطب، شیوه های ارتباطی