فهرست مطالب

پرستاری ایران - پیاپی 113 (شهریور 1397)
  • پیاپی 113 (شهریور 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/06
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سمیه محمدی ، لیلا سلیمانپور ، فریبا برهانی ، مصطفی روشن زاده* صفحات 1-9
    زمینه و هدف
    سلامت معنوی اعضای تیم مراقبت خصوصا پرستاران نقش مهمی در ارائه مراقبت کل نگر دارد. همچنین سلامت معنوی دانشجویان نیز نقش مهمی در شناسایی نیازهای معنوی بیماران و حمایت معنوی از آن ها ایفا می کند. از آنجایی که ویژگی هایی همانند هوش معنوی می تواند در نگرش نسبت به مسائل معنوی و در نتیجه سلامت معنوی افراد تاثیر گذار باشد، مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین هوش معنوی و سلامت معنوی در دانشجویان دانشکده پرستاری صورت گرفته است.
    روش بررسی
    مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر در سال 1396 بر روی 178 نفر از دانشجویان دانشکده پرستاری بروجن که به روش سرشماری انتخاب شدند صورت گرفت. ابزار جمع آوری دادها شامل سه پرسشنامه اطلاعات جمعت شناختی، پرسشنامه هوش معنوی بدیع و همکاران و پرسشنامه سلامت معنوی Ellison و Paloutzian بود. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و توسط آزمون های آماری توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بین متغیرهای هوش معنوی و سلامت معنوی دانشجویان همبستگی مثبت و معنی داری وجود داشت (7/0; r= 001/0P≤). همچنین نتایج آزمون رگرسیون نشان داد که هوش معنوی دانشجویان یک عامل پیش بینی کننده جهت سلامت معنوی آن ها است (54/0; r2= 001/0P ≤). میانگین کل هوش معنوی در دانشجویان از دامنه (5-1) 3/0 ± 63/3 و میانگین کل سلامت معنوی دانشجویان از دامنه (6-1) 6/0 ± 3/4 گزارش شد. بین هوش معنوی و سلامت معنوی با متغیرهای جمعیت شناختی ارتباط معنی داری مشاهده نشد (05/0P ≥).
    نتیجه گیری کلی: نتایج مطالعه حاضر حاکی از آن است که سلامت معنوی دانشجویان با افزایش هوش معنوی آن ها افزایش می یابد و هوش معنوی می تواند یک متغیر پیش بینی کننده جهت ارتقاء سلامت معنوی دانشجویان به حساب آید. بنابراین توصیه می شود مدیران آموزشی به نقش هوش معنوی در بهبود سلامت معنوی دانشجویان توجه داشته و جهت بررسی و ارتقای هوش معنوی در دانشجویان برنامه ریزی های لازم را انجام دهند.
    کلیدواژگان: هوش معنوی، سلامت معنوی، مراقبت کل نگر، دانشجویان دانشکده پرستاری
  • آلیس خاچیان ، فرشاد امینی بهبهانی ، حمید حقانی ، کیارش ساعتچی، مژگان مرادی* صفحات 10-17
    زمینه و هدف
    آمار مبتلایان به سرطان به عنوان یکی از بیماری های غیرواگیر، مزمن و شایع روز به روز در حال افزایش است. حدود 60 درصد از مبتلایان به سرطان در طول درمان خود، تحت پرتودرمانی قرار می گیرند که یکی از عوارض ناتوان کننده آن خستگی است. با توجه به تاثیر کم داروهای موجود برای رفع خستگی و مشکلات و عوارض زیاد ناشی از دارودرمانی می توان برای کاهش خستگی از درمان های مکمل و جایگزین مانند ماساژ آروماتراپی استفاده کرد.
    روش بررسی
    این مطالعه نیمه تجربی با گروه کنترل در بیمارستان فیروزگر شهر تهران انجام شد. 70 بیمار مبتلا به انواع سرطان که تحت پرتودرمانی بودند، به روش در دسترس و براساس شرایط ورود به مطالعه انتخاب و به دوگروه مداخله (35 نفر) و کنترل (35 نفر) تقسیم شدند. در گروه مداخله سه نوبت (یک روز در میان و برای 30 دقیقه) ماساژ افلوراژ با روغن معطر ناحیه پشت اجرا و در گروه کنترل، اقدام معمول انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه چند بعدی خستگی قبل و بلافاصله پس از پایان مداخله جمع آوری شدند و نتایج با آزمون های تی زوجی، تی مستقل، دقیق فیشر و کای دو تجزیه و تحلیل و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نمره خستگی در دو گروه قبل از اجرای مداخله تفاوت آماری معنی داری نداشت (P >0/05). در حالی که نمره خستگی در هر دو گروه پس از اجرای مداخله تفاوت آماری معنی داری داشت (P<0/05) که نشان دهنده کاهش خستگی در گروه مداخله بود.
    نتیجه گیری کلی: نتایج مطالعه نشان داد که ماساژ افلوراژ با روغن معطر در کاهش خستگی ناشی از پرتودرمانی در افراد مبتلا به سرطان تاثیر مثبتی داشته است و استفاده از این روش در کنار درمان های رایج می تواند موجب رفع خستگی ناشی از درمان گردد.
    کلیدواژگان: ماساژ افلوراژ، خستگی، پرتودرمانی، سرطان
  • زینب بختیاری ، نسرین حنیفی ، کوروش امینی ، نسرین جعفری ورجوشانی* صفحات 18-29
    زمینه و هدف
    برخورداری از مراقبت با کیفیت از حقوق اولیه بیماران است. از آنجا که بررسی دیدگاه پرستاران و بیماران می تواند اطلاعات جامع تری از وضعیت ارائه خدمات فراهم سازد، این مطالعه با هدف ارزیابی کیفیت خدمات پرستاری از دیدگاه پرستاران و بیماران انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه کاربردی از نوع توصیفی– تحلیلی در سال 1395در زنجان انجام شد. در این مطالعه تعداد 150 نفر از بیماران و 16نفر از پرستاران شاغل در تنها مرکز دیالیز زنجان واقع در بیمارستان ولیعصر به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه سروکوال ((SERVQUAL) Service Quality) تکمیل شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها آزمون های تی زوجی، تی مستقل و آنالیز واریانس (ANOVA) و نرم افزار SPSSنسخه 16استفاده گردید.
    یافته ها
    از دیدگاه بیماران شرکت کننده در مطالعه، شکاف )یعنی تفاوت امتیاز آنچه مورد انتظار بیماران بود و آنچه در عمل درک می نمودند (در کیفیت ارائه خدمات در تمامی ابعاد ادراکات و انتظارات، بجز بعد تضمین وجود داشته (001/0P<). از دیدگاه پرستاران نیز این شکاف در تمامی ابعاد ادراکات و انتظارات وجود داشت (001/0P<). بین تحصیلات (027/0P=) ، و شغل (002/0P=) بیماران، با ادراکات رابطه معنی داری دیده شد.
    نتیجه گیری
    نتیجه این مطالعه، بیانگر وجود شکاف در کیفیت ارائه خدمات پرستاری در ابعاد ادراکات و انتظارات بیماران و پرستاران می باشد. پیشنهاد می گردد پس از بررسی و تعیین علل وجود شکاف کیفیت خدمات، برنامه هایی جهت ارتقای کیفیت خدمات پرستاری طراحی و اجرا گردد.
    کلیدواژگان: کیفیت مراقبت بهداشتی، پرستار، بیمار، دیالیز
  • محسن ادیب حاج باقری* ، فاطمه حسینی صفحات 30-41
    زمینه و هدف
    ارتقای کیفیت و پویایی برنامه های آموزش عالی پرستاری مستلزم ارزشیابی و بررسی های کمی و کیفی مستمر و به کار بردن نتایج حاصل از ارزشیابی در عمل است. یکی از روش های ارزیابی، که در بیشتر نقاط جهان از آن به عنوان شرط لازم برای طراحی نظام های آموزشی نوین استفاده می شود، پژوهش های تطبیقی است. مطالعه حاضر به مقایسه شایستگی های مورد انتظار از دانشجویان دوره دکتری تخصصی پرستاری در ایران و دانشگاه های برتر جهان پرداخته است.
    روش بررسی
    این مطالعه به شیوه توصیفی تطبیقی با استفاده از روش Beredy در چهار مرحله توصیف، تفسیر، هم جواری و مقایسه انجام شد. ابتدا برنامه آموزشی دوره دکتری پرستاری ایران از سایت وزارت بهداشت و برنامه مربوط به آموزش دکتری پرستاری دانشگاه های برتر دنیا (بر اساس رتبه بندی دانشگاه شانگهای در سطح جهانی) ، از سایت دانشگاه های مربوطه تهیه شد. سپس برنامه ها به دقت مطالعه شد. برای دستیابی به اطلاعات بیشتر در این پژوهش، جستجوی الکترونیکی در پایگاه های داده های علمی فارسی و انگلیسی از جمله Google scholar، Pub Med، Science Direct، CINAHL، Iran Medex، SID و Magiran از سال 2000 تا 2017 انجام شد.
    یافته ها
    شایستگی های مورد انتظار از دانشجویان دکتری تخصصی پرستاری در برنامه های دانشگاهای مختلف بررسی شده در این پژوهش، توانایی استفاده از پژوهش برای توسعه علم پرستاری، آموزش، رهبری و مدیریت است. برنامه پرستاری ایران از لحاظ در برگرفتن این شایستگی ها، نسبت به سایر برنامه ها غنی تر است. در برنامه جدید تربیت دانشجوی دکتری پرستاری در ایران، سعی شده در کنار انتظارات قبلی مهارت های بالینی نیز گنجانده شود؛ با این حال، بررسی واحدهای درسی و سرفصل دروس این برنامه نشان می دهد که برنامه ریزی مناسبی برای کسب این شایستگی ها وجود ندارد.
    نتیجه گیری کلی: غنی کردن برنامه آموزشی دوره دکتری تخصصی پرستاری و انتظار کسب شایستگی های متعدد در دانشجویان، بدون برنامه ریزی مناسب غیر ممکن است و می تواند به تکرار آموخته های قبلی، سردرگمی و در نهایت، بی انگیزگی دانشجویان این دوره، عدم بهبود وضعیت پرستاری ایران و عدم اعتلای رشته منجر شود
    کلیدواژگان: پرستاری، ایران، دانشجوی پرستاری، آموزش
  • محمد میلان ، فاطمه نسیمی* ، ایمان حفیظی، مریم قربان زاده، یوسف حسینی صفحات 42-51
    زمینه و هدف
    اختلال در عملکرد و کیفیت زندگی ممکن است سلامت روان افراد تحت درمان همودیالیز را دچار مشکل کند. رفتارهای معنوی به ویژه ارتباط با خدا می تواند باعث افزایش انرژی معنوی و ایجاد نگرش مثبت در این افراد شود. هدف این مطالعه بررسی سلامت معنوی با کیفیت زندگی در افراد تحت درمان با همودیالیز بود.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی- تحلیلی بر روی 82 فرد تحت درمان با همودیالیز در مرکز همودیالیز بیمارستان مطهری شهر جهرم در سال 1395 انجام شد. نمونه گیری به روش آسان بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران کلیوی و سلامت معنوی Paloutzian و Ellison گردآوری شد و با کمک آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون) و نرم افزار SPSS نسخه 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    همبستگی مثبت و معنی داری بین بعدهای کیفیت زندگی از جمله عملکرد جسمی (222/0) ، اختلال نقش به خاطر مشکلات عاطفی (260/0) ، انرژی/خستگی (393/0) ، سلامت عمومی (394/0) و سلامت جسمی (293/0) با بعدهای سلامت معنوی وجود داشت.
    نتیجه گیری کلی: با توجه به نتایج مطالعه، می توان به ضرورت تقویت بعد سلامت معنوی به عنوان عاملی مهم در راستای بهبود کیفیت زندگی افراد پی برد. توجه به این نکته کلیدی در کشوری با باورهای فکری، فرهنگی و مذهبی مانند ایران می تواند در طراحی برنامه های مراقبتی درمانی برای این دسته از بیماران مفید و موثر واقع گردد.
    کلیدواژگان: سلامت معنوی، کیفیت زندگی، همودیالیز
  • پوران رئیسی ، ابراهیم حسن زاده* ، مرضیه گرایی، جمال کابانی، ادریس کاکه مم، سعید محمدی صفحات 52-61
    زمینه و هدف
    پرستاران در مقایسه با سایر مشاغل، استرس شغلی بالاتری را تحمل می کنند و بنابراین احتمال نارسایی شناختی در آنها بیشتر است که ممکن است منجر به بروز خطاهای بالینی گردد. هدف مطالعه حاضر تعیین ارتباط بین استرس شغلی و نارسایی شناختی پرستاران با بروز خطاهای بالینی در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه مقطعی که در سال 1396 در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد، 367 پرستارکه حداقل سابقه شش ماه خدمت داشتند، به صورت تصادفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های اطلاعات جمعیت شناختی، استرس شغلی، نارسایی شناختی و بروز خطای بالینی جمع آوری گردید. از آزمون کای دو و رگرسیون لجستیک با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22برای تحلیل داده ها استفاده شد.
    یافته ها
    تجربه خطاهای بالینی در 61/19 درصد از مشارکت کنندگان گزارش شد. میانگین کلی استرس شغلی و نارسایی شناختی بین پرستاران به ترتیب برابر با 48/3 و 98/1 بود. میزان حقوق دریافتی [066/0=odds ratio (OR) ]، سابقه کار بالینی (114/2 = (OR، نارسایی شناختی (897/3 (OR=، عوامل استرس زای مرتبط با وظیفه (837/2 (OR= و عوامل استرس زای مرتبط با روابط بین فردی) 340/0 (OR= به عنوان عوامل مرتبط در بروز خطاهای بالینی شناسایی شدند.
    نتیجه گیری کلی: نتایج نشان داد که بروز خطاهای بالینی تحت تاثیر سابقه کار بالینی، نارسایی شناختی و استرس شغلی قرار می گیرد. بنابراین پیشنهاد می گردد که مدیران پرستاری و مدیران بیمارستان ها، به نقش استرس شغلی و نارسایی شناختی در بروز خطاهای بالینی پرستاران توجه داشته باشند و در جهت کاهش استرس شغلی و خطاهای بالینی، راهبردها و سیاست های مناسبی را به کار گیرند.
    کلیدواژگان: نارسایی شناختی، استرس شغلی، ایمنی بیمار، خطاهای بالینی، پرستاران
  • سیده بتول حسن پور ازغدی ، معصومه سیمبر*، ابوعلی ودادهیر، سیدعلی آذین، لیلا امیری فراهانی صفحات 62-73
    زمینه و هدف
    تمرکز اصلی برساخت اجتماعی، نمایان کردن شیوه‏ها و رویه‏هایی است که بر اساس آن افراد و گروه‏ها در خلق معانی و محصولات اجتماعی موجود مشارکت می‏کنند. از آنجا که ناباروری باعث ناتوانایی برای ایفای نقش مورد نظر اجتماعی می‏شود، اغلب با پیامدهای اجتماعی- روانی همراه است. بر این اساس این مطالعه با هدف تحلیل برساخت گرایانه فرایند مواجهه با ناباروری در زنان ناباور ایرانی انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع کیفی با رویکرد تئوری زمینه ای هم ساخت گرا است. نمونه‏گیری به صورت مبتنی بر هدف در مرکز ناباروری ولیعصر و ابن سینا در شهر تهران آغاز و به صورت نظری ادامه یافت. داده‏ها با استفاده از مصاحبه نیمه‏ساختار یافته با 30 زن نابارور، مشاهده و یادداشت‏ در عرصه جمع آوری شد. مدیریت داده ها به روش چارمز و با نرم افزارMAXQDA10 انجام گرفت.
    یافته‏ها: طبق اصول برساخت گرایی اجتماعی با تناسب تغییراتی در هر یک از عناصر برساخت گرایی اجتماعی ناباروری، تغییراتی در سایر عوامل و اثر آنها بر یکدیگر ایجاد شده که خود باعث خلق تجربه‏های متنوعی از ناباروری می‏شود. تحلیل برساخت گرایانه مواجهه با ناباروری حاصل از داده های ما نشان داد ناباروری تعامل پیچیده‏ای با روابط اجتماعی، انتظارات و نیازهای اجتماعی دارد، بنابراین پسخوراندهای اجتماعی برای زنان نابارور اهمیت بسیاری دارد. طبق رویکرد برساخت گرایی اجتماعی، مهمترین تصمیمات درباره ناباروری مانند درمان و نوع آن، توقف درمان، فرزندخواندگی و مسائلی از این نوع، تفسیرهای ناباروری از نظر اجتماعی هستند که منعکس کننده ی ایدئولوژی و ساختار اجتماعی جامعه‏ا ی است که افراد نابارور در آن زندگی می کنند.
    نتیجه گیری کلی: از دیدگاه رویکرد برساخت گرایی اجتماعی، فرایند مواجهه با ناباروری یک سازه اجتماعی است که تحت تاثیر کنشگران متعددی قرار می گیرد و عناصر ساختار اجتماعی و فرهنگی نیز نقش مهمی در ایجاد، حفظ و تغییر این فرایند دارند، بنابراین در تدوین سیستم های حمایتی برای افراد نابارور باید تمام عوامل و عناصر تاثیر گذار در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: برساخت گرایی اجتماعی، ناباروری، نظریه زمینه ای
  • ریحانه نیک نژاد ، محمد اکبری، جعفر مقدسی، احمد قدمی * صفحات 74-83
    زمینه و هدف
    فرآیند اجتماعی شدن در سرتاسر زندگی انسان ها جریان دارد. برای بهبود این فرایند باید عوامل تقویت کننده آن شناسایی شوند. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط هوش هیجانی با اجتماعی شدن حرفه ای دانشجویان اتاق عمل دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی از نوع همبستگی است که پس از تعیین حجم نمونه، 93 نفر از دانشجویان اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مورد مطالعه قرار گرفتند. داده ها با استفاده از سه پرسش نامه مشخصات دموگرافیک، آزمون خودگزارشی هوش هیجانی Shiring/Siberia و اجتماعی شدن حرفه ای Toit جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS نسخه 16 انجام شد.
    یافته ها
    ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که نمره سطح اجتماعی شدن حرفه ای دانشجویان با نمره کل هوش هیجانی (04/0P=) و نمره مولفه های مهارت اجتماعی (001/0P<) ، همدلی (04/0P=) و خودآگاهی (045/0P=) رابطه مستقیم داشت اما با نمره سایر مولفه های هوش هیجانی رابطه معنی دار نداشت (05/0P>).
    نتیجه گیری کلی: به نظر می رسد اجتماعی شدن حرفه ای دانشجویان اتاق عمل با میزان یادگیری در محیط آکادمیک و میزان هوش هیجانی آن ها ارتباط دارد. بنابراین با توجه به اهمیت هوش و استعداد و اجتماعی شدن در محیط بالینی در مراقبت جامع و انسانی از مددجویان، آموزش مهارت های تقویت هوش هیجانی به دانشجویان ضروری می باشد.
    کلیدواژگان: اجتماعی شدن، هوش هیجانی، اتاق عمل، دانشجویان
|
  • S Mohammadi , L Soleymanpoor , F Borhani , M Roshanzadeh * Pages 1-9
    Background & Aims
    Spiritual healthcare team members, especially nurses, play a key role in providing holistic care. Spiritual wellbeing in students is essential to identifying the spiritual needs of patients and their spiritual support. Characteristics such as spiritual intelligence influence the attitude of individuals toward spiritual matters, as well as their spiritual wellbeing. The present study aimed to determine the association between spiritual intelligence and spiritual wellbeing in nursing students.
    Materials & Methods
    This descriptive-analytical study was conducted on 178 students in Borujen Nursing College, Iran in 2015. Participants were selected via census sampling. Data were collected using a demographic questionnaire, spiritual intelligence questionnaire (Badi et al.), and spiritual wellbeing scale (Paloutzian and Ellison). Data analysis was performed in SPSS version 16 using descriptive and analytical statistics.
    Results
    A positive, significant correlation was observed between the spiritual intelligence and spiritual wellbeing of the students (r=0.7; P≤0.001). According to the regression analysis, spiritual intelligence could predict spiritual wellbeing (r2=0.54; P≤0.001). Mean total spiritual intelligence in the students was 3.63±0.3 (range: 1-5), and mean total spiritual wellbeing was 4.3±0.6 (range: 1-6). No significant correlations were observed between spiritual intelligence and spiritual wellbeing with demographic variables (P≥0.05).
    Conclusion
    According to the results, spiritual intelligence results in the spiritual wellbeing of students. Moreover, spiritual intelligence could predict the improvement of spiritual wellbeing. Therefore, it is recommended that educational managers consider the role of spiritual intelligence in spiritual wellbeing and periodically review and improve these variables in students through proper planning
    Keywords: Spiritual Intelligence, Spiritual Wellbeing, Holistic Care, Students of Nursing College
  • A Khachian , F Amini, Behbahani , H Haghani , K Saatchi , M Moradi * Pages 10-17
    Background & Aim
    The incidence of cancer as one of the non-communicable, chronic, and wide-spread diseases is increasing day by day. About 60% of cancer patients undergo radiotherapy during their treatment, one of the disabling complications of which is fatigue.Due to the low impact of existing drugs for relieving fatigue and the many complications associated with drug therapy, complementary and alternative therapies such as aromatherapy massage can be used to reduce fatigue.
    Materials & Methods
    this quasi- experimental research with control group was conducted at Firoozgar Hospital in Tehran. 70 patients with cancer, who had undergone radiotherapy, were selected based on the inclusion criteria and were divided into 2 groups: Massage Aromatherapy (35 persons) and control group (35 persons).
    In the intervention group, 3 sessions /times (every other day in about 30 minutes) of Effleurage Massage with the aromatic oil on the back area was performed and in the control group, routine action was taken.
    The data were collected using a multidimensional fatigue questionnaire before and immediately after the end of the intervention, and the obtained results were analyzed by Paired T-tests, Fisher’s exact, and Chi-square tests and using SPSS software version 16.
    Results
    Fatigue score in both groups was not significantly different before intervention (P value > 0.05); while Fatigue score in both groups was significantly different after intervention (P value < 0.05) which indicated a decrease in fatigue in the intervention group.
    Conclusion
    The results of the study showed that the Aromatic Oil-based Effleurage Massage has a positive effect on the reduction of radiation-induced fatigue in cancer patients. Using this method, along with common treatments, can lead to relief of fatigue caused by treatment
    Keywords: Effleurage Massage, Fatigue, Radiotherapy, Cancer
  • Z Bakhteari , N Hanifi , K Amini , N Jafari Varjoshani * Pages 18-29
    Background & Aim
    Quality of care is one of the basic rights of patients. Since the survey of nurses and patients' viewpoint can provide more comprehensive information about the status of provision of services, this study aimed to assess the quality of nursing care from nurses and patients viewpoints.
    Materials & Methods
    This applied descriptive-analytic study was conducted in Zanjan in 2016. In this study, 150 patients and 16 nurses working in the only dialysis center in Zanjan located in Valiasr Hospital were enrolled by census method. Data were completed using the SERVQUAL questionnaire (Service Quality). Paired t-test, independent t-test and ANOVA and SPSS 16 software were used to analyze the data.
    Results
    From the perspective of the patients participating in the study, the gap (i.e. the difference in what was expected of the patients and what they understood in practice) was in the quality of providing services in all aspects of perceptions and expectations, except for the guarantee of existence (P < 0.001). From the viewpoint of nurses, there was a gap in the quality of services in all aspects of perceptions and expectations (P < 0.001). There was a significant relationship between education (P = 0.027) and occupation (P = 0.002).
    Conclusion
    The results of this study indicate that there is a gap in the quality of nursing care in the dimensions of perceptions and expectations of patients and nurses. Therefore, it is recommended to design and implement programs to improve the quality of nursing services after investigating and identifying the reasons for the lack of quality of services
    Keywords: Quality of health care, Nurse, Patient, Dialysis
  • M Adib, Hajbaghery*, F Hosieni Pages 30-41
    Background & Aim
    In order to improve the quality and dynamics of nursing education programs, quantitative and qualitative evaluations should be carried out continuously. Comparative study is one of the methods which is widely used in many parts of the world as a prerequisite for designing new educational systems. Therefore, the present study compared the expected competencies of PhD students in nursing in Iran and top universities in the world.
    Materials & Methods
    This study was conducted through a descriptive comparative manner and using the Beredy. Brought method in four stages of description, interpretation, and neighborhood. The Ph.D. nursing program at the top universities of the world was prepared on the basis of the Shanghai University rankings worldwide, from the websites of Iran’s Ministry of Health of Iran. In order to obtain more information, a broad electronic search of national and international databases was done at 2018 until 2007 using the databases of Google Scholars, PubMed, Science Direct, CINAHL IranMedex, SID, and Magiran.
    Results
    The expected abilities of PhD students in nursing in different programs and Iran are the acquisition of various educational, care, clinical, leadership, and philosophy and research abilities. All of these programs seek to train researchers who use research as a tool for developing leadership, management, nursing science and education.
    Conclusion
    without enrichment of the curriculum and proper planning, it is impossible and unrealistic to expect a student to possess multiple abilities. Transferring some superficial theoretic materials, repeating what the students learned previously, ultimately would confuse the student and increase their worries toward their endpoint and would decrease their motivation toward learning. Then, such students cannot be expected to promote the nursing profession in Iran
    Keywords: Nursing, Iran, Nursing Students, Education
  • M Milan , F Nasimi*, I Hafizi , M Ghorbanzadeh , Y Hosseini Pages 42-51
    Background & Aims
    Impaired performance and poor quality of life may deteriorate the psychological health of the patients undergoing hemodialysis. Spiritual behaviors, especially bonding with God, could improve spiritual energy and create a positive attitude in these patients. The present study aimed to assess the association between spiritual wellbeing and quality of life in hemodialysis patients.
    Materials & Methods
    This descriptive-analytical study was conducted on 82 hemodialysis patients in the Hemodialysis Center of Motahari Hospital in Jahrom, Iran in 2016. The subjects were selected via convenience sampling. Data were collected using the quality of life questionnaire for renal patients and the spiritual wellbeing scale by Paloutzian and Ellison. Data analysis was performed in SPSS version 20 using descriptive (mean and standard deviation) and inferential statistics (Pearson’s correlation-coefficient).
    Results
    Positive, significant correlations were observed between the dimensions of quality of life, including physical functioning (0.222), role impairment due to emotional problems (0.260), energy/fatigue (0.393), general health (0.394), and physical health (0.293), and domains of spiritual wellbeing.
    Conclusion
    According to the results, it is critical to enhance spiritual wellbeing as an important influential factor in the quality of life of individuals. Paying attention to the key role of spiritual health in a country like Iran, where cultural values and religious beliefs prevail, could be beneficial in developing effective healthcare programs for hemodialysis patients
    Keywords: Spiritual Health, Quality of Life, Hemodialysis
  • P Raeisi , E Hasanzade*, M Geraie , J Kabani , E Kakemam , S Mohammadi Pages 52-61
    Background & Aims
    Nurses are exposed to significant occupational stress compared to other healthcare professionals, which predisposes them to the risk of cognitive failure and the incidence of clinical errors. The present study aimed to assess the correlation of occupational stress and cognitive failure in the incidence of clinical errors among nurses.
    Materials & Methods
    This cross-sectional study was conducted on 367 nurses at eight hospitals in Tehran, Iran in 2017. The participants were full-time nurses employed in the selected hospitals with more than six months of clinical experience. Demographic data of the participants were collected, and the scores of occupational stress and cognitive failure and frequency of medical errors were determined using self-administered questionnaires. Moreover, a binary logistic regression model was applied to verify the influential factors in the incidents associated with patient safety among the nurses.
    Results
    In total, there were 367 valid responses, and 19.61% of the nurses had experienced clinical errors. Mean total scores of occupational stress and cognitive failure were 3.48 and 1.98, respectively. According to the binary logistic regression analysis, the most important influential factors in the incidence of clinical errors were the received wages (odds ratio [OR]=0.066), clinical experience (OR=2.114), cognitive failure (OR=3.897), duty-related stressors (OR=2.837), and interpersonal relations associated with stressors (OR=0.340).
    Conclusion
    According to the results, the incidence of clinical errors was influenced by cognitive failure, occupational stress, received wages, and clinical experience. Therefore it is recommended that hospital managers retire the nurses with higher clinical experience and recruit younger nursing staff. In addition, nursing managers should develop and apply appropriate policies and strategies to reduce occupational stress, which in turn diminishes the incidence of clinical errors
    Keywords: Cognitive Failure, Occupational Stress, Patient Safety, Clinical Errors, Nurses
  • SB Hasanpoor Azghdy , M Simbar*, A Vedadhir , SA Azin , L Amiri Farahani Pages 62-73
    Background & Aims
    The main focus of social construction is on the procedures by which individuals and groups participate in developing meaning and social products. Since infertility leads to the inability to properly play social roles, it is often associated with socio-psychological consequences. The present study aimed to perform a constructivist analysis of the process of managing infertility in Iranian women.
    Materials & Methods
    This qualitative study was based on the constructivist grounded theory. Purposive sampling was initiated at Valiasr and Avicenna fertility centers in Tehran, Iran and continued theoretically. Data were collected via semi-structured interviews with 30 infertile women, as well as observation and field notes. Data analysis was performed using the MAXQDA10 software and the method developed by Charmaz.
    Results
    Based on the principles of social constructivism by the changes in each of the elements of the social construction of infertility, changes in the other factors and their effects on each other lead to various experiences of infertility. The constructivist analysis of the management process of infertility in the present study indicated that infertility has a complex interaction with social relations, expectations, and social needs. Therefore, social feedback is of paramount importance to infertile women. According to social constructivism, the most important decisions regarding infertility (e.g., treatment and its type, terminating treatment, adoption, and other relevant issues) reflect the ideology and social structure of the community where infertile women live.
    Conclusion
    From the perspective of social constructivism, the process of managing infertility is a social construct that is influenced by several factors. In addition, the elements of social and cultural structures play a pivotal role in developing, maintaining, and changing this process. Therefore, all the influential factors and elements of infertility must be considered in the codification of supportive systems for infertile individuals.
    Keywords: Social Constructivism, Infertility, Grounded Theory
  • R Niknejad , M Akbari , J Moghaddasi , A Ghadami * Pages 74-83
    Background & Aims
    Socialization is a constant process throughout human life. The enhancers of socialization must be identified in order to promote this process. The present study aimed to investigate the correlation between the emotional intelligence and professional socialization of the operating room students at Isfahan University of Medical Sciences, Iran.
    Materials & Methods
    This cross-sectional, correlational study was conducted on 93 operating room students at Isfahan University of Medical Sciences after determining the sample size. Data were collected using a demographic questionnaire, Shirring and Siberia self-report questionnaire of emotional intelligence, and professional socialization questionnaire by Toit. Data analysis was performed in SPSS version 16 using descriptive and inferential statistics.
    Results
    The results of Pearson’s correlation-coefficient indicated direct correlations between the professional socialization of students and the total score of emotional intelligence (P=0.04), social component (P<0.001), empathy (P=0.04), and self-awareness (P=0.045). However, no significant associations were observed between emotional intelligence and the other components (P>0.05).
    Conclusion
    According to the results, it seems that the professional socialization of operating room students is remarkably influenced by emotional intelligence and the level of learning in the academic environment. Given the importance of intelligence and socialization in the clinical environment and comprehensive patient care, clinical students must be adequately trained on emotional intelligence skills.
    Keywords: Socialization, Emotional Intelligence, Operating Room, Students