فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 4 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/11/11
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمدعلی بشارت، سمیه رامش* ، حسین نوق صفحات 6-15
    هدف. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نگرانی، نشخوار خشم و تنهایی اجتماعی در پیش بینی سازگاری با بیماری قلبی انجام شد.
    زمینه. سازگاری با بیماری قلبی، به عنوان تجربه ای استرس زا، فرآیندی دشوار است و مشکلات جدی برای فرد مبتلا ایجاد می کند.
    روش کار. تعداد 327 فرد مبتلا به تنگی عروق کرونر (138 زن و 189 مرد) در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان در پژوهش، پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ) ، مقیاس نشخوار خشم (ARS) ، مقیاس تنهایی اجتماعی (SLS) و مقیاس سازگاری با بیماری (AIS) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از آزمون آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد.
    یافته ها. نگرانی، نشخوار خشم و تنهایی اجتماعی با سازگاری با بیماری قلبی دارای همبستگی منفی معنادار هستند؛ بدین معنی که با افزایش نگرانی، نشخوار خشم و تنهایی اجتماعی، سازگاری با بیماری قلبی کاهش می یابد. در تحلیل رگرسیون از سه متغیر تحلیل شده، دو متغیر نگرانی و تنهایی اجتماعی توان پیش بینی سازگاری با بیماری قلبی را داشتند و نشخوار خشم چنین توانی را نداشت؛ به طوری که نگرانی، 35 درصد و نگرانی به همراه تنهایی اجتماعی، 41 درصد از واریانس سازگاری با بیماری قلبی را تبیین کردند (01/0p<).
    نتیجه گیری. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که توجه به نقش نگرانی و تنهایی اجتماعی در برنامه های پیشگیری مربوط به سلامت یک ضرورت است. در سطح درمان بیماری ها، هم زمان با درمان های معمول طبی، هدف قرار دادن نگرانی و تنهایی اجتماعی در مداخلات روان شناختی نیز ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: نگرانی، نشخوار خشم، تنهایی اجتماعی، بیماری قلبی، سازگاری
  • زینب صارمی، طیبه خزاعی* ، طوبی کاظمی، علیرضا سعادتجو صفحات 16-25
    هدف. این مطالعه باهدف مقایسه تاثیر ماساژ بازتابی کف پا و ماساژ استروک بر افسردگی افراد دچار سکته قلبی انجام شد.
    زمینه. افسردگی از عوارض شایع سکته قلبی است و می تواند احتمال وقوع حملات بعدی را افزایش دهد. دارودرمانی به عنوان روش رایج درمان افسردگی دارای عوارضی است. لذا انجام مداخله ای با کمترین عارضه جهت رفع افسردگی در این افراد اهمیت دارد.
    روش کار. این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دارای گروه کنترل بر روی 60 نفر از افراد دچار سکته قلبی بستری در بخش قلب بیمارستان ولی عصر (عج) شهر بیرجند در سال 1395 انجام شد. این افراد به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و با روش تخصیص تصادفی در سه گروه مداخله با ماساژ بازتابی (20 نفر) ، مداخله با ماساژ استروک (20) و گروه کنترل (20) قرار گرفتند. ماساژدرمانی به مدت 5 هفته (سه روز در هفته به صورت یک روز در میان) انجام شد. قبل و پس از مداخله، پرسشنامه افسردگی بک توسط بیماران هر سه گروه تکمیل گردید. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 16 با استفاده از آزمون های آماری کای دو، تی زوجی، آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شدند.
    یافته ها. قبل از مداخله، میانگین نمره افسردگی در سه گروه تفاوت آماری معنی داری با یکدیگر نداشتند، ولی پس از مداخله، اختلاف آماری معناداری بین میانگین نمره افسردگی سه گروه مشاهده شد (001/0p<) که بر اساس آزمون تعقیبی توکی مشخص شد میانگین نمره افسردگی گروه ماساژ بازتابی کف پا (65/23 با انحراف معیار 50/3) نسبت به گروه های ماساژ استروک (55/27 با انحراف معیار 42/3) و کنترل (05/30 با انحراف معیار 52/4) به طور معناداری کمتر است، ولی بین گروه های ماساژ استروک و کنترل اختلاف معناداری مشاهده نشد. میانگین تغییرات نمره افسردگی قبل و بعد از مداخله در گروه ماساژ بازتابی کف پا نسبت به گروه های ماساژ استروک و کنترل و در گروه ماساژ استروک نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری بیشتر بود (05/0p<).
    نتیجه گیری. ماساژ بازتابی کف پا نسبت به ماساژ استروک در کاهش افسردگی موثرتر است. بنابراین، استفاده از آن در کنار مراقبت های معمول جهت کاهش افسردگی افراد دچار سکته قلبی پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: سکته قلبی، افسردگی، ماساژ بازتابی کف پا، ماساژ
  • پویا فرخ نژاد افشار، پروین اشکانی راد* ، سارا حسینی صفحات 26-34
    هدف
    این مطالعه با هدف بررسی نگرش پرستاران بخش های مراقبت ویژه نسبت به موانع و رفتارهای حمایتی ارائه مراقبت پایان زندگی در مرکز قلب و عروق شهید رجایی انجام شد.
    زمینه. مراقبت های پایان زندگی از جمله وظایف مهم پرستاری در بخش مراقبت ویژه است. بررسی دیدگاه پرستاران درباره رفتارهای حمایتی برای بیماران در حال مرگ به شناسایی بهتر این رفتارها و موانع آنها منجر خواهد شد. روش کار: مطالعه حاضر مطالعه ای توصیفی مقطعی است که در آن، 160 پرستار شاغل در بخش های مراقبت ویژه مرکز قلب و عروق شهید رجایی در سال 1395 به روش سرشماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از فرم جمع آوری اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه استاندارد نظرسنجی ملی پرستاران مراقبت های ویژه درباره مراقبت پایان زندگی (NSCCNR-EOL) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شدند. یافته ها: مهمترین مانع در مراقبت پایان زندگی ”دوستان و خانواده هایی که به طور مداوم از پرستار درخواست توضیح شرایط بیمار را دارند، به جای اینکه عضوی از خانواده بیمار جهت این امر تعیین شود“ بود که بالاترین نمره موانع (25) را دریافت نمود. در زمینه مراقبت حمایتی، ”جمع آوری تمامی مدارک توسط منشی بخش جهت امضای خانواده قبل از ترک بخش“ بیشترین نمره (20) را دریافت کرد.
    نتیجه گیری. بر اساس یافته های این پژوهش، از دیدگاه پرستاران، آموزش مناسب مراقبت پایان زندگی و مراقبت تسکینی به پرسنل کادر درمان، آموزش به خانواده ها در مورد مسائل مرگ و مردن و توجه به مراقبت همه جانبه از بیمار و خانواده آنها سبب بهبود مراقبت پایان زندگی از بیماران در حال مرگ می شود.
    کلیدواژگان: مراقبت پایان زندگی، پرستاری، نگرش، مراقبت ویژه
  • محمدرضا جانی، محمدرضا رزم آرا* صفحات 36-43
    هدف: این پژوهش با هدف تعیین ارتباط کیفیت زندگی با ویژگی های جمعیت شناختی افراد مبتلا به آنژین صدری در بیمارستان شهدای شهرستان قاین در سال 1394 انجام شد. زمینه: بیماری های قلبی عروقی شایع ترین علت مرگ در بیشتر کشورهای جهان از جمله ایران و مهمترین عامل از کار افتادگی محسوب می شوند. بیماری های قلبی عروقی از قابل پیشگیری ترین بیماری های غیر واگیر به شمار می آیند. کیفیت زندگی در بیماری های قلبی عروقی با تغییرات نامناسب همراه است و عوامل متعددی در بهبود کیفیت زندگی این بیماران نقش دارند. روش کار: این پژوهش مقطعی از نوع توصیفی- همبستگی بود که بر روی 240 فرد مبتلا به آنژین صدری پایدار بستری در بخش های سی سی یو و پست سی سی یو بیمارستان شهدای قاین از فروردین تا دی ماه 1394 از طریق سرشماری انجام شد. برای بررسی کیفیت زندگی از ابزار SF-36 استفاده شد. پرسشنامه از طریق مصاحبه برای بیماران تکمیل گردید. داده ها با استفاده از آزمون های آماری من ویتنی و کروسکال والیس با کمک نرم افزار SPSS-20 تحلیل شد. یافته ها: میانگین نمره کل کیفیت زندگی از صد نمره، 61/74 با انحراف معیار 22/49 بود که نشان دهنده کیفیت زندگی در سطح خوب است. بر اساس یافته های این پژوهش، متغیر سن با ابعاد اختلال نقش به خاطر سلامت عاطفی (0/034P=) ، انرژی/ خستگی (0/001P=) ، و سلامت عمومی (0/004P=) ؛ متغیر جنس با ابعاد اختلال نقش به خاطر سلامت عاطفی (0/008P=) ، انرژی/ خستگی (0/01P=) ، عملکرد اجتماعی (0/003P=) ، و سلامت عمومی (0/04P=) ؛ متغیر وضعیت تاهل با ابعاد عملکرد جسمی (0/032P=) ، و انرژی/ خستگی (0/04P=) ؛ و متغیر وضعیت تحصیلات با ابعاد انرژی/ خستگی (0/007P=) و سلامت عمومی (0/001P=) ارتباط معنی داری آماری دارند. نتیجه گیری: با توجه به ارتباط کیفیت زندگی با برخی متغیرهای دموگرافیک، استفاده از رویکردهای مناسب مراقبتی ارتقای کیفیت زندگی ازجمله اجرای برنامه های آموزشی برای افراد مبتلا به بیماری آنژین صدری توصیه می شود.
    کلیدواژگان: آنژین صدری، کیفیت زندگی، متغیرهای دموگرافیک
  • ندا آزاده جو، طاهره نصرآبادی* ، سپیده نصرالله صفحات 50-59
    هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط بین خستگی ناشی از شفقت و حساسیت اخلاقی در پرستاران بخش های مراقبت ویژه بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین انجام شد. زمینه: پرستاران به واسطه مراقبت از مددجویان، با شرایطی روبرو می شوند که می تواند منجر به نوعی خستگی به نام ”خستگی ناشی از ابراز شفقت نسبت به بیماران “شود. حساسیت اخلاقی به عنوان پایه و سنگ بنای اخلاق در پرستاری می تواند در کاهش مشکلات ناشی از مراقبت برای پرستاران مفید باشد.
    روش کار. مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی همبستگی است که جامعه آماری آن را کلیه پرستاران شاغل در بخش های مراقبت ویژه بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین در 6 ماه اول سال 1396 تشکیل دادند. از طریق روش سرشماری و بر اساس معیارهای ورود 200 پرستار انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه مشخصات دموگرافیک، خستگی ناشی از شفقت” فیگلی “و حساسیت اخلاقی” هان“ استفاده گردید. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 19 با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون های آماری کولموگروف اسمیرنف، تی مستقل، آنووا و ضریب همبستگی پیرسون) تحلیل و ارائه شدند. یافته ها:  میانگین نمره حساسیت اخلاقی پرستاران، 21/53 با انحراف معیار 69/13 (از دامنه نمره صفر تا 100) و میانگین نمره خستگی ناشی از شفقت، 55/25 با انحراف معیار 66/4 (از دامنه نمره صفر تا 50) بود. ضریب همبستگی اسپیرمن نشان داد که بین حساسیت اخلاقی پرستاران و خستگی ناشی از شفقت آنها همبستگی معکوس و معنی داری وجود دارد (015/0P= و 171/0r=).
    نتیجه گیری
    حساسیت اخلاقی پرستاران با خستگی ناشی از شفقت آنان ارتباط دارد. لذا فراهم کردن زمینه برای تقویت حساسیت اخلاقی پرستاران می تواند در کاهش این پدیده موثر باشد.
    کلیدواژگان: خستگی ناشی از شفقت، حساسیت اخلاقی، پرستار، بخش مراقبت ویژه
  • بنفشه قربانی، پروانه عسکری، فاطمه بهرام نژاد* صفحات 60-69
    هدف: این مطالعه با هدف مروری بر مراقبت های پرستاری و آموزش به بیماران با وسیله کمک بطنی انجام شد. زمینه: نارسایی قلبی یکی از مهم ترین بیماری های غیرواگیر است که درمان های دارویی و غیردارویی متعدد از جمله استفاده از وسایل کمک بطنی به بقای افراد مبتلا به این بیماری کمک شایانی کرده است. مراقبت های پرستاری از این بیماران و آموزش به بیمار می تواند به موفقیت این نوع درمان کمک شایانی کند. روش کار: این مطالعه مروری در سال 1397 با جست و جو در پایگاه های داده ای Google Scholar، OVID، Up-to-date، Springer، Scopus، CINAHL، Cochran، Web of Science، MagIran، SID، PubMed با استفاده از کلیدواژه های نارسایی قلبی، وسیله کمک بطنی، بیماری قلبی عروقی، میزان بقا، عوارض نارسایی قلبی و مراقبت های پرستاری؛ و معادل انگلیسی آنها انجام شد. در مجموع، 63 مقاله بدون محدودیت زمانی در ارتباط با مطالعه حاضر یافت شد که از این تعداد، 10 مقاله تکراری و 4 مقاله که متن کامل آنها در دسترس نبود حذف شد و و در نهایت، 49 مقاله وارد مطالعه شدند. یافته ها: نقش پرستار در آموزش به بیماران دارای وسایل کمک بطنی از اهمیت به سزایی برخوردار است. با آموزش به بیمار در زمینه پیشگیری و مدیریت عوارض می توان تاثیر مهمی در بهبود کیفیت زندگی بیماران و افزایش بقای آنها داشت.
    نتیجه گیری
    آشنایی با رویکردهای نوین درمان بیماری نارسایی قلبی برای پرستاران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. وسایل کمک بطنی با عوارضی از جمله عفونت، خونریزی، و آریتمی های قلبی همراه است. شناسایی، پیشگیری و مدیریت این عوارض می تواند به بقای این بیماران و افزایش کیفیت زندگی آنها کمک کند.
    کلیدواژگان: نارسایی قلبی، وسایل کمک بطنی، مراقبت پرستاری
  • محمدسعید کلانتری میبدی* صفحات 70-77
    هدف
    این مطالعه مروری با هدف بررسی اثرات درمانی زعفران بر بیماری های قلبی عروقی از نقطه نظر طب ایرانی و طب نوین انجام شد.
    زمینه
    بیماری های قلبی عروقی در حال حاضر تقریبا نیمی از بیماری های غیر مسری را تشکیل می دهند و عامل مرگ 17/3 میلیون نفر در سال هستند. زعفران یکی از گیاهان دارویی است که در طب ایرانی برای درمان بیماری های قلبی کاربرد دارد. زعفران بخش قابل استفاده یک گیاه پایا و از تیره زنبق است. در واقع، ناحیه انتهایی خامه و کلاله این گیاه را زعفران گویند.
    روش کار
    در این مطالعه مروری، کتب مرجع طب سنتی ایرانی از جمله کتاب مخزن الادویه، خلاصه الحکمه، ذخیره خوارزمشاهی، قرابادین کبیر، تفریح القلوب، ریاض الادویه، الابنیه عن حقایق الادویه و اکسیر اعظم بررسی شدند. همچنین، جستجو در پایگاه های داده ای Google Scholar، Web of Science، Scopus، Science Direct، Magiran، SID، و PubMed با استفاده از کلیدواژه های زعفران، بیماری قلبی عروقی، بیماری قلبی، خواص درمانی زعفران و معادل انگلیسی آنها انجام شد. در مجموع، 58 منبع یافت شد و تعداد 37 منبع وارد مطالعه شد و متون آنها بطور کامل، مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    زعفران درطب سنتی ایران‏ قابض و محلل و منضج و گشاینده گرفتگی های کبد و عروق است، در قوت دادن گوهر روح و شاد کردن و تقویت قلب بسیار مفید است و سبب بهتر رسانیدن اثر داروهای قلبی به قلب می شود و طبیعت آن گرم و خشک است. این مطالعه نشان داد که زعفران علاوه بر خواص ضد اسپاسم، خلط آور،کمک کننده به هضم، ضد التهاب، ضد افسردگی، آرامش بخش، ضد نفخ، معرق، محرک معده، ضدتشنج، تقویت حافظه، قاعده آور و تقویت کننده میل جنسی؛ برای سیستم قلبی عروقی نیز دارای اثرات محافظتی در بیماری های ایسکمیک قلب، کاهنده تری گلیسیرید و کلسترول، آنتی آریتمیک، کاهنده فشار خون، شل کننده ماهیچه های صاف عروق و مهارکننده تجمع پلاکتی است. همچنین، زعفران می تواند به عنوان یک داروی پیشگیرانه جدید برای بیماری های ایسکمیک قلبی معرفی شود.
    نتیجه گیری
    در طب ایرانی و طب مدرن، اثرات مثبت متعددی برای زعفران برشمرده اند و به صورت ویژه به اثرات این ماده در بیماری های قلبی عروقی اشاره شده است.
    کلیدواژگان: زعفران، بیماری قلبی-عروقی، بیماری ایسکمیک قلبی، طب ایرانی، طب نوین
|
  • Mohammad Ali Besharat , Somayeh Ramesh*, Hossein Nogh Pages 6-15
    Aim. The purpose of the present study was to examine the predicting role of worry, anger rumination and social loneliness in to coronary artery disease.
    Background. Adjustment to heart disease, as an stressful experience, is a difficult process and involves the patient in serious issues.
    Method. A total of 327 people with coronary artery disease (138 women, 189 men) participated in this descriptive correlational study. Participants were asked to complete the Penn State Worry Questionnaire (PSWQ), Anger Rumination Scale (ARS), Social Loneliness Scale (SLS), and Adjustment to Illness Scale (AIS). Data were analyzed using Pearson correlation and stepwise regression.
    Findings. Worry, anger rumination and social loneliness was found to have a statistically significant and negative correlation with adjustment to coronary artery disease; that is, with an increase in worry, anger rumination and social loneliness, the level of adjustment to coronary artery disease is reduced. According to Regression analysis, of the three analyzed variables, worry and social loneliness were predictors of adjustment to coronary artery disease, so that worry and worry with social loneliness predicted 35 and 41 percent of the variance of adjustment to coronary artery disease, respectively (p<0.01) .
    Conclusion. Taking worry and social loneliness into consideration when planning preventive programs is a necessity. At an interventional level, together with the routine medical treatments, psychological interventions for worry and social loneliness has a great necessity as well
    Keywords: Worry, Anger rumination, Social loneliness, Coronary artery disease, Adjustment
  • Zeynab Saremi , Thayebeh Khazaie*, Tooba Kazemi , Alireza Saadatjo Pages 16-25
    Aim. This study compares the effect of foot reflexology and stroke massage on depression in people with acute myocardial infarction.
    Background. Depression is a common complication of myocardial infarction and could increase the likelihood of further attacks. Medication as a common therapy for treating depression has many side effects. So interventions performed with minimal risk is of great importance when managing depression in these people.
    Method. In this randomized clinical trial (IRCT2016060817756N2), 60 people with myocardial infarction, admitted to CCU in Valiasr hospital in Birjand, were selected using convenience sampling and randomly allocated into three groups; intervention with reflexology (n=20), intervention with stroke massage (n=20), and control group (n=20). Massage therapy was implemented for 5 weeks (three days a week) . Data collection tool was Beck Depression Inventory. Beck Depression Inventory was completed before and after intervention by participants in all three groups. Data were analyzed in SPSS 16 software using Chi-square test, t-test, ANOVA and Tukey.
    Findings. Before intervention, there was no statistically significant difference between the groups in the mean score of depression (p=0.453), but a statistically significant difference was found after intervention (p <0.001). Tukey's post hoc test showed that after intervention, the mean scores of depression significantly decreased in foot reflexology group (23.65±3.50) compared with that of stroke massage group (27.55±3.42) (p=0.006) and control group (30.05±4.50) (p<0.001), but not statistically significant difference seen between stroke massage and control groups in terms of mean score of depression. Changes in mean depression scores before and after intervention was significantly higher in the foot reflexology massage group compared with stroke massage and control groups, and also, these changes was significantly higher in the stroke massage group compared with control group.
    Conclusion. Both types of massage were effective in reducing depression, and the effect of the foot reflexology was greater. So, it is recommended to apply these interventions in routine nursing care for people with myocardial infarction experiencing depression
    Keywords: Myocardial infarction, Depression, Foot reflexology, Stroke massage
  • Pouya Farokhnezhad Afshar , Parvin Ashkanirad*, Sara Hosseini Pages 26-34
    Aim: This study aimed to evaluate the perceptions of nurses working in intensive care units about obstacles and supportive behaviors of end of life care. Background: End of life care is an important part of nursing duties in intensive care units. Exploring supportive behaviors of end of life care from the perspective of nurses may lead to better understanding of supportive behaviors and obstacles of end of life care. Method: This study was a descriptive cross-sectional study in which 160 staff nurses, working in intensive care units in Rajaei Cardiovascular Medical and Research Center, were recruited by random sampling in 2016. Data were collected using demographic form and the questionnaire “National Survey of Critical-Care Nurses Regarding End-of-Life Care” (NSCCNR-EOL) and analyzed in SPSS version 22 software using descriptive statistics. Findings: The most important obstacle in end-of-life care was "family and friends who continually call the nurse wanting an update on the patient's". In the field of supportive care, "After the patient's death, having support staff compile all the necessary paper work for you" received the highest score. Conclusion: Based on the findings, in critical care nurses views, appropriate training on end-of-life care and palliative care for staff, educating families about issues of death and dying, and the holistic care of patients and their families improve end-of-life care of dying patients
    Keywords: End-of-life Care, Nursing, perception, Intensive care
  • Mohammadreza Jani , Mohammadreza Razmara* Pages 36-43
    Aim: The aim of this study was to determine the relationship between quality of life and demographic characteristics of people with angina pectoris in Shohada Hospital in Qaen city, Iran in 2014. Backgrounds: Cardiovascular disease is the most common cause of death in most countries around the world, including Iran, and also, it is the most important cause of disability. Cardiovascular disease is one of the most preventable non-communicable diseases. Quality of life in heart disease is associated with inappropriate changes, as several factors contribute to improving the quality of life of these patients.. Method: This cross-sectional correlational study was conducted on 240 individuals with angina pectoris in the CCU and Post-CCU wards of Shohada Qaen Hospital, Qaen, Iran, from April to December 2014. The sample were recruites by census method and the SF-36 tool was used to assess the quality of life. The questionnaire was completed by interviewing patients. Data were analyzed in SPSS-20, using Mann-Whitney and Kruskal-Wallis tests. Findings: The mean score of total quality of life was 61.74±22.49, indicating good quality of life. The findings showed that the age was significantly related to the role disorder due to emotional health (P=0.034), energy/ fatigue (P=0.001) and general health (P=0.004) domains of quality of life. The gender was significantly related to the role disorder due to emotional health (P=0.008), energy/ fatigue (P=0.01), social function (P=0.003) and general health (P=0.04). The marital status was significantly related to the physical function (P=0.032), and energy/ fatigue (P=0.04). Finally, a statistically significant relationship was found of education level with energy/ fatigue (P=0.007) and general health (P=0.001). Conclusion: The use of appropriate care approaches, including educational programs is suggested for people with angina pectoris in order to improve their quality of life
    Keywords: Angina pectoris, Quality of life, Demographic variables
  • Neda Azadehjo , Tahereh Nasrabadi*, Sepideh Nasrollah Pages 50-59
    Aim. The purpose of this study was to determine the relationship between compassion fatigue and moral sensitivity in nurses of critical care units of hospitals affiliated to Qazvin University of Medical Sciences.
    Background. Nurses encounter conditions during taking care for clients that can lead to a type of fatigue called compassion fatigue. Ethical sensitivity as the basis of ethics in nursing can be helpful in reducing nursing care problems.
    Method. This study was a cross-sectional descriptive-correlational study in which 200 nurses working in critical care units of hospitals affiliated to Qazvin University of Medical Sciences were recruited in the study through census sampling method and inclusion criteria. Demographic characteristic form, and the compassion fatigue questionnaire and moral sensitivity questionnaire was used for data collection. Data were analyzed in SPSS version 19 using descriptive and inferential statistics.
    Findings. The mean score of moral sensitivity was 53.21±13.69 and the mean score of compassion fatigue was 25.55±4.66. Spearman correlation coefficients revealed that there was a statistically significant and reverse correlation between moral sensitivity and compassion fatigue among critical care nurses (r=0.171, p=0.015).
    Conclusion. The moral sensitivity of critical care nurses is related to their compassion fatigue. Therefore, provision of a framework for strengthening the moral sensitivity of nurses could be effective in reducing this phenomenon
    Keywords: Compassion fatigue, Moral sensitivity, Nurse, Critical care unit
  • Banafsheh Ghorbani , Parvaneh Asgari , Fatemeh Bahramnezhad* Pages 60-69
    Aim: The purpose of this study was to review the nursing care and education of patients with Ventricular Assist Device (VAD). Background Heart failure is one of the most important noncommunicable diseases. There are many pharmacological and non-pharmacological approaches for treatment of heart failure. These treatments have contributed to the survival of people with this disease. Nursing care of patients with VADs can prolongs patient’s quality of life and survival. Method: This review study was conducted in 2018 using the keywords heart failure, intraventricular assist devise, cardiovascular disease, survival rate, complications of heart failure and nursing care, by searching in the search engines/ databases Google Scholar, OVID, Up-to-date, Springer, PubMed, SID, MagIran, Web of Sciences, Cochrane Library, CINHAL, and Scopus without time limit. A total of 63 articles were found related to the subject under study, out of which, 10 duplicate articles were omitted from the list and 4 articles were excluded because they were not available; this way, 49 papers were included in the study. Findings: The role of the nurse in teaching patients with VADs is very important. Patient education can be a help for improving quality of life and increasing patient’s survival. Conclusion: Familiarity with the new approaches to manage heart failure is very important for nurses. VADs have complications such as infection, bleeding, and arrhythmias; recognition, prevention and management of these complications can improve patient’s quality of life and survival
    Keywords: Heart failure, Nursing care, Ventricular assist device
  • Mohammad Saeed Kalantari Meybodi * Pages 70-77
    Aim
    The aim of this review was to investigate the effects of Crocus sativus (Saffron) on cardiovascular diseases from Iranian traditional medicine to modern phytotherapy.
    Background
    Cardiovascular disease (CVD) presently accounts for almost half of non-communicable diseases (NCDs) and causes deaths of 17.3 million per year. Crocus sativus is one of the various traditional herbs that have been demonstrated to have therapeutic effects on cardiovascular disease. Crocus sativus, commonly known as Saffron, is a species of flowering plant of the Crocus genus in the Iridaceae family.
    Method
    Data were obtained from searching the scientific databases including Pubmed, ScienceDirect, Scopus, Web of Science, Google Scholar and related Iranian traditional medicine books. The keywords included "Crocus sativus", "saffron", "cardiovascular diseases", "heart disease" and "therapeutic properties of saffron". Finally, searching in databases detected 58 records that 37 sources had the inclusion criteria and their full texts were carefully reviewed.
    Findings
    Crocus sativus shows antispasmodic, eupeptic, gingival sedative, anticatarrhal, nerve sedative, carminative, diaphoretic, expectorant, stimulant, stomachic, aphrodisiac, and emmenagogue activities. In addition, it is effective in treating cardiovascular disease. Crocus sativus extract has an anti-arrhythmic effect, vascular smooth muscle relaxant, blood pressure reducing effect and protective role on ischemic heart disease. Also, it can play an important role in stopping ischemic heart damage and be used as a new preventive tool for ischemic heart disease.
    Conclusion
    Many studies confirm that Crocus sativus has a wide range of pharmacological activities, but it seems more research is needed to evaluate these mechanisms.
    Keywords: Crocus sativus, Saffron, Cardiovascular diseases, Ischemic heart disease, Persian medicine, Phytotherapy